صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معنی برخی اصطلاحات و لغات فقهی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444

    معنی برخی اصطلاحات و لغات فقهی




    سلام
    خسته نباشید

    میشه لطفا معنی کلماتی مثل احتیاط واجب ؛ جایز است و ... را توضیح بدین و اینکه هر کدوم در چه صورت به کار میرن.

    متشکرم


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست ها
    سلام
    خسته نباشید

    میشه لطفا معنی کلماتی مثل احتیاط واجب ؛ جایز است و ... را توضیح بدین و اینکه هر کدوم در چه صورت به کار میرن.

    متشکرم:gol:
    با سلام
    احتیاط واجب: هرگاه مجتهدي درباره يک موضوع حکم ندهد و سخنش را با عبارت «احتياط» شروع کند، ميگوييم که در آن مساله، «حکم» / «فتوا» نداده است.
    مثال : اگر موقع خواندن حمد و سوره ، بى اختيار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود (تا اينجا شد موضوع. حالا نوبت به بيان حکم رسيده:) بنابر احتياط ، بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.
    زماني که مجتهد در يک مساله به حکم نميرسد، در آن مساله بجاي «فتوا» ، «احتياط» ميدهد.
    که دراین صورت شما يا مي توانيد به همان راه احتياطي مرجعتان عمل کنيد، يا مي توانيد بسته به ديدتان نسبت به مساله تقليد، به مجتهد ديگر (که برخي هم ميگويند که مجتهد اعلم ديگر) که به حکم آن مساله رسيده، مراجعه کنيد.

    جایز است : یعنی انجام ندادن آن حرام نیست و حکم بر جواز ترک آن داده شده...
    موفق باشید

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    ضمن تشکر از شما استاد گرامی
    پس با این حساب جایز نیست میشه جایز است و انجام دادنش بهتره؟

    متشکرم از شما


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط iranproud نمایش پست ها
    ضمن تشکر از شما استاد گرامی
    پس با این حساب جایز نیست میشه جایز است و انجام دادنش بهتره؟

    متشکرم از شما :gol:
    خیر بزرگوار
    این چه برداشتی شد؟
    در جایزاست یعنی اجازه دادن برای انجام یا ترک (بستگی به نوع حکم دارد) ولی در جایز نیست بحث اجازه ندادن وحرمت انجام یا ترک لحاظ شده .....
    برداشت شما کاملا برعکس بود.
    موفق باشید
    ویرایش توسط :محسن: : ۱۳۸۸/۰۷/۱۸ در ساعت ۰۷:۴۴

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    55
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    شرمنده من تو ارسال یک کلمه رو جا انداخته بودم!
    منظور نظر من این بود:

    پس با این حساب جایز نیست میشه بر عکس جایز است



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    احکام اولیه و احکام ثانویه




    فرق بین احکام اولیه و احکام ثانویه چیست؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    احکام شریعت اسلام بردوگونه اند: احکام اولیه، که ناظر به شرایط عادى زندگى انسان هاست؛ احکام ثانویه که ناظر به شرایط اضطرارى و غیرعادى است. دسته نخست را قوانین اولیه، و دسته دوم را قوانین ثانویه می نامند. احکام ثانویه بر احکام اولیه نظارت دارند و در شرایط غیرعادی آنها را تغییر داده یابه کلی آنها را برمی دارند. مثلا وجوب روزه داری در ماه رمضان، از احکام اولیه است که مربوط به شرایط عادی است. حال اگر روزه داری موجب ضرر گردد و سلامتی انسان را دچار مشکل سازد، در این جا حکم ثانوی، یعنی قاعده رفع ضرر وارد عمل می شود، و وجوب روزه را از انسانی که روزه داری، برای او ضرر دارد، برمی دارد، و همین گونه است اگر روزه داری بر فرد دیگری ضرر وارد سازد مانند زن باردار یا زنی که بچه شیرخوار دارد، و روزه گرفتن به فرزند او ضرر می رساند.

  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,787
    حضور
    6 روز 22 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9230



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    فرق بین احکام اولیه و احکام ثانویه چیست؟
    احكام اوليه احكامي هستند كه اولا وبالذات براي موضوعات جعل شده است ونسبت به شرايط غير طبيعي وغير ضروري نيست بلكه درشرايط عادي اين احكام موجود است مثل وضو ، غسل
    احكام ثانويه احكامي هستند كه بواسطه عوارضي مانند ضرورت وحرج براي همان موضوعات جعل شده است مثل اكل ميته كه اولا بالذات حرام است ولي وقتي كه ضرورت شدمانعي براي اكل ميته نيست يا مثال تيمم در صورتي اب باشد جايز نيست ولي زماني كه مانع براي استفاده ازاب باشد تيمم بالثاني وبالعرض جايز ميشود




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    احکام ثانویه چیست؟
    و منبع احکام ثانویه چیست؟ و از کجا استخراج می شود؟

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,787
    حضور
    6 روز 22 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9230



    و منبع احکام ثانویه چیست؟ و از کجا استخراج می شود
    سوال از نيايش سبز

    بحث در امور کلی مربوط به عناوین و احکام ثانوی, مثل این که چه نسبتی میان دلیلهای احکام اولی و دلیلهای احکام ثانوی, وجود دارد, اثرگذاری عناوین ثانوی معیارها و ملاکهای احکام اولی, تعریف حکم اولی و ثانوی, نقش احکام ثانوی در پویایی فقه و حل دشواریهای جدید فقهی و… عمردرازی ندارد.
    کندوکاو در کتابهای اصولی و منابع فقهی, نشان می دهد راه یابی این بحث در کتابهای اصول و فقه, از نوآوریها و کارهای ابتکاری دانشمند بزرگ شیعه, شیخ مرتضی انصاری (م:1218هـ.ق.) است. این اصولی و فقیه نامدار, (فرائد الاصول) هنگام بحث از قاعده لاضرر1, همچنین در (مکاسب) قسمت خیارات, مبحث شروط صحت شرط2 و در رساله (المواسعه والمضایقه) که در انتهای مکاسب, به چاپ رسیده3, بحثهای ابتکاری و رقیقی درباره حکم ثانوی, طرح کرده است.
    اصولیان و فقیهان پس از شیخ انصاری, این بحث را پی گرفتند و در لابه لای مباحث خود و به مناسبتهای گوناگون, تحقیقاتی در این باره انجام دادند, از جمله امام خمینی که در آثار علمی خود, بحثها و نکته های مهمی در این باره ارائه داده است که بسیاری از انها ابتکاری و برگرفته از مبانی ویژه ایشان است
    فقیهان و اصولیان, در مورد مف ابتکاری و برگرفته از مبانی ویژه ایشان استاد این قاعده, نظریه های بسیاری ابراز داشته اند, ولی امام در این باره, دیدگاهی ویژه دادند. از دیدگاه ایشان, نفی در حدیث (لاضرر و لاضرار) به معنی نهی است, ولی این نهی, حکم شرعی الهی مانند نهی از غصب و کذب نیست, بلکه نهی در این جا, حکم مولوی سلطانی است و وجه صدور آن از پیامبر(ص) این است که ایشان, حاکم و سلطان بر امت اسلامی, بوده است.
    امام, این نظریه را بسته به چند مقدمه می داند که فشرده آنها چنین است:
    مقدمه نخست: نبی اکرم(ص) افزودن بر مقام نبوت و رسالت, دارای مقام حکم و قضا نیز است. از این جهت که آن حضرت, پیامبر و رسول است, همه احکام خداوند, چه بزرگ و چه کوچک آنها را تبلیغ می کند و از این جهت که حاکم است, عهده دار امور سیاسی مردم و اداره کننده شؤون حکومتی, مانند حفظ مرزها, بسیج سپاهیان, جمع آوری صدقات, عقد قرار داد با سران قبایل و بلاد و… است و از این حیث که دارای مقام قضاست, برابر معیاری شرع, به فصل خصومت و حکم میان طرفهای دعوا, می پردازد.
    آیه: (الذین یبلغون رسالات اللّه و یخشونه ولایخشون احدا الا الله)7 اشاره به مقام نخست و آیه: (ما کان لمؤمن ولا مؤمنة اذا قضی اللّه ورسوله امرا ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص الله ورسوله فقد ضلّ ضلالاً مبینا.)8, اشاره به مقام دوم, و آیه: (فلا وربّک لایؤمنون حتی یحکوک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت ویسلموا تسلیما)9, اشاره به مقام سوم آن حضرت است.
    بیان این نکته لازم است که وظیفه پیامبر در مقام نخست, تنها یادآوری و ابلاغ احکام الهی است و در این مقام, هیچ امر و نهی ندارد.
    مقدمه دوم: بر اساس نکته اخیر, آنچه در منابع معتبر وارد شده است مبتنی بر این که پیامبر(ص) به چیزی امر کرد یا در موردی حکم صادر فرمود, یا به قضاوت پرداخت: (امر بشیء او حکم او قضی به) ظاهر آنها این است که آن احکام از آن حضرت, صادر شده است به عنوان این که دارای مقام حکم و قضاست, نه به عنوان این که حضرت رسول و مبلغ احکام الهی است. به همین دلیل است که این گونه سخنان را تنها در زمان حیات پیامبر و وصی آن حضرت می بینیم, نه در زمان دیگر ائمه; چرا که برای آنان زمینه و مجال حکومت و قضاوت پیدا نشد و در نتیجه, وظیفه آنان نیز, ویژه تبلیغ و بیان احکام الهی بود.
    مقدمه سوم: با جست وجو در روایات, به نمونه های بسیاری از احکام سلطانی پیامبر بر می خوریم, مانند فرمانهایی که آن حضرت به سپاهیان و مجاهدان, هنگام حرکت و رهسپاری آنان به سوی جبهه های نبرد, می دادند:
    (… و لا تقتلوا شیخا فاینا, ولاصبیا, ولا امرأة, ولا تقطعوا شجرا الا ان تضطروا الیها…)10
    پیر سالخورده و کودک و زن را مکشید و درختی را نبرید, مگر این که به این امور, اضطرار یابید.
    امام, پس از بیان مقدمات بالا, می نویسد:
    (جمله (لاضرر ولاضرار), به عنوان حکم سلطانی و بر این اساس که پیامبر, مدیر و حاکم امت اسلام است و به منظور قطع ریشه های فساد از سوی آن حضرت, صادر شده است, نه به عنوان حکم الهی شرعی, و مفاد این حکم سلطانی, این است که رعیت و مردمان حوزه حکومت اسلامی, حق زیان رسانیدن به یک دیگر را ندارند.)11
    می توان بر اساس سخن اخیر امام گفت:دولت اسلامی می تواند با استناد به قاعده نفی ضرر, از وارد کردن برخی از کالاهای خارجی به کشور که سبب زیان اقتصادی گروههایی از مردم می شوند, جلو بگیرد و کالاهای مورد نیاز مردم را وارد کند و از پاره ای کتابها, مجله ها و نمایش فیلم ها و تئاترهایی که سلامت روحی و فرهنگی جامعه را تهدید می کنند, باز بدارد و از کشت محصولات زیان آور مانند خشخاش, ساختن بناها و برجهای بلند که آسایش ساکنان منزلهای همجوار را از بین می برند, تولید کالاها یا ارائه خدماتی که با ارزشهای دینی و ملی مردم, سازگاری ندارند و… منع کند. همان گونه که مسیر خیابانها قرار گرفته اند و سبب کندی رفت وآمد و درنتیجه وارد آمدن زیان به جان و مال مردم می شوند, بپردازد
    1 . (فرائد الاصول), شیخ انصاری53/ ـ 536, چاپ رحمت اللّه.
    2. (مکاسب), شیخ انصاری 277/ ـ 278, چاپ سنگی.
    3. همان مدرک 354/.
    4. (اصطلاحات الاصول), علی مشکینی اردبیلی121/.
    5. (صحیفه نور), رهنمودهای امام خمینی, ج162/17.
    6. همان مدرک202/.
    7. سوره (احزاب), آیه 39.
    8. سوره (احزاب), آیه 36.
    9. سوره (نساء), آیه 65.
    10. (وسائل الشیعه), شیخ حر عاملی, ج11, ابواب جهاد العدو, باب 15 ح2.
    11. (تهذیب الاصول, ج112/2 ـ 117; (قاعدتان فقهیتان) جعفر سبحانی 51/ ـ 56.
    ادامه دارد...


  21. صلوات


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۲/۰۴, ۱۷:۲۸ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود