جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: غیبت مجاز؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259

    تعجب غیبت مجاز؟!




    بنده شنیدم در بعضی موارد(گویا شش مورد) غیبت کردن اشکال نداره که هیچ گاهی واجب هم میشه!!
    مثل وقتی که کسی از شما مشورت میخواد مثلا در مورد شراکت یا مثلا برای خواستگاری یا...
    و یا در مورد حاکم ظالم!

    ممکنه تمام این موارد رو به طور کامل بیان کنید!


    کارشناس بحث : سعید




    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۳:۰۵
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر
    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    بنده شنیدم در بعضی موارد(گویا شش مورد) غیبت کردن اشکال نداره که هیچ گاهی واجب هم میشه!! مثل وقتی که کسی از شما مشورت میخواد مثلا در مورد شراکت یا مثلا برای خواستگاری یا... و یا در مورد حاکم ظالم! ممکنه تمام این موارد رو به طور کامل بیان کنید!
    علما ده جهت براى تجويز غيبت بيان فرموده ‏اند:
    اول: دادخواهى، مثلا اگر كسى به كسى ستم كرد و حقش را پامال نمود مظلوم مى ‏تواند به مقامى كه قدرت رفع ظلم دارد شكايت كند و رفتار او را شرح دهد( در صورتى كه راه چاره منحصر به همان باشد)
    دوم: استمداد براى جلوگيرى از گناه و اصلاح حال مفسد كه فرد عمل زشت و گناه مفسد را نزد بعضى اظهار مى ‏كند به قصد اينكه وی از مستمع يا از فاش شدن گناهش بترسد و ترك كند.
    سوم: مسأله پرسيدن، مثل اين كه به مجتهد مى ‏گويد: پدرم يا برادرم به من ظلم كرده راه فرار از اين ظلم چيست؟ (در جايى كه بدون ذكر نام نمى ‏تواند به هدف سؤال برسد).
    چهارم: در جواب مشورت و بيدار باش از خطرى كه به مسلمانى متوجه شده، چنان كه اگر مرد فاسق و فاجرى با تظاهر و ريا كسى را فريفته و ممكن است او را به كارهاى نامشروع بكشاند تنبه دادن و بيان حال آن مرد فاسد «غيبت كردن از او» جايز است.

    پنجم: انتقاد از شاهد يا راوى (اگر فاسقى شهادتى در دادگاه شرع داده يا روايتى نقل كرده كه موجب پامال شدن حقى يا اشتباه شدن حكمى است، جايز است او را معرفى كنند و لو غيبت او شود).
    ششم: متجاهر به فسق كه علنا معصيت كند، پيغمبر «صلّى اللّه عليه و آله و سلّم» فرموده: هر كه پرده‏ ى حيا را بدرد غيبت ندارد.
    هفتم: درباره‏ ى كسى كه به لقب اهانت‏ آميزى مشهور باشد مانند: شل، شب‏كور، يك چشم و امثال آنها (در جايى كه طرف سخن مطلع است و گوينده به قصد اهانت نمى ‏گويد).
    هشتم: در مورد شهادت بر گناهى كه حد دارد، مثل اينكه ب‏بيند كسى زنا مى ‏كند يا شراب مى ‏خورد، جايز است نزد قاضى با حضور متهم شهادت دهد.
    نهم: بعضى گويند اگر دو نفر ب‏بينند كسى مشغول گناه است مى ‏توانند آنچه ديده‏ اند با يكديگر مذاكره كنند.

    دهم: در صورتى كه ببيند كسى غيبت مى ‏كند و احتمال دهد از موارد جواز غيبت باشد، بايد عمل او را حمل به صحت كند و منع كردن او اگر موجب اهانت و هتك احترام باشد جايز نيست.1
    1. نصایح، ص 323
    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۳:۰۵

  5. صلوات ها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود