صفحه 1 از 31 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا شأن انسانی زن در اسلام ، همانند مرد است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675

    پرسش آیا شأن انسانی زن در اسلام ، همانند مرد است؟




    چرا اسلام انقدر با زنان مشکل دارد؟!
    چرا همواره زنان در احادیث و ایات تحقیر شدند؟!مثلا:
    -زنان شما حرث شمایند (بقره 223)
    وللرجال عليهن درجه والله عزيز حكيم (بقره:228)
    الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلي بَعْضٍ
    یا این:
    وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً!!!
    ایا از نظر اسلام تنها فایده زن این است که نیاز جنسی مرد را تامین کند؟!که اگر چنین نکرد او را بزنی؟!؟
    زنان از نظر اسلام فقط برای مران افریده شده اند؟!
    یا دیه ی زن که نصف مرد است دیه یک پسر دوساله در مقابل یک خانم دکتر چهل ساله، دوبرابر است!!! یا ارث و....
    یا احادیث زیادی مثل: (نهج البلاغه - صفحه 1192 - حکمت 230 : حضرت علی علیه السلام : همه چیز زن بد است و بدتر چیزیکه در اوست آنسکه (مرد را) چاره ایی نیست از (بودن با) او
    نهج البلاغه - صفحه 179 - حکمت 79 : حضرت علی علیه السلام : ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حَیض است. و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است. و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان میباشد.پس از زنهای بد برهیز کنید و از خوبانشان برحذر باشید.و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید)
    النسا عی و عوره فاستروا العورت بالبیوت و استروا العی بالسکوت... زنان بیهوده گو و عورت هستند.. عورت را در خانه و بیهوده گورا به سکوت بپوشانید... کلینی5/535
    یا اصلا چرا در اسلام حق طلاق به مرد داده شده است که بتواند این قدر ظلم بکند و زن هم نتواند طلاق بگیرد ؟


    واقعا از نظر اسلام زن یک انسان است؟!
    ایا شأن انسانی برای زن قائل است؟!


    کارشناس بحث : هدی

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ در ساعت ۰۱:۴۳

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    به نام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    چرا اسلام انقدر با زنان مشکل دارد؟! چرا همواره زنان در احادیث و ایات تحقیر شدند؟!مثلا: -زنان شما حرث شمایند (بقره 223) وللرجال عليهن درجه والله عزيز حكيم (بقره:228) الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلي بَعْضٍ یا این: وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً!!! ایا از نظر اسلام تنها فایده زن این است که نیاز جنسی مرد را تامین کند؟!که اگر چنین نکرد او را بزنی؟!؟ زنان از نظر اسلام فقط برای مران افریده شده اند؟! یا دیه ی زن که نصف مرد است دیه یک پسر دوساله در مقابل یک خانم دکتر چهل ساله، دوبرابر است!!! یا ارث و.... یا احادیث زیادی مثل: (نهج البلاغه - صفحه 1192 - حکمت 230 : حضرت علی علیه السلام : همه چیز زن بد است و بدتر چیزیکه در اوست آنسکه (مرد را) چاره ایی نیست از (بودن با) او نهج البلاغه - صفحه 179 - حکمت 79 : حضرت علی علیه السلام : ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حَیض است. و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است. و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان میباشد.پس از زنهای بد برهیز کنید و از خوبانشان برحذر باشید.و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید) النسا عی و عوره فاستروا العورت بالبیوت و استروا العی بالسکوت... زنان بیهوده گو و عورت هستند.. عورت را در خانه و بیهوده گورا به سکوت بپوشانید... کلینی5/535 یا اصلا چرا در اسلام حق طلاق به مرد داده شده است که بتواند این قدر ظلم بکند و زن هم نتواند طلاق بگیرد ؟ واقعا از نظر اسلام زن یک انسان است؟! ایا شأن انسانی برای زن قائل است؟!
    در خصوص سوالات فوق نكاتي را به اجمال عرض مي كنم :
    1- در دين اسلام يك سلسله امور مربوط به تكاليف و وظايف صنف زن و صنف مرد است وهيچ يك فضيلت بار و تقرب آور نيست بلكه در راستاي تبيين وظايف و تقسيم تكاليف و در جهت گردش بهتر زندگي خانوادگي است .بعنوان مثال ، واجبات مالي مرد چندين برابر زن است و زن تقريبا -بجز يك مورد و آن هم در خصوص اينكه اگر متمكن باشد و والدين او فقير باشند نفقه آنها بر عهده اوست - هيچ تكليف مالي ديگري ندارد اما مرد علاوه بر نفقه زن و فرزندان ، تامين مسكن و پوشاك ، پرداخت مهريه و ديه عاقله نيز بر عهده اوست لذا سهم ارث او دو برابر زن است كه اين سهم ارث هم در عمل ، در ميان خانواده و از جمله واجبات مالي كه در باره زن برعهده اش مي باشد ، تزريق مي گردد اما زن شرعا تكليف مالي ندارد لذا مي تواند سهم ارث خود را دست نخورده نگاه دارد و عملا اگر سهم ارث زن در جمع و تفريق تكاليف و واجبات مالي از مرد بيشتر نشود ، كمتر نخواهد شد لذا مي بينيم كه دو برابر بودن سهم ارث در مردان ، هيچ ارتباطي با ارجحيت مرد يا فضيلت او ندارد بلكه با تكاليف او مرتبط است . وانگهي همواره اينطور نيست كه سهم ارث زن كمتر از مرد باشد بلكه گاهي برابر و گاه بيش از سهم ارث مرد است (1)
    2- يك سلسله امور و بعبارتي يك سلسله ويژگي ها و معيارها نيز بيانگر درجه معنوي و قرب و فضيلت بيشتر است كه در اين بخش زن و مرد بودن يعني جنسيت خاص داشتن ابدا در برتري معنوي موثر نمي باشد . شما هم در قرآن كريم و هم در سيره صحيح نبوي و سيره صحيح اهل بيت (ع) مي بينيد كه ملاك فضيلت ، جنسيت نيست بلكه آنكه اتقاست ، اكرم است و اتقي بودن فرد هيچگونه ارتباطي با جنسيت او ندارد زيرا تقوي صفت نفس است و نفس آدمي جنسيت بردار نيست : قد افلح من تزكي (2)
    همچنين آياتي از قرآن كريم بصراحت تساوي معنوي زن و مرد را بيان مي كنند :
    من عمل صالحا من ذكر او انثي وهو مومن فاوليك يدخلون الجنه يرزقون فيها بغير حساب(3)

    (1)- ر.ك: زن در آيينه جمال و جلال ،ص341
    (2)-
    اعلي/14
    (3)- غافر/40


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۶:۱۸

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705




    3-روايات بسياري در تجليل از زنان از ناحيه معصومين (ع) وارد شده است و رواياتي كه در مذمت زنان وارد شده است را نيز بايد به بحث و بررسي تخصصي نشست تا مشخص شود مذمت روايات از چه ناحيه اي است و آيا اصولا روايات صحت سندي و متني دارند يا خير ، آيا با آيات قرآن كريم و سيره صحيح اهل بيت (ع) تاييد مي شوند يا خير ، آيا مذمت مذكور به جنس زن وارد شده است يا مربوط به زنان در برهه اي خاص از تاريخ بوده است . اينها تماما مواردي هستند كه در بررسي روايات مذكور بايد مد نظر قرار داد و نمي توان حكم واحدي در خصوص تمامي آنان صادر نمود يا قضاوت خاصي را به همه ي آنها سرايت داد .
    4- سوالاتي كه شما مطرح نموديد تقريبا شامل ده سوال مجزاست كه نمي توان در يك تاپيك به همه ي آنها پاسخ داد لذا اگر تمايل به بحث و دريافت پاسخ در خصوص آنها داريد لطفا هريك را در تاپيك جداگانه مطرح نماييد تا بتوانيم بشكلي مبسوط در مورد هر يك به بحث بنشينيم .


    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۶:۰۶

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675



    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    روايات بسياري در تجليل از زنان از ناحيه معصومين (ع) وارد شده است و رواياتي كه در مذمت زنان وارد شده است را نيز بايد به بحث و بررسي تخصصي نشست تا مشخص شود مذمت روايات از چه ناحيه اي است و آيا اصولا روايات صحت سندي و متني دارند يا خير ، آيا با آيات قرآن كريم و سيره صحيح اهل بيت (ع) تاييد مي شوند يا خير ، آيا مذمت مذكور به جنس زن وارد شده است يا مربوط به زنان در برهه اي خاص از تاريخ بوده است . اينها تماما مواردي هستند كه در بررسي روايات مذكور بايد مد نظر قرار داد و نمي توان حكم واحدي در خصوص تمامي آنان صادر نمود يا قضاوت خاصي را به همه ي آنها سرايت داد .
    بیشتر احادیث مورد نظر من است
    در مورد انها توضیح بدین لطفا
    اخه اون احادیث یعنی جی؟؟؟؟

    حدیث معتبری که این مذمت ها رو جبران کنه داریم؟؟

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    356
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    740



    تنها نمونه ای ریز از یک فصل یک کتب اسلامی:
    میزان الحکمه جلد 5:

    ـ پيامبر خدا(ص ) : جبرئيل پيوسته مرادرباره زن سفارش مى كرد , تا جايى كه گمان بردم طلاق او جايز نيست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.
    ـ حـق زن به شوهرش اين است كه شكمش را سير كند و بدنش را بپوشاند و براى او هيچگاه روى درهم نكشد.
    ـ امـام سـجاد(ع ) : حق زن اين است كه بدانى خداوند عزوجل او را مايه آرامش و انس تو قرارداده است و بدانى كه اين نعمتى است كه خداوند به تو داده , پس او را گرامى دارى و با وى نرمى كنى , هرچند حق تو بر او واجب تر است اما حق وى بر تو اين است كه با او مهربان باشى .

    ـ امـام صادق (ع ) : مرد براى اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نياز دارد كه اگر هم به طور طـبـيـعى آنها را نداشته باشد بايد خود رابه تكلف در آنها وادارد : خوش رفتارى , گشاده دستى سنجيده و غيرت بر حفاظت از آنها.
    ـ پيامبر خدا(ص ) : اين سخن مرد به زن كه دوستت دارم هرگز از دل زن بيرون نرود.
    ـ اسـحـاق بـن عمار : به امام صادق (ع ) عرض كردم : حق زن بر مرد چيست كه هر گاه مرد آن را بگزارد نيكوكار است ؟
    فرمود : خوراك و پوشاكش را فراهم آورد و اگر نادانى كرد اوراببخشد.
    ـ حـسـن بن جهم : ابوالحسن (ع ) را ديدم كه خضاب كرده است عرض كردم : فدايت شوم خضاب كرده اى ؟
    فرمود : آرى آراستگى برعفت زنان مى افزايد زنان ترك عفت كرده اند , چون شوهرانشان آراسـتـگـى را تـرك نموده اندسپس فرمود : اگر آراسته نباشى آيا خوش دارى كه همسرت را نيز مانند خودت ببينى ؟
    عرض كردم : نه فرمود : او نيز چنين است .

    ـ امـام صـادق (ع ) : شـوهـر در رابـطـه بـا هـمـسرش از سه چيز بى نياز نيست : سازگارى با او تا بـديـن وسـيـله سازگارى و محبت و عشق او را به خود جلب كند و خوشخويى با او و دلبرى از او باآراستن خود براى وى و فراهم آوردن امكانات رفاهى او.

    ـ پيامبر خدا(ص ) : هر گاه مرد به زن خود آبى بنوشاند , پاداش برد.
    ـ به زن خود خدمت نكند مگر صديق يا شهيد يا مردى كه خداوند خير دنيا و آخرت او رابخواهد.
    ـ از خـدا دربـاره دو نـاتـوان بترسيد :يتيم و زن بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد.
    ـ امام صادق (ع ) : هر كه به خانواده اش نيكى كند , خداوند بر عمرش بيفزايد.
    ـ پـيامبر خدا(ص ) : نشستن مرد نزد زن و فرزندش , نزد خداى متعال محبوبتر است ازاعتكاف او در اين مسجد من .

    ـ كسى كه به طرف دهان همسرش لقمه اى بالا برد پاداش برد.

    آیا جبران نمیکند؟؟؟

  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    جناب samansami به یک نکته در این گونه بحث ها باید دقت کرد:
    بحث درباره زن بايدخود موضوع كه زن هست محور بحث قرار بگيرد. اگر عناوين ديگري همراه با اين عنوان بود آن را بايد جداگانه بحث كرد، مثلاً اگر زني شوهر گرفت يا زني پدر دارد حق پدر بر دختر يا حق شوهر بر همسر ممكن است محدوديتي در نظام خانوادگي ايجاد كند، ولي اين كاري به اصل حق زن ندارد، براي اينكه اگر ما خواستيم درباره حق مرد هم بحث كنيم بايد مرد از آن نظر كه مرد است محور بحث قرار بگيرد، ولي اگر مرد پسر بود و در تحت تدبير و تربيت پدر قرار گرفت كه عقوق پدر بر او حرام بود و بايد از پدر اطاعت بكند نبايد گفت مرد محدود است يا اگر در بعضي از حقوق خانوادگي موظف است حق زن را رعايت كند، نبايد گفت مرد محدود است. پس بحث درباره زن و همچنين بحث درباره مرد غير از بحث درباره زني است كه در نظام خانوادگي يك تعهدات خانوادگي دارد يا غير از بحث درباره مردي است كه در نظام خانوادگي يك سلسله قيود و تعهداتي دارد اين يك مطلب.
    در قرآن كريم نیست جايي كه بگويد فلان كمال فقط براي مرد است، بلكه هر جا سخن از كمال است فرمود چه زن و چه مرد

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۱۷
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    نهج البلاغه - صفحه 179 - حکمت 79 : حضرت علی علیه السلام : ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حَیض است. و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است. و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان میباشد.پس از زنهای بد برهیز کنید و از خوبانشان برحذر باشید.و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید)
    در مورد این حدیث اول بگویم که سند ان مرسل است.توضیحات در مورد سندش رو میتوانید در این لینک (http://www.askdin.com/post73942-7.html ) ببینید
    دوم:
    در جريان جنگ جمل كه آن اتفاق افتاده است در نهج‌البلاغه اين‌چنين آمد «بعد فراغه من حرب الجمل في ذم النساء» اين چنين فرمود: « مَعَاشِرَ النَّاسِ؛ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ: فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانَ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوارِيثُهُنَّ عَلَي الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا منْ خِيَارِهِنَّ عَلَي حَذَرٍ وَ لاَ تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّي لا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ.» اين فرازهايي از سخنراني حضرت (سلام الله عليه) بعد از جريان جنگ جمل است
       
    وقتي كه آن درآمدهاي داخلي كم شد همين عايشه پيراهن رسول اكرم را چون در همان كنار مزار زندگي مي‌كرد در اين چهار چوبه در آويخت و آويزان كرد ديگران كه براي زيارت مي‌آمدند مي‌گفت «هذا قميصه لم يبل و قد ابلي عثمان سنته»؛ پيراهن پيامبر است اين هنوز كهنه نشد و عثمان سنت و دين پيامبر را كهنه كرد. اين در آن بخش دوم خلافت عثمان بود كه رابطه مالي بين عثمان و عايشه به هم خورد وگرنه اول، روايات ديگري جعل كرده بود. همين مردم شوريدند و عثمان را كشتند به بهانه پيراهن. پيامبر او ديد اين نقش گرفت آن‌گاه پيراهن عثمان را زمينه كرد تا براي جنگ جمل و در هر دو كار هم به حسب ظاهر موفق شد. بعد از اين جريان حضرت امير وقتي ديد اينها رفتند مكه و او را پيدا كردند و گفتند به خونخواهي عثمان ما حركت مي‌كنيم و عده‌اي را حركت دادند و به عنوان پيراهن عثمان آمدند بصره را گرفتند، وقتي بصره را گرفتند اولين كاري كه كردند رفتند در بيت‌المال را باز كردند آن‌روز نه سكه بود و نه اسكناس همان شمشهاي طلا و نقره مثل انبار هيزم روي هم پر شده بود. طلحه و زبير كه آمدند در بيت‌المال را باز كردند گفتند ما به هدف رسيديم. حضرت امير (سلام الله عليه) كه دستور حمله داد دستور مقاومت داد بعد از نصيحت و انذار و اعذار اثر نكرد بصره را فتح كرد و وارد بيت‌المال شد و با همان شمشيرش به اين شمشهاي طلا و نقره اشاره كرد، علي را فريب ندهيد
    در اين صحنه به مردم فرمود به شما بصري‌ها چه آدمي هستيد و رهبرتان كيست، دوتا خطبه ايراد كرد. يعني چندين خطبه ايراد كرد دوتا خطبه‌اش در اين زمينه در نهج‌البلاغه هست ، بعد از جريان جمل فرمود شما به دنبال چه كسي راه افتاديد، مگر در هيچ قانوني از قوانين اسلام آمده است كه زن مي‌تواند متولي جنگ باشد، اين بر اساس همان نظام اسلامي است مگر در هيچ جايي آمده است كه رهبري گروهي را زن به عهده مي‌گيرد، لذا به مردم بصره مي‌گويد «يا جند المرأة» اين همه مذمت درباره بصره شد، حالا به لطف الهي اگر انقلاب به ثمر رسيد و بصره در آينده نزديك فتح شد و حزب‌الله بصره را اداره كردند باز اين مذمتها هست كه حضرت بفرمايد ‌اي مردم بصره شما بي وفاييد كم عقليد كم خرديد يا اينها قضاياي خارجيه است اين همه رجال علمي كه بعدها از بصره برخواستند يا بعدها از بصره برمي‌خيزند كه نمي‌شود گفت، چون حضرت امير بصره را مذمت كرد پس بصره ديگر قابل فتح نيست اين چنين نيست.قضاياي خارجيه را با قضاياي حقيقيه نبايد مخلوط كرد در اين جريان فرمود زن ايمانش ضعيف است او كه جبران نمي‌كند. خب، اگر همين كه فرمود ايمانش ضعيف است مگر در نوع روايات ما نيامد كه اگر زن در حال حيض وضو بگيرد رو به قبله بنشيند همان مصلي يعني نمازگاه، آنجايي كه نماز مي‌خواند آنجا رو به قبله بنشيند و به اندازه وقت نماز ذكر بگويد همان ثواب نماز را مي‌برد.
    در سوره «نحل» فرمود: ﴿من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مومن فلنحيينه حياة طيبةً﴾ با اين جريان جنگ جمل بايد تخصيص بخورد. خب، چه بسا مرداني كه اين‌چنين بودند يا اگر وضع بصره عوض شد بعد از اينكه بصره فتح شد چطور، باز هم اين‌چنين است؟ كه «كنتم جند المرأة» است، آنجا كه مقر حكومت حضرت امير بود باز هم اين‌چنين است، يا آن وقتي كه زن بر اينها حكومت مي‌كند «كنتم جند المرأة» است، فرمود: «كنتم جند المرأة و اتباعَ البهيمة رَغَا فَأََجَبتُم» ؛ نعره‌اي كشيد شتر شما جمع شديد «و عُقِرَ»؛ پي شد «فَهَرَبتُم»؛ فرار كرديد«و اخلاقُكم دِقَاق» و اخلاقتان پست است «و عَهدُكُم شِقاق»؛ عهد شكنيد «و دينُكم نفاق و مَاؤُكم زُعاق»؛ شما نمي‌توانيد وسايل بهداشتي‌تان را تهيه كنيد خب، حالا اگر چاه زدند و آب لوله كشي زدند و آب تصفيه باز هم اين حرف هست يا اين ناظر به قضاياي خارجيه است، فرمود آبتان كه شور است خب، آبتان شور است چه تقصير مردم خب، آب مردم قم هم شور است در حالي كه شما از اختصاص مرحوم مفيد (رضوان الله عليه) مراجعه بفرماييد ببينيد آن قم چه بركتي است. مرحوم مفيد (رضوان الله عليه) در كتاب شريف اختصاص نقل مي‌كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در معراج در آسمان چهارم يك ماكت زيبايي يك قبه لولوئي ديد فرمود اين كجاست، عرض كرد اين شهر قم است «هذه صورة مدينة يقال لها قم يجتمع فيها عباد الله المومنون» آن وقت بسياري از فضايل را آنجا ذكر كرد.

    اينكه فرمود عقلشان كم است آيا اين عقلي كه «ما عبد به الرَّحمنُ و اكتسب به الجِنان» اين كم است يا عقل اجتماعي‌اش كم است براي اينكه در جريان اجتماع نيست استدلال حضرت اين است كه شهادت دوتا زن به اندازه شهادت يك مرد است. خب، اين دليل نيست كه او در فيزيك قبول نمي‌شود يا در شيمي قبول نمي‌شود يا در حكمت و فلسفه قبول نمي‌شود يا در فقه و اصول قبول نمي‌شود، كه نفرمود اينكه برهان عقلي نمي‌فهمد كه، يا عقايد و كلام نمي‌فهمد كه فرمود شعور اجتماعي‌اش كم است چون نيست در صحنه فرمود «و اما نقصان عقولهن» براي اينكه شهادت دوتا زن به اندازه شهادت مرد است بسيار خب، خب اين برفرض هم اين قضيه، قضيه حقيقيه باشد و درست هم هست از نظر فقهي آيا آن عقلي كه «عُبِدَ به الرحمن» فرمود كم است يا اين عقل اجتماعي، براي اينكه او معمولاً در مسائل اجتماعي حضور ندارد در خانه است مشغول كارهاي خودش است از اين جهت دوتا زن بايد شهادت بدهند تا به اندازه شهادت يك مرد باشد آن هم همه جا نيست شما سري به فقه زديد مسلماً، در خيلي از موارد است كه شهادت زن، تنها كافي است مرد در آنجا راه ندارد قوابل اين‌چنين‌اند.
    نفرمود اين، اگر شما بگويد كه چون عقلش كم است تفسير نخواند بله، فلسفه نخواند فقه نخواند حكمت نخواند كلام نخواند اصول نخواند ادبيات نخواند بله، اما مي‌گويد اين در جامعه نيست ممكن است فريب بخورد شهادت دوتايي ضميمه بشود اين نگفت عقلي كه «عبد به الرحمن» كم است كه، اگر گفت نماز شب نخوانيد بله، اما اگر گفت روزه مستحبي نگيريد بله و اما اگر گفت چون در مسائل اجتماعي نيست در جريان نيست دوتايي‌شان به اندازه يك مرد است اينكه نشانه آن نيست كه خود علت مخصص معلول است.
    به دلیلی که حضرت برای کم خردی اوردند دقت کنید!!!
    این لینک هم بسیار مناسب است اگر حوصله خواندن متن های طولانی بنده رو ندارین حتما این ها رو بخونید: http://www.askdin.com/post73940-5.html
    http://www.askdin.com/post73941-6.html



    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۳۸
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    وللرجال عليهن درجه والله عزيز حكيم (بقره:228)
    نكتهٴ تعبير به «رجال» در انتهاي آيه
    زمام خانواده را قرآن كريم به دست مرد مي‌دهد, لذا براي اينكه زمام به دست مرد باشد تا كنون سخن از شوهر بود الآن لحن آيه برمي‌گردد سخن از رجال مي‌شود آن‌كه مرد است زمام خانواده را مي‌گيرد اما آن‌كه فقط شوهر است نه مرد او حق ندارد كه زمام خانواده را به دست بگيرد, لذا فرمود: ﴿وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ﴾ در بيانات حضرت رسول(صلّي الله عليه و آله و سلّم) هست كه «علِّق سوطَك حيث يراه اهلُك» «سوط» يعني تازيانه با سين و تاي مؤلف, فرمود وقتي در خانه زندگي مي‌كني تازيانه را جايي آويزان كن كه بچه‌هايت ببينند نه بزن, بلكه مرد باش كه آنها از تو حساب ببرند نه با حرف بد نه با زدن كه با مردانگي‌ات از تو حساب ببرند «علِّق سوطَك حيث يراه اهلُك» در اين كريمه نفرمود شوهر بر زن درجه دارد, فرمود آن‌كه جزء رجال است ﴿وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ﴾ تا كنون سخن از ضمير مذكر و ضمير مؤنث و امثال ذلك بود سخن از بعل بود و امثال ذلك اما وقتي مسئله زمامداري اصول خانوادگي مي‌رسد ديگر سخن از بعل و شوهر و زوج و امثال ذلك نيست, سخن از رجال است تاكنون آن سخن از ضمير مذكر بود و سخن از شوهر بود و امثال ذلك الآن مي‌توانست با يك ضمير مذكر مسئله را حل كند يا با ازواج و بعوله مسئله را حل كند,از اين تغيير سياق معلوم مي‌شود كه در اين بخش صرف مذكر بودن يا صرف شوهر بودن نقشي ندارد, مرد بودن و مردانگي نقش دارد. در آن آيه مباركه سورهٴ «نساء» هم فرمود كه ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ﴾ آيه 34 سورهٴ «نساء» است ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ﴾ در اين آيه محل بحث هم فرمود: ﴿لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ﴾.

    خب اين درجه و منزلتي كه مردها بر زن دارند چيست, قيموميتشان در چيست, يك سلسله امور اجرايي است كه بالأخره در كارهاي مشترك يك نفر بايد مسئول باشد
    اگر زندگي مشترك است بايد رهبري كسي را هم پذيرفت «اذا كنتم ثلاثة في سفر فأمروا احدكم» در امور داخلي در مسائل اجرايي بالأخره كسي بايد مسئوليت خانه را بگيرد اين‌چنين نيست كه دو نفر هستند با دو فكر بايد اداره بشود بايد توافق كنند كه يكي مسئول باشد, منتها محور مسئوليت هم البته مشخص باشد اين يك بحث است.
    نمیشود شما به کسی مسئولیتی بدهید و به او اختیار ندهید!!
    مثلا به کسی بگویید شما مسئول دفاع از این کشور هستید بعد بگویید که لزومی بر تبعیت قوای مسلح از شما نیست!!
    خب این فرد چه طور از کشور دفاع کند؟!؟!
    در زندگی هم همین طور است.به مرد و زن مسئولیتهایی داده شده و متناسب با این مسئولیت ها اختیاراتی...در غیر این صورت که این مسئولیت ها قابل اجرا نیست!


    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    اما در اخر به این مسئله هم باید دقت بشود که:
    آنچه مربوط به جان آدمي است روح مجرد است نه زن است نه مرد اين بدن است كه يا اين‌چنين ساخته شد يا آن‌چنان اين كارهاي اجرايي را تقسيم كردند, قلب آدم مرد است يا زن اين سؤال اصلاً صحيح نيست فرشته زن است يا مرد, اين سؤال روا نيست. آن‌كه پيكر دارد جسم دارد دست و پا دارد يا اين‌چنين است يا آن‌چنان, اما وح نه مذكر است نه مونث. برهان عقلي اين است كه علم اعتقاد ايمان اين براي روح است روح نه زن است نه مرد اگر در غرب مي‌گويند زن و مرد مساويند, آنها بيراهه رفتند آنها انسان را در همين پيكر خلاصه مي‌كنند, چون انسان را در پيكر خلاصه مي‌كنند انسان دو قسم است; يك قسم زن است و يك قسم مرد آن‌گاه فتوا به تساوي دادند, اما دين مي‌گويد و عقل بر آن است كه ذكورت و انوثت صنف است نه فصل مذكرٌ مثل ناطقٌ نيست كه فصل باشد كه در ذات راه داشته باشد كه اينها جزء فصول نيستند كه در درون راه پيدا كنند جزء مصنفات‌اند صنف, صنف درست مي‌كند وقتي از محدوده ذات و حقيقت و ماهيت به درآمديم مي‌شود صنف, اين ذكورت و انوثت وقتي صنف شد در گوهر جان آدمي هيچ دخل ندارد, در كارهاي اجرايي مي‌فرمايد مسئوليت با مرد است ﴿لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ﴾ چرا, چون ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ﴾ چرا, ﴿بِمَا فَضَّلَ اللّهُ﴾ چون كليد دست اوست, مال دست اوست تأمين روزي دست اوست, اينهاست. اين‌چنين نيست كه بفرمايد ﴿لِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ﴾ بعد بفرمايد: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ﴾ بعد مسئله را حل نكرده بگذارد تا مرد به خود ببالد يا زن احساس حقارت كند, فرمود بالأخره كليد دست اوست يا نه, كار دست اوست يا نه, او در آمد دارد يا نه, او مسئول است. مقامات معنوي را بخواهيد ﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾ مسئوليت خانه را بخواهيد بالأخره او بايد تهيه كند اين مصرف كننده است او توليد كننده است اين‌چنين نيست كه بفرمايد: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ﴾ و رازش را بيان نكند, فرمود: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَي بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ﴾ او مسئول است
    در مورد قیمومیت هم در این جا توضیح داده شده http://www.askdin.com/post74079-11.html


    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۱:۲۰
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,718
    حضور
    29 روز 8 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5705



    جهت پرهيز از بحث در زمينه هاي مختلف و پراكنده گويي ، همانگونه كه خود شما جناب سامان درخواست نموديد سعي مي كنيم در زمينه روايات وارده بيشتر به بحث بپردازيم :
    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    نهج البلاغه - صفحه 179 - حکمت 79 : حضرت علی علیه السلام : ای مردم زنها از ایمان و ارث و خرد کم بهره هستند. اما نقصان ایمانشان به جهت نماز نخواندن و روزه نگرفتن در روزهای حَیض است. و جهت نقصان خردشان آن است که در اسلام گواهی دو زن بجای گواهی یک مرد است. و از جهت نقصان نصیب و بهره هم ارث آنها نصف مردان میباشد.پس از زنهای بد برهیز کنید و از خوبانشان برحذر باشید.و در گفتار و کردار پسندیده از آنها پیروی نکنید)
    اين مطلب از حكمتهاي نهج البلاغه نيست بلكه خطبه 80 نهج البلاغه است :
    «معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان نواقص الحظوظ نواقص العقول، فاما نقصان ايمانهن فقعودهن عن الصلاة و الصيام في ايام حيضهن و اما نقصان عقولهن فشهادة امرأتين كشهادة الرجل الواحد و اما نقصان حظوظهن فمواريثهن علي الانصاف من مواريث الرجال فالتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهن علي حذر و لا تطيعوهن في المعروف حتي لا يطمعن في المنكر»
    ترجمه: اي گروه مردمان زنان از ايمان و ارث و خرد كافي كم بهره ­اند، اما نقصان ايمانشان به دليل پرهيز از خواندن نماز و گرفتن روزه است در روزهاي حيض، و اما جهت نقصان خردشان آن است كه (در اسلام) شهادت دو زن برابر گواهي يك مرد است، و اما كمي سهم و بهره­شان براي آنكه نصيب­شان از ارث نصف مردان است. پس از زنان بد بپرهيزيد، و از خوبانشان برحذر باشيد، و در گفتار و كردار نيك و پسنديده ميل و خواهش آنها را فرمان نبريد، مبادا كه از وجودتان به ناروا استفاده نمايند و در طمع كار ناشايسته­ اي افتند.
    در اين روايت سه مطلب در خصوص زنان عنوان شده است و سه دليل بر آن ذكر گرديده است :
    1- نقص ايمان . دليل : نقص عبادت در ايام عذر شرعي
    2- نقص حظوظ و بهره مالي.دليل :نصف بودن ارث زن
    3- نقص عقل . دليل : شهادت دو زن در برابر يك مرد
    ما در برخورد با روايات بايد به چند مطلب توجه كنيم اول اينكه متن روايت با آيه قرآن در تضاد و مخالفت نباشد زيرا پيامبر (ص) فرمودند هر روايتي كه از ما رسيد و با كتاب خدا مخالف بود به ديوار بكوبيد . دوم اينكه سند روايت بايد صحيح باشد .
    حال به روايت مراجعه مي كنيم :
    در متن روايت ، عللي كه بر نقصان عقل ، ايمان و بهره مالي زن مطرح شده است ، عللي مذموم نيست و موجب نقص در ايمان و عقل و مال نمي شود بلكه موارد مطروحه ، تفاوت ميان زن ومرد را بيان ميدارد .
    توضيح اينكه در خصوص نقص ايمان كه علت آنرا كاستي نماز و روزه در ايام عادت ماهيانه ذكر نموده اند ، بايد گفت اين كاستي در نماز و روزه به فرمان خداوند است همانگونه كه قصر - نماز شكسته -نماز مسافر و افطار او امر خداوند است و ملزم بودن به آن عين ايمان است و اطاعت خداوند و امر او در هر شرايطي است ؛لذا اسقاط نماز و روزه در ايام عادت ماهيانه امر مولاست و تبعيت از آن ، عين ايمان است نه نقصان در آن، مضاف بر اينكه هم روزه ها قضا ميشوند و هم در زمان عادت ماهيانه زن ميتواند در مصلاي خود بنشيند و با ذكر خدا مشغول باشد به اين مساله ، شش سال شرفيابي زودتر زنان به بارگاه تكليف الهي را نيز بايد افزود و نيز نماز و روزه كامل در ايام يائسگي و حمل ، لذا بنظر نمي رسد تفاوت چنداني در كميت عبادت ميان زنان و مردان وجود داشته باشد با تاكيد بر اين مساله كه ايمان ، عمل به دستورات مولا و خالق هستي و ذات باريتعالي است و زنان در ايام عادت ،نه به خواست خود كه به جهت تسليم فرمان خداوند از نماز و روزه باز مي ايستند و اين خود عين ايمان است ونقصان و مذمتي در اين مساله مشاهده نمي شود .


  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 31 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۷/۲۰, ۰۸:۳۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود