جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی و نقد کتاب " آیة تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه "

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    بررسی و نقد کتاب " آیة تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه "




    بررسی و نقد کتاب " آیة تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه "
    نوشته دکتر طه بن حامد الدیلمی
    ترجمه اسحاق دبیری

    " آیة تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه" نوشته دکتر طه بن حامد الدیلمی که توسط آقای اسحاق دبیری ترجمه و در فضای اینترنت منتشر شده و همچنین توسط دولت سعودی که این روزها به کشتار شیعیان بحرین مشغول است چاپ و برای انحراف شیعیان از مذهب تشیع در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می دهد را بررسی و پاسخ دهیم .


    آیا آیه تطهیر متشابه است ؟
    نویسنده گفته است : آیه متشابه صراحت روشنی ندارد لذا آیات متشابه بوسیله آیات محکم مشخص میشود .
    باید متذکر شویم که بنا بر ترجمه و تفسیر, ظاهر آیه نشان میدهد که صراحت کامل دارد و کاملا روشن است همانطور که نویسنده خود ترجمه کرده ولی در ترجمه خود به این مطلب اشاره نکرده است .
    تنها اختلافی که ما با نویسنده در ترجمه آیه داریم این است که مصداق ( ساکنین البیت ) را باید رسول خدا بیان کند که این ساکنین چه کسانی هستند و آن حضرت مشخص کرده است .
    اگر گفته شود چون مصداق اهل البیت مشخص نیست پس آیه متشابه است ، باید بگوئیم
    خود نویسنده آیه وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِين‏ (البقره: 43). «و نماز را بپا داريد، و زكات را بپردازيد، و همراه ركوع كنندگان ركوع كنيد (و نماز را با جماعت بگزاريد)». نشان داد این آیه محکم است در صورتی که از این آیه و هیچ آیه دیگر مشابه آن در قران مصداق نماز یعنی اینکه ما چگونه باید نماز بخوانیم و چه کار هائی در هنگام نماز باید انجام دهیم و در هر وعده چند رکعت نماز باید خوانده شود و یا در زکات چقدر باید زکات داد و هر چند وقت یکبار باید زکات داد شود مشخص نشده است و ما از رسول خدا این حقائق را یاد می گیریم .
    پس اگر مصداق این آیه را هم رسول خدا روشن کردند دلیل بر متشابه بود آن نیست ، بنابر این آیه تطهیر محکم است و اگر شیعه از این آیه عصمت ائمه را هم خارج کرده از آیات متشابه نبوده است .
    و یا اینکه نویسنده گفته است آیه اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّوم‏ (البقره: 255). محکم است.
    میگوئیم : اگر قرار باشد در آیه محکم هیچ کس اختلاف نکند ، پس چرا
    اولا : در عبارت الله که فقط اسم است ، در بین مسلمین اختلافاتی وجود دارد الله اهل سنت می اید و میرود و پایش را در جهنم میگذارد در صورتی که الله شیعیان خالق است و چنین نیست . در اینجا نیز مشخص می شود باید هر دو طرف ببینند رسول خدا چه فرموده است . بنا بر ادعای نویسنده حتی خود الله هم متشابه است ؟
    و وقتی چنین است ایشان باید بما بگوید به چه دلیل آیه تطهیر متشابه است ولی الله و اقم الصلوه متشابه نیست ؟
    ثانیا ایشان بیان داشت که فقط قران هادی است و غیر قران را ضال معرفی کرد یعنی فرمایش رسول خدا نه تنها هدایت نیست بلکه ضال است ؟!
    آنچه مهم است : از ظاهر آیه ترجمه آیه مشخص می شود . فقط بیان رسول در اینکه این البیت کدام بیت است و یا اینکه چگونگی الصلوه کدام است مورد نیاز ماست و مصداق آنرا باید پیامبر بیان کند ، علیرغم اینکه آیه محکم است .
    آیه متشابه چیست ؟
    آیه متشابه آن است که از خود آیه به گمراهی بیفتیم . آیا آیه تطهیر انسان را به گمراهی میاندازد ؟ آیه به ما میگوید این البیت بیت خاصی است اگر نمی دانی ساکنین آن چه کسانی هستند از پیامبر سوال کن بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْم‏ و پیامبر نیز ساکنین آن را معرفی کرده اند .
    پس استدلال نویسنده در این مورد که آیه تطهیر از متشابهات است و شما برای عصمت معصومین به این آیه متوسل شدید غلط است .
    اثبات عصمت امام از طریق عصمت پیامبر
    ما عصمت را برای پیامبر از طریق عقل ثابت میکنیم و قران هم آنرا تائید می کند و اگر عصمت برای پیامبر ثابت شد به اعتبار عصمت پیامبر قبول میکنیم که ساکنان آن خانه نیز عصمت دارند .
    پس اگر پیامبر فرمود منظور از اولی الامر امام معصوم است و یا الذین آمنوا الذین یقیمومن الصلوه امام معصوم است ، می پذیریم .
    ما عصمت اهل البیت را بدلیل عصمت پیامبر و بر اساس ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی پذیرا می باشیم .
    زمانی که پیامبر گفت علی ‌بن‌ابی‌طالب یا حسن و حسین معصوم هستند دیگر قابل بحث نیست و الا ما در صدد اثبات عصمت تمام ائمه از آیه تطهیر نیستیم .
    پس عصمت امام به دلالت عقل از عصمت پیامبر ثابت می شود و چون پیامبر هر چه بگوید منطبق بر وحی است .این همان مصداق آیه اولی الامر است که پیامبر مصداق آن آیه را روشن کرده و چنین کسی باید معصوم باشد و غیر از این هم نمی تواند باشد .
    در رابطه با مصداق البیت در آیه تطهیر یا باید بگوئیم نه خدا ساکنین را معرفی کرده و نه پیامبر و تعیین هویت را به مردم واگذار کرده تا اولا بنا بر مدعای نویسنده آیه متشابه شود و ثانیا مردم با هم به جنگ بپردازند ثالثا هر کس بنفع خود بگوید این بیت کدام است ؟
    در حالیکه تمام فرق مسلمین اقرار کردند این خانه مشخص ( البیت ) را پیامبر که مبین قران و عالم به وحی و عالم به حقایق قران است ، بیان کرده است .
    آیا جایز است اگر پیامبر این بیت را مشخص کرده باشد ، این نویسنده بگوید من گفتار پیامبر را قبول ندارم و فقط قران هادی است و چون من این آیه را متشابه می دانم ، باید مصداق آنرا فقط از قران پیدا کنم ؟ در حالیکه آیه تطهیر هم محکم است ، آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم محکم است ، آیه انما ولیکم الله و الرسول و الذین آمنوا محکم است و زمانی که قرآن دستور می‌دهد از خدا و پیامبر و اولی الامر اطاعت مطلق کن این از محکمات فرامین الهی است .
    یعنی همان‌گونه که بدون هیچ پیش فرضی از خدا و پیامبر باید اطاعت مطلق شود از اولی الامر هم باید اطاعت شود و بنابراین اطاعت مطلق , قطعا اولی الامر باید معصوم باشد چون عقلا نمی‌شود از غیر معصوم اطاعت مطلق شود .
    در آیه انما ولیکم الله و الرسول و الذین آمنوا الذین . . . این الذین آمنوا هر کس که باشد باید معصوم باشد چون خدا بمن امر کرده از این فرد اطاعت مطلق کنم و از هر فرد فاسق و منافق و دروغ گو و فریب کار نمی توان اطاعت مطلق کرد .
    باید دقت داشت در آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ، الذین آمنوا غیر از پیامبر است یا در آیه اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم اولی الامر غیر از پیامبر است.


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    ابتدا به بررسی و نقد مقدمه کتاب می پردازیم و بعد دیگر قسمتهای کتاب را پاسخ خواهیم داد .

    زیر بنای استدلال نویسنده کتاب :

    زیر بنای استدلال فکری نویسنده کتاب بر فرضیه زیر استوار است :

    ( قرآن کریم تنها منبع هدایت است )

    ( خداوند هدایت را در قرآن منحصر کرده )

    ادعا ی نویسنده کتاب از این جهت که قران کریم کلام خدا و منبع هدایت انسانها و نور و هدایت می باشد ، صحیح است ، اما خود قران دیگرانی را در کنار و همدوش خود منبع هدایت معرفی میکند و این مطلب هم از آیات قران استنباط میشود .

    اگر هدف نویسنده همان کلام معروف عمر باشد که گفت : حسبنا کتاب الله . این سخن غلط است ، به دلیل آنکه نه خود عمر به گفته خود عمل کرده نه دیگران به گفته او عمل کرده و یا می‌کنند ، زیرا برای هر فرض دینی از قبیل نماز ، چگونگی روزه ، حج ، زکات به سراغ کتاب و سنت میروند .

    زمانی هم که سنت رسول خدا که غیر قران است ، یکی دیگر از مبانی هدایت برای مسلمین باشد ، پس استدلال به " حسبنا کتاب الله " و یا ادعای نویسنده کتاب که گفته است ( قرآن کریم تنها منبع هدایت است ) و یا ( خداوند هدایت را در قرآن منحصر کرده ) باطل است .

    سنت به عنوان یکی از منابع هدایت در قران :

    مسلمین سنت رسول خدا را هم براساس دستور قران مبنا قرار دادند :

    وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ

    مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏

    وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏

    بنا براین نمی توان اوامر رسول خدا را بر اساس دستور قران نادیده گرفت .



    هدایت الهی با دو پایه قران و عترت :

    نویسنده کتاب سه آیه

    ( ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین‏ )

    ( قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهْدَى‏ )

    ( فَبِأَىّ‏ حَدِیثِ بَعْدَهُ یُؤْمِنُون‏ )

    را دلیل بر انحصار هدایت الهی توسط قران گرفته است .

    آیات فوق در کتاب آسمانی قران به صورتهای ذیل آمده است :

    وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ (120 بقره )

    و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمی‏شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى. بگو: «در حقیقت، تنها هدایتِ خداست که هدایت [واقعى‏] است.» و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت.

    قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُنا وَ لا یَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى‏ أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرانَ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمینَ (71 انعام )

    بگو: «آیا به جاى خدا چیزى را بخوانیم که نه سودى به ما مى‏رساند و نه زیانى و آیا پس از اینکه خدا ما را هدایت کرده از عقیده خود بازگردیم؟ مانند کسى که شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‏اند، و حیران [بر جاى مانده‏] است؟ براى او یارانى است که وى را به سوى هدایت مى‏خوانند که:» به سوى ما بیا. «بگو:» هدایت خداست که هدایتِ [واقعى‏] است، و دستور یافته‏ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.

    در این دو آیه مورد خطاب رسول است تا دیگران بفهمند که حرف یهود و نصاری و خواندن غیر خدا در انتها منجر به اعتقادات اعقابشان ( بت پرستی ) می شود و خدا وند می فرماید که فقط هدایت خدا که در دین اسلام بروز یافته است ، هدایت واقعی است .

    نویسنده قسمتی از این دو آیه را آورده و نتیجه گرفته ( قرآن کریم تنها منبع هدایت است ) در صورتی که آیه اصل هدایت را بخدا نسبت می دهد نه اینکه هدایت را منحصر در قران کرده باشد .

    وقتی ما طبق این آیه فهمیدیم که قران هدایت است ، برای اینکه دریابیم منبع یا منابع هدایت کدامین حقایق می باشند باید به سراغ کل قران برویم . اگر قران هدایت را منحصر در خود کرده باشد همه باید بپذیرند ، ولی اگر قران سخنی غیر از آنچه که طه دیلمی می گوید فرموده باشد ، به چه مجوزی نویسنده فقط قرآن کریم را تنها منبع هدایت معرفی می کند .

    در آیاتی چون :

    النساء : 59 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ

    الأنفال 1 وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ

    النساء 80 مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ

    الحشر : 7 وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ

    النجم :3 و 4 وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏

    حصرمورد ادعای نویسنده شکسته شده است .

    نویسنده کتاب برای تقویت فرضیه اش به آیه فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ استشهاد کرده است .

    این آیه در دو سوره از قران مطرح شده است :

    1 - المرسلات : 50 فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

    در این سوره خداوند ده مرتبه کسانی را که قران را تکذیب کردند مورد خطاب قرار داده است : وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ و در انتها ی آیه فرموده است :

    فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

    2 - سوره الأعراف : 185 أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی‏ مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ

    طرف خطاب خدا مشرکین می باشند که اعتقادی بخدا ندارند و قدرت خدا در آسمان و زمین را دیده و باز خدا را رها کرده اند .

    این آیات نمی تواند ادعای نویسنده را مبنی بر انحصار هدایت الهی توسط قران اثبات کنند .


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    اینک دومین قسمت ازبررسی و نقد مقدمه کتاب را تقدیم خوانندگان گرامی می نمائیم :


    آیات زیادی در قرآن وجود دارد که مومنین را به رسول ارجاع می دهند و مسلمین هم در طول تاریخ بر خلاف شعار ( حسبنا کتاب الله ) متمسک به رسول و سنت او شده و به تفصیل و تبیینی که پیامبر در کیفیت نماز و روزه و حج و زکات و اخلاقیات و امور خانواده و امور اجتماعی گفته بود ، مراجعه کرده اند .

    آیا با این اوصاف می‌توان گفت هدایت قرآن در اصول است و در فروع نیست و آیا می‌توان گفت فروع اسلام احتیاجی به هدایت قرآن ندارد .

    اگر تمام هدایت منحصر در قران است به چه مجوز ی باید مسلمانان در فروع نزد پیامبر بروند ؟

    در ضمن نویسنده کتاب نماز را در ردیف اصول قرار داده است . حال سؤال این است که تعداد رکعات نماز و چگونگی نماز خواندن از کجای قران مشخص میشود ؟

    ایشان آیه ( ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین‏ ) را آورده است ، تا اینکه جمله ( قرآن کریم تنها منبع هدایت است ) را اثبات کند ، در حالیکه

    اولا : از این گونه آیات حصر استنباط نمیشود .

    ثانیا : اگر فرض حصر شود ، خود خداوند در آیاتی دیگر این حصر را برداشته است .

    ما میگوئیم اینکه قران فرموده ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین این آیه در ابتداء سوره بقره است و معنای آن این است که خدا زمینه هدایت را تقوی معرفی میکند یعنی ابتدا انسان باید تقوی داشته باشد تا قران او را هدایت کند و اگر کسی تقوی نداشته باشد قرآن در مورد چنین کسی می‌فرماید :

    الإسراء : 82 وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً .

    حال ما سؤال کنیم تقوا چیست ؟

    لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177) بقره

    در این آیه قرآن متقین را وصف میکند آنها باید ایمان به خدا و روز آخر و ملائکه و کتاب و نبییین داشته باشند ، تا متقی باشند

    ایمان به کتاب قطعا ایمان تنها به ظاهر قران نیست بلکه ایمان باید به محتوی و مندرجات قران به شرح باشد تا به کسی متقی گفته شود . قران فرموده است :

    وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ

    مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏

    وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏

    و از دیگر آیاتی که در قران ما را احاله به اطاعت مطلق از رسول می دهد ، آیه ذیل می باشد :

    النساء : 59 یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً

    قران در این آیه سه منبع مطلق و مجاز معرفی کرده است . زمانی که قرارست ما از أَطیعُوا اللَّهَ یعنی ( قران ) تبعیت کنیم ، خداوند با آوردن وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ اطاعت مطلق دیگری را به غیر از قران اذن داده و آن ، اطاعت مطلق از رسول وَ أُولِی الْأَمْرِ است . پس خدا ما را به اطاعت از نفر سومی که غیر از خدا ( قران ) و رسول هستند احاله داده است .

    یا درآیه ولایت : المائدة : 55 إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا ...

    در این آیه وَ الَّذینَ آمَنُوا مقوله سومی غیر از خدا و رسول است که او ولی ما است و هر چه میگوید ما باید از او اطاعت کنیم . بنابر این ادعائی همچون } ( قرآن کریم تنها منبع هدایت است ) و یا ( خداوند هدایت را در قرآن منحصر کرده ) در نقطه مقابل قران قرار دارد .

    یا در آیه دیگر قران فرموده است :

    العنکبوت : 49 بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ

    علم همه جا نیست بلکه علم در سینه کسانی است که خدا به آنها علم داده است آن‌هایی را که خدا به آن‌ ها علم داده است ، چه کسانی هستند ؟ قطعا این افراد غیر از پیامبرند ،

    بر فرض آنکه این فرد و یا افراد پیامبر باشد ، باز هم پایه دیگری به جز قران یعنی گفتار و تبیین ایشان در کنار قرآن معرفی شده است .

    و آیه قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى هم به همین معنی است خداوند خود مستقیماً خلایق را هدایت نمی‌کند و هدایت مردم توسط قرآن و پیامبر انجام میشود .

    پس هدی یعنی قران و پیامبر .

    حال اگر پیامبر فرموده باشد ای مردم ، بعد از من از علی بن ابیطالب باید تبعیت کنید و اگر ما از علی علیه السلام تبعیت نکنیم در حقیقت از قرآن و کلام الهی تبعیت نکرده ایم و لذا جزء زیانکاران خواهیم بود .

    نتیجه آنکه قران منهای مبین و بدون من عنده علم الکتاب و به دور از بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ و جدای از رسول ، هدایتگر نیست و مقدمه‌ای که نویسنده ارائه داده باطل است و بر این پایه غلط نمی توان عمارتی ساخت که در این صورت همان عمارت عنکبوت است :

    العنکبوت : 41 مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ

    مثل کسانى که غیر خدا را اولیا گرفتند، چون مثل عنکبوت است که خانه‏اى برگرفت، و حقا که سست‏ترین خانه‏ها، همان خانه عنکبوت است، اگر می ‏دانستند.

    نویسنده کتاب گفته است :

    هر کس هدایت را در منبعی غیر از قرآن بجوید، او مصداق سخن علی علیه السلام خواهد بود که در توصیف قرآن می‌گوید: «هر کس هدایت را در غیر از قرآن بجوید، خداوند او را گمراه می‌نماید».

    حضرت فرموده است : «هر کس هدایت را در غیر از قرآن بجوید، خداوند او را گمراه می‌نماید» .

    باید بگوئیم : این مطلب عقلی است و باید هدایت را ابتداء از قران گرفت ولی آیا حضرت دستور دادند مومنین فقط به چند آیه از قران ایمان داشته باشند ؟

    مسلم است که حضرت امیر علیه السلام مومنین را به کل قران سفارش فرمودند و اگر هر کس بخواهد به کل قران ایمان داشته باشد ، خود قران او را به اطاعت مطلق از افرادی غیر از خودش نیز خبر داده و اتفاقا همین فرمایش حضرت دلیل صحت عرض ما است و ادعای نویسنده کتاب را بر باد می دهد .

    قران که فرموده است : مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏ ، نتیجة آن أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا می باشد .

    ما به دستور قران سراغ رسول خدا و به دستور رسول خدا سراغ علی علیه السلام باید برویم و هر کس بخواهد اینها را از هم جدا کند اصلا مسلمان نیست تا چه رسد به مومن .

    پس ما روشن کردیم منظور امیرالمومنین از عبارت «هر کس هدایت را در غیر از قرآن بجوید، خداوند او را گمراه می‌نماید». قطعا به معنای انحصار هدایت در قران نیست .

    آیا این عبارت حضرت : «هر کس هدایت را در غیر از قرآن بجوید، خداوند او را گمراه می‌نماید». یعنی همان قرانی خطی که چاپ شده منظور می باشد . این برداشت خلاف نص قران است ( من یطع الرسول فقط اطاع الله ) .

    اما اگر عبارت حضرت «هر کس هدایت را در غیر از قرآن بجوید، خداوند او را گمراه می‌نماید». بمعنای آن است که کسانی را هم که قران معرفی کرده باید قبول داشت این عین حرف و اعتقاد ما است


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    برای من سؤالی هست که چه نیازی است ما برای اهل سنت عصمت اهل البیت علیهم صلوات الله را ثابت کنیم؟ آیا همینقدر که آنها را ثقه معرفی کنیم کافی نیست؟
    اهل البیت علیهم صلوات الله در مقابل عامه، و هم عامه شیعیانشان (غیر از خواص) سخنان خود را یا طریق پدران بزرگوارشان به پیامبر می رساندند. - زیرا امام علی (علیه­السلام) همه علوم را از پیامبر دریافت گرده بود - و یا از روی صحیفه فاطمه سلام الله علیها و امثال آن به سؤالات شرعی پاسخ می دادند.
    اگر اهل سنت بپذیرند که امامان بزرگوار شیعه، اشخاصی ثقه هستند، گام بزرگی برای هدایت یافتگی برداشته اند. ولی مع الاسف این مقدار هم برای امامان بزرگوار شیعه، قدر و منزلت قائل نیستند والا قسمت زیادی از کتابهای حدیثی خود را به فرمایشان اینان اختصاص می دادند!
    بر این اساس باید با اهل سنت نه از مقامات بالای ائمه شیعه که از مقامات پایین تر آنها شروع نمود تا شاید بعضی از خواب مانده های آنها بیدار شوند. هر چند برای بخواب زده هایشان از این طریق هم نمی شود کاری کرد!


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477

    انتقال پست




    دوستان سلام علیکم
    سؤال فوق را در تاپیک مستقلی مطرح نموده ام. می توانید مطالب خود را در
    http://www.askdin.com/thread24186.html
    مطرج کنید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تایید """""باطل""""" آری یا خیر ؟
    توسط حامد در انجمن مدیریت محتوا
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۰:۰۶
  2. پاسخ: 126
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۲۲, ۱۰:۲۴
  3. یک بحث داغ: "اسلام" و "ملی گرایی"
    توسط حامد در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۲۵
  4. "مورچه" داناتر از ""سلیمان"" ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن نبّوت خاصه
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۰۹, ۱۷:۳۹
  5. """""""+++راستی،مهدی کیست؟؟+++"""""""""""
    توسط ستاره زهراء در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۰۶, ۱۷:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود