صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهشت و جهنم

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    195
    حضور
    3 روز 19 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    402

    بهشت و جهنم




    خدا چگونه می خواهد بر اساس یک زندگی محدود 80-70 ساله تصمیم به حبس نامحدود انسان در بهشت یا جهنم بگیرد؟



    کارشناس بحث : شعیب

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۲:۵۸

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    برای نیل به جواب به چند مقدمه توجه شما را جلب می کنم:
    1.خداوند به انسان محدود بودن زمان تکلیف را تذکر داده است: انسان در دنیا مکلف به انجام تکالیفی شده است که تاثیر بسزایی در آینده او داشته و ابدیت او را می سازد خدا چون مربی انسان ها است تذکرات لازم را برای طی این مسیر داده است. خوب و بد او را به دو طریق یکی درون-فالهمها فجورها و تقویها [1]- و یکی بیرون- 124 هزار پیامبر- به او آموزش داده و حتی میزان تاثیر گذاری هر یک از افعال اختیاری اش را مبسوطا برای او شرح داده است .

    2. بايد دانست عذاب ابدي شامل کساني مي شود که در مقابل حق گردن کشی کرده و راه حق را بر روی خود و دیگران بسته اند . اینها با اینکه می دانستند خدایی هست و حجّت بر آنها تمام شده بود باز ایمان نیاوردند ؛ و نه تنها ایمان نیاوردند در مقابل خدا صف آرایی کرده و راه حق را بر روی مردم بستند ؛ نظیر ابلیس که از روی علم و از سر عناد با خدا ، راه حق را بر مردم می بندد یا مثل ابن ملجم که با کشتن امیر المو منین (ع) تمام بشریت را از هدایت آن حضرت محروم کرد . چنين کساني اگر تا ابد هم عمر کنند باز هم به روش خود ادامه خواهند داد ؛ چون جوهره انسانی وجودشان را نابود کرده اند و راه بازگشت را به روی خودشان بسته اند اینها مانند کسی هسند که با اختیار خود از بالای یک آسمان خراش می پرد چنین کسی حتی اگر در وسط راه پشیمان هم شود راه بازگشت ندارد .

    3.افراد در این دار تکلیف ، راه خود را انتخاب کرده اند و اگر تا ابد هم در روی زمین بمانند باز تغیر روش نخواهند داد و هر چه پیش می روند در راه خود راسخ تر و پا برجا تر می شوند .برای همین زندگی آنها پس از مرگ بر همین روال خواهد بود. وابدیت آنها بر روش آنها در زندگی دنیایی آنها تنظیم خواهد شد.
    حدیث زیر گویای این مطب است:
    َقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى- قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ قَالَ عَلَى نِيَّتِه »[2]
    امام صادق عليه السّلام فرمود: اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيّت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند، پس اين دسته و آن دسته بسبب نيّت خويش جاودانى شدند، سپس قول خداى تعالى را تلاوت نمود: «بگو هر كس طبق شاکله ی خويش عمل مي كند » فرمود: يعنى طبق نيّت خويش.
    خداوند متعال در باره اهل جهنم فرمود :« حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ،لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ » [3] « (آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترك كردم(و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى‏گويند:) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‏گويد(و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند! »



    [1] شمس 7

    [2]‏ الكافي ج‏2 85 باب النية ..... ص : 84


    [3]مؤمنون / آيه 99 و 100


    ادامه دارد...

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۹:۵۹

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    4.ما در روابط عادی دنیایی هم این رامی بینیم که گاها انسان تحت تاثیر کارهایش تا آخر عمر قرار می گیرد مثلا کسی که در کنکور تلاش کرده و رتبه خوبی می آورد این کار کوچک او که شاید یک سال بیشتر وقت نبرده است گاها تکلیف 80 سال آینده او را مشخص می کند و در موفقیت او تا آخر عمرش تاثیر مستقیم دارد.
    بر عکس آن هم هست کسی که کوچکترین بی احتیاطی کرده مثلا در رانندگی کمر بند نبسته این کار کوچک او باعث می شود تا آخر عمر فلج روی جا بیافتد هیچ کس نمی تواند بگوید یک بی احتیاطی چند دقیقه ای چرا تا آخر عمر باید فلج باشد.

    5. مجازات و پاداش سه گونه است:

    1. مجازات و پاداش قراردادي (تنبيه و عبرت، تشویق)
    2. مجازات وپاداشی که با گناه، رابطه تکويني و طبيعي دارد. (مکافات دنيوي)
    3. مجازاتي که تجسم خود جرم است و چيزي جدا از آن نيست. (ثواب و عذاب اخروي)
    نوع اول مجازات همان کيفرها و مقررات جزائي است که در جوامع بشري به وسيله مقننين الهي و غير الهي وضع مي­گردند. فائده اين مجازات و پاداش يکي جلوگيري از تکرار جرم بوسيله خود مجرم و تشویق افراد برای اعمال خوب است و ديگري تشفي و تسلي خاطر ستمديده و پاداش فرد نیکو کار است در مواردي که از نوع جنايت و تجاوز به ديگران باشد.در چنين مجازاتهايي قطعا بايد تناسب جرم و جنايت در نظر گرفته شود.ولي بايد توجه داشت که اين گونه مجازاتها و پاداش ها در جهان آخرت معقول نيست، زيرا نه آخرت جاي عمل است تا عقوبت کردن انسان به اين منظور باشد که دوباره مرتکب کردار زشت نشود و نه جاي تشفي و تسلي خاطر نه جای تشویق.

    نوع دوم مجازات، کيفر­هايي هستند که رابطه علي و معلولي با جرم دارند، يعني معلول جرم و نتيجه طبيعي آن هستند. اين کيفرها را «مکافات عمل» يا «اثر وضعي گناه» مي­گويند. مثلا شرابخواري موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائين و ناراحتيهاي کبدي مي­شود. يا تخلف از قوانين راهنمايي و رانندگي گاه موجب تصادفاتي مي­شود که سبب زمين­گير شدن انسان براي يک عمر مي­شود.اين­گونه مکافات­ها نتيجه و لازمه خود عمل و جرم است و کيفر قانوني و قراردادي نيست تا گفته شود که بايد تناسب جرم و مجازات در آن رعايت شود.
    در نوع سوم مجازات که مخصوص مجازات اخروي است رابطه جرم و مجازات، نه قرارداري است و نه از نوع رابطه تکويني، بلکه يک رابطه قويتري است که در آن بين جرم و مجازات، رابطه «عينيت» و «اتحاد» حکمفرماست. يعني کيفر و مجازات در آخرت تجسم خود عمل است. عذاب اخروي صورت واقعي اعمال بد است که در آنجا خود را نشان داده و به صورت عذاب تمثل پيدا مي­کند. قرآن کريم در اين زمينه مي­فرمايد: «و بدا لهم سيئات ما عملوا»[1] «اعمال بدشان در برابر آنان آشکار مي­شود.»[2]
    خداوند متعال می فرماید : « و اينكه براى انسان نیست جز سعى و كوشش او ؛ و اينكه تلاش او بزودى ديده مى‏شود »[3]و فرمود : « در آن روز مردم به صورت گروه‏هاى پراكنده(از قبرها) خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! پس هر كس به اندازه ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند! و هر كس به اندازه ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند! »[4]وفرمود :« كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند؛ (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد؛ و آنان را پاكيزه نمى‏كند؛ و براى آنها عذاب دردناكى است. اينان، همانهايى هستند كه گمراهى را با هدايت، و عذاب را با آمرزش، مبادله كرده‏اند؛ راستى چقدر در برابر عذاب خداوند، شكيبا هستند!! اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب(آسمانى) را به حق، (و توأم با نشانه‏ها و دلايل روشن،) نازل كرده؛ و آنها كه در آن اختلاف مى‏كنند، (و با كتمان و تحريف، اختلاف به وجود مى‏آورند،) در شكاف و(پراكندگى) عميقى قرار دارند. » [5]و فرمود : « كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‏خورند؛ و بزودى در شعله‏هاى آتش(دوزخ) مى‏سوزند.»[6] و فرمود : « اما كسى كه در اين جهان(از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است! » [7]
    دراین آیات سخن از مشاهده خود اعمال و اتحاد با عمل است نه از اجر یا کیفری در مقابل عمل. بنابر این عذاب آخرت نتیجه قهری و حقیقت خود عمل است ؛ و عمل از عامل آن جدا شدنی نیست ؛ چون عامل ، علّت عمل است ؛ و جدایی معلول از علت محال است . اگر ذات یک انسان عین آتش شد او در آتش ابدی خواهد شد چون ذات شخص را نمی توان از او جدا کرد . افرادی نظیر صدام و جرج بوش عین آتشند لذا دائما مشغول سوزاندن و ویران کردنند . اینها در آخرت نیز هیزم آتش جهنم می شوند و آنان که در دنیا از آنها تبعیت کرده اند در آتش آنها می سوزند « و اگر در باره آنچه بر بنده خود[ پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد،( دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد! پس اگر چنين نكنيد- كه هرگز نخواهيد كرد- از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم و سنگها[ بتها] است، و براى كافران، آماده شده است! »[8]

    [1] - (جاثيه33)

    [2].مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، تهرا/ف انتشارات صدرا، چاپ دهم، 1380، ج1، ص225-235

    [3](نجم 39 و40 )

    [4](زلزال /6و 7 و8 )

    [5](بقره / 174 و 175 و 176 )

    [6](النساء : 10)

    [7](الإسراء : 72)

    [8](بقره / 23 و 24 )

    ادامه دارد....

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۰:۰۷

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    6. ولي باز جاي اين سئوال است که چرا عملي محدود در دنيا، به صورت عذابي نامحدود تجسم مي­يابد؟ در جواب اين سئوال، چنانچه قبلا گفته شد هر عمل زشت، عذاب هميشگي بدنبال ندارد، وقتي انسان يک عمل ناروا را به صورت مداوم انجام دهد و انجام اين عمل براي او عادت گردد در اين صورت اثر بد آن در نفس و جان انسان رسوخ کرده و طبيعت ثانوي او مي­گردد و حقيقت جديدي را براي او شکل مي­دهد و باعث مي­شود فطرت انسان مستور و مدفون بماند و به حکم قاعده معروف «ذاتي الشيء لايختلف و لا يتخلف»؛ «چيزي که ذاتي و حقيقت چيزي به شما آيد، هرگز دستخش تغيير قرار نگرفته و تخلف پذير نيست.»اين حقيقت جديد آثار دائمي در پي داشته و در نتيجه مايه عقوبت و عذاب ابدي مي­گردد.حکيم سبزواري به اين مطلب اشاره کرده و مي­گويد:«تصير الكيفية الظلمانية جوهرية و العرضية السيئة ذاتية مثل مركب القوى فإن الفطرة الإنسانية ذاتية لا تزول و الفطرة الثانية أيضا ذاتية إذ صارت ملكة جوهرية إذ العادة طبيعة ثانوية»[1] «کيفيت ظلماني گناه، صورت جوهري مي­يابد و آلودگي عرضي آن ذاتي مي­گردد؛ زيرا فطرت اوليه انسان، ذاتي او است و زوال­پذير نيست و فطرت ثانوي نيز، هرگاه به صورت ملکه جوهري مبدل شود، جنبه ذاتي به خود مي­گيرد زيرا عادت، طبيعت ثانوي انسان به شمار مي­رود.»


    نتیجه:
    خداوند برای به کمال رسیدن انسان ، او را در دار تکلیف در زمانی محدود مکلف به تکالیفی می کند تا او با اختیار خود به سوی خدا حرکت کند خدا در این مسیر راه را برای او مشخص کرده و خوب و بد را به او تعلیم داده است و بارها به او هشدار می دهد که ورای این جهان جهانی است که با این اعمال آن سرا را می سازی.
    از طرفی اعمال انسان رابطه این همانی با ثواب و عقاب های آخرتی دارد یعنی هر عملی که انسان در این دنیا انجام دهد یک ظاهری دارد و یک باطنی که این دو جدای از هم نیستند.
    و خدا می داند که بشر با روحیه ای که دارد اگر مدتی بر یک طریق زندگی کرد تا ابد اگر به او مهلت داده شود بر همان طریق خواهد بود.امام صادق این را در حدیثی بیان می فرماید:
    امام صادق عليه السّلام فرمود: اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيّت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند، پس اين دسته و آن دسته بسبب نيّت خويش جاودانى شدند، سپس قول خداى تعالى را تلاوت نمود: «بگو هر كس طبق شاکله ی خويش عمل مي كند » فرمود: يعنى طبق نيّت خويش.


    [1] . الحکمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، همان، ج9، پاورقي ص347

    والسلام

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۱۰/۰۱ در ساعت ۲۰:۲۰

  9. صلوات ها 4


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    195
    حضور
    3 روز 19 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    402



    این جواب شما بر مبنای یک فرض غلط شکل گرفته که میگوید آدم بد کار بد میکند و آدم خوب کار خوب (مثل نظریه مولف در سینمای فرانسه که میگوید کارگردان خوب فیلم خوب میسازد و بالعکس که صحیح نیست) برای نمونه خود بنده در این مدت 22 سالی که از عمرم گذشته تقریبا به هیچ بنده ای ظلم نکردم ولی در عین حال زندگی یکنواختی هم نداشتم. در دوران کودکی اهل نماز و روزه و مسجد بودم و تا حدی هم قرآن را حفظ کردم اما از 15-14 سالگی به بعد از این حالت خارج شدم تا 18-17 سالگی که به کل از اسلام و دین و خدا زده شدم و تا همین چند ماه پیش در همین وضعیت بودم و در این مدت تا آنجا که از دستم بر می آمد در فضای اینترنت و بین دوستانم بر ضد اسلام و دین و خدا سخن گفتم و حتی بعضی ها را از اسلام برگرداندم و از کسانی شده بودم که اگر طرف حساب یک مسلمان واقعی قرار میگرفتم به علت ارتداد من رو میکشت اما این وضعیت همیشگی نبود. الان من با اینکه نسبت به خیلی از اصول اسلام شکاک هستم اما به احدیت خدا و رسالت محمد و ولایت ائمه معتقدم. انسان در طول زندگیش دائما در حال تغییر و تحول است و همیشه یک مسیر مشخص را طی نمیکند. بنده همین الان هم که دوباره مسلمان شده ام همانند یک دانشمند که به علم نگاه میکند به عقایدم نگاه میکنم یعنی اینگونه نیست که احمقانه به یک سری اصول اعتقاد داشته باشم و طی هیچ شرایطی حاضر به برگشت از آنها نباشم (همان چیزی که در دین به آن ایمان میگویند) پس نباید به افراد برچسب زد و گفت این آدم ذاتا خوب است و این آدم ذاتا بد که اگر اینطور باشد این دیدگاه معنایی جز تایید جبر نیست که براساس آن اصولا نمیتوان در مورد اعمال افراد نظر داد

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    این جواب شما بر مبنای یک فرض غلط شکل گرفته که میگوید آدم بد کار بد میکند و آدم خوب کار خوب (مثل نظریه مولف در سینمای فرانسه که میگوید کارگردان خوب فیلم خوب میسازد و بالعکس که صحیح نیست) برای نمونه خود بنده در این مدت 22 سالی که از عمرم گذشته تقریبا به هیچ بنده ای ظلم نکردم ولی در عین حال زندگی یکنواختی هم نداشتم. در دوران کودکی اهل نماز و روزه و مسجد بودم و تا حدی هم قرآن را حفظ کردم اما از 15-14 سالگی به بعد از این حالت خارج شدم تا 18-17 سالگی که به کل از اسلام و دین و خدا زده شدم و تا همین چند ماه پیش در همین وضعیت بودم و در این مدت تا آنجا که از دستم بر می آمد در فضای اینترنت و بین دوستانم بر ضد اسلام و دین و خدا سخن گفتم و حتی بعضی ها را از اسلام برگرداندم و از کسانی شده بودم که اگر طرف حساب یک مسلمان واقعی قرار میگرفتم به علت ارتداد من رو میکشت اما این وضعیت همیشگی نبود. الان من با اینکه نسبت به خیلی از اصول اسلام شکاک هستم اما به احدیت خدا و رسالت محمد و ولایت ائمه معتقدم. انسان در طول زندگیش دائما در حال تغییر و تحول است و همیشه یک مسیر مشخص را طی نمیکند. بنده همین الان هم که دوباره مسلمان شده ام همانند یک دانشمند که به علم نگاه میکند به عقایدم نگاه میکنم یعنی اینگونه نیست که احمقانه به یک سری اصول اعتقاد داشته باشم و طی هیچ شرایطی حاضر به برگشت از آنها نباشم (همان چیزی که در دین به آن ایمان میگویند) پس نباید به افراد برچسب زد و گفت این آدم ذاتا خوب است و این آدم ذاتا بد که اگر اینطور باشد این دیدگاه معنایی جز تایید جبر نیست که براساس آن اصولا نمیتوان در مورد اعمال افراد نظر داد
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    این که انسان در طول زندگی تغییر می کند نشان دهنده اختیار و مختار بودن اوست و این اصلی است که ما شیعیان همگی او را قبول داریم و این پایه برای بحث ثواب و عقاب است یعنی چون انسان مختار است که عملش را انتخاب کند در مقابل ثواب داده و عقاب می شود.
    از طرفی نمی توان گفت که یک انسان ذاتا خوب و یا ذاتا بد است_ همانگونه که شما هم فرمودید - چرا که ذات انسان و فطرت او پاک و خدایی است و این خود انسان است که راه را مشخص می کند که خوب یا بد باشد .
    اما این خوب یا بد بودن باید قاعده مند باشد یعنی هر موقع که انسان بخواهد خوب بوده باشد و هر وقت نخواست بد باشد اینگونه نیست. گاهی انسان با سوء اختیار خود مسیری را انتخاب می کند که بازگشت او سخت می شود نه این که محال باشد نه . بلکه سخت می شود
    ابتدای جوانی که خلقیات و عقاید انسان ملکه او نشده است بارها تغییر روش می دهد و توبه می کند .دوباره وسوسه می شود و می رود و دوباره.... اما این عادتا-دقت بفرمایید- تا میانسالی تمام می شود برای همین می بینیم در افراد میانسال این رفت و برگشت ها کاهش داشته و هر کس بر میزانی که تا کنون بوده استوار میشود و این روند را در کهنسالی شدید تر میبینیم که توبه و بازگشت واقعی عادتا محال است و شاید لقلقع زبانی بیش نباشد.
    مولوی برای این مطلب تمثیل زیبا نقل می کند
    خاربن در قوت و برخواستن خارکن در پیری و در کاستن
    او جوان تر میشود تو پیرتر زود باش و روزگار خود مبر
    یا تبر بردارو مردانه بزن تو علی وار این در خیبر بکن


    آری عادتا این روند هست که یک فرد که با یک رفتاری 80 سال زندگی کرد تا ابد با آن زندگی خواهد کرد ولی این گنه نیست که اصلا نتواند آن را تغییر دهد ولی معمولا اینگونه است.
    از طرفی " انا لله و انا الیه راجعون " ما از خداییم و به سوی او برگشت می کنیم . این روند برگشت ما در این دنیا و آخرت می باشد بدین صورت که آنها که با اختیار خود راه کمال را در پیش می گیرند در این راه جلوتر و به نسبت کسانی که عقب تر اند طی روندی مثل قبر و برزخ و حشر و اگر نشد دوزخ بعد از پاک شدن از رذایلی که در این دنیا تحصیل کرده اند به سوی کمال مطلق که همان خداست می روند.


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    81
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    324



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    این جواب شما بر مبنای یک فرض غلط شکل گرفته که میگوید آدم بد کار بد میکند و آدم خوب کار خوب (مثل نظریه مولف در سینمای فرانسه که میگوید کارگردان خوب فیلم خوب میسازد و بالعکس که صحیح نیست) برای نمونه خود بنده در این مدت 22 سالی که از عمرم گذشته تقریبا به هیچ بنده ای ظلم نکردم ولی در عین حال زندگی یکنواختی هم نداشتم. در دوران کودکی اهل نماز و روزه و مسجد بودم و تا حدی هم قرآن را حفظ کردم اما از 15-14 سالگی به بعد از این حالت خارج شدم تا 18-17 سالگی که به کل از اسلام و دین و خدا زده شدم و تا همین چند ماه پیش در همین وضعیت بودم و در این مدت تا آنجا که از دستم بر می آمد در فضای اینترنت و بین دوستانم بر ضد اسلام و دین و خدا سخن گفتم و حتی بعضی ها را از اسلام برگرداندم و از کسانی شده بودم که اگر طرف حساب یک مسلمان واقعی قرار میگرفتم به علت ارتداد من رو میکشت اما این وضعیت همیشگی نبود. الان من با اینکه نسبت به خیلی از اصول اسلام شکاک هستم اما به احدیت خدا و رسالت محمد و ولایت ائمه معتقدم. انسان در طول زندگیش دائما در حال تغییر و تحول است و همیشه یک مسیر مشخص را طی نمیکند. بنده همین الان هم که دوباره مسلمان شده ام همانند یک دانشمند که به علم نگاه میکند به عقایدم نگاه میکنم یعنی اینگونه نیست که احمقانه به یک سری اصول اعتقاد داشته باشم و طی هیچ شرایطی حاضر به برگشت از آنها نباشم (همان چیزی که در دین به آن ایمان میگویند) پس نباید به افراد برچسب زد و گفت این آدم ذاتا خوب است و این آدم ذاتا بد که اگر اینطور باشد این دیدگاه معنایی جز تایید جبر نیست که براساس آن اصولا نمیتوان در مورد اعمال افراد نظر داد
    منم مثل شما هستم...
    دقیقا انگار حرف های منو گفتی.
    ویرایش توسط دلنما : ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ در ساعت ۰۰:۲۱

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط a1ireza نمایش پست ها
    خدا چگونه می خواهد بر اساس یک زندگی محدود 80-70 ساله تصمیم به حبس نامحدود انسان در بهشت یا جهنم بگیرد؟
    سلام
    این حبس نامحدود نیست
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    در توضیح آنچه در بالا گفتیم عرض می شود :
    ما در قرآن کریم مساله خلود و جاودانگی بهشتیان و جهنمیان را شاهد هستیم
    از سوی دیگر
    در بسیاری از روایات نفی خلود را در خصوص برخی از جهنمیان هم شاهدیم
    مثلا در روایت است : هیچ انسان موحدی در جهنم جاودانه نیست
    و این در حالی است که برخی موحدان آنقدر جنایت مرتکب شده اند که کم از کافر و مشرک ندارند
    طریقه جمع این دو دسته دلیل دینی چیست ؟
    1- خلود وعید الهی است
    وعید یعنی تهدید کردن به عقوبت لذا مساله خلود هم یک تهدید الهی است و چون عقلا خلف وعید بلا اشکال و بلکه نشانه کرامت و بزرگواری فرد تهدید کننده است می توان روایات نافی خلود را ناظر بر بازگشت خدای تعالی از وعیدی است که داده است
    2- خلود بیان شایستگی فرد برای عذاب جاودانه است
    اگر بر این اصل تاکید ورزیم که مجموعه اعمال و عقاید ، ساختار وجودی انسانها را در این دنیا برای حیات ابدی می سازد هیچ جای تعجب نیست که برخی جاودانه در آتش باشند . این مثل اینستکه یک هنرمند چهره بسیار زشت و کریهی را ترسیم کند دیگر جای تعجب نیست که آن نقاشی ترسیم شده ( به فرض جاودانه ماندن ) همیشه زشت و کریه باقی بماند .
    اگر اشکال شود پس چطور برخی از این عذاب جاودانه رهایی می یابند در حالیکه شایستگی جاودانگی را دارند و خود را چنین آتشین ساخته اند می گوییم :
    گناهان فکری و عملی ذات انسان را تشکیل نمی دهند لذا خدای تعالی قادر بر تغییر آنهاست بلکه اگر خود ذات یا جزء ذات هم باشند خداوند قادر به تغییر آن است لذا به وعده : تبدیل سیئات به حسنات ما را از این حقیقت آگاه فرمود که او قادر به رهایی بخشیدن ذات انسان از گناهان و معاصی فکری و عملی هست لذا جای تعجب نیست که خدای رووف به رحمت واسعه اش کسی را در جهنم باقی نگذارد هرچند آنها شایسته ماندن باشند و هرچند او وعید باقی گذاردن فرمود اما به لطف عمیم و خلق کریمش از این وعید باز آمد و با فرمان کن فیکون ذاوت الهی انسان را از عوارض گناهان و معاصی می زداید هرچند ممکن است این امر به حسب سنتهایی بعد از گذشت امد بعید و زمان های بسیار طولانی باشد
    والله الحنان الموفق المعین

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    نابودي كامل اسراييل
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    با سلام خدمت A1ireza عزيز


    گندمی را زیر خاک انداختند
    پس ز خاکش خوشه ها بر ساختند
    بار دیگر کوفتندش ز آسیا
    قیمتش افزود و نان شد جانفزا
    باز نان را زیر دندان کوفتند
    گشت عقل و جان و فهم هوشمند
    باز آن جان چونکه محو عشق گشت
    « یعجب الزّراع » آمد بعد کشت




    کدام دانه فرورفت در زمین که نرست؟
    چرا به دانه انسانت این گُمان باشد؟!



    كمي در ابيات فوق توجه نماييد درميابيد كه واقعا گندمي كه كوتاه مدتي در خاك زيسته تا به كجا رسيده است.


    ابيات فوق همگي از مولانا


    برادر من پاداش و جزاي ابدي در مقابل كوتاهي زندگي واقعا اينقدر عجيب است !!!
    ninja25141

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۲۱:۲۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود