صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    356
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    740

    تعجب دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟




    با سلام بر کارشناسان گرامی سوال اینست که دلیل عمر برای حرام نمودن متعه حج چه بود؟


    کارشناس بحث : صدرا

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ در ساعت ۰۱:۱۱

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام وعرض ادب

    قبل از پاسخ به سوال شما سه مقدمه را بیان می نمایم:

    مقدمه اول:
    تعریف متعه در لغت و اصطلاح‏

    متعه در لغت از ماده تمتّع به معناى لذت و نفع بردن است .
    اسْتَمْتَعَ-اسْتِمْتَاعاً [متع‏] بكذا أو من كذا: به چيزى يا از چيزى مدتى دراز لذت برد و برخوردار شد،- بِمَالِهِ: با پول و دارائى خود در رفاه زندگى كرد.

    تَمَتَّعَ-تَمَتُّعاً [متع‏] بكذا أو من كذا: از چيزى تا مدتى سود و لذت برد،- بمالِهِ: از دارائى خود براى زندگى خوب و لذت بخش استفاده برد.

    متعه در اصطلاح فقيهان در سه مورد استعمال مى‏شود:

    الف)متعه زنان: كه به آن ازدواج موقّت نيز مى‏گويند. خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد: «َفمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ...»[1] ؛ پس چنانچه از آنها بهره‏مند شويد آن مهر معين را- كه مزد آنهاست- به آنان بپردازيد.

    ب) متعه طلاق: مقصود از آن، هديه‏اى است كه بعد از طلاق به زن مى‏رسد؛ که قرآن كريم به آن اشاره كرده و مى‏فرمايد:«لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ».[2]

    ج) متعه حجّ: که در آيه: «فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالعُمْرَةِ إلَى الْحَجّ»؛[3]به آن اشاره شده است.

    ---------------------------------------------------


    .[1] نساء( 4) آيه 24.


    [2]. البقرة/236:« اگر زنان را قبل از آميزش جنسى يا تعيين مهر، (به عللى) طلاق دهيد، گناهى بر شما نيست. (و در اين موقع،) آنها را (با هديه‏اى مناسب،) بهره‏مند سازيد! آن كس كه توانايى دارد، به اندازه تواناييش، و آن كس كه تنگدست است، به اندازه خودش، هديه‏اى شايسته (كه مناسب حال دهنده و گيرنده باشد) بدهد! و اين بر نيكوكاران، الزامى است».


    [3] .البقره/196: «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقاب»؛ و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد! و اگر محصور شديد، (و مانعى مانند ترس از دشمن يا بيمارى، اجازه نداد كه پس از احرام‏بستن، وارد مكه شويد،) آنچه از قربانى فراهم شود (ذبح كنيد، و از احرام خارج شويد)! و سرهاى خود را نتراشيد، تا قربانى به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر كسى از شما بيمار بود، و يا ناراحتى در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) بايد فديه و كفّاره‏اى از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندى بدهد! و هنگامى كه (از بيمارى و دشمن) در امان بوديد، هر كس با ختم عمره، حج را آغاز كند، آنچه از قربانى براى او ميسّر است (ذبح كند)! و هر كه نيافت، سه روز در ايام حج، و هفت روز هنگامى كه باز مى‏گرديد، روزه بدارد! اين، ده روز كامل است. (البته) اين براى كسى است كه خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [اهل مكّه و اطرافِ آن نباشد]. و از خدا بپرهيزيد! و بدانيد كه او، سخت‏كيفر است.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۱:۲۳
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    مقدمه دوم:

    اقسام حج‏: حجّ بر سه نوع است: تمتع، افراد و قران.

    حجّ تمتع بر كسى واجب می شود كه از مسجد الحرام دور باشد، بر خلاف حجّ افراد و قران. كسى كه از مكه بيشتر از 48 ميل(كه معادل 88 كيلومتر است)دور باشد، بايد حجّ تمتع به جاى آورد، ولى حجّ قران و افراد وظيفه كسى است كه اهل مكه است، يا كسى كه بين منزل او و مكه كمتر از 48 ميل است.

    خلاصه اعمال حج تمتع (حجَّةالاسلام) از دیدگاه فقه شیعه بدین صورت است که:

    الف) عمره تمتع‏: ابتدا شخص محرم می شود به احرام عمره تمتع که اعمال آن بدین صورت است:
    1- احرام بستن و تلبيه گفتن در ميقات (مسجد شجره يا مسجد جحفه).

    2- هفت دور طواف به دور كعبه‏.

    3- دو ركعت نماز طواف (در پشت مقام حضرت ابراهيم).

    4- سعى بين صفا و مروه (هفت دور بين كوه صفا و مروه).

    5- تقصير (گرفتن مقدارى ناخن و يا چيدن مقدارى از موى سر).

    كه با تقصير كردن، حاجى از احرام خارج و اعمال عمره تمتع پايان مى‏پذيرد.[1]

    ب) حج تمتع: سپس نوبت به حج تمتع می رسد که حاجی باید این افعال را به ترتیب انجام دهد:

    1- احرام بستن در مكه (که بهتر است در مسجدالحرام باشد).

    2- وقوف در عرفات (مقدار واجب آن از اذان ظهر روز عرفه (نهم ذى‏الحجه) است تا اذان مغرب).

    3- وقوف در مشعر (مقدار واجب آن از اذان صبح روز عيد قربان است (روز دهم) تا طلوع آفتاب).

    4- رَمى جمره عقبه (در روز عيد قربان).

    5- قربانى كردن (در روز عيد قربان).

    6- حلق كردن (در روز عيد قربان).

    7- بيتوته در منى در شب يازدهم و دوازدهم (مقدار واجب آن از اذان مغرب است تا نيمه شب شرعى).

    8- رمى جمرات ثلاثه در روز يازدهم و دوازدهم (زمان آن از طلوع آفتاب است تا غروب آن).

    9- هفت دور طواف به دور كعبه‏.

    10- دو ركعت نماز طواف (پشت مقام حضرت ابراهيم).

    11- سعى بين صفا و مروه (7 مرتبه بين كوه صفا و مروه).

    12- طواف نساء (7 دور طواف به دور كعبه).

    13- نماز طواف نساء (2 ركعت پشت مقام حضرت ابراهيم).

    با انجام نماز طواف نساء اعمال حج تمتع به پايان مى‏رسد. بنا بر آنچه در تفسير ائمه اهل بيت علیهم السلام آمده، خروج از احرام به طورى كه همه محرمات احرام حلال شود جز با طواف نساء صورت نمى‏گيرد و طواف نساء آخرين عمل حج است كه بعد از آن تمامى محرمات حلال مى‏شود.

    علت اين‏كه اين حجّ را «تمتع» مى‏نامند، اين‏است كه در اين حجّ متعه است. متعه به‏معناى لذت است. چون در مدت فاصل بين دو احرام «عمره و حج» محظورات احرام مباح و حلال مى‏گردد و شخص عامل به آن، مى‏تواند در اين مدّت از آنچه در احرام عمره حرام بود و در احرام حج نيز حرام مى‏گردد، لذت و نفع ببرد. اين همان معنايى است كه خلیفۀ دوم و برخى از تابعينش ناخوش مى‏داشتند ....

    برخی از شرایط حج تمتع در نزد اهل سنت بدین صورت است.
    تقدیم عمره بر حج، عمره در ماههای حج باشد(شوال، ذیقعده، ذیحجه)،حج و عمره در یک سال باشند، عدم سفر بین عمره و حج، خارج شدن از احرام عمره قبل از احرام حج(در نزد غیر حنفیه)[2]، اینکه اهل مکه نباشد.

    لذا حج تمتع نیز در بین اهل سنت انجام می پذیرد و در مذهب حنبلی این حج از حج قران و افراد نیز با فضیلت تر است. اما ظاهرا آنچه محل خلاف است آنهم نه در میان همه مذاهب عدم خروج از احرام عمره حج است یعنی در فقه شیعه بعد از انجام عمره حاجی از احرام خارج می شود و محرمات بر او حلال می شود اما بر طبق فقه حنفی از احرام خارج نمی شوند تا احرام حج را ببندند و بعد از اعمال حج از احرام خارج شوند.

    ادامه دارد.

    ------------------------------------------------

    [1]. تحریر الوسیله، اقسام عمره:«صورت عمره مفرده مانند عمره تمتع است و تنها در چند چيز با آن تفاوت دارد، يكى اينكه در عمره تمتع راه بيرون شدن از احرام تنها تقصير (كوتاه كردن مو و ناخن ) است و تراشيدن سر جائز نيست ، ولى در عمره مفرده مخير است بين يكى از آن دو تفاوت دوم : اين است كه در عمره تمتع طواف نساء نيست هرچند كه انجام آن به احتياط نزديكتر است ولى در عمره مفرده طواف نساء واجب است سوم : اين است كه ميقات عمره تمتع يكى از مقيات هائى است كه ذكرش مى آيد ولى در عمره مفرده ميقات نزديكترين نقطه حل است هرچند كه از ساير مواقيت نيز جائز احرام ببندد».

    [2]. الموسوعة الکویتیة،ج14،ص10:«يُشْتَرَط لِلْمُتَمَتِّعِ أَنْ يَحِل مِنَ الْعُمْرَةِ قَبْل إِحْرَامِهِ بِالْحَجِّ ، فَإِنْ أَدْخَل الْحَجَّ عَلَى الْعُمْرَةِ قَبْل حِلِّهِ مِنْهَا فَيَكُونُ قَارِنًا وَلَيْسَ مُتَمَتِّعًا ، وَهَذَا الشَّرْطُ مُتَّفَقٌ عَلَيْهِ بَيْنَ الْفُقَهَاءِ ، إِلاَّ أَنَّ الْحَنَفِيَّةَ قَالُوا : إِنَّ هَذَا الشَّرْطَ لِمَنْ لَمْ يَسُقِ الْهَدْيَ ، أَمَّا مَنْ سَاقَ الْهَدْيَ فَلاَ يَحِل مِنْ إِحْرَامِ الْعُمْرَةِ إِلَى أَنْ يُحْرِمَ يَوْمَ التَّرْوِيَةِ أَوْ قَبْلَهُ لِلْحَجِّ كَمَا يُحْرِمُ أَهْل مَكَّةَ ، فَإِذَا حَلَقَ يَوْمَ النَّحْرِ حَل مِنَ الإِْحْرَامَيْنِ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۳:۳۶
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    مقدمۀ سوم: حجّ تمتّع سنّت قطعی و همیشگی رسول خداصلی الله علیه و آله است

    آنچه مشخص است این است که بیشتر مسلمانان هم اکنون حج تمتع را انجام می دهند هر چند در دورانی چنین حجی ممنوع اعلام شد.

    از روايات صحيح استفاده مى‏شود كه حجّ تمتع يا به تعبيرى ديگر «متعه حجّ» تا روز قيامت سنتى ابدى است كه هرگز قابل تغيير و تبديل نخواهد بود. این روایات در منابع عامه از طرق مختلف نقل شده اند که ما تنها به دو مورد اشاره می کنیم:
    1- مسلم از عمره نقل مى‏كند از عايشه شنيدم كه گفت: با رسول خدا صلى الله عليه و آله از مدينه خارج شديم در حالى كه پنج روز از ذى‏قعده باقى‏مانده بود، به مكه كه رسيديم پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد هركس همراهش قربانى ندارد، بعد از طواف خانه خدا و سعى بين صفا و مروه، مُحلّ شود ....[1]

    2- مسلم از جا بر نقل مى‏كند: «... بعد از آن‏كه وارد مكّه شديم دور كعبه طواف نموديم و سپس بين صفا و مروه سعى كرديم. آن‏گاه پيامبر صلى الله عليه و آله امر كرد: هركس با او قربانى نيست مُحلّ شود. عرض كرديم: از چه چيزى؟ فرمود: از همه چيز. ما نيز با زن‏هايمان مواقعه كرده، بوى خوش استعمال نموديم و لباسهايمان را پوشيديم، در حالى كه تا عرفه بيش از چهار ميل نبود؛ آن‏گاه در روز ترويه دوباره براى حجّ محرم شديم ....[2]

    --------------------------------------------------------------------
    [1] .صحیح البخاری، باب ذبح الرجل البقر عن نسائه، صحيح مسلم، ج 4، ص 32، باب وجوه الإحرام:« وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ بْنِ قَعْنَبٍ حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ - يَعْنِى ابْنَ بِلاَلٍ - عَنْ يَحْيَى - وَهُوَ ابْنُ سَعِيدٍ - عَنْ عَمْرَةَ قَالَتْ سَمِعْتُ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - تَقُولُ خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- لِخَمْسٍ بَقِينَ مِنْ ذِى الْقَعْدَةِ وَلاَ نُرَى إِلاَّ أَنَّهُ الْحَجُّ حَتَّى إِذَا دَنَوْنَا مِنْ مَكَّةَ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ هَدْىٌ إِذَا طَافَ بِالْبَيْتِ وَبَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ أَنْ يَحِلَّ. قَالَتْ عَائِشَةُ رضى الله عنها فَدُخِلَ عَلَيْنَا يَوْمَ النَّحْرِ بِلَحْمِ بَقَرٍ فَقُلْتُ مَا هَذَا فَقِيِلَ ذَبَحَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- عَنْ أَزْوَاجِهِ. قَالَ يَحْيَى فَذَكَرْتُ هَذَا الْحَدِيثَ لِلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ فَقَالَ أَتَتْكَ وَاللَّهِ بِالْحَدِيثِ عَلَى وَجْهِهِ».


    [2]. صحیح مسلم،باب وجوه الإحرام،ح2996:«عَنْ أَبِى الزُّبَيْرِ عَنْ جَابِرٍ - رضى الله عنه - أَنَّهُ قَالَ أَقْبَلْنَا مُهِلِّينَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- بِحَجٍّ مُفْرَدٍ وَأَقْبَلَتْ عَائِشَةُ - رضى الله عنها - بِعُمْرَةٍ حَتَّى إِذَا كُنَّا بِسَرِفَ عَرَكَتْ حَتَّى إِذَا قَدِمْنَا طُفْنَا بِالْكَعْبَةِ وَالصَّفَا وَالْمَرْوَةِ فَأَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- أَنْ يَحِلَّ مِنَّا مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ هَدْىٌ - قَالَ - فَقُلْنَا حِلُّ مَاذَا قَالَ « الْحِلُّ كُلُّهُ ». فَوَاقَعْنَا النِّسَاءَ وَتَطَيَّبْنَا بِالطِّيبِ وَلَبِسْنَا ثِيَابَنَا وَلَيْسَ بَيْنَنَا وَبَيْنَ عَرَفَةَ إِلاَّ أَرْبَعُ لَيَالٍ ثُمَّ أَهْلَلْنَا يَوْمَ التَّرْوِيَةِ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۱:۲۴
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    علل جلو گیری از حج تمتع
    با مطالعه متون تاریخی و حدیثی به عللی پی می بریم که نقش مستقیم در مخالفت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است که عبارتند از:

    الف) رسوخ آداب جاهلی
    ب) تبعیت از تعصبات غیر دینی
    ج)اجتهاد در مقابل نص

    الف) اعراب جاهليت انجام عمره در ماههاى حج را از زشت ترين گناهان روى زمين مى دانستند، و ماه محرم را ماه صفر قرار داده و مى گفتند: آنگاه كه زخم پشت حيوان بهبودى يافت و آثار راهها از ميان رفت و ماه صفر به پايان رسيد، انجام عمره براى طالب آن روا و شايسته است:«وكان أهل الجاهلية يقولون إذا انسلخ صفر وعفا الوبر وبرأ الدبر فقد حلت العمرة لمن اعتمر » ![1]


    اين عادت و روش قريش در انجام عمره بود كه مورد مخالفت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفت.

    از برخى روايات استفاده مى‏شود كه عرب عمره را در اشهُر حجّ انجام نمى‏داد، بلكه اصرار داشت كه عمره را بعد از گذشتن ماه صفر به جاى آورد، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله با اين بدعت سرسختانه مقابله كرد.
    بخارى از ابن عباس نقل مى‏كند: عرب در عصر جاهلى به‏جاى آوردن عمره را در ماه‏هاى حجّ از بدترين اعمال مى‏دانستند و معتقد بودند كه عمره بعد از گذشتن ماه صفر حلال مى‏شود ....[2]

    -----------------------------------------------------------------

    [1].معجم کبیر طبرانی، ج11،ص33و...

    [2]. صحیح البخاری،باب التمتع والاقران والافراد بالحجّ:«كانوا يرون أن العمرة في أشهر الحج من أفجر الفجور في الأرض ويجعلون المحرم صفرا ويقولون إذا برا الدبر وعفا الأثر وانسلخ صفر حلت العمرة لمن اعتمر . قدم النبي صلى الله عليه و سلم وأصحابه صبيحة رابعة مهلين بالحج فأمرهم أن يجعلوها عمرة فتعاظم ذلك عندهم فقالوا يا رسول الله أي الحل ؟ قال ( حل كله )».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۲:۵۶
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ب) تبعیت از تعصبات غیر دینی
    این امر ریشه در عرب جاهلی داشت لذا بعد از اسلام آوردن قبول نمودن برخی از احکام اسلام در ابتدا برای برخی ناخوشایند بود.

    1) جابر مى گويد: پيامبر صلی الله علیه و آله مباشرت با زنان را الزام نفرمود، ولى با اين فرمان ، زنانشان را برايشان حلال كرده بود. گفتگو در ميان ما برخاست تا اينكه اين سخن ما به گوش پيامبر خدا صلی الله علیه و آله رسيد كه : در حالى كه بيش از پنج روز به عرفه باقى نمانده است ، به ما دستور مى دهد از احرام بيرون آمده ، با همسرانمان مباشرت كنيم . آن وقت در حالى كه از...ما منى مى چكد به عرفه برويم ! پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در ميان ما برخاست و فرمود:شما خوب می دانید که من با تقوی ترین و راستگوترین شما هستم . اگر من حيوان قربانى به همراه خود نداشتم ، چون شما از احرام بيرون مى آمدم و از آنچه حلال است استفاده مى بردم . اينك شما از احرام بيرون بياييد، كه اگر من هم در ابتدای راه بودم قربانی با خود نمی آوردم.[1].


    2) در سنن ابن ماجه ، مسند احمد بن حنبل و مجمع الزوائد از قول براء بن عازب آمده است : رسول خدا صلی الله علیه و آله و اصحابش از مدينه بيرون شده ، همگى به نيت حج محرم شده بوديم، اما چون به مكه وارد شديم ، پيامبر صلی الله علیه و آله به ما فرمود: حجتان را عمره قرار دهيد. عده اى گفتند: اى پيامبر خدا! ما احرام حج بسته ايم ، چگونه آن را عمره قرار دهيم ؟! فرمود: به دستورهايم توجه كنيد، آن را انجام دهيد؛ كه بار ديگر سرو صدا برخاست و بانگ اعتراض از هر گوشه بلند شد. پس حضرتش از رفتار آنها به خشم آمد و از ايشان روى بگردانيد و با حالتى دژم و گرفته بر عايشه وارد شد. عايشه ، كه آثار خشم را در چهره مبارك آن حضرت مشاهده كرد، پرسيد: چه كسى تو را خشمگين ساخته است كه خدايش خشم بگيرد؟ فرمود: چگونه خشمگين نشوم كه انجام كارى را فرمان مى دهم و عمل نمى شود.[2]

    عايشه خود از اين ماجرا به گونه اى سخن گفته است كه آن را بخارى و مسلم در صحيح خود و ديگران نيز در منابع ديگر چنين آورده اند:
    چهار يا پنج روز از ماه ذى حجه گذشته بود كه رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مكه شد. در آن روز پيامبر خدا صلی الله علیه و آله در حالى كه سخت عصبانى بود بر من وارد شد. من پرسيدم :
    اى رسول خدا! چه كسى تو را به خشم آورده كه خدايش به آتش اندازد؟ فرمود: با خبر نشدى كه من مردم را به امرى فرمان داده ام و آنها در انجامش ‍ دو دل هستند.[3]

    با اینکه مخالفت با دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تعصبی جاهلی بود ولی با این حال می بینیم که چنین تعصبی بعدها به مخالفت علنی با دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می انجامد:

    1) مسلم از ابى موسى نقل مى‏كند كه او فتوا به متعه مى‏داد، تا آن‏كه شخصى به او گفت: دست از برخى فتواهاى خود بردار، آيا نمى‏دانى كه اميرالمؤمنين در مناسك چه‏چيزى حادث كرده است؟ او از اين فتوا دست برنداشت تا اين‏كه از عمر راجع به اين موضوع سؤال كرد. عمر در جواب گفت: من مى‏دانستم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش چنين عمل مى‏كردند، ولى من كراهت دارم كه مردم را ببينم در كنار اراك نزديكى كرده؛ آن‏گاه براى حجّ حركت كنند، در حالى كه آب غسل از سرشان قطره قطره مى‏چكد.[4]

    2) عمر كراهت داشت كه حاجيان با زنان خود قبل از اتمام اعمال حجّ نزديكى كنند و هنوز اعمال تمام نشده آب غسل جنابت از سر آنان قطره قطره بچكد.
    ابو حنيفه از حماد از ابراهيم نخعى از اسود بن يزيد نقل مى‏كند: با عمر بن خطاب عشاى روز عرفه در عرفات بوديم، ناگهان شخصى نزد ما ظاهر شد كه موهايش را شانه كرده و از او بوى خوش استشمام مى‏شد. عمر به او گفت: آيا تو محرمى؟ گفت: آرى.
    عمر گفت: پس چرا به شكل محرم هستى؟ محرم كسى است كه مو پريشان و غبار آلود باشد. او در جواب گفت: من براى به‏جاى آوردن حجّ تمتع وارد شدم در حالى كه اهل‏بيتم با من بود امروز نيز براى حجّ محرم شدم. عمر گفت: شما حقّ نداريد در اين ايام لذت ببريد، زيرا اگر من شما را به اين كار رخصت دهم، با زن‏هاى خود در اراك نزديكى مى‏كنيد و آن‏گاه با يكديگر براى انجام حجّ حركت مى‏كنيد.[5]

    --------------------------------------------------------------------------------

    [1].صحیح البخاری، باب نهي النبي صلى الله عليه و سلم على التحريم إلا ما تعرف إباحته وكذلك أمره:« أهللنا أصحاب رسول الله صلى الله عليه و سلم في الحج خالصا ليس معه عمرة قال عطاء قال جابر فقدم النبي صلى الله عليه و سلم صبح رابعة مضت من ذي الحجة فلما قدمنا أمرنا النبي صلى الله عليه و سلم أن نحل وقال ( أحلوا وأصيبوا من النساء ) . قال عطاء قال جابر ولم يعزم عليهم ولكن أحلهن لهم فبلغه أنا نقول لما لم يكن بيننا وبين عرفة إلا خمس أمرنا أن نحل إلى نسائنا فنأتي عرفة تقطر مذاكيرنا المذي قال ويقول جابر بيده هكذا وحركها فقام رسول الله صلى الله عليه و سلم فقال ( قد علمتم أني أتقاكم لله وأصدقكم وأبركم ولولا هديي لحللت كما تحلون فحلوا فلو استقبلت من أمري ما استدبرت ما أهديت ) . فحللنا وسمعنا وأطعنا ».

    [2].سنن ابن ماجة،ح:2982:«حدثنا محمد بن الصباح . حدثنا أبو بكر بن عياش عن أبي إسحاق عن البراء ابن عازب قال خرج علينا رسول الله صلى الله عليه و سلم وأصحابه . فأحرمنا بالحج . فلما قدمنا مكة، قال ( اجعلوا حجتكم عمرة ) فقال الناس يا روسول الله قد أحرمنا بالحج . فكيف نجعلها عمرة، قال ( انظروا ماآمركم به فافعلوا ) فردوا عليه القول . فغضب . فانطلق . ثم دخل على عائشة غضبان . فرأت الغضب في وجهه فقالت من أغضبك ؟ أغضبه الله: قال ( ومالي لا أغضب وأنا آمر أمرا فلا أتبع ؟ ) ».

    [3]. صحیح مسلم، باب بَيَانِ وُجُوهِ الإِحْرَامِ وَأَنَّهُ يَجُوزُ إِفْرَادُ الْحَجِّ وَالتَّمَتُّعِ وَالْقِرَانِ،ح:2990:«عَنْ ذَكْوَانَ مَوْلَى عَائِشَةَ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - أَنَّهَا قَالَتْ قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- لأَرْبَعٍ مَضَيْنَ مِنْ ذِى الْحِجَّةِ أَوْ خَمْسٍ فَدَخَلَ عَلَىَّ وَهُوَ غَضْبَانُ فَقُلْتُ مَنْ أَغْضَبَكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ النَّارَ. قَالَ « أَوَمَا شَعَرْتِ أَنِّى أَمَرْتُ النَّاسَ بِأَمْرٍ فَإِذَا هُمْ يَتَرَدَّدُونَ قَالَ الْحَكَمُ كَأَنَّهُمْ يَتَرَدَّدُونَ أَحْسِبُ - وَلَوْ أَنِّى اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِى مَا اسْتَدْبَرْتُ مَا سُقْتُ الْهَدْىَ مَعِى حَتَّى أَشْتَرِيَهُ ثُمَّ أَحِلُّ كَمَا حَلُّوا ».

    [4].صحیح مسلم، باب: باب فِى نَسْخِ التَّحَلُّلِ مِنَ الإِحْرَامِ وَالأَمْرِ بِالتَّمَامِ، ح:3020:«عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِى مُوسَى عَنْ أَبِى مُوسَى أَنَّهُ كَانَ يُفْتِى بِالْمُتْعَةِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ رُوَيْدَكَ بِبَعْضِ فُتْيَاكَ فَإِنَّكَ لاَ تَدْرِى مَا أَحْدَثَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِى النُّسُكِ بَعْدُ حَتَّى لَقِيَهُ بَعْدُ فَسَأَلَهُ فَقَالَ عُمَرُ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ النَّبِىَّ -صلى الله عليه وسلم- قَدْ فَعَلَهُ وَأَصْحَابُهُ وَلَكِنْ كَرِهْتُ أَنْ يَظَلُّوا مُعْرِسِينَ بِهِنَّ فِى الأَرَاكِ ثُمَّ يَرُوحُونَ فِى الْحَجِّ تَقْطُرُ رُءُوسُهُمْ».


    [5]. زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ابن قیم، ج2، ص211.« قال أبو حنيفة: عن حماد، عن إبراهيم النخعى، عن الأسود بن يزيد، قال: بينما أنا واقف مع عُمَرَ بن الخطاب بعرفة عشيةَ عرفة، فإذا هو برجل مُرَجِّلٍ شعرَه، يفوحُ منه ريحُ الطِّيب، فقال له عمر: أمحرِمٌ أنت ؟ قال: نعم. فقال عمر: ما هيئتك بهيئة محرم، إنما المحرِمُ الأشْعَثُ الأَغْبَرُ الأدْفَرُ. قال: إنى قَدِمتُ متمتِّعاً، وكان معى أهلى، وإنما أحرمتُ اليومَ، فقال عمر عند ذلك: لا تتمتَّعُوا فى هذه الأيام، فإنى لو رَخَّصْتُ فى المُتعة لهم، لعرَّسُوا بِهِنَّ فى الأراك، ثم راحوا بِهِنّ حُجَّاجاً. وهذا يبين، أن هذا من عمر رأى رآه».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۳:۰۳
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ج) اجتهاد در مقابل نص

    گفته شده است عمر از وارد شدن فقر بر خانه های اهل مکه ترس داشت؛ زیرا آنان دامداری و کشاورزی نداشتند، از همین رو دستور داد که حج رادر سالی و عمره را در سالی دیگر انجام دهند و آن دو را در یک سال جمع نکنند، تا بر اهل مکه فشار اقتصادی وارد نشود.

    1) سعيد بن مسيّب نقل مى‏كند: عمر بن خطاب از متعه در ماه‏هاى حج نهى كرد و گفت: من آن عمل را همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله انجام دادم، اكنون از آن نهى مى‏كنم زيرا يكى از شما از منطقه‏اى دور دست موپريشان وغبارآلود مى‏آيد تا عمره در ماه‏هاى حجّ انجام دهد، بعد از طواف خانه خدا مُحلّ مى‏شود و لباس پوشيده بوى خوش استعمال مى‏كند و اگر اهلش با او باشد نزديكى مى‏كند تا روز ترويه فرا رسد؛ احرام به حج بسته به «منى»مى‏رود، براى حجّ تلبيه مى‏گويد در حالى كه موپريشان و غبارآلود نيست، حال آن‏كه حجّ، افضل از عمره است. اگر ما جلو مردم را نگيريم؛ با همسرانشان در زير درخت اراك معانقه مى‏كنند، در حالى كه اهل مكه شير و زراعت ندارند و بهارشان تنها موقعى است كه حجّاج بر آنان وارد مى‏شوند. [1]

    و منع و نهى عمر از متعه حجّ به حدّى رسيد كه روزى در خطبه خود گفت: دو متعه در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله حلال بود، ولى من از آن دو نهى كرده و بر آن عقاب مى‏كنم:متعه حج و متعه زنان؛ «مُتعتانِ كانتا على عهدِ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، أنا أنهى عنهما(واعاقب علیهما): مُتعةُ النساءِ ومُتعةُ الحجِّ».[2]

    2) مسلم از قتاده از مطرّف نقل مى‏كند: عِمران بن حُصين هنگام مرگش مراخواست وگفت: من تو را حديث مى‏گويم به احاديثى كه اميدوارم خداوند بعد از من تو را به آنها نفع دهد. اگر من زنده ماندم آنها را كتمان كن و چنانچه مُردم به آنان حديث بگو، زيرا اين احاديث به من واگذار شده است. بدان‏كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بين حجّ و عمره جمع نمود، سپس در كتاب خدا و سنت رسول خدا چيزى نيامد كه از آن نهى كند، تا آن‏كه شخصى آنچه مى‏خواست به رأى خود عمل كرد.[3]

    موفق باشید.

    برای مطالعه بیشتر مراجعه فرمائید به کتابهای:
    الف) اجتهاد در مقابل نص:علامه سید عبدالحسین شرف الدین.
    ب) معالم المدرستین، علامه سید مر تضی عسکری، ج2.

    ----------------------------------------------------------------

    [1]. کنزالعمال، ح:12477:«عن سعيد بن المسيب أن عمر بن الخطاب، نهى أن المتعة في أشهر الحج وقال: فعلتها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم وأنا أنهى عنها، وذلك أن أحدكم يأتي من أفق من الآفاق شعثا نصبا معتمرا في أشهر الحج وإنما شعثه ونصبه وتلبيته في عمرته ثم يقدم فيطوف بالبيت ويحل ويلبس ويتطيب ويقع على أهله إن كانوا معه، حتى إذا كان يوم التروية أهل بالحج وخرج إلى منى يلبي بحجة لا شعث فيها ولا نصب ولا تلبية إلا يوما والحج أفضل من العمرة لو خلينا بينهم وبين هذا لعانقوهن تحت الأراك من أن أهل البيت ليس لهم ضرع ولا زرع، وإنما ربيعهم فيمن يطرأ عليهم».

    [2]. زاد المعاد، ج3، ص463؛ کنزالعمال، ح:45722.

    [3]. «صحیح مسلم، باب جواز التمتع، ح:3035:«عَنْ مُطَرِّفٍ قَالَ بَعَثَ إِلَىَّ عِمْرَانُ بْنُ حُصَيْنٍ فِى مَرَضِهِ الَّذِى تُوُفِّىَ فِيهِ فَقَالَ إِنِّى كُنْتُ مُحَدِّثَكَ بِأَحَادِيثَ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَنْفَعَكَ بِهَا بَعْدِى فَإِنْ عِشْتُ فَاكْتُمْ عَنِّى وَإِنْ مُتُّ فَحَدِّثْ بِهَا إِنْ شِئْتَ إِنَّهُ قَدْ سُلِّمَ عَلَىَّ وَاعْلَمْ أَنَّ نَبِىَّ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَدْ جَمَعَ بَيْنَ حَجٍّ وَعُمْرَةٍ ثُمَّ لَمْ يَنْزِلْ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَلَمْ يَنْهَ عَنْهَا نَبِىُّ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم-. قَالَ رَجُلٌ فِيهَا بِرَأْيِهِ مَا شَاءَ».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۳:۳۴
    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 4


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    356
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    35
    صلوات
    740



    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟

    دلیل عمر برای منع متعه حج چه بود؟

    لعنت بر بدعتگذاران.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    69
    حضور
    20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    171



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    جابر مى گويد: پيامبر صلی الله علیه و آله مباشرت با زنان را الزام نفرمود، ولى با اين فرمان ، زنانشان را برايشان حلال كرده بود. گفتگو در ميان ما برخاست تا اينكه اين سخن ما به گوش پيامبر خدا صلی الله علیه و آله رسيد كه : در حالى كه بيش از پنج روز به عرفه باقى نمانده است ، به ما دستور مى دهد از احرام بيرون آمده ، با همسرانمان مباشرت كنيم . آن وقت در حالى كه از...ما منى مى چكد به عرفه برويم ! پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در ميان ما برخاست و فرمود:شما خوب می دانید که من با تقوی ترین و راستگوترین شما هستم . اگر من حيوان قربانى به همراه خود نداشتم ، چون شما از احرام بيرون مى آمدم و از آنچه حلال است استفاده مى بردم . اينك شما از احرام بيرون بياييد، كه اگر من هم در ابتدای راه بودم قربانی با خود نمی آوردم.
    جناب صدرای عزیز تمام احادیث منقولتان رو درآوردم و ما شا الله به شما و خدا شمارو حفظ کند بدین نوع استناد و لعنت بر مخالفین. با تشکر اما یه سوال:



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    اعراب جاهليت انجام عمره در ماههاى حج را از زشت ترين گناهان روى زمين مى دانستند،
    میشه ربط این دلیل رو با منع متعه بیان فرمایید؟ با تشکر

  19. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    سوال از پيروان سقيفه::::::::::::::

    اگر پيغمبر شما حضرت محمد ص است و دينتان را از ايشان مي گيريد، ايشان متعه را تحريم نكردند چرا شما انرا حرام مي دانيد؟ اگر هم پيرو عمر هستيد به ما بگويد قران عمر چيست و از كجا متعه را نسخ كرده است؟ و حال كه پيرو عمر هستيد چرا مي گويد سنت را از رسول خدا مي گيريد؟ قران عمر را به ما نشان دهيد؟ و اگر پيغمبر متعه را حرام كرده اند ديگر چرا عمر انرا نهي كرده پس مشخص هست پيغمبر متعه را تحريم نكرده است و خداوند هم در سوره جن ايه 23 مي فرمايند:

    وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا﴿23﴾
    و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند قطعا آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند

    توجيه شما براي جهنمي بودن عمر و پيروانش چيست؟




  20. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود