صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختلافات عروس و مادرشوهر در محل زندگی مشترک

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    588
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2102

    اختلافات عروس و مادرشوهر در محل زندگی مشترک




    بنام حضرت دوست

    عرض سلام و ادب

    این سوال ،‌سوال یکی از کاربران سایت هست که مایل نبودند با آی دی خودشون مطرح شود لذا به درخواست ایشان و باتوجه به اهمیت موضوع جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت ارسال می شود :


    ببخشید می دونم سرتون شلوغه ولی یه مشکلی هست!
    من و شوهرم الآن تو خونه ی مادرشوهرم اینا زندگی می کنیم
    همه چیزمونم مشترکه،سرویس بهداشتی، حمام، آشپزخونه و حتی سفره ی غذامون
    متاسفانه مادرشوهرم خیلی بدخلقی می کنه
    خیلی ایراد می گیره
    دست میندازه و...
    کم خونی حاد دارند و من تموم تقصیرات رو می ندازم گردن بیماری شون ولی دیگه صبرم تموم شده
    تموم چیزایی که دارم رو مسخره می کنه .تحصیلات دانشگاهیم، قیافه ام وسلیقه ام و...
    احساس می کنم ازم بدش میاد و دلش نمی خواد ما اون جا باشیم .هر چیزی هم که شوهرم میگه و حرفش رو قبول نداره پای من می بینه .خیلی خیلی ناراحتم

    موقع عروسی با این شرط اومدم که هر وقت ناراضی بودم از اون جا بریم .ولی شوهرم زده زیر قولش
    بهش میگم بریم اجاره نشینی میگه نمی خوام پول ندارم
    میگم زمین مهریه ام و طلاها و... رو بفروشیم میگه طلا رو باشه ولی زمین ها رو نه!حیفه
    یه خونه پدرم برامون پیدا کرد به خاطر این که 10 میلیون تومن کم داشتیم و نمی خواست ماشین رو بفروشه گفت نه .دیگه الآن حتی نمی خواد حرفام رو بشنوه
    من اول عاشقش شدم .با وجود همه ی مخالفت های خانواده ام قبول کردم .الآن هیچ کس رو حتی ندارم براش درد ودل کنم
    برای اولین بار یه روز تموم قهر بودیم وقتی آشتی کردیم می خواست پای منو ببوسه ولی گفت می خواد برای بچه هامونم به فکر باشه! می خواد دو طبقه بسازه!!!!
    حرفامو قبول نمی کنه تلاشم بی فایده است

    به محض شنیدن حرف خونه دوباره قهر میکنه و سکوت می کنه .هیچ کسم نمی تونه سکوتش رو بشکنه .به رنجیدنم حق نمی ده .بابام شش واحد خونه داره، راضی نمی شه بریم تو یکیش .موندم به خدا چکار کنم
    اگه می دونستم این طوری عذاب می کشم هیچ وقت باهاش عروسی نمی کردم تا خونه رو آماده کنه
    دارم دق می کنم .معذرت می خوام اما از همه ی مردا متنفر شدم .تحمل زندگی برام سخته
    نمی تونید تصور کنین چه زجری می کشم
    دیشب کوکوسبزی خوشمزه ای پخته بودم: ایرادای مادرشوهرم این بود:شور پختی،کلفته، روغن زیاد ریختی، این همه تخم مرغ زدی چرا؟!آخرشم تو دهنش نکرد!
    لعنت بر من و این بخت سیاهم

    در مورد مادرشوهرم مشکل اینه که ایشون با درس من مخالفند و نمی تونن ببینن من از جزییات زندگی برای درسم بزنم .ایشون کلا با روش زندگی من مخالفند!
    من برای کم کردن فاصله ایشون رو دکتر می برم، ازشون مراقبت می کنم، در مقابل ایراداشون هیچی نمی گم و فقط گاهی می گم من فکر می کنم این کار بهتره
    وقتی با عتاب باهام صحبت می کنه هیچی نمی گم .ولی ایشون از من بدش میاد! خواهرشوهرم و جاریم و... فهمیدند و چاره رو در این می دونند که جدا بشیم
    علت قهر کردن شوهرم هم اینه که نمی تونه خونه ی جدا تهیه کنه و البته حتی راضی هم نمی شه که سفره ما جدا باشه و علتش هم علاقه ی وافر پدرشون به ماست به حدی که به من میگه مغزه بادوم!!
    من هیچ وقت راضی به این نبوده و نیستم که با مادرشون با عتاب صحبت کنند!فرض می کنم مادر خودم ولی بازم می گم ایشون از من بدش میاد
    - به شکل سنتی ازدواج کردم
    - چهار سال تفاوت سنی داریم



    کارشناس بحث : حامی

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۱/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۰:۲۸

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    ممنونم بهم اعتماد کردید و حرف و درد دل تون را برای من گفتید. راستش الان که دارم این پاسخ را می نویسم به گونه ای دارم می نویسم که ان شاالله در کل زندگی شما مفید واقع شود نمی خواهم صرفاً همدردی و یا همدلی ای کرده باشم. پس تقاضا دارم این نوشته را بخوانید و تأمل کنید و هرگاه احساس سختی و تلخی در رابطه تان کردید باز بخوانید. و بهتر است به همسرتان نیز بدهید بخوانند. این دوره زمونه برای خانم ها خیلی سخته با مادر شوهر باشند و برخلاف گذشته و اغلباز همون ابتدا جدا می شوند یکی از مواردی که این تلخی را برای شما زیاد می کنه هیمنه که خیلی ها را می بینید این طور نیستند. عرب ها مثلی دارند می گویند اذا عَمَّت البلا ءُ طابت؛ وقتی بلایی همه گیر میشه عروسی میشه.
    نمی دونم شاید شما بیشتر از هرچیز دیگر شوهرتان شغل و کار او برای تان مهمه بوده شاید هم اخلاق و قیافه و...برای رسیدن به گنج تان رنج هم باید تحمل کنید وقتی به اهداف تان فکر کنید کمی این دشواری راحت تر می شود. به خصوص که امام زمان هم در این انتخاب تان دخیل باشد. پدر و مادر ما وقتی به خاطرشون سختی بکشیم جبران می کنند مگر میشه به خاطر امام زمان تلخی ای را تحمل کنید و او بی تفاوت باشد برکت این را حتما در زندگی تان به صورت عیان و پنهان می بیند.
    خدا رو شکر کنید که خانواده شما بهترین جهاز را داده اند که سبب آرامش تان در سختی های زندگی می شود و آن «نعمت خداباوری» است. همین مشکل شما را ما مشاوران وقتی در زندگی افرادی می بینیم که معنویت در زندگی ندارد خیلی شدیدتر است و باور کنید که معنوی بودن شما سهم زیادی در تحمل این سختی ها دارد که البته ما باید سیستم معنوی خود را مرتب شارژ کنیم با توسل، با نذر، با رفتن به اماکن مذهبی، با تلاوت قرآن و راز و نیاز با عریضه نوشتن به امام زمان و...این سیستم نیز ممکن است به دلایلی چون همنشینی با افراد ناامید کننده، ناشکری نعمت ها، اهمالکاری نسبت به نماز اول وقت و...زود به زود شارژ خالی کند.
    چگونه؟ آن چه مهم است این است که در محل نظارت هستیم امام زمان فرمودند انا غیرمهلمین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم ما شما را رها نکرده ایم و فراموش تان نکردیم.
    بله حق دارید به من اعتراض کنید پس کو؟ کجا دستم را می گیره؟ چیزی که مهمه این که کَرم آنها نمی گذارد تحمل شما بی جواب باشد.
    یک بار مشکلات زندگی ام پشت سر هم می بارید. نزد یکی از اساتید وارسته اخلاق رفتم. به ایشان موضوع را گفتم. گفتند: «برای مشکلات باید چاره جویی تفکر و مشورت کرد. برخی از مشکلات هم ریشه معنوی دارد برو حرم حضرت معصومه دو رکعت نماز بخوان و برو سجده بخواه که به دلت بیندازند علت مشکلاتت چیه.»
    هیمن کار را هم می تونید شما در منزل، مسجد یا حرم انجام دهید شاید مشکل تان علت معنوی داشته باشد با رفع آن مشکل رفع شود.
    البته اگر مشکل معنوی نباشد. از سوی دیگر بخواهید ببینید برای تحمل این رنج تان چه نعمت هایی به شما داده اند و یا چه بلاهایی از شما و زندگی تان دفع و رفع کرده اند.
    صدقه که دفع بلا می کند همیشه به پول دادن نیست. می توانید به هیمن سختی کشیدن هایتان معنا دهید بگذارید به حساب امام زمان خودشون می دونن چه طوری حساب و کتاب کنند نمیگیم انتقام بگیرند گاهی فردی که به ما ضرر می رساند و اذیت می کند در دنیای خودش بسیار آشفتگی شدید هست. چندتاش برای شما ممکن است واضح باشد به هرحال نخواهید بلا دامن گیر او شود که فرزندش یعنی شوهر شما شاخه ای از همین درخت است اگر آن درخت پژمرده شود او هم بی نشاط می شود.
    در روایت داریم البرکه مع اکابرکم؛ برکت با افراد بزرگسال شما است. بی تردید وجود این مادر حداقل در زندگی شوهر شما برکاتی دارد وقتی مادر سید رضی از دنیا رفتند ایشان با غم و غصه می گفتند دیگه با چه دستی بلاها را دفع کنم.
    شیخ انصاری که کتبش منابع علمی مراجع تقلید است خود مادر پیرشان را به دوش می گرفتند و تا حمام می رساندند و دم حمام می نشستند مطالعه می کردند تا ایشان استحمام کند و برگردد و باز او را به خانه باز گرداند.

    دفع بلا
    باید مثل گدایان بندگی نکنیم خدای رحمان خود بلد است چگونه بنده پروری کند. حضرت عیسی (ع) با همراهانش از راهی می گذشتند؛ دیدند جمعی عروس می برند. سر و صدا دارند و سرود می خوانند.حضرت عیسی (ع) فرمود: این ها الان می خندند و فردا خواهند گریست.گفتند: چرا؟ فرمود: امشب این عروس می میرد.
    این جریان گذشت و فردا افرادی خدمت حضرت عیسی (ع) آمده گفتند: ما هم اکنون از در خانه ی عروسِ دیشب گذشتیم و اثری از مرگ و عزاداری ندیدیم.فرمود: با هم به در خانه ی آن عروس برویم.آمدند و در زدند. داماد آمد.فرمود: از عروس اجازه بگیر من سئوالی از او دارم.عروس خود را پوشاند و پشت پرده رفت. حضرت وارد شد و پرسید:دیشب چه کار خیری انجام داده ای؟ گفت: به نظرم، کار کار مهمّی نبود؛ ولی من در خانه ی پدرم که بودم عادت داشتیم هر شب جمعه ، که فقیر در خانه می آمد، به او غذا می دادیم . دیشب هم که به خانه ی شوهرم آمدم، شب جمعه بود و آن فقیر آمد.دیگران مشغول بودند و کسی به او جواب نداد. چند بار صدا زد که من بیچاره ام به دادم برسید، ولی از کسی خبری نشد ! من برخاستم و رفتم و غذای خودم را به او دادم.حضرت مسیح (ع) دستور داد رختخواب عروس را کنار زدند دیدند افعیِ گزنده ای که دُمِ خود را به دندان گرفته، آنجاست! فرمود: این افعی بنا بود تو را بکشد ولی آن صدقه از تو دفع بلا کرده است.[1]

    تعارض، منبع جوشان استرس
    تعارض و تردید منبع جوشان اضطراب و استرس است. جلوه های مختلف این تعارض ها در زندگی ما حاضر است و اگر حلش نکنیم مشکلات ذهنی- روانی و جسمی ما را بیشتر می کند. یکی از تعارض های سختی که شوهر شما در آن قرار می گیرد به دست آوردن دل مادر و دل شما است. از سویی به خاطر معنوی بودن و مذهبی بودن نمی تواند مادر را رها کند و راحت منزلی دیگر برگزیند و از سویی هم نمی خواهد شما را در سختی ببینید. حالا چرا ظاهر چنین است که گویی هوایی مادر را بیشتر در این مسأله دارد؟ به خاطر این که زندگی با مادرش استمرار زیادتری داشته است. بنابراین باید برنامه ای بریزید که او هم احساس گناه نکند که به مادرش بی مهری کرده و مورد عاق او قرار می گیرد.

    چاره چیه؟
    اجازه بدهید از منظر دین و روان شناسی یکی از دقیق ترین فرمول برای حل مشکلات را بگویم: امام علی فرمودند راه رهایی از مشکلات دو چیز است؛ چاره اندیشی در صورتی که مسأله چاره داشته باشد و بردباری هنگامی که چاره نداشته باشد.[2] امام کاظم فرمودند سختی و رنج برای فرد بردبار یکی است و برای بی تاب، دوتا.[3]
    این مشکل شما از نوع اول است به نظر می رسد شوهرتان نمی تواند مادر را رها کند و ممکن است گرفتار احساس گناه و ظلم در حق او شود. خب چرا شما باید بسوزید؟
    بهتر است روند جدایی شما به شکل تدریجی باشد این طور مادر گمان نمی کند که شما فرزندشان را از او می گیرید. زنان قدرت عجیبی در خواندن زبان بدن دارد مادر شوهر شما هم همجنس شماست و این مهارت خدا دادی را دارد. بی تردید شما اگر چه با ایشان زندگی می کنید ولی این خانه را محل آرامش خود نمی دانید دل پری از ایشان دارید و آه می کشید از او جدا شوید. این حس از قلب و ذهن شما بر رفتار و ظاهر, چشمان و نگاه شما ناخودآگاه جلو می کند و او می فهمد که حس خوبی نسبت به همزیستی با او ندارید. قسمتی از رفتارش با شما از همین ها ناشی می شود.
    خب باز هم می پرسید الان چه کنم. موشک برای جهش زیادتر نیاز به خرج و سوخت قوی تر و زیادتر دارد. شما برای حل مشکتان نیاز به آرامش بیشتر و سوخت بیشتری دارید این سوخت از کجا حاصل می شود از شکر به خاطر همه داشته های تان از توجه به همه نعمت ها مادی و معنوی خودتان. فرمودید ماشین دارید و برای منزل ده تومان کم داشتید دوست مشاور می گفت زن و شوهر طلبه ای آمده بودند که 160 هزار تومان شهریه می گرفتند 200 هزار تومان با کمک یارانه ها جور می کردند به صاحب خانه می دادند و بقیه را خرج یک ماه زندگی می کردند گفته بود سال هاست بی خیال مرغ و گوشت شده ایم. درست است سختی هایی دارید بدون شک، اما چیزهایی هم دارید که به آن افتخار کنید وبا آن راحت باشید شوهر شما ذاتی انسان بدی نیست باور کنید قصدی هم ندارد که شما را اذیت کند می داند که به شما هم سخت می گذرد ولی او هم در موضع انتخاب سختی قرار دارد طوری رفتار نکنید که آرزوی دوران مجردی کند نه به خاطر احساس بد نسبت به شما بلکه به خاطر آرامش دوران مسئولیت نداشتنش.
    اگر شما به داشته ها تمرکز کنید غبار هیجان منفی می نشیند آن وقت جلوی بینش و شناخت تان باز تر می شود و بهترین معقول ترین تصمیم ها را می گیرید.
    پیشنهاد من این است که فعلا در همین منزل تلاش کنید زندگی تان را جدا کنید اگر نوع ساختمان این اجازه را نمی دهد به ساختمان و منزل دیگری فکر کنید که جدا باشید ولی در یک جا باشید و مرحله بعد رفتن به منزل جدید و جداگانه است این گونه شوهرتان احساس آرامش بیشتری دارد و از تردید و تعارض که منبع مشکلات ذهنی است رها می شود و بهتر به کار علمی اش می رسد. ممکن است دیرتر به منزل خودتان بروید ولی این راه حداقل آسیب را دارد.


    پیشنهاد به مادر شوهر
    این پیشنهاد طبیعتا نباید از سوی شما مطرح شود بهتر است فردی از عزیزان مادر شوهرتان این پیشنهاد را بدهد فردی که قبلا شوهرتان او را آماده کرده است و از سوی خود این پیشنهاد را می دهد.


    منبع شادكامي
    يكي از مهم ترين منابع شادكامي تنظيم انتظارات با امكانات و واقعيات زندگياست. انبيا و ائمه عليهم السلام يكي از از رسالاتشان تنظيم اين امر و بالا بردندرجه شادكامي بشر است. به عنوان نمونه وقتي تذكر مي دهد كه آنچه نپايد دلبستگي نشايد براي افزايش سلامت روان ما است. فردي كه به ماشينش دلبسته است اگر در تصادفي ماشينش از بين برود تا مرز افسردگي پيش مي رود و...



    راه‌هاي كنار آمدن با واقعيات تلخ
    1-توجه به اين كه مي توانست بدتر از اين هم اتفاق افتد.
    2- توجه به اين امر كه بي تابي وضع را بدتر مي‌كند«الجزع و اتعب من الصبر،بى‏تابى از صبر و شكيبايى ناراحت كننده‏تر است‏»
    در حديث ديگرى كه از امام هادى عليه السلام نقل شده،ضمن اشاره به نكته جالب‏ديگرى، مى‏فرمايند:«المصيبة للصابر واحدة و للجازع اثنان،مصيبت‏براى انسان صبوريكى است و براى انسان بى صبر و ناشكيبا دوتاست.»
    3- همنشيني با افراد صبور و افراد كه ما را به صبر و ايستادگي دعوت مي‌كنند نه افرادي كه وضع ما را بدتر مي‌كنند.
    4-خواندن شرح حال افرادي كه در برابر ناملايمات زندگي مقابله كرده اند.
    5- الگو قرار دادن افرادي كه از نعمت هاي جسمي و ديگر نعمت ها برخوردار نيستند ولي در برابر تلخي‌هاي زندگي تحمل بالايي دارند.
    6- كمك از صبر و نماز كه دو تكنيك الهي در مشكلات زندگي هستند واستعينوا بالصبر و الصلاه. همه عبادات قدرت مقاومت ما را در برابر واقعيات تلخ بالا مي برند.
    7-فهرست كردن ضررهاي بي تابي و مرور روزانه اين فهرست .
    امير مؤمنان على عليه السلام در مذمت جزع مى‏فرمايند:«اياك و الجزع فانه يقطع الامل‏و يضعف العمل و يورث الهم،از جزع و ناشكيبايى بپرهيز،زيرا اميد انسان را قطع و كوشش و تلاش را ضعيف ساخته و غم اندوه به بار مى‏آورد»
    8- فهرست كردن فوايد پذيرش واقعيت و بالا بردن قدرت سازگاري و مرور روزانه اين فهرست.
    9- مشورت ، تفكر و مطالعه براي كاستن آسيب ها.
    10-دعا و درد و دل و راز و نياز با خدا( گاهي گريه در درگاه خدا سبب آرام شدن مي شود)
    11-ديدن زندگي افرادي كه وضعشان به مراتب از ما بدتر است. سعدي مي نويسد ناراحت بودم كفش ندارم يكي را ديدم پا نداشت.
    12-مطالعه كتاب رضايت از زندگي اثر عباس پسنديد
    13-مطالعه كتاب انسان در جستجوي معنا نوشته ويكتور فرانكل.
    14-ذكر زياد خدا كه ياد خدا سبب آرامش مي شود.
    15-ذكر لاالله الا الله گفتن زياد براي مقابله با افكار مزاحم.

    هدیه پایانی

    حضرت على(عليه السلام):


    «اَلْجَزَعُ لايَدْفَعُ الْقَدَرَ وَ لَكِنْ يُحْبِطُ الاَجْرَ؛[4]



    ............................
    [1] . بحارالانوار، جلد 4، ص 94.

    [2] . «إِیاک وَ الْجَزَعَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ الاْءَمَلَ، وَ یضْعِفُ الْعَمَلَ، وَ یورِثُ الْهَمَّ، وَ اعْلَمْ أَنَّ الْمَخْرَجَ فی أَمْرَینِ، فَما کانَتْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْءِحْتِیالُ وَ ما لَمْ یکنْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْصْطِبارُ»؛: محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج82، ص144، ح29.

    [3] . اَلْمُصیبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان ؛ حسن بن علی حرانی، تحف العقول، ص 414.

    [4] . غرر الحكم، حديث 1876.
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۱/۱۰/۲۵ در ساعت ۲۳:۲۲
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  5. صلوات ها 18


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    520
    حضور
    3 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    77
    صلوات
    3595



    سلام

    خیلی وقته یه سوال با دیدن موارد این چنینی برای من مطرح شده امیدوارم به جوابش برسم

    آیا واقعا همیشه در این موارد صبر مورد رضای خداست ؟! البته صددرصد کلمه صبر و توصیه در اسلام جوریه که باعث میشه اغلب افراد متدین بگن بله من هر موقع جایی توی تلویزیون و کتاب و .. دیدم فردی از مشکلات طاقت فرسا در ارتباط با مادر شوهر و .. میگه توصیه به صبر میشه
    ولی دیده هام باعث شده به این مورد شک پیدا کنم و خیلی وقتا فکر کنم در مواردی از جمله مواردی که دیدم فرد توصیه به صبر شده , صبر مورد رضای خدا نیست ممنون میشم راهنماییم کنید


    من مواردی از فشار ها و مشکلات اینچنینی دیدم مورد اخری که دیدم فردی بود که با خانواده هسر یک جا زندگی نمیکرد ولی مشکلات زیادی با خانواده شوهرش داشت این ادم فرد خیلی خیلی صبور و مهربونی بود به طوریکه مهربونی و انعطاف پذیریش زبانزد عام و خاص بود نزدیک 4 سال این خانم صبوری کرد در مقابل مشکلات و زخم زبان ها و مزاحمت های بی موقع و .. و خانواده شوهر به کاراشون ادامه میدادن .

    بعد از حدود چهار سال صبر , این خانم به خاطر فشار هایی روحی که بهش وارد شد دچار بیماری و حساسیت های روحی شده وقتی مشکلی براش پیش میاد و فشار روحی بهش وارد میشه مریض میشه از نظر جسمی هم به هم میریزه .
    حالا واقعا رضای خدا توی صبر بوده ؟!

    خیلی وقتا وقتی فرد مظلوم کوتاه میاد در مقابل فرد مقابل حتی اگه مادرشوهرم باش, اونا هم زشتی عملشونو درک نمیکنن یا اینکه اگه زشتی عملو درکم کنن به فکر اصلاح نمیفتن بعضیا میگن از محبت ها خارها گل میشود ولی من به عینه دیدم خیلی وقتا با محبت آدم , طرف مقابل رفتارش بدتر میشه و سوء استفاده میکنه

    به نظر من گاهی برخورد البته مودبانه عملا یه جور نهی از منکره که باعث ترک منکر میشه مثلا این خانم بعد از 4 سال صبر (صبوری میکرد اون موقع متوجه نمیشد که اینا کم کم داره جمع میشه و میخواد دچار مشکلات روحیش کنه ) دید به این وضع ادامه دادن باعث میشه برخورد ها ادامه پیدا کنه رفتارشو عوض کرد البته با احترام ولی دیگه صبر نکرد و کوتاه نیومد اگه برخوردی میشد ناراحت میشد ناراحتیشو نشون میداد و ..حالا خانواده همسرش یه سری رفتار های زشتشونو ترک کردن هم در مورد ایشون هم در مورد بقیه عروس ها ...

    البته من هنوزم واقعا نتونستم به این نتیجه برسم صبری که ایشون کرد و باعث این مشکلات فعلی براشون شد کار درستی بوده یا اشتباه
    به خودم میگم شاید اشتباه بوده چون این فرد الان باید بچه هاشو بزرگ کنه در صورتکیه حالا از نظر روحی خیلی ضعیف شده و این ظلم به اون فرزندانه
    ظرفیت ادم ها متفاوته توان روحی افراد مختلف متفاوته گاهی دیدم افراد مذهبیو که صبر کردن ولی اخر دیگه به جایی رسیدن دچار تنفر شدن ...
    ممنون میشم در این رابطه اگه امکانش هست راهنمایی کنید و توضیحی بدید .

    ویرایش توسط نازنين مريم : ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۲:۱۵
    الهي
    اي كريمي كه بخشنده عطايي , اي حكيمي كه پوشنده خطايي , اي احدي كه در ذات و صفات بي همتايي , اي خالقي كه راهنمايي و اي قادري كه خدايي را سزايي , بذات لا يزال خود , به صفات با كمال خود , به عزت و جلال خود و بعظمت جمال خود , جان ما را صفاي خود ده , دل ما را هواي خود ده , چشم ما را ضياء خود ده و ما را آن ده كه آن به .

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    ممنونم از سئوال تون
    بله دستورات اخلاقی بدون تبصره و استثنا نیست. مثلا شما وقتی به غیبت یا دروغ رجوع می کنید می بینید که جاهایی دین به ما اجازه داده به خاطر مصالح بیشتری مثلا غیبت کنیم.
    در مورد صبر هم همین طور.
    صبر کردن این جا به معنی دست روی دست گذاشتن و دم نزدن و از حق خود دفاع نکردن و حرص خوردن و خودخوری نیست.
    اجازه بدهید بیشتر توضیح بدهم.
    صبر به تعبیر بزرگان اخلاق از مفاهیم عام اخلاقی است برخلافی مثلا غیبت. صبر در همه جای اخلاق دامنه دارد. در ایثار شما صبر می بینید در تعاون و همکاری صبر وجود دارد در عفو، انفاق، در جدل و مرا نکردن صبر است و....
    اگر ما دعوت به صبر و گذشت شده ایم درمقابل دعوت کمک گرفتن از حَکَم، مشورت و... شده ایم. یعنی باید بی تابی نکنیم ابتدا گذشت کنیم، با حفظ نکات روان شناختی امر به معروف و نهی از منکر کنیم و ....ولی اگر دیدیم که اینها فایده ندارد و ضربه می خوریم با
    صراحت
    احترام متقابل
    صمیمیت
    کمک از واسطه (گاهی افراد با نفوذ فامیل، زمانی مشاور و وقتی دادگاه و...)
    از حق خود دفاع کنیم.

    بنابراین نمی توان گفت فردی که 4 سال خود خوری کرده حتی اجر صبر هم داشته باشد.

    نکته: اگر در پاسخ بالا دقت کرده باشید نکاتی درباره صبر و مدیریت هیجان بیان شده است و در ضمن آن راهکارهایی داد ه شده است.
    فردی که مدیریت هیجان و صبر ندارد نمی تواند با لطافت عمل کند و سبب می شود که بد عمل و رفتار کند و افراد ناخودآگاه او را بد به حساب آورند. بنابراین مدیریت هیجان سبب توفیق در عمل می شود.
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 16


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2477



    آیا حفظ احترام والدین همسر تا این حد لازمه؟
    پس این خانم توی این شرایط سکوت کنه گناه هم داره؟!
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    مادرشوهر و پدر شوهر مانند پدر و مادر خودمان هستند انگلیسی زبان ها به
    مادر شوهر و مادر زن می گویند mother in low و به پدر شوهر و پدر شوهر می گویند father in law یعنی با پیوند زناشویی آنها هم جزیی از ما و ما هم جزیی از آنها می شود. دایره خانواده با ازدواج ها وسیع تر می شود.
    احترام به بستگان همسر زن یا مرد احترام به شریک زندگی و فرزندان است چون فرزند با آنها پیوند عاطفی شدیدتر از ما دارند.
    بله حفظ حرمت باید باشد.
    اما حتی در برخورد با والدین این به معنی آن نیست که ما از حقوق خودمان دفاع نمی کنیم. باید ملایم و مدار و با زبان خوش این کار اقدام گیرید همان گونه که مثلا با زبان خوش می خواهیم از پدر و مادر چیزی برای خود بگیریم.
    ولی باز اگر این امر به زورگویی های مکرر و بی حرمتی باشد باز می توان با حفظ حرمت و بدون مشاجره های و کل کل کردن از راه حَکَم، واسطه های معتمد و در اخر ا راه قانونی مشکل را حل کنیم. همان گونه که حضرت علی برای باز پس گرفتن زره خود پیشنهاد رفتن نزد قاضی را دادند و در برابر حکم قاضی تسلیم بودند.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله
    لوكانَ الدِّينُ مُعَلَّقا بالثُّرَيّا لَتَناوَلَهُ اُناسٌ مِن أبناءِ فارِسَ؛

    اگر دين به ثريّا آويخته باشد، مردمانى از فارس، آن را به دست خواهند آورد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله لوكانَ الدِّينُ مُعَلَّقا بالثُّرَيّا لَتَناوَلَهُ اُناسٌ مِن أبناءِ فارِسَ؛ اگر دين به ثريّا آويخته باشد، مردمانى از فارس، آن را به دست خواهند آورد حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله: ح 3785
    سلام
    ائمه از ما بیش از این چیزها انتظار داریم. رفتارمان سبب شادی شان بشود ان شاالله
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2477



    اگه آقايون بين خانم و مادرشون قرار بگيرند، چكار بايد بكنن؟
    آيا كار اين آقا يعني سكوت درسته؟
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  19. صلوات ها 12


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    نه خیر
    شوهر واقعا می تواند نقش یک تسهیل گر ارتباط، عایق زدا و قاضی با انصاف باشد که با ظرافت های روان شناختی و مهارت فن انتقاد و مدیریت بحران می تواند زندگی را برای همه شیرین کند. سکوت شوهر در برابر آزارهای مادر نوعی همدستی در تخریب شخصیت مادر یا همسر است و او مسئول است.
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۱/۳۱, ۱۷:۱۷ : 4

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود