جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: يماني

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    209
    حضور
    152 روز 12 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    289
    آپلود
    1
    گالری
    6
    صلوات
    1387

    يماني




    يماني

    پرسش:

    آیا یمانی موعود از یمن است ؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    یمانی یکی از رهبران بر حق است که به حمایت حضرت مهدی(عج) خروج می کند و با سفیانی می جنگد.(1)
    قیام او یکی از علائم حتمیه بشمار می آید.امام صادق(ع) فرمود:سفیانی و خراسانی و یمانی در یک سال و در یک ماه و در یک روز خروج می کنند و هیچ پرچمی مانند یمانی به هدایت نزدیک تر نیست،زیرا یمانی مردم را به حق دعوت می کند،و شما را به سوی صاحب تان دعوت می کند،وای بر کسی که با او مخالفت و دشمنی کند.وقتی یمانی قیام کند فروش اسلحه به مردم حرام است،آنگاه که خروج کند به سوی او بشتابید که پرچم او پرچم هدایت است.بر هیچ مسلمانی سرپیچی او جایز نیست و اگر کسی چنین کند،اهل آتش خواهد بود،زیرا که او مردم را به حق و راه مستقیم دعوت می کند.(2)

    در کتاب بشارت الاسلام آمده است:آنگاه فرمانروایی از صنعا به نام حسن یا حسین،قیام می کند و با قیام او فتنه از میان می رود،او خجسته و پاک ظاهر می شود و در پرتو او ظلمت از بین می رود و حق بعد از پنهان شدن به وسیله او آشکار می شود.(3)

    آنچه در مجموع از روایات استفاده می شود،این است که یمنی در پی نبرد سفیانی با وی وارد بغداد می شود.نیروهای یمنی و ایرانی(که به رهبری خراسانی و فرماندهی شعیب بن صالح)برای رویارویی با سفیانی وارد عمل می شوند.از روایات چنین بر می آید که نقش نیروهای یمن در نبرد با سفیانی نقش پشتیبانی از نیروهای ایرانی است،زیرا از لحن اخبار استفاده می شود که طرف درگیر با سفیانی مردم مشرق زمین،یعنی یاران خراسانی و شعیب بن صالح هستند،گویا یمین ها پس از یاری رساندن به آنان به یمن باز می گردند.(4)
    به هر حال،یمنی از نیکان و از شیعیان بوده و قیام او زمینه ساز قیام حضرت مهدی(عج) و بسیار نزدیک به ظهور آن حضرت است.یاران حضرت از یمن اغلب از یاران یمنی هستند.(5)

    ظاهر روایات مربوط به خروج یمانی بیانگر این مطلب است که وی از اهالی یمن می باشد.در پایان مناسب است اشاره ای مختصر به موقعیت جغرافیایی گذشته و حال یمن داشته باشم:
    یمن كشور كوچك مستقلى است در جنوب غربى شبه جزيره عربستان، كنار درياى سرخ از مشرق به كوير الربع الخالى و از مغرب به درياى سرخ و از شمال به حجاز و از جنوب به اقيانوس هند و عدن محدودست. قديمترين مراكز تمدن يمن در قسمت شرقى بوده است كه حالا جوف ناميده مى‏شود. خوش آب و هواترين و پر جمعيت‏ترين قسمت عربستان، يمن است و پايتخت آن صنعاست. يمن در دوره ساسانيان تا ظهور اسلام در تصرف ايران بود و ايرانيان مقيم آنجا كه با بوميان در آميخته بودند «ابناء» خوانده مى‏شدند. حكومت يمن سابقا در دست حاكمى بود كه عنوان «امام» داشت. عدن نيز سابقا جزء يمن بوده است. يمن از سال 1962 ميلادى (1341 هجرى شمسى) به جمهورى تبديل و دو كشور شده است.(6)
    در اصطلاح قديم، به جنوب عربستان سعودى، «يمن» مى ‏گفتند.(7)
    دوستان گرامى بايد توجه داشته باشند كه تقسيمات جغرافيايى گذشته، با آنچه امروز هست فرق مى‏كند؛ مثلا اماكن و شهرهايى كه امروز در جنوب عربستان سعودى است، به خصوص نجران و عسير، در گذشته از يمن به شمار مى‏رفت و اين يمن، امروزه در خاك سعودى قرار دارد. بنا بر اين، باید به این نکته توجه داشته باشیم كه «يمن» فعلى، همان يمن قديم نيست؛ چنانكه بحرين قديم همان بحرين كنونى نمى‏باشد؛ زيرا در گذشته، بحرين تقريبا جزو منطقه عربستان سعودى به حساب مى‏آمد.بنابراین برای تعیین منطقه جغرافیایی یک شهر یا کشور باید گذشته و حال را مورد بررسی قرار داد.


    پرسش:
    در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که: بین رکن و مقام 313 نفر به تعداد اهل بدر و در آنها نجیبان اهل مصر، ابدال شام، و اخیار اهل عراق و خداوند می خواهد چیزی که خواسته است.( غيبة الطوسي،ص 477) اگر یمانی واقعاً اهل یمن است پس چرا نامی از یاران یمنی برده نشده است؟

    پاسخ:
    با عرض سلام و ادب خدمکت شما دوست بزرگوار
    قبل از بیان نام یاران خاص امام زمان(عج) از سرزمین یمن،مناسب است اشاره ای به گروههای مختلف یاران آن حضرت و یاران آن حضرت مطالبی خدمت شما عرض کنم:

    شمار اصحاب حضرت مهدي عليه السلام

    دربارة تعداد اصحاب امام مهدي عليه السلام در روايات، آمار و ارقام مختلفي ذكرشده است. بيشتر روايات، تعداد ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را سيصد و سيزده تن- به تعداد اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله در جنگ بدر- ذكر كرده است (8).

    دستة ديگر روايات، تعداد اصحاب مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را بيش از سيصد و سيزده نفر نقل كرده است. برخي از اين روايات، رقم ده هزار نفر را ذكر كرده است؛ مانند آنچه از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «مهدي ظهور نمي‌كند، مگر اين‌كه حلقه كامل گردد». وقتي ازحضرت سؤال شد كه عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: «ده هزار نفر» (9).

    همچنين ابوبصير نقل مي‌كند:
    مردي كوفي از امام صادق عليه السلام تعداد ياران امام مهدي عليه السلام را پرسيد وگفت: «مردم مي‌گويند اصحاب مهدي به تعداد اصحاب بدر، 313 نفرند». حضرت در پاسخ فرمود: «مهدي ظهور نمي‌كند، مگر با نيروي قدرتمندي كه تعداد آنان، كمتر از ده هزار رزمنده نخواهند بود» (10).

    بعض ديگر از اين نوع روايات، تعداد اصحاب مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هنگام ظهور را بين دوازده تا پانزده هزار نفر، ذكر كرده است . حتي در روايتي، عدد يكصد هزار نفر نيز نقل شده است (11).

    باتوجه به قرائن موجود، اين چند دسته روايات را مي‌توان اين گونه جمع كرد كه روايات متضمن عدد سيصد، ناظر به اصحاب ويژه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مرحلة آغازين قيام است، همان كساني كه هسته اصلي قيام حضرت را تشكيل مي‌دهند و در روايات، از آنان، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشكرمهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ياد شده است (12). كه حضرت مهدي عليه السلام به وسيله آنان، شرق و غرب جهان را فتح مي‌كند و آن‌ها را فرمانروايان روي زمين قرارمي دهد. (13) اما روايات دسته دوم، ناظر به مجموع نيروهايي است كه به جمع سيصد و سيزده نفر مي‌پيوندند. بنابراين، با توجه به اختلاف روايات دربارة تعداد ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌توان گفت: آمار و ارقام ياد شده، مقصود نبوده؛ بلكه هدف از بيان اين ارقام، فزوني ياوران و پيروان امام مهدي عليه السلام بوده است.

    اما در باره مشخصات و محل سکونت یاران آن حضرت باید عرض کنم:

    اسم 313 نفر یاران امام زمان (عج) در خطبة البیان امام علی (ع) ذکر شده ... و جالبتر اینکه تمام جزئیات ظهور و حتی اسم یاران حضرت قائم(عج) پیش از تولد ایشان مورد بحث و برسی بوده . بر اساس این خطبه اسم یاران امام زمان(عج) از یمن عبارتند از:

    جبیر، حویش، مالک، کعب، احمد، شیبان، عامر، عمّار، فهد، عاصم، حَجرش، کلثوم، جابر و محمّد.

    این روایتی که شما اشاره کرده اید،برخی از مناطقی که محل سکونت یاران خاص آن حضرت می باشند نام برده شده است نه تمام این مناطق.

    بنابراین اینگونه نیست که شما با قاطعیت منکر مطرح شدن نام یمنی ها در بین یاران امام مهدی(عج) شده اید.


    پرسش:

    آیا احمد الحسن الیمانی جزو ائمه می باشد؟ برخی می گویند احمد الحسن یمانی علیه السلام ناطق به حق است و پرچمش پرچم هدایت و امام مهدی (عج)عج در غیبت است و صامت است و یمانی علیه السلام تبیان امر پدرش را می کند، و در حال حاضر سید یمانی دعوتی به حق دارد و دعوتش برای امام مهدی (عج) است کما اینکه امام باقر علیه السلام فرمود: در بین پرچمها پرچمی هدایت گر تر از پرچم یمانی نیست آن پرچم هدایت است چون شما را به صاحبتان دعوت می کند ... غیبت نعمانی ص 262 و دعوت به حق حتما به دستور امام مهدی عج که صامت است به یمانی علیه السلام دستور داده می شود و ناطق به حق می شود. در واقع موقعیت احمد الحسن الیمانی به امام زمان(عج) مانند امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است که در زمان حیات امام حسن علیه السلام امام حسین علیه السلام نیز امام بود ولی امام حسن علیه السلام امام ناطق ولی امام حسین علیه السلام امام صامت بود و امامت هر دوی آنها امامت ربانی است.

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    دوست عزیز مناسب است اظهار نظرهای ما بر طبق مستندات روایی و تاریخی باشد،نه اینکه از پیش خودمان مطالبی نقل کنیم،ما دلایل متعدد نقلی و روایی داریم مبنی بر اینکه ائمه(ع) دوازده نفر می باشند،حال آنکه شما تلویحاً احمد الحسن یمانی را هم امام فرض کرده اید،قبل از بیان روایات مربوط به دوازده امام،لازم است درباره روایتی که بدان اشاره کرده اید در مورد امام ناطق بودن امام حسن(ع) و امام صامت بودن امام حسین(ع) مطالبی خدمتتان عرض کنم:

    اعتقاد ما درباره امامان عليهم السلام بدين گونه است كه :علم ايشان علم الهي بوده نه بشري , و وظـايـف خـود را در صـحـيفه و نوشته يي كه بوسيله پيامبر (ص ) از سوي خدا به آنان رسيده بود مي ديدند و انجام مي دادند ,و حركت و سكون و مبارزه و سكوت ايشان , همه به فرمان خدا بود , و كـاري بـدون خـواسـت و رضـايـت و فرمان خدا نمي كردند، همچنانكه پيامبر گرامي (ص ) دربـاره امام حسن و امام حسين عليهماالسلام مي فرمود : حسن و حسين هر دو امامند , چه قيام كنند و چه قيام نكنند .

    در ايـن گـفـتـار , بـه صـلـح امام حسن و قيام امام حسين عليهماالسلام اشاره شده كه هردو به مـصـلحت اسلام و مسلمانان است , و آن دو گرامي وظيفه واقعي و الهي خود را انجام مي دهند و كسي نمي تواند بر صلح و يا قيام آنان خرده بگيرد . بر اساس اين انديشه مستدل و اين اعتقاد استوار است كه شيعيان , بي چون و چرا از امامان خويش پـيـروي مـي كـنـند , و اطاعت مطلق از ايشان را واجب مي شمرند , و وظيفه خويش مي دانند كه فـرمـان آن بزرگواران را , چه امر به قيام باشد و چه قعود , و چه دستور فرياد باشد و چه سكوت , اجرا كنند , و حتي اگر به كاري فرمان دهند كه فلسفه و رمز آن روشن نباشد , باز خود را موظف به انجام آن مي دانند , چرا كه آنان معصومند , و همه و هر چه مي گويند به فرمان خدا و منطبق با برترين مصالح اسلام و مسلمين است .

    به اين داستان توجه كنيد سهل خراساني ) به امام صادق ( ع ) عرض كرد :چرا در برابر آنانكه حق شـما را غصب كرده اند , قيام نمي فرمايي , با آنكه تنها درخراسان , صد هزار نفر از دوستداران شما آماده اند تا با شمشير ياريتان دهند ؟امام صادق (ع ) فرمان داد تنور را روشن كنند , و سپس فرمود :اي خراساني برخيز و در تنور بنشين . گفت : اي فرزند پيامبر مرا به آتش , عذاب مفرما , و از خطاي من درگذر . فرمود : درگذشتم . در اين هنگام , ( هارون مكي ) يكي از شيعيان راستين امام در حاليكه نعلين خود را به دست داشت , وارد شد . امام (ع ) به او فرمود : نعلين را بيفكن , و در تنور بنشين . ( هارون ) بي آنكه چيزي بگويد , يا چيزي بپرسد , نعلين را انداخت و داخل تنور شد . امـام (ع ) با ( سهل ) به صحبت نشست , و اوضاع خراسان را چنان شرح مي داد كه گويي سالها در خراسان بوده است . آنگاه به ( سهل ) فرمود :برخيز و داخل تنور را نگاه كن . خـراساني برخاست و ( هارون مكي ) را ديد كه بي هيچ آسيبي , به آسودگي در ميان آتش نشسته است . ( هـارون ) از تـنـور بـيـرون آمد , و امام از خراساني پرسيد :در خراسان چند نفر همچون اين مرد مي توان يافت ؟ ( كه بي چون و چرا فرمانبردار ما باشند ) . ( سـهـل ) گـفـت : بـه خدا سوگند يك نفر هم نيست.آنگاه امام (ع ) فرمود :ما به وقت قيام آگاه تريم و لازم نيست ديگران ما را راهنمايي كنند

    بنابراین مراد از روایت مورد اشاره شما لزوم پیروی از امام هر عصر و زمان است،چه امر به سکوت کند و چه امر به قیام.

    روايت ائمه اثني عشر در منابع اهل سنت:

    در كتب روائي و سنن اهل سنت نيز به امامت دوازده گانه بعد از رسول خدا(ص) تصريح شده است. بر اساس روايات زيادي كه از رسول الله(ص) بر دوران امامت حضرت مهدي(ع) و استمرار آن تا قبل از قيامت آمده است اين موضوع را آشكار مي سازد كه امامت حضرت مهدي در دايره معتقدات شيعه اثني عشر مي گنجد. براي روشن شدن مسئله به بعضي از رواياتي كه در كتب عامّه در مورد ائمه اثني عشر آمده است اشاره مي كنم:

    بخارى و مسلم و تمام محدثین اهل سنت روایت خلفاي دوازده گانه را آورده اند.

    حدیث امامان اثنی عشر از گروهی از صحابه پیامبر (ص) نقل شده است كه بیشترین اسناد آن به «جابر بن سمره» می‏رسد، و سپس به «عبداللّه بن مسعود» و «عبداللّه بن عمر» و «عبداللّه بن عمر و بن عاص» و «عبدالملك بن عمیر» و «ابی‏ الجلد» و «ابی جحیفه» (و حداقل هفت نفرند) ولی حفاظ و ناقلان حدیث كه آن را در كتابهای خود نقل كرده‌‏اند بالغ بر دهها كتاب می‏شود، اكنون به قسمتی از آن که در منابع معتبر اهل سنّت آمده است توجه فرمائید:

    1
    ـ در صحیح مسلم از جابر بن سمره نقل شده كه می‏گوید «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ (ص) یَقُولُ لایَزالُ الاِسلامُ عَزیزاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً – ثُمَّ قالَ كَلِمَهً لَمْ اَفْهَمْها! فَقُلْتُ لاَبی ما قالَ؟ فَقالَ كُلُهُمْ مِنْ قُریْشٍ!؛(14) اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حكومت كنند، سپس سخنی فرمود كه من نفهمیدم ، پس به پدرم (كه در آنجا حاضر و از من به پیامبر(ص) نزدیكتر بود) گفتم پیامبر (ص) چه فرمود؟ گفت، فرمود (تمام آنها از قریشند

    در همین كتاب با سند دیگری از «جابر» تعبیر دیگری نقل می‏كند و به جای «لایَزالُ هذا الدّینِ عَزیزاً»، «لایَزالُ هذا الاَمْرُ» آمده است.
    و در تعبیر سومی با سند دیگری «لایَزالُ هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً» آمده است.

    و در تعبیر چهارمی از عامر بن سعد بن ابی‏وقاص نقل می‏كند كه به جابر بن سمره نامه‏ای نوشتم كه بعضی از اخباری را كه خودت از پیامبر(ص) شنیده‌‏ای برای من بنویس، او چنین نوشت كه من از پیامبر (ص) شنیدم می‏فرمود «لایَزالُ الدّینُ قائِماً حَتی تَقُومُ السّاعَهُ ، اَوْ یَكُونُ عَلَیْكُمْ اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ؛ دین اسلام بر پا است تا قیام قیامت ، یا اینكه بر شما دوازده خلیفه حكومت می‏كنند كه همه از قریشند»
    و در طریق دیگری در همان صحیح مسلم از «جابر» آمده است «لایَزال هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلَیفَهً؛ این دین قدرتمند و شكست ناپذیر خواهد بود تا دوازده خلیفه بر آن حكومت كنند» و در آخر این حدیث نیز همان جمله «كُلُّهُمْ مِنْ قُریْشٍ» دیده می‏شود.(15)

    2
    ـ همین حدیث در صحیح بخاری با عبارت مشابهی آمده است، جابر می‏گوید از پیامبر خدا (ص) شنیدم می‏فرمود
    «
    یَكُونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ كَلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها ، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ كُلُّهُم مِنْ قُرَیْشٍ؛(16) بعد از من دوازده امیر خواهد بود، سپس سخنی فرمود كه آن را نشنیدم ، پدرم گفت فرمود همة آنها از قریشند»

    3
    ـ همین معنی در صحیح ترمذی نیز با تفاوت جزئی ذكر شده و ترمذی بعد از نقل آن می‏گوید «هذا حَدیثَ حَسَنٌ صَحیحٌ؛(17) این حدیث نیكوی، صحیح است»

    4
    ـ در صحیح ابی‏ داود نیز همین معنی با تفاوت مختصری آمده است ، و لحن حدیث نشان می‏دهد كه پیامبر (ص) آن را در حضور جمعیت فرموده، زیرا در آن وارد شده است وقتی پیامبر (ص) فرمود «همواره این دین نیرومند و عزیز است تا دوازده خلیفه» مردم با صدای بلند تكبیر گفتند.(18)

    5
    ـ در مسند احمد حنبل نیز در چندین مورد این حدیث ذكر شده است كه بعضی از محققان شماره طرق آن را در این كتاب به جابر، سی و چهار طریق ذكر كرده‌‏اند!(19)
    در یك مورد می‏خوانیم كه مسروق می‏گوید ما نزد عبداللّه بن مسعود نشسته بودیم، و او برای ما قرآن می‏خواند، كسی از او سؤال كرد آیا از رسول خدا (ص) هرگز سؤال كردید كه چند خلیفه بر این امت حكومت می‏كنند‏؟ عبداللّه بن مسعود گفت از زمانی كه به عراق آمده‌‏ام، قبل از تو كسی این سؤال را از من نكرده است! سپس افزود آری ما از رسول خدا (ص) سؤال كردیم فرمود «اِثْنی عَشَرَ كَعِدَّهً نُقْباءِ بَنی اِسْرائیلَ؛(20) دوازده نفر به تعداد نقبا و رؤسای بنی اسرائیل»!

    اسامي ائمه اثنی عشر شیعه در کتب اهل سنت


    رواياتي كه تا كنون از منابع اهل سنت بيان شد،فقط به دوازده خليفه بعد از پيامبر(ص) دلالت داشتند،لذا مناسب است اكنون به رواياتي از منابع اهل سنت اشاره كنم كه نام اين دوازده نفر را هم ذكر كرده اند و اين د ر حالي است كه دودمان بني اميه و بني عباس، نهايت تلاششان را كردند تا آثار و فضائل اهل بيت (عليهم السلام) را از بين ببرند و كتاب‌هايي كه مي‌نويسند، نامي از اهل بيت (عليهم السلام) نباشد، اما باز هم مي‌بينيم به مراتب، بالاتر از آنچه كه نياز است و - وقتي يك انسان جستجوگر، دنبال حقيقت مي‌گردد - در منابع اهل سنت، مطالب كافي و وافي براي روشن شدن و اتمام حجت وجود دارد:

    1-
    جناب حمويني در كتاب فرائد السمطين ، ج2 ، ص132 و قندوزي حنفي در كتاب ينابيع المودة ، ج3 ، ص282 نقل مي‌كنند كه :
    روزي شخصي يهودي نزد نبي مكرم صلي الله عليه و آله كه در مسجد بودند آمد و عرضه داشت :

    أخبرني عن وصيّك مَن هُوَ ؟ فما مِن نبيٍّ إلا و له وصيٌّ ، و إنّ نبيّنا موسي بن عمران أوصي الي يوشع بن
    نون فقال رسول الله : إن وصيي علي بن أبي طالب ، وبعده سبطاي الحسن والحسين ، تتلوه تسعة أئمة
    من صلب الحسين . قال : يا محمد فسمهم لي ؟ قال : إذا مضى الحسين فابنه علي ، فإذا مضى علي فابنه محمد ، فإذا مضى محمد فابنه جعفر ، فإذا مضى جعفر فابنه موسى ، فإذا مضى موسى فابنه علي ، فإذا مضى علي فابنه محمد ، فإذا مضى محمد فابنه علي ، فإذا مضى علي فابنه الحسن ، فإذا مضى الحسن فابنه الحجة محمد المهدي ، فهؤلاء إثنا عشر .
    اي پيغمبر بگو: وصي تو كيست ؟ چرا كه هيچ پيغمبري نبوده مگر آنكه جانشيني هم داشته است . موسي پيغمبر ما بعد از آنكه هارون از دنيا رفت يوشع بن نون را وصي خود قرار داد . رسول خدا فرمود : وصي من علي بن ابي‌طالب است و بعد از او ... تا آخر روايت .

    همچنین از کتاب ينابيع المودة:
    (
    صفحة 445 طبعة اسلامبول ) عن كتاب مودة القربى عن عبد الملك بن عمير عن جابر بن سمرة قال: كنت مع أبى عند النبي (صلى الله عليه وآله) فسمعته يقول: " بعدي اثني عشر خليفة ثم أخفى صوته فقلت لأبي ما الذي أخفى صوته ؟ قال: قال: " كلهم من بني هاشم " .
    وقد جاء في ينابيع المودة للقندوزي الحنفي الباب (94) عن المناقب بسنده عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال:
    قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): يا جابر إن أوصيائي وأئمة المسلمين من بعدي أولهم علي ثم
    الحسن ثم الحسين ثم علي بن الحسين ثم محمد بن علي المعروف بالباقر ستدركه يا جابر فإذا لقيته فأقرئه مني السلام ثم جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم علي بن موسى ثم محمد بن علي ثم علي بن محمدثم الحسن بن علي ثم القائم اسمه اسمي وكنيته كنيتي محمد بن الحسن بن علي " المهدي " ذلك الذي يفتح الله تبارك وتعالى على يديه مشارق الأرض ومغاربها

    2-
    جناب خوارزمي ــ كه اهل سنت از او تعبير به أخطب خواطب مي‌كنند ــ در كتاب مقتل الحسين عليه السلام ، ص95 ، ح203 از نبي مكرم اسلام نقل مي‌كند كه :
    وقتي من به معراج رفتم به يمين عرش نگاه كردم ، فإذاً علي و فاطمة و الحسن و الحسين و علي بن الحسين ومحمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد والحسن بن علي و محمد المهدي كأنّه كوكب درّيّ بينهم ،
    ...
    ديدم مهدي مانند يك ستاره‌اي در ميان آنها مي‌درخشد ، پس از سوي خداوند خطاب آمد : اي پيغمبر اينها حجت‌هاي من و اوصياء تو هستند و مهدي هم از اينهاست و قسم به عزت و جلالم كه اين مهدي از دشمنان من انتقام مي‌گيرد و نسبت به اولياء من كمك و ياور است .

    3-
    از جمله بيانيه‌اي كه چند سال قبل از علماء و مفتيان بزرگ وهابيت در عربستان صادر شد و همه آنها آن را امضاء هم كردند كه امام مهدي امام دوازدهم است . .(دکتر عصام العماد)

    4-
    امام رضا (ع) - ايشان بر اساس روايت پيغمبر اسلام در صحيح بخاري هشتمين مايه حفظ و بقاي دين مقدس اسلام است.(دکتر عصام العماد) .

    5-
    حدیث جابر بن عبدالله انصاری در کتاب ینابیع باب 76 از مناقب خوارزمی از وائله بن اسقع ابن قرخاب از جابر بن عبد الله انصاری از رسول الله(ص)در مورد خلفا وامامان بعد از خود فرمودند:
    «
    اولهم سید الاوصیاء ابوالائمه علی ،ثم ابناه الحسن والحسین،اذا انقضت مده الحسین فالامام ابنه علی
    یلقب بزین العابدین ، فبعده ابنه محمد یلقب بالباقر، فبعده ابنه جعفر یدعی بالصادق ، فبعده ابنه موسی
    یدعی بالکاظم ، فبعده ابنه علی یدعی بالرضا ، فبعده ابنه محمد یدعی بالتقی والزکی، فبعده ابنه علی
    یدعی بالنقی والهادی ، فبعده ابنه الحسن یدعی بالعسکری ، فبعده ابنه محمد یدعی بالمهدی والقائم
    والحجه فیغیب ثم یخرج فاذا خرج یملاء الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما».

    بنا براین ما نمی توانیم افراد دیگری را به این دوازده نفر اضافه کرده و بعنوان امام اصطلاحی معرفی کنیم.


    پی نوشتها:
    (1).
    الزان الناصب،ج2ص160.
    (2).
    بشارت الاسلام،ص93.به نقل از غیبت نعمانی.
    (3).
    همان،ص187.
    (4).
    علی کورانی،عصر ظهور،ص160.
    (5).
    سیمای آفتاب،حبیب الله طاهری،ص389-390.
    (6).
    سفر نامه ناصر خسرو، متن، ص: 299
    (7).
    المعالم الأثيرة/ ترجمه، ص: 15.
    (8).
    صفار قمي، بي‌تا: ص311؛ صدوق، بي‌تا: ج2، ص654.
    (9).
    نعماني، بي‌تا: ص307.
    (10).
    صدوق، همان: ج2، ص654.
    (11).
    مجلسي،بحارالانوار بي‌تا: ج52، ص307 و367.
    (12).
    كليني،کافی، بي‌تا: ج8، ص313؛ صدوق، همان: ج2، ص672.
    (13).
    غیبت نعماني، ص252.

    (14).
    صحیح مسلم 3/1453.
    (15).
    صحیح مسلم 3/1453.
    (16).
    صحیح بخاری، ج 3، جزء نهم، ص 101.
    (17).
    صحیح ترمذی 4/501.
    (18).
    صحیح ابی‏ داود/4.
    (19).
    منتخب الاثر، ص 12 و احقاق الحق ج 13.
    (20).
    مسند احمد، ج 1، ص 398.



    لينك بحث اصلي :
    http://www.askdin.com/thread21986-3.html





  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود