صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امامت و خلافت بعد از بیامبر شورایی یا منصوب از طرف خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    24
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85

    امامت و خلافت بعد از بیامبر شورایی یا منصوب از طرف خدا




    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت کلیه دوستان
    من هرچه قدر بستها را گشتم متاسفانه مباحث مختلط بود و باعث انحراف و گمراهی
    در این بست فقط و فقط قرار است دوستان عزیز شیعه و سنی
    بحث و استدلال کنند که خلافت و امامت بعد از بیامبر باید شورایی باشد یا منصوب از طرف خدا
    ببینین ما قرار نیست بحث کنید ابابکر عمر عثمان یا علی کدامیک برترند
    اصلا بحث این نیست خواهشا بست را به بیراهه نکشانید
    بحث این است چرا باید خلافت بعد از بیامبر از طرف خود خدا باشد
    اصلا کاری هم نداریم عمر که بود علی که بود ............
    اصلا فرض خلف اینکه خدا قرار بوده به علی را امام نکند و فرد دیگری امام شود
    منظورم اینه که ما به خصوصیات و اسم خلفا اصلا کاری نداریم
    ما میخواهیم با استدلالهای عقلی قرانی و روایی بحث کنیم چرا باید خلافت از طرف خدا معرفی شود
    همین
    بس اینکه عمر برتر بوده یا علی ربطی به این بست نداره
    مسائل فقهی که دیگه اصلا اینجا نگویید
    بحث خوبی میشود


    کارشناس بحث : صدرا
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ در ساعت ۰۰:۲۱

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    با سلام و عرض ادب

    اين موضوع را با اين پرسش آغاز مى ‏كنيم كه آيا بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ لازم است جانشين و خليفه ‏اى براى آن بزرگوار باشد، يا لازم نيست؟
    در پاسخ اين پرسش مى ‏گوييم: همه امّت اسلام بر وجوب و لزوم امامت بعد از پيامبر اكرم‏ صلى اللَّه عليه وآله‏ اتفاق نظر دارند. اين مطلب از سخنان بسيارى از دانشمندان شيعه و سنّى ظاهر بوده؛ بلكه به آن تصريح كرده ‏اند. براى مثال حافظ ابن حزم اندلسى در كتاب‏ «الفِصَل في الأهواءِ والمِلَلِ والنِّحَل‏» مى ‏نويسد:«اتَّفَقَ جَميعُ فِرَقِ اهْلِ السُّنَّةِ وَجَميعُ فِرَقِ الشّيعَةِ وَجَميعُ الْمُرْجِئَةِ وَجَميعُ الْخَوارِجِ عَلى وُجُوبِ الإِمامَةِ»؛[1]همه فرقه‏ هاى اهل سنّت، فرقه‏ هاى شيعه، تمامى مرجئه و همه خوارج بر وجوب و لزوم امامت اتّفاق نظر دارند.
    بنابراين، اختلافى نيست كه بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ باید امامى باشد.
    اما در اینجا سؤال اساسی این است که امامت چيست وچه جایگاهی دارد؟

    در تعاریف بسیاری از متکلیمین شیعه و سنی امامت اینچنین تعریف شده است:«الْإِمامَةُ هِيَ الرِّئاسَةُ الْعامَّةُ في جَميعِ امُورِ الدّينِ وَالدُّنْيا نِيابَةً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ‏ صَلّى اللَّه عليه وآله»؛[2] امامت، رياست عمومى است بر امّت در همه كارهاى دنيا و دين به نيابت از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله.
    علماى شيعه و اهل سنّت، امامت را چنين تعريف و بيان كرده ‏اند.[3] بنابراين امام، نايب رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله‏ و مورد اطاعت افراد امّت است.

    اما با این حال از نکاتی که در مقام تئوری و عمل مورد توجه است این است که: رياست عامه مسلمانان در امور دنيا و دين‏ براى امامت، امری است که مورد اتفاق همه است و این در حالی است که در مقام تعیین مصداق هیچکدام از این شرایط لازم نمی گردد؟به گونه ای که با قهر و غلبه نیز کسی می تواند به مقام امامت برسد ولواینکه آن شخص فاسق و یا جاهل باشد. که در این صورت نیز باز تبعیت او بر رعیت واجب می گردد.

    لذا اهل سنت از طرفى، به تعريفى پايبند هستند كه امام را اسلام‏ شناسى عادل و مجاز از طرف رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى ‏دانند و از طرف ديگر، در مقام تعيين مصداق، نه اين شرايط را اخذ مى‏ كنند و نه چنين شرايطى در امامان آنها وجود داشته است.

    ریشه این امر در کجاست؟ در پاسخ می گوئیم: این تفاوت در مقام تئوری و عمل برگشت به جایگاه امامت میان دو مکتب شیعه و سنی دارد.
    امامت از منظر شیعی بحثی کلامی و اعتقادی است و این در حالی است که امامت از منظر اهل سنت بحثی فقهی و از فروعات دینی[4] محسوب می گردد نه از مباحث اعتقادی؛ لذا محل بحث از امامت را در کتب فقهی دانسته اند اما به جهت اشكالات و انتقادات گوناگون و ارتباط اين موضوع با مبانى اعتقادى، آن را در بحث عقايد مورد بررسى و تحليل قرار داده‏ اند.
    به عبارت دیگر امامت از دیدگاه شیعه استمرار امر نبوت است؛ لذاهمچون نبوت امری آسمانی خواهد بود و به واسطه چنین دیدگاهی مقولۀ انتخاب او از سوی عباد جایی نخواهد داشت، در حالی که در بین اهل سنت چنین جایگاهی امری آسمانی نخواهد بود؛ اما وجود امام لازم است لذا بر مکلفین واجب است که او را تعیین نمایند. [5]


    ---------------------------------------------------------------------------------

    [1]. الفصل في الاهواء والملل والنحل، ج4،ص72.

    [2]. شرح المقاصد،ج5،ص232.

    [3]. براى آگاهى بيشتر ر. ك: تجريد الاعتقاد و شروح آن، شرح المواقف، شرح المقاصد و ديگرمنابع كلامى‏.

    [4]. سعدالدين تفتازانى مى‏ نويسد: «لا نزاع في أن مباحث الامامة بعلم الفروع أليق لرجوعها الى أن القيام بالامامة و نصب الامام الموصوف بالصفات المخصوصة من فروض الكفايات... و قد ذكرنا في كتبنا الفقهية أنه لابد للامة من امام يحيى الدين و يقيم السنة و ينتصف للمظلومين و يستوفى الحقوق و يضعها مواضها»؛[4] هيچ بحثى نيست كه طرح مباحث امامت در مسايل فروع مناسب‏تر است؛ زيرا نصب امامى كه داراى ويژگى‏هاى خاص خودش باشد از واجبات كفايى است.[4] اما وجود امام براى احياى دين، اقامه سنت، استيفاى حقوق و اجراى عدالت براى امت ضرورى است. (شرح المقاصد، ج 5، ص 232 و شرح المواقف، ج 8 ص 342. يقول الامامة ليست من أصول الديانات و العقائد خلافا للشيعة بل هى عندنا من الفروع).

    [5]. فضل بن روزبهان نيز مى‏ گويد: «مبحث امامت در نزد اشاعره از مسايل فرعى و مربوط به افعال مكلفان است به مانند نماز و روزه». دلائل الصدق، بحث امامت، ج 2، ص 8.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ در ساعت ۱۱:۳۰
    امامت و خلافت بعد از بیامبر شورایی یا منصوب از طرف خدا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    شاخصه های که شیعه در امام لازم می داند عبارت است از:

    الف) عصمت امامدر بعد اجتناب از هر گونه گناه و عصمت از خطای در تبیین).

    ب) علم الهیامام باید به همه احکام دینی عالم باشد، حیطه این احکام جمیع اموری را که مربوط به سعادت بشر می شود را شامل است).

    ج) افضلیت امام(امام باید در همه کمالات نفسانی و امور دینی بر دیگران برتری داشته باشد و تقدیم مفضول بر افضل نیز قبیح است).

    د)شجاعت.وبرخی صفات دیگر همچون قرشی بودن.

    با نگاهی به این ویژگی ها می بینیم که امامت در دیدگاه شیعه از منزلت بسیار رفیعی برخوردار است؛ منزلتی که به سان مقام نبوت وبلکه بالاتر از آن است، که تفاوت آن تنها در عدم وحی رسالی است که امام جایگاه حفظ دین وشریعت و تبیین معصومانه از دین را دارا است و امام خلیفه خدا بر روی زمین است نه اینکه او وکیل مردم بوده باشد.

    تعريف جامع امامت در سخنان رسا و عميق هشتمين پيشواى معصوم امام على بن‏ موسى الرضا علیه السلام چنين آمده است:«انَّ الْامامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْانْبِياءِ وَ ارْثُ الْاوْصِياءِ، انَّ الْامامَةَ خِلافَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ ... انَّ الْامامَةَ اسُّ الْاسْلامِ النَّامى‏ وَ فَرْعُهُ السَّامى‏»؛[1] امامت، مقام پيامبران، و ارثِ جانشينان (انبيا) است، امامت جانشينى خدا و رسول اوست ...امامت ريشه و اساس اسلام رشد يابنده و شاخه سربلند آن است.
    شيعه با توجه به اين نگرش است كه امامت را اصلى از اصول دين دانسته و اعتقاد به آن را مكمل ايمان مى‏داند.

    اما اهل سنت در امامت هر چند که علم و شجاعت و عدالت و قرشی بودن را شرط نموده اند ولی این اوصاف هیچکدام به معنای لزوم نبوده؛ لذادر این دیدگاه تقدم مفضول بر افضل ایرادی نخواهد داشت.

    با توجه به مطالب فوق بحث به اینجا ختم می شود؛ که بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اینکه آنحضرت پیامبر خاتم بوده و دین او نیز تا قیامت استمرار خواهد داشت، واینکه بعد از آنحضرت همه قائل به وجوب جایگاه امامت و خلافت بوده و هستند، سوال می شود این آئین در قالب کدام تفکر ضامن سعادت دنیا و آخرت بشر خواهد بود، دیدگاه شیعه و یا دیدگاه سنی؟


    موفق باشید.

    ----------------------------------------------------------

    [1].بحارالانوار، ج 25، ص 122- 123، بيروت.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۰/۰۵ در ساعت ۲۲:۰۴
    امامت و خلافت بعد از بیامبر شورایی یا منصوب از طرف خدا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    136
    حضور
    4 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    80



    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود الله بر محمد نبی

    اصحابهم و ازواجهم اجمعین


    اجازه بدهید برای شروع از برادران شیعه بخواهیم سند الهی بودن امامت را برای ما بیاورند.

    ویرایش توسط مکه : ۱۳۹۱/۱۰/۰۶ در ساعت ۱۰:۲۸

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط مکه نمایش پست ها
    اجازه بدهید برای شروع از برادران شیعه بخواهیم سند الهی بودن امامت را برای ما بیاورند.
    با سلام و عرض ادب
    متن ارسال شده را مطالعه بفرمائید جواب خود را خواهید یافت.
    ما دو مبنا در بحث امامت و رهبری امت داریم:

    الف) دیدگاه شیعه که امامت استمرار امر انبیاست و امام وصی پیامبر صلی الله علیه و آله است که علم و عصمت و صفات برجسته او همسان صفات نبی است.

    ب) دیدگاه اهل سنت که امام وکیل مردم است در امر اداره امور دین و دنیا، که صفاتی راگفته اند که هیچ کدام هم الزامی نمی باشند.

    این امری عقلی است، وفعلا به جایگاه نقل نرسیده ایم، از نظر عقل چه زمانی دین خاتم متضمن سعادت دنیا و آخرت انسانها است؟
    زمانی که امامی معصوم متصدی جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله گردد.

    زمانی که افراد عادی جامعه چنین امری را عهده دار شوند؟
    عقل شما کدام را ترجیح می دهد؟

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۲۱
    امامت و خلافت بعد از بیامبر شورایی یا منصوب از طرف خدا
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    نقل قول نوشته اصلی توسط مکه نمایش پست ها
    سند الهی بودن امامت
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    "و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین"

    بنابراین از ذریه ابراهیم کسانی که ستمگر نباشند قابلیت دارند از جانب خدا به امامت منصوب شوند.
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب
    از نظر عقل چه زمانی دین خاتم متضمن سعادت دنیا و آخرت انسانها است؟
    زمانی که امامی معصوم متصدی جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله گردد.
    زمانی که افراد عادی جامعه چنین امری را عهده دار شوند؟
    عقل شما کدام را ترجیح می دهد؟

    موفق باشید.
    امام معصوم تا چه زمانی متصدی جانشینی پیامبر می گردد؟؟ چند سال؟؟1000 سال؟؟ 2000؟ چقد؟ چند تا امام اخرش باید باشند؟
    در امر تشیع هم که اخرش امام غایب شد و امر دست افراد عادی جامعه افتاد
    البته من میدونم امام غایب مثل خورشید پشت ابر میمونه، گرمی و نور میده ولی الان حال حاضر امر دست افراد عادی جامعه هست یا نیست؟؟
    عقل شما کدام را ترجیح می دهد؟؟

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط akefin نمایش پست ها
    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت کلیه دوستان من هرچه قدر بستها را گشتم متاسفانه مباحث مختلط بود و باعث انحراف و گمراهی در این بست فقط و فقط قرار است دوستان عزیز شیعه و سنی بحث و استدلال کنند که خلافت و امامت بعد از بیامبر باید شورایی باشد یا منصوب از طرف خدا ببینین ما قرار نیست بحث کنید ابابکر عمر عثمان یا علی کدامیک برترند اصلا بحث این نیست خواهشا بست را به بیراهه نکشانید بحث این است چرا باید خلافت بعد از بیامبر از طرف خود خدا باشد اصلا کاری هم نداریم عمر که بود علی که بود ............ اصلا فرض خلف اینکه خدا قرار بوده به علی را امام نکند و فرد دیگری امام شود منظورم اینه که ما به خصوصیات و اسم خلفا اصلا کاری نداریم ما میخواهیم با استدلالهای عقلی قرانی و روایی بحث کنیم چرا باید خلافت از طرف خدا معرفی شود همین بس اینکه عمر برتر بوده یا علی ربطی به این بست نداره مسائل فقهی که دیگه اصلا اینجا نگویید بحث خوبی میشود
    سلام
    اگر دین صرفا یک پیام بود کافی بود که برخی حافظ همین نوشته های قرآن کریم می بودند که بودند اما این نیست دین هم پیام است هم مکتب تربیتی . اگر دین را یک مکتب تربیتی بدانیم که قرار است انسانها در آن تا بالاترین مراتب کمال ( آنچه در وهم ناید آن شوم ) اوج بگیرند و پیامبر و جانشینانش مسوول این امر خطیر و تربیت الهی برترند نمی توان پذیرفت که مربی الهی را انسانها انتخاب کنند همچنانکه مربی اول ( پیامبر ) را خود خدای متعال انتخاب و ارسال فرمود
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    نقل قول نوشته اصلی توسط akefin نمایش پست ها
    ما میخواهیم با استدلالهای عقلی قرانی و روایی بحث کنیم چرا باید خلافت از طرف خدا معرفی شود


    با سلام

    خلاصه در یک آیه قرآن که خدای متعال بهتر از هر کس دیگر میداند رسالتش را به چه کسی بدهد :

    {وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ }الأنعام124

    و همچنین ولایتش را :

    {إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ }المائدة55





  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    مباحث زیادی در مورد این آیه شده است. اگر کارشناس اجازه دهد آن را نقد کنیم.
    شیعه هرگز نتوانسته امامت خود را از قرآن ثابت کند، این چیزی معلوم است
    [معانى و موارد استعمال كلمه" ولايت" و مشتقات آن‏]
    " إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا ..."
    راغب در كتاب مفردات گفته است" ولاء" (به صداى بالاى واو) و همچنين" توالى" به اين معنا است كه حاصل شود دو چيز يا بيشتر، از يك جنس و بدون اينكه چيزى از غير آن جنس حايل شود. اين معناى لغوى ولاء و توالى است، و گاهى اين لفظ به طور استعاره و مجاز در قربى استعمال مى‏شود كه آن قرب از جهات زير حاصل مى‏گردد.
    1- قربى كه از جهت مكان حاصل ميشود و گفته ميشود:" جلست مما يليه- نشستيم نزديكش".
    2- قرب از جهت نسبت.
    3- قرب از جهت دوستى و گفته مى‏شود:" ولى فلان- دوست فلانى".
    4- قرب حاصل از نصرت و گفته مى‏شود:" ولى فلانا- يارى كرد فلان را".
    5- از جهت اعتقاد. گفته مى‏شود:" فلان ولى فلان- هم عقيده و هم سوگند اوست". و در معناى نصرت بطور حقيقت اطلاق مى‏شود و همچنين در معناى مباشرت در كار و اختيار دارى در آن، و گفته مى‏شود:" فلان ولى لامر كذا- فلانى اختيار دار فلان كار است" و بعضى از اهل لغت گفته‏اند: ولايت (به صداى پائين واو) و ولايت (به صداى بالاى آن) به يك معنا است، مانند دلالت و دلالت كه هر دو به يك معنا است، و حقيقت ولايت عبارتست از بعهده گرفتن كار، و منصوب شدن بر آن و" ولى" و" مولى" هر دو استعمال مى‏شوند در اين معنا، البته هم در معناى اسم فاعل آن، يعنى موالى (به كسر لام) و هم در معناى اسم مفعول آن يعنى موالى (به فتح لام) و به مؤمن گفته مى‏شود ولى اللَّه و ليكن ديده نشده كه بگويند مؤمن مولاى خداست، ليكن هم گفته مى‏شود" اللَّه ولى المؤمنين" و هم" اللَّه مولا المؤمنين" و نيز راغب مى‏گويد: اگر عرب گفت:" ولى" اگر ديدى كه خود بخود و بدون لفظ" عن" متعدى شد، بدانكه اقتضاى معناى ولايت را دارد و مقتضى است كه آن معنا در نزديك‏ترين مواضعش حاصل شود، مثلا اگر ديديد كسى گفت:" وليت سمعى كذا" يا گفت" وليت عينى كذا" يا گفت" وليت وجهى كذا" بدانكه مراد اينست كه گوش خود يا چشم خود يا روى خود را نزديك فلانى بردم، كما اينكه در قرآن هم بدون لفظ" عن" استعمال شده، مى‏فرمايد:
    " فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها" «1» و نيز مى‏فرمايد:" فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ" «2» و اگر ديدى كه با" عن" چه در ظاهر و چه در تقدير متعدى شد

    ****************************
    (1) پس بزودى تو را بسوى قبله‏اى كه خوش آيندت باشد بر خواهيم گرداند.
    (2) پس بگردان روى خود را بسوى بخشى از مسجد الحرام، و هر جا كه بوديد بايد روى خود به! جانب آن بگردانيد. سوره بقره آيه 14.

    _____________________
    ترجمه الميزان، ج‏6، ص: 14


    ادامه ...

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود