صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا خواستگاری حضرت علی(ع) از دختر ابی جهل درسته؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5

    آیا خواستگاری حضرت علی(ع) از دختر ابی جهل درسته؟




    درمورد این که آیا حضرت علی ازدختر ابوجهل خواستگاری نموده یا نه یه مقدار اطلاعات میخواستم
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۶:۳۴

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    28
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    160

    داستان یک افسانه




    قضیه خواستگاری امیرالمومنین علی (ع) را شیعه قبول ندارد و آن را افسانه ای ساخته ذهن دار و دسته همان کسانی می داند که حکومت وی را غصب کردند.
    در بعضی از منابع اهل سنت از جمله صحیح بخاری روایاتی به این مضمون آمده است از جمله:

    مسور گفت: علي به خواستگارى دختر ابوجهل رفت، فاطمه شنيد، نزد پدر آمد و عرض كرد: اطرافيانت گمان مى‌كنند براى دخترانت ناراحت و خشمگين نمى‌شوي، علي قصد ازدواج با دختر ابوجهل را دارد، رسول خدا (ص) فرمود: ابوالعاص بن ريبع را به دامادى پذيرفتم چون صادق و راستگو بود، همانا بدانيد، فاطمه پاره تن من است، دوست ندارم چيزى ناراحتش كند، به خدا سوگند! دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در يكجا جمع نمى‌شوند. پس از اين بود كه علي از خواستگارى دختر ابوجهل منصرف شد. (صحيح البخاري، ج 3، ص 1364 ح 3523)

    نقد: این روایت مجعول و ساختگی است به دلایلی از جمله مخالفت با قرآن، عدم امکان این خواستگاری از منظر تاریخی و ضعف سند(تمامی این روایات به نقل از شخصی است به نام مسور بن مخرمه که در زمان نقل تنها 6 سال داشته است در حالی که در یکی از همین احادیث خود وی می گوید بالغ بوده است).
    برای مطالعه سندی و نقد این روایات به لینک زیرمراجعه کنید
    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...aghalat&id=140
    ویرایش توسط بیان : ۱۳۸۸/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۵:۴۸

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10545



    سلام
    اين ماجرا نه به جهت گرايشات مذهبي ، بلكه به جهت اسناد تاريخي وشخصيت شناسي راوي داراي

    ايرادت فراواني است

    اول) اگر ازدواج علي بن ابي طالب(ع) با دختر ابولهب(جويريه) به دليل اينكه پدرش مشرك است شايسته

    نيست ، پس چرا خود رسول خدا(ص) با ام حبيبه دختر ابوسفيان دشمن خود در حاليكه در جنگهاي

    مختلف عليه پيامبر(ص) شركت كرده بود ازدواج كردند.

    دوم) عثمان هم با اينكه داماد پيامبر(ص) بود با دختر ديگر ابوجهل ازدواج كرد و رسول خدا(ص) او را براي اين

    ازدواج سرزنش نكرد.

    سوم)آيا در دين اسلام جرم پدر را براي فرزند ثبت مي كنند ،‌آيا ابو جهلي كه در سال دوم يا سوم هجري

    درگذشته وديگر دشمن دانسته نمي شود ، موجب مي شود كه ديگر هيچ كس حق نداشته باشد با دختر

    مسلمان او ازدواج كند. چگونه رسول خدا(ص) با جويريه و صفيه اي كه يهودي زاده بودند ازدواج فرمودند.

    چهارم ) آيا ازدواج مجدد كه حلال شرعي و سنت متداول و مورد عمل رسول خدا(ص) و غالب صحابه بوده

    براي علي بن ابي طالب(ص) حرام شده است .

    پنجم) علاوه بر همه اين ايرادات محتوايي، اسناد همه اين گزارش ها تنها به يك راوي منتهي مي شود. وآن

    هم مسور بن مخرمه كه هنگام وقوع اين ماجرا نهايتا 8 يا 10ساله بوده است.

    ششم) اين آقاي مسور كه تنها راوي اين گزارش است . از جمله كساني است كه امام علي را براي

    خوشنودي معاويه ناسزا گفت. و از معدود كساني است كه در تشييع و تدفين عثمان بن عفان شركت كرده

    وخلافت علي بن ابي طالب كه مورد پذيرش قاطبه صحابه مدينه واقع شده بود را نپذيرفت.

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    بسم الله الرحمن الرحيم

    موضوع: افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل


    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
    لينك فايل pdfترجمه انگليسي اين مقاله:
    lib/pdf/salam860310pdf
    آقاي هدايتي
    مقداري درباره فضائل حضرت زهرا (سلام الله عليها) از ديدگاه منابع و مورخان و دانشمندان اهل سنت صحبت بفرماييد.
    استاد حسيني قزويني
    در رابطه با فضائل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) من گمان نمي‌كنم‌ رواياتي كه در اين رابطه در صحاح اهل سنت، به ويژه در صحيح بخاري و صحيح مسلم وجود دارد، براي أحدي پوشيده باشد.

    روايت اول:
    در صحيح بخاري آمده است:
    فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.
    فاطمه، خانم و بانوي تمام بهشتيان است.
    صحيح بخاري، ج4، ص209 و 219

    روايت دوم:
    در صحيح بخاري آمده است:
    أما ترضين أن تكوني سيدة نساء أهل الجنة أو نساء المؤمنين.
    صحيح بخاري، ج4، ص183

    روايت سوم:
    در صحيح مسلم آمده است:
    أما ترضين أن تكوني سيدة نساء المؤمنين أو سيدة نساء هذه الأمة.
    صحيح مسلم، ج7، ص144 ـ صحيح بخاري، ج7، ص142
    اينها نشان‌گر اين است كه جايگاه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در پيشگاه خداوند و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، جايگاهي بس رفيع و والا است.

    روايت چهارم:
    در كتاب الإستيعاب إبن عبد البر ـ از كتاب‌هاي رجالي درجه اول اهل سنت ـ آمده است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت زهرا (سلام الله عليها) فرمودند:
    أما ترضين أنّك سيّدة نساء العالمين؟ قالت: يا أبت! فأين مريم بنت عمران؟ قال: تلك سيدة نساء عالمها و أنت سيّدة نساء عالمك، أما واللّه! لقد زوّجتك سيّداً في الدنيا و الآخرة.
    آيا خشنود نيستي كه تو سيده زنان دنيا و آخرت هستي؟ فاطمه فرمود: پس مريم بنت عمران چه شد؟ حضرت فرمودند: او سيد زنان دوران خودش بود و تو بانوي عالم خويش هستي. به خدا! شوهر تو سيد و سرور دنيا و آخرت است.
    الإستيعاب لإبن عبد البر، ج4، ص1895 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج8، ص102 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج2، ص126 ـ نظم الدرر السمطين للزرندي الحنفي، ص179 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص134
    و در روايت ديگر دارد:
    حضرت مريم سيده و بانوي عصر خويش بوده است و تو بانوي زنان دو جهان هستي.
    إبن حجر از آقاي سُبْكي ـ از استوانه‌هاي علمي اهل سنت ـ نقل مي‌كند كه گفت:
    الذي نختاره و ندين اللّه به أنّ فاطمة أفضل من خديجة ثمّ عائشة.
    فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص105 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي،ج4، ص555 ـ تفسير الآلوسي، ج3، ص156 ـ جواهر المطالب لإبن الدمشقي الشافعي، ج1، ص153
    اين يك‌بخش از فضائلي است كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است. فراتر از اين در روايات متعدد آمده است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، غضب و رضايت حضرت زهرا (سلام الله عليها) را با غضب و رضايت حق برابر دانسته است.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت پنجم:
    حاكم نيشابوري در روايت صحيح نقل مي‌كند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    إنّ اللّه يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.
    خداوند با غضب تو، غضبناك مي‌شود و با رضايت تو راضي مي‌شود.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص153 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص203 ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج5، ص363 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج1، ص108 ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص178 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص674 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج2، ص351 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج3، ص156 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج5، ص522 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج1، ص535 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج8، ص266 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج2، ص57 ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج4، ص196 ـ ذيل تاريخ بغداد لإبن النجار البغدادي، ج2، ص140 ـ الذرية الطاهرة النبوية للدولابي، ص168

    روايت ششم:
    در صحيح مسلم نقل شده است:
    إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.
    فاطمه پاره تن من است؛ هر كس او را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.
    صحيح مسلم، ج7، ص141
    و در بعضي از روايت‌ها اين‌گونه آمده است:
    فمن أغضبها، فقد اغضبني.
    صحيح بخاري، ج4، ص219 و 210
    آقاي إبن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح صحيح بخاري نقل مي‌كند كه اين روايت:
    يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا
    صحيح مسلم، ج7، ص141 ـ سنن الترمذي، ج5، ص360 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص159 ـ مسند احمد، ج4، ص5
    نشانگر اين است كه غضب و إيذاء زهرا،، غضب و إيذاء رسول الله (صلي الله عليه و سلم) است و غضب و إيذاء رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هم كفر است؛ پس إيذاء و غضب زهراء كفر است.
    و في الحديث تحريم أذي من يتأذي النبي صلي الله عليه و سلم بتأذيه لأن أذي النبي صلي الله عليه و سلم حرام اتفاقا، قليله و كثيره و قد جزم بأنه يؤذيه ما يؤذي فاطمة، فكل من وقع منه في حق فاطمة شئ فتأذت به، فهو يؤذي النبي صلي الله عليه و سلم بشهادة هذا الخبر الصحيح و لا شئ أعظم في إدخال الأذي عليها من قتل ولدها و لهذا عرف بالاستقراء معاجلة من تعاطي ذلك بالعقوبة في الدنيا و لعذاب الآخرة أشد.
    فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج9، ص288
    و در جاي ديگر مي‌گويد:
    إنها تغضب ممن سبها و قد سوي بين غضبها و غضبه و من أغضبه صلي الله عليه و سلم يكفر.
    فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص82
    آقاي مناوي در فيض القدير به نقل از أبو نعيم و ديلمي، بعد از حديث:
    من آذاها فقد آذاني:
    مي‌گويد:
    فعليه لعنة الله ملء السماء و ملء الأرض و قد أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم و شرفهم ليس لأنفسهم و إنما الله الذي اجتباهم و كساهم حلة الشرف فلا ينبغي لمسلم أن يذمهم بما وقع منهم فإن الله طهرهم و يعلم الذام لهم أن ذلك راجع إليه.
    هر كس زهرا را اذيت كند، به اندازه فرا راه آسمان و زمين بر او لعنت باد.
    فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج6، ص24، ح8267
    اينها نمونه‌هايي از موقعيت و مقام شامخ حضرت زهرا (سلام الله عليها) در صحاح اهل سنت است. البته مسأله فراتر از اين است و من فقط چند نمونه عرض كردم.
    * * * * * * *
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    آقاي هدايتي
    مخالفان و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام)، در جهت تحريف تاريخ تلاش كردند دو حركت عمده انجام دادند:
    1. فضيلت‌سازي براي ديگران
    2. افسانه‌سازي
    زيرا ديدند نمي‌توانند در مقابل خورشيد پر فروغ فضايل أهل بيت (عليهم السلام) و همچنين محور كائنات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) صف آرائي بكنند، به تلاش مذبوحانه‌اي دست زدند و افسانه‌هاي دروغين وارد تاريخ كردند.از شما مي‌خواهيم كه يكي از اين افسانه‌ها را براي ما بيان كنيد.
    استاد حسيني قزويني
    در رابطه با افسانه‌سازي، تغيير، تحريف يا تضعيف فضائل أهل بيت (عليهم السلام) در دوران بني أميه، فقط به چند نمونه اشاره مي‌كنم:

    روايت اول:
    در رابطه با حديث سدّ ابواب ـ كه در صحاح اهل سنت است و روايتي قطعي است ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    سدّ الأبواب إلا باب علي.
    [عن زيد بن أرقم قال: كان لنفر من أصحاب رسول الله عليه و سلم أبواب شارعة في المسجد قال: فقالوا يوما: سدوا هذه الأبواب إلا باب علي، قال: فتكلم في ذلك الناس، قال: فقام رسول الله صلي الله عليه و سلم فحمد الله تعالي و أنثي عليه ثم قال: أما بعد! فإني أمرت بسد هذه الأبواب إلا باب علي و قال فيه قائلكم: و إني والله! ما سددت شيئا و لا فتحته و لكني أمرت بشئ فاتبعته.
    مسند احمد، ج4، ص369 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص125 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص114 ـ السنن الكبري للنسائي، ج5، ص118 ـ سنن الترمذي، ج5، ص305
    إبن حجر عسقلاني بعد از نقل حديث خوخة أبي بكر مي‌نويسد:
    تنبيه * جاء في سد الأبواب التي حول المسجد أحاديث يخالف ظاهرها حديث الباب منها حديث سعد بن أبي وقاص قال: أمرنا رسول الله صلي الله عليه و سلم ... أخرجه أحمد و النسائي و إسناده قوي و في رواية للطبراني في الأوسط رجالها ثقات من الزيادة فقالوا: يا رسول الله! سددت أبوابنا ... و عن زيد بن أرقم قال: كان لنفر من الصحابة ... أخرجه أحمد و النسائي و الحاكم و رجاله ثقات و عن إبن عباس قال: أمر رسول الله ... و في رواية: و أمر بسد الأبواب غير باب علي ... أخرجهما أحمد و النسائي و رجالهما ثقات و عن جابر بن سمرة قال: أمرنا رسول الله ... أخرجه الطبراني و عن إبن عمر قال: كنا نقول في زمن رسول الله ... أخرجه أحمد و إسناده حسن و اخرج النسائي من طريق العلاء بن ... و رجاله رجال الصحيح إلا العلاء و قد وثقه يحيي بن معين و غيره و هذه الأحاديث يقوي بعضها بعضا و كل طريق منها صالح للإحتجاج فضلا عن مجموعها و قد أورد إبن الجوزي هذا الحديث في الموضوعات و أخرجه من حديث سعد بن أبي وقاص و زيد بن أرقم و إبن عمر مقتصرا علي بعض طرقه عنهم و أعله ببعض من تكلم فيه من رواته و ليس ذلك بقادح لما ذكرت من كثرة الطرق و أعله أيضا بأنه مخالف للأحاديث الصحيحة الثابتة في باب أبي بكر و زعم أنه من وضع الرافضة قابلوا به الحديث الصحيح في باب أبي بكر انتهي و أخطأ في ذلك خطأ شنيعا فإنه سلك في ذلك رد الأحاديث الصحيحة بتوهمه المعارضة.
    فتح الباري شرح صحيح بخاري لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص13ـ12]
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    تمام درهاي منزل صحابه را كه به مسجد گشوده مي‌شد، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بست، جز در منزل علي (عليه السلام) و فرمود: قسم به خدا! من نبودم كه درهاي شما را بستم و درِ علي را گشودم، خداوند چنين كاري كرد.
    حديث سدّ أبواب إلا باب علي، فضيلت بسيار گران‌سنگي است. اينها آمده‌اند حتي در صحيح بخاري و صحيح مسلم و ديگر صحاح، حديثي را جعل كرده‌اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    سدّوا عني كل خوخة في هذا المسجد غير خوخة أبي بكر باب.
    تمام روزنه‌ها را به مسجد ببنديد، غير از روزنه آقاي أبوبكر.
    صحيح بخاري، ج1، ص120 ـ صحيح مسلم، ج7، ص108
    إن شاء الله بعداً بحث خواهيم كه اصلاً جناب أبوبكر در مدينه منزلي نداشت و روز رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم در مدينه نبود و در سنح بود. پس از آن‌كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، تمام صحابه در مسجد جمع بودند و او ساعت‌ها پس از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه حاضر شد. حتي در روايت آمده است:
    در دروان خلافت هم از سنح با شتر و يا با اسب مي‌آمد و نمازش را مي‌خواند و برمي‌گشت.

    روايت دوم:
    همچنين روايتي كه شيعه و سني حتي مستشرقين نقل كرده‌اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    إن الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة.
    حسن و حسين دو آقاي جوانان اهل بهشتند.
    مسند احمد، ج3، ص3، 62، 64، 82 ـ سنن إبن ماجة، ج1، ص44 ـ سنن الترمذي، ج5، ص321 و 326 ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص20 و 58 ـ شرح مسلم للنووي، ج16، ص41 و مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص165 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص167
    در برابر اين حديث جعل كرده‌اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    أبا بكر و عمر سيدا كهول اهل الجنة.
    ابوبكر و عمر دو آقاي پيران اهل بهشتند.
    مسند احمد، ج1، ص80 ـ سنن إبن ماجة، ج1، ص36 ـ سنن الترمذي، ج5، ص272 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص53
    در مناظره‌اي كه آقا امام جواد (عليه السلام) با بعضي از علماي اهل سنت داشته است، وقتي يحي بن أكثم گفتند: فرزند رسول الله! درباره اين حديث چه مي‌گوييد؟ امام جواد (عليه السلام) فرمود:
    بهشت جاي پيران نيست، تمام كساني كه وارد بهشت مي‌شوند به صورت جوان وارد بهشت مي‌شوند.

    روايت سوم:
    در برابر اين حديث:
    إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي أهل بيتي.
    اين حديث را جعل كردند:
    إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و سنتي.

    روايت چهارم:
    در برابر اين حديث:
    النجوم أمان لأهل الارض من الغرق و أهل بيتي أمان لأمتي من الإختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب إختلفوا فصاروا حزب إبليس.
    هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص149
    اين حديث را جعل كردند:
    أصحابي كالنجوم، بأيهم إقتديتم إهتديتم.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    روايت پنجم:
    در برابر اين حديث:
    أنا مدينة العلم و علي بابها.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص126 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص114 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص55 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج3، ص1102 ـ الفايق في غريب الحديث للزمخشري، ج2، ص16 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج7، ص219 ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص113 ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج1، ص415 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص600 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج1، ص49 ـ دفع الإرتياب عن حديث الباب لعلي بن محمد العلوي، ص3
    اين حديث را جعل كردند:
    أنا مدينة العلم و أبو بكر اساسها و عمر حيطانها و عثمان سقفها و علي بابها.
    من شهر علمم و ابوبكر پايه‌هاي آن، عمر ديوارهاي آن، عثمان سقف آن و علي درب آن است.
    تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج20، ص9 ـ كشف الخفاء للعجلوني، ج1، ص204 ـ فتح الملك العلي لأحمد بن الصديق المغربي، ص156 ـ لسان الميزان لإبن حجر، ج1، ص423
    معلوم نيست كه كدام شهر است كه داراي سقف است؟ من نمي‌دانم.
    يا مثلاً خود بخاري در تاريخ كبير، جلد 4، صفحه 80 نقل كرده است:
    أنا مدينة العلم و علي بابها و معاويه حلقتها.
    من شهر علمم، علي در آن و معاويه حلقه آن در است.

    روايت ششم:
    با كمال بي‌حيايي در برابر حديث منزلت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    أنت مني بمنزلة هارون من موسي.
    صحيح بخاري، ج4، ص208 و ج5، ص129 و صحيح مسلم، ج7، ص120 ـ سنن إبن ماجة، ج1، ص43 و ج1، ص45 ـ سنن الترمذي، ج5، ص302 و مسند احمد، ج1، ص170 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج2، ص337 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج9، ص40
    حديثي جعل كرده‌اند كه نهايت بي‌شرمي و رذالت بني أميه را ثابت مي‌كند. حريز مي‌گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    أنت مني بمنزلة قارون من موسي.
    جايگاه تو نسبت به من، همانند جايگاه قارون با موسي است.
    سأله الراوي عمن ترويه، قال: سمعت الوليد بن عبد الملك يقوله و هو علي المنبر.
    وقتي از او سؤال مي‌كنند: اين حديث را از كي شنيده‌اي؟ مي‌گويد: من ديدم كه وليد بن عبد الملك آن را بر بالاي منبر مي‌خواند.
    تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج8، ص262 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج12، ص349 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج5، ص577 ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج2، ص209 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج10، ص122
    اينها نشان‌گر سعي و تلاش مذبوحانه دودمان بني أميه است در برابر فضايل بي‌كران أهل بيت (عليهم السلام). هر چه ابر، جلوي خورشيد را بپوشاند، باز هم نور خورشيد از پسِ ابر مي‌تابد و جهان را روشن مي‌كند و خورشيد هميشه پشت ابر نمي‌ماند.
    در رابطه با حديث مورد نظر:
    فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.
    صحيح مسلم، ج7، ص141
    يا:
    فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها فقد أغضبني.
    صحيح بخاري، ج4، ص219 و 210
    اين آقايان ديدند كه نمي‌توانند اين حديث و اين فضيلت بزرگ را انكار كنند، آمدند يك حديثي را جعل كرده‌اند و گفتند:
    بلي ما قبول داريم كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:
    فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.
    ولي اين داستان به خاطر اين بود كه علي (عليه السلام) مي‌خواست برود از دختر أبو جهل خواستگاري كند و براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هوو بياورد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم عصباني شد و به مسجد آمد. مسور بن مخرمه مي‌گويد:
    فسمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يخطب الناس في ذلك علي منبره هذا و أنا يومئذ محتلم فقال: إن فاطمة مني و أنا أتخوف أن تفتن في دينها.
    من آن جا بودم در حالي كه بالغ بودم و رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: فاطمه از من است و من مي‌ترسم در دينش لغزش پيدا كند.
    ثم ذكر صهرا له من بني عبد شمس فأثني عليه في مصاهرته إياه قال: حدثني فصدقني و وعدني فوفي لي و إني لست أحرم حلالا و لا أحل حراما و لكن و الله لا تجتمع بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم و بنت عدو الله ابدا.
    بني عبد الشمس كه داماد من بودند، احترام مرا داشتند. من نمي‌خواهم حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كنم. ولي دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در يك خانه نبايد جمع بشود.
    صحيح بخاري، ج4، ص47 ـ صحيح مسلم، ج7، ص
    .
    141

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    إن بني هشام بن المغيرة إستأذنوا في أن ينكحوا إبنتهم علي بن أبي طالب فلا آذن ثم لا آذن ثم لا آذن إلا أن يريد إبن أبي طالب أن يطلق إبنتي و ينكح إبنتهم فإنما هي بضعة مني يريبني ما أرابها و يؤذيني ما آذاها.
    علي اگر مي‌خواهد دختر ابوجهل را بگيرد، بايد دختر مرا طلاق بدهد. فاطمه پاره تن من است، آن‌چه كه موجب رنجش فاطمه بشود، مرا مي‌رنجاند.
    صحيح بخاري، ج6، ص158 ـ صحيح مسلم، ج7، ص141
    آن‌ها اين روايات را نقل كرده‌اند كه بتوانند با اين جعليات، هم فضائل حضرت زهرا (سلام الله عليها) را زير سؤال ببرند و از اين مهم‌تر هم شأن أمير المؤمنين (عليه السلام) را زير سؤال ببرند و بگويند كه اصل اين حديث در شأن أمير المؤمنين (عليه السلام) وارد شده است.
    اين نمونه كوچكي از تلاش‌هاي دودمان بني أميه بود كه متأسفانه اين روايت در صحاح اهل سنت نيز وارد شده است.
    * * * * * * *
    آقاي هدايتي
    سازنده اين افسانه كيست؟ چه دليل بر جعلي بودن اين افسانه مي‌توانيم اقامه كنيم؟
    استاد حسيني قزويني
    در رابطه با اين‌كه اين حديث جعلي و ساختگي است، فكر نمي‌كنم هيچ منصفي قضاياي تاريخي را بررسي كند و جوانب قضيه را ملاحظه كند، شبهه‌اي داشته باشد بر جعلي بودن اين داستان.
    خود صحيح بخاري اين روايت را آورده است:
    فاطمة بضعة من، فمن أغضبها فقد أغضبني.
    صحيح بخاري، ج4، ص219 و 210
    و هيچ اشاره‌اي به قضيه خواستگاري أمير المؤمنين (عليه السلام) از دختر أبو جهل ندارد.
    صحيح مسلم هم نقل مي‌كند:
    إنما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها.
    صحيح مسلم، ج7، ص141
    در اينجا نيز بحث خواستگاري از دختر ابوجهل مطرح نيست.
    حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين با سند صحيح نقل مي‌كند:
    إن الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص153
    و به هيچ‌وجه قضيه خواستگاري از دختر ابوجهل نيست.
    وقتي تاريخ اين روايت را بررسي مي‌كنيم، مي‌بنيم كه بسياري از علماي اهل سنت اين روايت را نقل كرده‌اند؛‌ اما هيچ اشاره‌اي به قضيه خواستگاري دختر ابوجهل نكرده‌اند؛ از جمله:
    أبي عاصم ضحاك ـ متوفاي 287 هجري ـ درالآحاد و المثاني، جلد 5، صفحه 363
    دولابي ـ متوفاي 310 هجري ـ درالذرية الطاهرة، صفحه 119
    طبراني ـ متوفاي 360 هجري ـ در المعجم الكبير، جلد 1، صفحه 108
    خطيب بغدادي ـ متوفاي 463 هجري ـ در ذيل تاريخ بغداد، جلد 2، صفحه ‏140 و جلد 2، صفحه 141
    إبن عساكر ـ متوفاي 571 هجري ـ درتاريخ مدينة دمشق، جلد 3، صفحه 156
    إبن أثير ـ متوفاي 630 هجري ـ در أسد الغابة في معرفة الصحابة، جلد 5، صفحه 522
    ذهبي ـ متوفاي 748 هجري ـ درميزان الإعتدال، جلد 2، صفحه 492
    زرندي حنفي ـ متوفاي 750 هجري ـ درنظم الدرر السمطين، صفحه 178
    هيثمي ـ متوفاي 807 هجري ـ درمجمع الزوائد، جلد 9، صفحه 203
    إبن حجر عسقلاني ـ متوفاي 852 هجري ـ در الإصابة في تمييز الصحابة، جلد 8، صفحه ‏266 و ‏265 و تهذيبالتهذيب، جلد 21، صفحه 392
    صالحي شامي ـ متوفاي 942 هجري ـ درسبل الهدي و الرشاد، جلد 11، صفحه 44
    اگر اين روايت دربا ره خواستگاري دختر أبو جهل وارد شده بود، اين بزرگان بايد اشاره مي‌كردند.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    قهرمان و سازنده اين افسانه خواستگاري از دختر أبو جهل
    در تمام رواياتي كه اهل سنت آورده‌اند، به ويژه در صحيح بخاري و صحيح مسلم، سند روايت به فردي به نام مسور بن مخرمه مي‌رسد. ايشان از افرادي بود كه در حاشيه آقاي عبد الله بن زبير بود و در حمله يزيد به مكه مكرمه، سنگي از منجنيق پرتاب شد و تعدادي از افراد كشته شدند و مسور هم جزء لشكريان عبد الله بن زبير بود و كشته شد. عبد الله بن زبير يك فرد مخالف و دشمن أهل بيت (عليهم السلام) بوده؛ به حدّي كه در نماز جمعه، صلوات بر پيامبر و‌ آل پيامبر (صلي الله عليه و آله) را حذف كرده بود و گفت:
    به خاطر اين صلوات بر پيامبر و آل پيامبر نمي‌گويم؛ چون كساني از آل پيامبر هستند كه أهل بيت سوء هستند، وقتي من بر آل پيامبر صلوات مي‌فرستم،‌ اينها خوشحال مي‌شوند. من براي اين‌كه دماغ اينها را بر زمين بمالم، صلوات بر آل پيامبر را حذف كرده‌ام.
    و موقف إبن الزبير معروف من علي و أهل البيت فهوالذي قاتله و ابوه في معركة الجمل، فكان يحمل الحقد و الضغينة علي أهل البيت، قال إبن أبي الحديد:
    إن عبد الله بن الزبير يبغض عليا و ينتقصه و ينال من عرضه.
    و روي عمر بن شبه و إبن الكلبي و الواقدي و غيرهم من رواة السير، أنه مكث أيام ادعائه الخلافة أربعين جمعة لا يصلي فيها علي النبي‏ و قال: لا يمنعني من ذكره إلا أن تشمخ رجال بآنافها.
    و في رواية محمد بن حبيب و أبي عبيدة معمر بن المثني: أن له أهيل سوء ينغضون رؤوسهم عند ذكره. و روي سعيد بن جبير أن عبد الله بن الزبير قال لعبد الله بن عباس: ما حديث أسمعه عنك؟ قال: و ما هو؟ قال: تأنيبي و ذمي! فقال: إني سمعت رسول الله‏ يقول: ( بئس المرء المسلم يشبع و يجوع جاره)، فقال إبن الزبير: إني لأكتم بغضكم أهل هذا البيت منذ أربعين سنة.
    شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص61ـ62
    و همچينين ذهبي در سير اعلام النبلاء مي‌گويد:
    و كان يثني و يصلي علي معاوية، قال عروة: فلم أسمع المسور ذكر معاوية إلاّ صلّي عليه.
    ايشان معاويه را تمجيد مي‌كرد و بر او صلوات مي‌فرستاد. عروة بن زبير مي‌گويد: آقاي مسور هر وقت نام معاويه را مي‌برد، بر او صلوات مي‌فرستاد.
    سير أعلام النبلاء للذهبي، ج3، ص392
    حالا چه شد كه صلوات بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به خاطر اين‌كه أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) خوشحال مي‌شوند، در خطبه‌هاي نماز حذف مي‌كند؟ اما هر وقت نامي از معاوبه برده مي‌شود، بر او صلوات مي‌فرستد؟
    توجه برادران اهل سنت و به ويژه وهابي‌ها را به اين نكته جلب مي‌كنم كه اصلاً سنّ آقاي مسور متناسب با اين قضيه نيست. استاد توفيق ابو علم ـ از اساتيد بر جسته مصري و معاون نخست دادگستر مصر ـ كتابي دارد به نام فاطمة الزهرا ـ كه جناب آقاي دكتر صادقي ترجمه كرده است. من در طول اين چهل سال كه افتخار خدمت به أهل بيت (عليهم السلام) را دارم، كتابي از برادران اهل سنت، زيباتر، دقيق‌تر، علمي‌تر، مستدلّ‌‌تر و منصفانه‌تر از اين كتاب درباره حضرت زهرا نديده‌ام ـ و در صفحه 146 اين كتاب ـ البته من عربي آن را ندارم ـ مي‌گويد:
    قضيه خواستگاري علي از دختر ابوجهل، سال دوم هجرت بوده است و سال دوم هجرت، هنوز آقاي مسور بن مخرمه به دنيا نيامده بود.
    ابن حجر در تهذيب التهذيب مي‌گويد:
    ولد بمكّة بعد الهجرة بسنتين فقدم به المدينة في عقب ذي الحجة سنة ثمان و مات سنة أربع و ستين.
    مسور در سال دوم هجرت در مكه متولد شده است.
    تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج10، ص137 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج27، ص581. سير أعلام النبلاء للذهبي، ج3، ص394
    ابن حجر در الإصابة في تمييز الصحابة مي‌گويد:
    و كان مولده بعد الهجرة بسنتين و قدم المدينة في ذي الحجة بعد الفتح سنة ثمان و هو غلام أيفع إبن ست سنين.
    در سال دوم هجرت به دنيا آمد و در ذي الحجة سال هشتم هجرت به مدينه آمده بود؛ در حالي‌كه يك بچه شش ساله بوده است.
    الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج6،ص94
    البته من نمي‌دانم كه آقاي إبن حجر عسقلاني از كجا كشف كرده است كه اين قضيه در سال هشتم هجرت صورت گرفته است. شايد إبن حجر قضايايي را از غيب مي‌دانسته است يا توسط ملائكه يا أجنه به او وحي شده است. ايشان مي‌گويد:
    قضيه خواستگاري علي از دختر ابو جهل بعد از سال هشتم هجري بوده و آن زمان آقاي مسور شش ساله بوده است.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود