صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا خدا جهان رو آفریده و به حال خود رها کرده؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    264
    حضور
    2 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    675

    پرسش ایا خدا جهان رو آفریده و به حال خود رها کرده؟




    خیلی ها میگن خدا این جهان رو افریده و به حال خود رها کرده
    همه قوانین رو تنظیم کرده همه چیز رو نظم داده اما کاری به کار اون ندارد
    ایا این درست است؟!اگر نه چرا؟


    کارشناس بحث : عبدالرحمان

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۸/۱۹ در ساعت ۲۲:۰۹

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    خیلی ها میگن خدا این جهان رو افریده و به حال خود رها کرده
    همه قوانین رو تنظیم کرده همه چیز رو نظم داده اما کاری به کار اون ندارد
    ایا این درست است؟!اگر نه چرا؟


    کارشناس بحث : عبدالرحمان
    با سلام خدمت شما

    گروهی از متکلمین مانند معتزله معتقدند که : اراده خداوند دخالتى در حوادث اين جهان ندارد. دخالت اراده خداوند صرفاً همين قدر است كه ابتدا اين جهان را تكوين كرده است. جهان بعد از آنكه با اراده ذات بارى تكوين يافت به حسب طبع خود گردش و جريانى دارد و حوادثى كه به تدريج پديد مى‏ آيد مقتضاى طبع خود جهان است عيناً مانند كارخانه‏ اى كه به وسيله يك نفر مهندس تأسيس مى‏ شود. دخالت آن مهندس فقط در به كار انداختن ابتدائى آن كارخانه است ولى بعد از آنكه كارخانه تأسيس و ايجاد شد به حسب طبع خود كار مى‏ كند و اراده مهندس در جريان و ادامه كار اين كارخانه دخالت ندارد. بنابراين جهان پس از آنكه از طرف ذات بارى خلقت يافت و تأسيس شد به خود واگذاشته و «تفويض» شده‏ است.
    ( مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏6، ص 628. همچنین ر.ک: مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏26 (تفسیر سوره زخرف)،ص 615.)



  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    این دیدگاه از سوی حکما و متکلمین شیعه با طل شده است و دلایلی بر ابطال آن ارائه کرده اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم.

    دليل عقلی

    خداوند علت العلل جهان هستی است. به عبارت دیگر ؛ جهان هستی معلول خداوند است.
    معلول هم در ایجاد و هم در بقا وابسته به علتش است.محال است كه چيزى وجود معلولى داشته باشد و بتواند لحظه‏ اى بدون استناد به علت به وجود خويش ادامه دهد.
    پس جهان هستی هم در ایجاد و هم در بقا احتیاج به خداوند دارد و اگر برای لحظه ای این رابطه از بین برود و از سوی خداوند(علت) فیضی نرسد جهان هستی(معلول) معدوم خواهد شد.


    -------------------------------------------
    برای توضیح بیشتر:
    مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏6، ص545 به بعد.

    علامه طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم،مقاله هشتم(نیازمندی معلول به علت از نظر حدوث و بقا)

    ویرایش توسط عبدالرحمان : ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ در ساعت ۰۹:۳۹

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    دلیل نقلی

    در قرآن آیاتی است که این نظریه را رد می کند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:


    1.
    وَ قَالَتِ الْيهَُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُواْ بمَِا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ (مائده/ 64)
    و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است هر گونه بخواهد، مى‏ بخشد!

    اين آيه اشاره به اعتقادى است كه يهود در باره مساله قضا و قدر و سرنوشت و تفويض داشتند و معتقد بودند كه در آغاز خلقت خداوند همه چيز را معين كرده و آنچه بايد انجام بگيرد، انجام گرفته است و حتى خود او هم عملا نمى‏ تواند تغييرى در آن ايجاد كند!
    هنگامى كه زندگى يهود بهم خورد و ستاره اقبالشان غروب كرد معتقد بودند اين يک سرنوشت است و سرنوشت را نمى‏ توان تغيير داد، زيرا از آغاز همه اين سرنوشتها تعيين شده و عملا دست خدا بسته است!! خداوند در پاسخ آنها نخست به عنوان نكوهش و مذمت از اين عقيده ناروا مى‏ گويد:" دست آنها در زنجير باد، و به خاطر اين سخن ناروا از رحمت‏ خدا بدور گردند". سپس براى ابطال اين عقيده ناروا مى‏ گويد: هر دو دست خدا گشاده است، و هر گونه بخواهد و بهر كس بخواهد مى‏ بخشد. نه اجبارى در كار او هست، نه محكوم جبر عوامل طبيعى و جبر تاريخ مى‏ باشد، بلكه اراده او بالاتر از هر چيز و نافذ در همه چيز است.
    ( تفسير نمونه، ج‏4، ص450-451.)



  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    2.
    يَأَيهَُّا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلىَ اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنىِ‏ُّ الْحَمِيد(فاطر/15)
    اى مردم شما (همگى) نيازمند به خدائيد تنها خداوند است كه بى‏ نياز و شايسته هر گونه حمد و ستايش است!

    خداوند متعال در این آیه می فرماید : بى‏ نياز حقيقى و قائم بالذات در تمام عالم هستى يكى است، و او خدا است، همه انسانها بلكه همه موجودات سر تا پا نيازند و فقر و وابسته به آن وجود مستقل كه اگر لحظه‏ اى ارتباطشان قطع شود هيچند و پوچ.
    همانگونه كه او بی نياز مطلق است انسانها فقر مطلقند، و همانگونه كه او قائم به ذات است مخلوقات همه قائم به او هستند، چرا كه او وجودى است بى نهايت از هر نظر، و واجب الوجود در ذات و صفات.
    (تفسیر نمونه،ج18،ص220.)

    ویرایش توسط عبدالرحمان : ۱۳۹۱/۰۸/۲۴ در ساعت ۰۹:۴۱

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    42
    حضور
    34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرحمان نمایش پست ها
    معلول هم در ایجاد و هم در بقا وابسطه به علتش است.محال است كه چيزى وجود معلولى داشته باشد و بتواند لحظه‏ اى بدون استناد به علت به وجود خويش ادامه دهد.
    با سلام البته در مورد این فرمایش شما یه سوالی پیش میاد اونم اینکه کی گفته معلول همواره به علت خودش نیاز داره؟ مثلا در محیط اطرافمان مشاهده میکنیم که علت باعث به وجود اومدن معلول شده ولی همون معلول بدون وجود علت هم میتونه به حیات خودش ادامه بده مثل جانداران , اشیاء بی جان , و هر پدیده ای که مشاهده میکنیم البته من خودم شخصا به این مساله اعتقاد دارم که جهان همواره به وجود خالق نیاز داره ولی این حرف شما هم خالی از اشکال نیست شاید هم من منظورتونو درست متوجه نشدم.

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط samansami نمایش پست ها
    خیلی ها میگن خدا این جهان رو افریده و به حال خود رها کرده
    همه قوانین رو تنظیم کرده همه چیز رو نظم داده اما کاری به کار اون ندارد
    ایا این درست است؟!اگر نه چرا؟


    کارشناس بحث : عبدالرحمان
    سلام
    رابطه علت هستی بخش و معلول آن باید رابطه ای دائمی باشد قطع رابطه به معنای عدم معلول خواهد بود
    دلیل قرآنی خلاف این ادعا هم همه آن بیاناتی است که امور عالم را دمبدم به خدا نسبت می دهد حتی بارش باران و وزیدن باد را
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    147
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    477



    نقل قول نوشته اصلی توسط meysamm نمایش پست ها
    با سلام البته در مورد این فرمایش شما یه سوالی پیش میاد اونم اینکه کی گفته معلول همواره به علت خودش نیاز داره؟ مثلا در محیط اطرافمان مشاهده میکنیم که علت باعث به وجود اومدن معلول شده ولی همون معلول بدون وجود علت هم میتونه به حیات خودش ادامه بده مثل جانداران , اشیاء بی جان , و هر پدیده ای که مشاهده میکنیم البته من خودم شخصا به این مساله اعتقاد دارم که جهان همواره به وجود خالق نیاز داره ولی این حرف شما هم خالی از اشکال نیست شاید هم من منظورتونو درست متوجه نشدم.


    با سلام خدمت شما


    این قاعده که " معلول هم در ایجاد و هم در بقا نیازمند علت است." یک قاعده عقلی و فلسفی است و حکما و فلاسفه آن را اثبات کرده اند. البته توجه کنید منظور ما از علت در اینجا علت تامه است نه علل معده و علل ناقصه.

    یک دلیل برای این قاعده این است که : علت تامه مى‏ بايست تا پايان عمر معلول باقى باشد زيرا اگر معلول پس از نابود شدن علت تامه و حتى بعد از نابود شدن يك جزء آن باقى بماند لازمه‏ اش اين است كه وجود آن در حال بقاء بى‏ نياز از علت باشد در صورتى كه نيازمندى لازمه ذاتى وجود معلول است و هيچگاه از آن سلب نمى‏ شود. (آیة الله مصباح ،آموزش فلسفه،ج2،ص58.)

    لطفا یک علت و معلول را دقیق و روشن مثال بزنید که معلول بعد از ایجاد به علت خودش وابسته نباشد. معمولا انچه باعث می شود گمان کنید معلول بدون علت به بقایش ادامه داده است خلط در تشخیص علت تامه با دیگر علل است به بیان دیگر علت های اعدادی که علت بالعرض برای معلول هستند از بین می روند اما علت حقیقی همچنان باقی است. برای روشن تر شدن بحث یک مثال می زنیم.

    ساختمانی را بنایی می سازد. بعد از مرگ بنا ساختمان وجود دارد. در حالی که به نظر می رسد علت ایجادش از بین رفته است.

    توضيح آنكه ساختمانى كه بعد از مرگ سازنده باقى مى‏ ماند مجموعه‏ اى از علل حقيقى دارد كه عبارتند از : علت های داخلی ماده و صورت مانند مواد به کار رفته در ساختمان ، نحوه چینش آنها ، عدم موانعی که این مواد را از یکدیگر جدا کند و ... تا مجموع اين علل باقى است ساختمان هم باقى خواهد ماند ولى اگر اراده الهى به بقاء آن تعلق نگيرد و مواد ساختمانى در اثر عوامل بيرونى فاسد شود يا شرايطى كه براى بقاء شكل ساختمان لازم است تغيير يابد بدون شک ويران مى‏ گردد اما بنائى كه مصالح ساختمانى را روى هم قرار مى‏ دهد در واقع علت معد براى پيدايش اين وضعيت خاص در مواد ساختمان است و آنچه شرط وجود و بقاء ساختمان است همان وضعيت خاص مى‏ باشد نه كسى كه مثلا با حركات دست خود موجب انتقال مواد و مصالح ساختمانى و پديدآمدن وضعيت مزبور شده است .

    -------------------------
    برای توضیح بیشتر:
    آیة الله مصباح یزدی، آموزش فلسفه،ج2،بخش چهارم (علت و معلول) درس سی و پنجم،وابستگی معلول به علت، بقاء معلول هم نیازمند علت است.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالرحمان نمایش پست ها
    این قاعده که " معلول هم در ایجاد و هم در بقا نیازمند علت است." یک قاعده عقلی و فلسفی است و حکما و فلاسفه آن را اثبات کرده اند. البته توجه کنید منظور ما از علت در اینجا علت تامه است نه علل معده و علل ناقصه. یک دلیل برای این قاعده این است که : علت تامه مى‏ بايست تا پايان عمر معلول باقى باشد زيرا اگر معلول پس از نابود شدن علت تامه و حتى بعد از نابود شدن يك جزء آن باقى بماند لازمه‏ اش اين است كه وجود آن در حال بقاء بى‏ نياز از علت باشد در صورتى كه نيازمندى لازمه ذاتى وجود معلول است و هيچگاه از آن سلب نمى‏ شود. (آیة الله مصباح ،آموزش فلسفه،ج2،ص58.)
    چرا خدا علت تامه ی ماست؟!

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    42
    حضور
    34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    47



    تا حدی منظورتونو فهمیدم فکر کنم منظورتون اینه که خدا پس از خلقت کائنات در واقع علت نگه دارنده و وجودی بخش اون هم هست مثل مثال بنا و ساختمان که بنا در حکم علت اولیه و مصالح هم در حکم علت نگه دارنده خوب الان یک سوال : در خالق بودن خدا که هیچ شکی نیست و براهین زیادی برای اثبات خدا وجود دارند ولی در رابطه با اینکه میفرمایید خدا علت نگه دارنده کائنات هست هم برهان قوی مثل برهان علیت وجود داره که در صورتی که یک جایی بحث یا سوالی پیش اومد بشه با قدرت بهش استناد کرد؟

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود