صفحه 1 از 42 12311213141 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطرات لوتی با آقا سید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    يه پيكان چراغ بنزي
    نوشته
    231
    حضور
    1 روز 9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6778

    خاطرات لوتی با آقا سید




    سلام و عرض ادب خدمت شاه نجف و همه بر و بچ و اهالی با مرام آسک دین دات کام

    حقیقتش دیدم در اون موضوع کلبه فیروزه ای مزاحم دوستان میشم و بین عرایضم

    فواصل ایجاد میشه و همین موجب فطرت در مطالب میشه

    بر آن شدم در این موضوع که به لطف و محبت سروران آسک دین دات کام بالا می

    آید با دوستان اختلاط کنیم


    چاکر بر و بچ اسک دین دات کام



    سلامتي سه تن &&& ناموس و رفيق و وطن



  2. صلوات ها 75


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    يه پيكان چراغ بنزي
    نوشته
    231
    حضور
    1 روز 9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6778






    قسمت اول

    یا حق
    گفته بودم یه آقا سید تو مسجد محلمون هست خیلی دوسش دارم از خدا پنهون نیست از شما هم پنهون نباشه خیلی وقت بود دوس داشتم برم خونشو ببینم منتظر یه تعارف خشک و خالی بودم .تا یه شب تو ماه محرم بعد از مراسم هیئت دورش حلقه زده بودیم . حاج اکبر هم بود . آقا سید یه تعارف زد به همه؛ آقا منو بگو قند تو دلم آب شد . حاج اکبر پیش دستی کرد و گفت بریم چایی سادات را بخوریم که تبرکه . من از خدا خواسته قبول کردم و با بر و بچ مسجد راه افتادیم به طرف خونه آقا سید محلمون .
    حاج آقا یکی دو باز زنگ در خونشو زد و کلید را به در حیاط انداخت و با صدای نسبتا بلندی چند بار گفت یا الله یالله .
    آقا سید ما را به اتاق خودش راهنمایی کرد . تو اتاق چند قفسه کتاب بود انواع و اقسام کتابا . یه لحظه سرم گیج رفت گفتم چطور این همه کتابو میتونه بخونه ؟
    حاج آقا تعارفی کرد که منم مثل حاج اکبر برم بالای اتاق بشینم ولی من از ترس حاج اکبر و نیگاهای چپ چپ او جرات نکردم برم بالای اتاق بشینم ترجیح دادم همین پایین اتاق بشینم بهتره !
    از همه جا صحبت شد . حاج اکبر گفت این خیلی بده که برخی از اهالی فقط محرم و یا ماه رمضون میان مسجد و فقط تو دهه محرم و یا ماه مبارک رمضون مسلمان میشن یه لحظه حرفای حاج اکبر را به خودم گرفتم ولی خدا وکیلی دیدم راست میگه سرمو انداختم پایین و سکوت کردم .
    آقا دستام خسته شد بقیش که چیزای جالبی میخوام براتون بگم باشه برای بعد

    چاکر بر و بچ آسک دین دات کام



    قسمت دوم
    من و سید و حاج اکبرخاطرات لوتی با آقا سید


    از خونه آقا سید نا کام از شام زدیم بیرون ولی دلم تو اتاقش جا موند.
    تو کوچه داشتم با حاج اکبر چند قدمی راه میرفتم تو تاریکی از سکوت شب و حاج اکبر داشتم قبض روح میشدم تا به دو راهی جدایی رسیدیم آقا ما را باش انگار از قفس پریدیم بیرون . سرعتمو بیشتر کردم تا رسیدم خونه وارد حیاط که شدم دیدم ننه ام بنده خدا منتظر پشت پنجره اتاق از گوشه پنجره داشت نیگام میکرد .
    گفت دیر اومدی نگرانت شدم کجا بودی؟
    گفتم خونه آقا سید بودم اولش فکر کرد شوخی میکنم بعد با شوق ماجرا را براش گفتم از نیگاه ننه ام فهمیدم خیلی خوشحال شد. گفت ببین اگر قم بری منم باید باهات بیام آخه چند سالیه قم نرفتم و دلم برا خانم تنگ شده تازه خاله سحر نازتم خیلی دوست داره بیاد .
    منو باش با این ضد خال یواشکی گفتم دبیا ! خر بیار و باقلی بار کن ! من خودم اضافی بودم دو نفر دیگه هم باید ببندیم به خودمون .
    گفتم ننه قربونت برم این یه سفر مردونه اس کوتا بیا ایشا الله یه دفعه دیگه خودم میبرمت خاله را هم میبریم .
    نمی دونم چرا خیلی راحت قبول کردولی از چهرش معلوم بود کمی ناراحته .یه خوره براش شیرین زبونی کردم و اختلاط کردیم تا کم کم از دلش در آوردم.
    بار و بندیلو بستیم و ننه ما را از زیر قرآن رد کرد و یه کاسه آب ریخت پشت سرم و پاچه شلوارمو هم خیس کرد و ما راهی ترمینال شدیم تا آقا سید را اونجا ببینم و با هم راهی قم بشیم .
    حدس بزنید با آقا سید محلمون کیو دیدم ؟!
    بله حاج اکبر !
    دو دستی زدم تو سر خودم خاطرات لوتی با آقا سید
    ادامه داره
    چاکر بر و بچ آسک دین دات کام

    ویرایش توسط لوتي : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۱:۱۳


    سلامتي سه تن &&& ناموس و رفيق و وطن



  5. صلوات ها 63


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،اینترنت،رمان،خدا،چادر،بچه
    نوشته
    679
    حضور
    3 روز 21 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    4130



    سلام من نفهمیدم این تاپیک برای چی زده شده
    ولی خاطرات جالبی بود

  7. صلوات ها 38


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    يه پيكان چراغ بنزي
    نوشته
    231
    حضور
    1 روز 9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6778



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب یزدان نمایش پست ها
    سلام من نفهمیدم این تاپیک برای چی زده شده
    ولی خاطرات جالبی بود

    سلام دادا
    صبر کن کم کم ملتفت میشی

    فعلا اینو داشته باش بعد میام ادامه قسمت های بعدی سریال تلفیزیونی من و حاج اکبر را ببین جالبه


    درویشی
    را دیدم شتابان مى دوید گفتم یا علی مدد درویش ،کوجا؟
    گفت مراسم عزا ، گفتم مگه کی مرده؟ آهی کشید و گفت : معرفت و وفا



    سلامتي سه تن &&& ناموس و رفيق و وطن



  9. صلوات ها 52


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    بسم الله
    يا مولا
    سلام به لوتي
    ما نوكر هر چه لوتي
    يا حق يا مولا

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. صلوات ها 45


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    کربلا،امام رضا
    نوشته
    386
    حضور
    4 روز 5 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    37
    صلوات
    2771



    خاطرات قشنگی بود
    منتظر ادامه اونها هستیم
    شاید این جمعه بیاید
    شاید...

  13. صلوات ها 43


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،اینترنت،رمان،خدا،چادر،بچه
    نوشته
    679
    حضور
    3 روز 21 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    4130



    سلام دادا
    سلام ولی من خواهرم
    صبر کن کم کم ملتفت میشی
    چشم
    کوجا؟


  15. صلوات ها 37


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    مسایل مذهبی
    نوشته
    178
    حضور
    2 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1882



    سابلکم به همه خز و خیطا!!
    برو بچ نظام آباد رخصت می خوان بیان تو!
    حالا از شوخی گذشته منظور این تاپیک چیه؟؟
    اندکی صبر سحر نزدیک است...

  17. صلوات ها 33


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    يه پيكان چراغ بنزي
    نوشته
    231
    حضور
    1 روز 9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6778



    نقل قول نوشته اصلی توسط majid-torabi نمایش پست ها
    سابلکم به همه خز و خیطا!!
    برو بچ نظام آباد رخصت می خوان بیان تو!
    حالا از شوخی گذشته منظور این تاپیک چیه؟؟
    سلام دادا
    نقل این حرفا نیست با مرام لوتی گری با لودگی و لات گری فرق فوکوله

    این موضوع و مرامنامه در پی آن است که پاره ای مشکلات و معضلات و گیر و گورا را به ویژه در میان قشر مذهبی و متدینان به خصوص افراط و تفریط ها را در عرصه فرهنگ و دین را بیان کنه و به رخ مجاز بکشه و درس معرفت و لوتی گری را زنده کنه منتظر قسمت های بعدی باشید .
    به قول این مجری های صداو سیما با ما باشید.


    چاکر بر و بچ آسک دین دات کام

    ویرایش توسط لوتي : ۱۳۹۱/۰۹/۳۰ در ساعت ۱۳:۰۹


    سلامتي سه تن &&& ناموس و رفيق و وطن



  19. صلوات ها 51


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    يه پيكان چراغ بنزي
    نوشته
    231
    حضور
    1 روز 9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6778



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب یزدان نمایش پست ها
    سلام ولی من خواهرم

    چشم

    واقعا عرز میخوام همشیره شرمنده
    من به همون یزدانش توجه کرده بودم
    پیش میاد دیگه

    چاکر بر و بچ آسک دین دات کام



    سلامتي سه تن &&& ناموس و رفيق و وطن



  21. صلوات ها 41


صفحه 1 از 42 12311213141 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 9

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود