جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نبوت عامه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    نبوت عامه




    نبوت عامه به معنای بحث درباره همه پیامبران به صورت کلی می باشد صرف نظر از یک پیامبر خاص یا به عبارتی بحث هایی که به طور کلی درباره وحی و نبوت می شود یعنی قطع نظر از نبوت یک پیغمبر.


    نبوت عامه



    آیا مفهوم نبوت در همه ادیان به یک گونه برداشت می شود؟



    واژه نبی و نبوت در ادیان الهی با تعبیرهای متفاوت و گوناگونی استفاده شده است. و از منظر آن ادیان تعبیرها و جایگاههای ویژه ای داشته اند.


    تاریخچه و معناى نبى و نبوت عامه از دیدگاه عهد عتیق


    نبوت عامه



    • واژه نبی و نبوت
    • حدود نبوت
    • درجات انبیا
    • اطاعت از انبیا
    • پیامبران زن



    واژه نبی و نبوت


    واژه‏ى انگلیسى Prophet در اساس از کلمه یونانى Prophetes گرفته شده است، یک اسمى است‏ به معناى «کسى که سخن مى‏گوید» یا «کسى که اعلام مى‏کند» یا کسى که از پیش سخن مى‏گوید یا «کسى که از آینده سخن مى‏گوید» مى‏آید. (1) و همچنین به معناى مفسر و معبر معابد مقدس است فى المثل محراب آپولو (خداى زیبایى، شعر و موسیقى در یونان) در معبد دلفى که احتمالا مشهورترین عبادتگاه در عهد یونان باستان بوده است، جایگاه عبادت خانم جوانى بوده که پوتیا نامیده مى‏شده است و ظاهرا با محتضران به نام خدا سخن مى‏گفته است، سخنان او به طور کلى نامفهوم بوده است و نیاز بوده است که توسط ملازمان کاهن که به آنها Prophet مى‏گفتند، به زبان واضح و معقولى تفسیر یا ترجمه شود. (2)


    ریشه‏ى نبا Naba عبرى در اکدى نبو Nabu است، به معنى تایید و اعلام و توبیخ کردن و در عبرى هم معنى جذبه‏اى خاصى دارد که ارزش اجتماعى پیامبرى را در اعلام کردن و دعوت کردن مى‏داند. (3)


    کلمه نبى بیش از سیصد بار در عهد قدیم آمده است. (4) و عنوان نبى در بنى اسرائیل، معانى مختلفى دربرداشت. بیشتر منظور از آن، خبر دادن از احکام الهى و امور دینى و به تخصیص اخبار از امور آینده مى‏باشد. (5)


    عنوان کلى که در تورات براى پیامبر به کار رفته است، واژه‏ى navi مى‏باشد. در دوره‏هاى پیش از اسارت بابلى، لقب نوى Navi مخصوصا در اسرائیل شمالى (افرائیم) عمومیت داشت، در این جا اصطلاح مذکور، عنوان کلى براى هر شکل و حالت پیامبرانه بود و تنها لقبى بود که به پیامبران قانونى و مشروع گفته مى‏شد.


    در یهودا و بالاخص در اورشلیم، واژه‏ى بیننده hozen تصویر مرجحى بود این لقب، اصالتا در متونى که از جنوب نشات مى‏گیرد، ظاهر مى‏شود.


    یک دلیل مستند سنتى در مورد ماهیت نبوت در گذشته، این است که در طول قرن گذشته، باستان شناسان تعدادى از متون خاور نزدیک باستانى را آشکار ساخته‏اند. از جمله شهر بین النهرین مارى بر روى دره فرات، حفاریها موفق به کشف نامه‏ها و رساله‏هایى از قرن 18 قبل از میلاد شده‏اند که فعالیت‏ها و پیامهاى متعددى از انواع مختلف اهل مکاشفه و غیب گویانه را وصف مى‏کند که با پیامبران اسرائیلى بعدى شباهتهایى دارد.


    غیب گویان از سوى خدایان گوناگونى آمده‏اند و به نظر نمى‏رسد که آنها را مورد خطاب قرار داده، دعوت و طلبیده شده باشند. برخى از غیب گویان وصف شده در این نامه‏ها، افراد عادى و معمولى هستند اما برخى دیگر، داراى عناوین و القاب خاصى هستند که نشان مى‏دهد داراى رفتار خاصى مى‏باشند. و یک نقش مذهبى پذیرفته شده‏اى را در جامعه مارى، ایفا نموده‏اند. از جمله «پاسخ دهنده‏» ، «جذبه‏اى‏» ، «سخن گوینده‏» ، «فریاد کننده‏» ، «وحى آورنده‏» و «پارسا» ذکر شده است. (6)


    در عهد عتیق گاهى از نبى با عنوان مرد خدا یاد مى‏کردند. در کتاب اول پادشاهان باب هفدهم آیه 18 آمده است که زنى خطاب به ایلیا مى‏گوید: اى مرد خدا. الیاده در همین زمینه مى‏گوید: عنوان و لقبى که از همه بهتر تصدیق شده «مرد خدا» Ishha Elohim مى‏باشد که در منابع شمالى وجود دارد، مخصوصا در حکایات پیامبرانه‏ى قدیم مربوط به حوزه‏ى الیاس الیشع در تاریخ سفر تثنیه. این لقب احتمالا در اصل به مردمى اطلاق مى‏شده که به تصور خود، مى‏توانسته‏اند قدرت الهى را در اختیار خود داشته و آن را در طرق خارق العاده‏اى (معجزه آسایى) به کار برند.اما این واژه بسیار گسترده بود و نهایتا به هر کسى که رابطه‏ى خاصى با خدا دارد، اطلاق مى‏شد» . (7)


    حدود نبوت


    انتخاب نبى: در کتاب مقدس، حقیقت نبوت امرى بدیهى و روشن است. به صورتى که خداوند اراده و خواست ‏خویش را به وسیله‏ى پیامبران به انسانها ابلاغ مى‏نماید. (8) و انتخاب از جانب خدا و بر حسب مشیت و اراده او است. زمانى افراد پیش از انعقاد نطفه نظیر ارمیا برگزیده مى‏شدند. (9) زمانى نیز از طرف نبى دیگرى به نبوت مسح مى‏شوند نظیر الشیع از طرف ایلیا. (10)

    درجات انبیا


    در کتاب مقدس همه پیامبران در یک درجه نبودند، بلکه موسى علیه السلام از همه بزرگتر بود به صورتى که خداوند مستقیما با او حرف مى‏زد (11) و دیگر پیامبران که خدا از طریق خواب و رؤیا با آنها سخن مى‏گفت. در بعضى موارد نیز نیرویى در وجود نبى وارد مى‏شده که او را وادار به سخن گفتن مى‏کرده است، اوحکمى مى‏کرده یا سخنان سودمندى مى‏گفته است‏ یا تدبیرى الهى انجام مى‏داده است و تمامى آن در حال بیدارى و تصرف حواس انجام مى‏شده است. به همین نحو داوود مزامیر و سلیمان امثال و جامعه و سرود سرودها را نوشتند و به همین شیوه کتاب دانیال و ایوب و دیگر کتب نوشته شدند و نیز مى‏گویند به واسطه روح القدس نوشته شدند و نظیر بلعام که خداوند کلامش را در دهان او قرار داد. (12) و او به واسطه روح القدس سخن مى‏گوید. (13)
    بعضى از انبیا صاحب کتابند ولى بعضى نبوتشان به اندازه‏ى یک کتاب نبوده، مانند بئرى که نبوتش ضمیمه کتب اشعیا شد. (14)


    بعضى از انبیا تنها به قرائت کتاب و خبر دادن از گذشته و آینده اکتفا مى‏جستند. هدیه‏اى مى‏پذیرفتند و سخنى مى‏گفتند. اما برخى در هدایت و مخصوصا در انذار مردم سخت کوشا و پر توان بودند. از روحى تند و سرکشى سخن مى‏گفتند که چون تازیانه بر پیکر و اعصاب شنوندگان اثر مى‏گذارد و بعضى هم سخت مورد تمسخر قرار مى‏گرفتند. (15)


    نبوت عامه



    اطاعت از انبیا


    در کتاب مقدس آمده است که خداوند نبى را از میان مردم مبعوث مى‏گرداند و هر آنچه امر فرماید به ایشان خواهد گفت و هر کسى که سخنان او را نشنود، خداوند او را مجازات مى‏کند. (16) نبى نیز هر حکمى را دریافت کرد مکلف به ابلاغ است و خداوند او را حفظ مى‏کند. (17) هر زمان که مردم سخنان نبى را نشنوند، خداوند بر آنها خشم مى‏گیرد «دلهاى خود را مثل سنگ، سخت کردند و نخواستند دستوراتى را که من با روح خود به وسیله انبیاى گذشته به ایشان داده بودم بشنوند. به همین دلیل بود که خشم عظیم خود را از آسمان بر ایشان نازل کردم‏» . (18)

    پیامبران زن


    در عهد عتیق پیامبرى اختصاص به مردان نداشته، بلکه زنان نیز «نبیه‏» خوانده شده‏اند انبیاى مرد اسرائیل «پدر» و پیامبران زن نیز «مادر اسرائیل‏» خوانده شده‏اند. آنان عبارتند از «ساره‏» زوجه ابراهیم و مادر اسحاق (19) «میریام‏» (مریم) خواهر موسى و هارون دخت عمران. «دبورة‏» که رهبر و مادر اسرائیل و نبیه نامیده شده است. (20) او همسر لفیدت بود که در زیر نخ دبوره بر مردم داورى مى‏کرد. «حنه‏» مادر سموئیل نبى. «حلده‏» زوجه شلوم، آبشالوم خیاط دربارى که ساکن محله دوم اورشلیم بود.

    نبوت عامه


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    منابع:

    1. دایرة المعارف الیاده: 12/16.
    2. دایرة المعارف آمریکا ناج : 21/665.
    3. نبوت اسرائیلى، نشریه دوم، ص 177; تحقیقى در دین یهود ، ص 327.
    . Hastings :Encylopaedia of Religon and Ethiecz :10/757.
    4. قاموس کتاب مقدس، ص 837.
    5. دایرة المعارف الیاده: 12/15و16.
    6. همان، ص 328; تاریخ تمدن ویل دورانت: 1/369.
    7. داوران: 13/5، اول سموئیل‏1: 11.
    8. ارمیا1: 4و 5و6.
    9. اول پادشاهان‏19: 16.
    10. دلالة الحائرین: 2/404; تنقیح الابحاث للملل الثلاث، ص 11.
    . اعداد23: 5.
    11. دلالة الحائرین: 2/443.
    12. اشعیا8: 19.
    13. نبوت اسرائیلى نشریه دوم دانشکده الهیات مشهد ص 197 به نقل از سلیمان مظهر قصة العقاید.
    14. تثنیه‏18: 19و 15.
    15. ارمیا1: 78 تثنیه‏18: 18.
    16. زکریا7: 12.
    17. اول پادشاهان‏18: 22.
    18. پیدایش 21: 2 به بعد.
    19. داوران‏4: 4و 5: 7.
    20. دوم پادشاهان‏22: 14.

  5. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود