صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نحوه علم حضوری به خدای متعال

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682

    نحوه علم حضوری به خدای متعال




    سلام
    عموم فلاسفه علم را به دو علم حصولی و حضوری تقسیم کرده اند .
    علم حصولی یعنی حضور صورت شی در نزد عقل و علم حضوری یعنی حضور خود شی در نزد عقل البته علم حصولی هم نوعی علم حضوری است چه اینکه بالاخره چیزی در نزد عقل حاضر است و تنها تفاوت در حضور خود شی یا صورت ذهنی آن است
    سوالی که در اینجا مطرح است اینست :
    با توجه به اینکه در علم حضوری خود شی در نزد قوه مدرکه انسان حاضر می شود در علم حضوری به خدای متعال این علم به چه نحو است ؟
    باید توجه داشت که حضور شی در نزد عقل ( علم حضوری ) نمی تواند الزاما به معنای حضور ذات شی باشد چه اینکه اهل نظر گفته اند اکتناه ذات اشیاء ممکن نیست پس مراتب مادون از ذات اشیاء می تواند معلوم قوه مدرکه باشد .
    با توجه به این بیان علم حضوری به خدای متعال قابل حل است به این نحو که نه ذات خدای متعال بلکه شوونی دیگر از آن ذات در علم حضوری معلوم عارف می گردد در عین حال این علم علم حضوری به خدای متعال محسوب می شود با اینکه محجوب به حجاب هم هست لذا اهل عشق دست از دوئیت شسته و تمام مراتب و مظاهر و شوون آن یکتا را او دانسته و ندای توحیدی لیس فی الدار غیره دیار سر داده اند .
    لذا عجیب نیست محجوبان از علم حضوری این معانی را رد کرده و به جدال با آن برآیند چه اینکه علم حضوری نصیب هرکسی نیست و نتایج آن نیز هم مقدر هر کس نی
    رزقنا الله و جمیع من شاء من المومنین بحرمه محمد و آله الاطهرین
    توضیح فرازهایی از این مقال خواهد آمد ان شاء الله
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    باید توجه داشت که حضور شی در نزد عقل ( علم حضوری ) نمی تواند الزاما به معنای حضور ذات شی باشد
    سلام
    قرآن کریم اشیاء عالم را انزالی می داند : ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم لذا هرچیزی در عین وحدت متکثر است و ذو مراتب . دانی ترین مرتبه مرتبه جسمانیت و عالی ترین مرتبه ذات است که صرف وجود است اما اینطور نیست که وقتی بسوی ذات شی برویم حکم فردیت مقیده شی باقی بماند بلکه بواسطه فراتر رفتن از ورطه ماده و رسیدن به تجرد و فوق تجرد مرزهای فردیت مقیده برداشته شده و فردیت مطلقه جلوه می کند فردیتی که جلوه گاه حقیقت جمعی اشیاء عالم است (یوم الجمع) و جالب اینکه این مسیر هرچه صافی تر می شود حقیقت جمعی بیشتر جلوه می کند تا جایی که برای فرا رونده در مرتبه وجود جان به گلوگاه می رسد (یوم الازفه اذ القلوب لدی الحناجر کاظمین ) و موتی معنوی پیش رویش قرار می گیرد (و نفخ فی الصور و جمعناهم جمعا ) و اینجاست که باید صاحب ولایت بیاید و با آب کوثر خود سنگینی جمعیت و تکثر را بردارد (انا اعطیناک الکوثر) و انسان را به دارالسلام الهی رهنمون سازد (لهم دارالسلام عند ربهم ) وگرنه خدا می داند تا به کی این رنج جانکاه در وجود سالک باقی بماند .
    اگر مطلب را بر بیانات مرتبط با قیامت تطبیق فرمایید فوائدی حاصل می شود ان شاء الله
    والله الموفق

    ویرایش توسط **بنده‌ی خـدا** : ۱۳۹۲/۰۱/۱۶ در ساعت ۰۹:۲۳
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    باید توجه داشت که حضور شی در نزد عقل ( علم حضوری ) نمی تواند الزاما به معنای حضور ذات شی باشد
    سلام
    همانطور که گفته شد اشیاء ذو مراتبند لذا یافتن مراتبی از شی نمی تواند به معنای نیافتن او باشد چه اینکه شی با هر آنچه هست در مرتبه مادون جلوه می کند الا اینکه مرتبه پایینتر به علت ضعف وجودی نمی تواند آنطور که هست مافوق را نشان دهد در عین حال مادون نشانگر ما فوق است .
    نظریه ظهور که عالم را مظهر و تجلی حق می داند در صدد بیان همین حقیقت اما در رابطه با حقیقت کلی هستی است ( هوالاول والآخر والظاهر والباطن )
    پس اگر انسان در سلوک معنوی و باطنی خود به مرتبه ای برسد که به علت برداشته شدن مرزها حقیقت هستی را در بالاترین جلوه خود ذوق نماید اورا یافته است و بدو علم حضوری یافته است هرچند آنچه ذوق کرده ذات حقیقت هستی نیست بلکه جلوه برترین اوست
    ( الله لا اله الا هوالحی القیوم )
    نکته :
    بر اساس اصل وحدت عالم و معلوم اگر عارفی به ذوق اسم جمعی الله نائل آید در خود الوهیت را یافته است ووو

    والله الموفق

    ویرایش توسط **بنده‌ی خـدا** : ۱۳۹۲/۰۱/۱۶ در ساعت ۰۹:۲۳
    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    با تشکر از استاد حامد
    میشه یه مثال برای علم حضوری نسبت به یه شی معمولی بزنید؟ اصلا همچنین چیزی امکان پذیر هست یا علم حضوری فقط برای حقایق عالم مجردات استفاده می شه؟
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط مفتقر نمایش پست ها
    میشه یه مثال برای علم حضوری نسبت به یه شی معمولی بزنید؟ اصلا همچنین چیزی امکان پذیر هست یا علم حضوری فقط برای حقایق عالم مجردات استفاده می شه؟
    سلام
    با تشکر شما
    مثال علم حضوری علم انسان به خودش است یا علم انسان به شادی یا غمش . انسان در این نوع علمهای حضوری حس یگانگی دارد با چیزی که آنرادرک می کند .
    علم حضوری به امور جسمانی از نظر بعضی اهل معرفت امکان پذیر نیست و این مبنای فلسفی خودش را دارد هرچند برخی دیگر آنرا ممکن می دانند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    با توجه به این بیان علم حضوری به خدای متعال قابل حل است به این نحو که نه ذات خدای متعال بلکه شوونی دیگر از آن ذات در علم حضوری معلوم عارف می گردد
    سلام
    علم حضوری در خود یافتن است به نحوی که درک کننده با درک شونده حس یگانگی دارد . بزرگانی چون ملا صدرا این حقیقت را که یافتند اصل اتحاد عاقل و معقول متولد شد .
    اما سوال اینستکه مگر در علم حصولی درک کننده معلوم را در خارج خود می یابد ؟
    جواب اینستکه خیر هردو در حوزه وجودی نفس یافته می شوند با این تفاوت که علم حصولی به انشاء نفس است و علم حضوری به احاطه وجودی یا محاطی وجودی
    توضیح اینکه تمام معلومات ذهنی انسان بر اساس نظر برخی بزرگان از فلسفه و بلکه عرفان به انشاء و ایجاد نفس است یعنی اسباب و ادوات ادراک حسی زمینه ای فراهم می کنند که نفس انسان صورت ذهنی را ایجاد کند لذا نفس به صورت ساخته خودش احاطه می یابد و بالحضور اورا می یابد اما آنچه حضور دارد صورت انشایی است نه شی خارجی اما در علم حضوری نفس به احاطه وجودی بر درک شوند یا به محاط بودن بدان آنرا ادراک می کند . در قسم اول (محیطی )درک کننده سعه وجودیش بیشتر از درک شونده است (انه بکل شی محیط ) لذا بر او محیط شده و بالحضور در نزد خود اورا می یابد اما در قسم دوم ( محاطی) نفس احاطه حقیقتی برتر و والاتر بر خود را ادراک می کند ( ولا یحیطون به علما) تفاوت این دو مانند تفاوت حس در آغوش گیرنده و در آغوش گرفته شده است .
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    با سلام خدمت استاد حامد

    این که عارفی گفته اگه همه ناامیدی تو لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ باشه همه ی امید تو وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ هست؟؟؟
    این جمله رو تو یه پست دیگه هم مطرح کرده بودم که راجع به توحید بود اگه اشکالی نداره دوست دارم جواب شما رو هم بدونم؟

    اگه ربطی به بحث نداره به علت عدم سواد بنده هست..... شناخته زیادی راجع به درک کننده و درک شونده ندارم تنها ذوق این مطلب وادار به سوالم کرد...
    ویرایش توسط مفتقر : ۱۳۹۱/۰۸/۱۵ در ساعت ۲۲:۳۷
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    با تشکر از جناب مفتقر
    آیه" لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار" می تواند اشاره ای به همان علم حضوری محیطی و محاطی باشد که ادراک انسان به ذات الهی نمی رسد اما احاطه وجودی اورا بر تمام شوون خود حس می کند اما خدای متعال همه حقایق هستی و از جمله انسان را ادراک می کند و بدان علم حضوری محیطی دارد
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    713
    حضور
    15 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1594



    با سلام

    شرمنده که این سوال سطح پایین رو از محضر اساتید می پرسم.
    آنچه از کلام شما در این تاپیک و سایر بیانات عارفانه در تاپیک های دیگر درک کرده ام همواره این سوال برای من دغدغه بوده که:
    من چه هستم. یا که هستم.؟؟
    ساده تر بگم که ما از حقایقی صحبت می کنیم ورای ادراک ناقصمان که اگر فیلتر این ادراک ناقص در حد ظرفیت ما از ما برداشته شود اصل حقیقت برایمان متجلی می شود ولی چون ادراک ما دارای حجاب است همه ی مراتب آن حقیقت از فیلتر این حجاب گذشته و ناچاراً تکثرات را وهم می کنیم.ولی اگر این حجاب برداشته شود حتی خود مفهوم من هم فنا میشود و به وحدت میرسیم.

    حالا این سوال برای من هست که این من خودش چیست؟ اگر وجود خارجی ندارد و خودش یک توهم است چطور میفهمد و درک میکند؟(هرچند ناقص)
    عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
    عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
    حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
    این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    با توجه به این بیان علم حضوری به خدای متعال قابل حل است به این نحو که نه ذات خدای متعال بلکه شوونی دیگر از آن ذات در علم حضوری معلوم عارف می گردد در عین حال این علم علم حضوری به خدای متعال محسوب می شود با اینکه محجوب به حجاب هم هست لذا اهل عشق دست از دوئیت شسته و تمام مراتب و مظاهر و شوون آن یکتا را او دانسته و ندای توحیدی لیس فی الدار غیره دیار سر داده اند .
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    باتشکر از جناب حامد بزرگوار

    در تاپیک ذیل شما بنده را به تاسیس متهم کردید که درجای خودش اگر فرصتی پیدا کنم پاسخ مستدل آن را خدمتتان عرض خواهم نمود .

    اگر بنده هنوز مطلبی را نخوانده ام یا فراموش کرده ام که نبایدشما را به چیزی متهم کنم !!!
    رسم بهتر این بود حداقل از بنده قبل از متهم نمودن به تاسیس سند میخواستید.


    آیا علم به وحی الهی حصولی است یا حضوری؟

    واما در مورد علم به صفات و ذات خداوندی واین که شما علم را یک سره فقط در دو مورد علم حضوری علم حصولی میدانید باید عرض کنم که از نتایجی که فلاسفه به آن میرسند یعنی استدلالات عقلی این دوعلم هرگز به صفات ذاتی خداوند راه نمی یابند وهمچنین دریافت صفات خداوندی نیز از راه علم حضوری وعلم حصولی در اندازه ای بسیار محدود از ادراکات انسانی قادر به فهم این امور میباشند .

    علم حضوری علمی است در اندازه ی ظرفیت درک انسانی از مابعدالطبیعه که عقل آن را تایید میکند .

    اما انسان با این نوع از علم بیشتر از ما بعد را نمیتواند درک کند وبه ماوراء راه نمی یابد . علم حضوری مرحله ی ابتدایی علمی برتر وبزرگ تر است به نام علم کشف وشهود که درک ماوراء فقط از طریق این علم میسر میباشد وگرنه که تمام انسانها از علم حضوری برخوردارند . اما درک از درک ذات وصفات خداوند عاجز میباشند وعموم با داشتن این علم هرگز به درک این صفات ظرفیت نمی یابند .

    متاسفانه درحال حاضر امکان وفرصت ادامه مطلب ، با مستندات واستدلالات را ندارم دراولین فرصت بحث را گسترده تر ومستند عرض میکنم خدمتتان .

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۰۵

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود