صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا الله همان مردوك است

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    94
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120

    راهنما آيا الله همان مردوك است




    با توجه به همانندهای بسيار -همچون خداوندی آسمانها و زمين- آيا الله همان مردوك است؟ اگر پاسخ مثبت باشد به ماده‌گرايان و دشمنان اديان ابراهيمی نشان می‌دهد كه در كتيبه‌های كهن نيز، دست كم نام يك خدا را يافته‌ايم كه ويژگی‌های الله را دارد و مانند ديگر خدايان دروغين آن زمانها نيست.


    کارشناس بحث : عماد

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۷:۲۲

  2. صلوات ها 3




  3. انجمن گفتگوی دینی

    انجمن کفتگوی دینی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,133
    حضور
    45 روز 18 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10535



    سلام علیکم
    اگر چه در بعضی از منابع کهن از مردوک به عنوان خدای بزرگ یاد شده اما تطبیق این خدای بزرگ بر الله معلوم نیست ، چرا که الله را کسی خدای بزرگ نکرده ولی درباره خدای بزرگ شدن مردوک داستانهایی است که با توحید سازگاری ندارد
    مثلا درباره مراحل خدای بزرگ شدن مردوک آورده اند که :
    در ابتداى آفرینش ((تیامات )) الهه اقیانوس طغیان و سرکشى کرد و خدایان رابه وحشت انداخت . آنها آنو را کاندید نمودند تا تیامات را هلاک کند، اما آنو در برابر تیامات نتوانست از خود قدرتى نشان دهد و از معرکه روى برگردانید. در این موقع بود که مردوک مرد میدان مبارزه با تیامات شد و قد برافراشت و بر تیامات پیروز شد و خدایان را نجات داد. وى براى دریا حدودى معین نمود وانسان را از خاک رس خلق کرد تا بنده باشد و خدایان را نگهدارى نماید. آنو فرمانواى خدایان استعفا کرد و مقام او به مردوک رسید و مردوک شهریار خدایان شد و الواح قضا و قدر را که در دست انلیل بود، بدست گرفت . بپاس این پیروزى که نصیب مردوک شده بود، هر سال در بابل در موقع تجدید سال عید گرفته مى شد و آن عید را ((دوازک )) مى گفتند که گویا این عید منشاء عید نوروز ایرانیان قدیم است . ((اِآ)) پدر مردوک نام خودش را بفرزندش داد و مردوک صاحب دانش ‍ پدر شد. و به این ترتیب همه مناصب خدایان تثلیث بمردوک انتقال یافت(1)
    در این روش به مردوک خدایی اعطا شده که کاملا در تضاد به الله وتوحید و یکتا پرستی است
    اگر کمی پیشتر جستجو کنیم می بینیم که مردم آشور هم خدای بزرگ دیگری داشتند که خدای اصلی بود(2) این نشان میدهد که خدای اصلی و بزرگ هر شهر با هم فرق داشت
    حتی اگر به ترجمه منسوب به کورش دقت کنید درباره مردوک به نتیجه قاطعی نمی رسید بلکه مردوک به عنوان سرور خدایان است ، البته اصل منشور و واژه مردوک در آن نیاز به تامل بیشتر دارد
    به هر حال با توجه به منابع نمی توان مردوک را همان الله دانست اگر چه بعنوان خدای بزرگ یاد شده است
    البته نقلهای دیگری نیز درباره مردوک وجود دارد
    1
    .تاریخ مختصر ادیان بزرگ -فليسين شاله -دکتر منوچهر خدایار محبی. ناشر : کتابخانه طهوری. چاپ : دوم. سال انتشار : 1355– ص ۲۳۳-230
    ۲.
    همان ص ۲۳۵٫
    ویرایش توسط عماد : ۱۳۹۱/۰۸/۱۸ در ساعت ۱۱:۱۳

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    همانگونه که در پیش اشاره شد مردوک خداى بزرگ و با عظمت مردم بابل محسوب مى شد و او را خداى خدایان مى خواندند. حتى کورش کبیر چون بر کشور بابل دست یافت در برابر مردوک تعظیم نمود و براى او احترام فراوان از خود نشان داد. چون دولت بابل بر همه بین النهرین دست یافت خدایان آن سرزمین تحت الشعاع خداى بابل ، مردوک ، قرار گرفتند و مردوک خداى همگان از کار درآمد و افسانه هاى آفرینش و طوفان نوح را به وى ارتباط دادند. تمام مناصب خدایان به مردوک انتقال یافت و عید روز اول سال همه خدایان بحضور مردوک شرفیاب مى شدند و در برابر او زانو مى زدند تا فرمان او صادر و سرنوشت کائنات در این روز سال جدید روشن و معلوم گردد. مردم سال جدید را جشن گرفته و آن را مقدس ترین عیدها مى شمردند. بطور کلى باید گفت که مردوک خداى بزرگ قرن ششم پیش از ((م )) بود. بخت نصر، مردوک را خداى واحد یکتاى شخصى خودش مى شناخت و هیچیک از پادشاهان در بین النهرین مانند بخت نصر یکتاپرستى را رواج نداده است و ایشان بودند که هنگام جلوس به سلطنت دعائى زیبا براى مردوک گفته است .
    چگونه مردوک خداى خدایان شد؟
    در رابطه با مردوک که از چه راهى به مقام خدائى خدایان دست یافت گفته اند: در ابتداى آفرینش ((تیامات )) الهه اقیانوس طغیان و سرکشى کرد و خدایان رابه وحشت انداخت . آنها آنو را کاندید نمودند تا تیامات را هلاک کند، اما آنو در برابر تیامات نتوانست از خود قدرتى نشان دهد و از معرکه روى برگردانید. در این موقع بود که مردوک مرد میدان مبارزه با تیامات شد و قد برافراشت و بر تیامات پیروز شد و خدایان را نجات داد. وى براى دریا حدودى معین نمود وانسان را از خاک رس خلق کرد تا بنده باشد و خدایان را نگهدارى نماید. آنو فرمانواى خدایان استعفا کرد و مقام او به مردوک رسید و مردوک شهریار خدایان شد و الواح قضا و قدر را که در دست انلیل بود، بدست گرفت . بپاس این پیروزى که نصیب مردوک شده بود، هر سال در بابل در موقع تجدید سال عید گرفته مى شد و آن عید را ((دوازک )) مى گفتند که گویا این عید منشاء عید نوروز ایرانیان قدیم است . ((اِآ)) پدر مردوک نام خودش را بفرزندش داد و مردوک صاحب دانش ‍ پدر شد. و به این ترتیب همه مناصب خدایان تثلیث بمردوک انتقال یافت . (۱)
    اقوام آشور در حالى که خدایان دیگر را متحد مى شمردند. داراى یک خداى اصلى بودند. این خدا که آشور نام داشت ، مقام و عنوانى برابر با خداى بابلیان مردوک داشت . آشوریان وظیفه دینى داشتند که کشورگشائى نمایند و مردم را به اطاعت خداى آشور درآورند. و هر چه بیشتر در تعذیب اسیران و شکنجه شکست خوردگان موفق مى شدند. خود را ثواب کارتر و در نزد آشور خداى خود عزیزتر گمان مى کردند. (۲)
    تکالیف دینى و وظیفه مذهبى مردم بابل و آشور
    در تکالیف دینى و وظائف مذهبى از اعصار کهن و انسان بدوى ماقبل تاریخ و آدمیان عصر تاریخ یک سلسله دستورات و فرامین بعنوان دستور عملى وجود داشته که مردم آن ازمنه را وادار به انجام آن دستورات مى کرده است . مردم بابل و آشور و نینوا نیز از این قانون مستثنى نبوده اند.
    بابلیان و آشوریان سیاستشان بر پایه حکومت روحانیان استوار و برقرار بود. قدرت از خدا یا خدایان سرچشمه مى گرفت و پادشاه نماینده خدا در زمین بود و وظیفه اش نگاهدارى از خدایان بود. در باور و اعتقاد مردم این سرزمین این بود که خدایان موجوداتى توانا و جاویدان و داراى صفات بشرى و ساکن آسمانها و دور از دست آدمیان ولى محتاج بعبادت و خدمت و میزبانى مردم زمین هستند. و هدف خدایان از آفریدن آدمیان هم همین بود. براى هر شهرى خدائى بود که آن خدا با زن و فرزندش در آن جا سکونت داشت و مردم شهر او را بعنوان خداى شهر خود به رسمیت مى شناختند. زیرا اگر آن خدا در آن شهر اقامت نمى داشت اثرى از آن شهر و مردمش باقى نمى ماند. نماینده خدا در زمین پادشاه بود که تکلیفش ساختن معبد و قربانى نمودن و کشورگشائى و بدست آوردن غنایم جهت تزیین معابد بود. جنگ میان دو شهر جنگ میان دو خدا تلقى مى گردید و سربازان پیروز، خداى شهر مغلوب را با خود مى بردند و مدتى او را در اسارت نگاه مى داشتند. چنانکه خدائى از خدایان بابل در حدود یکهزار سال در کشور عیلام یا خوزستان اسیر بود. سرانجام آن خداى زندانى گناه بندگان را عفو کرد و قواى کلده بر عیلام پیروز شدند و خداى خود را به بابل بازگردانیدند. یکى از تکالیف واجبه بر آدمیان قربانى انسان در پیشگاه الهى براى جلب رضایت او بود. گر چه گاهى هم بجاى آدمیان گوسفندى را قربانى مى کردند.
    ماسون اورسل مى نویسد که قربانى کار اساسى آئین است . حیوان قربانى ، بدل و قائم مقام مؤ من است که خدا آن حیوان را بجاى انسان مى خورد. در یکى از اشعار مذهبى آمده است که بره جانشین و فدیه آدمى است ؛ وى (آدمى ) بره اى را بجاى جان خود بخشیده است و سر بره را بجاى سر خود تقدیم به پیشگاه خداى خود کرده است .
    یکى دیگر از تکالیف دینى بابلیان و کلا آدمیان و دیگر اقوام آن اعصار ساختن معابد بود. زیرا خدایان هم به خانه و معبد محتاج بودند. پس شاه یا یکى از روحانیان خوابى مى دید و به ساختن معبدى ماءمور مى شد.
    زن دادن مردم به خدایان خود !
    و نیز یکى دیگر از تکالیف مردم آن اعصار این بود که خدایان خود را زن بدهند. غالبا این زنان از فرزندان و دختران پادشاهان بودند. مانند دختر سارگون پادشاه پرقدرت و نیرومند آشور که او را به حباله نکاح یکى از خدایان درآوردند و آن دختر زیبا را در حجله ویژه اى بر محلى بسیار بلند خواباندند و بر این باور بودند که شب هنگام خدا به ملاقات همسر خود مى آید. نبونید از طرف خداى شهر ((اور)) (این شهر زادگاه حضرت ابراهیم (علیه السلام ) است ) ماءمور شد که زنى براى خداى شهر ((اور)) فراهم نماید. این پادشاه در یکى از کتیبه هاى بدست آمده اینگونه مى گوید:
    ابتداء در رابطه با دختران خاندان سلطنتى استخاره کردم بد آمد. بار دوم از خداى پرسیدم اگر یکى از دختران خودم را تقدیم بدارم چگونه است ؟ در پاسخ آثار مساعد پدیدار شد و جواب مثبت داده شد. پس دوشیزه را تقدیم کردم و در بالاترین برج معروف ((زیگورات )) حجله آماده شد. (۳)
    پی نوشته ها :
    ۱ ) تاریخ مختصر ادیان بزرگ – ص ۲۳۳-۲۳۰ خلاصه شده .
    ۲ ) تاریخ مختصر ادیان بزرگ ص ۲۳۵٫
    ۳ ) تاریخ مختصر ادیان ص ۲۵۲ و ۲۵۳


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    94
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    با سپاس از جناب عماد و گمنام گرامی،
    ببينيد، اينكه خداها چگونه بوجود آمدند يكی از راههای شناخت همانندی بين خداهای گوناگون است اما مهمترين شاخصه «توانائی» نهايی آنهاست. برای نمونه اگر درجائی نام خدای خورشيد «الف» بود و در جای ديگر مثلا با اختلاف 1000 سال بنام «ب» شناخته می‌شد، می‌گفتيم كه اين دو خدا در ويژگيهای اصلی، يكی هستند. سپس اختلافات جزئی را بررسی می‌كرديم. در اينجا ويژگيهای اصلی مردوك و الله يكی است:

    مهمترين ويژگی الله در قرآن كريم «صاحب و مالك آسمانها و زمين بودن» است. اين مشخصه بارها و بارها در كتاب گوشزد می‌گردد بويژه ملك و پادشاهی او:

    أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏؟ (بقره 107)
    (آيا نمی‌دانی كه پادشاهی آسمانها و زمين از آن الله است؟)

    اكنون زمان را به عقب می‌بريم و اين ديدگاه را در جهان باستان بابليان نيز می‌بينيم:

    - مردوك، پادشاه همهء آسمانها و زمين... (منشور كورش بزرگ به زبان بابلی)


    ويژگی ديگر الله كه بسيار مهم است اين است كه مردم بايد از او بترسند. البته چنين ديدگاهی در همهء اديان ابراهيمی وجود دارد كه قدمت آن دست كم از زمان خدای آسمانها و زمين(مردوك) موجود است.


    اين دو ويژگی برتر را نمی‌توان ناديده گرفت. اگر دقت كنيم، خدايان ديگر بابلی و آشوری و... خداهای شهر و روستا و قلم و ماه و خورشيد و... هستند. اين تنها مردوك است كه خدای همهء آسمانها و زمين است.


    پس اگر مردوك الله نباشد، در جهان باستان بابليان -پدر اديان ابراهيمی- هيچ خدايی به اين بزرگی نخواهيم يافت!

    مگر نه اينكه خدای بزرگ پيش از نام الله بايد نامی داشته باشد كه در سنگ‌نبشته‌های بابلی شناخته شده باشد؟
    ویرایش توسط فريدون : ۱۳۹۱/۰۹/۲۷ در ساعت ۲۱:۴۹

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    بله الله ریشه در ذات بشر دارد لذا از زمان حضرت ادم و نوح الله وجود داشته و خدای اسمانها وزمین بوده است اما مشکل این نیست که مردوک همان الله هست یا نیست مشکل اینست که مردوک در کنار سایر خدایان قرار داشته و این کورش بود که سایر خدایان را در کنار مردوک قرار داد یعنی در همین بابل ابراهیم خلیل بتها را شکست و کورش بتهای پراکنده شده از اطراف مردوک را به جای خودشان باز گرداند همان اتفاقی که در کعبه قبل از حضرت محمد (ص)وجود داشت و همه انانی که بتها را در خانه کعبه قرار داده بودند از مشرکین بودند ، و این حضرت محمد (ص) بود که خانه کعبه را از شرک پاک کرد یعنی درست به عکس کورش !
    ویرایش توسط فتا 1 : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۷:۴۳
    خدایا مرا آن ده که آن به

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهلول نمایش پست ها
    بله الله ریشه در ذات بشر دارد لذا از زمان حضرت ادم و نوح الله وجود داشته و خدای اسمانها وزمین بوده است اما مشکل این نیست که مردوک همان الله هست یا نیست مشکل اینست که مردوک در کنار سایر خدایان قرار داشته یعنی کورش سایر خدایان را در کنار مردوک قرار داده یعنی همان اتفاقی که در کعبه قبل از حضرت محمد (ص)وجود داشته و همه انانی که بتها را در خانه کعبه قرار داده بودند از مشرکین بودند ، و این حضرت محمد (ص) بود که خانه کعبه را از شرک پاک کرد یعنی درست به عکس کورش !

    بحث اینجا کوروش نیست و شما مدرکی از شرک او ندارید

    بحث این است که همانگونه که مشرکان برای الله همکارانی!!! چون لات و عزی و ... تراشیده بودند شاید مشرکان قدیم نیز برای مردوک همین کار را نمودند!
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    نقل قول نوشته اصلی توسط anoushiravan نمایش پست ها
    بحث اینجا کوروش نیست و شما مدرکی از شرک او ندارید

    بحث این است که همانگونه که مشرکان برای الله همکارانی!!! چون لات و عزی و ... تراشیده بودند شاید مشرکان قدیم نیز برای مردوک همین کار را نمودند!
    قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَیا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَینَ ذَلِكَ سَبِیلًا
    بگو: ««الله» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، (ذات پاکش یکی است؛ و) برای او بهترین نامهاست!» و نمازت را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان؛ و در میان آن دو، راهی (معتدل) انتخاب کن!

    «الإسراء/110»
    اتفاقاً اینجا بحث کورش است و الا اینکه مردوک همان الله باشد یا نباشد چه تفاوتی میکند یعنی انکه لات و عزی را به خانه کعبه اورد مشرک بود .

    اینهم مدرک از منشور کذائی ایشان .

    بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز

    ویرایش توسط فتا 1 : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۸:۱۳
    خدایا مرا آن ده که آن به

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهلول نمایش پست ها
    اتفاقاً اینجا بحث کورش است و الا اینکه مردوک همان الله باشد یا نباشد چه تفاوتی میکند یعنی انکه لات و عزی را به خانه کعبه اورد مشرک بود .

    اینهم مدرک از منشور کذائی ایشان .
    ظاهرا شما علاقه مند به انحراف کشیدن موضوع هستید. برای مشاهده بحث ها پیرامون منشور کوروش به تاپیک های موجود همین سایت مراجعه کنید، البته اگر همانند همیشه همفکرانتان به هنگام کم آوردن به حذف پست ها اقدام نفرموده باشند

    متن زیر از کتیبه نبونید است (کسی که کوروش او را از سلطنت بابل خلع کرد)


    آيا الله همان مردوك است
    عکس از کاتالوگ موزه برلین
    متن منشور نبونید

    ستون یکم، سطرهای ۱ تا ۷


    من نَـبـونـیـد، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه جهان، شاه بـابِـل، شاه چهار گوشه جهان، متولی نیایشگاه‌های اِسَـگـیـلَـه (نیایشگاه مـردوک، خدای بزرگ بابلی) و اِزیـدَه (نیایشگاه نَـبـو، خدای نویسندگی و دبیری). کسی که در زهدان مادرش به فرمان سـیـن (خدای ماه) و نـیـنْـگـال (خدابانوی همسر سین و مادر شَـمَـش، خدای خورشید)، سرنوشتی شاهانه یافت. پسر نَـبـو بَـلاسَـی ایـقـبـی، شخصیت فرزانه، ستاینده خدایان بزرگ.

    ستون یکم، سطر ۸ تا ستون دوم، سطر ۲۵


    من اِهـولْـهـول (به معنای خانه شادی)، نیایشگاه سـیـن در شهر حّـران را باز ساختم. سـیـن کهنی که از روزگاران دیرین، سرور بزرگ بوده است. برای او اقامتگاهی شایسته بنا نهادم.

    این نیایشگاه پس از هجوم از سوی ماد، تخریب شده و به ویرانه‌ای بدل گشته بود. قلب بزرگ سـیـن، برای آن شهر و نیایشگاه رنجیده خاطر شده بود. بازسازی نیایشگاه در زمان پادشاهی قانونی من و به یاری بِـل (= مـردوک، در نسخه برلین بجای بِـل، واژه سـیـن آمده) و سرور بزرگ که دوستدار مقام پادشاهی من هستند، و بخاطر آشتی دادن من با آن شهر و نیایشگاه و نشان دادن دلسوزی‌ من، انجام شد.
    در آغاز پادشاهی جاودانه من، خدایان مرا به خوابی رؤیایی فرو بردند. مـردوک، سرور بزرگ و سـیـن، آن تابناک پر فروغ از سرای والای آسمانی و جهان زیرین زمینی، در کنار هم ایستاده بودند. مردوک به من گفت: «نبونید، شاه بابل، آجرها را با اسب و ارابه‌های‌ خود ببر برای بازسازی نیایشگاه اِهـولـهـول و برای خشنودی سـیـن، سرور بزرگ. تا اقامتگاه او را در میانه آن بنیان نهی».
    من با احترام به اِنـْلـیـل مـردوک، یکی از خدایان، گفتم: «آن نیایشگاه که ساختن آنرا به من فرمان می‌دهی، در محاصره مـادها است و آنان بسیار نیرومند هستند».
    اما مردوک به من گفت: «کشور مـاد که از آنان نام بردی و شاهان آن، در معرض یک حمله بسوی خودشان بوده‌اند و توان زیادی ندارند. در آغاز سومین سال پادشاهی تو (تابستان ۵۵۳ پیش از میلاد)، کـوروش، شاه اَنـشـان، دومین در سلسله (؟)، خواب آنان را پراند. او با ارتش کوچک خود، تیره و تبار گسترده مادها را پراکند. او آسـتـیـاگ، شاه مـادها را شکست داد و او را دستگیر کرد تا کشور او تصرف شود».
    چنین بود سخن مردوک، سرور بزرگ و سـیـن، تابناک پر فروغی از سرای والای آسمانی و جهان زیرین زمینی که فرمانش باطل‌شدنی نیست. من از فرمان شکوهمند آنان دچار ترس شده بودم. من نگران بودم و دلواپسی در چهره‌ام هویدا بود. چون من مسامحه‌کار نبودم، نه سهل‌انگار و نه بی‌دقت.
    برای بازسازی اِهـولـهـول، نیایشگاه سرورم سـیـن که در حـرّان است، بسوی آن حرکت کردم. آنجا که آشـور بـانـیـپـال، شاه آشـور، پسر اِسَـرحَـدون، یک بزرگمرد، بازسازی‌های پیشین را انجام داده بود و من آنرا ادامه می‌دهم.
    من گروه بی‌شماری را از کشور گَـزَه (جـیـزه/ غـزه؟) در کنار مـصـر و نزدیک دریای بالا (دریای مدیترانه) گرد آوردم. همچنین کسان دیگری را از آن سوی رود فـرات تا دریای پایین (خلیج فارس). همچنین شاهان، بلندپایگان، فرمانداران و بی‌شمار گروه‌ها که سـیـن، شَـمَـش و ایـشْـتَـر (مهم‌ترین خدابانوی بین‌النهرین باستان) – سروران من- در اختیارم گذاشته بودند.
    در یک ماه نیک‌اختر و در یک روز فرخنده که شَـمَـش و اَدد (خدای توفان) معین کردند، پس از پیشگویی خردمندانه از اِئـا (= اِنْـکـی، خدای آب شیرین) و آسـالـوهـی (خدای دانش اسرارآمیز)، با یاری دورکنندگان چیره‌دستِ ارواح بد و آشنا با ترفندهای کُـولّـا (دیو گمراهی)؛ استادکاران پی‌ریزی بنا، آجرکاران، سازندگان مهره‌های سیمین و زرین، گوهرتراشان، و با الوارهایی از چوب‌های معطر، گیاهان خوشبو و چوب سدر، به شادمانی و خرمی بنیادش را آغاز کردم. من بناهایی که آشـور بـانـیـپـال، شاه آشـور و شَـلـمَـنـصِِـر (سوم) پسر آشـور نـصـیـرپـال (دوم) بنیان نهاده بودند را زدودم؛ اما آجرکاری او را نگه داشتم.
    من شفته بنا را با آبجو، شراب، روغن و عسل آمیختم. محل گودبرداری شده و پلکان را روغن‌مالی کردم. بیشتر از آنچه که پادشاهان پیشین- پدران من- انجام داده بودند. من آن ساختمان خودم را استوار ساختم و کارم را بخوبی انجام دادم. من از شالوده تا باروی ساختمان آن نیایشگاه را از نو ساختم و به پایان رساندم. من تیرهایی رفیع از چوب درختان سِـدر که از لِـبـانُـن فراهم شده بود را بر بام آن نهادم. من درهایی از چوب سـدر با رایحه‌ای دلگشا را در دروازه‌های آن نصب کردم. من با لعابی از طلا و نقره دیوارهای آنرا چنان پوشاندم که مانند خورشید می‌درخشند.
    من در محراب‌خانه آن، یک گاو سیمین درخشان، که خشمگین و تازنده بر دشمن من است، بگذاردم؛ بدان سوی که دروازه‌ای رو به طلوع خورشید دارد. من دو اسب با یال‌های بلند و روکش نقره‌ای که فروکوبنده دشمن است را بر پای داشتم؛ یکی در سوی چپ و یکی در سوی راست.
    من با هدایت سـیـن، نـیـنـگـال، نـوسـکـو (خدایی در پیوند با آتش) و سَـدَرنـونّـا (خدای شراب)- سروران من- و به همراهی مشایعت‌کنندگانی از بابل، شهر سلطنتی من، به شادمانی و خرمی، بسوی قلب آن منزلگاه رفتم. یک اقامتگاه خوشایند. من در پیشگاه آنان یک قربانی پاک اهدا نمودم و ارمغان‌هایم را پیشکش کردم. من اِهـولـهـول را آکنده ساختم از بهترین فرآورده‌ها. من تمامی شهر حَـرّان را چنان ساختم که می‌درخشد، چنانکه مهتاب تابناک می‌درخشد.

    ویرایش توسط Anoushiravan : ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ در ساعت ۰۸:۲۰
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    شما اول باید اصالت این کتیبه ها را اثبات کنید بعد بروید راجع به اینکه مردوک همان الله است یا نیست بحث کنید گه اگر اصالت انها را اثبات کنید اثبات کرده اید که کورش مشرک بوده است
    خدایا مرا آن ده که آن به

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896



    نقل قول نوشته اصلی توسط بهلول نمایش پست ها
    شما اول باید اصالت این کتیبه ها را اثبات کنید بعد بروید راجع به اینکه مردوک همان الله است یا نیست بحث کنید گه اگر اصالت انها را اثبات کنید اثبات کرده اید که کورش مشرک بوده است
    شیخنا

    من متن کتیبه نبونید را گذاشتم

    نه کتیبه کوروش را
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود