صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم




    فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم (ودین دیگری هم ندارم)وشما میخواهید این دین را به من عرضه کنید تا آن را بپذیرم چه مسائلی را با من مطرح می کنید؟قابل توجه است در این گونه مباحث نمی توان از آیات قرآن وروایات(چه پیامبر چه ائمه) استفاده کرد.
    بسم الله...
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    شاید کسی بپرسه این جور بحثی چه فایده ای داره ما که با شناختی که از پست های محمد داریم همه میدونم که مسلمونه اون هم از نوع شیعه دوازده امامی دو آتیشه
    خوب حالا فایده های این بحث
    1- در این بحث من عقاید ما قبل خودم را دخیل نمی کنم ومانند یک فرد خالی الذهن بحث خواهم کرد.تا قضاوت برای همگان راحت باشدوهم اینکه خودم از صحت اعتقاداتم مطمئن شوم.
    2-فرد یا افرادی که با من بحث خواهند کرد نباید از منقولات(آیات وروایات)استفاده کنند فایده این گونه مباحث آنست که کسانی که هنوز اعتقادی به منقولات ندارند نیز میتوانند از این بحث استفاده کنند
    3-تا حالا با خودتان فکر کرده اید این باور های دینی که دارید از کجا آمده؟آیا چون در خانواده ای شیعی به دنیا آمدم پس شیعه هستم!اگر کسی از شما بپرسد چرا مسلمان هستی چه جوابی برای او خواهی داشت؟به نظرم اگر انشاءالله مباحث این تاپیک با روالی منطقی پیش برود جواب تمامی این سوالات داده خواهد شد
    4- بنا نیست هرچه طرف مقابل گفت من سمعا وطاعتا قبول کنم ،بلکه هر انچه را قبول خواهم نمود که مطابق موازین عقلی وخالی از هرگونه شائبه ای باشد.

    پس از این به بعد من در این تاپیک یک فرد بی دین هستم.
    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ در ساعت ۲۳:۲۰
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    پرسش




    با عرض سلام به نظر بنده برای اینکه بحث به صورت منطقی و بدون استفاده از آیات و روایات پیش برود چاره ای نیست جز اینکه اول این دوست عزیز ما تمام تصورات خود را از عالم و آدم و هر چیزی را که به نظر خودش قبول داره را در میان بذاره تا مشخص بشه که سوال ایشان مربوط به کدام بخش است چون به نظر بنده توی این دنیا هیچ انسانی بدون تصورات و تصدیقاتی که بدان معتقد است پیدا نمیشه و حتی انسانهای مادی گرا برای خودشان ایدئولوژی خاصی دارند و بعد از اینکه مشخص بشه که ایشان قائل به ماواءالطبیعه هستند یانه؟بحث روال خود را پیدا خواهد کرد و اگر ایشان نیز این را قبول نکنند به نظر بنده برای معرفی یک مکتب باید از اصول و اساس آن مکتب شروع کرد و اولین اصل اسلام توحید و اعتقاد به کلمه شریفه (لا اله الا الله)است.برای ادامه بحث بعد از اعلام موضع دوست عزیز آماده ام.موفق باشی

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    نقل قول نوشته اصلی توسط salman نمایش پست ها
    با عرض سلام به نظر بنده برای اینکه بحث به صورت منطقی و بدون استفاده از آیات و روایات پیش برود چاره ای نیست جز اینکه اول این دوست عزیز ما تمام تصورات خود را از عالم و آدم و هر چیزی را که به نظر خودش قبول داره را در میان بذاره تا مشخص بشه که سوال ایشان مربوط به کدام بخش است چون به نظر بنده توی این دنیا هیچ انسانی بدون تصورات و تصدیقاتی که بدان معتقد است پیدا نمیشه و حتی انسانهای مادی گرا برای خودشان ایدئولوژی خاصی دارند و بعد از اینکه مشخص بشه که ایشان قائل به ماواءالطبیعه هستند یانه؟بحث روال خود را پیدا خواهد کرد و اگر ایشان نیز این را قبول نکنند به نظر بنده برای معرفی یک مکتب باید از اصول و اساس آن مکتب شروع کرد و اولین اصل اسلام توحید و اعتقاد به کلمه شریفه (لا اله الا الله)است.برای ادامه بحث بعد از اعلام موضع دوست عزیز آماده ام.موفق باشی
    سلام
    خوشحالم از اینکه بالاخره کسی پیدا شد وما را قابل دونست که بحث رو شروع کنه هر چند که انتظار می رفت با توجه به محتوای این سایت از این بحث استقبال بیشتری صورت بگیره نه به این دلیل که من این بحث را ایجاد کردم بلکه به خاطر اهمیت مساله امیدوارم با جلو رفتن این بحث این مهم صورت بپذیرد.
    اما در مورد اینکه فرمودید تمام عقایدم را بگویم به نظرم کاری محال باشد اما میتوانیم از همین مساله ای که شما مطرح کرده اید یعنی ماوراءالطبیعه شروع کنیم :
    اینکه مساله ماوراءالطبیعه یا متافیزیک چه تاثیری در پذیرش یک دین دارد. بر فرض که من این مطلب را قبول نداشته باشم آیا دیگر نمیتوانم فردی دیندار باشم؟
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما مقدمات خداشناسی و پذیرش دین




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم (ودین دیگری هم ندارم)وشما میخواهید این دین را به من عرضه کنید تا آن را بپذیرم چه مسائلی را با من مطرح می کنید؟قابل توجه است در این گونه مباحث نمی توان از آیات قرآن وروایات(چه پیامبر چه ائمه) استفاده کرد.
    بسم الله...
    سلام دوست عزیز

    در مواجهه با این حالت در خویش و در برخورد با اینگونه موارد، در ابتدا باید دو مطلب را از خویشتن و یا شخص مقابل، پرسید به عبارتی آگاهی از دو چیز، به تبیین روش اصولی و قاعده مند، برای معرفی دین، حقیقت دین، کارکرد دین و ... می انجامد، آن دو چیز عبارتند از:

    1. اصولاً شما بعنوان یک انسان، به چه چیزهائی اعتقاد دارید؟ آیا حقیقتی را در وجود خودتان و در نهاد فطرتتان احساس می کنید؟ آیا اموری در عالم، برای شما به باور و یقین تبدیل شده اند؟ اگر به چیزهائی در عالم باور دارید نسبت به آنها چه احساسی دارید؟ این احساس چه زمانهائی به اوج خود می رسد؟ این احساس ها چه نتایج و کارکردهائی برای شما در پی دارد؟ و ...

    آگاهی از این پرسشها به ما کمک می کند تا بوسیلۀ داشته ها، معلومات و یافته های موجود در ذهن پرسشگر خویش و یا مخاطبمان، بدنبال گمگشته ها و مجهولات، باشیم.

    بدون شک اصلی ترین موضوع در مسیر رسیدن به حقیقت و شناخت معارف حقیقی و ناب عالم هستی، شناخت و ایمان به خداست، توحید اساس و بنیان همۀ معارف الهی است.

    بهترین راه برای شناساندن این حقیقت آشکار و هستی بخش، توجه دادن انسان به فطرت و ضمیر باطنی اش است. اصولاً فطرت انسان بر اساس خداپرستی نهادینه شده و یکی از تمایلات درونی و فطری انسان روح پرستش است. همان کاری که انبیاء الهی برای بیدار کردن آن مأموریت یافتند.


    2. پرسش از فلسفۀ آفرینش، اینکه:

    "از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟/به کجا می روم آخر ننمائی وطنم؟/ و ...

    و نیز پرسش از "معنای زندگی"، اینکه اصولاً زندگی با این شیوه یعنی حیات مادی و حیوانی صرف و آنگاه در یک لحظه هیچ و نابود شدن چه معنا و ثمری در پی دارد؟

    آیا با این روش، انسان جز پوچی و بی هدفی حقیقت دیگری را می تواند تصور کند؟

    اگر نظم عالم نشانگر حکیمانه بودن آن و حکیم بودن خالق آن است چه هدفی را دنبال می کند؟

    مبدأ این هدف، و غایت آن، ما را به چه چیز رهنمون می کند؟

    در این شرایط، چه امری می تواند زندگی انسان را، از حالت پوچی و بی هدفی خارج ساخته، خلاءهایش را پر کند و به آن معنا و مفهوم ببخشد؟

    چه کسی می تواند زندگی انسان را در جهت معنابخشی و هدفمندی، بهتر از هر چیز و هر کسی تفسیر و تدوین کند؟ و ...

    جستجوگری برای رسیدن به پاسخ این سؤالات و سؤالات دیگری از این دست، ذهن انسان را به سمت و سوی یک حقیقت مشترک و ثابت در فطرت همۀ انسانها یعنی خدا، هدایت می کند؟

    پس چنانکه در مباحث خداشناسی آمده است: یکی از راه های خداشناسی و عمومی ترین و ساده ترین آن، رجوع به فطرت و اندرون خویش و جستجوی سؤالاتش است. بدون شک فطرت پاک و عاری از حجاب های ظلمانی و تاریکی های گناه و معصیت، انسان را به حقیقت خدا و به خدای حقیقی عالم، هدایت و رهنمون می کند.

    پس از اثبات وجود خدا و ایمان به آن، نوبت به بحث در بارۀ شناخت دین حقیقی، ایمان به پیامبران و کتب الهی و حقایق عوالم غیب و شهود از طریق وحی می رسد.

    پس در گام اول، برای ورود به بحث، اگر در حالت مفروض، علاوه بر عدم اعتقاد به دین، به وجود خدا بعنوان خدای هستی بخش و مدبر عالم، هم اعتقاد ندارید، ابتداءاً موضع خودتان را در برابر دو نکته ای که گفته شد روشن کنید:

    1. تصویری از داشته ها و یافته هایتان را ترسیم کنید. تا به مدد آنها، وجود خدا و حقیقت و ضرورت دین را برایتان تبیین کنیم.

    2. به سؤالات نکتۀ دوم؛ حوزۀ "فلسفۀ آفرینش" و "معنای زندگی" پاسخ دهید، نقطه نظرات خودتان را در این خصوص بنگارید تا با تمسک به این پاسخ ها، باب دین شناسی را از راه های فطرت و عقل، با موضوع اثبات وجود خدا آغاز کنیم.


    البته ناگفته نماند بحثِ مقدمات خداشناسی و پذیرش دین، خیلی وسیعتر و گسترده تر از مواردی است که از جهت اهمیت، مورد اشارت قرار گرفت، در این مجال و برای شروع به همین مقدار بسنده می کنیم. تا گام های بعدی ...


    موفق باشید ...




    فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    1. اصولاً شما بعنوان یک انسان، به چه چیزهائی اعتقاد دارید؟ آیا حقیقتی را در وجود خودتان و در نهاد فطرتتان احساس می کنید؟ آیا اموری در عالم، برای شما به باور و یقین تبدیل شده اند؟ اگر به چیزهائی در عالم باور دارید نسبت به آنها چه احساسی دارید؟ این احساس چه زمانهائی به اوج خود می رسد؟ این احساس ها چه نتایج و کارکردهائی برای شما در پی دارد؟ و ...
    با تشكر از شما
    من اين را در مورد خودم مي دانم كه وقتي مشكلي برايم پيش مي آيد كه از حل ان نا اميد ميشوم وديگر هيچ راهي جلوي خودم نمي بينم در درون خودم متوجه يك حالت عجيبي مي شوم كه مي شود گفت اين حالت وصف كردني نيست فقط اين را بگويم كه انگار مي خواهد مرا به جهتي بكشاند بهتر بگويم اين حس ميخواهد به من بگويد تو تنها نيستي . اينجا است كه در وجود خودم پي به يك نقص ميبرم اما نمي دانم اين چه حالتي است. حال اگر مي خواهيد بگوييد اين حس همان فطرت خدا پرستي است بايد آن را برايم اثبات نماييد از كجا معلوم اين حس ديگري نباشد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    2. پرسش از فلسفۀ آفرینش، اینکه: "از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟/به کجا می روم آخر ننمائی وطنم؟/ و ...
    سوال اولم را جواب دهيد تا نوبت به دومي برسد
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام اول بهتون پیشنهاد میکنم این تاپیک ر وبخونید http://www.askdin.com/showthread.php?t=2408&p=7623

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    جناب گمنام
    مقاله ارسالیتان را مطالعه کردم بر فرض که ما قائل به وجود خدایی برای هستی باشیم حال سوال اینست که چه لزومی دارد که ما این خدا را پرستش کنیم؟

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما ادامۀ بحث از روح و فطرت خداجوئی و خداپرستی بشری




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    با تشكر از شما
    من اين را در مورد خودم مي دانم كه وقتي مشكلي برايم پيش مي آيد كه از حل ان نا اميد ميشوم وديگر هيچ راهي جلوي خودم نمي بينم در درون خودم متوجه يك حالت عجيبي مي شوم كه مي شود گفت اين حالت وصف كردني نيست فقط اين را بگويم كه انگار مي خواهد مرا به جهتي بكشاند بهتر بگويم اين حس ميخواهد به من بگويد تو تنها نيستي . اينجا است كه در وجود خودم پي به يك نقص ميبرم اما نمي دانم اين چه حالتي است. حال اگر مي خواهيد بگوييد اين حس همان فطرت خدا پرستي است بايد آن را برايم اثبات نماييد از كجا معلوم اين حس ديگري نباشد؟سوال اولم را جواب دهيد تا نوبت به دومي برسد

    سلام دوست عزیز

    با تشکر از مشارکت دوستان


    قبل از اثبات این مطلب که آنچه انسان در نهاد و وجود خودش احساس می کند همان روح خداجوئی و خداخواهی است ذکر مقدمه ای ضروری است:

    بدون شک، حس مذهبی، میل و گرایش به خداجوئی و خداپرستی یا بعد چهارم روح انسان، یکی از عناصر اولی و ثابت و طبیعی روح انسان است. همان چیزی که در تحقیقات علمی دانشمندان، ثابت گردیده اینکه در روح و روان و سرشت انسانی چهار حس وجود دارد:

    1 «حس کنجکاوی» این همان حسی است که از روز نخست فکر بشر را به بحث و بررسی پیرامون مسائل مبهم و مجهول وادار نموده و در پرتو آن علوم و صنایع پدید آمده است، این همان حس است که از روزگار پیش، به کاشفان و مخترعان و پایه گذاران علوم نیرو بخشیده که از رازهای نهفته، پرده بردارند و در این راه به سختیها و ناملایمات تن دهند.

    2 «حس نیکی» : پدید آرنده اخلاق و تکیه گاه فضائل و سجایای انسانی و صفات عالی روحی است، این همان حسی است که انسان را به نوع دوستی و عدالتخواهی سوق میدهد، و در انسان یکنوع گرایش فطری بفضائل و اخلاق نیک و تنفر از زشتیها و صفات بد پدید می آورد.

    3 «حس زیبائی» : پدید آرنده هنر و سبب تجلی انواع ذوقیات میباشد.

    4 «حس مذهبی» : هر فردی از افراد انسان فطرتا خداخواه و خداجو بوده و یکنوع تمایل و کشش به ماوراء طبیعت در خود احساس میکند. وجود «حس مذهبی» در روح انسان ثابت مینماید که تمام تمایلات مذهبی در انسان، ریشه ذاتی دارد و توجه به خدا و مسائل ماوراء طبیعی، از فطرت انسان، سرچشمه میگیرد، البته تجلیات این فطرت، در دوران بلوغ نمایان تر و آشکارتر است.

    کوتاه سخن اینکه کسانی که انسان را با دید وسیعتر مورد بررسی قرار داده اند همگی معترفند که توجه بخدا در انسان از یک حس عمیق مذهبی ریشه گرفته و وجود انسان با این حس بهم آمیخته شده است.

    با این مقدمه گفتنی است:

    الف) خداشناسی و تمایل بماوراء طبیعت، بزمان یا مکان خاصی از جهان اختصاص ندارد بلکه به شهادت تاریخ باستانی که از اقوام مختلف اعم از متمدن و وحشی بدست آمده است، اعتقاد به خدا و مبدأ جهان، در میان تمام ملل وجود داشته است و در حفاریها و کاوشهای علمی، که بوسیله دانشمندان باستانشناس برای بدست آوردن طرز زندگی، پایه تمدن و طرز تفکر اقوام گذشته انجام گرفته است، همواره زیر تلهای بزرگ، معابد و عبادتگاهها کشف شده است که همگی حاکی از این میباشد که ملل دیرینه در این اماکن عبادت میکرده اند، گو اینکه عده ای از آنها در تشخیص معبود اشتباه کرده بودند و بت هایی را معبود خود میدانستند.

    آری در فصول تاریخ بشر نمی توان فصلی یافت که در آن تمایل انسانی بماوراء طبیعت منفی باشد، بلکه حس مذهبی در میان تمام اقوام و ملل، جزء لاینفک زندگی تشخیص داده شده که همواره با آن بوده و هست، تا آنجا که «جان رایورث» استاد دانشگاه «کلمبیا» درباره مذهب میگوید: «هیچ فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمیتوان یافت مگر آنکه در آن فرهنگ و تمدن شکلی از مذهب وجود داشته است، ریشه های مذهب تا اعماق تاریکی از تاریخ که ثبت نشده و بدسترس بشر نرسیده است، کشیده شده است.»

    ب) حس دینی هم اکنون نیز، در میان ملل متمدن جهان، یک حس طبیعی است که در هر گوشه ای از جهان برای خود تجلیاتی دارد، و اگر از قاره های مختلف جهان عبور کنیم آثار و جلوه های این حس را هم در میان غنی ترین و صنعتی ترین کشورهای جهان، و هم در میان فقیرترین و عقب مانده ترین ملل عالم با دیدگان خود مشاهده مینمائیم. آیا گسترش خداشناسی در تمام زمانها و قرنها و در میان تمام ملتهای جهان نشانه فطری بودن آن نیست؟

    ج) گذشته از این، هر فرد منصفی در صورتیکه خود را از مسائل سیاسی و غیره حتی گفته های خداپرستان و مادیها خالی سازد، هنگام بیچارگی، سختی و گرفتاری، و در اوج ناتوانی و فقر و ناامیدی و حیرت، بناگاه در اعماق دل خود احساس می کند که بسوی یک قوه ازلی و ابدی و قادر بی نیاز، که میتواند نیازمندی و بیچارگی او را برطرف سازد کشیده میشود، و بی اختیار از او استمداد می کند. حتی بی دین ترین افراد در موقع خطر و درنهایت ناامیدی، از یک نیروی مافوق بشری و ماورائی استمداد می طلبند. صرفنظر از هر نامی که ممکن است مورد خطاب افراد با عقاید مختلف قرار گیرد، در حقیقت، آن وجود بی نیاز و قدرتمند مافوق بشری در قاموس دین خدا نامیده می شود.

    با توجه به درخواست پرسشگر محترم؛ اگر نخواهیم به ریشۀ نقلی این گفتگو اشاره کنیم، در قالب یک واقعیت، گفتگوی زیر در "سؤال از کسی که به دینی خاص اعتقاد نداشته و به حسب ظاهر، خدا را قبول ندارد." روشنگرانه است:


    آیا تاکنون با کشتی مسافرت کرده ای؟/ آری!
    آیا اتفاق افتاده که کشتی بشکند و در آنجا نه کسی باشد که ترا نجات دهد و نه آشنائی با شنا داشته باشی؟/ آری!
    آیا در آن موقع بفکر تو رسیده است که قدرتی هست که بتواند تو را از آن مهلکه نجات بخشد؟/ آری!
    بدون شک، او همان خدای توانا است که هنگامیکه تمام وسائل مادی از کار می افتد و نجات بخش و دادرسی در میان نیست انسان خواه و ناخواه به او متوجه و دل بسوی او کشیده می شود.

    این چنین خداجوئی و توجه به خدا که در اعماق روح انسان بدون اختیار پدید می آید، نتیجه براهین عقلی و علمی و دلائل فلسفی نیست، این خداشناسی محصول محیط درس و بحث و گفتگو نیست، بلکه مایه آن سرشت و فطرت انسان است و دست آفرینش، نهاد انسان را از روز نخست با آن خمیر کرده است، بطوری که انسان با تمام ذرات وجودی خود، در مواقع بیچارگی بسوی او کشیده میشود.

    آری ما بدون اینکه متوجه باشیم که گم شده ای داریم و گمشده ما چیست و چگونه او میتواند بیچارگی ما را رفع کند، و بما آرامش بخشد، ناخودآگاه بدنبال او میرویم همانطور که نوزاد بدون کوچکترین آگاهی در جستجوی مادر و بدنبال او میباشد، هر معلولی بطور ناخودآگاه بدنبال علت پدید آورنده اش می گردد، هر انسانی در پی دریافت نعمت، بدنبال مُنعِم خویش می گردد تا شکرگذاری کند (قاعدۀ لزوم شکر منعم) و ...

    د) آنچه در این خصوص گفتنی است: حس خداجوئی بسان سایر احساسات درونی انسان، بدون تعلیم و رهبری در درون انسان پیدا می شود، همانطور که افراد انسان در مواقع مخصوص از عمر بیک سلسله از امور مانند منصب و مقام و ثروت و پول و زن و فرزند و ... متوجه میگردند، و توجه باین امور بطور ناخودآگاه بدون تعلیم کسی، در باطن آنها پدید می آید، حس خداجوئی نیز، در انسان بدون اینکه نیاز بتعلیم و یاد گرفتن داشته باشد، در شرایط خاصی بیدار میشود.

    و) البته از یک نکته نباید غفلت ماند و آن اینکه اگر مراقبتهای صحیحی از این قبیل احساسها بعمل نیاید ممکن است یک سلسله انحرافاتی در آنها پیدا شود. مثلا همین حس مذهبی و حس خداجوئی اگر بوسیله پیامبران آسمانی و دانشمندان و فلاسفه بزرگ الهی جهان، درست رهبری نشود سر از بت پرستی و گرایش بپرستش مخلوق و خدایان دروغین و ساختۀ دست و ذهن بشر در می آورد بطوریکه انسان، مخلوق نیازمند را به جای خالق و معبود پنداشته، پرستش می کند.

    ز) لکن اگر گفته شده که احساس طبیعی و فطری، نیاز به تعلیم و آموزش ندارد مقصود این است که در تکوین و پیدایش آن، مربی و معلم دخالت ندارد، ولی در عین حال باید بپذیریم که بهره برداری صحیح و دور از انحرافات و کجرویها، در صورتی محقق می شود که با مراقبت و هدایت مربیان آگاه و البته الهی توأم شود.

    از اینرو است که دانشمندان می گویند ریشه پرستش کلیه اجرام سماوی مانند خورشید و ماه و ستارگان، و موجودات خاکی مانند درخت و سنگ و بت، همان خداجوئی و حس خداخواهی بشر است که در اثر رهبری نشدن، باین انحرافات و خرافات دچار شده است، اگر این حس از طریق عقل و خرد سلیم رهبری میشد و مردم بگفتار پیامبران الهی درست میاندیشیدند هیچگاه بجای معبود واقعی و آفریدگار جهان به مخلوقهای ناتوان توجه پیدا نمی کردند.(1) (این مطلب به گونه ای نظریات برخی فلاسفۀ غرب و منکران حقیقت دین را از اساس مردود می شمارد، اینکه منشأ دین و خداپرستی را جهل و ترس مردم و گاهی امید و آرزو و توهمات بشری معرفی می کنند.)

    اینجاست که ضرورت ارسال رُسُل، انزال کتب و تشریع دین الهی از طریق انبیاء الهی بر همگان نمود پیدا می کند. و باب بحث ضرورت دین و دستورالعمل های هدایت بشری، برای رساندن انسان به سعادت ابدی کلید می خورد، البته در فرایند این بحث، تعلق خاطر انسان به کمال حقیقی و رسیدن به ناب ترین و خالص ترین آنها، باب جستجو برای شناخت و دستیابی به دستورالعمل های کاملترین و جامع ترین دین را برای هر جویندۀ حقیقتی باز می کند.

    در این مرحله، با توجه به دلایل بسیاری که در ادامۀ بحث،(پست های آتی) می توان بدان اشاره کرد، می توان به حقانیت دین و شریعت اسلام، بعنوان ختم سلسلۀ نبوت، اوج قلۀ شریعت و تمام و کمال کلاس دین گواهی داد.

    موفق باشید ...




    پاورقی__________________________

    1. برای مطالعۀ بیشتر ر.ک: الهیات و معارف اسلامی، آیت الله جعفر سبحانی، با تغییر و اضافات.





    فرض کنید من دین اسلام را قبول ندارم

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    باتشکر از جناب صدیق مطلب زیبایتان را به دقت مطالعه کردم
    حال سوالی که پیش از وارد شدن به مساله ارسال رسل مطرح است اینست که:
    اکنون که با فطرت خداجوی خودم (با راهنمایی شما) وتفکر در این مساله آشنا شدم حال یقینا باید معبودی را برای خود انتخاب نمایم از شما میخواهم ویژگیهای این معبود را برای من بفرمایید تا به قول شما این فطرت خداجوی من هم دستخوش خرافات نگردد من این حق را دارم که این معبود را با توجه به کلام شما قبول کنم یا نکنم پس لطفا من را قانع نمایید.


    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود