صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استبعاد عقلی در موضوع احراق الباب

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329

    استبعاد عقلی در موضوع احراق الباب




    سلام دوستان
    من در تاپیک «سؤال های نفس گیر از اهل سنت» سؤالی را مظرح کردم در موضوع:
    استبعاد عقلی احراق الباب.
    متأسفانه دوستانی که آنجا برای پاسخ آمدند، مستندات تاریخی را برای وقوع این جنایت ارائه نمودند. و حال ان که من دنبال مستندات تاریخی نبودم.
    در این میان جناب دانشمند در پست 200 آن تاپیک و جناب عبد آل احمد در نامه خصوصی مطالبی را مطرح نمودند که هر چند در محور سؤال طرح شده بود ولی برای من قانع کننده نبود.
    من می خوام با اجازه مدیر این انجمن، ابتداء استبعاد عقلی خودم را بطور دقیق مطرح کنم و سپس پاسخ آن دو بزرگوار را هم بیاورم و علت قانع نشدن خود را از آن دو پاسخ نیز توضیح دهم.
    البته من به توصیه همکار مدیر سایت تاپیک جداگانه ای را برای پی گیری سؤالم ایجاد نمودم تا بتوانم به نتیجه بهتری برسم.
    در صورت تصویب این تاپیک، از دوستانی که می خواهند در بحث شرکت کنند خواهش می کنم فقط در محور سؤال طرح شده بنویسند تا اتفاقی که در آت تاپیک افتاد در این تاپیک شاهدش نباشیم.
    با تشکر از همه دوستان!



    کارشناس بحث : اندیشمند


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ در ساعت ۱۹:۴۵
    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    با سلام خدمت شما

    چون در تاپیک
    سوالات نفس گیر از اهل سنت بحث جناب جویا محور اصلی موضوع تاپیک نبود و همچنین بحث به حاشیه رفته بود برای سوال شما همکار مدیر سایت ، موضوع جداگانه اختصاص دادند تا بحث فقط روی محور سوال شما انجام شود که از ایشان تشکر می کنم.

    از دوستانی هم که در آنجا سخنی داشتند خواهشمندم پاسخ های خود را حول همین سوال در اینجا قرار دهند.

    شما فقط سوال خود را بپرسید ، بنده و دوستان نیز پاسخ های خود را قرار خواهیم داد.

    با تشکر




    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ در ساعت ۲۰:۰۲
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329



    با تشکر از مدیران و کارشناسان سایت اسک دین! خدا خیرتون بده!
    من برام این حل نشده که اگر احراق الباب اتفاق افتاده باشه، خصوصا آنطور که شعیان می گویند که:
    چهل مرد با رهبری عمر و دستور ابوبکر آتش بدست به خانه فاطمه و علی حمله نمودند و در خانه را آتش زدند و فاطمه را پشت درب فشردند و ... اصلا از نقلش مو بر بدنم سیخ میشه ...
    خب این جنایت در شهر مدینه که در آن زمان بنابر شنیده ها وسعتی به اندازه مسجد النبی و صحنهای اطراف آن در زمان فعلی داشته، چرا مردم مدینه کاری نکردند. نه در آن زمان و نه در روزهای بعد!
    چرا هیچ گزارشی تاریخ ضبط نکرده است از این که زنان مدینه وقتی به ملاقات فاطمه می آمدند از محسن سقط شده اش بپرسند! از خانه آتش گرفته اش بپرسند. حتی در مستندات شیعه؟!
    مردم مدینه، مؤمن هیچ، انسان هم نبودند؟ کم از این خاندان به آنها لطف شده بود؟! زحماتی که علی برای آنها کشیده بود هم هیچ آیا مگر شیعه معتقد نیست که همه درآمد هنگفت فدک را فاطمه به علی می گفت که بین مردم مدینه تقسیم کند!
    لباس عروسی اش را، گردنبندی که دختر عمویش شب عروسی به او داده بود، غنیمتی جنگ خیبر را و ... نزول سوره انسان و ....
    آیا مردم مدینه انسان نبودند که با این همه احسان، عبد شوند که الانسان عبد الاحسان؟! و محبت این خاندان در قلبشان آتشی بپا کند؟!
    کاری به سران نفاق ندارم و این که آنها چه کسانی هستند و چه کردند. دارم از مردمِ هفت روز بعد از پیامبر صحبت می کنم. مردمی که هنوز بقول شیعیان توسط خلفاء (غاصب!) به خوی جاهلی خود برنگشته بودند. از مردمی که پیامبر آن همه برایشان زحمت کشید و خداوند نیز بارها آنها را ستود.
    آیا می شود بگوییم خداوند هر که را ستوده است به زمان حال آن موقعش توجه داشته! حالا از این هم بگذریم. آیا جلوگیری از این جنایت هولناک، نیازمند خوی توحیدی است؟ یعنی در زمان جاهلیت فرض کنید در مکه آیا کسی اجازه داشت این کار را با یکی از بنی هاشم بکند؟!
    من ترسم از این است که غیر مسلمانان به ما ایراد بگیرند که اسلامی که نتوانسته است با وجود این چنین پیامبری در عرض ده سال مردم یک شهر کوچک را طوری تربیت کند که حتی اقل صفات انسانی را داشته باشند چطور داعیه دارد می تواند جهانی را تربیت کند؟!
    من ترسم از این است که اصلا بگویند انسان هیچ گاه هدایت نمی شود و باید فقط مادی فکر کرد چیزی شبیه به نظر شیطان پرستها که خدا ... (میخواستم تفکر آنها را درباره خدا بگویم که شرم کردم)
    جناب دانشمند فرموده بودند که در جنگ حنین هم این اتفاق افتاد که ده هزار نفر فرار کردند و پیامبر را تنها گذاشتند.
    خب این قیاس مع الفارق است شما خود می دانید علت فرار چه بود. قبیله بنی المصطلق چطور در شیب دره محل سکونتشان پنهان شده بودند و به یکباره از درون سنگرهای خود بیرون ریختند و البته تعداد زیادی از آن ده هزار سرباز تازه مسلمانان فتح مکه بودند و فرار آنها باعث فرار دیگرانی که از مدینه آمده بودند شد، خیال می کردند واقعا مسئله هراسناکی اتفاق افتاده است. و البته گفته شده است که سخن ابوبکر هم که گفته است لاغالب لکم الیوم (انفال: 48) در این هزمیت بی تأثیر نبوده است زیرا این سخن شرک است و مانع یاری خداوند می شود.
    خب این مسئله کجا و مسئله احراق الباب کجا؟
    یا مسئله رها نموده تنگه احد در جنگ احد که باز جناب دانشمند آن را مثال زده بودند.
    به نظر من تحلیل درست حوادث سبب می شود آنها با وسواسی بیشتری با یکدیگر مقایسه شوند.

    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی

    بنده مطالبی را که در آنجا ذکر کردم اینجا هم قرار می دهم و انشاء الله بقیه مطالب را در اسرع وقت به گفتگو می نشینیم:


    دلیلی که شما می آورید این است که چرا مردم مدینه با این عمل برخورد نکردند وچون برخورد نکردند پس چنین ماجرایی صحیح نیست!


    ما برای این سوال هم جواب نقضی می دهیم و هم حلی:

    جواب نقضی:

    اینکه صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) عملی را مرتکب شوند که باعث شگفتی شوند موارد کمی نبوده است.برای نمونه مثال هایی را ذکر می کنیم:

    از جابر بن عبدالله نقل شده مي گويد:زماني كه ما با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نمازمي خوانديم اگر كارواني مي آمد كه طعام حمل مي كرد ،همه رو به آن مي كردند و با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) باقي نمي ماند مگر دوازده مرد،پس اين آيه نازل شد: (واذا راوا تجارة اولهوا انفضوا اليها وتركوك قائما)[1][2]

    آيا معناي آن اين نيست كه اين گروه صحابه نماز و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را كوچك مي شمردند؟

    احاديثی به احاديث حوض شناخته مي شوند و متاوترند و براي آن ها طرق مختلفي است و اين احاديث تاكيد مي كند صحابه داخل آتش مي شوند و از آن ها تعداد اندكي باقي مي مانند كه تشبيه به همل النعم شده اند.

    صحابه در غزوه احد

    در مورد اين جنگ حول سه محور بحث مي كنيم:

    اول: تخلف يك سوم از سپاه از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)!!

    دوم: فرار صحابه از معركه جنگ و باقي گذاشتن پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بين شمشيرهاي مشركين و نيزه هاي آن ها و با حضرت باقي نماند مگر 4 نفرو گفته شده 12 مرد ، به رهبري علي بن ابي طالب(علیه السلام)، پس رباعيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) شكست و جمجمه سرشان شكست.[3]

    سوم: ترك كردن تيراندازان جايگاهشان را و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) 50 تيرانداز را قرارداده بودند تا از پشت مسلمين را حمايت كنند ولي بعد از متواتر شدن مشركين،به رغم تاكيد نبي(صلى الله عليه وآله وسلم) بر باقي ماندن در جايگاهشان به طمع غنائم مكانشان را ترك كردند .
    همچنين در غزوه حنين 10 هزار صحابي فرار كردند و با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) 7 نفر به سرپرستي علي(عليه السلام) باقي ماندندو قرآن در توبيخ آنها نازل شد و عمر در اين فراربا مردم مشاركت كرد![4]

    اين ها اموري عجيب است كه از 10 هزار نفر فقط 7 نفر باقي ماندند!

    بخاي به اسناد خود از ابن عباس نقل كرده: « روز پنجشنبه؛ چه روز پنجشنبه‌اى! هنگامى بيمارى رسول خدا(صلي الله عليه و آله ) شديد شد؛ فرمود: بياوريد تا كتابى براى شما بنويسم كه بعد از آن هرگز گمراه نشويد،پس نزاع كردند در حالي كه شايسته نيست نزد نبي نزاع كردن. گفتند : او را چه شده آيا هذيان می گويد؟ از او بپرسيد پس رفتند و خواستند آن حضرت سخن را تكرار كند؛ پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود از نزد من برويد، آنچه من در آن هستم بهتر است از آنچه مرا بدان فرا مي‌خوانيد ».[5]

    حال سوال ما از شما این است:

    آیا وقتی در زمان پیامبر چنین مواردی رخ می داد و بالای سر حضرت به ایشان توهین می کردند و یا در جنگ حضرت را تنها می گذاشتند و تعداد بسیاری از آن ها از جنگ فرار می کردند در حالى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از پشت سر آنان را صدا مى زد: «بندگان خدا! نزد من آیید، منم پیامبر خدا»، با این حال، کسى از فراریان پاسخش نداد!!! ، امکان ندارد بعد از وفات حضرت(صلی الله علیه و آله) در حق اهل بیت ایشان جفا شود؟ آیا کسانی که توهین عمر به ساحت مقدس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را فهمیدند و اعتراضی نکردندامکان ندارد بعد از وفات ایشان نیز در بسیاری از موارد سکوت کنند؟




    خواهشمندم هم شما و هم سایر دوستان فقط حول همین محور بحث کنید تا بعد از نتیجه گیری به ادامه بحث که جواب حلی است بپردازیم.


    [1] الجمعة : 11

    [2] صحيح البخاري : كتاب الجمعة ، باب اذا نفر الناس عن الامام في صلاة الجمعة فصلاة الامام‏ومن بقي جائزة

    [3] صحيح مسلم : كتاب الجهاد والسير ، باب غزوة احد 5/175

    [4] صحيح البخاري كتاب المغازي : 5/101

    [5]كتاب المغازي باب مرض النبي ووفاته

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    جناب دانشمند فرموده بودند که در جنگ حنین هم این اتفاق افتاد که ده هزار نفر فرار کردند و پیامبر را تنها گذاشتند. خب این قیاس مع الفارق است شما خود می دانید علت فرار چه بود. قبیله بنی المصطلق چطور در شیب دره محل سکونتشان پنهان شده بودند و به یکباره از درون سنگرهای خود بیرون ریختند و البته تعداد زیادی از آن ده هزار سرباز تازه مسلمانان فتح مکه بودند و فرار آنها باعث فرار دیگرانی که از مدینه آمده بودند شد، خیال می کردند واقعا مسئله هراسناکی اتفاق افتاده است. و البته گفته شده است که سخن ابوبکر هم که گفته است لاغالب لکم الیوم (انفال: 48) در این هزمیت بی تأثیر نبوده است زیرا این سخن شرک است و مانع یاری خداوند می شود. خب این مسئله کجا و مسئله احراق الباب کجا؟ یا مسئله رها نموده تنگه احد در جنگ احد که باز جناب دانشمند آن را مثال زده بودند. به نظر من تحلیل درست حوادث سبب می شود آنها با وسواسی بیشتری با یکدیگر مقایسه شوند.
    دقیقا بنده هم میخواستم به همینجا برسیم که نمونه هایی وجود داشته ولی شما برای آن دلایلی ذکر کردید.اما دلایلی که ذکر کردید آیا توجیه عمل مردم می شود یا خیر؟ آیا نشان دهنده کوتاهی نسبت به رسول خدا(ص) هست یا خیر؟

    دلیل هرچه باشد قابل قبول نیست که این همه آدم پیامبر خدا(ص) را در آن شرایط تنها قرار دهند.

    دقیقا همین دلایل که چنان اعمالی را نتیجه داد ، نمونه های آن در ماجرای احراق الباب هم وجود دارد.

    بنده هم میخواستم به همین نتیجه برسیم که از یک عمل گروهی نمی توان عدم احراق را نتیجه گرفت بلکه باید با وسواس(به قول شما) علت کوتاهی آن ها را پیدا کنیم.

    البته از این نوع مثال ها زیاد است که نشان دهنده کوتاهی صحابه و حتی جسارت به پیامبر خدا(ص) هم در آن دیده می شود و هیچ دلیلی منطقی آن را نمی تواند توجیه کند.

    به هر حال سوال بنده را هم جواب دهید آیا استبعاد این اعمال نزد شما قابل قبول هست یا خیر؟

    منتظر نظرات شما هستم



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۱/۰۸/۱۰ در ساعت ۲۲:۰۴
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329

    با اثبات احراق الباب هیچ حکومت اسلامی توفیقی نخواهد داشت!




    جناب دانشمند عزیز سلام علیکم
    من باز هم اصرار دارم که قیاس احراق الباب با قضایایی که شما گفته اید، قیاس مع الفارق که مع الفوارق است زیرا:
    1) مسئله تنها گذاردن پیامبر هنگام نماز جمعه. دلیل آن با توجه به شأن نزولی که خود شما در کتابهایتان دارید، گرانی خواربار و کمبود آن در مدینه بود و وقتی دحیة بن خلیفه کلبی با کاروانی از خوار و بار وارد مدینه شد، مردم به طرف کاروان او هجوم بردند و آنانی که در نماز جمعه بودند فکر کردند اگر بخواهند تا آخر خطبه ها صبر کنند دیگر چیزی به آنها نمی رسد لذا آنها هم رفتند.
    البته این نشان ضعف ایمان آن مردمان هست ولی این که آنها شاهد احراق الباب باشند و سکوت کنند، چه دلیلی برای این کارشان داشتند؟!
    2) جنگ حنین را نیز مورد تحلیل قرار دادم! البته در آنجا نیز مؤمنین از خود ضعف نشان دادند ولی با فریادی که عباس زد - صوّات بود و صدایی رسا داشت و پیامبر از او خواست تا مردم را فراخواند - همه برگشتند.
    ولی مردم مدینه ناله های فاطمه را (آنطور که شما می گویید) از زمان احراق الباب تا هنگام وفاتش شنیدند ولی ککشان هم نگیزید و فقط آمدند نزد علی و گفتند به فاطمه بگو یا شب گریه کند یا روز تا بتوانیم استراحت کنیم!!!
    انصاف دهید آیا ایندو حادثه قابل مقایسه است؟!
    3) اما قصه ای که به عمر نسبت داده شده است درباره نسبت هذیان به پیامبر - فارغ از این که این انتساب درست باشد یا غلط -، جسارت عمر به پیامبر در خانه ایشان در حضور چند نفر، چه ربطی دارند به این که پای مردم مدینه را وسط بکشیم؟! مگر آنها مطلع شدند از آنچه اتفاق افتاده بود؟
    ما می توانیم بپذیریم یک یا چند نفر و حتی خیلی بیشتر از چند نفر بخاطر خبث باطل خود هدایت رسول خاتم را نپذیرند و با احسان اهل البیت نمک گیر نشوند ولی نمی توانیم بپذیریم که عموم مردم مدینه دچار این مسئله شده باشند که اگر این چنین باشد، اسلام نمی تواند داعیه اصلاح مردم جهان را داشته باشد؟
    پیامبر با آمدنش به مدینه آنها را از لبه آتش نجات داد. (آل عمران: 103) آیا ثمره مادی و معنوی که انسانی برای جمعی داشته باشد، به اندازه ای ثمره ای که پیامبر برای مردم مدینه داشت، سراغ دارید؟!
    حال قرار است اسلام توسط مبلغین اسلام به اقصی نقاط جهان برسد و برای مردم ثمره اسلام توضیح داده شود، خب با چه امیدی قرار است موفقیت این کار تضمین شود؟!!
    4) موارد دیگری از گستاخی اصحاب نسبت به پیامبر که به آن اشاره کردید من هم مستندات آنها را از کتب شما و کتب اهل سنت دیده ام ولی کل این افراد از ده نفر تجاوز نمی کند. همچنین نیاز به اثبات دارد که آیا این جسارتها در حضور مردم مدینه بوده است؟
    در عوض مستندات تاریخی وجود دارد که بعضی نه از روی نفاق بلکه بخاطر جهالت برخورد گستاخانه ای با پیامبر نمودند و اصحاب با آنها به سختی برخورد نمودند که پیامبر آنها را امر به آرامش نموده است.
    خلاصه این که به نظر عقل این حقیر:
    اثبات قضیه احراق الباب آنگونه که شیعه می کوید، نفی موفقیت حکومت اسلامی است.
    ویرایش توسط جویا : ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۶:۵۹
    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    نقل قول نوشته اصلی توسط جویا نمایش پست ها
    اثبات قضیه احراق الباب آنگونه که شیعه می کوید، نفی موفقیت حکومت اسلامی است.


    اگر انجور قیاس کردن درست هست پس پرستش گوساله به هدایت سامری توسط بنی اسرائیل در قرآن هم می شه نفی موفقیت موسی و تشریع تورات و نزول کلام خدا به موسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سندش هم که مربوط به قرآن هست.....
    فکر کنم شما بحث هدایت آزمایش غفلت گناه شک و ... رو با درس و دانشگاه اشتباه گرفتید می تونید این رو بپذیرید؟؟؟؟؟؟؟ که یه امتی معجزه ید بیضا ببیند ایمان بیارن از رود نیل رد شدن با شکافته شدن دریا و .....
    و بعد بیاند به یه گوساله سجده کنند؟؟؟؟؟؟
    دوست دارم بیبنم نظر شما نسبت به این داستان چی هست؟؟ آیا باورتون می شه که کلیم الله رو کسی ببینه قبولش کنه حرفاش رو گوش بده بعد به گوساله سجده کنه؟
    ویرایش توسط مفتقر : ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۷:۱۵
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    غالبا در تمام صحنه هایی که قرآن برای ما به تصویر میکشه ایمان به این راحتی بدست نمیاد که شما تلاش دارید حتما ایمان مردم مدینه رو اثبات کنید.......
    تو داستان طالوت تنها یه عده هستند که دست به سمت آب نمی برند صراحت داره که هر کس از آن بنوشه از من نیست ( از برگزیده خدا نیست البته اگه شما سنی باشید کلمه برگزیده خدا براتون یه کلمه پوچ هست) در کنارش آیاتی بعد از این اشاره داره به ایمان کسایی که همراهش بودند شاید چند نفر بیشتر نتونستد جلوی خوردن آب مقاومت کنند اما اینکه شما بخواید بگید پس دعوتش موفق نبوده نگاهتون نسبت به مسئله اشتباه هست؟!

    شما می خواید اثبات کنید که دعوت اسلام موفق بوده پس احراق الباب اتفاق نیفتاده....
    چه جور اثبات می کنید چون تو یه آیه قرآن گفته مومنین خیلی خوبند پس نتیجه می گیریم که همه مومنند و همه هم خوبند
    اما قرآن کیفیت رو بیان می کنه کمیت آدم ها رو بیان نمی کنه تازه در خیلی از جاه میگه اکثریت لا یومنون اکثریت لا یعقلون و قلیلا من عباری یشکرون و اندکی ایمان اورند و اندکی با طالوت آب نخوردند و اندکی به گوساله سجده نکردند و اندکی با نوح سوار کشتی شدند و اندکی دعوت عیسی رو پیذرفتند

    نمی دونم بشر همون بشره خواسته هاش همون خواسته ها هست گناهاش همون گناه اما همین که به امت محمد می رسه همه در حد پیامبر اجتهاد دارند حتی بیشتر؟؟؟؟؟!!! همه ایمان دارند ایمان کامل ؟؟؟!!!! همه می رند بهشت ؟؟؟!! آیات نفاق قرآن هم بهتر پاک کنیم که چهره ی مومنین مدینه خدشه دار نشه........

    پس باید بگیم دعوت موسی هم موفق بوده و گوساله پرستی اتفاق نیفتاده ....
    دعوت طالوت موفق بوده و گرنه غیر ممکنه فرستاده خدا بگه نخورید ولی بخورند.....
    هدایت این نیست که آدم دولا و راست بشه عید فطر و قربان رو خوشحال باشه و به همین سادگی به ایمان دست پیدا کنه... شاید یه حس خوب به ادم دست بده ولی دلیل نمی شه به این ادم بگیم اهل ایمان.....همون طور که خدا به این راحتی به هر کسی نمی گه اهل ایمان.....
    ایات قرآن صراحت داره آیا شما رها می شید و مثل امت های قبل خودتون آزمایش نمی شید؟؟؟ ایا امتحان امت فقط این بود که نماز بخونید اون ها هم قبول کردند که باشه می خونیم این شد امتحان؟؟؟؟
    ویرایش توسط مفتقر : ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۷:۵۳
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    تنهایی
    نوشته
    503
    حضور
    12 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3520



    غالب اهل سنت می گن این دلیل عقلی نیست اون دلیل عقلی نیست خنده داره یا .......
    البته من کاری با شما ندارم که اهل سنتید یا شیعه اما عنوان پست شما این هست استبعاد عقلی.....
    آیا اگر در زمان موسی بودید و موسی (ع) از شما دم گاوی می خواست برای اینکه یه مرده رو زنده کنه
    داستانش در سوره بقره هست شما مثل امت موسی جواب می دادید؟؟؟ که موسی ما ها رو مسخره می کنی؟؟؟ عقلا این چه خواسته ای هست که داری؟؟؟؟؟؟؟
    یا اگه تو لشکر طالوت بودید و می گفت از این آب ننوشید شما می گفتید کی آب رو حرام اعلام کرده که تو اینجور میگی؟؟ الان وقت جنگ هست و ما هم باید قوت بگیریم مثل همون مشاوره هایی که صحابه به حضرت رسول(ص) می دادند که اگه اینجور کنی بهتره یا اونجور کنی بهتره؟؟؟ آیا شما به یه نبی خدا یاد می دادید عقل چی حکم می کنه یا تسلیم می شدید ؟؟؟؟
    دوست دارم ببینم جواب شما چی هست؟ امتحانات خدا به این راحتی نیست که همه بتونند از پسش بر بیان، هدایت هم این نیست که فکر کنی حتما باید همه ی همراهان نبی هدایت شند که بگیم موفق بوده چه اشکال داره از لشکر طالوت چند نفر به عدد انگشت های دست اهل ایمان در نظر گرفته شند؟
    چه اشکال داره تو اون مدینه اهل ایمان چند نفر بیشتر نباشند؟؟؟؟؟
    پس مسئله به این راحتی نیست که عقلی عقلی کنیم
    ویرایش توسط مفتقر : ۱۳۹۱/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۷:۴۵
    زهی مصطفی (ص) که در عین صفا از همه ی خیال ها فارغ...

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    علاقه
    تعجب از اینهمه نادانی نادانی خودم و دیگران
    نوشته
    138
    حضور
    3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    329



    با تشکر از دوستانی در بحث شرکت می کنند
    من بخاطر ضیق وقتی که دارم تنها با کارشناسان محترم سایت بحث خواهم کرد!
    ان شاء الله که توهین برداشت نکنند!
    مجددا از همه دوستان تشکر می کنم!
    کمتر اثبات کن! بیشتر بیاموز!

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود