صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از صلاة الوسطی چیست و چرا مبهم گذاشته شده ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329

    منظور از صلاة الوسطی چیست و چرا مبهم گذاشته شده ؟




    در آيه ذيل قصد قرآن تحريك مردم براي محافظت از نمازهاست و بعد در اين ميان يك نماز را داراي اهميت ويژه معرفي مي كند ولي آن را مبهم مي گذارد چرا؟:
    البقرة : 238 حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتينَ


    کارشناس بحث : میقات

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۸/۱۴ در ساعت ۰۵:۱۳
    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتينَ»
    در انجام همه نمازها، (به خصوص) نماز وسطى [نماز ظهر] كوشا باشيد! و از روى خضوع و اطاعت، براى خدا بپاخيزيد! (بقره، 238)

    كلمه "وسطى" مؤنث "اوسط" (ميانه‏تر) است، و منظور از "صلاة وسطى" نمازى است كه در وسط نمازها قرار مى‏گيرد و از كلام خداى تعالى استفاده نمى‏شود كه منظور از آن چه نمازی است؛ تنها سنت است كه آن را تفسير مى‏كند. (ترجمه الميزان، ج ‏2، ص 369)

    درست است که در مراد از "صلاة وسطی" اختلاف است ولی بنا بر نظر مشهور و با توجه به روایات وارده، روشن می شود که مراد از "صلاة وسطی" نماز ظهر است.

    قرائن مختلفى در دست است كه منظور از "صلاة وسطی"، همان نماز ظهر است زيرا:

    نماز ظهر در وسط روز انجام مى‏شود.
    شأن نزول آيه نيز گواهى مى‏دهد که مراد نماز ظهر است.
    روايات متعددى نیز از معصومين (ع) نقل شده که بر آن تاكيد دارند.



    اما این که چرا نماز ظهر؟

    برای این مطلب، به جهاتی اشاره شده، از جمله:

    1. در وقت كثرت مشغله واقع شده و لازم است امر دنيا و آخرت را جدى گرفت، لذا فارق شدن از دنیا و پرداختن به نماز، در آن زمان، فضیلت بیشتری دارد. (تفسير أحسن الحديث، ج‏1، ص 449؛ تفسير الكاشف، ج‏1، ص 367)

    2. در وسط روز و وقت زوال شمس واقع شده كه وقت آن برای نماز، مشقت و سختی بیشتری دارد پس افضل است. (تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص 426)

    3. چون نماز ظهر، اولین نمازى است كه واجب شد، و زوال ظهر، وسط روز و ساعت استجابت دعاء است. (أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏2، ص 487)

    4. تاكيد روى اين نماز به خاطر اين بوده كه بر اثر گرمى هواى نيمروز تابستان، يا گرفتاريهاى شديد كسب و كار، نسبت به آن كمتر اهميت مى‏دادند، آيه فوق اهميت نماز وسطى(ظهر)، و لزوم محافظت بر آن را مورد تاكيد قرار داده است.(تفسير نمونه، ج‏2، ص 207)


    چرا مبهم و بدون تصریح؟

    با مراجعه به روایات معصومین علیهم السلام که مفسران حقیقی قرآن هستند، روشن می شود که مراد از "صلاة وسطی" چه نمازی است، لذا مبهم به معنای این که نامعلوم و بی پاسخ گذاشته شده نیست، بلکه توسط اهلبیت(ع) مشخص شده است.

    در ثانی، همین نحو بیان، از وجوه فصاحت و بلاغت در کلام است و ذهن مخاطب را بیشتر به خود جلب می کند تا به جستجو و فحص پرداخته تا ببینددنبال این نمازی که این قدر اهمیت دارد چیست.

    منظور از صلاة الوسطی  چیست و چرا مبهم گذاشته شده ؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329



    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید

    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2



    با سلام وتشکر از زحماتی که می کشید امید است که در راه رسالت عظیمی که برعهده دارید موفق وموید باشید

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    74
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    278



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید
    شما بعلت انسان بودنتان در جایگاهی نیستید که این باید ها و نباید ها رو تعیین کنید.
    قرآن نیاز به تفسیر دارد
    در مورد نماز وسطی اولا مشخص است ثانیا هر آیه ای جدای از معنی،شان نزول و تفسیر خودش رو دارد که برای فهم بیشتر باید به آنها رجوع کرد.
    زندگانی با همین غم ها خوش است
    با همین بیش و همین کم ها خوش است
    زندگی کردیم و شاکی نیستیم
    بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    جناب جویا بخواهید بپذیرید نخواهید نپذیرید و اصراری هم بر پذیرفتن شما نیست به اینکه ائمه معصومین ما شیعیان مبین و مفسر اصیل قرآن هستند که متاسفانه شما نمیخواهید این معنا را درک کنید و یا نمیتوانید بفهمید که ذریه پیامبر که بعد از آنحضرت مشعل دار هدایت انسانها تا قیام قیامتند همان کسانی هستند که بطون قرآن را برای مردم در قالب همین روایات تفسیر می کنند که متاسفانه اهل سنت نمیخواهد قبول کند
    جناب جویا بنده به همراه کارشناسان محترم سایت در تایپیکهای مختلف سعی در فهماندن معنای امامت و جانشینی حضرات معصومین بعد از پیامبر در جای جای مختلف این انجمن با شما کردیم ولی متاسفانه نه تنها قانع نشدید که بر انکارتان هم اضافه شد
    جناب جویا مسئله ایی نیست اصلا لزومی ندارد که بخواهید بفهمید که ائمه معصومین مفسر قرآن هستند یا نه شما فکر کنید روایات بعد از زمان قطع وحی آمده و مردم در ابهام ماندند و در این افکارتان هم باقی بمانید

    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    بقول یک بزرگواری تمام مشکلات و معضلات جهان اسلام حل شد فقط مانده اینکه مردم با قاطعیت بفهمند معنای الوسطی چیست شما هنوز بحث جانشینی بلافصل امیر المومنین علی علیه السلام بعد از پیامبر را نتوانستید جواب ما را بدهید و مدارکی که برایتان از کتب خودتان آورده ایم را جواب بدهید چطور محلی از اعراب پیدا کردیدکه بخواهید آنجا را نیمه تمام رها کرده به این مسئله بپردازید ؟؟؟
    باور نمی کنید به تایپیکهای سوالات نفس گیر از اهل سنت و
    همچنین مشروح روایت غدیر و .... بروید تا ضعف و زبونی خودتان را ببینید

    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آیه الیوم اکملت لکم دینکم و اتمتت علیکم نعمتی ... همان آیه ای است که اهل سنت وهابیت در آن مانده اند و این آیه جواب تمام کسانی است که بگویند دین اسلام ناقص است و در حقیقت بیراه هم نرفتند چون وقتی بعد از تشریع دین تکمیل کنندگانی مانند خلفای شما باشند که نتوانند حتی کوچکترین حکم از احکام الهی را برای مردم توضیح و تبیین کنند آخر و عاقبت افرادی مثل حضرتعالی بهتر از این نخواهد بود که خدا را متهم به عدم حکمت نمائید
    این بحثها و بحثهای مشابه فقط فایده اش بالا رفتن صفحات تایپیک هست و اینکه وقت عزیز کارشناسان را گرفته و قانع نشوید
    به فرمایش جناب روحبخش
    چه نیازی است ما برای اهل سنت عصمت اهل البیت علیهم صلوات الله را ثابت کنیم؟


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید
    جناب جویا بعید می دانم حضرتعالی از اهل سنت بدون تعصب و عصبیت باشید بخاطر اینکه وقتی به کتب تفسیر علمای اهل سنت نور الله مضاجعهم مراجعه میکنیم برخلاف شما از دیدگاه منصفانه ایی به مسائل روائی و کلمات قرآن می پردازند
    در ذیل این بحث توجه حضرتعالی را به تفاسیر مختلفی که از علمای اهل سنت بیان گردیده است جلب میکنم تا هم شما و هم خوانندگان متوجه باشند که آنها برخلاف نظریات شما تاکیدشان بر روایات نیز بوده است و هچنین مشخص میشود با اینکه آنها احادیث ائمه معصومین علیهم السلام را نیاورده اند باز به احادیث نبوی تاکید دارند

    قد روى المفسرون حديثا أنّ النبىّ صلى اللّه عليه و سلم قال: صلاة الوسطى صلاة العصر، و هي التي فاتت سليمان‏
    _________________
    نام كتاب: احكام القرآن( ابن العربى)
    نويسنده: ابن العربى محمد بن عبدالله بن ابوبكر
    موضوع: فقهى‏
    قرن: ششم‏
    زبان: عربى‏
    مذهب: سنى‏
    *****************************

    «و روينا عن عاصم، عن زر بن حبيش، عن على (رضي اللّه عنه)، قال: «كنا نرى أنها صلاة الفجر، حتى سمعت رسول اللّه (صلى اللّه عليه و سلم) يوم الأحزاب: يقول: «شغلونا عن صلاة الوسطى، صلاة العصر
    ___________________
    نام كتاب: احكام القرآن( شافعى)
    نويسنده: ابن ادريس شافعى محمد
    موضوع: فقهى‏
    قرن: سوم‏
    زبان: عربى‏
    مذهب: سنى‏
    *****************************

    حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ (238) فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً أَوْ رُكْباناً فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (239)
    حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ قال ابن عباس: أي حافظوا على الصلوات المكتوبات الخمس في مواقيتها بوضوئها و ركوعها و سجودها وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏، يعني الصلاة الوسطى خاصة حافظوا عليها. و يقال: هي صلاة العصر. و يقال هي صلاة الصبح و يقال: هي صلاة الظهر.
    حدثنا القاسم بن محمد بن روزبه قال: حدثنا عيسى بن خشنام قال: حدثنا سويد بن سعيد، عن مالك بن أنس، عن داود بن الحصين أنه بلغه، عن رجل، عن زيد بن ثابت أنه بلغه، عن علي و ابن عباس أنهما كانا يقولان: صلاة الوسطى صلاة الصبح.
    قال مالك: و ذلك رأي. أخبرني القاسم بن محمد قال: حدثنا عيسى بن خنشام قال:
    حدثنا سويد بن سعيد بن مالك بن أنس، عن داود بن الحصين، عن رجل، عن زيد بن ثابت أنه قال: صلاة الوسطى: صلاة الظهر.
    و بهذا الإسناد، عن مالك، عن زيد بن أسلم، عن القعقاع بن الحكم، عن أبي يونس مولى عائشة- رضي اللّه عنها- أنه قال: أمرتني عائشة أن أكتب لها مصحفا و قالت: إذا بلغت هذه الآية فآذني فلما بلغتها آذنتها، فأملت علي: حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى:
    صلاة العصر.
    قال الفقيه: حدثنا أبو إبراهيم الترمذي، عن أبي إسحاق، عن أبي جعفر الطحاوي قال:
    حدثنا علي بن معبد قال: حدثنا يعقوب بن إبراهيم عن أبي إسحاق عن أبي جعفر محمد بن علي، عن عمرو بن رافع، مولى عمر و كان يكتب المصاحف أنه قال: اكتتبتني حفصة ابنة عمر مصحفا و قالت: إذا بلغت هذه الآية فلا تكتبها، حتى تأتيني فأمليها عليك كما حفظتها من رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم، فلما بلغتها أتيتها بالورقة فقالت: اكتب حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى صلاة العصر. و يقال: هي قراءة عبد اللّه بن مسعود.
    و روي عن أبي هريرة و ابن عمر أنهما قالا: صلاة الوسطى العصر و روي عن عاصم بن أبي النجود، عن زر بن حبيش، عن علي أنه قال: كنت ظننت أنها صلاة الفجر، حتى سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم يقول يوم الخندق و قد شغلوه عن صلاة العصر، قال: «ملأ اللّه بطونهم و قبورهم نارا، شغلونا عن الصّلاة الوسطى، صلاة العصر». و إنما كان فائدة التخصيص بصلاة العصر، لأن ذلك وقت الشغل و يخاف فوتها ما لا يخاف لسائر الصلوات. و قد أكد بالذكر قال:
    وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ خاصة. و من طريق المعقول يدل أيضا على أن صلاة الوسطى هي صلاة العصر، لأن قبلها صلاتي النهار و بعدها صلاتي الليل.
    بحرالعلوم، ج‏1، ص: 157
    ________________
    نام كتاب: بحرالعلوم‏
    نويسنده: سمرقندى نصربن محمد بن احمد
    موضوع: روايى‏
    قرن: چهارم‏
    زبان: عربى‏
    مذهب: سنى‏

    ادامه ....


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید
    حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ قال: فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «لينتهين رجال أو لأحرقن بيوتهم». و الزبرقان هو ابن عمرو بن أمية الضمري، لم يدرك أحدا من الصحابة، الصحيح ما تقدم من روايته عن زهرة بن معبد و عروة بن الزبير. و قال شعبة و همام عن قتادة عن سعيد بن المسيب عن ابن عمر عن زيد بن ثابت، قال: الصلاة الوسطى صلاة الظهر. و قال أبو داود الطيالسي و غيره، عن شعبة: أخبرني عمر بن سليمان من ولد عمر بن الخطاب، قال:
    سمعت عبد الرحمن بن أبان بن عثمان يحدث عن أبيه عن زيد بن ثابت، قال: الصلاة الوسطى هي الظهر، و رواه ابن جرير، عن زكريا بن يحيى بن أبي زائدة عن عبد الصمد، عن شعبة، عن عمر بن سليمان، عن زيد بن ثابت، قال الصلاة الوسطى هي الظهر، و رواه ابن جرير، عن زكريا بن يحيى بن أبي زائدة عن عبد الصمد، عن شعبة، عن عمر بن سليمان، عن زيد بن ثابت، في حديث رفعه، قال «الصلاة الوسطى صلاة الظهر». و ممن روي عنه أنها الظهر ابن عمر، و أبو سعيد و عائشة، على اختلاف عنهم، و هو قول عروة بن الزبير و عبد اللّه بن شداد بن الهاد، و رواية عن أبي حنيفة رحمهم اللّه.

    و قيل: إنها صلاة العصر. قال الترمذي و البغوي رحمهما اللّه: و هو قول أكثر علماء الصحابة و غيرهم. و قال القاضي الماوردي: هو قول جمهور التابعين. و قال الحافظ أبو عمر بن عبد البر: هو قول أكثر أهل الأثر. و قال أبو محمد بن عطية في تفسيره. و هو قول جمهور الناس. و قال الحافظ أبو محمد عبد المؤمن بن خلف الدمياطي في كتابه المسمى بكشف المغطى في تبيين الصلاة الوسطى، و قد نص فيه: أنها العصر، و حكاه عن عمر و علي و ابن مسعود و أبي أيوب و عبد اللّه بن عمرو و سمرة بن جندب و أبي هريرة و أبي سعيد و حفصة و أم حبيبة و أم سلمة و عن ابن عباس و عائشة على الصحيح عنهم، و به قال عبيدة و إبراهيم النخعي و رزين وزر بن حبيش و سعيد بن جبير و ابن سيرين و الحسن و قتادة و الضحاك و الكلبي و مقاتل و عبيد بن مريم و غيرهم، و هو مذهب أحمد بن حنبل. قال القاضي الماوردي و الشافعي قال ابن المنذر: و هو الصحيح عن أبي حنيفة، و أبي يوسف و محمد، و اختاره ابن حبيب المالكي، رحمهم اللّه.
    ___________________
    تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، ج‏1، ص: 491

    ادامه...
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۸:۱۳

  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید
    ذكر الدليل على ذلك- قال الإمام أحمد «1»: حدثنا أبو معاوية، حدثنا الأعمش، عن مسلم، عن شتير بن شكل، عن علي، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم يوم الأحزاب «شغلونا عن الصلاة الوسطى، صلاة العصر، ملأ اللّه قلوبهم و بيوتهم نارا» ثم صلاها بين العشاءين المغرب و العشاء، و كذا رواه مسلم «2» من حديث أبي معاوية محمد بن حازم الضرير، و النسائي «3» من طريق عيسى بن يونس كلاهما عن الأعمش، عن مسلم بن صبيح عن أبي الضحى، عن شتير بن شكل بن حميد، عن علي بن أبي طالب عن النبي صلّى اللّه عليه و سلم مثله، و قد رواه مسلم أيضا من طريق شعبة عن الحكم بن عتيبة، عن يحيى بن الجزار عن علي بن أبي طالب، و أخرجه الشيخان و أبو داود و الترمذي و النسائي و غير واحد من أصحاب المساند و السنن و الصحاح من طرق يطول ذكرها عن عبيدة السلماني، عن علي به، و رواه الترمذي و النسائي من طريق الحسن البصري عن علي به، قال الترمذي: و لا يعرف سماعه منه، و قال ابن أبي حاتم: حدثنا أحمد بن سنان، حدثنا عبد الرحمن بن مهدي عن سفيان عن عاصم عن زر، قال: قلت لعبيدة: سل عليا عن الصلاة الوسطى، فسأله، فقال: كنا نراها الفجر أو الصبح، حتى سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم يقول يوم الأحزاب «شغلونا عن الصلاة الوسطى، صلاة العصر، ملأ اللّه قبورهم و أجوافهم أو بيوتهم نارا» و رواه ابن جرير عن بندار عن ابن مهدي به. و حديث يوم الأحزاب، و شغل المشركين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم و أصحابه عن أداء صلاة العصر يومئذ، مروي عن جماعة من الصحابة يطول ذكرهم، و إنما المقصود رواية من نص منهم في روايته، أن الصلاة الوسطى هي صلاة العصر.
    و قد رواه مسلم أيضا من حديث ابن مسعود و البراء بن عازب رضي اللّه عنهما.
    حديث آخر- قال الإمام أحمد «4»: حدثنا عفان، حدثنا همام عن قتادة عن الحسن عن سمرة، أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال: «صلاة الوسطى صلاة العصر» و حدثنا بهز و عفان قالا: حدثنا أبان، حدثنا قتادة عن الحسن، عن سمرة أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ و سماها لنا أنها هي صلاة العصر، و حدثنا محمد بن جعفر و روح، قالا: حدثنا سعيد عن قتادة، عن الحسن عن سمرة بن جندب، أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال «هي العصر» قال ابن جعفر:
    سئل عن صلاة الوسطى، و رواه الترمذي من حديث سعيد بن أبي عروبة، عن قتادة، عن الحسن، عن سمرة، و قال: حسن صحيح، و قد سمع منه حديث آخر. و قال ابن‏جرير «5»: حدثنا أحمد بن منيع، حدثنا عبد الوهاب بن عطاء، عن التيمي، عن أبي صالح، عن أبي هريرة، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «الصلاة الوسطى صلاة العصر».
    ***********************************
    (1) مسند أحمد (ج 1 ص 81- 82).
    (2) صحيح مسلم (مساجد حديث 202- 206).
    (3) النسائي (صلاة باب 14).
    (4) المسند (ج 5 ص 12). [.....]
    (5) تفسير الطبري (2/ 574).
    _______________________
    تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، ج‏1، ص: 492

    ادامه ...


  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    1) روایات در زمان بعد از قطع وحی بوده است! مردم مخاطب قرآ« باید با این ابهام چه کنند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    2) خود روایات هم اتفاق نظری بینشان نیست لذا باز هم همچنان ابهام الوسطی باقی می ماند!
    3) خداوند در مقام بیان هر مطلبی باشد، باید آن را کمال و تمام بگوید و الا حکیمانه سخن نگفته است.
    آنچه را که پیامبر در تبیین احکام شریعت فرموده است تفسیر قرآن نیست. قرآن هر چه را که در صدد گفتنش بوده است بی ابهام گفته است. مثلا اگر می گوید: اقم الصلاة در مقام بیان اصل نماز بوده است نه رکعات آن. لذا این سخن نیاز به تفسیر ندارد.
    البته الان من نمی خواهم وارد این بحث بشوم که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا نه! لذا از شما خواهش می کنم فقط به سؤالات در باره ابهام الوسطی پاسخ بدهید!
    با تشکر از زحمتی که می کشید
    طريق أخرى بل حديث آخر قال ابن جرير «1»: و حدثني المثنى، حدثنا سليمان بن أحمد الحرشي الواسطي، حدثنا الوليد بن مسلم، قال: أخبرني صدقة بن خالد، حدثني خالد بن دهقان، عن خالد بن سبلان، عن كهيل بن حرملة، قال: سئل أبو هريرة عن الصلاة الوسطى، فقال: اختلفنا فيها كما اختلفتم فيها، و نحن بفناء بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم، و فينا الرجل الصالح أبو هاشم بن عتبة بن ربيعة بن عبد شمس، فقال: أنا أعلم لكم ذلك، فقام فاستأذن على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم، فدخل عليه ثم خرج إلينا، فقال: أخبرنا أنها صلاة العصر، غريب من هذا الوجه جدا.
    حديث آخر- قال ابن جرير «2»: حدثنا أحمد بن إسحاق، حدثنا أبو أحمد، حدثنا عبد السلام عن مسلم مولى أبي جبير، حدثني إبراهيم بن يزيد الدمشقي، قال: كنت جالسا عند عبد العزيز بن مروان، فقال: يا فلان اذهب إلى فلان فقل له: أي شي‏ء سمعت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم في الصلاة الوسطى؟ فقال رجل جالس: أرسلني أبو بكر و عمر، و أنا غلام صغير، أسأله عن الصلاة الوسطى فأخذ إصبعي الصغيرة، فقال «هذه صلاة الفجر»، و قبض التي تليها، فقال «هذه الظهر»، ثم قبض الإبهام، فقال «هذه المغرب»، ثم قبض التي تليها، فقال «هذه العشاء»، ثم قال «أي أصابعك بقيت؟» فقلت: الوسطى، فقال «أي الصلاة بقيت؟» فقلت: العصر، فقال «هي العصر» غريب أيضا جدا.
    حديث آخر قال ابن جرير «3»: حدثنا محمد بن عوف الطائي حدثنا محمد بن إسماعيل بن عياش، حدثني أبي حدثني ضمضم بن زرعة عن شريح بن عبيد عن أبي مالك الأشعري، قال:
    قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «الصلاة الوسطى صلاة العصر» إسناده لا بأس به.
    حديث آخر قال أبو الحاتم بن حبان في صحيحه: حدثنا أحمد بن يحيى بن زهير، حدثنا الجراح بن مخلد، حدثنا عمرو بن عاصم، حدثنا همام بن مورق العجلي، عن أبي الأحوص، عن عبد اللّه، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «صلاة الوسطى صلاة العصر».
    و قد روى الترمذي من حديث محمد بن طلحة بن مصرف عن زبيد اليامي، عن مرة الهمداني، عن ابن مسعود، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم «صلاة الوسطى صلاة العصر»، ثم قال:
    حسن صحيح، و أخرجه مسلم في صحيحه من طريق محمد بن طلحة به، و لفظه «شغلونا عن‏ الصلاة الوسطى صلاة العصر» الحديث، فهذه نصوص في المسألة لا تحتمل شيئا، و يؤكد ذلك الأمر بالمحافظة عليها، و قوله صلّى اللّه عليه و سلم في الحديث الصحيح من رواية الزهري عن سالم، عن أبيه، أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال «من فاتته صلاة العصر فكأنما وتر أهله و ماله» و في الصحيح أيضا من حديث الأوزاعي، عن يحيى بن أبي كثير، عن أبي قلابة عن أبي كثير عن أبي المهاجر، عن بريدة بن الحصيب، عن النبي صلّى اللّه عليه و سلم، قال «بكروا بالصلاة في يوم الغيم، فإنه من ترك صلاة العصر، فقد حبط عمله».
    و قال الإمام أحمد «4»: حدثنا يحيى بن إسحاق، أخبرنا ابن لهيعة عن عبد اللّه بن هبيرة، عن أبي تميم عن أبي بصرة الغفاري، قال: صلى بنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم في واد من أوديتهم، يقال له المخمص، صلاة العصر، فقال «إن هذه الصلاة صلاة العصر عرضت على الذين من قبلكم فضيعوها، ألا و من صلاها ضعف له أجره مرتين، ألا و لا صلاة بعدها حتى تروا الشاهد» «5» ثم قال: رواه عن يحيى بن إسحاق عن يزيد بن حبيب عن جبير بن نعيم عن عبد اللّه بن هبيرة عن أبي تميم عن أبي بصرة به، و هكذا رواه مسلم و النسائي جميعا عن قتيبة عن الليث، و رواه مسلم أيضا من حديث محمد بن إسحاق، حدثني يزيد بن أبي حبيب كلاهما عن جبير بن نعيم الحضرمي، عن عبد اللّه بن هبيرة السبائي به.
    **************************************
    (1) تفسير الطبري (2/ 575).
    (2) تفسير الطبري (2/ 576).
    (3) تفسير الطبري (2/ 576).
    (4) المسند (ج 6 ص 397).
    (5) أضاف في المسند: قلت لابن لهيعة: ما الشاهد؟ قال: الكوكب، الأعراب يسمعون الكوكب شاهد الليل.
    ____________________________

    تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، ج‏1، ص: 493



    نام كتاب: تفسير القرآن العظيم( ابن كثير)
    نويسنده: ابن كثير دمشقى اسماعيل بن عمرو
    موضوع: روايى‏
    قرن: هشتم‏
    زبان: عربى‏
    مذهب: سنى‏
    ناشر: دار الكتب العلمية، منشورات محمدعلى بيضون‏
    مكان چاپ: بيروت‏
    سال چاپ: 1419 ق‏
    نوبت چاپ: اول‏
    تحقيق: محمد حسين شمس الدين‏
    توضيح: كامل‏

    جناب جویا این مطالب را هم برای مطالعه حضرتعالی که اشکال از احادیث میگیرید که قرآن بدون بیان احادیث رساننده ی همه چیز است آورده ام هم به شما اثبات شود که برخلاف نظر شما (البته شمای نوعی)، علمای شما بسیار هم تاکید بر احادیث دارند منتها چون آنها احادیث ائمه معصومین ما را قبول ندارند فقط اکتفاء به احادیث خلفا و کسانی که مورد وثوقشان هست میکنند و ای کاش سر سوزنی انصاف داشتند و حداقل امامان شیعه را در حد افراد موثق قبول داشتند که اگر چنین اتفاقی می افتاد مطمئنا جلوی بسیاری از گمراهی ها و ضلالت ها گرفته می شد
    ویرایش توسط رحیق مختوم : ۱۳۹۱/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۸:۲۹

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود