صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقابل عشق و عقل،چرا؟؟؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    اخلاق - فلسفه و عرفان
    نوشته
    24
    حضور
    2 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    144

    تقابل عشق و عقل،چرا؟؟؟؟؟




    سلام
    اگه عشق و عقل هر دو باعث به کمال رسیدن فرد میشه،پس چرا گاهی نظرشون با هم فرق می کنه؟
    نظر کدومشون ارجحیت داره؟


    کارشناس بحث : سمیع

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۰۰:۲۸
    هرچه خدا خواست همان می شود
    هرچه دلت خواست نه آن می شود

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط سعیدجوادی نمایش پست ها
    سلام
    اگه عشق و عقل هر دو باعث به کمال رسیدن فرد میشه،پس چرا گاهی نظرشون با هم فرق می کنه؟
    نظر کدومشون ارجحیت داره؟


    کارشناس بحث : سمیع
    باسمه تعالی
    باسلام:
    اهل عرفان با اين كه به ارزش و اعتبار عقل، استدلال و برهان عقلي اقرار دارند، معرفت حاصل از مكاشفات و مشاهدات را بر نتايج حاصل از براهين عقلي ترجيح مي دهند و اصالت را براي معرفت شهودي و حضوري قائلند.
    برخي از آنان تصريح نمودند براين كه (عقل) به حقايق اشيا و مبادي عالي اصلاً راه ندارد، و تمسك به برهان عقلي تنها از باب رعايت لسان قوم و جادلهم بالتي هي أحسن است.(1).
    عارفان معتقدند كه حواس انسان و همچنين قواي عقلي او با ظاهر عالم و ماهيات و تعيّنات سرو كار دارد، ولي انسان از راه ارتباط باطني و حضوري و با رها ساختن تعلقات ظاهري و دنيوى، مي تواند نسبت به حقيقت واحد جهان و مبادي عالي و حقايق اشيا، معرفت شهودي و حضوري پيدا كند:.
    هركه در خلوت به بينش يافت راه
    او زدانش ها نجويد دستگاه.
    با جمال جان چو شد هم كاسه اى
    باشدش زاخبار و دانش تاسه اي.
    ادامه دارد....

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۷:۳۹

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    عرفا (بينش) عرفاني را بر دانش عقلي و فلسفي ترجيح مي دهند و براي كشف حقايق همان معرفت و شهود را كافي مي دانند.(2).
    اهل عرفان معتقدند معرفت و عشق عرفانى، همواره با عقل و برهان رو به روست؛ با او در مناظره و مبارزه است و در اين مبارزه هميشه عشق و معرفت پيروز است و عقل را شكست مي دهد.(3).
    آنچه كه از رسائل خواجه عبداللّه انصاري و رساله نجم الدين رازي بر مي آيد اين است كه: عقل، عبوس و خشك و حسابگر و محتاط و استدلالي و بازدارنده است، اما عشق و شهود كه كار دل است، شادي بخش، گرم رو، محرك، مشوق و بي پروا، مايه تزكيه نفس و سبب شناخت حقيقت هستي است.

    ادامه دارد....

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    به گفته استاد شهيد مطهري براي رسيدن به مقام انسان كامل، حكيم قهراً از عقل و استدلال كمك مي گيرد، ولي عارف استدلال را تحقير مي كند و از مجاهده و رياضت و تهذيب نفس و عشق و سلوك مدد مي گيرد و آن راه را كافي ندانسته و جايز الخطا مي داند.(4).
    عقل در كوي عشق ره نبرد
    تو از آن كور چشم، چشم مدار.
    كي توان گفت سرّ عشق به عقل
    كي توان سفت سنگ خاره به خار(5).
    فريد الدين محمد عطار نيز چنين مي گويد:.
    عقل اندر حق شناسي كامل است
    ليك كامل تر ازو، جان و دل است.
    گر كمال عشق مي بايد تو را
    جز زدل، اين پرده نگشايد تو را (6).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    پير گفتش هست دل درياي عشق
    موج او پر گوهر سوداي عشق.
    درد عشق آمد دواي هر دلى
    حل نشد بي عشق هرگز مشكلى‏(7).
    مولوي نيز در مثنوي چنين مي گويد:.
    تو تصور مي كني كاين عقل رنگ
    دارد از گلزار معني بو و رنگ.
    عقل جزوي عقل استخراج نيست
    جز پذيراي فن و محتاج نيست‏(8).
    ادامه دارد.........
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۱

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    عين القضات همداني نيز درباره جايگاه عقل چنين مي گويد:.
    نسبت چشم عقل با چشم بصيرت، مانند نسبت پرتو آفتاب است با ذات خورشيد و عقل در اصل، براي دريافت اوّلياتي كه در آنها، احتياجي به مقدمات نيست، آفريده شده است.(9).
    و در جاي ديگر مي گويد:.
    عقل بر اثبات واجب الوجود قادر است ... اما از درك حقايق امور الهى، يعني ماوراي طبيعت، عاجز است.(10).
    باز مي گويد:.
    آخرين مرحله از مراحل مدركات معقول، آن است كه عقل ناتواني خود را، از دريافت بيشتر موجودات دريابد و اين ناتوانى، اولين چيزي است كه در خور ماوراي عقل، جلوه گر مي شود ....(11).
    در ابتداي منطق الطير نيز چنين آمده است.
    نامه عشق ازل برپاي بند
    تا ابد آن نامه را، مگشاي بند.
    عقل مادرزاد كن با دل بدل
    تا يكي بيني ابد را، تا ازل‏(12).
    بنابراین چون در مقوله عشق اسرار وسیع تری قابل کشف است،لاجرم از مقوله عقل بالاتر وکامل تر است
    موفق باشید
    پی نوشت:
    1. ر.ك: داود، قيصرى، رساله التوحيد و النبوة و الولايه، ص‏7 و 22 و 69.
    2. ر.ك: مقدمه قيصري بر شرح تائيه ابن فارض، و مقدمه او بر فصوص الحكم.
    3. ر.ك: خواجه عبداللّه انصارى، رساله كنز السالكين، باب اول و نجم الدين رازى، رساله عقل، تصحيح تقي تفضلي و نيز سيد ضياء الدين سجادى، عقل و عشق در ادب فارسى.
    4. مرتضي مطهرى، تماشاگه راز، ص‏140.
    5. ديوان سنايى، تصحيح مدرس رضوى، ص‏196.
    6. فريد الدين محمد عطار، مصيبت نامه، تصحيح وصال نورانى، ص‏337.
    7. همان، ص‏346.
    8. لب لباب مثنوى، ص.
    9. تمهيدات، مقدمه، ص‏113.
    10. همان، ص‏124.
    11. همان، ص‏124.
    12. منطق الطير، ص‏36
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۸:۰۶

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    انسان عاقل عاشق میشه ... وگرنه اونی که شما اسمشو عشق گذاشتی ترشح یه هورمونه که 6 ماه یه ترشحی میکنه و بعدشم تموم میشه و میره ... انسان عاقل مفاهیم زندگی اش رو بعد از عاقل شدن تعریف میکند .

    من فقط عاشق انسان های عاقل میشم . و فقط اون ها رو جذاب میدونم . شاید بگی شعار دارم میدم . ولی بیشتر دقت کن .

    1- انسان عاقل سنجیده سخن میگه .
    2- کارهاش به موقع هست .
    3- تو هیج چیز افراط و تفریط نمیکنه .
    4- دیدیش نسبت به قضایا دید صحیحی هست ... نه یه برداشت توام با تخیل .


    عاقل شدن همچین هم کار راحتی نیست . اولین سوال اینه که آیا اصلا میخوای عاقل باشی !!! مثلا اینی که شما یه بستنی رو میبینی ... خوب دوست داری بخوریش ... یه جوری عاشقش میشی ولی مثلا عقلت میگه نه ...

    خوب این عشق به بستنتی ... که اسمش عشق نیست ... احساسی هست که مغز روش هیچ کنترلی نداره و شما اسم عشق روش گذاشتی .
    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۳:۲۰
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    فیلم کتاب تاریخ
    نوشته
    61
    حضور
    1 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    178
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    406



    به نظر من عشق عین عقله. شما هر چه بیشتر عاقل باشی عاشقی .
    به نظر من نمیشه بین اینا خیلی فرق قائل شد، فرض هم که بشیم چه طور یه انسان می تونه متواضع و خاشع نسبت به خداوند باشه و خودشو حقیر و کوچیک ببینه و در عین حال بیاد تشخیص بده عاشق هست و مقام مکاشفه داره ؟
    چطور می تونه تشخیص بده وهم نیست ؟ شما در پیشگاه خداوند نمی تونی بگی حس کردم اینجوریه نمیدونستم توهم ، ولی می تونی بگی خدایا خوب فکر کردم و سعی کردم نفسانیاتم رو هم ببینم و مبارزه کنم باهاش و در نهایت اینجوری تصمیم گرفتم دیگه بیشتر از این در توانم نبود !

    ویرایش توسط tooba : ۱۳۹۱/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۳:۴۷
    گفتمت رخ بنما گفتی برون شو از خویش
    مات در پیچ و خم این خط قرآن ماندم

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    تقابل میان عشق و عقل :
    نویسنده : فاطمه محمدی
    آخرین پست ها ...

    قسمت اول :
    همانگونه که میدانیم اعضای بدن انسان به صورت خودکار و آناگاه کار خود را انجام میدهند . قد من به صورت خودکار و نا آگاه بلند میشود .من به صورت خودکار و ناآگاه از 4 سالگی به 5 سالگی و از 5 سالگی به 6 سالگی حرکت میکنم . هوش من از 4 به 5 و از 5 به 6 سالگی حرکت میکند .حافظه من همینطور .تخیل من همینطور .همه چیز به طریق رشد راه خودش رو پیدا میکنه ....اما من باید اول عقل رو بوجود بیارم و منتظر رشد آن باشم .

    و اما در طول تاریخ عقل نبوده .از نظر من از 1000 نفر هم یک نفر عقل داشته . حتی بزرگانمون نداشتن .برای اینکه از نوشته هاشون پیداست توش چقدر حرف های بی اساس و بی پایه گفتن که در آن تفکر و تعقلی نیست .پس بنابراین ظرف 100 ... 2000 ... 300 سال گذشته ... (در جاهای مختلف فرق میکنه) یک چیز بوجود آمده و آن هم عقل : یعنی آن جنبه ای در انسان که میتونسته انسان رو رشد بده .... این جنبه چه کرده ....
    اولا
    : خودش یک مقدار آگاهی بوده ... مثله جایی که یک چراغ روشن شده .
    دوم :
    به روابط پنهان میان اشیا پی برده .... مثله نیوتنی که سیب میوفته میگه چرا ؟؟؟
    سوم : ترازو هست ... میزان هست میتونه شخص عاقل چیزها رو اندازه بگیره .
    چهارم : مفاهیم رو به درستی میتونه تعریف کنه ...مثلا میتونه بین شرم وحیا تفاوت قایل بشه . میدونه مفاهیم قیمت و ارزش با هم متفاوته .
    پنجم : قدرت تجزیه و انتزاع داره ... که مثلا شاهکارش عدد هست ... چون چیزی به نام 5 در طبیعت وجود نداره .... تازه -5 و -7 ما درست کردیم ...

    حالا این عقل که این توانایی ها رو داره تنها قسمتی از من هست که در سیطره جبر گرفتار نیست .

    ادامه در قسمت دوم ...



    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۲/۲۳ در ساعت ۰۱:۱۳
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    تقابل میان عشق و عقل :
    نویسنده : فاطمه محمدی
    آخرین پست ها ...

    قسمت دوم:
    انسان عاقل کسی است که بگونه ای فکر میکند که طبیعت کار میکند ... که انسان نیز جزو آن است ... بنابراین عقل علاوه بر توانایی های خودش پدیده ای تازه هست . درست مانند شنا کردن ... یا پیانو زدن میمونه ...که من و شما به این دنیا میایم و از این دنیا میریم ... ممکن هست نتونیم شنا رو یاد بگیریم ... یا پیانو زدن رو ... آدم ها اومدن و رفتن و عقلی نداشتن ...و این عقلشون در همین حیطه ای که به هوششون و تجربه شون و آگاهی های دیگشون مرتبت بوده وجود داشته ولی عقلی نبوده .مثلا یک نجار بعد از 20 سال کار کردن تو کار خودش یه عقلی پیدا کرده ... یه قصاب همینطور ... یا یک مادر همینطور ...ولی این مطلب ناشی از یک آگاهی کلی و عمومی نبوده .

    در حقیقت این تکرار حادثه بوده که رابطه علت و معلولیش رو برای شخص هویدا کرده و شخص قدرت تخمین زدن و پیش بینی آینده را نداشته است .

    ادامه در قسمت سوم ...


    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    قابل میان عشق و عقل :
    نویسنده : فاطمه محمدی
    آخرین پست ها ...

    قسمت سوم:
    اولین سوال اینه که عقلی داریم یا نه ؟؟؟

    دومین سوال اینه که اگر عقلی داریم حاضر هستیم ازش استفاده کنیم یا نه ؟؟؟

    پس بنابراین ما دو تا راه حل داریم یا میخوایم از عقلمون استفاده کنیم یا نه ؟؟؟ پس بنابراین اگر ما صحبت کسی رو گوش میدیم و میخواهیم در مورد شخص قضاوت کنیم دو تا راه حل داریم ... یا چراغ عقلمون رو روشن کنیم ... یا روشن نکنیم .... به خاطر همین هم هست که خیلی موقع ها ما مجبور هستیم چراغ عقلمون رو خاموش کنیم ...مثلا وقتی تو خونمون هستیم با احساسات و عواطفمون با پدر و مادر و برادر و خواهرمون در ارتباط قرار میگیریم . یا وقتی میریم به معبد روحانیمون ... عقل رو معمولا میزاریم پشت در ... وگرنه خیلی از اون حرف ها رو باور نمیکردیم ولی وقتی میریم به معبد دیگری ... عقل رو با خودمون میبریم و به اونها میخندیم ... چرا ... چون وقتی به معبد خودمون میریم ... رفتیم به همون احساسات و عواطف و کودکی ... یعنی من 3 یا 4 ساله شدم و مشگلی تو اونا ندیدم . ولی حالا که میرم معبد دیگری 28 ساله شدم ... با مدارک علی علمی ... میگم اینا چیه میگی ....

    به همین علت است که با داشتن عقل مساله مهم اینه که میخوایم ازش استفاده کنیم یا نه ؟؟؟

    ادامه در قسمت چهارم ....

    ویرایش توسط FTMH_Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۲/۲۲ در ساعت ۲۳:۴۱
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا باید سراغ اخلاق رفت؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن ضرورت فراگیری علم اخلاق
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۰۶, ۲۳:۲۶
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۱, ۰۱:۰۴
  3. خواست خدا یا سهل انگاری ما؟؟؟؟؟
    توسط maedeh-r در انجمن قضا و قدر
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۹, ۲۱:۲۲
  4. فرق علم فلسفه با علم کلام چیست؟؟؟؟؟
    توسط ذکر یونسیه در انجمن کلیات آشنائی با علم کلام
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۱۱, ۱۴:۱۰
  5. در کدام خانواده؟؟؟؟؟
    توسط حرم امن الهی در انجمن جبر و اختیار
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۵:۳۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود