صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا نیازی است عصمت ائمه را برای اهل سنت ثابت کنیم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477

    آیا نیازی است عصمت ائمه را برای اهل سنت ثابت کنیم؟




    برای من سؤالی هست که چه نیازی است ما برای اهل سنت عصمت اهل البیت علیهم صلوات الله را ثابت کنیم؟ آیا همینقدر که آنها را ثقه معرفی کنیم کافی نیست؟
    اهل البیت علیهم صلوات الله در مقابل عامه، و هم عامه شیعیانشان (غیر از خواص) سخنان خود را یا طریق پدران بزرگوارشان به پیامبر می رساندند. - زیرا امام علی (علیه­السلام) همه علوم را از پیامبر دریافت گرده بود - و یا از روی صحیفه فاطمه سلام الله علیها و امثال آن به سؤالات شرعی پاسخ می دادند.
    اگر اهل سنت بپذیرند که امامان بزرگوار شیعه، اشخاصی ثقه هستند، گام بزرگی برای هدایت یافتگی برداشته اند. ولی مع الاسف این مقدار هم برای امامان بزرگوار شیعه، قدر و منزلت قائل نیستند والا قسمت زیادی از کتابهای حدیثی خود را به فرمایشان اینان اختصاص می دادند!
    بر این اساس باید با اهل سنت نه از مقامات بالای ائمه شیعه که از مقامات پایین تر آنها شروع نمود تا شاید بعضی از خواب مانده های آنها بیدار شوند. هر چند برای بخواب زده هایشان از این طریق هم نمی شود کاری کرد!



  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    شما اول بفرمائید طبق کدام حکم الله مقامی نبوی به خاندان رسول الله داده اید و ایشان را معصوم از گناه و خطا و اشتباه و... می دانید؟
    انشالله بررسی گردد

  5. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    شما اول بفرمائید طبق کدام حکم الله مقامی نبوی به خاندان رسول الله داده اید و ایشان را معصوم از گناه و خطا و اشتباه و... می دانید؟
    انشالله بررسی گردد
    با سلام خدمت جناب ohfreedom
    برادر من در کجای فرمایشات علمای شیعی حکم نبوی به خاندان پیامبر داده شد ؟؟؟
    بقول حضرتعالی اسنادش را بیاورید تا بررسی کنیم
    و اما برای اینکه بدانیم اهل بیت در آیه تطهیر چه کسانی هستند توجه حضرتعالی را به مطلبی که ذیلا آورده می شود جلب می کنم

    اهل بيت كيانند؟
    اين كه آيه تطهير فضيلتى بس بزرگ را براى اهل بيت بيان داشته است، مورد قبول اماميه و اهل سنت مى‏باشد، ولى در تعيين مصداق آن دو نظريه وجود دارد: اماميه معتقدند كه اين فضيلت بزرگ و اين ويژگى برجسته از آن كسانى است كه داراى مقام عصمت باشند، يعنى امامان معصوم (ع) و فاطمه زهرا (ع) كه اهل بيت رسالت و امامتند.
    ولى گروهى از اهل سنت به لحاظ نقطه نظرهاى عقيدتى خويش گفته‏اند كه منظور از اهل بيت زنان پيامبر (ص) مى‏باشد و اين آيه در شأن آنان نازل گشته است. اين ادعا نقد پذير است.
    زيرا اراده تكوينى خداوند از مراد، تخلف نمى‏كند، اما در مورد برخى از زنان پيامبر شاهد مخالفت با امر و نهى خدا هستيم. و تاريخ نشان مى‏دهد كه پس از وفات رسول خدا (ص) عايشه بر خلاف توصيه پيامبر (ص) و تصريح قرآن كه فرموده است: وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ
    لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ از مكه مكرمه براى جنگ با امام على (ع) لشكر كشى كرد و جنگ جمل را به راه انداخت و پس از كشته شدن هزار نفر در اين نبرد مغلوب گرديد و حضرت او را به مدينه بازگردانيد. اين چگونه طهارتى است كه خون هزاران نفر را بر دامان دارد! و اين تنها خلاف و مشكلى نبود كه از عايشه سر زد، او در زمان خلافت عثمان از سرسخت‏ترين دشمنان عثمان بود و مردم را عليه او تهييج مى‏كرد و پيراهن رسول خدا را به مردم نشان مى‏داد و مى‏گفت هنوز پيراهن پيامبر نپوشيده است در حالى كه عثمان سنت رسول خدا را از ميان برده است. عايشه عثمان را كافر و يهودى معرفى مى‏كرد و حتى قتل او را لازم مى‏دانست و براى اعتراض به حكومت عثمان بود كه از مدينه به مكه رفت. و در آنجا خبر كشته شدن عثمان را به او دادند و او به گمان اين كه پس از عثمان، طلحه خليفه خواهد شد با خوشحالى به مدينه بازگشت ولى هنگامى كه ديد مردم با على (ع) بيعت كردند به شدت نگران گرديد و سوگند ياد كرد كه عثمان مظلوم كشته شد و پرچم خون‏خواهى عثمان را به منظور مبارزه با خلافت على (ع) برافراشت.
    براى تحقيق بيشتر مى‏توان به كتاب مستدرك حاكم (ج 3/ ص 119) و روضات الجنات اثر محقق خوانسارى اصفهانى مراجعه كرد.
    ظاهرا اولين كسى كه نظريه ياد شده را در اهل سنت ابداع كرد «عكرمه» و مقاتل بوده است.
    علامه واحدى در اسباب نزول (ص 268) مى‏گويد: عكرمه در بازار صدا سر مى‏داد و مى‏گفت آيه تطهير در باره زنان پيامبر نازل شده است.
    _________________
    منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ج-1، ص: 89


  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    در تفسير الدر المنثور (ج 5/ ص 198) آمده است كه عكرمه مى‏گفت: هر كس حاضر باشد با او مباهله خواهم كرد كه آيه تطهير در باره ازواج رسول (ص) نازل شده است.
    از شيوه‏هاى مختلف كار عكرمه كه در ميان مردم فرياد مى‏زد و يا مردم را به مباهله مى‏خواند چنين استنباط مى‏شود كه اين نظريه در ميان مسلمين شناخته شده نبود، و مردم عقيده‏اى غير از او داشته‏اند و بدين جهت جلال الدين سيوطى در تفسير الدر المنثور مى‏گويد عكرمه به مردم مى‏گفت: مراد از آيه تطهير و اهل بيت آن چيزى نيست كه شما فهميده‏ايد بلكه مراد زنان پيامبر است.
    اهل رجال در كتابهاى خويش عكرمه را يكى از معاندان امير المؤمنين (ع) دانسته‏اند. و
    در باره او گفته‏اند كه احاديث زيادى را جعل كرده و به ابن عباس نسبت داده است و احتمال مى‏رود كه همين حرف او نيز از جعليات خود او باشد.
    در تفسير طبرى (ج 22/ ص 6) از ابو سعيد خدرى نقل شده كه رسول خدا فرمود آيه تطهير در باره پنج نفر نازل شد، من و على و فاطمه و حسن و حسين.
    در تفسير الدر المنثور (ج 5/ ص 199) از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا مدت نه ماه هر روز به هنگام وقت نماز به درب خانه على مى‏آمد و مى‏فرمود: «السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته انما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا الصلاة يرحمكم اللَّه كل يوم خمس مرات».
    در كتاب مذكور از ابو سعيد خدرى نقل شده كه پيامبر (ص) چهل روز بر درب خانه فاطمه مى‏آمد و سلام و رحمت خدا را براى اهل بيت آرزو مى‏كرد و مى‏فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ (أَهْلَ الْبَيْتِ) وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً أنا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم ..».
    در شواهد التنزيل حسكانى (ج 2/ ص 38) از جامع تميمى نقل شده كه من و مادرم نزد عايشه رفتيم، مادرم از او در باره على پرسيد، عايشه گفت: چه گمان مى‏برى به مردى كه فاطمه هم‏سر و حسن و حسين دو فرزند اويند، من به چشم خود شاهد بودم كه رسول خدا آنها را با پارچه‏اى پوشانيد و فرمود: خدايا اينها از اهل من هستند اذهب اللَّه عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.
    در همان كتاب (ص 56) از ام سلمه روايت شده كه آيه تطهير در خانه من بر پيامبر (ص) نازل گشت، هنگامى كه رسول خدا بود على و فاطمه و حسن و حسين نيز در كنار او بودند و من بر درب خانه ايستاده بودم و گفتم اى رسول خدا آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ حضرت فرمود: خير، تو از هم‏سران پيامبرى.
    اين گونه روايات و مضامين در كتب اهل سنت بسيار است كه پرداختن به آنها مجال وسيعى را مى‏طلبد، و ما به همين چند نمونه اكتفا مى‏كنيم. و هر كه دوست دارد كه از آنها آگاهى پيدا كند به مستدرك حاكم 7/ 130 و الدر المنثور، 5/ 198 مراجعه كند.
    ________________________
    منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ج-1، ص: 91


  8. صلوات ها 3


  9. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    شبهه وحدت سياق‏
    يكى از شبهاتى كه در مورد آيه تطهير مطرح شده و سبب گرديده كه برخى گمان برند منظور از اهل بيت زنان پيامبر هستند، مسأله رعايت وحدت سياق آيات مباركه‏اى است كه آيه تطهير را در بر گرفته است. برخى معتقدند آيات مذكور قطعا در مورد زنان پيامبر نازل شده، زيرا يكنواختى و وحدت سياق آيات مقتضى است كه آيه تطهير نيز در شأن آنها باشد.
    مطلبى كه در دفع اين شبهه مى‏توان آورد اين است:
    أولا، در كلام عرب لفظ اهل بر ازواج اطلاق نمى‏شود، مگر از باب مجاز. و روايات نيز همين شيوه عرفى را مى‏رساند.
    در صحيح مسلم، باب فضايل على، چنين آمده: «ان زيد بن ارقم سئل عن المراد بأهل البيت، هل هم النساء، قال لا و ايم اللَّه، ان المرأة تكون مع الرجل، العصر من الدهر ثم يطلقها فترجع إلى ابيها و قومها».
    الدر المنثور (ج 5/ ص 198) از ام سلمه نقل مى‏كند كه گفت: «نزلت هذه الآية فى بيتى .. و فى البيت سبعة جبرئيل و ميكائيل و على و فاطمة و الحسن و الحسين و انا على باب الباب، قلت أ لست من اهل البيت؟ قل انك على خير انك من ازواج النبي اه».

    ثانيا، اگر از جواب نخست چشم‏پوشى كنيم و فرض را بر اين بگذاريم كه كلمه اهل، شامل هم‏سران نيز مى‏تواند بشود، ولى با توجه به اين كه هيچ يك از زنان پيامبر ادعا نكرده‏اند كه آيه تطهير در باره آنها نازل شده بلكه كسانى چون ام سلمه تصريح كرده‏اند كه آيه در باره على و فاطمه و حسن و حسين نازل گشته است، لذا جايى براى توهم مذكور باقى نمى‏ماند، زيرا اگر اين آيه در شأن هم‏سران رسول خدا نازل شده بود، اهميت آن سبب مى‏شد كه ايشان همواره آيه تطهير را در فضيلت خود يادآور شوند و از اين شايستگى بزرگ غفلت نورزند.
    در اين زمينه مى‏توان به الدر المنثور (ج 5/ ص 198) و المستدرك حاكم (ج 7/ ص 130) مراجعه كرد.
    در كتاب صحيح، تأليف مسلم بن حجاج نيشابورى (ج 7/ ص 130) روايتى از عايشه نقل شده است كه گفت: «خرج النبي (ص) غداة و عليه مرط مرحل من شعر اسود فجاء الحسن‏ بن على فادخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فادخلها ثم جاء على فادخله ثم قال إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».
    _____________________
    منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ج-1، ص: 92

    ادامه ...


  10. صلوات ها 3


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    يك روز صبح پيامبر (از خانه) خارج شد و عبايى كه از موى سياه بافته شده و داراى رنگهاى مختلفى بود بر تن داشت حسن بن على آمد. رسول خدا او را در زير عباى خود جا داد سپس از وى حسين آمد او را نيز در زير عباى خود قرار داد آن‏گاه فاطمه وارد شد، او را نيز در زير عبا قرار داد سپس على آمد او را نيز در زير عبا داخل نمود و فرمود:
    «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا
    ثالثا، تمسك به وحدت سياق براى فهم آيه در صورتى صحيح است كه نصى در كار نباشد و با بودن نص قابل اعتماد، تكيه كردن بر سياق آيات باطل و اجتهاد در برابر نص است.
    رابعا، تمسك به وحدت سياق در كلامى جا دارد كه كلام داراى پيوستگى قطعى باشد، اما با توجه به اين كه آيات قرآن بر اساس شأن نزول و يا ترتيب نزول جمع‏آورى نشده است لذا تمسك كردن به سياق آيات مجالى ندارد.
    و نكته‏اى كه عدم پيوستگى آيه تطهير با قبل و بعد از آن را تأييد مى‏كند، ضمايرى است كه در آيات مذكور به كار رفته، زيرا آياتى كه به هم‏سران نبى (ص) مربوط مى‏شود در بردارنده ضماير جمع مؤنث است، مانند «فِي بُيُوتِكُنَّ، .. لَسْتُنَّ، .. إِنِ اتَّقَيْتُنَّ، .. فَلا تَخْضَعْنَ، .. قُلْنَ و ..» در حالى كه ضماير آيه تطهير به صورت جمع مذكر «عَنْكُمُ، .. يُطَهِّرَكُمْ» آمده است.
    ممكن است گفته شود كه اگر آيه تطهير از آيات قبل و بعد بكلى تجزيه شده بود، جدايى آيه تطهير از آيات قبل و بعد را نزديكتر به قبول مى‏ساخت، ولى مى‏بينيم كه آيه تطهير يك آيه كامل و مجزا نيست و بخشى از آيه را تشكيل مى‏دهد، در حالى كه صدر آيه بلكه بيشتر آيه در مورد زنان پيامبر است و اگر با اين وصف بخواهيم بخش دال بر تطهير را جداى از صدر آيه بگيريم، مستلزم استطراد- يعنى وجود كلامى بيگانه و بى‏تناسب در بين كلامى ديگر- است و استطراد خلاف فصاحت است.
    اين بيان نيز قابل پاسخ است، زيرا: أولا، استطراد در همه جا خلاف فصاحت نيست و ثانيا، آيات ديگرى از قرآن نيز استطراد به چشم مى‏خورد:
    مثلا در آيه 28 سوره يوسف: فَلَمَّا رَأى‏ قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ، يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا .. كه جمله «يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا» استطراد است.
    و نيز در آيه 34 سوره نمل: قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ. در اين آيه، صدر و ذيل آيه نقل قول بلقيس است ولى جمله «وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ» استطراد و تأييد خداوند است.
    و اما در آيات مورد بحث، از آنجا كه روى سخن با زنان پيامبر بوده و اين احتمال مى‏رفته كه خطاب مذكور متوجه اهل بيت نيز باشد خداوند با جمله‏اى كوتاه، حساب و مقام اهل بيت را از زنان پيامبر جدا ساخته و عظمت و رفعت شأن و عصمت ايشان را يادآور شده است.
    و اين غرضى است عقلايى كه استطراد را موجه مى‏سازد و مخل به فصاحت نيست.
    ________________________
    منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ج-1، ص: 93


  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 11 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4350



    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    السلام علیک یا محمد مصطفی(ص)

    السلام علیک یا امیر المومنین(ع)

    السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

    السلام علیک یا اهل بیت نبوه(ع)

    السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)


    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    شما اول بفرمائید طبق کدام حکم الله مقامی نبوی به خاندان رسول الله داده اید و ایشان را معصوم از گناه و خطا و اشتباه و... می دانید؟
    انشالله بررسی گردد

    در رابطه با بحث عصمت مقاله مفصلی در سایت گنجانده شده است
    ====================================

    http://www.askdin.com/thread21135.html
    ویرایش توسط sayedali : ۱۳۹۱/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۹:۲۹

  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح بخش نمایش پست ها
    برای من سؤالی هست که چه نیازی است ما برای اهل سنت عصمت اهل البیت علیهم صلوات الله را ثابت کنیم؟ آیا همینقدر که آنها را ثقه معرفی کنیم کافی نیست؟ اهل البیت علیهم صلوات الله در مقابل عامه، و هم عامه شیعیانشان (غیر از خواص) سخنان خود را یا طریق پدران بزرگوارشان به پیامبر می رساندند. - زیرا امام علی (علیه­السلام) همه علوم را از پیامبر دریافت گرده بود - و یا از روی صحیفه فاطمه سلام الله علیها و امثال آن به سؤالات شرعی پاسخ می دادند. اگر اهل سنت بپذیرند که امامان بزرگوار شیعه، اشخاصی ثقه هستند، گام بزرگی برای هدایت یافتگی برداشته اند. ولی مع الاسف این مقدار هم برای امامان بزرگوار شیعه، قدر و منزلت قائل نیستند والا قسمت زیادی از کتابهای حدیثی خود را به فرمایشان اینان اختصاص می دادند! بر این اساس باید با اهل سنت نه از مقامات بالای ائمه شیعه که از مقامات پایین تر آنها شروع نمود تا شاید بعضی از خواب مانده های آنها بیدار شوند. هر چند برای بخواب زده هایشان از این طریق هم نمی شود کاری کرد!
    برادر گرامی همه ی حرف شیعه همین عصمت ائمه است!!!
    ما میگوییم نه عقلا و نه نقلا به غیر معصوم هیچ یک از عهد های الهی چه خلافت چه وصایت چه نبوت چه امامت و... نمیرسد!!!
    (نقلا به شهادت 124 بقره!و عقلا : اینکه خلیفه ی خدا بر روی زمین حال چه نبی باشد چه رسول چه امام چه.... میشود حجت خدا بر مردم!که اعمالش حجت است!یعنی وقتی عملی را انجام میدهد حجت بر مردم تمام است که این عمل درست است و باید ان را انجام دهند از طرفی به دلیل وجود اختلاف میان مسلمانان حتی وجود چهار فرقه ی سنی اگر انها را نیز بر حق بدانیم میفهمیم که احکام دین به طور کامل به مردم نرسید یا به بیان بهتر تفسیر ایات قران برای مردم به حقیقت میسر نشد پس این اموزشها نیازمند وجود حجتی دیگر بر روی زمین است پس او باید معصوم باشد!)
    اگر ائمه معصوم نباشند که چه فرقی با دیگران دارند؟!؟!
    معصوم نباشد که چه فرقی میکند علی ع ولی الله و وصی و خلیفه باشد یا ...؟!
    معصوم نباشند که حق امامت ندارند!حق ولایت ندارند!
    اصلا واجب الطاعه نیستند!
    اطاعت از غیر معصوم مشروط است!

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۸/۱۳ در ساعت ۲۲:۴۱
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    بررسی حدیث کساء در کتب اهل سنت که در مناظرات مورد استناد مراجع شیعه قرار می گیرد: این حدیث با دو سند روایت شده است: اول: از عایشه-رضی الله عنها- روایت شده که تنها حدیث صحیح در مسئله کساء (عبا) است، مسلم از عایشه روایت می‌کند که گفت: در صبح یکی از روزها پیامبر صلي الله عليه وسلم در حالیکه جبه ای که از موی سیاه بافته شده بود بر تن داشت، آنگاه حسن بن علی آمد و پیامبر او را داخل آن نمود، سپس حسین و فاطمه و علی با فاصله کوتاهی و یکی پس از دیگری آمدند و پیامبر همه آنها را زیر چادر برد و گفت:« إِنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّ‌جْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَ‌كُمْ تَطْهِيرً‌ا» «خداوند می‌خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را کاملاً پاک سازد».(احزاب/33)
    دوم: حدیث از ام سلمه - رضی الله عنها-، که از پنج طریق از او روایت شده آمده است:
    1: روایت ترمذی، که آن را با سندش از عمرو بن ابی سلمه (پرورش یافته خانه پیامبر، روایت کرده است که گفت: (وقتی این آیه در خانه ام سلمه بر پیامبر نازل شد، آنحضرت فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند، و آنها را با چادری پوشاند و علی پشت سرش بود و علی را نیز پوشاند و گفت: بار خدایا! اینها اهل بیت من هستند، پلیدی را از آنها دور کن، و آنان را کاملاً پاک بگردان. ام سلمه گفت: من هم با آنها هستم ای پیامبر خدا؟ فرمود: تو در جایت باش و تو بر خوبی و خیر هستی(السنن)(ح 3326).

    2: عطاء از عمر بن ابی سلمه با همین سند روایت کرده است، و ترمذی آن را آورده است(السنن)(ح 3948) و المسند (26191).
    3: روایتی که از شهر بن حوشب، و او از ام سلمه روایت کرده است، اما در آن آیه و کیفیت پوشاندن ذکر نشده است. (السنن)(ح 4038) و مسند أبي يعلى (ح 7023).
    4: روایت عطاء بن أبی رباح که می گوید: مرا کسی خبر داد که از ام سلمه شنیده است... احمد با کلماتی طولانی‌تر آن را روایت کرده است.(المسند)(26103).
    5: روایت عطاء بن یسار، و در آن آمده است: (گفتم: ای رسول خدا! آیا من از اهل بیت نیستم؟ گفت: بله، إن شاء الله). بیهقی.
    بیهقی می‌گوید: (سند این حدیث صحیح است، و راویان آن ثقه هستند، و روایاتی به عنوان شاهد برای آن ذکر شده‌اند، و نیز بر خلاف آن احادیثی روایت شده که صحیح نیستند، و در کتاب خداوند متعال شواهدی است واضح بر اینکه منظور از لفظ «آل» در استعمال پیامبر، زنان ایشانند، و یا اینکه همسران ایشان نیز شامل هستند)(السنن)(2913).

    بررسی طرق حدیث: طریق اول: در آن محمد بن سلیمان اصفهانی قرار دارد، که نسائی در مورد او می‌گوید: (ضعیف است)، و ابوحاتم می‌گوید: (از او دلیل گرفته نمی‌شود)، و ابن عدی می‌گوید: (مضطرب الحدیث و احادیث او اندک هستند، و در بسیاری به خطا رفته است)(تهذیب الکمال)(25/310).و ابن حبان او را در کتاب ثقات خود ذکر کرده است، اما بدون آن که او را ثقه قرار دهد یا مخدوش قرار دهد.(تهذیب الکمال)(15/387) و شیوه او اینگونه است و فقط اینکه او راوی را در کتاب ثقات خود ذکر کند کافی نیست، چون او در ثقه قرار دادن متساهل است.

    طریق دوم: در این طریق هم محمد بن سلیمان اصفهانی قرار دارد.
    طریق سوم: در این طریق شهر بن حوشب قرار دارد، ابن عون می‌گویدبه او طعنه زده‌اند). و موسی بن هارون در مورد او می‌گویدضعیف است) و نسائی می‌گویدقوی نیست) و ساجی می‌گویدضعیف است) و ابن عدی می‌گوید: (و بیشتر احادیثی که شهر بن حوشب روایت می‌کند قابل اعتراض هستند، و شهر در حدیث قوی نیست، و او از کسانی است که حدیث او حجت نیست، و براساس آن عبادت نمی‌شود)(تهذیب التهذیب)(3/ 15).
    افرادی هستند که او را ثقه قرار داده‌اند، اما راجح این است که او ضعیف است. مسلم در صحیح خود از او روایت نکرده مگر آن که او حدیثی را روایت کرده که دیگران نیز در کنار او روایت کرده‌اند.

    طریق چهارم: در این طریق راوی مجهولی هست، و او کسی است که عطاء از او روایت کرده است، پس روایت عطاء مرسل است. احمد بن حنبل می‌گوید: (در میان روایات مرسل هیچ روایتی از روایات مرسل حسن و عطاء بن ابی رباح ضعیف‌تر وجود ندارد، چون آن دو از هر کس حدیث می‌گرفتند). ابن مدینی می‌گوید: (عطاء از هر نوع افراد روایت می‌گرفت)(تهذیب الکمال)(12/ 190).
    طریق پنجم: بیهقی گفته که این روایت صحیح است و افراد سند آن ثقه هستند. در سند این حدیث فردی هست که اصلاً شرح حال او را نیافتم و بعضی را چون اسمهایشان مشابه است نمی‌دانم، و این را هم باید گفت که بیهقی امام محدثی است.

    بررسی متون:
    الف) صحیح‌ترین حدیث از این احادیث حدیث عایشه -رضی الله عنها- است.
    و در اینجا به چند نکته اشاره می شود:
    اول: اینکه، در این قضیه - یعنی مسئله آیه تطهیر- حدیث صحیحی بجز حدیث عایشه وجود ندارد مگر آنکه روایت بیهقی صحیح باشد.
    دوم: در این حدیث فقط این بیان شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم افرادی را زیر چادر قرار داد، و آیه را خواند. و از حدیث ثابت می‌شود که آن افراد از اهل بیت هستند، نه اینکه اهل بیت فقط همین افراد باشند؛ چون آیه در مورد زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم است و اگر پیامبر این را نمی‌گفت آل عبا شامل مفهوم آیه نمی‌شدند.
    - مراجع مدعی تشیع وقتی حدیث مسلم را ذکر می کنند، خواننده را دچار این توهم می کنند که عبارت حدیث مسلم، زنان را از مفهوم آیه بیرون می‌کند و کمترین چیزی که سخن ایشان با آن توصیف شود این است که نوعی مغالطه و تلبیس در آن دیده می‌شود، چون می گویندشامل زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم نمی‌شود، چون در صحیح مسلم این مطلب تصریح شده است!!!)
    - می‌گویم: کجا در صحیح مسلم چنین چیزی بیان و تصریح شده است؟! در صحیح مسلم فقط این آمده که آن چهار نفر را پیامبر صلی الله علیه وسلم زیر چادر برد و آیه را خواند، پس کجا تصریح نمود که زنانش در آن داخل نیستند؟ آیا این سخن مخالف با کلمات مسلم نیست؟!
    سوم: این روایت دلالت می‌کند که اصحاب و امهات المؤمنین با یکدیگر دشمنی نداشتند، گرچه در میان آنها جنگ در گرفته است. می‌بینیم که عایشه -رضی الله عنها- فضایل اهل بیت را روایت می‌کند، و این تاکیدی است بر اینکه آنها آنگونه که شیعه ادعا می‌کنند با یکدیگر دشمنی نداشته‌اند.
    چهارم: اصحاب از این آیه و حدیث، امامت و عصمت را استنباط نکرده و چنین برداشتی از آن نداشتند و اگر آنها امامت و عصمت را از آیه و حدیث می‌فهمیدند با علی بیعت می‌کردند، و افرادی که با او جنگیدند با او نمی‌جنگیدند، و همچنین به کسانی که با او جنگیده بودند با این آیه و حدیث اعتراض می‌شد.
    پنجم: اینکه اهل سنت از دوران تابعین تا زمان تصنیف این حدیث را روایت کرده‌اند و این حدیث را در کتابهایشان آورده‌اند که این خود دلیلی بر انصاف و محبت شان نسبت به اهل بیت است.
    ششم: شیعه این حدیث صحیح را رها کرده و از حدیث ضعیفی استدلال کرده‌اند، چون در این حدیث صحیح کلمه‌ای وجود ندارد که امهات المؤمنین را از اهل بیت بیرون کند و یا اینکه چون شیعه نسبت به عایشه -رضی الله عنها- کینه و دشمنی دارند از آن حدیث ضعیف استدلال کرده‌اند، در صورتی که حدیث ام سلمه مذهب آنها را باطل می‌گرداند.

    ب) حدیث ام سلمه در ترمذی:
    پیش‌تر گفته شد که حدیث ام سلمه ضعیف است، اما چون شیعه اثنی عشری از آن استدلال می‌کنند اشکال ندارد که کلمات آن را تحلیل و بررسی کنیم تا ببینیم حدیث بر چه چیزی دلالت می‌کند.
    متن حدیث- کلمات اول و جمله اول که: (وقتی آیه در خانه ام سلمه نازل شد) و این بر چند چیز دلالت می‌کند:
    الف) حدیث تأکید می‌کند که آیه قبل از دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل شده است، پس اگر آیه از این خبر می‌دهد که پلیدی دور شده و آنها کاملاً پاک شده‌اند، چرا پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از آن که خداوند به او خبر داده است که این امر تحقق یافته است - آن‌طور که شما می‌گویید- دعا می‌کند و می‌گوید: (بار خدایا! اینها اهل بیت من هستند پلیدی را از آنها دور کن و آنان را کاملاً پاک بگردان)؟!
    اگر آیه بر وقوع و تحقق تطهیر تأکید می‌کند، باید پیامبر صلی الله علیه وسلم در مقابل می‌گفت: سپاس خداوندی را که شما را پاک گرداند. وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم دعا نمود مشخص می‌شود که خداوند این را به صورت تشریعی خواسته است نه تکوینی.
    ب) یا می‌گوییم: آیه بر این دلالت می‌کند که مسئله تطهیر برای زنان محقق شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست که بقیه خاندان خویش را در زمره آنها قرار دهد و یا این کار را کرد تا نشانگر این باشد که مفهوم آیه‌ شامل آنها نیز می‌گردد. و آن بنابر فهم کسی که این را فهمیده است.( چون دختر جایگاه چندانی در فرهنگ اعراب نداشته و زنان و دختران را زنده به گور کرده و . . . پیامبر صلی الله علیه وسلم می خواسته به طرق مختلف و با ایراد محبت نسبت به حضرت فاطمه فرهنگ دختر دوستی را بین اعراب رواج داده و در این زمینه اسوه حسنه باشند )

    جمله دوم: (آنگاه فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و آنها را با چادری پوشانید، و علی پشت سرش بود، و او را نیز با چادری پوشانید).رهنمودهایی که در اینجا وجود دارد:
    الف) پیامبر صلی الله علیه وسلم علی را با دیگران زیر یک چادر داخل نکرد، بلکه او را جداگانه در چادری قرار داد.بنابراین حدیث، حدیث کساء نیست، بلکه اسم حدیث باید حدیث کسائین(یعنی دو چادر) ‌باشد.
    ب) علی پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بود. این دو مطلب(طبق روایتی که شیعه انتخاب کرده‌ است) دال بر این هستند که گفته پیامبر صلی الله علیه وسلم که فرمودبار خدایا! اینها اهل بیت من هستند) شامل علی نمی‌شود، چون علی با آنها زیر یک چادر نبود و او پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داشت، و اشاره با کلمه (اینها) شامل کسانی می‌شود که پیش روی او می‌باشند. و کسانی را که پشت سر او هستند شامل نمی‌شود.
    (طبق زبان عربی) چون در زبان عربی با کلمه (هؤلاء= ایشان) به کسانی اشاره می‌شود که جلو قرار دارند، مگر اینکه به همراه گفتن این کلمه با دست اشاره شود و در اینجا با دست اشاره نشده است.
    وگرنه پس چرا علی را (طبق روایتی که انتخاب کرده‌اید) از چادر اول بیرون می‌کنید و در یک چادر بیش از سه نفر جای می‌گیرد، سپس او را به تنهایی زیر چادر و پشت سرش قرار می‌دهد و حال آن که می‌توانست او را جلوی خودش قرار دهد؟!! بنابراین طبق کلمات این حدیث، علی رضی الله عنه از اهل بیت نیست و دعای پیامبرصلی الله علیه وسلم شامل او نمی‌شود(البته ما به این معتقد نیستیم) اما کلمات حدیثی که مراجع مدعی تشیع انتخاب کرده‌اند تا بوسیله آن، امهات المؤمنین را از اهل بیت بیرون کنند، علیه خود آنهاست و آنچه آنها می‌خواهند را نقض می‌کند.(اما اهل سنت حدیث عایشه -رضی الله عنها- را که علی و فاطمه و حسن و حسین، همه را زیر یک چادر قرار می‌دهد ترجیح می‌دهد.)

    جمله سوم: ام سلمه گفت: (من با آنها هستم ای رسول خدا؟ فرمود: تو در جایت باش، و تو بر خیر و خوبی هستی).
    در اینجا این نفی نشده که ام سلمه از اهل بیت باشد، بلکه اینکه پیامبر فرمود: (تو در جایت هستی)، یعنی تو در جایگاهت قرار داری، جایگاهی که خدا از آن خبر داده و مفهوم آیه شامل شماست. در کلمات دیگر حدیث ام سلمه فقط این آمده است که پیامبر آنها را با چادری پوشانید و گفت: (بار خدایا اینها اهل بین من هستند...) و برای آنها دعا کرد و به ام سلمه گفت: (تو بر خیر و خوبی هستی).

    حدیث ام سلمه در روایت بیهقی:
    بیهقی می‌گوید: در یکی از کلمات حدیث آمده است که وقتی ام سلمه از پیامبر پرسید: (آیا من از اهل بیت نیستم؟ فرمود: بله، ان شاءالله) و بیهقی این حدیث را صحیح قرار داده و همه روایاتی را که با این مخالف هستند ضعیف قرار داده است.
    و اما حدیث ام سلمه که: (چادر را بلند کردم تا با آنها داخل آن شوم، آنگاه او آن را از دست من کشید و گفت: تو بر خیر و خوبی هستی).
    پاسخ آن از چند جهت:
    اول: در سند این حدیث، شهر بن حوشب قرار دارد و پیش‌تر ذکر شد که او ضعیف است. و همچنین در سند آن علی بن زید بن جدعان قرار دارد، و ابن سعد در مورد او می‌گوید: (او ضعیف است، و حجت نیست) و از احمد و یحیی بن معین نیز چنین سخنانی در مورد او نقل شده است. و نسائی می‌گوید: (ضعیف است). و بعضی گفته‌اند: راستگوست. و راجح این است که احادیث او حجت نیست، چون افراد زیادی او را ضعیف قرار داده‌اند، و اینکه گفته‌اند: او (صدوق) یعنی راستگوست، توثیق و تأییدی به شمار نمی‌رود، بلکه اشاره به این است که او عمدا به خطا نمی‌رود، اما حفظ و به خاطر سپردن چیزی دیگر است.

    دوم: در این حدیث، کلمات متضادی ذکر شده است. در روایت ترمذی آمده است ام سلمه گفت: (من با آنها هستم ای رسول خدا؟ فرمود: تو در جایت هستی، تو برخیر و خوبی هستی). و احمد در سند خود در دو جا به همین صورت آن را آورده است، و در روایت دوم ترمذی آمده که : (تو بر خیر و خوبی هستی).و در آن ذکر نشده است که او خواست با آنها در چادر داخل شود یا چادر را کشید، پس شما مراجع شیعه چگونه بخودتان اجازه می دهید به روایتی اعتماد کنید که با همه روایتها مخالف است و قرآن با ادله و براهین قاطع و صریح با چنین روایاتی که شایسته نیست مورد توجه و اعتماد قرار گیرند سر مخالفت دارد؟! آیا مقید کردن مطلق قرآن با احادیث ضعیف جایز است، آیا رد کردن بعضی آیات قرآنی با احادیث ضعیف جایز است؟! شما ادعا می‌کنید که برای اثبات قضایای عقیدتی احادیث آحاد صحیح را نمی‌پذیرید، ولی شما را می‌بینیم که برای تأویل و توجیه قرآن به احادیث آحاد ضعیف یا موضوع روی می‌آورید!! حسن صدر شیعی با دفاع از پدید آمدن منهج و شیوه تصحیح و تضعیف می‌گوید: چون همه بر این اتفاق دارند که نباید به خبر واحد عمل شود همان‌طور که قیاس و اجتهاد به تنهایی قابل عمل نیستند مگر با مزایای معارض.(نهاية الدراية)(152).

    والله تعالی اعلم

  18. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیق مختوم نمایش پست ها
    برادر من در کجای فرمایشات علمای شیعی حکم نبوی به خاندان پیامبر داده شد ؟؟؟
    مگر برادران شیعه نمی گویند علی -رض- نفس پیامبر است؟ به عبارتی همچون پیامبر است؟
    مگر نمی گویید فرزندان علی -رض- هم نفوس پیامبرند؟ -ص-
    خوب؟ آیا اگر کسی نفس نبی باشد، مقامش نبوی نیست؟

    علاوه بر این به اعتقاد شیعه مقام امامت از نبوت بالاتر است... (امامت حضرت ابراهیم)
    خوب با این حساب امامان شما از نبی هم بالا ترند...

    پس حکمشان بالاتر از حکم نبی است....
    البته شاید بنده اشتباه می کنم که در این صورت دوستان راهنمایی فرمایند...
    فکر کنم این مواردی که گفتم نیازی به سند ندارند چون دوستان همه آن را قبول دارند، اما اگر مبهم یا مخدوش است بگویید سند گفته های بالا که پررنگ تر نمایش داده شده را هم ارائه دهم.

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود