صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظم محض نتیجه ی مشخص دارد!پس ایا جایی برای اختیار میماند؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259

    پرسش نظم محض نتیجه ی مشخص دارد!پس ایا جایی برای اختیار میماند؟!




    من دچار تناقض در مفاهیم جبر و اختیار شدم!
    میگوییم ما نه جبر کامل داریم و نه اختیار کامل!بین این دو است!
    میگوییم انسانها دارای اختیار هستند تا راه خود را انتخاب کنند!
    انسانی که به دنیا می اید به هیچ عنوان انتخاب نمیکند که در چه خانواده ی باشد!پدر و مادر او چه کسی باشد؟!و.....
    همه ی اینها شرایطی است که قسمت جبر زندگی برای ما تعیین میکنند!
    این شرایط انسان را تربیت میکند و به او دیدگاه خاصی میدهد!
    چه شرایط محیطی و چه شرایط ژنتیکی!مثلا بعضی کودکان از بدو تولد ارای اخلاق خاصی هستند!
    همه ی اینها نوعی روش فکر کردن در انسان به وجود میاورد!
    به انسان می اموزد چه طور نگاه کند!چه طور بی اندیشد و....
    و هنگامی که نوبت به قسمت اختیاری زندگی میرسد انسان با همان نوع نگاهی که خودش در شکل گرفتن ان نقشی ناشته شروع به تصمیم گیری میکند!

    اولین باری که میخواهد انتخاب کند با ان روشی که تربیت شده فکر میکند!با همان روش شروع به استدلال میکند!اما خو در شکل گرفتن این روش فکر کردن هیچ نقشی نداشته!
    این در نهایت یعنی جبر محض!!!!
    جبر محض از سوی خدایی که شرایط تربیتی را برای ما ایجاد کرده!

    اما به بسیاری از دلایل واضح است که ما حاقل در بسیاری از موارد مختاریم!یا حداقل این طور به نظر می اید!!

    مثلا شاید اگر ما هم در شرایط تربیتی افراد خطا کار بودیم همان کار انها را انجام میدادیم!
    برای یک دزد ذره ذره از کودکی یک روش فکر کردن شکل گرفته که باعث شده او در اولین انتخاب زندگی غلط را انتخاب کند و همان زمینه ی گناهان بعدی او شده!....
    اگر شرایط بر ما غالب نیست چه چیزی باعث میشود فردی در اولین انتخاب خود بین درست و غلط غلط را انتخاب کند و دیگری درست را؟!؟
    ایا جز اینست که نظم محض نتیجه ی مشخص دارد؟!
    اگر نظم محض بر این جهان حاکم است که هست!پس این جهان به نتیجه ی مشخصی ختم میشود!و همه چیز برنامه ریزی شده!هم ر موارد کل و هم جزء!
    پس روش تربیتی ما ، روش فکر کردن تک تک ما نیز برنامه ریزی شده!
    ما تربیت شدیم تا در هنگام انتخاب اختیاری چه گزینه ای را انتخاب کنیم!؟!
    مثل فردی که رباط های هوشمندی میسازد اما دقیقا میاند هنگام انتخاب این ربات چه طور رفتار میکند!چون خود ان را برنامه ریزی کرده؟!




    کارشناس بحث : رئوف


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۶:۳۱
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3967

    انسان و جبر و اختیار




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    من دچار تناقض در مفاهیم جبر و اختیار شدم!
    میگوییم ما نه جبر کامل داریم و نه اختیار کامل!بین این دو است!
    میگوییم انسانها دارای اختیار هستند تا راه خود را انتخاب کنند!
    انسانی که به دنیا می اید به هیچ عنوان انتخاب نمیکند که در چه خانواده ی باشد!پدر و مادر او چه کسی باشد؟!و.....
    همه ی اینها شرایطی است که قسمت جبر زندگی برای ما تعیین میکنند!
    این شرایط انسان را تربیت میکند و به او دیدگاه خاصی میدهد!
    چه شرایط محیطی و چه شرایط ژنتیکی!مثلا بعضی کودکان از بدو تولد ارای اخلاق خاصی هستند!
    همه ی اینها نوعی روش فکر کردن در انسان به وجود میاورد!

    به انسان می اموزد چه طور نگاه کند!چه طور بی اندیشد و....

    و هنگامی که نوبت به قسمت اختیاری زندگی میرسد انسان با همان نوع نگاهی که خودش در شکل گرفتن ان نقشی ناشته شروع به تصمیم گیری میکند!


    اولین باری که میخواهد انتخاب کند با ان روشی که تربیت شده فکر میکند!با همان روش شروع به استدلال میکند!اما خو در شکل گرفتن این روش فکر کردن هیچ نقشی نداشته!

    این در نهایت یعنی جبر محض!!!!

    جبر محض از سوی خدایی که شرایط تربیتی را برای ما ایجاد کرده!


    اما به بسیاری از دلایل واضح است که ما حاقل در بسیاری از موارد مختاریم!یا حداقل این طور به نظر می اید!!

    مثلا شاید اگر ما هم در شرایط تربیتی افراد خطا کار بودیم همان کار انها را انجام میدادیم!
    برای یک دزد ذره ذره از کودکی یک روش فکر کردن شکل گرفته که باعث شده او در اولین انتخاب زندگی غلط را انتخاب کند و همان زمینه ی گناهان بعدی او شده!....

    اگر شرایط بر ما غالب نیست چه چیزی باعث میشود فردی در اولین انتخاب خود بین درست و غلط غلط را انتخاب کند و دیگری درست را؟!؟
    ایا جز اینست که نظم محض نتیجه ی مشخص دارد؟!

    اگر نظم محض بر این جهان حاکم است که هست!پس این جهان به نتیجه ی مشخصی ختم میشود!و همه چیز برنامه ریزی شده!هم ر موارد کل و هم جزء!

    پس روش تربیتی ما ، روش فکر کردن تک تک ما نیز برنامه ریزی شده!

    ما تربیت شدیم تا در هنگام انتخاب اختیاری چه گزینه ای را انتخاب کنیم!؟!

    مثل فردی که رباط های هوشمندی میسازد اما دقیقا میاند هنگام انتخاب این ربات چه طور رفتار میکند!چون خود ان را برنامه ریزی کرده؟!
    :gig:
    :gig::gig:



    کارشناس بحث : رئوف



    با سلام خدمت شما دوست گرامی


    برای پاسخ به سوال شما ، ابتدا لازم است که مطالب شما را خلاصه کرده و به یک پرسش اصلی برسیم و در حول آن بحث کنیم . سوال اصلی شما در مورد جبر و اختیار است و اینکه با توجه به عواملی چون محیط ، وراثت و تربیت و ... حیطه اختیاری ما نیز عملا معلول حیطه جبری ما خواهد بود و در نهایت ما باید بگوییم که جبر محض وجود دارد .

    همان طور که در احادیث اهل بیت بیان شده است ، شیعیان نه قائل به جبر و قدرت مطلق الهی بدون آزادی و اختیار انسان هستند و نه قائل به قدرت مطلق انسان بدون دخالت الهی . چنان چه از امام صادق (ع) منقول است : لا جبر و لا تفویض و لکن امر بین امرین .
    نه جبر است و نه تفویض ، بلکه چیزى میان این دو است .(1)

    آنچه روشن این که در زندگی همه ما مسائلی وجود دارد که جزء امور غیر ارادی است . هیچ کدام از ما در مورد خانواده ، شهر ، کشوری که در آن به دنیا می آییم ، حق انتخاب نداشتیم . هیچ کدام از ما در مورد انتخاب پدر و مادر خود نقشی نداشتیم و اموری مانند این .
    از سوی دیگر ما نمی توانیم اختیار خود را نیز نفی کنیم . اینکه به طور مثال چه رشته ای را در دانشگاه انتخاب کنیم ، امری است که توسط ما صورت می گیرد . اینکه چه کسی را به دوستی انتخاب کنیم و یا اینکه برای انتخاب همسر طبق چه ملاکاتی عمل کنیم .
    با توجه به مطالب فوق اختیار انسان و نیز امور غیر اختیاری هر دو وجود دارند و قابل انکار نیز نیستند . در این بین سوال دیگر از سوی شما مطرح می شود که حیطه انتخاب های انسانی را نیز متاثر از حیطه امور غیر ارادی دانسته اید که در نتیجه در حیطه اختیارات هم انسان مجبور می شود .
    در پاسخ به این سوال باید عرض شود که اموری مانند جغرافی زندگی ، تاریخ ، وارثت و ... اگرچه همگی در شکل گیری شخصیت انسان تاثیر دارند و این تاثیر قابل انکار نیست ولی هیچ کدام از این ها اموری نیستند که اختیار انسان را سلب کنند . بلکه علی رغم تمام این تاثیرات ، انسان با وجدان خود درک می کند که در انتخاب امور آزاد است . مطلبی که ادعای فوق را تایید می کند این است که در طول تاریخ افراد بسیاری بوده اند که به طور مثال در خانواده و محیطی بسیار بد به دنیا آمده و بزرگ شده اند ولی پس از سال ها راه صحیحی برای زندگی خود انتخاب کرده اند .
    از سوی دیگر نیز افرادی بوده اند که فرزند پیامبر یا امام معصوم بوده اند که در خانه ای به دنیا آمده اند که معصوم در آن حضور داشته است و از نظر وراثت و نیز محیط ، شرایط کم نظیری داشته اند ولی در نهایت گمراه شده اند و به کارهای ناروا روی آورده اند.
    اموری این چنین نشانگر آن است که شرایط و عوامل دیگر در شکل گیری شخصیت نقش دارند ولی نقش این عوامل در حدی نیست که اختیار را از انسان سلب کند و هر فردی می تواند به دنبال حقیقت برود و راه حقیقت بر روی هیچ کسی بسته نیست . (2)

    موفق باشید


    1. اصول کافى ، ج 1، ص 160
    2. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب جبر و اختیار اثر علامه جعفری و نیز انسان و سرنوشت اثر استاد شهید مطهری ، مراجعه کنید
    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۱/۰۸/۱۶ در ساعت ۲۱:۴۲

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    سلام خدمت شما!
    شما میفرمایید امور تربیتی مهم و موثر هستند اما تعیین کننده نیستند درست؟!
    اما اگر این طور است چرا با وجود اینکه فطرت همه ی انسان ها یکسان است یکی درست را انتخاب میکند و دیگری غلط را؟!
    اگر با وجود شرایط متفاوت تربیتی ما باید بتوانیم حق را انتخاب کنیم چرا یکی حق را انتخاب میکند دیگری شر را؟!با وجود انکه به شر بودن ان اگاه است؟!

    راستش رو بخواهید من نمیتوانم مطمئن باشم که اگر به فرض مثال در شرایط تربیتی فردی مثل یزید بودم همان کار او را انجام نمیدادم!!!!من با این شرایطی که در ان بزرگ شدم بزرگی فاجعه ای رو که او ایجاد کرد رو درک میکنم اما او...
    همان طور که مثلا یک دزد به اندازه ی من و شما دزدی رو بد نمیداند!نمیگویم بد بودن این کار را تشخیص نمیدهد!اما به اندازه ی من و شما این کار برای او شر و نادرست به نظر نمی اید!!
    چرا؟
    به خاطر شرایط تربیتی که در ان بزرگ شده!....
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    مطلبی که ادعای فوق را تایید می کند این است که در طول تاریخ افراد بسیاری بوده اند که به طور مثال در خانواده و محیطی بسیار بد به دنیا آمده و بزرگ شده اند ولی پس از سال ها راه صحیحی برای زندگی خود انتخاب کرده اند . از سوی دیگر نیز افرادی بوده اند که فرزند پیامبر یا امام معصوم بوده اند که در خانه ای به دنیا آمده اند که معصوم در آن حضور داشته است و از نظر وراثت و نیز محیط ، شرایط کم نظیری داشته اند ولی در نهایت گمراه شده اند و به کارهای ناروا روی آورده اند.
    این درست است اما مثلا پسر حضرت نوح غیر از تربیتی که از پدرش دریافت کرده تحت تاثیر تربیت نادرست دیگران هم بوده!شاید اگر ما هم جای او بویم همین کار را میکریم!

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۲:۴۵
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    و البته یک مسئله ی مهم تر که به ان پاسخ ندادید!
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    ایا جز اینست که نظم محض نتیجه ی مشخص دارد؟! اگر نظم محض بر این جهان حاکم است که هست!پس این جهان به نتیجه ی مشخصی ختم میشود!و همه چیز برنامه ریزی شده!هم ر موارد کل و هم جزء! پس روش تربیتی ما ، روش فکر کردن تک تک ما نیز برنامه ریزی شده!
    من با فردی در این مورد بحث میکردم!او منکر خا بود چون اگر خدا رو میپذیرفت به نظم میرسید و با پذیرفتن ان خود رو مجبور میدید!!!!

    البته من با استدلال این فرد موافق نیستم اما حرفش در مورد نظم درست است!....
    ؟؟؟

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۶:۱۳
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  9. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3967

    خوب و بد




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    سلام خدمت شما!
    شما میفرمایید امور تربیتی مهم و موثر هستند اما تعیین کننده نیستند درست؟!
    اما اگر این طور است چرا با وجود اینکه فطرت همه ی انسان ها یکسان است یکی درست را انتخاب میکند و دیگری غلط را؟!
    اگر با وجود شرایط متفاوت تربیتی ما باید بتوانیم حق را انتخاب کنیم چرا یکی حق را انتخاب میکند دیگری شر را؟!با وجود انکه به شر بودن ان اگاه است؟!

    راستش رو بخواهید من نمیتوانم مطمئن باشم که اگر به فرض مثال در شرایط تربیتی فردی مثل یزید بودم همان کار او را انجام نمیدادم!!!!من با این شرایطی که در ان بزرگ شدم بزرگی فاجعه ای رو که او ایجاد کرد رو درک میکنم اما او...
    همان طور که مثلا یک دزد به اندازه ی من و شما دزدی رو بد نمیداند!نمیگویم بد بودن این کار را تشخیص نمیدهد!اما به اندازه ی من و شما این کار برای او شر و نادرست به نظر نمی اید!!
    چرا؟
    به خاطر شرایط تربیتی که در ان بزرگ شده!....

    این درست است اما مثلا پسر حضرت نوح غیر از تربیتی که از پدرش دریافت کرده تحت تاثیر تربیت نادرست دیگران هم بوده!شاید اگر ما هم جای او بویم همین کار را میکریم!
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    همان طور که در پاسخ قبلی عرض شد ، محیط خانوادگی و تربیت و آموزش و ... همگی دارای تاثیر زیادی هستند و از همین روی است که در دین اسلام بر این امور تاکید زیادی شده است .
    از سوی دیگر نیز همان طور که قبلا نیز بیان شد ، می توان گفت که این تاثیرات در حدی نیستند که اختیار را از انسان سلب کنند . به طور مثال آیا یزید (هرچند که در محیطی آن چنانی تربیت شده است ) نمی داند که کشتن یه انسان کار ناشایستی است ؟ آیا او می پذیرد که فردی بدون دلیل او یا همسر و یا پدرش را به قتل برساند ؟ طبیعتا هیچ کس دوست ندارد مورد ظلم واقع شود و هر انسانی حتی اگر دین دار نباشد ، می داند که ظلم کردن کار پسندیده و مجازی نیست . با توجه به این مسئله از لحاظ تئوری می داند که این کار اشتباه است . خر چند ممکن است قبح آن برای او کمتر از افراد دیگر باشد . اما فی الجمله قبح این عمل معلوم است . از سوی دیگر ارتکاب این عمل نیز مطمئنا با اراده و خواست و فرمان او صورت می گیرد.
    جالب این است که فرزند همین یزید به نام معاویه ثانی مانند پدر خویش نبوده است و از عملکرد بد او تبری می جوید . اگرچه که تحت تربیت آنچنان پدری بوده است .
    خلاصه سخن این است که عملکرد انسان ها تحت تاثیر مجموعه ای است که بخشی از این مجموعه تحت تاثیر شرایط فرهنگی ، خانوادگی و تربیتی و .. است . بخش دیگر از در درون انسان ها وجود دارد که اموری مانند ، فطرت ، وجدان ، عقل و ... آنها را هدایت می کند . همان طور که قبلا گفته شد اگرچه شرایط هر فردی در تصمیم گیری او موثر است ولی مجموعا به گونه ای نیست که اختیار را از او سلب کند . بلکه همیشه جانبی از آزادی عمل وجود دارد .
    مطلب بعدی نیز این است که خداوند نیز در روز قیامت با در نظر گرفتن تمام امور بین مردم قضاوت خواهد کرد . محیط خوب و بد ، استعداد خوب و بد ، تربیت خوب و بد و .... همگی اموری هستند که در قضاوت الهی مورد توجه قرار می گیرد فلذا عمل نیک از سوی فردی که در محیط بد است ، ارزشمند تر است .
    انتخاب خیر و شر توسط افراد نیز دقیقا چیزی است که به آن اختیار گقته می شود . اگرچه در انتخاب کردن امر خوب ، شرایط و زمینه های موثر است ولی باز هم در نهایت این خود فرد است که آن را انتخاب می کند و کاملا ممکن است که فردی با زمینه بد نیز آن عمل نیکو را انتخاب کند که در این صورت ارزشمند تر نیز خواهد بود .

    موفق باشید

  10. صلوات ها 2


  11. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3967

    نظم و اراده




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    و البته یک مسئله ی مهم تر که به ان پاسخ ندادید!


    من با فردی در این مورد بحث میکردم!او منکر خا بود چون اگر خدا رو میپذیرفت به نظم میرسید و با پذیرفتن ان خود رو مجبور میدید!!!!

    البته من با استدلال این فرد موافق نیستم اما حرفش در مورد نظم درست است!....
    ؟؟؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    برای پاسخ به سوال فوق ، نیازمند دقت در مفهوم نظم هستیم . این جهان دارای نظم است اما این نظم با اختیار انسان منافاتی ندارد . اختیار انسان نیز بخشی از نظم این جهان است .
    اگر انسان در راستای اهداف این جهان پیش رود و در آن مسیر حرکت کند موجب شکوفایی آن خواهد شد ولی اگر بر خلاف آنچه باید ، حرکت کند ، موجب ایجاد حالتی دیگر خواهد شد که این حالت هم بخشی از نظم این جهانی است . به عبارت دیگر در نظم این جهان ، علاوه بر وجود عوامل جبری ، عامل اختیاری نیز وجود دارد که او نیز می تواند در شکل گیری این حالت کلی نقش آفرین باشد .
    به طور مثال امروزه شاهد آن هستیم که طبق رویه ای که انسان ها در پیش گرفته اند ، محیط زیست در حال آسیب دیدن است . طبیعتا انسان ها با اختیار خود این کار را انجام می دهند و نظم موجود موجب از بین رفتن اختیار آنها نمی شود .
    نکته ای که باید به آن توجه شود این است که نظم را باید در مفهوم عام آن در نظر گرفت . در مجموعه کلی نظم ، اراده انسان نیز به عاملی در آن در نظر گرفته می شود . فلذا منافاتی با کل مجموعه ندارد . نظم جهان متشکل از عوامل مختلفی است که برخی جبری و برخی نیز اختیاری مانند اراده انسان ، است .

    موفق باشید

  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    از صبر و حوصله ی شما در پاسخ متشکرم اما
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    خر چند ممکن است قبح آن برای او کمتر از افراد دیگر باشد . اما فی الجمله قبح این عمل معلوم است . از سوی دیگر ارتکاب این عمل نیز مطمئنا با اراده و خواست و فرمان او صورت می گیرد.
    من دقیقا منظورم همین بخش است!!
    ببینید همان طور که قبح دروغ برای امثال ما خیلی کمتر از معصوم است پس احتمال اینکه من اگر در شرایط سختی قرار بگیرم دروغ بگویم خیلی بیشتر از معصوم است(یا معصوم نه!هر انسانی که الودگی کمتری دارد!) در مور یزید هم همین طور است!
    شرایط تربیتی من قتل یک انسان را در نظرم یک فاجعه جلوه می دهد اما دروغ را نه....!
    واضح است که احتمال ارتکاب من به قتل ان هم با افریدن ان فجایع وحشت ناک مثل احتمال ارتکاب همان انسانی است که مثال زدم به دروغ!

    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    جالب این است که فرزند همین یزید به نام معاویه ثانی مانند پدر خویش نبوده است و از عملکرد بد او تبری می جوید . اگرچه که تحت تربیت آنچنان پدری بوده است .
    همین پسر یزید رو بنده شنیدم که تحت تربیت یک معلم شیعه(البته با تقیه بوده و از مذهب او تا مت زیادی اطلاع نداشتند!) بوده!!!
    ؟؟؟
    به خصوص که معاویه(پسر یزید) در دورانی زندگی میکرد که پس از واقعه ی کربلا و شروع شدن قیام های مردمی حق بسیار بیشتر از قبل اشکار شده بود....
    این معلم رو نداشت با مثلا در زمان امام حسن ع که حق و باطل با حیله های معاویه ابن ابوسفیان در هم امیخته بود زندگی میکرد ایا باز هم حکومت رو رها و از پدرش و کارهای او اعلام برائت میکرد؟!؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    فطرت ، وجدان ، عقل و ... آنها را هدایت می کند . همان طور که قبلا گفته شد اگرچه شرایط هر فردی در تصمیم گیری او موثر است ولی مجموعا به گونه ای نیست که اختیار را از او سلب کند . بلکه همیشه جانبی از آزادی عمل وجود دارد .
    مشکل بنده دقیقا همین جاست!مگر فطرت و عقل و وجدان همه ی ما یکسان نیست؟!اگر شرایط بر ما تاثیر تعیین کننده ندارد چرا با وجود یکسان بودن همه ی ما در هنگام تولد یکی راه غلط را میرود یکی درست؟!
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    کته ای که باید به آن توجه شود این است که نظم را باید در مفهوم عام آن در نظر گرفت . در مجموعه کلی نظم ، اراده انسان نیز به عاملی در آن در نظر گرفته می شود . فلذا منافاتی با کل مجموعه ندارد . نظم جهان متشکل از عوامل مختلفی است که برخی جبری و برخی نیز اختیاری مانند اراده انسان ، است .
    نظم به معنی هماهنگی بین اجزای یک سیستم است!اما مشکل بنده قیقا این است:
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    ایا جز اینست که نظم محض نتیجه ی مشخص دارد؟! اگر نظم محض بر این جهان حاکم است که هست!پس این جهان به نتیجه ی مشخصی ختم میشود!و همه چیز برنامه ریزی شده!هم ر موارد کل و هم جزء! پس روش تربیتی ما ، روش فکر کردن تک تک ما نیز برنامه ریزی شده! ما تربیت شدیم تا در هنگام انتخاب اختیاری چه گزینه ای را انتخاب کنیم!؟!

    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  14. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3967

    انسان و اختیار




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    از صبر و حوصله ی شما در پاسخ متشکرم اما
    من دقیقا منظورم همین بخش است!!
    ببینید همان طور که قبح دروغ برای امثال ما خیلی کمتر از معصوم است پس احتمال اینکه من اگر در شرایط سختی قرار بگیرم دروغ بگویم خیلی بیشتر از معصوم است(یا معصوم نه!هر انسانی که الودگی کمتری دارد!) در مور یزید هم همین طور است!
    شرایط تربیتی من قتل یک انسان را در نظرم یک فاجعه جلوه می دهد اما دروغ را نه....!
    واضح است که احتمال ارتکاب من به قتل ان هم با افریدن ان فجایع وحشت ناک مثل احتمال ارتکاب همان انسانی است که مثال زدم به دروغ!

    همین پسر یزید رو بنده شنیدم که تحت تربیت یک معلم شیعه(البته با تقیه بوده و از مذهب او تا مت زیادی اطلاع نداشتند!) بوده!!!
    ؟؟؟
    به خصوص که معاویه(پسر یزید) در دورانی زندگی میکرد که پس از واقعه ی کربلا و شروع شدن قیام های مردمی حق بسیار بیشتر از قبل اشکار شده بود....
    این معلم رو نداشت با مثلا در زمان امام حسن ع که حق و باطل با حیله های معاویه ابن ابوسفیان در هم امیخته بود زندگی میکرد ایا باز هم حکومت رو رها و از پدرش و کارهای او اعلام برائت میکرد؟!؟

    مشکل بنده دقیقا همین جاست!مگر فطرت و عقل و وجدان همه ی ما یکسان نیست؟!اگر شرایط بر ما تاثیر تعیین کننده ندارد چرا با وجود یکسان بودن همه ی ما در هنگام تولد یکی راه غلط را میرود یکی درست؟!
    نظم به معنی هماهنگی بین اجزای یک سیستم است!اما مشکل بنده قیقا این است:
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    - در مورد بخش اول سخن شما عرض می شود که بنده منکر این نبودم که طبیعتا شرایط مختلف در تصمیم گیری فرد تاثیر دارد ، سخن بنده این بود که این شرایط باعث از دست دادن اختیار نمی شود . به عبارت دیگر محیط بر روی فرد تاثیر می گذارد ولی این چنین نیست که فرد تابع محض محیط باشد و هیچ اختیاری از خود نداشته باشد . همان طور که در پاسخ قبلی نیز بیان شد ، در قضاوت الهی نیز این امور مورد توجه قرار می گیرد و قضاوت بین انسان ها بدون توجه به این امور صورت نمی گیرد . به طور مثال خداوند در قرآن کریم نسبت به زنان پیامبر چنین می فرماید : «یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً ؛ اى همسران پیامبر! هر كس از شما كار زشت (و گناهى) آشكار مرتكب شود، عذابش دو چندان خواهد بود و این(كار) براى خدا آسان است.» (1) این عذاب مضاعف از آن روست که شرایط آنها نسبت به مردم عادی متفاوت است و به پیامبر بسیار نزدیک تر اند فلذا گناه های آنها نیز قبح بیشتری دارد .

    - در مورد اینکه اگر فطرت و وجدان و ... در همه انسان ها وجود دارد ، چرا انسان ها متفاوت تصمیم می گیرند ؟ باید عرض شود که اولا تمام انسان ها دارای فطرت الهی هستند ، مسئله ای که در این بین وجود دارد این است که برخی با اعمال و کردار خود ، باعث می شوند ، قدرت هدایت گری این امور کم تر یا زیاد تر شوند ولی این امور از بین رفتنی نیستند و در همه انسان ها وجود دارند . مطلب دوم این است که اساسا اختیار که یکی از ویژگی های انسان است به همین معناست که انسان ها در شرایط مشابه بر اساس خواست خود تصمیم می گیرند . انسان ها آزاد اند که در شرایط مختلف متاثر از محیط زندگی و نیز متاثر از خواست خود ، تصمیم بگیرند . این خود فرد است که تصمیم می گیرد فلذا ممکن است در شرایط مشترک ، فردی تصمیم الف را بگیرد و فرد دیگر تصمیم ب را بگیرد .

    - در مورد نظم نیز لطفا منظور خود را از "نظم محض " بیان کنید . آیا هیچ بی نظمی در جهان وجود ندارد ؟ منظور شما از نظم محض چیست ؟

    موفق باشید


    1.(احزاب 30)

  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    ممکنه در این مورد بیشتر توضیح بدین!
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    در مورد اینکه اگر فطرت و وجدان و ... در همه انسان ها وجود دارد ، چرا انسان ها متفاوت تصمیم می گیرند ؟ باید عرض شود که اولا تمام انسان ها دارای فطرت الهی هستند ، مسئله ای که در این بین وجود دارد این است که برخی با اعمال و کردار خود ، باعث می شوند ، قدرت هدایت گری این امور کم تر یا زیاد تر شوند ولی این امور از بین رفتنی نیستند و در همه انسان ها وجود دارند
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    در مورد نظم نیز لطفا منظور خود را از "نظم محض " بیان کنید . آیا هیچ بی نظمی در جهان وجود ندارد ؟ منظور شما از نظم محض چیست ؟
    به نظر من هیچ بی نظمیی در جهان وجود ندارد!
    این جهان بر اساس قوانینی که برای اون قرار داه شده پیش میره وقتی قوانین تکوینی الهی به هیچ عنوان تغییر نکنند و در سراسر جهان همواره جاری باشند نتیجه ی ان نظم محض خواهد بود!

    اگر این تفکر اشتباه است شما بفرمایید که مشکل کجاست شاید مشکل بنده در نفهمیدن جایگاه اختیار در همین بخش باشه!
    چون بنده هنوز متوجه نشدم که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    مگر فطرت و عقل و وجدان همه ی ما یکسان نیست؟!اگر شرایط بر ما تاثیر تعیین کننده ندارد چرا با وجود یکسان بودن همه ی ما در هنگام تولد یکی راه غلط را میرود یکی درست؟!
    از توضیحات شما متشکرم!

    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  17. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3967

    انسان و اراده




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    ممکنه در این مورد بیشتر توضیح بدین!

    به نظر من هیچ بی نظمیی در جهان وجود ندارد!
    این جهان بر اساس قوانینی که برای اون قرار داه شده پیش میره وقتی قوانین تکوینی الهی به هیچ عنوان تغییر نکنند و در سراسر جهان همواره جاری باشند نتیجه ی ان نظم محض خواهد بود!

    اگر این تفکر اشتباه است شما بفرمایید که مشکل کجاست شاید مشکل بنده در نفهمیدن جایگاه اختیار در همین بخش باشه!
    چون بنده هنوز متوجه نشدم که:

    از توضیحات شما متشکرم!
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سه مطلب در زمینه سوالات شما وجود دارد :

    - بحث فطرت موضوع مفصلی است که پرداختن به تمام مسائل آن در این پست مقدور نیست . از همین رو تنها به اشاره ای در این زمینه می پردازیم. بر اساس آیات قرآن ، تمام انسان ها با فطرت الهی خلق می شود . خداوند در قرآن می فرماید:فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون (1) پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند،انسانها را بر آن آفريده; دگرگونى در آفرينش الهى نيست; اين است آيين استوار; ولى اكثر مردم نمى‏ دانند! . از سوی دیگر این امر در روایت ما نیز وجود دارد . در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است که : كلُّ مولودٍ يولدُ علي الفطرة (2)هر نوزادي بر فطرت توحيد زاده مي‌شود . فطرت در واقع عبارت است از نوعي هدايت تكويني انسان در دو حوزة‌شناخت و احساس (3) از همین رو فطرت امری است که به فرد شناخت اعطا می کند و موجب می شود که امور خیر و شر ، بر اساس این شناخت برای تمام انسان ها تا حدی مشخص می شود . (4)


    - در مورد نظم ، عرض بنده این است که این جهان علی رغم مختار بودن انسان ها ، منظم است . به عبارت دیگر نظم موجود از عوامل مختلفی تشکیل شده است . بخشی از آن جبری و غیر ارادی است و بخش دیگر آن ارادی و انتخاب شده از سوی انسان هاست . البته روشن است که نقش انسان ها نسبت به عوامل دیگر کمتر است .

    - در مورد اینکه تمام انسان ها دارای فطرت و اختیار هستند و چگونه است که تصمیم های مختلفی می گیرند . باید عرض شود که معنای اختیار همین است که انسان ها علی رغم اطلاعات ، شخصیت ، محیط و ... مختلف با این حال این آزادی را دارند که در شرایط مشابه ، تصمیم های مختلف بگیرند و این تصمیم های مختلف ، تنها به خاطر شرایط فردی مانند محیط ، اطلاعات و شخصیت نیست بلکه علی رغم موثر بودن این عوامل ، این خواست خود فرد است که کدام گزینه ی فراروی خود را انتخاب کند .

    موفق باشید

    1. روم 30
    2. اصول كافي، ج 2، ص 13.
    3. معارف قرآن ، ص 26 از استاد مصباح
    4. برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به فطرت نوشته استاد مطهری ، فطرت در قرآن اثر استاد جوادی آملی ، خودشناسی برای خود سازی اثر استاد مصباح یزدی ، مراجعه فرماید.

  18. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود