صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علم و دین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    علم و دین




    علم و دین علم و عالمان در هر جامعه و مركز علمى، تابعیتى از هویت فرهنگى آن جامعه و مركزند و اصولا مؤسسه هاى آموزشى و پژوهشى، طبق فرهنگ و ایدئولوژى، اقدام به برنامه ریزى و سامان دهى مى كنند و این تصور كه از طریق نظام آموزشى غربى مى توان به اهداف اسلامى دست یافت، ادعایى فریب كارانه است; زیرا نظام مذكور با جهت گیرى سكولار تدوین شده است و در نتیجه، با جهت گیرى اسلامى در تعارض یا تزاحم خواهد بود.
    ادعاى نوشتار فوق این است كه نه تنها عموم مردم، بلكه عالمان علوم تجربى نیز در تخصص و گرایش علمى خود از دین انتظار دارند و در تحقق فرایند علمى، به آموزه هاى دینى نیازمندند و اگر در بستر متافیزیك دینى نمو نیابند، اسیر متافیزیك سكولار خواهند شد.
    مسئله ى علم دینى، مقوله اى نیست كه تنها در جهان اسلام مطرح شده باشد; در جهان مسیحیت نیز در دو دهه ى اخیر، این مسئله با قوّت، مورد بحث قرار گرفته و حتّى در خصوص آن كنفرانس هایى برگزار شده است كه آخرین آن ها، كنفرانس علم در یك زمینه ى خدا باورانه بود (Science in theistic content) كه در تابستان 1377.هـ . ش / 1998.م در كانادا برگزار شد.[1]
    علم جدید در دوران شكوفایى پوزیتویستى و روشن گرى سكولار مآبانه، پاى به سرزمین هاى اسلامى نهاد; علمى كه از متافیزیك خدا محور و دین گرا فاصله گرفت و تفكر بى دینى و گاه ضد دینى را با خود یدك مى كشید. براین اساس، ایده ى تعارض علم و دین رواج یافت. آیا تا كنون از خود پرسیده ایم كه چرا جهان اسلام كه قرن ها پرچم دار علم و فلسفه بود، در این چند قرن اخیر، دچار انحطاط و عقب ماندگى شد؟ مگر مسلمانان براى شش قرن رهبرى علمى جهان را در دست نداشتند؟ (350 سال رهبرى مطلق و 250 سال رهبرى مشترك با مسیحیان). آیا جوامع اسلامى دانشمندان، ریاضى دانان، طبیعت شناسان پزشكان، شیمى دانان و جغرافى دانان بزرگى چون جابرین حیان، خوارزمى، رازى، مسعودى، بیرونى، ابوالوفا، خیام، ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسى، ابن رشد و ابن طفیل نپرورانده است؟[2] هرمان راندال، در این باره مى گوید: « مسلمین در قرون وسطا نماینده ى همان نوع تفكر علمى و زندگى صنعتى بودند كه ما امروزه به مردم آلمان نسبت مى دهیم. مسلمین بر خلاف یونانیان از آزمایشگاه و آزمایش كردن با صبر و حوصله بیزار نبودند و در رشته هاى طب و مكانیك و در حقیقت در همه ى فنون، به نظر مى رسد كه به حكم طبیعت خود، علوم را به خدمت بلا واسطه ى زندگى بشر گماشته اند; نه این كه علوم را به عنوان غایتى براى خود (بدون ارتباط با زندگى) در نظر بگیرند ».[3]
    پس حال چرا در مسیر قهقرایى به سر مى بریم؟
    پاره اى علّت عقب ماندگى را فاصله گرفتن از دنیاى غرب دانسته اند و راه چاره را در پیروى كامل از باورهاى مغرب زمین منحصر ساخته اند; عده اى منشاء افول تمدن عظیم اسلامى را فقدان سوداى سر بالا و نداشتن جسارت اندیشیدن معرفى كرده اند و برخى به فهم نادرست گزاره هاى دینى و گروهى نیز به استعمار بیرونى یا استبداد درونى تمسك جسته اند; و بى شك تمام عوامل مذكور در پیدایش این پدیده ى نامیمون مؤثر بوده اند; ولى نباید از نفوذ علم سكولار در جوامع اسلامى و نقش آن در استمرار عقب ماندگى مسلمانان غفلت كرد; زیرا هم چنان كه در مباحث آینده ثابت خواهیم كرد، علمى كه خنثى بوده و فارغ از پارادیم و پیش فرض هاى معرفت شناختى، هستى شناختى، متافیزیكى و ایدئولوژیكى باشد، نداریم; بنا بر این گاهى فرایند علم در زمینه اى دینى و متافیزیك خداباورانه نضج مى گیرد و گاهى پیش فرض هاى غیر دینى و ضد دینى آن را تحقق مى بخشند.
    به نظر مى رسد بحران هویت و دوگانگى ذهنى و روحى دانش پژوهان مسلمان و توده ى مردم را باید به همین عامل مهم برگرداند، زیرا جامعه اى كه به لحاظ فرهنگى و اجتماعى، اسلامى است، آن گاه كه با اندیشه هاى سكولار در دوران تحصیلى دانشگاهى آشنا شود، دچار بحران هویتى و دو شخصیتى مى شود.
    براى توصیف و تبیین دقیق مقوله ى علم دینى، باید به توضیح اجمالى محورهایى چون تعریف علم، دین، متافیزیك، انواع رابطه ى علم و دین، تعریف علم دینى، انگیزه و اهمیّت طرح علم دینى و انواع تأثیرگذارى دین بر علم پرداخت.
    علم چیست؟
    واژه ى علم، مشترك لفظى است و در معانى متعددى به كار رفته است:
    - كاربرد علم در مقابل جهل كه بر همه ى دانستنى ها اعم از تصورات و تصدیقات، علوم حصولى و علوم حضورى، علوم عقلى، حسى و شهودى و نقلى، تك گزاره ها یا رشته هاى علمى اطلاق مى شود.
    - علم به معناى قطع و یقین و متعلق آن، گزاره هایى است كه مورد یقین آدمى باشد; اعم از این كه آن گزاره ى یقینى، صادق و مطابق با واقع باشد یا كاذب و خلاف واقع بوده باشد. علم در این كاربرد، مقابل شك و ظنّ و وهم قرار دارد.
    - علم به معناى نظام و سیستمى از گزاره هاى حصولى ـ كه با روش هاى مختلف كسب معرفت به دست آمده اند ـ است; مانند علوم تجربى، فلسفى، تاریخى، عرفانى، ادبى و...
    - علم به معناى نظام و سیستمى از گزاره هاى حصولى ـ نه حضورى ـ است كه با روش حسى و تجربى تحصیل شده و به صورت فنى، طبقه بندى شده اند; مانند علوم تجربى، طبیعى و انسانى. در این اطلاق، فقه، اصول، كلام، فلسفه، عرفان و علوم ادبى و تاریخى، علم به شمار نمى آیند.[4]
    علوم تجربى به لحاظ هاى مختلفى تقسیم شده است. به لحاظ موضوع و متعلق، به انسانى و طبیعى منشعب شده است. علوم و معارفى كه متعلق شناسایى و مطالعه ى آن ها، رفتارهاى فردى و جمعى، ارادى و غیر ارادى، آگاهانه و غیر آگاهانه ى انسانى باشد، علوم تجربى انسانى نام دارند. این دسته از علوم كه شامل روان شناسى، جامعه شناسى، علوم سیاسى، علوم تربیتى و اقتصاد و مدیریت مى شود، از ویژگى تجربى بودن و نظم تجربه پذیر برخوردارند; البتّه شایان ذكر است كه علوم انسانى با روش هاى دیگرى از جمله روش عقلى، شهودى و نقلى نیز تحقیق پذیرند و علوم انسانى فلسفى، عرفانى و دینى را شكل مى دهند; و امّا علومى كه متعلق شناسایى آن ها رفتار و پدیده هاى غیر انسانى است و در قالب هاى كمیت پذیر و نظم تجربى قرار مى گیرند، علوم تجربى طبیعى نامیده مى شوند; مانند فیزیك، شیمى، زیست شناسى و...
    منظور ما از علم، در مقوله ى علم دینى، اطلاق چهارم از علم است; خواه به صورت دست آورد علمى ظاهر گردد یا فرایند پژوهشى علمى و یا اهداف علم و رفتارهاى عالمان مدّ نظر باشد. علوم تجربى به لحاظ تولید كنندگى و مصرف كنندگى نیز به دو شاخه تقسیم مى شوند: علوم تولید كننده یا تئورى ساز كه مولّد قوانین اند; مانند فیزیك نظرى، شیمى، بیولوژى و...; و علوم مصرف كننده كه از قوانین علوم تئورى ساز بهره مى گیرند; مانند مدیریت و طب. شایان ذكر است كه تئورى سازى و مصرف كنندگى تا حدودى نسبى است و تنها نسبت به درصد آن ها بر مصادیق علوم اطلاق مى شوند.
    در یك تقسیم دیگر، علوم تجربى به دو شاخه ى علوم محض و علوم كاربردى نیز تقسیم پذیر است; علوم محض، در صدد كشف نظم هاى جهان مادى و پرده برداشتن از اسرار طبیعت است; ولى علوم كاربردى، در صدد تسلط بر عالم طبیعت و به خدمت گرفتن عناصر جهان است.
    دین چیست؟
    در آغاز این نوشتار، به تعاریف و روى كردهاى مختلف دین پرداختیم و مراد ما از دین در این گفتار عبارت است از گزاره هاى موجود در متون دینى و آموزه هاى دینى كه به دو صورت تعالیم توصیفى یا اخبارى (Descriptive) و تعالیم هنجارى و ارزشى (Normative) ظاهر مى گردند و نیز انگیزه ى دینى دین داران و هم چنین فهم و معرفت دینى، یعنى برداشت ضابطه مند و روش مندى كه از سوى عالمان دین، نسبت به متون دینى و نیز تصدیقات عقلى، نسبت به حقایق دینى تشكیل مى گردد و به صورت شخصى و خصوصى یا همگانى و مشاع ظاهرى مى شود.
    متافیزیك چیست؟
    متافیزیك، معرفتى است متعلق به تمام هستى و همه ى جهان ها; و نظامى است متشكل از گزاره هایى كه با روش تعقلى تبیین و توجیه شده اند; و گاه متافیزیك اطلاق دیگرش به تمام گزاره هاى نظرى و توصیفى كه از طریق تجربه به دست نیامده اند به كار مى رود; مانند اصل سادگى طبیعت كه نیوتن در طبیعت شناسى خود بدان تصریح مى كند.
    انواع رابطه ى علم و دین
    ترابط علم و دین، از دیر باز موضوع اندیشه ورزى عالمان و حكیمان و متكلّمان بوده است. این مسئله از منظرهاى مختلف در كلام وفلسفه ى علوم اجتماعى و فلسفه ى علم مطرح مى گردد و به طور كلى مى توان به انواع رابطه ى علم و دین اشاره كرد:
    ـ رابطه ى تعاون یا تعارض میان پیش فرض هاى علمى با پیش فرض هاى دینى.
    ـ رابطه ى - تعاون یا تعارض - میان معرفت علمى با معرفت دینى.
    ـ رابطه ى - تعاون یا تعارض - روحیه ى علمى با روحیه ى دینى.
    ـ رابطه ى - تعاون یا تعارض - گزاره هاى علمى با گزاره هاى دینى.
    ـ رابطه ى - تعاون یا تعارض - قلمرو علم با قلمرو دین.
    ـ رابطه ى - تعاون یا تعارض - زبان علم با زبان دین.
    ـ تأثیر پذیرى معرفت دینى از علم.
    ـ تأثیر پذیرى تئورى ها، اهداف و روش هاى علمى از دین و معرفت دینى.[5]
    علم دینى چیست؟
    آیا مى توان علم و دین را با یك دیگر در آمیخت و این دو را بر سر یك سفره نشاند، و به گونه اى این دو را با هم گره زد كه یك پدیده ى یك پارچه و یك سنتز مشترك پدید آید و در عین حال گرفتار التقاط نشویم و هویت علم و هویت دین را از استقلال ساقط نكنیم؟ به نظر، جواب مثبت است و لیكن باید ابتدا به تعاریف مختلف علم دینى اشاره كرد و دیدگاه برگزیده را روشن ساخت:
    الف.[1] . ر. ك: مهدى گلشنى، از علم سكولار تا علم دینى، (پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1377)، ص 147.
    [2] - G. sarton, Introduction to the History of science (Baltimore: carnegie Institution of washington 1927), pp - 520 - 780.
    [3] . ر. ك: محمدرضا حكیمى، دانش مسلمین، ص 123.
    [4] . ر. ك: آموزش فلسفه، ج 1، ص 61; مهدى دهباشى، فلسفه علم، ص ص 10 ـ 1.
    [5] . ر. ك: مصطفى ملكیان، فصل نامه ى مصباح: گونه هاى تعارض بین علم و دین، ش 10، ص 63.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    مذهبی
    نوشته
    41
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    209

    علم و دین




    دين الهى از دو بخش أ. عناصر ثابت و ب. عناصر متغير تشكيل مى‏شود.
    ارتباط اين دو بخش مسأله‏ى بسيار مهمى است كه از رهگذر تبيين آن مى‏توان معضل ارتباط بين علم و دين را حل كرد. اجمال مسأله اين است كه ما عناصر ثابت را از دين جستجو مى‏كنيم و معتقديم كه اين عناصر ثابت در دين خاتم در هر حوزه‏اى از فعاليت هاى اجتماعى بشر در قالب يك مكتب و نظام هماهنگ ارائه شده و مى‏بايست اين مكتب و نظام از منابع اسلامى به استناد شيوه‏اى كه اهل بيت‏عليهم السلام پايه‏گذارى كرده‏اند، استخراج شود. در بخش ثابت هويت انسان و استخراج ثوابت دين بدون شك هيچ دانشى غير از دانش هاى دينى به كار فقيه نخواهد آمد، هرچند در آنجا ممكن است برخى از دانش هاى غيردينى پرتوى فراراه فقيه بيافكند و به او اين امكان را بدهد كه بتواند يك عنصر ثابت دينى را استخراج كند، اما هيچ‏گاه هيچ عنصرى از عناصر علوم غيردينى در متن استدلال، يا جستجوى يك فقيه به كار نخواهد آمد.
    اما بخش متغير كاملاً مرتبط به دانش ها و علوم روز است، زيرا در بخش متغير براى تصميم‏گيرى و تعيين مسير و نشان دادن راه مى‏بايست موقعيت و شرايط را شناخت، چه اين شرايط، شرايط اقتصادى باشد، چه تربيتى، چه فرهنگى، و چه سياسى. اينجاست كه دانش هاى غيردينى در استخدام يك فرآيند و عمل دينى قرار مى‏گيرند، به اين معنا كه فقيه در پرتو عناصر ثابت و با كمك متخصصان علوم، به خصوص در حوزه‏ى علوم انسانى، مى تواند به طراحى عناصر متغير بپردازد. البته منطقى كه اين طراحى مى‏بايست از آن تبعيت كند و درواقع تئورى راهنماى اين امر خود بحث مفصلى دارد كه ما مجموعه‏ى آن را در قالب يك نظريه با عنوان «نظريه انديشه مدون در اسلام» شاهد خواهيم بود.
    پیشا پیش میلاد امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را به همه شیعیان و دوستاران آن حضرت تبریک عرض می کنم

    ویرایش توسط محسنان : ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ در ساعت ۲۳:۴۷

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    360
    حضور
    40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1454




    باسلام
    لازم به ذکر است که گفته شده اشتراكات و تعارضاتی بين علم و دين وجود دارد که قبل ازبحث یک نکته لازم است وآن اینکه:
    براي فهم تعارضات و اشتراكات علم و دين بايد منظور خود را از علم و دين روشن كنيم. علم و دين در مواردي با هم به تعارض رسيده‏اند و در مغرب زمين اين تعارض به اوج خود رسيده است. مسيحيت با عنوان دين غالب غربيان و علم تجربي (Science) در مقاطعي به تعارضات شديدي رسيدند كه اين تعارضات يك دليل عمده داشت:
    دليل اول را در دين مسيحيت بايد جستجو كرد. مسيحيت در اوايل رنسانس به عنوان ديني تحريف شده و تا حدود زيادي ضد عقل و ظاهرگرا در برابر هرگونه پيشرفت علمي و كنكاش در طبيعت ايستادگي مي‏كرد. محتويات خرافي و ضد علمي كتاب مقدس تحريف شده، نارسايي مفاهيم ديني كليسا (مثل تثليث) ظاهري و نص‏گرايي افراطي ارباب كليسا و از همه مهم‏تر برخوردهاي نادرست و از سر تعصب ارباب كليسا با دانشمندان و نظريات علمي آن‏ها همگي باعث چالش‏هايي بين ارباب كليسا و دانشمندان شد. محاكمه گاليله به اين دليل كه بر اين اعتقاد شد كه زمين كروي شكل است و با هيأت بطلميوسي ـ كه از نظر ارباب كليسا وحي منزل بود ـ مخالفت كرد، تنها يك نمونه از برخوردهاي غلط با دانش و دانشمندان است(براي تفصيل بيشتر نگا: علي زماني، امير عباس، دين و علوم تجربي تعارض‏ها و راه حل‏ها، دبيرخانه مجمع گردهمايي معارف اسلامي، صص 53 - 42).
    از سوي ديگر، برخي از دانشمندان به ويژه از قرن هجدهم تا اواسط قرن بيستم علم را در جايگاه دين نشاندند و ضمن برداشت‏هاي مادي‏گرايانه از علم جديد، دقيقاً كاركردي كه براي دين متصور است از علوم جديد خواستار شدند نحله پوزيتيويسم (Positivism) و پوزيتيويسم نوين (New-Positivism) و ماركسيسم از جريان‏هايي هستند كه سعي مي‏كنند از همه امور و گزاره‏ها تحليل علمي ارائه دهند و آن‏چه را به محك تجربه حسي سنجيده نمي‏شود، به كنار مي‏نهند. طبق اين تحليل دين كه امري غيرتجربي است كاملاً كنارگذارده مي‏شود.
    پس تعارض علم و دين، تعارضي حقيقي نيست، بلكه تعارضي مصنوعي و تصنعي است كه به دليل برداشت‏هاي غلط از علم و دين به وجود آمده است و در حقيقت بين علم و دين تعارضي نيست، زيرا هيچ دانشمندي به استناد دانش خود نمي‏تواند خداوند و مبدأ قدسي و مفاهيم و معارف ديني را انكار كند و از سوي ديگر هيچ عالم ديني با استناد به دين نمي‏تواند، تلاش براي شناخت طبيعت و بهره‏برداري علمي و بهينه از مواهب طبيعي مخالفت ورزد. و آن‏چه موجب تعارض مي‏شود برداشت‏هاي غلط از اين علم و دين است.
    اما اسلام به مثابه دين جامع و كامل و علوم طبيعي و تجربي به مثابه ابزاري در دست بشريت براي زندگي بهتر در روي زمين با هم هيچ تعارضي ندارند. اولاً در قرآن توصيه بسياري به آموزش و تعليم و شناخت طبيعت و مظاهر طبيعي شده است و يكي از نشانه‏هاي قدرت و صُنع الهي طبيعت و زمين و آسمان‏ها معرفي شده است كه بايد آن‏ها را شناخت تا به عظمت صُنع الهي پي برد. ثانياً در قرآن تصريح شده است كه خداوند زمين و آسمان و آنچه بين آنهاست در تصرف انساني درآورده است(سوره‏ي ابراهيم، آيه‏ي 32 / سوره‏ي لقمان، آيه‏ي 20 و سوره‏ي جاثيه، آيه‏ي 13).
    روشن است كه اين تصرف بالقوه است و تنها با علم مي‏توان از مواهب طبيعي بهره درست گرفت (براي اطلاع بيشتر نگا: گلشني، دكتر مهدي، قرآن و علوم طبيعت، انتشارات اميركبير، 1364).
    اما بحث اشتراك علم و دين، اگر منظور شما سازگاري و عدم تعارض بين علم و دين است كه پاسخ آن داده شد، اما اگر منظور اين است كه علم و دين در مزرهايي با هم اشتراك داشته باشند، اين سخن ناروا است. زيرا محدوده علم، تجربه و حس است و محدوده دين، معارف الهي و شريعت و اخلاق است. به عبارت ديگر علم و دين به دو جنبه‏ي كاملاً متمايز واقعيت مربوط مي‏شوند. سر و كار علوم تجربي با جهاني مادي است، اما موضوع دين مجردات و معارف ديني و.... ارزش‏هايي است كه بايد انجام داد(براي اطلاع بيشتر نگاه شود به: پلانكل ـ ماكس، تصوير جهان در فيزيك جديد، مرتضي صابر، انتشارات جيبي، چاپ سوم، 1359، صص: 178 - 157 / هايزنبرگ، جزء و كل، ترجمه حسين معصومي همداني، مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول، 1368، صص 93-83 / محقق، جواد، علم و ايمان در گفتگو دانشمندان، چاپ اول، 1377 / داوري، دكتر رضا، درباره‏ي علم، انتشارات هرمس، 1379، صص 61-70).
    اما بحث عقل و دين؛ عقل يكي از منابع دين است. از نظر اسلام، دين دو منبع دارد: عقل و نَقل: ان لله علي الناس حجَّتين: حجةً ظاهرةً و حُجَّةً باطنةً؛ فامّا الظاهرةُ فالرُّسُلُ و الانبياءُ و الائمة (عليهم‏السلام) و امّا الباطنةُ فالعقولُ خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار، رسولان و پيغمبران و امامانند و حجت پنهان عقل مردم است{M(اصول كافي، ج 1، ص 19، با ترجمه سيد جواد مصطفوي)(براي اطلاع بيشتر نگا: علي‏اكبريان، حسنعلي، درآمدي بر قلمرو دين، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، صص 221-197).
    اما در برابر اين نظر بلند، گروهي از اهل حديث و اهل ظاهر در اسلام و مسيحيت عقل را به طور كلي كنار نهاده‏اند و همچنين برخي از فلاسفه ـ به ويژه از دوره جديد ـ عقل را همه‏كاره پنداشته‏اند و نقل را كنار نهاده‏اند كه در اين صورت تعارض بين عقل و دين به وجود مي‏آيد، اما اين تعارض نيز تصنعي است و در حقيقت بين عقل و دين هيچ‏گونه تعارضي نيست، در واقع منشأ تعارض عدم شناخت درست عقل و ميزان توانائي‏هاي آن است.




  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    به کتاب و فکر علاقمندم
    نوشته
    274
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1372



    بارها در مکاشفات علمی غربیان به مطالبی برخورده ایم که از مسلمات دینی ماست لذا حداقل قلبا خوشنود شده ایم...به عکس به مواردی برخورده ایم که ناقض اعتقادات ماست و در اینجا علم آنان را غلط پنداشته ایم.......

    به راستی معیار اصلی ما از درستی یا نادرستی علوم غرب چیست ؟


    معیار نفع یا ضرر دین است یا نه ؟


    بی شک اکثریت رسانه های امروزی در اختیار دینداران نیست فلذا اگر تطابقات علمی آنان مبنایی بر قوت دین باشد تناقضات ظاهری موجود در حیطه علم ( در معنای عام ) و دین ضربه و بهانه ای است برنکوهش و کوبش دین .......



    وظیفه دینداران در مواجهه با برخی تناقضات و تناسبات علم عام و دین در دنیای امروز چیست ؟ چه کوتاهی هایی رخ داده است و چه جبرانهایی لازم است ؟

    چون یکی از کاربران عزیز در پیامی از اینجانب سوال کردن که چرا اگر مطلبی علمی به نفع دین باشد از آن حمایت می نمایید و در غیر اینصورت ردش می نمایید

    پاسخ خود را به صورت زیر مینویسم
    عقل بشر توان احاطه کامل بر کل علم و عالَم ندارد

    پس خطا و اشتباه بر علوم بشر متصور و قابل قبول است

    وحی یا برنامه های الهی از سوی خالق بعنوان چراغ روشنگر عقل است .
    پس لاجرم علومی که همسو و همجهت وحی باشد تایید دین و دین موید آن است.

    ولی علمی که همسوی وحی و قرآن نباشد علمی است ناقص.

    به عبارتی علم ناهمسو کشفی است از یک گوشه از یک مجهول
    و لذا چون علم ناقص نمایانگر گوشه ای از کامل است
    تا مدتی راه حل مسکن گونه ای است برای برخی مجهولات ،، ولی در دراز مدت محکوم به فناست..

    علم متناقض با وحی و کلام خالق مانند شناسایی اعضائ فیلِ جناب مولاناست در تاریکی جهل

    پس معیار وحی است .. و مفسران وحی ... و در زمان غیبت لزوم وجود قران ناطق برای روشنگری و راهنمایی در تفاوت نگرشهای دینداران را همه و فقیه بیش از بقیه حس و درک میکند..
    اینکه چرا ما کوتاهی های خاصی داشته ایم مفصل است......
    در مورد دستورات صریح قران که جای هیچ بحثی برای دینداران نیست. کسی که دین و قران را پذیرفت لاجرم حداقل در لفظ نمی تواند منکر کلام الهی شود...
    ولی در مواردی که به مقتضیات زمان و فقه نیازمندیم تلاش بیشتری لازم است....همان همسویی دانشگاههای متفاوت و علوم دینی
    مثلا معیار بلوغ در دیدگاه علمی یکسری تغییرات هورمونی و غیره است که شاید لازم باشد که به تعاریف بلوغ اضافه شود ولی جایگاه این علوم روز در تعیین بلوغ کجاست حداقل من نمی دانم
    و بسیارند از این قبیل..........
    خلاصه یک خلاء بزرگ ارتباطی هست. بین علم و دین و یا صاحبان ظاهری این دو
    البته عملا دین جزء علم و علم چیزی جز دین نیست .. همان حکم عقل و شرع......
    البته عقل سالم و بی غرض که در مکتب الهی پرورش یافته است.............
    و البته زمانی تناقضات ناشی از برداشت نادرست فقهی است که به علت عدم دسترسی به قران ناطق است... وظیفه دیندار واقعی صبر در مفهوم واقعی ان یعنی تلاش و خستگی ناپذیری است نه عصیان که ضربه زننده و ویرانگر بقیه خوبیها نیز می باشد...



    ویرایش توسط zahra : ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۵:۳۵

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    دین کشف حقایق از عمق و علم کشف آن از سطح است
    تطابق یافته ای علمی با دین برای دین شرافتی نیست بلکه برای علم موجب شرافت است
    یک گزاره دینی میلیاردها مصداق علمی می تواند داشته باشد که ممکن است دانشمندان به یک یا چند تا از آن برسند
    دغدغه دین انسان سازی است و خداوند علم دین را جز به شایستگان نمی دهد
    اگر اولیاء دین دهان به گفتن حقایق علمی باز کنند آنوقت معلوم می شود که علم دارد و که ندارد
    آنچه دانشمندان تا کنون یافنه اند قطره ای از اقیانوس هم نیست هرچند سعیشان ارزشمند است
    موفق در پناه حق


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام و عرض ادب خدمت گمنام گرامی و همچنین جناب محسنان و فنا و سرکار خانم zahra
    آنقدر بحث را با ابهت آغاز کردید که حتی فرصت تحیر هم به من ندادید
    لطفا قدری آهسته تر تا کوته فکری چون من هم به پای خطابه غرای شما راه پیدا کنم
    دوستان عزیز
    1- مطلب علمی چه مشخصاتی دارد؟
    2-مطلب دینی چه مشخصاتی دارد؟
    ویرایش توسط متحیر : ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۶:۴۵
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673

    مطلب مهدی نصیری زمان شناس برجسته ی روزگار ما ...




    با سلام
    در بین مقالات و کتابهایی که در مورد نسبت علم و دین مطالعه کردم هیچ کدومش به اندازه ی نوشته های مهدی نصیری من رو جذب نکرده

    توصیه میکنم به همه کسانی که در مورد موضوع علم و دین و نسبت اسلام به علم (بخصوص علوم مدرنیته ) میخوان اطلاعاتی کسب کنند رجوع کنند به مقالات و نوشته های مهدی نصیری
    بخصوص کتاب "اسلام و تجدد"



    علم و دین

    علم و دین

    اسلام و تجدد


    نويسنده
    مهدي نصيري


    زبان كتاب: فارسي

    تعداد صفحه: 392

    اندازه كتاب: رقعی


    بخشی هایی از مقدمه ی کتاب

    ...

    در بحث تقابل سنت و مدرنیته نظرات و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که از جمله آنان سه دیدگاه می باشد
    دیدگاه اول غربی شدن بی چون و چرا که از سوی کسانی همچون تقی زاده مطرح شود

    دیدگاه دوم که غرب و تمدن مدرن را به دو بخش تقسیم می کند یک بخش وجوه مادی، ابزار آلات و ساختارهای معیشتی که آن را مفید می داند دوم بخش اخلاقی و اجتماعی که آن را مضر و مخرب می داند این دیدگاه که از سوی فردی چون سید جمال الدین اسدآبادی مطرح شد و تا به امروز مورد قبول و پافشاری روشنفکران مسلمان قرار دارد دیدگاهی که تمدن غرب را به صورت یک مجموعه مرتبط مورد مطالعه قرار نمی دهد.

    دیدگاه سوم این دیدگاه قائل به تفکیک و تجزیه تمدن جدید نیست و آن را با یک روح و جان می داند این دیدگاه بین اسلام وتجدد تعارض کلی و ماهوی می بیند و بعضی تشابهات در امور جزئی را دلیل وحدت یا تفاهم نسبی نمی داند.

    نویسنده در این کتاب پیرو نظر سوم است و با ادله مختلف در صدد اثبات تعارض سنت و مدرنیته است .
    او با بیان اینکه تجدد و تمدن جدید محصول خود بنیادی بشر غربی و انحراف تمام عیار از آموزه های وحیانی است معتقد است که اگر دین حاکم شود - دین به معنای جامع و حقیقی – هیچ گاه تمدنی از نوع تمدن جدید به وجود نمی آید و اگر حاکمیت اسلامی با تمام قدرت پا برجا بود هیچ گاه تمدنی از نوع تمدن جدید به وجود نمی آمد و اگر بر این نظریه که روح و ظاهر تمدن غربی تفکیک پذیرند باشیم روز به روز بر انفعال و خود باختگی در برابر غرب می افزاید و آخرین مقاومت های سیاسی و فرهنگی را نیز از بین می برد پذیرش نفی کلی تمدن جدید اگر چه در عمل به علت اضطرارهای ایجاد شده و اجبار در پذیرش برخی از مظاهر تمدن جدید دستاوردهای نسبی و محدودی دارد اما از نظر اعتقادی می تواند نجات بخش باشد و افراد را از خطر ارتداد در فتنه و بلاهای عمومی آخرالزمان دور گرداند.

    تجدد و تمدن جديد با همه ابعاد و ره آوردهايش، محصول خود بنيادي بشر غربي و انحراف تمام عيار او از آموزه هاي حياتي است و با فرض حضور حاكميت دين- به معناي جامع و حقيقي آن- هرگز تمدني از نوع تمدن جديد ، ظهور نخواهد كردو به بيان روشن تر، اگر حاكميت اسلامي با حضور معصوم(ع) و بسط يد او، تحقق و تداوم پيدا مي كرد و حاكم اسلامي، در مقام تمدن سازي بر مي آمد، محصول آن تمدني از تمدن جديد و مشابه آن نبود، همانگونه كه با ظهور حضرت بقية الله الاعظم(عج) و استقرار حاكميت صالحان نشاني از اين نوع تمدن نخواهد بود.

    ...



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    من تعارض سنت و مدرنیته را قبول ندارم
    مدرنیته دارای دو بخش نرم افزاری و سخت افزاری است و در هر دو بخش ممکن است تعارضاتی اجمالی با سنت داشته باشد اما تعارض کلی و مطلق را به هیچ وجه نمی توان پذیرفت .
    اساسا کسی که سر سفره مدرنیته می نشیند و از ثمرات آن بهره مند می شود چطور به نفی آن می پردازد . همین کتاب نوشتن و انتشار آن مگر نه اینکه به مدد محصولات مدرنیته است .
    اسلام قادر است بخشهای ارزشمند مدرنیته را در جهت کمال انسانی به خدمت بگیرد مثل همین اینترنت و نحوه استفاده از آن .
    اساسا علم و دین متعارض نیستند . دین رهبر علم است و آنرا در حیات دنیوی بلکه در ساختن انسانها مورد استفاده قرار می دهد .
    موفق در پناه حق


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام و عرض ادب خدمت ماه بانو
    سرور گرامی گر چه که کمتر پستهای شما را پیگیری میکنم ولی از روی اتفاق پاسخهای شما را می دیدم و چندان باعث کاهش تحیرهای اینجانب نمیشد
    ولی در این پست 7 همه آنجه را که من میخواستم به عنوان مقدمه بگویم باز گو کردید
    دست شما درد نکند
    متشکرم
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    تنها به یاد توست، جوش و خروش ما / ای مهدی عزیز، ای آخرین امید
    نوشته
    3,382
    حضور
    16 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    44
    آپلود
    22
    گالری
    495
    صلوات
    31673



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    من تعارض سنت و مدرنیته را قبول ندارم
    مدرنیته دارای دو بخش نرم افزاری و سخت افزاری است و در هر دو بخش ممکن است تعارضاتی اجمالی با سنت داشته باشد اما تعارض کلی و مطلق را به هیچ وجه نمی توان پذیرفت .
    اساسا کسی که سر سفره مدرنیته می نشیند و از ثمرات آن بهره مند می شود چطور به نفی آن می پردازد . همین کتاب نوشتن و انتشار آن مگر نه اینکه به مدد محصولات مدرنیته است .
    اسلام قادر است بخشهای ارزشمند مدرنیته را در جهت کمال انسانی به خدمت بگیرد مثل همین اینترنت و نحوه استفاده از آن .
    اساسا علم و دین متعارض نیستند . دین رهبر علم است و آنرا در حیات دنیوی بلکه در ساختن انسانها مورد استفاده قرار می دهد .
    موفق در پناه حق
    با سلام و تشکر

    شاید در مرحله ی اول باور کردن این موضوع کمی سخت باشه ولی به نظر بنده با کمی تفکر و تامل به همین نتیجه می رسیم .

    به نظر بنده اول باید دقیق بررسی بشه که آیا مدرنیته به معنای واقعی , بخش ارزشمندی داره یا ما خیال می کنیم ارزشمند هست این ابزارآلات روز ؟

    الان وقت خیلی زیادی ندارم ولی توصیه می کنم قبل از خوندن کتاب اسلام و تجدد به سه مقاله ی زیر که توسط جناب مهدی نصیری نوشته شده رجوع کنید .

    خوشحال میشم نظرتون رو هم مرقوم بفرمایید


    اسلام و مدرنيته (فهم مدرنيته از جدي ترين مباحث امروز )
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=9560



    نشانه هاي بحران (بشر قرن 21 بحران زده ترين بشر معاصر )
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=9690



    نقد و بررسی برداشت مشهور از روایت 'اطلبوا العلم و لو بالصین'
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=8668


    با تشکر



    امام حسین علیه السلام میفرمایند: هرکس هدف و خواسته ای را با معصیت و نافرمانی خدا بجوید, بیشتر از آنچه را که بدان امید دارد از دست میدهد و سریعتر در آنچه که از آن میترسید واقع میشود.

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود