صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عزت نفس

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    عزت نفس




    باسمه تعالی
    یاسلام:
    ندارد چشم احسان از خسیسان،همت قانع
    محال است استخوان از دهان سگ هما گیرد
    مکتب اسلام خواهان عزت نفس برای پیروان خود است ولذا در قران کریم آمده است( ولله العزه ولرسوله وللمومنین)
    وهمین نظام ارزشی بود که مسلمانان را در عصر پیامبر (ص) وحتی بعد از آن در پیکارهای نابرابر پیروز کرد وهمین معنا در سخنان فرزندش امام حسین (ع)در حادثه خونین کربلا تجلی کرد ،آن زمان که فرمود:
    (لا والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا اقر لکم اقرار العبید)
    مرا عار آید از این زندگی/که سالار باشم کنم بندگی
    تن مرده و گریه دوستان/به از زنده و خنده دشمنان
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۹/۰۸ در ساعت ۱۵:۵۴

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    در احکام اسلامی هم جریان عزت نفس به وضوح دیده می شود:
    مثلا اگر در بیابانی شما بدون آب بودید و وقت نماز شد و باید وضو بگیرید ،چنانچه کسی پیدا شود وبه شما آب مختصری با قیمت بالایی بفروشد وشما توان مالی داشته باشید ،واجب است آن آب را بخرید وبا وضو نماز بخوانید ولی اگر کسی به شما مجانی آب می دهد لکن می دانید که بر شما منت می نهد ،در اینجا فقها فرموده اند نباید آن آب را بپذیری وباید با تیمم نماز بخوانید
    در جهان نتوان اگر مردانه زیست/همچو مردان جان سپردن زندگیست(1
    پی نوشت
    1- اقبال لاهوری

  5. صلوات ها 10


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    حضرت علامه حسن زاده آملی در ضمن سخنرانی در ایرا(ییلاق حضرت ایشان)می فرمودند:
    آن زمان که ما بچه بودیم وجلوی مسجد قدیمی ایرا با بچه های دیگر بازی می کردیم،آقای فرسیو(یکی از بزر گان وقت آن زمان)از راه رسید ،کنار مسجد دکه ای بود که انواع وسایل مورد نیاز مردم روستا را در آنجا داشت مانند قند ،شکر،زنبیل.... واز جمله نفت،آقای فرسیو آمد نفت بخرد،پرسید چه قیمت است؟گفت هفت شاهی ونیم، او نفت را خرید و5/7شاهی را به آن بقال داد،او شمرد ونیم شاهی را جلوی آقای فرسیو پرت کرد وگفت آقا این نیم شاهی تخفیف شما،
    اقای فرسیو خم شد ونفت را گرفت ولی آن نیم شاهی را نگرفت وگفت ما آقایی مان را به نیم شاهی نمی فروشیم
    بعد حضرت علامه فرمودند چه حرف بلندی ،الان ما در این دنیا نباید خود را ارزان بفرو شیم

  7. صلوات ها 9


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    لنقل الصخر من قلل الجبال/احب الیّ من منن الرجال
    جابجا کردن سنگهای قله ها از کوهها برای من دوست داشتنی تر است تا زیر بار منت دیگران بروم
    یقول الناس لی فی الکسب عار/فقلت العار فی الذل السوال(1
    مردم به من می گویند که کار کردن ننگ است ولی من می گویم ننگ در در خواست کردن از مردم وزیر منت آنها رفتن است
    پی نوشت:
    1-دیوان منسوب به علی بن ابیطالب

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    به خدایی که آفرین کرده ست
    زیرکان را به خویشتن داری
    که نیرزد به نزد همت من
    ملک هر دو جهان به یک خواری
    کسایی مروزی


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    و أستف ترب الأرض کی لا یری له *** علیّ، من الطول ، امرو المتطول

    خاک را از زمین هنگام گرسنگی می بلعم تا اینکه مرا صاحب فضیلت و بخشنده ای نبیند که منتی بر من داشته باشد.
    لامیة العرب، شنفری


  13. صلوات ها 7


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    حدیثی است نبوی که می‌فرماید:«اطلبوا الحوائج بعزّة الانفس»1اگر درخواست حاجتی از دیگران می‌کنید با عزّت‌ نفس بخواهید،یعنی برای حاجتی که دارید پیش دیگران خودتان را پست و ذلیل نکنید بلکه عزّتتان را حفظ کنید و درحالی‌که آن را حفظ می‌کنید اگر حاجت و نیازی دارید آن را طرح کنید.و به‌ عبارت دیگر نیاز خودتان را با قیمت از دست رفتن عزّتتان رفع نکنید. جملهء معروف نهج البلاغه ضمن خطابه‌ای است که حضرت علی(ع) به اصحابشان می‌فرماید:«الحیاة فی موتکم قاهرین و الموت فی‌ حیاتکم مقهورین»2زندگی این است که بمیرید ولی پیروز باشید. مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید.
    پی نوشت:
    1-نهج الفصاحه ص 218
    2-منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه ج4 ص 301

    3


  15. صلوات ها 10


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    به نان خشک قناعت کنیم وجامه دلق/که بار محنت خود به که بار منت خلق(1

    خوردن رزق خویش و منت خلق/زهر خور ،نان چه می نهی در حلق(2
    پی نوشت:
    1-سعدی
    2-اوحدی مراغه ای

  17. صلوات ها 4


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428






    حكایت عزت با رنج بهتر از ذلت بى رنج
    دو برادر بودند كه یكى از آنها در خدمت شاه به سر مى برد و زندگى خوشى داشت و دیگرى از كار بازو، نانى به دست مى آورد و مى خورد و همواره در رنج كار كردن بود.
    یك روز برادر توانگر به برادر زحمت كش خود گفت: چرا چاكرى شاه را نكنى، تا از رنج كار كردن نجات یابى ؟
    برادر كارگر گفت: تو چرا كار نكنى تا از ذلت خدمت به شاه نجات یابى؟ كه خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن بهتر از بستن شمشیر طلایى به كمر براى خدمت شاه است.
    ای شکم خیره به نانی بساز /تا نکنی پشت به خدمت دو تا
    عمر گرانمایه در این صرف شد/تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
    به دست آهن تفته کردن خمیر /به از دست بر سینه پیش امیر(1
    پی نوشت:
    1-سعدی




  19. صلوات ها 5


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    واژة عزت 92 بار در قرآن تكرار شده و يكي از اسماء حسني خداوند ‹‹عزيز›› است.
    قرآن كريم تمام عزّت را تنها از آن خداوند مي‌داند ‹‹ولله العزه جميعاً››[1و عزيز واقعي را فقط خدا مي‌نامد و بس؛ زيرا تنها موجود قاهر و شكت‌ناپذير اين عالم كه مقهور چيزي نمي‌شود، فقط خداوند است؛ وساير مخلوقات بخاطر فقر ذاتي و محدوديتشان قابل شكست مي‌باشند. و چون تمامي عزت از آن اوست، لذا همة مخلوقات مي‌بايست مقام عزت را تنها از او مطالبه نمايند تا سهمي از عزت نصيب آنان نمايد. (من كان يريد العزّه فلله العزه جميعاً) همان‌طوري كه همين كار را با ايمان‌آورندگان انجام داده و سهمي از عزّتش را به آنان عطا فرمود: ‹‹ و للّه العزه و لرسوله و للمؤ منين(2 عزت خاص خداوند و رسول او و مؤمنين است. اگر پيامبر و مؤمنين عزيزند، اين عزت را در پرتو عزت خداوند كسب نموده‌اند؛ زيرا بندگي و اطاعت از خداوند عزيز، عزّت‌آفرين است. لذا در حديثي از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمود: ‹‹ ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز، فمن اراد عزّ الدارين فليطع العزيز(3پروردگار شما همه روزه مي‌گويد: منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد، بايد اطاعت عزيز كند.

    پی نوشت:

    1-ابن شهر ‹‹ المناقب››، آشوب،مكتبه بني هاشم، تبريز.
    2-‹‹ اسد حيدر، مؤسسه كلمات الامام الحسين (علیه السلام)››، دارالتعارف للمطبوعات،بيروت، 1398 ق.
    3- ابوجعفر محمد بن جرير طبري، ‹‹ تاريخ طبري››، دارالمعارف، قاهره.


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود