جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا عذاب و فشار قبر همگانى است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    كلام وفلسفه ومذاهب اسلامي
    نوشته
    36
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    145

    پرسش آيا عذاب و فشار قبر همگانى است؟




    پاسخ :

    از روايات يك نوع عذاب جداگانه‌اى به دست مى آيد كه همان فشار قبر است و برخى روايات اين عذاب را عام مى دانند، شامل حال مؤمنان.
    رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پس از خاكسپارى جنازه ى سعد بن معاذ صحابى فرمود: هيچ مؤمنى نيست كه فشار قبر نداشته باشد.[1] اگر كسى از فشار قبر رهايى مى يافت سعد بن معاذ از آن جمله مى بود.[2]
    از امام صادق(عليه السلام) سوال شد: آيا كسى از فشار قبر رهايى مى يابد؟ فرمود: از آن به خدا پناه مى برم! چه بسيار اندك اند كسانى كه از عذاب قبر نجات يابند.[3]
    در برخى از روايات اهل سنت نيز عذاب قبر متوجه همه معرفى شده است: مردگان در قبرشان عذاب مى شوند تا آنجا كه حيوانات صداى عذاب آنها را مى شنوند.[4]
    از اين دست روايات بر مى آيد كه كافر، مؤمن و مستضعف همه فشار و عذاب قبر دارند.
    برخى منابع عذاب و فشار قبر را تنها مربوط كسانى مى دانند كه در قبر مورد سوال قرار مى گيرند يعنى گروه سوم كه مورد مواخذه سوال قرار نگرفته اند (ديوانگان و بچه ها و مستضعفين) عذاب قبر ندارند.[5]
    شايد اين روايت شاهد گفتارشان باشد، يسئال و هو مضغوط[6] يعنى در حالى كه مورد پرسش قرار گرفته عذاب هم مى شود.
    اين روايت در منابع تنها يكبار آمده است كه برخى در توجيه آن گفته اند: شايد مراد توضيح وضع كفار باشد كه سوال از آنها ماهيت عذاب دارند.
    روايات ديگر عذاب و فشار قبر را از مؤمن به دور مى دانند. حضرت صادق(عليه السلام) در پاسخ ابوبصير فرمودند: هيهات ما على المؤمنين فيها شىء;[7] دور باد هرگز چيزى از فشار قبر بر مؤمنين نيست.
    مرحوم مجلسى مى فرمايند: اگر مراد از عذاب نديدن مؤمنان، مومن كامل و واقعى باشد، پس رواياتى كه عذاب قبر را متوجه سعد بن معاذ و رقيّه دختر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و فاطمه مادر حضرت على(عليه السلام) مى دانستند چه مى شود؟
    ممكن است گفته شود اين كه مؤمنان عذاب و فشار قبر ندارند مراد عذاب و فشار شديد باشد، يا اين كه گفته شود، مؤمن عذاب و فشار قبر تنبيهى و از باب غضب الهى ندارند بلكه اگر فشارى دارد به خاطر لطف و كفاره ى گناهان او مى باشد.[8]
    چنان كه حديث مى فرمايد: فشار و عذاب قبر براى مؤمن كفاره ى (تاوان) كارهاى است كه انجام داده است مانند ضايع كردن نعمت هاى الهى.[9]
    و نيز در حديث ديگر ضمن تفسير آيه ى قرآن آمده است: (فيومئذ لا يسال عن ذنبه)[10]. فرمودند: اينها كه روز قيامت از گناهانشان سوال نمى شود، كسانى اند كه از امير المؤمنان پيروى كرده اند و از دشمنانش بيزارى جسته اند، حلالش را حلال، حرامش را حرام داشته اند منتهى گناهانى داشته اند كه موفق به توبه نشده اند، خداوند آنها را برزخ عذاب مى كند تا در قيامت پاك شوند.[11]
    قانون كلى عذاب و فشار قبر بيان شد، اما بايد دانست كه برخى از افراد به تصريح برخى از روايات از عذاب قبر معاف شده اند و نيز برخى از كارهاى خوب و مرگ در برخى از ساعات موجب كاهش و يا آمرزش فشار قبر مى شود.
    رقيّه دختر گرامى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از كسانى است كه خود رسول خدا(صلى الله عليه وآله) برايش طلب بخشش از عذاب قبر فرمود و خداوند هم او را رهايى بخشيد.[12]
    فاطمه بنت اسد مادر امام على(عليه السلام) با دعاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و تدفين در پيراهن مبارك او شامل آمرزش عذاب قبر شد.[13]
    افراد ذيل نيز از عذاب و فشار قبر معاف اند:
    كسانى كه تلقين سوم شده اند، يعنى پس از خاكسپارى روى قبر ا و عقايد دينى يادآورى شود.
    كسانى كه از ظهر پنج شنبه تا جمعه فوت كرده اند.[14]
    كسانى كه در قبر همراه شان جريدتين گذاشته اند، يعنى دو شاخه چوب سبز همراه او دفن كنند.
    كسانى كه چهل نفر يا بيشتر به خوبى او شهادت دهند و از خداوند براى او طلب مغفرت كنند.[15]
    كسانى در ركوع نمازشان كامل و تمام باشد.[16] خواندن سوره ى نساء در هر شب جمعه، مداومت بر خواندن سوره ى زخرف، نماز شب، دفن شدن در سرزمين نجف اشرف و... .[17]
    اما عذاب و فشار قبر براى انبياء و امامان معصوم(عليهم السلام) مانند سوال در قبر از آنها جايى تصريح نشده است و بر اساس قواعدى كه درباره ى فشار قبر بيان شد، هر گونه عذاب و فشارى از وجود مبارك آنها به دور است چون نه گناهى دارند كه از باب كفاره و لطف عذاب شوند و نه هيچ كدام عاملى براى اين گونه عذاب ها در مورد آنها صادق است.
    مرحوم شبّر مى فرمايد: در حديث وارد شده است كه تنها انبياء و امامان(عليهم السلام) ارواح آنها با اجسادشان از زمين به آسمان منتقل مى شوند و با همان اجساد دنيايى خود در نعمت به سر مى برند و اين ويژه ى حجت هاى الهى است.[18]
    اما شهداء در فرهنگ قرآنى و روايى جايگاه ويژه اى دارند، از برخى امور دنيايى و آخرتى استثناء شده اند از جمله، بى نيازى از كفن و غسل در صورتى كه در معركه ى جنگ به شهادت برسد.[19] و همين طور بى نيازى از پرسش و پاسخ در قبر; از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سوال شد، چرا شهيد در قبر مورد امتحان و آزمايش قرار نمى گيرد؟ فرمود: همان برق هاى شمشير كه بر سرش فرود مى آيند كفايت مى كند.[20]
    امام صادق ـ عليه السّلام ـ :
    طوبا درختي است در بهشت در خانة امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ هيچ يك از شيعيان نيست، جز اين كه شاخه‌اي از شاخه‌هايش در خانة اوست و امتي از امت‌ها مي‌تواند از برگي از برگ‌هايش سايه بگيرد.
    (تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 502) [1]. بحار الانوار، 6 / 221، حديث 19 و ص 221، حديث 16.
    [2]. الفروع من الكافى، 3 / 236،حديث 6; بحار الانوار، 6 / 261، حديث 102; علم اليقين، فيض كاشاني، تحقيق بيدار فر، قم، 1377. 2 / 1068.
    [3]. الفروع من الكافى، 3 / 236،حديث 6; بحار الانوار، 6 / 261، حديث 102; علم اليقين، 2 / 1068.
    [4]. شرح الصدور، سيوطى، دار ابن كثير، بيروت، لبنان، 1413، ص 225.
    [5]. حق اليقين، مجلسى، ص 488.
    [6]. الفروع من الكافى، 3 / 236، حديث 5.
    [7]. الفروع من الكافى، 3 / 130.
    [8]. حق اليقين، علامه مجلسى، ص 492; حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 392.
    [9]. بحار الانوار، 6 / 221.
    [10]. الرحمن / 39.
    [11]. بحار الانوار، 6 / 246، حديث 77.
    [12]. الفروع من الكافى، 3 / 241، حديث 18.
    [13]. گفتار صدوق، ( ترجمه اعتقادات ابن بابويه، محسن رضواني، قائم، قم، 1403، ص 48; حق اليقين، مجلسى، ص 482.
    [14]. حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 390; منازل الآخرة، شيخ عباس قمي، چاپ قائم قم، جيبي، بي تا، ص 27.
    [15]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
    [16]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
    [17]. منازل الآخرة، ص 30 ـ 26.
    [18]. حق اليقين، عبدالله شبّر، 2 / 381 ـ 380.
    [19]. تهذيب الاحكام فى شرح المقنعه، شيخ طوسى، 6 / 140 (321 / 7).
    [20]. فروع الكافى، 5 / 56، كتاب الجهاد، فضل الشهادة، حديث 5.

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    فشار قبر روحی است یا جسمی ؟ یا روحی - جسمی هست؟؟
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    در قرآن می خوانیم:
    وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ(المنافقون/10)
    از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»

    “انفقوا” از ماده “نفق “ و “نفاق “ به معنى خروج و تمام شدن است ، و “انفاق “ یعنى اخراج مال از ملكش ، زیرا شخص مالش را با آن دستش ‍ خارج مى كند، و “منافق “ از مصدر “نفاق “ است ، و آن كسى است كه از ایمان به طرف كفر خارج شده است . “نفق “ هم نقبى است كه درى دیگر براى خروج دارد.
    “رزق “ یعنى روزى، و آن عطایى است كه از آن بهره مى برند، خواه طعام باشد یا علم یا غیر آن ، از امور دنیوى یا اخروى .
    در فرهنگ قرآن هر كه انفاق كند به سود خود انفاق كرده است : “و ما تنفقوا من خیر فلانفسكم (1)، همچنین آن چه انفاق مى شود مى ماند و آنچه انفاق نشود از بین مى رود: “ما عندكم ینفد و ما عند الله باق (2) از این روست كه بزرگ ترین پشیمانى در هنگام مرگ ، كه پرده ها از حقایق كنار مى رود، از این است كه چرا انفاق نكردیم .
    روح انسان پس از مرگ و رها كردن بدن مادى به حیات برزخى وارد و با بدن مثالى خود متحد مى شود و این اتحاد بدن مثالى با روح در عالم برزخ از اتحاد جسم و روح در دنیا قوى تر است.


    امام على (علیه السلام) فرمودند: “از دنیا چیزى براى انسان باقى مى ماند كه انفاق كرده است (3)، و نیز فرمودند: “هر گاه بنده اى بمیرد، فرشتگان مى گویند: چه پیش فرستاده ؟ و مردم مى گویند: چه باقى گذاشته ؟ پس ‍ چیزى براى خود پیش فرستید تا از آن شما باشد و همه را بعد از خود باقى مگذارید كه وبال شما خواهد بود.(4)

    آیا عذاب و فشار قبر بر جسم است یا روح؟
    عذاب قبر جسمانى و روحانى است، ولى نه بدن و جسم مادى و دنیایى، بلكه جسم و بدن برزخى عذاب مى بیند. براى روشن شدن پاسخ ، به این دو نكته توجه فرمایید:
    1) روح انسان پس از مرگ و رها كردن بدن مادى به حیات برزخى وارد و با بدن مثالى خود متحد مى شود و این اتحاد بدن مثالى با روح در عالم برزخ از اتحاد جسم و روح در دنیا قوى تر است. عالم خواب بهترین نمونه براى درك عالم برزخ است ، زیرا در خواب به سبب ضعیف شدن وابستگى روح به بدن مادى، روح از حدود مادى قدرى آزاد مى شود و انسان خود را در نوعى تن مثالى ، شبیه بدن مادى و دنیوى ، مى بیند: بدن مادى ما در رختخواب است ، اما ما خود را با بدنى مشابه با این بدن در سیر و حركت و شادى و غم و...مى بینیم . عالم برزخ هم همین طور است : روح به همین بدن مثالى و قالب برزخى كه از قبل در آن عالم وجود داشته ملحق مى شود.
    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: “ارواح در بدنهایى شبیه بدنهاى دنیوى آنان است (5) البته هر چند بدن برزخى كامل تر از بدن مادى است، اما از بدن قیامتى ناقص تر است. این بدن نه مادى محض است، مانند بدن دنیایى، نه غیر مادى محض، مانند بدن قیامتى، بلكه در عین اینكه غیر مادى است، برخى از لوازم و آثار بدن طبیعى، مانند شكل و اندازه و مقدار، را دارد.
    2) ارتباط روح با بدن مادى پس از مرگ به كلى از بین نمى رود، بلكه در عالم برزخ ارتباطى است كه به رغم حضور روح در عالمى فوق عالم ماده ، علاقه خاصى به بدن مادى و قبر خود دارد. آداب خاص دفن و قبر و مقدار و حد كندن آن و حرمت قبور مومنان و زیارت آنان و نظایر آن موید این مطلب است. و این رابطه در ساعت و روزها و ماههاى اولیه مرگ بیشتر است و به تدریج، بر اثر انس روح با بدن برزخى و قالب مثالى، با بدن خاكى و مادى كم مى شود، اما در هر حال قبر، حریم هر روحى است و این ارتباط به شكل ضعیف كماكان باقى مى ماند.(6)
    ______________
    1- بقره : 272.
    2- نحل : 96.
    3- غرر الحكم ، ح 7516.
    4- بحار الانوار، ج 96، ص 115.
    5- بحار الانوار، ج 6، ص 268.
    6- براى روایات بیشتر در این باب به جلد 6 كتاب بحار الانوار و جلد 3 كتاب كافى مراجعه فرمایید.
    منبع: آیه هاى زندگى براى بیدارى، مؤلف :حسین اسكندرى

  7. صلوات ها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود