صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دخترم در ناملایمات زندگی صبور باش!(غمناک-دختر شهید)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    مباحثه! مجادله !،هندبال! و کیسه بوکسم
    نوشته
    66
    حضور
    1 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    368

    غمگین دخترم در ناملایمات زندگی صبور باش!(غمناک-دختر شهید)




    به نام حق ...

    کافیست بروی یک جا و بفهمند دختر شهیدی! دوباره نگاه ها شروع می شود.
    رویت را سفت بچسبی می گویند هر چه می کشیم از دست این جماعت امل است! بخندی، نیشخند می زنند و می گویند مثلا دختره شهیده! وای به حال بقیه. به رفتاری خطا اعتراض کنی می گویند این طایفه کلا طلبکارند از ملت انگار! دانشگاه قبول شوی می گویند سهمیه داشته است بی سواد، یک پراید قسطی هم بخری می گویند چه پولی می ده بنیاد به این ها! صبح ها بروی پارک ورزش کنی می گویند بارک الله بابا!
    هیچ وقت روزی را فراموش نمی کنم که توی اداره همکارم فهمید دختر شهیدم! فکر می کرد امده اند در خانه و اصرار کرده اند که بیا سر کار! فکر می کنند ما جای کسی را گرفته ایم، خسته شدم از بس توی اگهی های استخدام نوشته اند اولویت با خانواده شهدا! کدام اولویت پدر، به چه قیمتی؟! همه فکر می کنند برای این داشته هایمان هیچ زحمتی نکشیده ایم و همه چیز همین جوری روی حساب این اولویت ها گیرمان آمده! می گویند این خوشه ها که روی شانه های توست، کیلویی است! پدر این سرداری را کیلویی چند خریدی؟! وقتی موج خمپاره تو را گرفت به فکر ده سال دیگر من بودی که با سهمیه بروم دانشگاه! وقتی ترکش رفت توی بازویت و تا مغز استخوان سوختی، به فکر سرگردی بودی یا سرهنگی؟! وقتی دیدی تانک دارد از روی پای دوستت رد می شود، وقتی صدای خرد شدن استخوان هایش را شنیدی و تو نمی توانستی تکان بخوری به فکر اولویت استخدام من بودی؟! پدر وقتی زمین گیر می شدید و مجبور می شدی به سرباز های گردانت دستور بدهی برگردیدعقب، چه حسی داشتی؟ به فکر حقوق بنیاد بودی؟! وقتی غواص ها توی گل و لای گیر می کردند، وقتی هواپیمای ما توی هوا منفجر می شد و تو مسئول همه این ها بودی، وقتی اسیر شدی و سرباز عراقی آمد ریشت را گرفت توی مشتش و سیلی زد به صورتت به فکر این بودی که برگردی و بشوی آقای فرمانده!
    اقای فرمانده، بابایی من، کیلویی چند خریدی این ها را؟! بیا همه را بفروش به خودشان! من تو را می خواهم، کیلویی چند هستی بابا؟!
    مادر هنوز می گوید تا وقتی لباس های پدرت روی دیوار خانه اویزان است، تا وقتی پلاکش گوشه آینه آویزان است، تو یتیم نیستی تو هنوز دختر شهیدی!
    ولی بابا من خسته شدم.
    راستی امروز برایم خواستگار آمده بود، می دانم که می دانی ولی عادت کرده ام هر شب داستان این زندگی را برایت بنویسم. مادر رفته توی اتاق خودتان و در را بسته.هر چند دقیقه یک بار، پایش را می گذارد روی پدال چرخ خیاطی که مثلا من فکر کنم دارد خیاطی می کند. ولی می دانم که دوباره البوم عروسی تان را برداشته و دارد با شما حرف می زند. من هم مزاحمش نمیشوم. خانه مثل همیشه سوت و کور است. یک مادر و دختر از صبح که با هم حرف بزنند ساعت ده شب حرفی برای گفتن ندارند.
    خواستگار آمده بود داشتماین را می گفتم.پسر بدی نبود!مادرش تا فهمید شما شهید شدی، در گوششوهرش نجوا داد که آب ما با این ها توی یک جوی نمی رود! مهم نیست پدر ولی من هنوز نفهمیده ام چرا از ما فراری اند! مگر تو به کدام راه رفته ای که راه این ها از ما جدا شده! بعضیها فکر می کنند ما بوی باروت می دهیم، فکر می کنند نصفه شب از خواب می پریم و فریاد می زنیم:«زود باش پناه بگیر، دارن خاک ریز ها رو می زنن، بخواب رو زمین، بزنش، حاجی بزنش، اوناهاش اون جاست، داره دور می زنه، تو رو خدا حاجی پاشو، کلاغ هاشون دارن زیاد می شن، بچه ها نقل کم آوردن، الانه که لاک پشتاشونم از راه برسن، حاجی بزنش...» بعد چندتا صدای تیر و خمپاره هم با دهانمان بزنیم و دوباره با یک الله اکبر آرام شویم و بخوابیم!
    پدر انگار امروز خیلی ها خوابیده اند. نمی دانم چرا؟! نمی دانم چرا حتی بعضی از این هم لباس های های شم که به قول خودت زمان جنگ همش مراقب بودند که پوتین ها یشان خاکی نشود، امروز باید طوری بگردند، طوری راه بروند که مردم فکر کنند چقدر با ما فاصله دارند!بعضی اوقات ای ادم ها یک کارهایی می کنند که
    ادم خنده اش می گیرد،مثلا دیروز پسر دایی آمده بود ده میلیون تومان پول می خواست! مادر گفت« سعید جان تو که وضع ما را می دانی!» گفت«عمه جان خب بروید بانک، به شما که زود وام می دهند!»
    دلم می خواهد گریه کنم پدر،هر وقت این طوری می شوم یاد ان روز هایی می افتم که شما می خواستید برگردید منطقه! روزهایی که صبحش خیلی مهربان می شدید و می رفتیم پارک کلی با هم بازی می کردیم. کوله ات را می بستی، دلم هری می ریخت! از همان لحظه دلم برایت تنگ می شد، می پریدم تو بغلت، می زدم زیر گریه، تو با دست های به قول خودت خار خاری که از بس توی گرما و سرما«کلاش» به دست بودند،اشک هایم را پاک نمی کردی، می گفتی«صورتت زخمی می شه بابا» بعد لبخند می زدی ومی گفتی: «آخه مرد که گریه نمی کنه دختر!من می رم، زودی برمی گردم!!» بابا ولی حالا خیلی دیر شده! این زودی که خیلی وقته تموم شده، حواست نیست؟!
    خدا نکند یک مردی که برای در و همسایه اشنا نیست بیاید دم در خانه، تمام سرها از پنجره می آید بیرون. باید برای تک تک شان توضیح بدهی که این اقا عموی بنده است، این یکی دایی مان می شود، این یکی...
    سرگرمی مردم کوچه شده است تجسس توی زندگی ما، سرگرمی من هم شده خواندن وصیت نامه تو! آن جایی که می نویسی«دخترم در ناملایمات زندگی صبور باش! بعد از من تو مرد این خانه هستی» را خیلی دوست دارم!
    همیشه می گفتی طاقت دیدن اشک های مرا نداری، می گفتی سخت تر از نبرد با دشمن است،می گفتی«دل بابایی کباب می شه وقتی اشک های دختر نازم رو می بینم»، بعضی شب ها آن قدر دلم برایت تنگ می شود، فقط دوست دارم یک نظر ببینمت، امشب هم از آن شب هاست، به خدا گریه نمی کنم، قول مردونه می دم، امشب بیا به خوابم، جون مامان بیا...


    !!! هشدار !!!
    به علت ریزش خواص جاده انقلاب از محور اصحاب امام مسدود است.
    لطفا از بزرگراه ولایت حرکت کنید!
    با تشکر شهر بهشت

    ==> ((( اقتدار در بیان امام خامنه ای + دانلود ))) <==

  2. صلوات ها 55


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    1 روز 7 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1178




    تشکر از شما دوست عزیز
    واقعا حرف دل رو زدی

  5. صلوات ها 22


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    180
    حضور
    7 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    992



    نقل قول نوشته اصلی توسط mycolony نمایش پست ها
    رویت را سفت بچسبی می گویند هر چه می کشیم از دست این جماعت امل است! بخندی، نیشخند می زنند و می گویند مثلا دختره شهیده! وای به حال بقیه. به رفتاری خطا اعتراض کنی می گویند این طایفه کلا طلبکارند از ملت انگار! دانشگاه قبول شوی می گویند سهمیه داشته است بی سواد، یک پراید قسطی هم بخری می گویند چه پولی می ده بنیاد به این ها!

    سلام علیکم
    این یه تیکه فوق العاده بود
    ممنون

    ویرایش توسط الـــعبد : ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ در ساعت ۱۹:۲۵

    آیت الله حق شناس : اگر كسى گناه مي‌كند و اعمال حسنه هم انجام مي‌دهد، آن عمل صالح بدرد نمى‌خورد.
    بايد شطرالاجتناب را مدنظر خود قرار دهيد. اول بايد موانع (گناهان) را برداريد.
    آیت الله حق شناس : مذاكره‌ی علمی افضل است بر شب زنده‌دارى در شب قدر.



  7. صلوات ها 19


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,536
    حضور
    222 روز 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7886



    به نام خدا.

    واقعا غم و اندوه من رو فرا گرفت. مادرانم ، خواهرانم ، برادرانم که پدرتون رفت تا ما بمونیم ، شرمنده ی شماییم برای همیشه. اما کاش سهمیه شهدا رو بر میداشتند تا اینهمه نگاه بد به شما نمیشد.

    با تشکر ، ستایشگر
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

    من بیچاره ترین موجود در عالم بودم و خدایا، محبت حسین (ع) رو در دل من گذاشتی و من خوشبخت ترین فرد زمین شدم.

  9. صلوات ها 18


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    ...
    نوشته
    56
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    393



    از یه جا به بعد نتونستم بخونم شرمنده.
    یعنی تاب خوندنش رو نداشتم
    امام صادق (ع):
    هرکس نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نمیرسد!!



  11. صلوات ها 16


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    علاقه
    معارف قرآن و حدیث-فلسفه-
    نوشته
    115
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1051



       


    ویرایش توسط فیلسوف معاصر : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۰۰:۳۴
    ایها القوم الذی فی المدرسه، کلما حصلّتموه وسوسه

    ذکرکم ان کان فی غیر الحبیب، ما لکم فی النشاه الاخری نصیب

    علم رسمی سر به سر قیل است و قال، نه از او کیفیتی حاصل نه حال

    علم نبود غیر علم عاشقی، ما بقی تلبیس ابلیس شقی (شیخ بهایی)

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    146
    حضور
    3 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    35
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1436



    شهدا شرمنده ایم...
    تو رو خدا ما رو تنها نذارین و دستمون رو رها نکنین...


    ویرایش توسط سیده مریم : ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ در ساعت ۰۰:۴۰
    اَللّهُمَ اجعَل مَحیایَ مَحیا مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّدٍ و مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمَّد

  17. صلوات ها 14


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    مباحثه! مجادله !،هندبال! و کیسه بوکسم
    نوشته
    66
    حضور
    1 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    368



    نقل قول نوشته اصلی توسط maneli نمایش پست ها
    سلام...



    آتیش به دلمون زدی خواهر خوبم...


    بسم رب الحسین ...

    من دختر نیستم
    این متن رو هم از زبون یک دختر شهید گفتم
    خود اون دختره نوشته
    من فقط دیدم سوزناکه گزاشتم اینجا
    با تشکر


    !!! هشدار !!!
    به علت ریزش خواص جاده انقلاب از محور اصحاب امام مسدود است.
    لطفا از بزرگراه ولایت حرکت کنید!
    با تشکر شهر بهشت

    ==> ((( اقتدار در بیان امام خامنه ای + دانلود ))) <==

  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    پروازكردن
    نوشته
    188
    حضور
    5 روز 23 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    0
    گالری
    43
    صلوات
    1455



    نمیدونستم پدرش مجروح جنگیه...
    جنگ حق وباطل...
    گاهی سرکلاس چرت میزد...
    برای مراسم چهلم پدرش خبردارشدیم...
    حالادیگه چرت نمیزنه ...
    اماباقلب شکسته تری میاد....
    اماسرش همیشه بالاست وبااقتدارراه میره...
    خدایا؛
    همیشه و هر لحظه یادم بنداز که؛
    نامحرم، نامحرم است؛
    چه در دنیای حقیقی، چه در دنیای مجازی؛
    یادم بنداز فاطمه «س» را که؛
    از نابینا رو می پوشاند ...

  21. صلوات ها 14


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود