صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: كشتی حضرت نوح علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109

    كشتی حضرت نوح علیه السلام




    بسم اللـه مجراها ومرساها
    مدتهاست كه اين مدينه فاضله اسلام در خشكسالي خزيده و بادهاي بشارت دهنده رحمت الهي بر اين گستره نوزيده اند. بلد ميت در انتظار« سحاباً ثقال» چشم به آسمان دوخته و دريغ از نسيم و نم نم باراني كه اين سرزمين را سيراب سازد و زنده گرداند.
    پروردگارا ما از آسماني كه درهايش بسته اند و از زميني كه خاكش نامرغوب است به تنگ آمده ايم و با تضرع از تو يگانه ستوده مي خواهيم نجاتمان دهي.
    پروردگارا ما به استغاثه باران رحمتت سوار بر اين كشتي شده ايم تا ما را به بلد امني ببري كه زمينش طيب باشد و آسمانش بي دريغ ببارد.

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    الحمد للـه رب العالمين
    در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارند كه بطور مستقيم و تلويحي ، اكثريت انسانها را بي ايمان و غير مؤمن معرفي مي كنند و مقام و منزلت اكثر ابناء بشر را حتي از جايگاه حيواني نيز پايين تر مي آورند و اين در حالي است كه اكثر انسانها در طول تاريخ حتي در زمان پيامبراسلام ، ظاهراًبه خداوند ايمان داشته اند و او را خالق برتر مي پنداشته اند.
    همين امروز اگر بخواهيد جمعيت متدينين جهان را احصاء كنيد تعداد آنها را به مراتب بيشتر از غير متدينين خواهيد يافت و اگر از تك تك آنها بپرسيد چه كسي آسمانها و زمين و سكنه آنها را خلق كرده است ، بي درنگ خواهند گفت: « الله »
    اما كلام خداوند سبحان يگانه كلام حق است؛ او هرگز اشتباه نمي كند و بي دليل سخن نمي گويد، اگر مي گويد اكثر انسانها مؤمن نيستند ( علي رغم اينكه بظاهر هستند) حتماً دليلي دارد كه ما از آن غافليم.
    ما مدتهاي زيادي است كه غافليم.
    آه كه چقدر گوشهايمان سنگين است. هزاران سال ازگلوي فرستادگانش فرياد زد: « الحمد لله» و ما نشنيديم.
    اين همه عظمت و شكوه و صفات حسناي پروردگارمان را در جهان خلقت به نظاره نشستيم و نديديم .
    واي كه چقدر چشمانمان نابيناست.
    پروردگارا ! تو به ما گوش دادي و نشنيديم. چشم دادي و نديديم. قلب دادي و نينديشيديم.پس حق با توست
    ما از حيوانات گمراه تريم چرا كه به آنها اينها را ندادي.
    آهاي انسان! اي بني آدم! آيا هنوز وقت آن نرسيده كه از اين برف سنگين جهالت سر بدر كني و نگاهي به پيرامون بيندازي تا ببيني شيطان چه به روز هم نوعانت آورده است؟!

    ألم أعهد إليكم يا بني آدم أن لا تعبدوا الشيطان ۖ إنه لكم عدو مبين ﴿٦٠﴾ وأن اعبدوني ۚ هذا صراط مستقيم ﴿ ٦١﴾ولقد أضل منكم جبلا كثيرا ۖ أفلم تكونوا تعقلون ﴿ يس ٦٢﴾

    اي يهوديان، مسيحيان، شيعيان، آهاي اهل تسنن .... آيا نشنيديد « ان الدين عندالله الاسلام »
    باز هم فكر مي كنيد مذهبتان بهترين وهمان هفتادو سومين است؟! پس بدانيد كه در ميانتان هيچ بهتريني وجود ندارد واز اولين تا هفتادو سومينتان امتهاي متفرقي هستيد كه هريك شادمان به آئين خودند و ديگري را بر ضلالت و خطا مي انگارند:
    من الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا كل حزب بما لديهم فرحون ﴿ روم ٣٢﴾

    سر از برف جهالت بيرون آر و قوم نوح را بنگر كه چگونه گمراه شدند و به هلاكت رسيدند. قوم عاد، ثمود، لوط ، شعيب و و و
    آيا فكر كرده ايد آنها به خداوند ايمان نداشتند؟ تصور مي كنيد شما تافته اي جدا بافته ايد و با اقوام ديگر پيامبران فرق مي كنيد؟ در اينصورت فكر نمي كنيد مصداق « كل حزب بما لديهم فرحون» شده ايد؟
    در گذشته نيز اينگونه بود كه وقتي از اقوام پيامبران سئوال مي شد: «من خلق السماوات والأرض» چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است؟ مي گفتند: « اللـه »
    ببينيد:

    ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض وسخر الشمس والقمر ليقولن اللـه ۖ فأنى يؤفكون ﴿٦١﴾
    ولئن سألتهم من نزل من السماء ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولن اللـه ۚ قل الحمد للـه ۚ بل أكثرهم لا يعقلون ﴿عنكبوت ٦٣﴾


    ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض ليقولن اللـه ۚ قل الحمد للـه ۚ بل أكثرهم لا يعلمون ﴿لقمان ٢٥﴾

    ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض ليقولن اللـه ۚ قل أفرأيتم ما تدعون من دون اللـه إن أرادني اللـه بضر هل هن كاشفات ضره أو أرادني برحمة هل هن ممسكات رحمته ۚ قل حسبي اللـه ۖ عليه يتوكل المتوكلون﴿زمر ٣٨﴾

    ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض ليقولن خلقهن العزيز العليم ﴿ زخرف٩﴾
    ولئن سألتهم من خلقهم ليقولن اللـه ۖ فأنى يؤفكون ﴿زخرف ٨٧﴾


    آري كلمه الله به تنهايي كفايت نمي كند و بايد بگوييد « الحمد لله» نه به زبان قالتان بلكه به زبان حالتان و با بند بند وجودتان بايد اين را بگوييد. در غير اينصورت اگر بجاي هفده با روزي هفده هزار بار هم اين لفظ را با عربي كامل بيان كنيد هيچ دردي از شما دوا نخواهد كرد.

    الحمدلله يعني اي همه انسانها و اي همه فرشتگان و اي همه مخلوقات:« أنتم الفقراء إلى اللـه ۖ واللـه هو الغني الحميد»
    يعني اينكه بپذيريم صفات خداوندي فقط و فقط مخصوص اوست و احدي از مخلوقات شرايط احراز آنها را ندارد و پارادوكس « اگر خدا بخواهد» نيز صفات خداوندي را به انسان نمي بخشد چرا كه اگر خدا بخواهد انسان نمي تواند خدا بشود.
    بنا براين علت اينكه اكثريت انسانها به خداوند ايمان نمي آورند اين است كه « الله» را مي گويند ولي «الحمد لله» را فراموش مي كنند.
    وقتي انسان الحمد الله را فراموش كند هر چقدر هم كه پروردگارش بگويد« قل إنما أنا بشر مثلكم »
    او خواهد گفت« هل هذا إلا بشر مثلكم» يا « أبعث اللـه بشرا رسولا»
    و اينگونه مي شود كه هزاران خداي ريز و درشت سر بر مي آورند تا نگذارند مسلمان شويم.
    آري اكثر انسانها به اين خاطر بي ايمانند كه براي پروردگارشان شريك قائل مي شوند و متأسفانه ما نيز از اين قاعده مستثني نيستيم كه اگر بوديم حال و روزمان اينگونه نبود.

    وما أكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين ﴿يوسف ١٠٣﴾
    وما يؤمن أكثرهم باللـه إلا وهم مشركون ﴿يوسف ١٠٦﴾


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    يكي از صفات بارز پروردگار كه حتي ذات مقدسش خود را به آن مي ستايد، صفت« عالم الغيب والشهادة» بودن اوست. تا جايي كه حتي بواسطه اين صفت درخور تحميد ، به بشر مباهات مي كند و همچون ساير صفات متعالي اش ، احدي را در آن شريك نمي سازد و آن را فقط و فقط منحصر به خود مي داند:« إنما الغيب للـه » و به رسولش امر مي كند به همه بگويد كه غيب نمي داند:

    قل لا أقول لكم عندي خزائن اللـه ولا أعلم الغيب ولا أقول لكم إني ملك ۖ إن أتبع إلا ما يوحى إلي ۚ قل هل يستوي الأعمى والبصير ۚ أفلا تتفكرون ﴿ انعام ٥٠﴾

    قل لا أملك لنفسي نفعا ولا ضرا إلا ما شاء اللـه ۚ ولو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير وما مسني السوء ۚ إن أنا إلا نذير وبشير لقوم يؤمنون ﴿اعراف ١٨٨ا﴾

    از ديگر صفات خداوندي اين است كه همواره كار خود را بي نقص و اشتباه انجام مي دهد بطوري كه اگر تمام خلقتش را به نظاره بنشيني نه در آن فطوري مي بيني و نه فروجي و نه اختلافي و هر اندازه ام كه براي يافتن اختلاف و خطا سعي كني جز ناكامي و عجز چيزي حاصل نخواهي كرد:

    الذي خلق سبع سماوات طباقا ۖ ما ترى في خلق الرحمن من تفاوت ۖ فارجع البصر هل ترى من فطور ﴿٣﴾ ثم ارجع البصر كرتين ينقلب إليك البصر خاسئا وهو حسير ﴿٤﴾

    كتاب خداوند و حديث نوراني او نيز از چنين ويژگي برخوردار است و به واسطه آن بشر را مورد تحدي قرار مي دهد تا كه اگر مي تواند مثلش سوره اي بياورد كه مانند حديث پروردگار حق و عاري از اشتباه و خطا باشد و پر واضح است چنين كاري براي انسان سرا پا خطا و اشتباه بسي نشدني مي نمايد و به فرض كه چنين كاري هم بكند آكنده از اختلاف و خطا خواهد بود.

    الحمد للـه الذي أنزل على عبده الكتاب ولم يجعل له عوجا ۜ ﴿١ كهف﴾

    قرآنا عربيا غير ذي عوج لعلهم يتقون ﴿٢٨ زمر﴾

    أفلا يتدبرون القرآن ۚولو كان من عند غير اللـه لوجدوا فيه اختلافا كثيرا ﴿٨٢ نساء﴾

    حال كسي كه به زبان مي گويد « الحمد لله» بايد آنچه را ستودني است براي پروردگار بگذارد و آنها را براي احدي من دون او قائل نشود و به كلام « اياك نحمد» كه در قالب « الحمد لله» مي گويد التزام عملي داشته باشد. آنگاه چنين كسي انشاء الله هرگز گرفتار شرك نخواهد شد و در غير اينصورت پاي در عرصه بسيار خطرناك و مخوف شرك نهاده است كه ما حصل آن همين امت متفرقي است كه نظاره گر آنيم. اما متأسفانه اصحاب فرق با جعل صفات خداوندي براي بشر، اين صفات را از انحصار خداوند خارج ساخته و به من دون او نسبت داده اند. بعنوان مثال ببينيد نسبت دادن همين دو صفت اخير به انسان، در دين خداوند چه انحرافات عظيمي بوجود آورده و اين پيكره واحد را تكه تكه و فرقه فرقه نموده است. و مردمي كه قرار بود به حبل الله چنگ زنند تا متفرق نشوند هريك به حبل خود مي آويزند و پراكنده مي شوند.
    جعل صفت مصونيت و معصوميت از خطا و اشتباه و نيز عالم غيب بودن براي پيامبر الهي و ديگران، كتابهايي را در كنار قرآن قرار داده كه شايد اهميتشان از نظر اصحاب فرق معادل كتاب اسماني يا نزديك به آن باشد و با وجود اختلاف كثيري كه در آنها وجود ، در بسياري از موارد مأخذ و مرجع قرار مي گيرند و باعث تفرق هرچه بيشتر مي شوند.
    خلاصه اينكه بوجود آورنده اين كتابهاي رنگا رنگ چيزي نيست جز نا ديده گرفتن حقيقتي بس مهم كه همه روزه ورد زبانمان است:« الحمد لله» يا « اياك نحمد» و از آن اسف انگيز تر عهد شكنيمان به پروردگار است كه ما را در باتلاق وحشتناك شرك و دوگانه پرستي فرو برده است و جالب اينكه روزانه چندين بار در محضر پروردگار بزرگ اين عهد ازلي را متذكر مي شويم : « اياك نعبد»
    اي كسي كه خداوند را خالق آسمانها و زمين و جهان خلقت مي داني!
    آيا نمي داني يا خود را به ناداني زده اي؟!
    مگر نمي داني هر آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداوند است؟!
    آيا او كه غني و بي نياز و صاحب اين ملك عظيم است درخور ستودن و تحميد است يا آنها كه از خود هيچ چيزي ندارند و حتي صاحب نفع و ضرر تونيستند؟
    چرا صفات خداوندي را به آنها نسبت مي دهي؟
    بگو الحمد الله و بر آن پا فشاري كن حتي اگر به قيمت زندگيت تمام شود

    ولئن سألتهم من خلق السماوات والأرض ليقولن اللـه ۚ قل الحمد للـه ۚ بل أكثرهم لا يعلمون ﴿٢٥﴾ للـه ما في السماوات والأرض ۚ إن اللـه هو الغني الحميد ﴿٢٦ لقمان﴾
    مگر نمي داني راه راست؛ بنده يك خدا بودن است؟!
    مگر مولايت به تو نگفت ارباب متشاكسون تو را به نا كجا آباد مي برند؟!
    آيا باز هم مي خواهي عهد شكني كني و به جاي پيروي از رب واحد دنباله رو ارباب متفرق شوي؟

    ألم أعهد إليكم يا بني آدم أن لا تعبدوا الشيطان ۖ إنه لكم عدو مبين ﴿٦٠﴾ وأن اعبدوني ۚ هذا صراط مستقيم ﴿٦١ يس﴾

    اين رب واحد و كلام واحد است كه امت واحد را بوجود مي آورد و اگر امت واحدي ديده نمي شود بخاطر اين است كه رب واحدي آن را رهبري نمي كند. بخاطر اين است كه اسماء نسبت داده شده به خداوند و تل انبار شده در كتب من دون ابداً از پشتوانه الهي برخوردار نيستند و ساخته و پرداخته آباء اولينمان مي باشند. و يوسف چه زيباهمه چيز را تمام مي كند و كلام حق را از ناحق جدا مي سازد:

    ما تعبدون من دونه إلا أسماء سميتموها أنتم وآباؤكم ما أنزل اللـه بها من سلطان ۚإن الحكم إلا للـه ۚ أمر ألا تعبدوا إلا إياه ۚ ذلك الدين القيم ولكن أكثر الناس لا يعلمون ﴿٤٠ يوسف﴾
    ولي افسوس كه در طول تاريخ همواره اكثريت انسانها بواسطه عينكهاي فرقه گرايي كه بر چشم داشته اند اين را ندانسته اند كه حكم از آن خداوند است و فقط حكم او بايد تعبد و فرمانبرداري .

    *آيات با شماره ذكر شده اند تا عزيزان در صورت نياز بتوانند معني فارسي و تقريبي آنها را بيابند

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    صراط المستقيم يا مسيري كه مارا به مدينه فاضله اسلام مي رساند و در جرگه باشكوه مسلمانان وارد مي سازد سه تابلوي راهنمايي دارد كه خداوند آنها را نصب كرده تا ره گم نكنيم و رهنمونمان در طي مسير باشند. اما متأسفانه در مسير مستقيم فقط اين سه تابلو نيستند و تابلوهاي ديگري نيز وجود دارند كه شيطان آنها را بر مسيرهاي انحرافي خود ، كه از صراط المستقيم منشعب مي شوند، نصب كرده تا ما را گمراه كند و به مسير ضلالت ببرد. او به عزت خداوند رحمن سوگند ياد كرده آدميان را از مسير مستقيم خارج سازد :

    قال فبعزتك لأغوينهم أجمعين ﴿ ص ٨٢﴾

    او دقيقاً بر طريق مستقيم نشسته و دارد نشاني غلط مي دهد:

    قال فبما أغويتني لأقعدن لهم صراطك المستقيم ﴿ اعراف ١٦﴾


    پس بياييد تا بيشتر مواظب باشيم و به تابلو هاي شيطان توجه نكنيم كه پايانمان ضلالت و سعير خواهد بود. راه فلاحت و رستن از آتش را تنها اين سه تابلو نشان مي دهند و بس:

    « اياك نحمد»
    و اينكه حمد فقط مخصوص خداوند است(الحمد لله)
    پروردگارا تنها تو را مي ستائيم چرا كه فقط و فقط تو حميدي و درخور ستايش

    « اياك نعبد»

    پروردگارا تنها حكم تو را فرمانبرداري مي كنيم چرا كه يگانه معبود و اله وجود توهستي و بس.

    « اياك نستعين»

    پروردگارا تنها از تو ياري مي جوئيم كه تنها تو بي نياز توانايي و من دون تو هرچه هست نياز است و ناتواني.

    حال اگر فقط به اين سه تابلو توجه كرديم و چشم بر روي تابلوهاي ديگر بستيم ، عاقبتمان رستگاري است و خداوند انشاء الله نعمت خود را بر ما تمام خواهد كرد و مسلمان خواهيم مرد.
    نه اين مسلماني!
    بلكه آن مسلماني كه رسيدن به آن آرزوي نهايي تمامي پيامبران الهي بوده است.

    پس بسم الله

    إن الحكم إلا للـه أمر ألا تعبدوا إلا إياه


    تعبد حكم خداوند مهمترين و بزرگترين تابلوي صراط المستقيم است و آنقدر مهم كه گستره وسيعي از آيات قرآن بدان اختصاص يافته و متأسفانه و بدبختانه يا اصلاً ديده نشده و مورد توجه قرار نگرفته و يا عينكهاي فرقه اي آن را بسيار كم رنگ نشان داده اند.
    اي اصحاب فرق!
    فكر نكيد كه دوگانه پرستي تنها مختص اقوام پيامبران سلف بود و در زمان حال كاربرد ندارد
    عدم توجه به تابلوي اياك نستعين اگرچه انسان را مشرك مي كند و راهش را منحرف مي سازد اما اين شرك، نسبت به تعبد فرمان غير خدا شرك ضعيفتري است و آنقدر واضح است كه هركس بدون عينك فرقه گرايي، قرآن را مطالعه كند يا چند خطي برايش خوانده شود انشاء الله به راه خواهد آمد چرا كه نشانه ها و آيات آن اظهر من الشمس است.
    شرك عميق و خطرناك همين تعبد حكم غير خداوند است كه همه اصحاب فرق به آن گرفتار شده اند ولي خود نمي دانند.
    من در اينجا مؤكداً اعلام و ابراز مي كنم، پيروي و اطاعت از سنت و حديث هيچ اشكالي ندارد و در بسياري از موارد مي تواند رهگشا باشد اما چه سنتي و چگونه؟
    آن سنت و حديثي كه مبتني بر قرآن بوده و احكام آن بما انزل الله باشد و ديگر آنكه به هيچ وجه من الوجوهي تعبدي نباشد كه در غير اينصورت چنين سنتي از منظر قرآن باطل خواهد بود. چرا كه طريقت مستقيم فقط سه تابلوي راهنمايي دارد : «اياك نحمد» ، « اياك نعبد» و « اياك نستعين»

    اينكه ما مطلبي را از سنت و حديث بياوريم و فقط به اعتبار گوينده آن لازم الجرايش بدانيم و دليلش را خود همان مطلب قرار دهيم مي شود تعبد و ابداً پذيرفتني نيست مگر آنكه حكم مستقيم خداوند باشد كه در اينصورت بي چون و چرا مي بايستي اجرا شود(يعني تعبد شود) اينكه ما نبايد كلام احدي غير از خداوند را تعبد كنيم امر صريح پروردگار در كلام شريفش است و «احدي » شامل هركسي من دون الله مي شود حال مي خواهد پيامبر باشد يا كس ديگري.
    توجه كنيد:

    ما كان لبشر أن يؤتيه اللـه الكتاب والحكم والنبوة ثم يقول للناس كونوا عبادا لي من دون اللـه ولكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب وبما كنتم تدرسون ﴿ آل عمران ٧٩﴾

    بنا بر آيه فوق هيچ پيامبر و بشري را نسزد كه به عبادالله حكم كند ( باوجود ما انزل الله) فرمان او را تعبد كنند كه در اينصورت خود را اله قرار داده و مردمان را بنده خويشتن ساخته است و مسلماً هيچ پيامبري از ميان انبياءالهي چنين كاري نكرده است.
    بطوري كه تلويحاً گفته شد منابع و مراجع اصلي شرك از تحميد غير خدا حاصل مي شود و شيطان بدينوسيله آدميان را بزرگ مي كند و به رده خدايي مي رساند آنگاه حنجره آنها را قرض گرفته و احكام خود را صادر مي كند و يا ايشان رابه الهي براي مردمان نادان و كم ظرفيت مبدل مي سازد.
    خداوند براي اجتناب از اين ترفند شيطاني و درمان اين بيماري خطرناك نسخه اي دارد كه اگر به آن عمل شود تا حد زيادي بهبودي حاصل خواهد شد:

    تلك أمة قد خلت ۖ لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ۖ ولا تسألون عما كانوا يعملون ﴿ بقره ١٣٤ ﴾

    تلك أمة قد خلت ۖ لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ۖ ولا تسألون عما كانوا يعملون ﴿ بقره ١٤١﴾


    اين دو آيه در سوره بقره امده اند و به فاصله هفت آيه از يكديگر قرار گرفته و عين هم مي باشند
    انگار خداوند براي تأكيد هرچه بيشتر دو بار به آن اشاره كرده است. خيلي ساده مي گويد اينان (پيامبران) امتي بودند كه رفتند و هرچه كردند براي خود كردند و شما نيز هرچه كنيد براي خود مي كنيد و از آنچه آنها مي كردند باز خواست نخواهيد شد.
    بنا براين در طريقت دين بايد مردگان و اهل قبور را به خودشان واگذاشت چرا كه آنها هيچ گونه دخل و تصرفي در زندگي ما ندارند و پرداختن به آنها جز تفرقه و جدايش و جنگها و مجادلات فرقه اي ، ارمغاني ديگر نخواهد داشت.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه أولياء ۗ قليلا ما تذكرون


    آيه فوق در واقع سرفصل سوره اعراف مي باشد و خداوند سبحان قسمت اعظم اين سوره را به توضيح همين آيه اختصاص داده است.
    خيلي مهم است!
    ماقبل اين آيه به كتابي اشاره مي كند كه بر پيامبر نازل شده تا مؤمنان را بواسطه آن انذار كند و ذكري براي ايشان باشد و سپس خيلي واضح و روشن از مؤمنين مي خواهد تا آنچه را او نازل كرده(يعني كتاب قرآن) را پيروي كنند و از پيروي اولياء ديگر بپرهيزند هرچند قليلي متذكر مي شوند.
    ما در سوره حمد تعهد كرديم به تابلوهاي راهنمايي پروردگار توجه كنيم( الحمد لله يا «اياك نحمد» ، «اياك نعبد» و « اياك نستعين») و در عوض از او خواستيم تا هدايتمان كند و نعمتش را بر ما تمام گرداند (يعني مسلمان شويم) و پروردگار در ابتداي سوره بقره و در پاسخ به تقاضاي ما كتاب قرآن را بعنوان هدايتگر ما معرفي كرد و از آنجا دارد بطور پيوسته به اين مضمون اشاره مي كند تا به آيه فوق مي رسد.
    اگر به آيات انتهايي سوره انعام كه قبل از آيه مورد بحث مي باشند توجه كنيد مي بينيد باز هم صحبت پيروي از اين كتاب و اين صراط مستقيم و عدم توجه به كتب و سبل ديگر است:

    وأن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه ۖ ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ۚ ذلكم وصاكم به لعلكم تتقون ﴿153- انعام﴾

    عجيب است!
    ما از خداوند تقاضاي ( اهدنا الصراط المستقيم) كرده ايم و حالا او دارد مي گويد اين قرآن صراط مستقيم من است و از آن تبعيت كنيد و از تبعيت راههاي ديگر( كتب ديگر) كه از راه خداوند متفرقمان مي كنند بپرهيزيم و اكثريت باز هم به سراغ بحار الانوار و صحاح سته مي روند!
    حالا تقصير دارد بگوي : «قليلا ما تذكرون » ؟!

    وهذا كتاب أنزلناه مبارك فاتبعوه واتقوا لعلكم ترحمون ﴿انعام - ١٥٥﴾

    ببين چقدر پشت سرهم دارد تكرار مي كند! تو باز هم برو سراغ احكام اولياء كه در صحاح سته ، بحار الانوار و امثال آنها انباشته شده اند تا هرچه بيشتر از يكديگر متفرق شويم و به جان هم بيفتيم .
    حالا تقصير دارد بگويد اكثر انسانها از حيوانات گمراه ترند؟!
    شما را به خدا آيات قبل از اين دو آيه را در سوره انعام بخوانيد تا ببينيد آن انسانهاي جاهل و از حيوان گمراهتر به تبع آثار بجاي مانده از آباء اولينشان چه غلطهايي مي كردند و آنها را به الله نسبت مي دادند.
    شمارا به خدا آيات پس از آيه سوره اعراف را بخوانيد تا ببينيد اقوام پيامبران به چه دليل از آنها پيروي نمي كردند.
    مگر پيامبرانشان چه مي گفتند كه به مزاجشان خوش نمي آمد؟
    اصلاً مگر پيامبران الهي از خود حرفي براي گفتن داشته اند؟
    اگر حرفي داشته اند فقط و فقط همين يك جمله بوده و بس « اعبدوا اللـه ما لكم من إله غيره»

    نوح و ابراهيم و موسي و محمد و همه پيامبران گفتند فقط خدا را تعبد كنيد كه جز او خدايي نيست اما اصحاب فرق براي اينكه اشتباه بودن فرمان پيامبران را ثابت كنند هزاران خدا از دل صحاح سته و بحار الانوار و غيره بيرون آوردند.

    خداوند نوح را به سوي قومش روانه كرد و او گفت:
    لقد أرسلنا نوحا إلى قومه فقال يا قوم اعبدوا اللـه ما لكم من إله غيره إني أخاف عليكم عذاب يوم عظيم ﴿٥٩ اعراف﴾
    و آنها نوح را تكذيب كردند و انگ گمراهي به او زدند

    قال الملأ من قومه إنا لنراك في ضلال مبين ﴿٦٠ اعراف﴾

    و بعد هود را فرستاد او نيز گفت:

    وإلى عاد أخاهم هودا ۗ قال يا قوم اعبدوا اللـه ما لكم من إله غيره ۚأفلا تتقون ﴿٦٥ اعراف﴾

    آنها به هود نيز انگ ديوانگي زدند :


    قال الملأ الذين كفروا من قومه إنا لنراك في سفاهة وإنا لنظنك من الكاذبين ﴿٦٦ اعراف﴾

    و نيز گفتندآيا از ما مي خواهي تا فقط خدا را فرمانبرداري كنيم و چيزي را كه پدرانمان تعبد مي كردند رها نماييم.

    قالوا أجئتنا لنعبد اللـه وحده ونذر ما كان يعبد آباؤنا ۖ فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصادقين ﴿٧٠ اعراف﴾

    اي كساني كه پيروي از آباء اولينتان را با پيروي از دين خدا اشتباه گرفته ايد !
    باز هم باور نمي كنيد كه با تعبدد صحاح سته و بحار الانوار و امثال آنها از تعبد خداي وحده عدول كرده ايد و پا در عرصه خطرناك شرك و دوگانه پرستي نهاده ايد ؟!
    ولي افسوس كه خود اين را نمي دانيد و تصور مي كنيد بسيار ره يافته ايد. شما را به خدا برگرديد كه « إن الشرك لظلم عظيم»

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    باز هم مي گويم صراط المستقيم سه تابلوي راهنمايي حقيقي دارد :


    «اياك نحمد» ، «اياك نعبد» و « اياك نستعين»

    اما شيطان نيز، كه به عزت پروردگار قسم خورده بر صراط المستقيم بنشيند و مسير بندگانش را منحرف سازد، در اين مسير تابلو هاي خود را نصب كرده و نه اينكه بد ذات و حيله گر است ، آنها را متشابه تابلو هاي خداوند سبحان ساخته تا امر را بر عباد الله مشتبه كند بگونه اي نتوانند سره را از نا سره و راه را از بيراهه تشخيص دهند. به همين دليل بايد در طول سفر كتابچه راهنماي مسير را همراه خود داشته باشيم و مرتب به آن رجوع كنيم و متذكر شويم.
    بزگترين تابلوي راهنماي راه راست كه ما را به بلد امن اسلام حقيقي مي رساند ، مي گويد فقط و فقط بايد الله را تعبد كنيم و عبادت الله يعني اطاعت بي چون و چراي كليه احكام و اوامر او كه در كتاب راهنماي مسير نوشته شده اند. اما شيطان با تابلو هاي خود مضمون فوق را شبيه سازي كرده و تحت الشعاع قرار داده است و چنين وانمود كرده كه عبادت عبارت است از ذكر يك سري الفاظ از زبان و مخارج دهان و نيز انجام يك سري حركات با اعضاي بدن. او همچنين مفاهيم تحميد و تعبد را آنچنان با يكديگر آميخته كه در اذهان عوام بسختي بتوان آنها را از يكديگر جدا كرد. خلاصه اينكه از دين آشفته بازاري درست كرده كه بيا و ببين.
    مسافر راه راست تا مفهوم تابلو هاي راهنمايي را نداند و درك درستي از آنها نداشته باشد به راحتي نمي تواند مسير خوذد را پيدا كند و اگر خدا رحم نكند، گمراه خواهد شد. به همين دليل است كه رجوع مكرر به كتاب راهنما توصيه شده است.

    كلمه عبد به معني بنده ، مطیع و خدمتكار مي باشد كه اصيلترين معادل فارسي آن « پرستار » است. اما متأسفانه قالبهاي از پيش ساخته شده به ما اين اجازه را نمي دهند تا به مفهوم حقيقي و درخور اين واژگان پي ببريم هرچند كه در لغتنامه ها ثبت و ضبط گرديده باشند. واژه عبادت نيز دقيقاً مرادف با پرستش است اگر چه قالبهای موجود سبب تغییر مفهوم پرستش شده و آن را در مقوله حمد و ثنا داخل نموده اند.
    عبد و پرستار در اصل به كسي گفته مي شود كه در بست در خدمت مولا و كارفرماي خود باشد و فرامين او را بي چون و چرا انجام دهد. حال وقتي مولايمان الله باشد ، آنگاه عبد و پرستار جز فرمانبردار و اطاعت امر و حكم او ، هيچ چيز ديگري نمي تواند باشد .
    خداوند مولايي بي مكان است بنا براين خانه اي ندارد تا ما به عنوان بنده و خدمتكار ، به امور خانه او رسيدگي كنيم. خداوند نياز به خدمتكار مزرعه و دام ندارد.
    خلاصه اينكه خداوند بي نيازي است كه محتاج به خدمت و كار احدي نيست.
    پس در مورد خداوند عبد و پرستار به مفهوم فرمانبردار و مطيع است

    سعدي :
    پرستار امرش همه چيز و كس
    بني آدم و مرغ و مورو مگس
    فردوسي :
    همه سر بسر باژدار تو ايم
    پرستارو در زينهار تو ايم


    تعبد پروردگار همان ميثاق و عهد ازلي ابديست كه خداوند از انسان گرفته تا جز او را اطاعت محض نكند و اطاعت محض را جز در مورد خود تحريم كرده است.
    آري در مسير مستقيم اولين تابلويي كه نمايان مي شود همين تابلوي تعبد خداي يگانه است و از ما مي خواهد كتابچه راهنماي مسير را كه در واقع اوامر و احكام پروردگار در آن ثبت و ضبط است ، در دست بگيريم . او براي اينكه خاطرمان جمع باشد مي گويد اگر به اين كتاب شك داريد مانندش رابياوريد.



    يا أيها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقون ﴿٢١بقره ﴾
    وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون اللـه إن كنتم صادقين ﴿٢٣ بقره﴾

    اولين كسي كه عهد خود را با پروردگا شكست آدم بود؛ پروردگار به او امر كرد به درخت نزديك نشود و شيطان برعكس آن امركرد و آدم به جاي تعبد فرمان پروردگار عبد شيطان شد و هبوط كرد. و از آن روز شيطان همچنان بر خلاف امر خداوند بشر را فرمان مي دهد و همواره موفق بوده است.
    ديگر خداوند به چه زباني بگويد؟!
    آيا از اين واضح تر و ساده تر: لا تعبدوا إلا اللـه ( جز خدا را اطاعت محض نكنيد)
    نه اينكه اطاعت نكنيد ، ابداً، هرگز
    اطاعت بكنيد ولي اطاعت محض نكنيد
    اگر جز خدا كسي را اطاعت محض كرديد آنگاه او را رب و اله خود ساخته ايد و جز خدا يعني هر كس و هر چيزي غير خدا. آيا شما نيز از آن دسته هستيد كه از عباد خدا براي او جزء مي گيرند و با خدا يكي مي كنند؟
    آيا خدا فرزنداني دارد كه آنها را با خدا يكي بگيريم و «جز» خدا ندانيم؟
    آيا خدا آل و خانداني دارد كه با آنها نيز اينگونه عمل كنيم؟
    آيا پيامبران و رهبران ديني اولياء الله هستند و از او جدا نيستند؟
    سخن فوق بخودي خود واضح و مبرهن است« احدي را جز خدا تعبد نكنيد» يا « ولا يشرك في حكمه احدا»
    اما افسوس كه با همه اين وضوح اصحاب فرق راه خود را مي روند و هريك اولياء خود را مي پرستند و چون اولياء فرقه ها با يكديگر در نزاع هستند و به قول قرآن متشاكسند اين مي شود كه روز به روز شكاف بين آنها زيادتر شده و پراكنده مي شوند.
    اي همه كساني كه در دين خدا اختلاف كرده ايد و متفرق شده ايد:

    أأرباب متفرقون خير أم اللـه الواحد القهار

    آيا خدايان متفرق كه با هم سر سازش ندارند بهترند يا خداي واحد قهار؟!

    ما تعبدون من دونه إلا أسماء سميتموها أنتم وآباؤكم ما أنزل اللـه بها من سلطان

    اين چيزهايي كه تحت عنوان صحاح سته ، بحار الانوار و غيره تعبد مي كنيد و آنها را متعلق به اولياء خود مي دانيد درواقع ساخته آباء اولينتان هستند و اكثراً حق نيستند و تأويل ندارند و عاري از سلطان پروردگار مي باشند.

    إن الحكم إلا للـه ۚ أمر ألا تعبدوا إلا إياه ۚ ذلك الدين القيم ولكن أكثر الناس لا يعلمون

    اگر پيرو دين الهي بوديد مي دانستيد كه كه حكم فقط و فقط از آن خداست و خود امر كرده كه جز حكم او را تعبد نكنيد اما چه فايده كه اين را نمي دانيد و فكر مي كنيد هر حكمي حكم خداست چرا كه به زعم باطل شما اولياء تا ن حكم را بصورت نجوا و وحي در گوشي از خدا مي گرفته اند.
    اي برادران و خواهران و اي همه عزيزان اين كوچك بي مقدار! محمد، عمر، ابوبكر، علي و حسن و حسين و غيره ديگر مرده اند و كوچكترين دخل و تصرفي در دنياي ما ندارند و اوليايي كه با اين اسماء به ما معرفي شده اند تخيلي بيش نيستند و هرگز وجود خارجي نداشته اند و خداوند در كل آسمانها و زمينش آنها را نمي شناسد. محمد واقعي يك بشر معمولي بود كه نه غيب مي دانست و نه مالك سود و زيان خود بود و فرستاده شده بود تا سخنان مولايش را بصورت قرآن براي مردم بخواند و خداوند فقط همين مورد از گفته هاي او را تضمين كرده است و براي ساير گفته هاي او( حتي اگر از جانب خودش باشند) تضميني وجود ندارد و تعبدي در كار نخواهد بود تا چه رسد به گفته هايي كه از اعماق تاريك تاريخ مي آيند و ظن و گماني بيش نيستند و فقط به وي منسوب شده اند.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    من باز هم مي گويم و آنقدر مي گويم تا ملكه ذهن كساني شود كه مطالب اين تاپيك را مطالعه مي فرمايند
    صراط المستقيم يا جاده اي كه ما را به مدينه فاضله اسلام مي رساند و در زمره تسليم شدگان داخل مي گرداند سه تابلوي راهنمايي دارد كه بدون توجه به آنها محال است بتوان اين راه را طي كرد و به درجه والاي مسلماني نائل شد.
    الحمد لله يا اياك نحمد ( نفي هرگونه صفات خداوندي از من دون او)
    اياك نعبد ( فرمانداري و اطاعت بي چون و چرا فقط و فقط و فقط .... مختص الله است)
    اياك نستعين تنها از كسي ياري مي جوئيم كه توانمند و داراست و دنيا و آخرت در تملك اوست.
    بايد بسيار احتياط كرد چرا كه شيطان در صراط المستقيم شعبه زده و بر هر شعبه نامي نهاده است ؛ يكي را گذاشته يهودي، آن يكي را مسيحي . يكي ديگر را .....
    در اين راه كسي كه به تابلو هاي راهنمايي توجه كند و كتابچه راهنماي مسير را ، كه همانا آيات محكم الهي است، به همراه داشته باشد هرگز وارد شعب شيطان نخواهد شد و تا شهر اسلام به پيش خواهد رفت. و آنكس كه به تابلوها توجه نكند و در قلبش زيغي وجود داشته باشد و متشابهات شيطاني را پيروي كند راه شعب شيطان را در پيش خواهد گرفت و آخر عاقبتش سعير است.
    عزيزان ؛ كساني كه راه شعب را در پيش گرفته اند يگانه مولايشان الله نيست و دقيقاً به همين دليل است كه متفرقند. مي دانم شما اينگونه نيستيد و فقط اسم انها را يدك مي كشيد پس تا دير نشده به خود آييد. پيامبر عزيز اسلام نيز در ابتدا به شهادت آيات قرآن « امي» بود و گمراه ، اما او نيز مانند من و شما فقط نام دين آباء و اجداديش را يدك مي كشيد و همينكه راه را از چاه شناخت به ياري مولايش الله از ضلالت و گمراهي رهيد و مسلمان شد.
    خيلي تعجب مي كنيد؟!
    فكر مي كنيد دين پدري مادري محمد عبد الله دين تحريف شده ابراهيم نبود؟
    تصور مي كنيد شعب موجود، دين تحريف شده اسلام نيستند؟
    آنها هر فاحشه اي را انجام مي دادند مي گفتند الله ما را امر كرده كه چنان كنيم و اينان نيز مي گويند الله امر كرده كه چنين كنيم .
    روزي چندين بار مي گويد « اياك نعبد» و نمي داند چه مي گويد چرا كه اگر مي دانست عبد طاغوت نمي شد.
    اياك نعبد يعني تنها و فقط و مطلقاً تو را اطاعت محض مي كنيم و بس.
    تو مجازي از هركس دلت خواست اطاعت كني حال مي خواهد رسول الله باشد يا والي شهر ،اما خداوند جز خودش حق تعبد يا اطاعت محض از احدي را نداده است حتي اگر آن شخص محمد بن عبدالله باشد تا چه رسد كلامي منتسب به او.
    اگر فقط و فقط از الله تعبد كرديم روز به روز اتحادمان بيشتر و بيشتر خواهد شد تا اينكه به يك پارچگي مي رسيم و اگر به كلام غير اعتاصم كرديم و عبد غير او شديم مانند امروز متفرق خواهيم شد.
    عزيزان!
    يكپارچگي نعمت بزرگي است كه تنها در اثر اعتصام به قرآن پديد مي ايد چرا اين را نمي دانيد؟
    شما را به خدا قسم مي دهم دست از سر اين فرقه هاي آباء و اجدادي خود برداريد و هرچه سريعتر از شعب انحرافي خارج شويد و پا بر صراط المستقيم بگذاريد و قرآن را ذكر روزانه خود قرار دهيد و چند ساعت از دو طرف روز يا پاسي از شب را به خواند آن مشغول شويد كه تنها طريق شناسايي راه از بيراه همين است و بس.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    كشتي نوح اجتماعي است براي همه آنان كه آرزوي مسلمان شدن و مسلمان مردن دارند و آمده اند تا پروردگارشان آنها را به صالحين ملحق نمايد. كساني كه بر اين كشتي سوار مي شوند پيرو هيچ مذهب ، فرقه ، شعبه ، دسته ، گروه يا گروهكي نيستند و فقط مسلمانند آنهم مسلماني بدون پسوند و پيشوند. خداوند كتاب نازل كرده تا ما را از اين پسوندها و پيشوندها برحذر دارد تا مختلف و متفرق نشويم و به اينكه « دين در نزد خداوند فقط اسلام است » التزام عملي داشته باشيم.« مسلمان شيعه» و« مسلمان سني» عين تفرقه و جدايش است و از آن بدتر سني حنفي، سني مالكي، شافعي، حنبلي ، شيعه زيدي ، امامي ناصري ....مسيحي پروتستان، كاتوليك، ارتودكس.... يهودي فريسي ، هروي ، صدوقي، اينسي....!
    دين اسلام يهودي ندارد، مسيحي ندارد، سني ندارد، شيعه ندارد. اين شبكه گسترده عنكبوتي متعلق به الله نيست و نقطه به نقطه و بند بند آن تنيده موجودي است كه بر صراط المستقيم نشسته وخود را «اولياء الله» معرفي مي كند.
    يك دهكده تا زماني كه ده است و در آن تقسيم بندي بوجود نيامده و انشعاب پيدا نكرده اهالي آن در جوي مسالمت آميز در كنار يكديگر زندگي مي كنند اما همينكه پسوند و پيشوند گرفت و به بالا ده و پايين ده منشعب شد و متفرق گرديد حتماً در بين اهالي آن اختلاف و نزاع رخ خواهد داد.
    خداوند براي تشكيل امت واحده اسلام و جلوگيري از اختلاف و تفرقه به جميع انسانها امر مي كند تا به حبل الهي كه همانا كتاب اوست اعتصام كنند ولي انسانها چه كردند؟
    آيا امر الهي را گردن نهادند؟!
    اگر اينگونه بود كه اينهمه فرقه و مذهب بوجود نمي آمد و امت واحده تكه تكه و متلاشي نمي شد.
    راستي چرا اينگونه شد؟
    به خاطر اينكه اهريمن به مردمان نادان چنين القاء كرد كه فرقي بين كتب منسوب به اولياء الله و قرآن وجود ندارد و اين شد كه مردم به آن كتابها اعتصام كردند و متفرق شدند.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    قیامت كی برپا می شود؟

    یكی از سئوالات متداولی كه معاصرین پیامبر از او می پرسیدند این بود كه قیامت كی برپا می شود. این سئوال به خاطر آن است كه پیامبر از طرف مولایش و عده داده بود همانگونه كه می میرند و با خاك یكی می شوند ، روزی دوباره از همین خاك مرده زنده می شوند و خداوند آنها را بازسازی می كند. این برای قوم پیامبر عزیز اسلام بسی عجیب و دور از تصور بود. آنها خطاب به رسول الله می گفتند :
    آیا وقتی مردیم و به خاك و استخوان مبدل شدیم دوباره مبعوث خواهیم شد؟
    خداوند بزرگ در پاسخ به آنها می فرمود كه حتی قادر است سر انگشت(اثر انگشت) آنها را نیز بازسازی كند. دوباره می پرسیدند:
    كی؟ اگر راست می گوئید این وعده كی از راه می رسد؟
    ای بسا بسیار نزدیك باشد
    آنها باز قانع نمی شدند و تكرار می كردند:
    كی؟ اگر راست می گوئید این وعده كی از راه می رسد؟
    و در پاسخ می شنیدند :برای هركس اجلی است كه چون در رسد ساعتی پس و پیش نمی شود


    قرآن كریم زمان قیامت را مشخص كرده و این اولین معرفت حقیقی ما در باره قیامت خواهد بود كه خداوند سبحان در اختیارمان قرار می دهد

    ظهور زمان واقعی قیامت ، توسط آیات محكم الهی ، ما را در امحاء بسیاری از احادیث و سنتهای غلط یاری خواهد كرد (انشاءالله(


    این كلام مستقیم خداوند است ؛ پس خوب توجه كنید:

    ویقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقین
    اگر راست می گویید قیامت كی برپا می شود؟

    سئوال فوق را منكرین معاد از پیامبر می پرسند و خداوند به او امر می كند تا در جوابشان بگوید:

    [10:49] قل لا املك لنفسی ضرا ولا نفعا الا ما شاء الله لكل امة اجل اذا جاء اجلهم فلا یستءخرون ساعة ولا یستقدمون
    بگو من حتی مالك نفع و ضرر خود نیز نیستم(تا چه رسد به غیب گویی) مگر اینكه خداوند چیزی را برایم بخواهد. لكن برای هر نسلی اجلی وجود دارد كه وقتی فرا رسد ساعتی از آن پس و پیش نتوانند كرد.

    منكرین معاد این سئوال را در نه جای دیگر از قرآن پرسیده اند ، كه یا جوابی مشابه آیه فوق به آنها داده شده و یا پاسخ آنها این بوده كه قیامت نزدیك است

    [34:29] ویقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقین
    [34:30] قل لكم میعاد یوم لا تستءخرون عنه ساعة ولا تستقدمون
    اگر راست می گویید قیامت كی فرا می رسد؟
    موعدش روزیست كه ساعتی پس و پیش نمی شود.

    [7:34] ولكل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة ولا یستقدمون
    هر نسلی را اجلیست و هنگامی كه این اجل فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهد شد

    یعنی چه؟ اینم شد جواب؟!

    گرفتید چی شد؟ اجل كه سر بیاد ساعتی پس و پیش نمیشه ؟!
    نفهمیدم ، چی شد؟! یعنی روز قیامت همون روز مرگه؟ یعنی می خوای بگی اونایی كه چند هزار سال پیش مردن قیامتشون برپا شده؟! این دروغی بیش نیست. مگه خدا خودش نمیگه قیامت همگانیه؟ اینكه با عقل جور در نمی یاد، تو ام حرف زدی ها.
    نه ، شما اشتباه می كنید ؛ قرآن نمی خواهد بگوید قیامت برای در گذشتگان برپا شده . قرآن می گوید روز مرگ برای آنهایی كه مرده اند و خواهند مرد ، همان روز قیامت است .

    آیا اینكه هر نسلی برای خود اجلی دارد كه همان مرگ است ، می نواند پاسخی برای سئوال : قیامت كی می رسد ، باشد؟
    ما از قرآن یاد گرفته ایم كه آیاتش را به تنهایی نبینیم و حتماً ماقبل و مابعد آنها را هم در نظر بگیریم تا رأیمان صادقانه تر باشد. دقیقاً سه آیه قبل از آیه شماره ۴۸ سوره یونس ، كه در ابتدای آیات فوق بیان گردیده ، آیه ای وجود دارد كه مضمونش چنین است:
    [10:45] ویوم یحشرهم كان لم یلبثوا الا ساعة من النهار یتعارفون بینهم قد خسر الذین كذبوا بلقاء الله وما كانوا مهتدین
    روزی كه محشورشان كنند گویی جز ساعتی از روز نخوابیده اند. یكدیگر را بخوبی می شناشند(قیافه ها در یادشان مانده است) ، آن روز كسانی كه بازگشت به سوی پروردگارشان را تكذیب كرده اند زیانبار شده و ره به جایی نخواهند برد
    و نیز :
    [46:35] فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل ولا تستعجل لهم كانهم یوم یرون
    ما یوعدون لم یلبثوا الا ساعة من نهار بلغ فهل یهلك الا القوم الفسقون
    پس ، مانند پیامبران اولوا العزم پیش از خود صبر كن و عجله نداشته باش تا عذابی را كه حتما برای آنها خواهد آمد، ببینی. روزی كه آن را ببینند، به نظر شان خواهد رسید كه جز ساعتی از روز درنگ نکرده اند. این قرآن اعلامیه ای است: آیا جزستمكاران كسی هلاك می شود؟

    [79:46] كانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیة او ضحها
    روزی كه آن را ببینند، احساس خواهند كرد كه جز شامگاه و یا نیمروزی نمرده اند.

    [17:52] یوم یدعوكم فتستجیبون بحمده وتظنون ان لبثتم الا قلیلا
    آن روزی که شما را احضار کند، ستایش کنان به او پاسخ خواهید گفت و تصور خواهید كرد كه جز مدتی كوتاه از مرگتان نگذشته است.

    [20:103] یتخفتون بینهم ان لبثتم الا عشرا
    [20:104] نحن اعلم بما یقولون اذ یقول امثلهم طریقة ان لبثتم الا یوما
    آنها در میان خود زمزمه کنان خواهند گفت: بیش از ده روزی از مرگتان نمی گذرد . ما از گفتارهایشان کاملا آگاهیم. دقیق ترین آنها خواهد گفت: شما بیش از یك روز نمرده اید.

    [30:55] ویوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة كذلك كانوا یؤفكون
    [30:56] وقال الذین اوتوا العلم والایمن لقد لبثتم فی كتب الله الى یوم
    البعث فهذا یوم البعث ولكنكم كنتم لا تعلمون
    در آن روز هنگامی كه آن ساعت فرا رسد، مجرمان قسم خواهند خورد كه یك ساعت از مرگشان نمی گذرد. آنها تا این حد اشتباه می كردند.
    کسانی که از كتاب خداوند بهره ای از علم و ایمان نصیبشان شده است خواهند گفت: "شما به امر خدا تا روز رستاخیز درنگ کرده اید. اینک، این روز رستاخیز است، ولی شما آن را تشخیص ندادید."

    یك كلام ختم كلام:

    دیدید چی شد؟ همه این مرده ها وقتی بیدار میشن فكر میكنن ساعتی یا نصف روزی بیشتر نخوابیدن یا نمردن. مثه اون باباهه كه داشت با خرش از كنار اون آبادی خرابه می رفت و بعدش افتادو مرد. صد سال بعد كه زنده شد تازه فكر می كرد یه روز یا یه نصف روز بیشتر اونجا نبوده . یا اصحاب كهف كه بعد از اون مدت طولانی از خواب بیدار شدن و تصور می كردن فقط نصف روز خوابیدن. آیا به نظر شما این پدیده عجیبیست؟! فكر می كنید خداوند از این سیستم در طبیعت استفاده نكرده ؟! چند نمونه عینی و علمی می خواید؟! ده تا؟ صد تا؟ چند تا؟

    آره خودشه. آدمی كه میمیره درست مثه آدمی كه می خوابه؛ زمان و احساس نمی كنه. من كه صد سال دیگه ، اما اگه شما همین امروز بمیرید بعده یه ساعت یا یه نصف روز (به حساب خودتون ) یه هو می بینید بیدارتون میكنن تا حسابتونو برسن . می بینید بعضیا كه حسابرسی شدن جلد پشت حكمشون قرمزه .بعد نیگاه می كنید مبینید مال فرعون قرمزه ، مال هیتلرم قرمزه .بعد یه نفر دیگر رو می بینید كه مال اونم قرمزه اما اسمشو نمی دونید كه بهتون میگن این پسر پسر پسر... بوش پسره كه یه دونه بمب هیدروژنی انداخته تو ناكازاكی و یه دونه اكسیژنی(این بمب در سال سه هزار اختراع میشه) انداخته تو هیروشیما .بعدش نوبت به شما می رسه كه حكمتونو بگیرید ، واااای ؛ مال منم كه قرمزه.
    اونموقع منو می بینیدكه دارم لی لی كنون می رم بهشت كه یه دفعه یه نفر جلومو می گیره: ها ! چی شده؟!
    بده بینیم بابا ، این كه مال تو نیست . پس مال من كدومه؟
    همیین جلد قرمزه

    بنابراين موضوعاتي همچون شب اول قبر و آمدن حضرت علي بر بالين مردگان و چه و چه و چه از منظر قرآن حقيقت ندارند و افسانه اي بيش نيستند. همانگونه كه ملاحظه فرموديد؛ بنا بر صريح آيات قرآن فاصله بين مردن و زنده شدن ساعاتي بيش نيست و اينهمه مطالبي كه درباره عالم قبر و ارتباط مردگان با زندگان گفته شده است هيچ ارتباطي با كتاب خداوند ندارد و بيشتر در جهت بهره كشي از مردماني كه با قرآن بيگانه اند ساخته و پرداخته شده اند. و الا چه پيامبر يا يك انسان معمولي وقتي مي ميرند ارظباتشان بكلي با دنيا قطع مي شود و از اخبار دنيا كاملاً بي اطلاع هستند و نه صداي كسي را مي شنوند و نه قادرند براي كسي كاري بكنند


    إن تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ۖ ويوم القيامة يكفرون بشرككم ۚ ولا ينبئك مثل خبير ﴿فاطر ١٤

    اگر آنها را بخوانید، خواندنتان را نمی شنوند و اگر [بر فرض محال] بشنوند، پاسختان را نمی دهند، و روز قیامت شرک شما را انکار می کنند؛ و هیچ کس مانند [خدای] آگاه تو را [از حقایق] خبردار نمی کند.


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    129
    حضور
    9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109



    قیامت كی برپا می شود؟

    یكی از سئوالات متداولی كه معاصرین پیامبر از او می پرسیدند این بود كه قیامت كی برپا می شود. این سئوال به خاطر آن است كه پیامبر از طرف مولایش و عده داده بود همانگونه كه می میرند و با خاك یكی می شوند ، روزی دوباره از همین خاك مرده زنده می شوند و خداوند آنها را بازسازی می كند. این برای قوم پیامبر عزیز اسلام بسی عجیب و دور از تصور بود. آنها خطاب به رسول الله می گفتند :
    آیا وقتی مردیم و به خاك و استخوان مبدل شدیم دوباره مبعوث خواهیم شد؟
    خداوند بزرگ در پاسخ به آنها می فرمود كه حتی قادر است سر انگشت(اثر انگشت) آنها را نیز بازسازی كند. دوباره می پرسیدند:
    كی؟ اگر راست می گوئید این وعده كی از راه می رسد؟
    ای بسا بسیار نزدیك باشد
    آنها باز قانع نمی شدند و تكرار می كردند:
    كی؟ اگر راست می گوئید این وعده كی از راه می رسد؟
    و در پاسخ می شنیدند :برای هركس اجلی است كه چون در رسد ساعتی پس و پیش نمی شود


    قرآن كریم زمان قیامت را مشخص كرده و این اولین معرفت حقیقی ما در باره قیامت خواهد بود كه خداوند سبحان در اختیارمان قرار می دهد

    ظهور زمان واقعی قیامت ، توسط آیات محكم الهی ، ما را در امحاء بسیاری از احادیث و سنتهای غلط یاری خواهد كرد (انشاءالله(


    این كلام مستقیم خداوند است ؛ پس خوب توجه كنید:

    ویقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقین
    اگر راست می گویید قیامت كی برپا می شود؟

    سئوال فوق را منكرین معاد از پیامبر می پرسند و خداوند به او امر می كند تا در جوابشان بگوید:

    [10:49] قل لا املك لنفسی ضرا ولا نفعا الا ما شاء الله لكل امة اجل اذا جاء اجلهم فلا یستءخرون ساعة ولا یستقدمون
    بگو من حتی مالك نفع و ضرر خود نیز نیستم(تا چه رسد به غیب گویی) مگر اینكه خداوند چیزی را برایم بخواهد. لكن برای هر نسلی اجلی وجود دارد كه وقتی فرا رسد ساعتی از آن پس و پیش نتوانند كرد.

    منكرین معاد این سئوال را در نه جای دیگر از قرآن پرسیده اند ، كه یا جوابی مشابه آیه فوق به آنها داده شده و یا پاسخ آنها این بوده كه قیامت نزدیك است

    [34:29] ویقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقین
    [34:30] قل لكم میعاد یوم لا تستءخرون عنه ساعة ولا تستقدمون
    اگر راست می گویید قیامت كی فرا می رسد؟
    موعدش روزیست كه ساعتی پس و پیش نمی شود.

    [7:34] ولكل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة ولا یستقدمون
    هر نسلی را اجلیست و هنگامی كه این اجل فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهد شد

    یعنی چه؟ اینم شد جواب؟!

    گرفتید چی شد؟ اجل كه سر بیاد ساعتی پس و پیش نمیشه ؟!
    نفهمیدم ، چی شد؟! یعنی روز قیامت همون روز مرگه؟ یعنی می خوای بگی اونایی كه چند هزار سال پیش مردن قیامتشون برپا شده؟! این دروغی بیش نیست. مگه خدا خودش نمیگه قیامت همگانیه؟ اینكه با عقل جور در نمی یاد، تو ام حرف زدی ها.
    نه ، شما اشتباه می كنید ؛ قرآن نمی خواهد بگوید قیامت برای در گذشتگان برپا شده . قرآن می گوید روز مرگ برای آنهایی كه مرده اند و خواهند مرد ، همان روز قیامت است .

    آیا اینكه هر نسلی برای خود اجلی دارد كه همان مرگ است ، می نواند پاسخی برای سئوال : قیامت كی می رسد ، باشد؟
    ما از قرآن یاد گرفته ایم كه آیاتش را به تنهایی نبینیم و حتماً ماقبل و مابعد آنها را هم در نظر بگیریم تا رأیمان صادقانه تر باشد. دقیقاً سه آیه قبل از آیه شماره ۴۸ سوره یونس ، كه در ابتدای آیات فوق بیان گردیده ، آیه ای وجود دارد كه مضمونش چنین است:
    [10:45] ویوم یحشرهم كان لم یلبثوا الا ساعة من النهار یتعارفون بینهم قد خسر الذین كذبوا بلقاء الله وما كانوا مهتدین
    روزی كه محشورشان كنند گویی جز ساعتی از روز نخوابیده اند. یكدیگر را بخوبی می شناشند(قیافه ها در یادشان مانده است) ، آن روز كسانی كه بازگشت به سوی پروردگارشان را تكذیب كرده اند زیانبار شده و ره به جایی نخواهند برد
    و نیز :
    [46:35] فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل ولا تستعجل لهم كانهم یوم یرون
    ما یوعدون لم یلبثوا الا ساعة من نهار بلغ فهل یهلك الا القوم الفسقون
    پس ، مانند پیامبران اولوا العزم پیش از خود صبر كن و عجله نداشته باش تا عذابی را كه حتما برای آنها خواهد آمد، ببینی. روزی كه آن را ببینند، به نظر شان خواهد رسید كه جز ساعتی از روز درنگ نکرده اند. این قرآن اعلامیه ای است: آیا جزستمكاران كسی هلاك می شود؟

    [79:46] كانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیة او ضحها
    روزی كه آن را ببینند، احساس خواهند كرد كه جز شامگاه و یا نیمروزی نمرده اند.

    [17:52] یوم یدعوكم فتستجیبون بحمده وتظنون ان لبثتم الا قلیلا
    آن روزی که شما را احضار کند، ستایش کنان به او پاسخ خواهید گفت و تصور خواهید كرد كه جز مدتی كوتاه از مرگتان نگذشته است.

    [20:103] یتخفتون بینهم ان لبثتم الا عشرا
    [20:104] نحن اعلم بما یقولون اذ یقول امثلهم طریقة ان لبثتم الا یوما
    آنها در میان خود زمزمه کنان خواهند گفت: بیش از ده روزی از مرگتان نمی گذرد . ما از گفتارهایشان کاملا آگاهیم. دقیق ترین آنها خواهد گفت: شما بیش از یك روز نمرده اید.

    [30:55] ویوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة كذلك كانوا یؤفكون
    [30:56] وقال الذین اوتوا العلم والایمن لقد لبثتم فی كتب الله الى یوم
    البعث فهذا یوم البعث ولكنكم كنتم لا تعلمون
    در آن روز هنگامی كه آن ساعت فرا رسد، مجرمان قسم خواهند خورد كه یك ساعت از مرگشان نمی گذرد. آنها تا این حد اشتباه می كردند.
    کسانی که از كتاب خداوند بهره ای از علم و ایمان نصیبشان شده است خواهند گفت: "شما به امر خدا تا روز رستاخیز درنگ کرده اید. اینک، این روز رستاخیز است، ولی شما آن را تشخیص ندادید."

    یك كلام ختم كلام:

    دیدید چی شد؟ همه این مرده ها وقتی بیدار میشن فكر میكنن ساعتی یا نصف روزی بیشتر نخوابیدن یا نمردن. مثه اون باباهه كه داشت با خرش از كنار اون آبادی خرابه می رفت و بعدش افتادو مرد. صد سال بعد كه زنده شد تازه فكر می كرد یه روز یا یه نصف روز بیشتر اونجا نبوده . یا اصحاب كهف كه بعد از اون مدت طولانی از خواب بیدار شدن و تصور می كردن فقط نصف روز خوابیدن. آیا به نظر شما این پدیده عجیبیست؟! فكر می كنید خداوند از این سیستم در طبیعت استفاده نكرده ؟! چند نمونه عینی و علمی می خواید؟! ده تا؟ صد تا؟ چند تا؟

    آره خودشه. آدمی كه میمیره درست مثه آدمی كه می خوابه؛ زمان و احساس نمی كنه. من كه صد سال دیگه ، اما اگه شما همین امروز بمیرید بعده یه ساعت یا یه نصف روز (به حساب خودتون ) یه هو می بینید بیدارتون میكنن تا حسابتونو برسن . می بینید بعضیا كه حسابرسی شدن جلد پشت حكمشون قرمزه .بعد نیگاه می كنید مبینید مال فرعون قرمزه ، مال هیتلرم قرمزه .بعد یه نفر دیگر رو می بینید كه مال اونم قرمزه اما اسمشو نمی دونید كه بهتون میگن این پسر پسر پسر... بوش پسره كه یه دونه بمب هیدروژنی انداخته تو ناكازاكی و یه دونه اكسیژنی(این بمب در سال سه هزار اختراع میشه) انداخته تو هیروشیما .بعدش نوبت به شما می رسه كه حكمتونو بگیرید ، واااای ؛ مال منم كه قرمزه.
    اونموقع منو می بینیدكه دارم لی لی كنون می رم بهشت كه یه دفعه یه نفر جلومو می گیره: ها ! چی شده؟!
    بده بینیم بابا ، این كه مال تو نیست . پس مال من كدومه؟
    همیین جلد قرمزه

    بنابراين موضوعاتي همچون شب اول قبر و آمدن حضرت علي بر بالين مردگان و چه و چه و چه از منظر قرآن حقيقت ندارند و افسانه اي بيش نيستند. همانگونه كه ملاحظه فرموديد؛ بنا بر صريح آيات قرآن فاصله بين مردن و زنده شدن ساعاتي بيش نيست و اينهمه مطالبي كه درباره عالم قبر و ارتباط مردگان با زندگان گفته شده است هيچ ارتباطي با كتاب خداوند ندارد و بيشتر در جهت بهره كشي از مردماني كه با قرآن بيگانه اند ساخته و پرداخته شده اند. و الا چه پيامبر يا يك انسان معمولي وقتي مي ميرند ارتباطشان بكلي با دنيا قطع مي شود و از اخبار دنيا كاملاً بي اطلاع هستند و نه صداي كسي را مي شنوند و نه قادرند براي كسي كاري بكنند


    إن تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ۖ ويوم القيامة يكفرون بشرككم ۚ ولا ينبئك مثل خبير ﴿فاطر ١٤

    اگر آنها را بخوانید، خواندنتان را نمی شنوند و اگر [بر فرض محال] بشنوند، پاسختان را نمی دهند، و روز قیامت شرک شما را انکار می کنند؛ و هیچ کس مانند [خدای] آگاه تو را [از حقایق] خبردار نمی کند.


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود