جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا صفاومروه از شعائر خداست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    209
    حضور
    152 روز 15 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    289
    آپلود
    1
    گالری
    6
    صلوات
    1387

    چرا صفاومروه از شعائر خداست؟




    چرا صفاومروه از شعائر خداست؟
    پرسش:
    چرا صفاومروه از شعائر خداست؟
    پاسخ :

    إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ (بقره/158)

    «
    صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏ هاى) خداست! بنا بر اين، كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است‏


    سلام به شما پرسشگر گرامی
    ابتدا توضیحی درباره متن آیه عرض می کنم و سپس پاسخ شما را درج می نمایم:


    در این آیه سعی بین صفا و مروه را با تعبیر «لا جناح» (یعنی باکی نیست، اشکالی ندارد) بیان کرده که صرفا جواز را می رساند نه الزام و تکلیف را، در حالی که می دانیم سعی صفا و مروه از اعمال واجب حج است!

    با مراجعه به اسباب نزول آیه (که فضای نزول آیه و حکمت نازل شدنش را برای ما توضیح می دهد) روشن می شود که تعبیر «لا جناح»، از باب «دفع توهم منع» آورده شده است، زیرا مسلمین در «عمرة القضاء» (در سال هفتم هجری) تنها سه روز از مشرکان مهلت خواسته بودند تا بتهای خود را از خانه خدا و کوه مروه و صفا بردارند تا آنها هم مراسم عمره را انجام دهند.

    پس از گذشت سه روز، مشرکین بتهایشان را برگرداندند ولی برخی از مسلمین به عللی هنوز نتوانسته بودند مراسم سعی صفا و مروه را انجام دهند و از این جهت در حرج واقع شدند که چکار کنند و آیا می توانند این عمل را در حالی که بتها برگردانده شده انجام دهند یا نه!

    آیه مذکور نازل شد و بیان کرد که در این کار منعی نیست و سعی کنندگان چون با هدف الهی، مراسم سعی و صفا و طواف را انجام می دهند، بر آنها باکی نیست که سعی صفا و مروه را انجام دهند در حالی که بر دو کوه صفا و مروه بتی باشد یا نباشد. بنابراین تعبیر «لا جناح» برای رفع توهم گناه بود. (1)

    با این مقدمه کوتاه عرض می کنم که:
    از «صفا و مروه»، تنها در همین یک آیه یاد شده است. دو کوه صفا و مروه، در دو سوی دره تنگ و محدود مکّه قرار گرفته‌اند که حاجیان در مرحله‌ای از مراسم حج، این فاصله (که حدود سیصد متر است) را باید هفت بار با شتاب (=سعی، دویدن) طی کنند و بنا به سنتی، قسمتی از بخش میانی راه را «هروله» می‌کنند؛ یعنی با سرعت و شتاب بیشتری می‌دوند!

    خداوند این حرکات و «سعی» و تلاش را در قرآن حکیم از شعائر خود نامیده و به حاجیان توصیه کرده است در حج و عمره آن را به جای آورند.

    اصولاً همه مراسم و مناسک حج از شعائر الهی هستند. «شعائر» به اعمال و حرکاتی گفته می‌شود که درک و فهم آن محتاج اندیشه و «شعور» بیشتری از مسائل سطحی و ظاهری است. شعائر حج یعنی نمادها، نشانه‌ها و رموزی که به گونه‌ای سمبلیک حقیقتی را که شناخت مراتب عمیق آن تابع درجات تعالی انسان است، بیان می‌کند و فلشی است در اشاره به معنایی که در وادی ظاهر قرار دارد.

    همان طور که شتر چاقی که برای قربانی انتخاب می‌شود هم از شعائر الهی معرفی شده: وَ البُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللّه (حج/36)؛ این قربانی در واقع سمبل ایثار است و به ما می‌فهماند که در قربانگاه، باید عالی ترین را ایثار کرد.

    اما صفا و مروه سمبل چه حقیقتی است و چه پیامی دارد و چرا باید میان این دو «سعی» کرد؟
    سعی میان صفا و مروه اشاره‌ای به ابتلای الهام بخش هاجر در تلاش برای رسیدن به «آب» است. آن‌گاه که همسرش ابراهیم، او و طفل نوزادش اسماعیل را به فرمان الهی و در تسلیم به مشیت او، در صحرای سوزان و تفتیده مکه رها کرد و رفت، و این زن، یکه و تنها، بدون سر پناه و ساز و برگ زندگی، در صحرای هولناک، در برابر خورشیدی که هر لحظه بالاتر می‌آمد و طفلی که هر دم تشنه‌تر می‌گشت، به دامان سرنوشت رها گردید. هاجر سراسیمه به اطراف و بلندی های صفا و مروه می‌دوید تا مگر اثری از آب و آبادی ببیند و طفل مشرف به مرگ خویش را که میان دره نهاده بود، سیراب کند. هرگاه که در این رفت و برگشت به طفل نزدیک می‌شد، برای اطمینان از زنده بودن او و به جاذبه عشق مادری، شتاب بیشتری می‌گرفت و «هروله» می‌کرد و چون بی‌تابی و عطش جانسوز او را می‌دید، به سرعت به سمت دیگری می‌دوید! اما هر بار خسته و فرسوده‌تر، دست خالی بر می‌گشت و عاجزانه از خدا التماسِ «آب» می کرد و به او استغاثه می‌نمود. هاجر فقط به نشستن کنار طفل و انابه و استغفار و دعا و درخواست و دست نیاز به سوی خدا دراز کردن، بسنده نکرد، بلکه با نهایت «سعی» و کوشش، تمام توان خویش را برای یافتن آب به کار بست و از وجود خویش با تمام وجود مایه گذاشت؛ یعنی هم تلاش کرد و هم توکل؛ هم «سعی» کرد و هم از خدای سبحان کمک خواست، و سر انجام پس از ساعت ها تلاش و توکل و ستیز با تشنگی و تنهایی و مرگ و نیستی، سعی‌ پاک و تلاش خالصانه اش به ثمر نشست و چشمه جوشان زمزم از پایین پای اسماعیل چوشیدن گرفت و به زندگی وی حیاتی دوباره بخشید!

    برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به:
    http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfshow...436&searchstr=



    پرسش: پس کربلا هم بعلت سعی حسین بن علی(ع) برای جهاد در راه الله جل جلاله و شهادت ایشان و ریختن خون حضرت در آن شهر پربلا نیز کربلا را از شعائر خدا می کند. نتیجه گیری کاملی است؟

    يك سوال ديگر: آیا شعائر در قرآن کریم تنها مربوط به حج میگردد؟

    پاسخ: کسی بر مساله شهادت آقا امام حسین (علیه السلام)، عنوان «شعائر الهی» اطلاق نمی کند چون اطلاق شعائر بر شهادت ایشان، معنا و مفهومی ندارد. سعی ایشان در جهاد و اطلاق شعائر بر آن هم مطلب عجیبی است که خودتان درست کرده اید و به نوشتار بنده ارتباطی ندارد!

    اما اقامه عزای حسینی و سوگواری آن بزرگوار، از عبادات بزرگ و ضامن حفظ و نگهداری دین اسلام است. به گفته استاد مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیه 32 حج، در قرآن کریم چند مصداق از شعائر الهی ذکر شده است:
    صفا و مروه
    قربانی حج (که این دو مورد را در پست پیشین توضیح دادم)
    همه مناسک و برنامه های حج (برای توضیح این مورد رجوع کنید به: تفسیر نمونه، ذیل آیه 2 سوره مائده)

    پرسش: شعائر در قرآن و بالطبع درکل فقط مربوط به حج است؟
    پاسخ: کلمه «شعائر» جمع «شعیره» است؛ شعیره یعنی علامت و نشانه. بنابراین «شعائر الله» یعنی نشانه های خدا. شعائر الهی علامت هایی است که خداوند آنها را برای اطاعت خودش نصب نموده است. (2)

    علامه طباطبایی در المیزان ذیل آیه 32 حج _ که می فرماید: و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب (هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست)_ ، شعائر را با توجه به ظاهر آیه و همچنین ظاهر روایات تفسیری ذیل آیه، ناظر به شتر قربانی و صفا و مروه دانسته که در آیات دیگر بدان ها به عنوان شعائر الهی تصریح شده است.

    اما برخی دیگر از مفسران (مانند استاد مکارم در تفسیر نمونه)، منظور از «شعائر» را شامل همه علامت های منصوب شده برای اطاعت الهی دانسته اند که شامل عبادات دیگر هم می شود. علامه طباطبایی این شمول را مخالف سیاق آیه 32 سوره حج می داند. (3)

    استاد مکارم در تفسیر آیه 32 حج می گوید:
    مناسک حج و مخصوصا شتر سالم و چاق قربانی حج، از مصادیق روشن شعائر الهی است و همانطور که در آیه 36 سوره حج با «مِن» تبعیضیه اشاره شده، قربانی حج بعضی از شعائر الهی است و نه همه آنها. نیز در آیه ان الصفا و المروة من شعائر الله (بقره/158)، صفا و مروه بعضی از شعائر الهی دانسته شده و نه همه شعائر الهی. (4)

    امین الاسلام طبرسی هم ذیل آیه 32 حج، بعد از اینکه «شعائر الله» را به «نشانه های دین خدا و نشانه هایی که برای طاعت الهی نصب شده» تفسیر می کند، می گوید: در اینکه منظور از شعائر الله چیست چند نظر وجود دارد: برخی آن را شتر قربانی دانسته اند و برخی همه مناسک حج و برخی هم آن را ناظر به همه دین دانسته اند. وی سپس تعظیم شعائر را به التزام عملی به آن معنا می کند. (5)


    پرسش: پس چگونه بزرگشماردن و عزاداری را با قرآن کریم توجیه مینماید؟
    پاسخ: آیا اهمیت عزاداری و سوگواری سالار شهیدان برای شما معلوم نشده است؟! حالا چه اصطلاحا آن را شعائر الهی بنامیم یا ننامیم، آیا این مطلب موجب بی اهمیت شدن عزاداری سیدالشهدا می شود؟!

    اهمیت بزرگداشت سوگواری سالار شهیدان با استفاده از روایات صحیح بی شماری که از اهل بیت عصمت و طهارت به دست ما رسیده و اینکه هر یک به گونه ای به عظمت و اهمیت مطلب اشاره نموده اند، روشن می شود. این مسایل، بدیهی و روشن است و نیازی به بیان و استدلال علامه طباطبایی و سایر بزرگان ندارد. مسلمانان راستین با تمسک به آیات روشن قرآنی، سخن رسول گرامی اسلام و هر آنچه که به طور صحیح از ایشان و ائمه هداه _که جانشین بر حق ایشان اند_ به دست ما رسیده و به گونه ای بدان امر یا تشویق یا دعوت نموده اند را فرا می گیرند و اجابت می کنند (نمونه هایی از روایات اهل بیت، در لینک های زیر آمده است).

    اگر به فرض محال، این همه توصیه و سفارش آل البیت (علیهم السلام) در بزرگداشت عزای حسینی هم نمی بود، همین اثرات عظیمی که همه ساله از این سفره پهن و پُر برکت حسینی می بینیم، برای اثبات این مدعا کافی بود. واقعا دو ماه رمضان و محرم، اثرات شگرف و انکار ناپذیری در اصلاح جامعه دینی دارد، مخصوصا ماه محرم که در آن با بیان رشادت ها و عظمت سیدالشهدا، روح حماسه و ظلم ناپذیری و دفاع از دین و قرآن و کسب معرفت و آرزوی شهادت در دل های بیدار اهل ایمان روز افزون می شود؛ الان هم می بینیم وقتی دشمن دون، به طناب پوسیده اهانت چنگ می زند و به ساحت قدسی پیامبر اعظم جسارت می کند، پرچم های سرخ «یا حسین» در سراسر دنیا علم می شود و فریاد «اگر دین جدم با کشتن من زنده می ماند، پس ای شمشیر ها مرا دریابید» سر داده می شود و دوباره در رگ های با غیرت مؤمنان عالم، روحی تازه از غیرت دینی و نشاط همبستگی و برادری اسلامی و تشکیل جبهه واحد در برابر بیگانه متجاوز، می دمد.

    آری، اگر این همه توصیه و تشویق هم نبود، همین برکات بزرگی که همه ساله به چشم خودمان می بینیم، ما را برای اثبات اهمیت بزرگداشت عزاداری سالار شهیدان کفایت می کرد. بدون تردید، عزاداری و سوگواری برای آن بزرگوار و اشک و ماتم بر مظلومیت او و نوحه بر رثای او، از عبادات بزرگ و دارای آثار و برکات یقینی بسیار است و این مطلب از بدیهیات است.


    http://www.pasokhgoo.ir/node/24095

    http://islampedia.ir/fa/1389/11/%D8%...C%D9%86%D8%B9/

    http://www.howzeh-qom.com/showdata.a...d=695&siteid=1

    اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین فی الدنیا و الاخرة



    پی نوشت
    ----------------------
    1- علوم قرآنی، استاد معرفت،ص 48

    2-ترجمه المیزان، ج14، ص527
    3-همان.
    4-تفسیر نمونه، ج 14، ص97
    5-مجمع البیان، ج7، ص133



    لينك بحث اصلي:
    http://www.askdin.com/thread22583.html



  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود