جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خضر عبد صالح

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    209
    حضور
    152 روز 19 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    289
    آپلود
    1
    گالری
    6
    صلوات
    1387

    خضر عبد صالح




    خضر عبد صالح

    پرسش:

    آیا حضرت خضر پیامبر است؟یا عبد صالح؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    بنابر نقل برخی روایات جناب خضر از پیامبران الهی می باشد:

    امام صادق - عليه السلام- فرمود: خضر پيغمبر فرستاده شده مرسل بوده كه خداوند به سوي قومش مبعوث فرموده بود، و او مردم خود را به سوي توحيد و اقرار به انبياء و فرستادگان خدا و كتاب‌هاي آن‌ها دعوت مي كرده و معجزه‌اش اين بوده كه روي هيچ چوب خشكي نمي‌نشست مگر اين‌كه سبز مي‌شد و بر هيچ زمين بي علفي نمي نشست مگر اين‌كه سبز و خرم مي گشت و اگر او را خضر ناميدند به همين جهت بوده (خضر يعني سبزي) وگرنه اسم اصلي او «تاليا» «(باليا) بن ملكان» بن عابر بن ارفخشد بن سام بن نوح» - عليه السلام- بود.(1)

    از اين روايت و چند روايت ديگر كه در منابع شيعه مخصوصاً «بحارالانوار ج 13» آمده است به دست مي‌آيد كه حضرت خضر پيامبر بوده است.

    از آياتي كه داستان ملاقات حضرت موسی با حضرت خضر را نقل مي‌كند، استفاده مي‌شود كه حضرت خضر نبي بوده؛ چون در آية 82 سورة كهف حضرت خضر مي‌فرمايد: اين كارهايي كه من كردم از پيش خودم نبود؛ يعني من از طرف خداوند دستور داشتم و حكم آن از طرف خداوند بر من نازل شده است.
    و از اخبار متفرقه از ائمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به دست مي‌آيد كه او تاكنون زنده مانده است و هنوز از دنيا نرفته است و از قدرت خداي سبحان هيچ دور نيست كه بعضي از بندگان خود را عمر طولاني دهد و تا ابد نگهدارد.(2)


    پرسش:

    آیا حضرت الیاس هنوز زنده است؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    در برخی روایات آمده که پیامبران زنده چهارتا هستند دو تا در زمین: الیاس و خضر ، و دو تا در آسمان :عیسی و ادریس . (3)

    البته کسانی که حضرت ادریس را زنده می دانند روایاتی را که دلالت بر خروج ادریس از دنیا یا وفات او می کنند، منافی با حیات ادریس نمی دانند و می گویند آن روایات دلالت بر عدم حیات ادریس در زمین می کنند و ادریس مانند حضرت عیسی در آسمان زندگی می کند . آنچنانکه تعبیر وفات در آیه شریفه « یا عیسی انی متوفیک و رافعک الیّ » (4) به معنای مرگ نیست.

    راجع به حضرت الیاس روایاتی وجود دارد که دلالت بر زنده بودن ایشان میکند؛ گرچه مرحوم علامه طباطبایی این روایات را ضعیف دانسته است. (5)

    البته این را باید مد نظر داشت که در باب داستان و تاریخ انبیاء به علل مختلف در منابع اختلافات زیادی وجود دارد که گاه بیان نتیجه قطعی را در برخی موارد مشکل می کند،
    مثلا درباره حضرت الیاس هم اختلافات زیاد است، درباره اینکه الیاس کیست ؟ برخی روایت دارند او همان ادریس است ، برخی می گویند او خضر است و...(6)

    پرسش:

    آن شخصی که در چاه و موارد دیگر با حضرت یوسف ملاقات کرده بود،چه کسی بود؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    آنچه از آیات قرآن کریم و روایات استفاده می شود این است که آن شخصی که در موارد متعدد با حضرت یوسف و همچنین حضرت یعقوب دیدارهایی داشته است،فرشته وحی جبرئیل امین بوده است.چنانکه خداوند می فرماید:

    فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ يجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَينَا إِلَيهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا يشْعُرُونَ(7)
    هنگامي که او را با خود بردند، و تصميم گرفتند وي را در مخفي‌گاه چاه قرار دهند، (سرانجام مقصد خود را عملي ساختند؛) و به او وحي فرستاديم که آنها را در آينده از اين کارشان با خبر خواهي ساخت؛ در حالي که آنها نمي‌دانند!

    همچنین در روایتی از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است که فرمود:
    هنگامى که يوسف را به چاه افکندند، جبرئيل نزد او آمد و گفت : کودک ! اينجا چه مى کنى در جواب گفت برادرانم مرا در چاه انداخته اند. گفت دوست دارى از چاه خارج شوى گفت با خداست اگر بخواهد مرا بيرون مى آورد، گفت خداى تو دستور داده اين دعا را بخوان تا بيرون آئى ، گفت : کدام دعا گفت بگو : «اللهم انى اسئلک بان لک الحمد لا اله الا انت المنان ، بديع السماوات و الارض ، ذو الجلال و الاکرام ، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تجعل لى مما انا فيه فرجا و مخرجا: (پروردگارا! من از تو تقاضا مى کنم اى که حمد و ستايش براى تو است ، معبودى جز تو نيست ، توئى که بر بندگان نعمت مى بخشى آفريننده آسمانها و زمينى ، صاحب جلال و اکرامى ، تقاضا مى کنم که بر محمد و آلش درود بفرستى و گشايش و نجاتى از آنچه در آن هستم براى من قرار دهى ) مانعى ندارد که يوسف همه اين دعاها را خوانده باشد».(8).


    پرسش:

    طبق سریال حضرت یوسف،شخصی که در چاه با آن حضرت دیدار کرده بود،گردنبندی را به حضرت یوسف داد،ماجرای آن گردنبند چه بود؟

    پاسخ:

    با سلام

    تا جایی که بنده به منابع تاریخی و روایی مراجعه کردم،مطلبی پیرامون اعطای گردنبند موعود به حضرت یوسف در درون چاه بر نخوردم،اما روایتی در یکی از منابع معاصر درباره پیراهن حضرت یوسف آمده است که اینگونه است:

    از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: وقتى كه برادران يوسف، يوسف را در چاه رها كردند، جبرئيل بر او وارد شد و گفت: اى پسر، چه كسى تو را در چاه انداخته؟
    گفت، برادرانم به جهت حسادت به موقعيّت من در نزد پدر، مرا در اين چاه انداخته ‏اند، جبرئيل گفت: آيا دوست دارى كه از اينجا خارج شوى، گفت: آن را از خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب مى ‏طلبم، جبرئيل گفت: خداى ابراهيم به تو مى ‏گويد: كه بگو: (خداوندا از تو مى‏خواهم به واسطه آنكه حمد و ستايش جملگى مخصوص توست، هيچ معبودى جز تو نيست، تويى مهربان، منّت‏گذار، پديد آورنده آسمانها و زمين، صاحب جلال و اكرام، بر محمّد و آلش رحمت فرست و در كار من فرج و گشايشى قرار بده و مرا از جايى كه گمانش را نمى ‏كنم روزى بده) وقتى يوسف اين كلمات را بر زبان راند، خداوند او را از چاه نجات داد و از كيد زنان رهانيد و به او ملك مصر را از جايى كه گمانش را نمى ‏برد، اعطا كرد. از مفضل جعفى نقل شده كه گفت: به امام صادق (ع) گفتم: مرا از پيراهن يوسف آگاه كن، فرمود: بدرستى كه ابراهيم (ع) در وقتى كه مى ‏خواستند او را در آتش بياندازند، جبرئيل بر او نازل شد و پيراهنى از پيراهنهاى بهشتى را براى او آورد و آن را بر تن او پوشانيد، پس با وجود آن پيراهن هيچ سرما يا گرمايى بر او تأثير نداشت، وقتى كه زمان مرگ ابراهيم فرا رسيد، آن پيراهن را در آويزى قرار داد و آن را بر گردن اسحاق افكند و اسحاق نيز آن را بر گردن يعقوب انداخت و وقتى كه يوسف متولّد شد، يعقوب آن را در گردن يوسف آويزان نمود و آن در گردن او بود تا وقتى كه به امر خدا يوسف آن را بيرون آورد و بوى آن از مصر به مشام يعقوب در فلسطين رسيد، مفضل مى ‏گويد: گفتم: فدايت شوم اين پيراهن اكنون كجاست؟ فرمود: نزد اهل آن، سپس فرمود: هر پيامبرى علم نبوّت و آن پيراهن را به وصى خود تفويض نمود تا آنكه به دست حضرت محمد (ص) رسيد(9).


    پی نوشتها:
    (1).
    مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بي تا، ج 13، ص 386.
    (2).
    ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، الميزان، محمد باقر موسوي همداني، تهران، بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي، 1363، ج13، ص597.
    (3).
    بحار الانوار ج13 ص 402 و قصص الانبیاء ابن کثیر ج 2 ص242.
    (4).
    آل عمران،آیه 55.
    (5).
    تفسیر المیزان، ج 17، ص 16.
    (6).
    ر.ک: به جامع البیان ج23 ص109 و المیزان ج17 ص159.
    (7).
    سوره يوسف،آیه15.
    (8).
    نورالثقلین،ج2ص416.
    (9).
    قصص الأنبياء( قصص قرآن) فاطمه مشايخ،ص.267-268.



    لينك بحث اصلي :
    http://www.askdin.com/thread22398-3.html



  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود