صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن-اسلام-ائمه (ع)
    نوشته
    67
    حضور
    4 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    298

    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟




    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟تا چقدر میشه بهش اطمینان داشت؟آیا اصلا درسته که بیاییم امامان خودمون و استخاره با قرآن رو رها کنیم و بچسبیم به حافظ؟

    ممنون


    کارشناس بحث : بصیر

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۱۱/۰۱ در ساعت ۱۷:۱۰

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط *منتظر* نمایش پست ها
    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟تا چقدر میشه بهش اطمینان داشت؟آیا اصلا درسته که بیاییم امامان خودمون و استخاره با قرآن رو رها کنیم و بچسبیم به حافظ؟
    باسلام و عرض احترام خدمت جناب منتظر
    فال گرفتن به معنی پیش بینی امور آینده است که این کار صحیحی نیست و اعمال فالگیرانِ مرسوم در اجتماع، کار صحیحی نیست و طبق نظر مراجع و بزرگان، عملِ حرامی محسوب می شود.
    اما در بین اخبار، احادیثی وجود دارد که به مدح و ذم فال، اشاره نموده اند. در آن مواقعی که فال را مذمت کرده اند، منظورشان پیش گویی و آینده نگری بدون دلیل است. مخصوصا اگر فال بد باشد، اما در مواقعی که تحسین کرده اند، آن موقعی است که درباره آینده، فکر خوبی و فال خوبی زده اند، نه به این معنا که این اتفاق حتما محقق خواهد شد و پیش گویی صورت گرفته باشد، بلکه به این معنا، امید است با توکل به خدای متعال، با حسن نظر و خیر اندیشی، فلان مساله به خیر و خوبی محققق گردد. لذا فرموده اند: تفأل‏ بالخير، تنجح.(غرر الحکم، ص 316) یعنی به امور خیر، فال بزنید که پیروز می شوید. این به معنای پیش گویی کردن نیست، بلکه خوش بینی و خوش فکر کردن است و خدا هم، دعای خیر و خوش بینی را مستجاب خواهد کرد.
    رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه در كارى فال‏ بدزدى آن را انجام بده (و اعتنائى بفال مكن). یعنی با توکل به خدا و نیت خیر، آن عمل را انجام بده.
    گروهی به قرآن فال می زنند که در روایت هم از این عمل، نهی شده است. عن أبي عبد الله عليه السلام قال: لا يتفأل‏ بالقرآن.
    فال خیر زدن، همیشه خوب است، نه به معنای پیشگویی کردن و حکمی حتمی ایجاد کردن، بلکه به معنی خوش بین بودن و خوش نگریستن است. لذا از پیامبر نقل شده است که به أنس فرمودند: ای انس هنگامی که به امر خیری اهتمام ورزیدی، از خدای خویش، هفت مرتبه طلب خیر کن(استخاره ی حقیقی)، سپس نگاه کن و ببین چه چیزی به دلت می افتد، که هر چه بدلت افتد، خیری در آن است و انجامش بده.
    وَ فِي فِرْدَوْسِ الْأَخْبَارِ أَنَّ النَّبِيَّ ع قَالَ‏ يَا أَنَسُ إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَاسْتَخِرْ رَبَّكَ فِيهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ انْظُرْ إِلَى الَّذِي يَسْبِقُ إِلَى قَلْبِكَ فَإِنَّ الْخِيَرَةَ فِيهِ‏ يَعْنِي افْعَلْ ذَلِك‏.(فتح الابواب اثر سید ابن طاووس، ص 156)

    ویرایش توسط بصیر : ۱۳۹۱/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۱:۴۲
    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟

  5. صلوات ها 25


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    استخاره و دستورات دینی منقول از ائمه که با قرآن هست زیاد فرقی با فال حافظ ندارد! اما چون قرآن به زبان ساده تری است میتوان مطلب مورد نظر را راحتتر دریافت و فهمید!

    استخاره با قرآن که انجام میدهید فرشتگان آیه مورد نظر را برایتان آشکار میسازند و در فال گرفتن از دیوان حافظ، روح حافظ که جزو ارواح پاک و متعالی است مطلب را برایتان هویدا میکند! در واقع شما با روح حافظ ارتباط برقرار میکنید!

    به لینک زیر هم میتوانید مراجعه کنید


    http://www.askdin.com/thread21100.html
    ویرایش توسط اویس قرنی : ۱۳۹۱/۱۱/۰۳ در ساعت ۱۴:۱۶

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    استخاره و دستورات دینی منقول از ائمه که با قرآن هست زیاد فرقی با فال حافظ ندارد! اما چون قرآن به زبان ساده تری است میتوان مطلب مورد نظر را راحتتر دریافت و فهمید!
    باسلام و احترام
    استخاره با تفأل فرق می کند. استخاره دو نوع است، استخاره اصطلاحی: آن استخاره ای است که توسط قرآن یا تسبیح صورت گرفته و طبق فرمایش معصومین و دستورات آنها است که به روشهای مختلف و دعاهای مأثوری انجام می پذیرد.
    استخاره نوع دوم، استخاره لغوی است که انسان می بایست در هر کاری آن را انجام دهد. یعنی در تمام امور ازخداوند متعال طلب خیر نماید و از او بخواهد، خیر را در امری که می خواهند انجام دهد، منظور کند.
    تفأل هم به دو معناست، تفأل به خیر و تفأل به شر. اما تفأل به خیر، همیشه سفارش شده است. که به معنی خوش انگاری و خیر خواهی است، یعنی به امور الهی، خوش بنگریم و گمان بد نزنیم. تفأل به شر، صحیح نمی باشد.
    نمی شود قرآن را باز کنیم و بگوییم که خدایا من نمی دانم فلان رفیقم، آدم خوبی است یا نه؟ آیا به او خوش بین باشم یا خیر؟ بعد آیه ای بیاید و بگوید«إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ» یعنی شیاطین به دوستان خود پیغامهای مرموز و سری می دهند. یا آیه بیاید«وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُم» یعنی هر کجا آنها را یافتید، آنها را بکشید.
    بعد، از طریق این آیات نتیجه بگیریم که این رفیق، انسان بد ذاتی است و به درد رفاقت نمی خورد. آیا با این روش، سنگ روی سنگ بند می شود؟!
    آنچه که ما بدان موظفیم، تفأل به خیر زدن است، آن هم در اموری که جای خیر دارد، می توان خوش بین بود. در برابر دشمن جای تفأل به خیر زدن نیست.
    هیچ گاه در برابر مسلمان تفأل به شر صحیح نیست و طبق حدیث، به این کار «طیره» میگویند. یعنی فال بد زدن.
    «
    طيره‏ بكسر طا و فتح يا، يا سكون آن بمعنى فال بد است چيزهائى را كه شهرت كرده است مثل آن كه فلان خانه يمن ندارد و كسى كه از خانه بيرون رود حيوان سياهى اگر در برابر او پيدا شود بد است‏‏.»(لوامع صاحبقرانی، ج1، ص 488)
    «
    طيره‏: بد فالى است، و در حديث است كه: رسول خدا(ص) فال خوب را دوست داشت و بد فالى را ناخوش مى‏ داشت‏»(ترجمه اصول کافی کمره ای، ج 5، ص 786)
    استخاره هم شرایطی دارد که با رعایت آن، جواب خواهد داد و الا برای هر کاری نمی توان استخاره به قرآن کرد. اولا بعد از استشاره و مشورت خواهی است،دوما در هنگامی است که با وجود مشورت، به حالت دو دلی و سرگردانی باقی بمانیم.
    آیا می توان در مسائل مملکتی و حکومتی، با قرآن استخاره کرد؟ مثلا آیا با آمریکا جنگ کنیم یانه؟ فرض کنید، خوب بیاید، آیا باید حمله کنیم؟! پیغمبران الهی و اولیای خدا،کجا چنین سیره ای داشتند؟! جز این که با تدبیر و مشورت و طلب خیر و توکل به خدا، کارها را انجام می دادند. دستوراتی هم که جهت استخاره آمده، با رعایت شرایطی است که ذکر شد.

    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟

  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 19 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    استخاره با قرآن که انجام میدهید فرشتگان آیه مورد نظر را برایتان آشکار میسازند و در فال گرفتن از دیوان حافظ، روح حافظ که جزو ارواح پاک و متعالی است مطلب را برایتان هویدا میکند! در واقع شما با روح حافظ ارتباط برقرار میکنید!
    تفأل به حافظ هم از همان مسائل است که عرض شد. یعنی این که با خوش بینی نسبت به مساله ای که جای خوش بینی هم دارد، حافظ را باز کنیم و تعبیر به خیر نمائیم. یعنی به طور کلی، انسان خوش انگار و مصلحت خواهی برای مردم باشیم و امور را به خیر بگیریم، مگر در مواردی که امر به دشمنی و انزجار شده ایم. هیچگاه در امور مهم و خطیر، نمی توان با رجوع به حافظ، تصمیم گیری کرد، بعد بگوییم روح حافظ بالا می روید یا پایین می آید و به الهام می کند. این بینشها، دلیل می خواهد، کار هر کسی نیست، و نمی توان یک دستور العمل کلی برای همه صادر کرد. خیلی به تبعات این حرفها باید دقت نمود.

    آیا اعتقاد به فال حافظ درست است یا نه؟

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    heyat
    نوشته
    64
    حضور
    5 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    151

    سلام




    نقل قول نوشته اصلی توسط اهل بلا نمایش پست ها
    استخاره و دستورات دینی منقول از ائمه که با قرآن هست زیاد فرقی با فال حافظ ندارد! اما چون قرآن به زبان ساده تری است میتوان مطلب مورد نظر را راحتتر دریافت و فهمید!

    استخاره با قرآن که انجام میدهید فرشتگان آیه مورد نظر را برایتان آشکار میسازند و در فال گرفتن از دیوان حافظ، روح حافظ که جزو ارواح پاک و متعالی است مطلب را برایتان هویدا میکند! در واقع شما با روح حافظ ارتباط برقرار میکنید!

    به لینک زیر هم میتوانید مراجعه کنید
    سلام
    منبع این استدلال شما کجاست؟ روح حافظ؟ عجب!!!!!!!!!!!
    با خودم فکر میکنم اصلا چرا باید
    رباب، با آب هم قافیه باشد...

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    نقل قول نوشته اصلی توسط بصیر نمایش پست ها

    نمی شود قرآن را باز کنیم و بگوییم که خدایا من نمی دانم فلان رفیقم، آدم خوبی است یا نه؟ آیا به او خوش بین باشم یا خیر؟ بعد آیه ای بیاید و بگوید«إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ» یعنی شیاطین به دوستان خود پیغامهای مرموز و سری می دهند. یا آیه بیاید«وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُم» یعنی هر کجا آنها را یافتید، آنها را بکشید.
    با سلام خدمت شما

    در خصوص استخاره حرف شما را قبول دارم و آنرا وسیله ای کمکی در زمانی که شخص راهی برای فهمیدن جواب مساله ندارد میدانم!

    دستوری که بنده در لینک مذکور قرار داده ام یک نوع کشف با قرآن است!
    خواب راست یک نوع کشف است که فرشته ای آنرا به شخص نشان میدهد!
    حال فرشته ای دیگر در بیداری و از طریق قرآن، مطلبی را به ما نشان میدهد!


    نقل قول نوشته اصلی توسط ژولیده نمایش پست ها
    سلام
    منبع این استدلال شما کجاست؟ روح حافظ؟ عجب!!!!!!!!!!!
    شعر آن باشد که وارد حق باشد********** در دیده ی عشق وحی مطلق باشد
    بیگانه ز عشق، مست و احمق باشد************ در گفتارش ره اناالحق باشد

    سلام

    از استادم که متخصص علوم غریبه هم هستند شنیدم! که البته صحیح هم هست!
    پشت پرده اسرار زیادی هست ولی کو چشم بصیرت که ببیند آنها را؟!

    صبحدم از عرش میآمد خروشی، عقل گفت
    قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند

    شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

    دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود






  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علوم دینی
    نوشته
    1,241
    حضور
    35 روز 16 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    145
    آپلود
    1
    گالری
    48
    صلوات
    8306



    آخه یعنی چی؟در این که حافظ انسان بزرگی بودند شکی نیست اما اینکه اونقد بهشون منزلت بدیم که به جای توسل به ائمه، به تفال به حافظ خوشبین باشیم؛ این که به نظر برخلاف بصیرت واقعیه.
    اگه میشه مستندتر و منطقی تر از دلیلی که برای بها دادن به فال حافظ و روح حافظ عنوان می کنید صحبت کنید.

    وَ اللهِ اِن قَطَعــــــتُموا یَمینی

    اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی




  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    تطيّر و تفأل همواره بين انسانها رواج داشته است.
    اموري را به فال نيك مي‌گرفتند و دليل بر پيروزي مي‌دانستند و اموري را به فال بد مي‌گرفتند و دليل بر شكست مي‌پنداشتند و اين در حالي بود كه هيچ گونه رابطة منطقي ميان پيروزي و شكست، با اين گونه امور وجود نداشت.
    مثلاً آواز خواندن مرغ سياه را علت شكستن پاي خود مي‌دانستند و براي درمان آن استخوانهاي گربة سياه را مي‌شكستند (نوري، 489)!
    البته تفأل و تطيّر گرچه اثر طبيعي و واقعي ندارند ولي بدون ترديد مي‌توانند اثر رواني داشته باشند.
    فال نيك غالباً ماية اميدواري، حركت، تلاش و كمكي بر دست‌يابي به پيروزي است. همچنين مي‌توان تفأل را به عنوان تلقيني قوي كه قادر است اميدواري و اعتماد به نفس را تا مدتي نسبت به امري در اشخاص ايجاد كند، مؤثر و نافذ دانست.
    بنابراين فال گرفتن براي گشودن دري براي خوش بيني و اميدواري بسيار خوب است.
    ولي فال بد موجب نااميدي و ناتواني است و به شدت محكوم شده است.
    به همين دليل در روايات اسلامي به فال نيك سفارش شده است.
    چنان كه خواهيم ديد به طريق صحيح، هم از شيعه و هم از اهل سنت، رواياتي داريم كه پيامبر (ص) با توجه به تأثير نفساني فال بهترين استفاده را از فال نيك، در جهت سازندگي رواني فرد و اجتماع، كرده است و در مورد فال خوب نه تنها سفارش به انجام آن كرده است بلكه خود ايشان نيز در موارد مختلف براي ايجاد روحيه اميد و رسيدن به پيروزي از آن استفاده كرده است.
    در مورد فال بد، نهي كرده است و وقتي در موقعيت خاصي تصورات نااميد كننده‌اي براي افراد بوده به آنها دعاهايي ياد داده و سفارشهايي كرده است.
    توضيح اين مطالب بعداً مي‌آيد.
    در حديث معروفي از پيامبر (ص) نقل شده است كه «تفألوا بالخير تجدوه» (مكارم شيرازي، 6/317؛ طباطبايي، 19/86). يعني: كارها را به فال نيك بگيريد (و اميدوار باشيد) تا به آن برسيد.
    از پيامبر(ص) نقل شده است كه فال نيك را دوست مي‌داشت و از تطيّر بيزار بود. «انّه (ص) كان يحب الفأل و يكره الطيرة (ابن منظور، 10/168)».
    در اين احاديث جنبة اثباتي فال نيك منعكس شده است و در حالات پيغمبر (ص) نقل شده است كه حضرت مسائل بسياري را به فال نيك مي‌گرفتند (طباطبايي، 19/86)

    مثلاً در جريان برخورد مسلمانان با كفار مكه در سرزمين حديبيه مي‌خوانيم: هنگامي كه سهيل بن عمرو به عنوان نمايندة كفار مكه به سراغ پيامبر(ص) آمد و حضرت (ص) از نام او آگاه گرديد فرمود: «قد سهّل عليكم امركم»
    . از نام سهيل من تفأل مي‌زنم كه كار بر شما سهل و آسان مي‌گردد (طباطبايي، 19/86).
    و در جريان نامة حضرت (ص) به خسرو پرويز آمده است كه او را به اسلام دعوت كرد و او نامة آن جناب را پاره كرد و در جواب نامه مشتي خاك براي آن حضرت فرستاد، حضرت همين عمل را به فال نيك گرفت و فرمود: «به زودي مسلمانان خاك او را مالك مي‌شوند» (طباطبايي، 19/86) و موارد ديگري از تفألهاي ايشان كه در تاريخ ثبت شده است و نيز رسول خدا (ص) به كارگزارانش نامه مي‌نوشت و سفارش مي‌كرد كه پيكهايي كه براي من مي‌فرستيد خوش نام و خوشرو باشند.
    «كان رسول الله يكتب الي امرائه اذا ابردتم اليّ بريدا فأبردوه حسن الاسم حسن الوجه» و هنگامي كه به حضرت (ص) اعتراض شد كه ما را از تطيّر نهي مي‌كني و خود شما تطيّر مي‌زنيد فرمود:
    نزدم بلكه از نام خوب خوشم مي‌آيد (سبزواري، 267).
    ابو هريره روايت كرده است: «ان رسول الله (ص) سمع كلمة فاعجبته فقال: اخذنا فألك من فيك» (طريقه دار، 169).
    يعني: پيامبر (ص) كلمه‌اي شنيد كه او را به شگفت آورد.
    پس فرمود: فال نيك را از دهانت گرفتم.
    همان طور كه مي‌دانيم در فال خوب حسن ظن به خداوند متعال وجود دارد و خداوند مي‌فرمايد:«أنا عند ظن عبدي بي». بنابراين كسي كه فال نيك مي‌زند اگر حتي به مرادش هم نرسد در اصل با اميدواري به خداوند به هدف رسيده است.
    حضرت علي (ع) فال را امري به حق و درست مي‌‌داند و فرموده است:«الفأل حق»
    (فيض الاسلام، 1274، كلمة قصار 392).
    در روايتي از امام صادق (ع) آمده است كه: «الطيرة علي ما تجعلها، إن هوّنتها تهوّنت و إن شدّدتها تشدّدت و إن لم تجعلها شيئاً لم تكن شيئاً»
    (حرّ عاملي، 11/361).
    يعني: فال بد اثرش به همان اندازه است كه آن را مي‌پذيري، اگر آن را آسان بگيري كم اثر خواهد بود و اگر آن را سخت بگيري پر اثر است و اگر به آن اعتنا نكني، هيچ اثري نخواهد داشت
    (الإبشيهي، 516).
    اصولاً مواردي كه به فال بد گرفته مي‌شود يقين و روحية انسان را سست مي‌كند و تأثير ناخودآگاه خود را مي‌گذارد.
    در حقيقت اين تلقين روحي تطيّر است كه موجب تأثير آن مي‌شود. پيامبر (ص) فرمود: قال (ص): «البلاء موكل بالمنطق». يعني: بلا و گرفتاري در گرو گفتار است
    (طريقه دار، 169).
    روايت شده است حضرت يوسف (ع) از زنداني شدن خود به خدا شكوه كرد، خداي تعالي به او وحي فرمود: «اي يوسف تو آن جا كه گفتي، پروردگارا زنداني شدن در نزد من محبوب‌‌تر است، خويشتن را زنداني كردي و اگر مي‌گفتي عافيت در نزد من محبوب‌تر است البته كه به تو عافيت مي‌دادم» (حويزي، 2/424).


    http://www.maarefquran.org/index.php...8b2fb7f596851f
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    حديث رفع حديثي است نبوي و مشهور که رسول اکرم صلّي الله عليه و آله و سلّم فرموده است:


    رُفِعَ عَنْ اُمَّتي تِسعَةٌ: ما لا يعْلَمونَ وَما لا يطيقونَ وَما اسْتُکْرهُوا عَلَيهِ وَمَا اضْطُرُّوا اِلَيهِ وَالُخَطَأ وَالنَّسْيانُ وَالطّيرَةُ وَالْحَسَدُ وَالْوَسْوَسَةُ فِي التَّفَکُّر فِي الْخَلْقِ

    (خصال صفحه ۴۱۷؛ والتوحيد صفحه ۳۵۳ تحف العقول صفحه ۵۰.)


    [نُه چيز از امت من برداشته شده است: آنچه نمي‌دانند، آنچه طاقت ندارند، آنچه بر آن مجبور شده‌اند، آنچه بدان اضطرار پيدا کرده‌اند، اشتباه، فراموشي، فال بد، احساس حسادت (مادامي که به مرحله عمل نرسيده است، و يا محسود واقع شدن) و وساوس شيطاني در امر خلقت.]

    اصوليون درباره اين حديث و هر يک از جمله‌هايش بحث‌ها و سخنان فراوان دارند و البته محل شاهد براي اصل برائت همان جمله اول است که فرمود: آنچه امت من نمي‌دانند و به آنها ابلاغ نشده از آنها برداشته شده است و ذمّه آنها بري است.
    اصل برائت که از اصول عمليه معروف است و کاربرد زيادي در علم فقه دارد و فقهاي بزرگوار در موارد زيادي از آن استفاده مي‌کنند داراي چندين مستند و دليل است که حديث رفع يکي از مهم‌ترين مستندات آن است.
    بر اين اساس در هر موردي که علمي نداشته باشيم يعني دليلي بر وجود تکليفي دلالت نکرد حال يا اصلاً دليلي در اين مورد وجود ندارد و از طرف شارع مقدس اصلاً دليلي بر اين تکليف صادر نشده است و يا دليلي در اين مورد وجود داشته ولي به هر صورت به دست ما نرسيده است.
    آن چه در اين ميان اهميت دارد اين است که ما از اين حکم و تکليف آگاهي و علم نداريم و حديث رفع مي‌گويد شما نسبت به اين تکليف، مکلف نمي‌باشيد و اگر به آن بي‌توجهي کرديد و به آن ترتيب اثري نداديد، مورد عقاب و کيفر قرار نمي‌گيريد.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۱۱/۰۴ در ساعت ۰۴:۴۹
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۷, ۱۵:۳۹ : 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود