صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلافت خلفا عندالله است یا عند الناس؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341

    خلافت خلفا عندالله است یا عند الناس؟




    دوستان بفرمایند که خلافت ابوبکر و عمر و عثمان علی عند الله و از جانب خدا بوده یا عند الناس و از جانب مردم؟
    و یا هر کدام نوع خاصی را داشتند؟



    کارشناس بحث : مقداد

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۲:۳۸

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    دوستان بفرمایند که خلافت ابوبکر و عمر و عثمان علی عند الله و از جانب خدا بوده یا عند الناس و از جانب مردم؟
    و یا هر کدام نوع خاصی را داشتند؟



    کارشناس بحث : مقداد
    با عرض سلام و ادب

    بررسی منابع تاریخی این واقعیت را بیان می کند که انتخاب شدن ابوبکر و عمر و عثمان به خلافت هر کدام به نوع خاصی صورت گرفته و می توان با قاطعیت گفت که این انتخاب ها نه تنها از سوی خداوند متعال نبوده است بلکه از جانب مردم هم نبوده است.چرا که ابوبکر در ماجرای ثقیفه با بیعت عمر و ابوعبیده جراح بعنوان خلیفه انختاب شد و بعداً به زور از مردم بیعت گرفتند و اصحاب معروفی همچون امام علی(ع)،زبیر،سلمان،مقداد،اب وذر و ... با ابوبکر بیعت نکردند و حتی طبق نقل منابع متعدد اهل سنت برای بیعت گرفتن اجباری از امام علی(ع) به خانه آن حضرت حمله کرده و به حضرت فاطمه(س) جسارت کرده و با مجروح کردن پاره تن رسول الله وارد منزل شدند و امام علی(ع) را دست بسته به مسجد بردن برای اینکه با ابوبکر بیعت کند.

    در ماجرای بیعت گرفتن اجباری از مردم برای ابوبکر،مردم قبیله بنی اسلم بیشترین نقش را داشتند،بدین صورت که به پیشنهاد عمر بن خطاب مردم بنی اسلم (قبیله بریده)در كوچه و بازار همراه ابوبكر راه می رفتند،و هر كسي را كه می ديدند، براي بيعت با ابوبكر م یگرفتند و به سوی ابوبکر می آوردند و در صورت مخالفت، او را بسوی ابوبکر می کشیدند تا بيعت عامه محقق شود.

    قديم‌ترين منبعي كه اين خبر را به اين صورت نقل كرده، ابواسحاق، ابراهيم‌بن محمد ثقفي كوفي اصفهانی است.(1).

    طبرى نقل مى کند که قبیله ى « اسلم» پس از ورود به مدینه چنان در کوچه ها تجمع کردند که کوچه ها جاى گنجایش آنان را نداشت. و عمر مى گفت: همین که قبیله ى اسلم را دیدم به پیروزى یقین پیدا کردم. (2)

    گویاتر از این دو، بیان شیخ مفید در کتاب (جمل) است. او از قول ابومخنف نقل مى کند که :
    « گروهى از اعراب بادیه بودند که براى تهیه آذوقه و خواربار به مدینه داخل شدند، اما مردم مدینه به علت فوت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به آنان اعتنایى نکردند . آنان نیز با خلیفه جدید بیعت کردند و امر او گردن نهادند. آن گاه عمر آنان را طلبید و به ایشان گفت: در ازاى بیعت با خلیفه رسول خدا آن چه نیاز دارید از خواربار و آذوقه- بى هیچ عوضى- برگیرید و به سوى مردم درآیید و آنان را گرد آرید و وادار به بیعت کنید و هر که امتناع کرد، بر سر و پیشانى اش بکوبید! راوى مى گوید. به خدا قسم دیدم که آن قبیله ى بدوى بلا فاصله ، کمربندها را محکم کردند و دستارها بر گردن حمایل نموده و با چوب دستى به مردم حمله کردند و با آن محکم به مردم مى زدند و آنان را به زور وادار به بیعت مى کردند.» (3)

    از این رو بعدها براى جبران اولین اقدام بزرگ این قبیله کوشیدند اینان را از ننگ اعرابى بودن (جاهلیت و بدویت) استثنا کنند ؛ عایشه به پاس خدماتى که به پدرش کردند، از قول پیامبر در فضیلت آنها روایتى ساخت که آثار کذب بودن آن بر خواننده ى آگاه پوشیده نیست.( 4 )
    روایات دیگری با همین مضمون در تاریخ آمده که همگی این واقعه را با تفاوتهای اندکی نقل کرده اند و حتی نحوه بیعت را نوشته اند که دست مردم را میگرفتند و به دست ابوبکر میزدند و اینگونه بود که ادعای بیعت (!) مردم با ابوبکر منتشر میشد . این دسته روایات همگی متفقند که بیعت مردمی ، با زور و تهدید گرفته میشد .
    از این میان به نقلی که ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه آورده است بسنده میکنیم :
    «. . و هم محتجزون بالازر الصنعانیة لا یمرون باحد الاخبطوه، و قدموه فمدوا یده فمسحوها على ید ابى بکر یبایعه، شاء ذلک او ابى» (5) و آنها ( بنی اسلم ) که خود را با پوششهای صنعانی پوشانده بودند به هیچ کس برخورد نمیکردند مگر آنکه او را به سختی میزدند و (سپس به نزد ابوبکر) می آوردند و دستش را میکشیدند و بر روی دست ابوبکر مسح میدادند تا بیعت کرده باشد ، هرچند که او خودش میخواست و یا خودداری میکرد .

    بنابراین انتخاب ابوبکر اولاً به هیچوجه از سوی خدا نبوده است،ثانیاً کسانی که با میل و رغبت بیعت کردند تعداد اندکی بودند و بیعت از مردم هم که به زور بوده است.ثالثاً بسیاری از اصحاب معروف با ابوبکر بیعت نکرده بودند.

    اما در مورد انتخاب عمر هم که هیچ جنبه الهی در آن نبوده است و وی فقط بر طبق وصیت ابوبکر به خلافت رسید،یعنی از لحاظ جنبه مردمی هم هیچ بیعت و انتخابی وجود ندارد.

    انتخاب عثمان هم که از بین شورای شش نفره عمر صورت گرفت،که او هم فقط بخاطر اینکه عمر نظر عبدالرحمن بن عوف را فصل الخطاب تعیین کرده بود،و بین عثمان و عبدالرحمن هم پیوند خویشاوندی وجود داشت،عثمان به خلافت رسید،پس در اینجا هم نه جنبه الهی وجود دارد نه جنبه مردمی.

    امام خلافت امام علی(ع) که در جنبه الهی بودن امامت و خلافت ایشان جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد،از لحاظ مردمی هم بر خلافت سه خلیفه قبلی،بیعت مردمی به تمام معنا وجود داشت آنهم بیعت از روی میل و رغبت،نه اجبار و اکراه.

    ابن سعد می‌نویسد: هنگامی كه عثمان در 18 ذی‌الحجه سال 35 ه كشته شد، مردم در فردای آن روز با علی(ع) بیعت كردند. طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، سعید بن زید بن عمرو بن نفیل، عمار بن یاسر، اسامه بن زید، سهل بن حنیف، ابو ایوب انصاری، محمد بن مسلمه، زید بن ثابت، خزیمه بن ثابت و همه صحابی رسول خدا در داخل و خارج مدینه، با علی(ع) بیعت كردند.(6)

    مقدسی می گوید:مردم در دوران عثمان هم از علی (ع) به عنوان خلیفه بعد یاد می‌كردند و چون عثمان كشته شد، همگان به صورت علنی با علی (ع) بیعت كردند و جز مردم شام و معاویه، همه خلافت او را پذیرفتند.(7)

    بنابراین از بین این چهار خلیفه،فقط خلافت امام علی(ع) هم جنبه خدایی داشت و هم جنبه مردمی،ولی سه خلیفه دیگر خلافتشان قطعاً جنبه الهی نداشته است و جنبه مردمی آن هم بسیار کمرنگ و تقریباً بی تأثیر بوده است.

    پی نوشتها:
    (1).شيخ طوسي، تلخيص الشافي، ج3، ص50، 78. به نقل از ابراهيم ثقفي.

    (2). تاریخ طبرى، ج 2، ص 459؛ نهایه الارب، ج 4، ص 35 .

    (3). جمل، شیخ مفید، ص 119

    (4). ر. ک: الطبقات، ج 8، ص 294، در شرح حال «ام سنبلة اسلمیة».

    (5). شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 219.

    (6). ابن سعد، الطبقات الكبری، (بیروت، دارصادر، 1405 ه)، ج 3، ص 31.

    (7). مطهربن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ترجمة محمد رضا شفیعی كدكنی، (تهران، نشر مركز، 1374)، مجلد اول تا سوم، ص 874 ـ 875.
    خلافت  خلفا عندالله است یا عند الناس؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  5. صلوات ها 7


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نهج البلاغه نامه 6:
    همان كسانى كه با«ابو بكر»،«عمر»،«عثمان‏»بيعت كردند با همان‏شرايط و كيفيت‏با من بيعت نمودند.

    بنابر اين نه آنكه حاضر بود(هم اكنون)اختيار فسخ دارد،و نه آنكه غائب بوداجازه رد كردن.

    شورى فقط از آن مهاجران و انصار است [2]اگر آنها متفقا كسى راامام ناميدند خداوند راضى و خشنود است.اگر كسى از فرمان آنها با طعن وبدعت‏خارج گردد او را بجاى خود مى‏نشانند، و اگر طغيان كند با او پيكار ميكنندچرا كه از غير طريق مؤمنان تبعيت كرده،و خدا او را در بيراهه رها مى‏سازد.

    اى‏«معاويه‏»به جانم سوگند اگر با نگاه عقلت‏بنگرى،نه با چشم هوا وهوست،مى‏يابى كه من از همه در خون‏«عثمان‏»مبراترم،و مى‏دانى كه من ازآن بر كنار بوده‏ام جز اينكه بخواهى خيانت كنى و چنين نسبتى را به من بدهى،اكنون‏كه چنين است هر جنايتى كه مى‏خواهى بكن(و السلام)

    حضرت علی امام را منصوب به ناس دانسته اند! جای هیچ شک و شبهه ای در آن نیست.
    مورد بعد اینکه اگر خلافت حکم الله است پس چرا حضرت علی حکم الله را 25 سال زمین گذاشت؟ مگر انسان باید زمان انجام حکم الله را تعیین کند یا خود الله؟

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    رفتن به سامرا
    نوشته
    1,324
    حضور
    26 روز 9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    284
    آپلود
    31
    گالری
    214
    صلوات
    4349




    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم





    بسم الله الرحمن الرحیم





    السلام علیک یا امیر المومنین(ع)





    السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی(عج)






    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    نهج البلاغه نامه 6:
    همان كسانى كه با«ابو بكر»،«عمر»،«عثمان‏»بيعت كردند با همان‏شرايط و كيفيت‏با من بيعت نمودند.

    بنابر اين نه آنكه حاضر بود(هم اكنون)اختيار فسخ دارد،و نه آنكه غائب بوداجازه رد كردن.

    شورى فقط از آن مهاجران و انصار است [2]اگر آنها متفقا كسى راامام ناميدند خداوند راضى و خشنود است.اگر كسى از فرمان آنها با طعن وبدعت‏خارج گردد او را بجاى خود مى‏نشانند، و اگر طغيان كند با او پيكار ميكنندچرا كه از غير طريق مؤمنان تبعيت كرده،و خدا او را در بيراهه رها مى‏سازد.

    اى‏«معاويه‏»به جانم سوگند اگر با نگاه عقلت‏بنگرى،نه با چشم هوا وهوست،مى‏يابى كه من از همه در خون‏«عثمان‏»مبراترم،و مى‏دانى كه من ازآن بر كنار بوده‏ام جز اينكه بخواهى خيانت كنى و چنين نسبتى را به من بدهى،اكنون‏كه چنين است هر جنايتى كه مى‏خواهى بكن(و السلام)

    حضرت علی امام را منصوب به ناس دانسته اند! جای هیچ شک و شبهه ای در آن نیست.
    مورد بعد اینکه اگر خلافت حکم الله است پس چرا حضرت علی حکم الله را 25 سال زمین گذاشت؟ مگر انسان باید زمان انجام حکم الله را تعیین کند یا خود الله؟

    داخل این تایپیک جواب شما رو داده ایم

    http://www.askdin.com/thread691-14.html#post280115

  9. صلوات


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    استنادتان ضعیف است زیرا این سخن حضرت علی صریح است

  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    حضرت علی امام را منصوب به ناس دانسته اند! جای هیچ شک و شبهه ای در آن نیست.
    مورد بعد اینکه اگر خلافت حکم الله است پس چرا حضرت علی حکم الله را 25 سال زمین گذاشت؟ مگر انسان باید زمان انجام حکم الله را تعیین کند یا خود الله؟

    با سلام
    ما نمیدانیم کدام سخن شما را باور کنیم !!
    اگر همین چند خط را از عالم خودتان درک میکردید کار تمام بود
    ابن حجر در ص 135 صواعق باب وصیّة النبی از آن حضرت نقل می نماید که فرمود: قرآن و عترت من در میان شما امانت من هستند که اگر به هر دوی آن ها با هم تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد.
    آن گاه ابن حجرگوید:مؤید این قول، حدیث دیگری است که آن حضرت درباره قرآن و عترت فرموده است: فلاتقدمو هما فتهلکوا و لاتقصّروا عنهما فتهلکوا و لاتعلموهم فانهم اعلم منکم (بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و از خدمت به آن ها کوتاهی ننمایید که نابود خواهید شد و به عترت من تعلیم ندهید زیرا که آن ها داناتر از شما می باشند).
    آن گاه ابن حجر اظهار نظر نموده که این حدیث شریف دلالت دارد بر این که عترت و اهل بیت آن حضرت در مراتب علمی و وظایف دینی حق تقدم بر دیگران دارند.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۷/۲۳ در ساعت ۰۹:۱۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  12. صلوات ها 5


  13. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    با سلام
    ما نمیدانیم کدام سخن شما را باور کنیم !!
    اگر همین چند خط را از عالم خودتان درک میکردید کار تمام بود
    ابن حجر در ص 135 صواعق باب وصیّة النبی از آن حضرت نقل می نماید که فرمود: قرآن و عترت من در میان شما امانت من هستند که اگر به هر دوی آن ها با هم تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد.
    آن گاه ابن حجرگوید:مؤید این قول، حدیث دیگری است که آن حضرت درباره قرآن و عترت فرموده است: فلاتقدمو هما فتهلکوا و لاتقصّروا عنهما فتهلکوا و لاتعلموهم فانهم اعلم منکم (بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و از خدمت به آن ها کوتاهی ننمایید که نابود خواهید شد و به عترت من تعلیم ندهید زیرا که آن ها داناتر از شما می باشند).
    آن گاه ابن حجر اظهار نظر نموده که این حدیث شریف دلالت دارد بر این که عترت و اهل بیت آن حضرت در مراتب علمی و وظایف دینی حق تقدم بر دیگران دارند.
    بحث را منحرف نکن
    در نامه 6 نهج البلاغه حضرت علی به صراحت تعیین امام را از جانب شورا (مهاجرین و انصار) مجاز دانسته است و رضایت خدا را هم در همین دیده است.

  14. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    نقل قول نوشته اصلی توسط ohfreedom نمایش پست ها
    بحث را منحرف نکن
    در نامه 6 نهج البلاغه حضرت علی به صراحت تعیین امام را از جانب شورا (مهاجرین و انصار) مجاز دانسته است و رضایت خدا را هم در همین دیده است.

    با سلام
    مثل اینکه شما قدرت تفکیک
    کردن ندارید
    امامت و خلافت يك منصب الهي است و نه به دست پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و نه به دست مردم.
    إبن حبان كه از علماي بزرگ اهل سنت است، در كتاب الثقاتمي‌گويد:
    وقتي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در اطراف مكه مشغول تبليغ دين اسلام بود، قبيله بني عامره آمدند و عرض كردند كه يا رسول الله! ما حاضريم به تو ايمان بياوريم، به شرطي كه:
    أيكون لنا الامر من بعدك؟ فقال رسول الله صلي الله عليه و سلم الامر إلي الله، يضعه حيث يشاء.
    خلافت و جانشيني بعد از تو به عهده ما باشد؟
    رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: مسئله تعيين خليفه و امام به دست خداست و هر كس را كه بخواهد امام و خليفه قرار مي‌دهد.

    الثقات لإبن حبان، ج1، ص89 ـ سيرة النبوية للزيني الدحلان، ج1، ص147 ـ حياة محمد لمحمد هيكل، ص152
    همچنين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نامه‌هايي نوشت براي افراد ديگر، مثل عامر بن طفيل و بيحره و هوزه بن علي حنفي، كه الطبقات الكبري ابن سعد دارد كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به هوزه بن علي حنفي نامه نوشت و دعوتش كرد به اسلام و او گفت:
    كه من موقعيت مناسبي دارم و اگر بيايم از تو تبليغ كنم، خيلي از مردم حرف مرا مي‌پذيرند، من حاضرم با تو همكاري كنم، به شرط آنكه خلافت بعد از تو به عهده من باشد. رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: تعيين خلافت به دست من نيست و به دست خداوند است.
    تفسير الثعلبي، ج5، ص276 ـ تاريخ الطبري، ج2، ص84

    در مورد غدير خم، روايات متعدد در منابع شيعه و سني داريم و در مورد آيه:
    يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ
    سوره مائده/آيه67
    اي پيامبر! آنچه را كه خداوند به تو دستور داده، ابلاغ كن.
    در منابع و تفاسير اهل سنت آمده از ابن مردويه و ابن عباس كه مي‌گويد:
    كنا نقرأ في زمن رسول الله «بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» بأن عليا مولي المومنين.
    الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص298 ـ فتح القدير للشوكاني، ج2، ص60
    پس بحث اصول امامت، تعيينش به دست خداوند است و اين‌كه امامت به ظالمان نمي‌رسد:
    وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا
    سوره أنبياء/آيه73
    إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
    سوره بقره/آيه124
    تمام اين قضايا در قرآن آمده است، همان‌طور كه كليات نماز در قرآن آمده است. همانطور كه دو ركعت نماز صبح يا چهار ركعت نماز عصر در قرآن تعيين نشده، نسبت به خلافت هم تعيين نشده است. اما كليات امامت آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:
    خلفائي بعدي اثنا عشر.
    12 نفر خليفه بعد از من خواهند آمد.
    صحيح بخاري، ج8، ص127 ـ صحيح مسلم، ج6، ص3 و4 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص617 و 618
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  15. صلوات ها 5


  16. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    با سلام مسئله ديگر اين‌كه مي‌بينيم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بعد از نزول آيه:
    وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
    سوره شعراء/آيه214
    در سال سوم هجرت كه 40 نفر از سران قريش را دعوت مي‌كند، در همانجا بحث خلافت بعد از خويش را مطرح مي‌كند و مي‌فرمايد:
    أول من يعاضدني في هذا الأمر فهو أخي و وصي و خليفتي من بعدي.

    تاريخ الطبري، ج2، ص63 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج2، ص63 ـ شواهد التنزيل للحسكاني، ج1، ص486 و 545 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج13، ص211 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص114ـ تفسير الثعلبي، ج7، ص182
    ايشان كه مي‌گويد بحث خلافت اصلا مطرح نبوده، اين مربوط به سال سوم هجرت است.
    ابن جرير طبري بنا به نقل از متقي هندي در كنز العمال و هيثمي در مجمع الزوائد و أبو جعفر إسكافي، بنا بر نقل إبن أبي الحديد و حاكم نيشابوري المستدرك علي الصحيحين مي‌گويند اين روايت صحيح است و ده‌ها افراد ديگر صحت اين قضيه را قبول دارند.
    كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص128 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج8، ص302 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج13، ص243 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص132
    همچنين قضيه حديث ولايت در مسئله يمن كه آمدند از آقا اميرالمومنين (عليه السلام) سعايت كردند و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:
    عليا مني و انا منه و هو ولي كل مومن بعدي.
    اين علي، ولي هر مومن بعد از من است.
    اين قضيه براي سال ده بعثت است و ربطي به خلافت عثمان و عبدالله بن سبأ ندارد. حاكم نيشابوري درباره اين حديث مي‌گويد:
    هذا حديث صحيح علي شرط مسلم.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص111 و 134 ـ مسند احمد، ج4، ص438 ـ سنن الترمذي، ج5، ص296
    كلمه ولي هم مولا نيست كه بگويند به معناي اولي بالامر آمده است يا نيامده.
    قضيه حديث ثقلين، حتي در صحيح مسلم آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد اهل بيت (عليهم السلام) را قرين و عديل قرآن قرار داده است:
    اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي
    صحيح مسلم، ج7، ص123 ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص109 و 110 و 148 ـ مسند احمد، ج3، ص14 ـ تفسير إبن كثير، ج4، ص123 ـ سنن الدارمي، ج2، ص432 ـ فضائل الصحابة، ص15 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج10، ص114 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص163 السنن الكبري للنسائي، ج5، ص45 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج3، ص374 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص104 ـ أضواء علي السنة المحمدية لأبو رية، ص404 ـ تفسير الرازي، ج8، ص173 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص194 ـ الطبقات الكبري لإبن سعد، ج2، ص194
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۷/۲۳ در ساعت ۱۶:۰۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  17. صلوات ها 4


  18. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,899
    حضور
    84 روز 13 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40511



    يا قضيه حديث طير كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:
    أللهم ائتني بأحب خلقك إليك يأكل معي من هذا الطير، فجاء علي رضي الله عنه.
    خدايا برسان به من آنكسي را كه محبوب ترين خلق در نزد تو است. جز حضرت علي (عليه السلام) كسي نيامد.
    المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج3، ص130 ـ مجمع الزوائد للهيثمي‌، ج9، ص126 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج2، ص
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود