جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختيار انسان و قضا و قدر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    209
    حضور
    153 روز 3 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    289
    آپلود
    1
    گالری
    6
    صلوات
    1387

    اختيار انسان و قضا و قدر




    اختيار انسان و قضا و قدر
    پرسش:
    آیا بین اختیار انسان و قضا و قدر خداوند تناقضی وجود دارد؟

    پاسخ:
    با سلام خدمت شما

    قضا در لغت عبارت ازيك اصل صحيح كه دلالت بر محكمى كارى و استوارى و نفوذ آن مى كندو[1] قَدَر اندازه و مقدار و ارزش هر چيزى را گويند.... [2]

    گاهی قضاء و قدر به صورت مترادفین به معنای «سرنوشت» به كار میرود. و با توجّه به مفهوم این دو، مرحله قدر مقدم بر قضاء است. مرحله قدر، مرحله اندازهگیری و فراهم كردن اسباب و زمینهكاری است و مرحله قضاء مرحله پایان كار و یكسره شده كار است.[3]


    قضا و قدر و سرنوشت به معناي صحيح آن است كه بدانيم قضا در اصل به معناي حكم، و قدر به معناي اندازه گيري است كه به قضا و قدر تكويني و تشريعي تقسيم مي شود.

    منظور از قضا و قدر تكويني اين است كه هر چيزي و هر حادثه و پديده و هر موجودي در عالم،‌ علتي دارد و اندازه اي، نه چيزي بدون علت به وجود مي آيد و نه بدون اندازه گيري معيّن؛ مثلاً سنگي پرتاب مي كنيم و شيشه اي مي شكند، شكستن شيشه يك حادث است كه حتماً علتي دارد.
    اين كه مي گوييم داراي علت است،‌ قضاي تكويني است. و نيز مسلّما ميزان شكستگي و اندازه و حدود آن، به كوچكي و بزرگي سنگ و قوت و فشار دست و نزديكي و دوري فاصله و وزش و عدم وزش باد و مانند اين ها بستگي دارد. اين ارتباط حادثه فوق با چگونگي علت آن، همان قدر تكويني مي باشد.
    قضا و قدر تشريعي به معناي فرمان الهي در تعيين وظايف فردي و اجتماعي انسان ها و مقدار و حدود اين وظايف است؛ مثلاً مي گوييم نماز واجب است (اين قضاي تشريعي است) سپس مي گوييم مقدار نماز در هر شبانه روز هفده ركعت است. (اين يك قدر الهي است).[4]
    هر فعلی محتاج یك سری اسباب و مقدمات و علتی خاص است لذا هرگاه تمام اسباب و مقدمات و علل (اعم از علل ناقصه و علل تامه) یك شیء فراهم شد حتماً‌آن شیء محقق می‌شود و آن فعل از فلان فاعل حتماً صادر و ایجاد می‌شود. و این همان معنای قضاء تكوینی الهی است.
    این معنای از قضاء الهی هم با افعال و اعمال اختیاری آدمی هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا ضرورت و یكسره شدن كار بدین معنا نیست كه اختیار و اراده فاعل هیچ نقشی و دخلی نداشته باشد بلكه به این معنا است كه آنچه مقدمات برای تحقق این فعل لازم است و از آن جمله اراده و اختیار انسان در این صدور فعل نقش دارند و همگی از جانب خداوند متعال هستند.
    بنابراين سعادت و شقاوت هر كس كاملاً به خواست خودش بستگي دارد. به عبارت ديگر: خداوند همه چيز را بر اساس قضا و قدر و با اساب و علل خود اداره مي كند. يكي از اين اسباب و علل، اختيار انسان است و خداوند در قضا و قدر تعيين كرده كه انسان با اختيار خود كاري را انجام داده يا آن را ترك كند و سرنوشت انسان توسط خداوند اين گونه رقم خورده كه هر انساني با اختيار و اراده خود، راه سعادت و خوشبختي يا شقاوت و بدبختي را انتخاب كند.پس هم قضا و قدر است و هم اختيار.
    استاد مطهري مي گويد: "اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهي،‌ انكار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نيرو و اراده و اختيار بشر است، چنين قضا و قدر و سرنوشتي وجود ندارد و نمي تواند وجود داشته باشد".[5]
    انسان در اثبات اين حالت دروني يعني اختيار داشتن در انجام و ترك كارهاي خود به دليل و گواهي جز خِرَد و وجدان خود به چيز ديگري نياز ندارد، زيرا هر فردي در عين ميل و علاقه به انجام عملي، خود را بر ترك آن توانا مي بيند. هم چنين است عكس آن.
    قرآن در تأييد داوري فطرت و حكم خِرَد تصريحاً و تلويحاً آزادي انسان را زير بناي تشريع دانسته و سرنوشت آدمي را در دست خود او مي داند: "و أنْ ليس للإنسان إلاّ ما سعي؛[6]بر آدمي جز نتيجه تلاش وي چيزي نيست". نيز مي فرمايد: "كلّ نفس بما كسبتْ رهينة؛[7] هر انسان در گرو كار خود مي باشد".
    و مانند آيه: "ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم؛خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر خودشان آن را تغيير دهند".[8]
    در روايات اسلامي نيز، بر سازگاري تقدير الهي با اختيار انسان تأكيد شده است و بدفهمي برخي از افراد كه وجود تقدير الهي را به معناي مجبور بودن انسان دانسته‌اند، مورد نكوهش قرار گرفته است. امام علي ـ عليه‌السّلام ـ در پاسخ شخصي كه از جبر و اختيار سؤال مي‌كرد فرمودند:
    «شما در هيچ يك از حالات خود مكره و مجبور نيستيد. پيرمرد گفت: چگونه مجبور و مكره نيستيم، حالا آن‌كه حركت و طي طريق و دگرگوني‌هاي ما همه مشمول قضا و تقدير الهي است. حضرت در پاسخ فرمودند: آيا گمان مي‌كني كه قضا و تقدير، حتمي و اجباري است؟ اگر تقدير موجب جبر انسان باشد، ثواب و عقاب الهي باطل مي‌شود...»[9]
    نتيجه نهايى:معنى صحيح قضاء و قدر الهى فقط در سايه قرآن مجيد و روايات اهل بيت(عليهم السلام) به دست مى آيد. ايمان به قضاء و قدر الهى لازم است لكن اختيار انسان و اين كه اعمال خوب و بد ما تأثير مستقيم در سرنوشت ما دارد خودش از موارد قضا و قدر الهى است يعنى خدا چنين خواسته است و مقدر فرموده است كه انسان با اختيار خود چنين و چنان خواهد كرد.
    برگرفته از كلام استدلالي ، استاد رباني گلپايگاني ج1 ،ص245-250 و سايت انديشه قم ، قسمت پرسش و پاسخ ها در مورد قضا و قدر
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. مصباح، محمدتقي، معارف قرآن، ص 215ـ202، در راه حق.
    2. سبحاني، جعفر، سرنوشت از ديدگاه علم و فلسفه، تهران، غدير، 1352.
    3. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 1، تهران: صدرا (بي‌تا) «انسان و سرنوشت».

    [1] احمد بن فارس بن زكريا، كتاب المقاييس، ج 5، ص 99
    [2] آيت الله جعفر سبحانى، اللهيات (مطبعة قدس، طبع سوم، 1411 هـق) ج 2، ص 63
    [3] علامه طباطبایی، محمد حسین، نهایه الحكمه، ج 3، ص 282 ـ 283، ترجمه: علی شیروانی
    [4] ناصر مكارم شيرازي، انگيزة پيدايش مذاهب، ص 17 - 20 ( با تلخيص)
    [5] مجموعة‌ آثار ، ج1، ص 384
    [6] نجم (53) آيه 39
    [7] مدثّر (73) آيه 38
    [8] رعد (13) آية 11
    [9] كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، باب الجبر و القدر و الامر بين الامرين


    لينك بحث اصلي :
    http://www.askdin.com/thread20885.html

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۱/۱۰/۲۴ در ساعت ۲۰:۲۴

  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۹, ۱۰:۱۴ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود