صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار خردلی برای یادگاران جنگ

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ




    بسم الله الرحمن الرحیم


    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ


    تقدیم به شهدای شیمیایی


    مریض تخت سیزده، امروز دوباره تب کرد
    بیچاره سرفه می‌کرد،با گریه روز و شب ‌کرد
    لُپاش گل انداخته بود،بهزور نفس می‌کشید
    انگار که مرگ و بازم،جلوی چشماش می‌دید
    قرص و سرنگ وکپسول،غذای هر روزش بود
    هوای سرد اتاق،از آه و از سوزش بود
    توی اتاقروی تخت،روزا کارش دعا بود
    ذکر لبای خستش،فقط خدا خدا بود
    یه روزمی‌رفت آی سی یو،یه روز می‌رفت آزمایش
    دیگه حتی تو هفته،یه روز نداشتآسایش
    می‌گفت نیار هی اینجا،سوزن و سوپ و آمپول
    بسه دیگه خواهشاً،سرم،سرنگ و کپسول
    بسه دیگه پرستار،من که یه روز می‌میرم
    یه روز تویاین اتاق،مرگ و بغل می‌گیرم
    به من می‌گفت دعا کن،یا خوب بشم یا شهید
    آخرشم بی‌خبر،از تو اتاق پر کشید
    رفت و تازه فهمیدم،کی بود،چی شد،کجا رفت
    چه قدر براش سخت گذشت،یه شب پیش خدا رفت
    غروب جمعه بود که،رفتم بهشت‌زهرا (س)
    پاهام جلوتر از من،می‌رفت به سمت یک قبر
    انگار کهداشت پر می‌زد،اصلاً نداشت کمی صبر
    نوشته بود روی قبر،علی کیمیایی
    دو، ده،شصت و هفت،شهید شیمیایی

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ
    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ


    شادی روحشان و سلامتی جانبازان صلوات

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم
    برای شیمیایی ها که بیصدا می میرند


    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ


    ماهیای سرخ عاشق ، توی حوضی از اسیدن

    دلشون یه دریا درده ،کی می دونه چی کشیدن ؟!

    می دونی چه دردی داره ،بی صدا ترانه خوندن ؟!
    می دونی چه سوزی داره ،تو آتیش نفس کشیدن ؟!

    هد هد صبا شدیم و هفت شهر عشقو گشتیم
    ما نفس کم نیاوردیم ،معلومه کیا بریدن !

    سینه آتیش خلیله ،اینجا عشقه که دلیله
    ببین این دلای عاشق ،چه بهشتی آفریدن !

    بچه های خط دوم ،سرشون به خاک ، اما
    بچه های خط اول ، آسمونو سر کشیدن

    فکر اون گلای سرخم که سرا رو خم نکردن
    می میرن ولی نمی گن که گلوشونو بریدن

    لاله ها کی گفته تنها ،همونایی ان که رفتن ؟
    اینایی که پر شکسته ن ،مگه کمتر از شهیدن!


    شاعر : علیرضا قزوه

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    علاقه
    ائمه ی اطهار,شیعیان حقیقی,کتاب,ورزش مخصوصا از نوع رزمی
    نوشته
    517
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2913



    دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه / ودست و پای پر از تاول و پر پینه

    دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته / وترکشی که بسر داشت دردسرگشته

    نشسته یک زن غمگین کنار بستر او / کنار بستر مردی که بود بی بازو

    کنار بستر مردی که خسته بود از درد / همان دلاور مجنون جبهه های نبرد

    زکلبه دلشان عطر سیب می آید / صدای ناله ام یجیب می آید

    و او ز صوت دعای زنش خدایی شد / به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد

    همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود / همان شبی که دعایش فقط شهادت بود

    تداعی شب حمله،تداعی شب غم / شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم

    به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر / به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر

    به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون / به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون

    به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک / به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک

    دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد / دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد

    دعا تمام شد و عقده دلش وا شد / و عاقبت سند بندگیش امضاء شد

    صدای خس خس سینه تمام شد ،آری / واشکهای زن یک شهید شد جاری



    مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار
    من گلی دارم که عالم را گلستان میکند


  7. صلوات ها 4


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    گرچه با كپسول اكسيژن مجابت كرده اند
    مادرت ميگفت دكترها جوابت كرده اند


    مرگ تدريجي است اين دردي كه داري ميكشي
    منتهي با قرصهاي خواب،خوابت كرده اند


    خواب مي بيني كه در سردشتي و گيلان غرب
    خواب ميبيني كه بر آتش،كبابت كرده اند


    خواب ميبيني مي آيد بوي ترش سيب كال
    پس براي آزمايش،انتخابت كرده اند


    از شلمچه تا حلبچه،وسعت كابوس توست
    خواب ميبيني مورخ ها كتابت كرده اند


    خواب ميبيني كه مسوولان بنياد شهيد
    بر در دروازه هاي شهر،قابت كرده اند


    ازخدا ميخواستي محشورباشي باحسين علیه السلام

    خواب ميبيني دعايت را اجابت كرده اند


    خواب مي بيني كنارصحن بابايادگار
    بمبها بر قريه زرده،اصابت كرده اند


    قصر شيريني كه از شيرينيت چيزي نماند
    يا پلي هستي كه چون سرپل،خرابت كرده اند


    خوشه خوشه بمبهاي خوشه اي را چيده اي
    باد خاكي!با كدامين آتش،آبت كرده اند


    باكدامين آتش شمعي كه در خود سوختي
    قطره قطره در وجود خود مذابت كرده اند


    ميپري از خواب و ميبيني شهيد زنده اي
    باچه معياري،نميدانم!حسابت كرده اند!

    وبلاگ جانبازان شیمیایی

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  9. صلوات ها 4


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    من همان آلاله سرخ به سنگر مانده ام
    یادگار سروهای سرخ بی سر مانده ام

    یادگار خون مردان مناجات و خطر
    حالیا در اوج غربت های باور مانده ام

    تا که با فوج ملاک،اوج گیرم تا خدا
    سینه سرخان مهاجر! چشم بر در، مانده ام

    بس که روییده به گردم، خارها از هر طرف
    در میان خیل کرکس ها، کبوتر مانده ام

    زخمی حق ناشناسی های مشتی شب پرست
    در هجوم بی امان خون و خنجر، مانده ام

    باد و خاک و آب و آتش، تا همیشه شاهدند
    با چنین زخمی توان فرسا، دلاور، مانده ام

    جان به جانان می دهد هر روز «جانبازی» و باز
    داغ بر دل، آه بر لب، چشم ها تر، مانده ام

    دشمن، آنجا پشت پرچین لانه دارد، غافلان!
    می وزد از چارسو ظلمت ، منور مانده ام

    مهربانا! در خزان مهر، تنهایم مخواه
    ورنه بینی پیش پای خصم، پرپر، مانده ام

    آخرین خاکریزم در هجوم صاعقه
    از تغافل هایتان ای کبک ها درمانده ام

    ای گیاه هرزه! این جا, جای رویش نیست، نیست
    من شهید زنده ام اما، دروگر ، مانده ام

    پاسدار حرمت خون شهیدانم هنوز
    در هجوم بادهای هرزه، سنگر مانده ام


    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  11. صلوات ها 3


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    بسم الله الرحمن الرحیم

    حسن تو مه تـمام دارد
    یــادت غـزل مـدام دارد

    "جانباز" اگر که پا ندارد

    در راه حسین گام دارد


    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ



    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ




    دستت دوباره در پی کپسول می‌دوید‌

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ

    جریان گرفت در ریه‌ات قحطی نفس
    دستت دوباره در پی کپسول می‌دوید

    تاول فقط به راه گلو زخم می‌زد و

    شکر خدا که حنجره‌ات را نمی‌برید

    دنبال قرص‌های تو از جا پریدم
    دستم گرفت بر لب لیوان و آب ریخت

    لبریز بود بغض درون نگاه من
    یک دفعه بی مقدمه و بی‌حساب ریخت

    بابا نفس بکش... به خدا خوب می‌شوی
    تنها، حماسه‌ی نفست خواهش من است

    قرآن بخوان دوباره برایم، بخوان پدر
    باور بکن صدای تو آرامش من است

    این تخت قتلگاه شده بعد رفتنت
    مادر نشسته و تو را زار می‌زند

    هر وقت او بلند شد از جا توان نداشت
    دیدم مدام تکیه به دیوار می‌زند

    ویرایش توسط افلاکیان : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۲:۲۸

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319



    شعری از یک جانباز شیمیایی

    اشعار خردلی برای یادگاران جنگ


    من
    شهيدم همچون يارانم مرا باور كنيد
    ساكن اندر جمع پاكانم مرا باور كنيد

    مانده تنها در بيابان جسم مجروحم ولى

    شمع جمع بزمِ يارانم مرا باور كنيد

    ساكنم هرچند، در اين گوشه ميدان ولى

    در جنان مرغى خوش الحانم مرا باور كنيد

    من وضو با
    خون نمودم وقت ديدار خدا
    در حريم دوست مهمانم مرا باور كنيد

    پيرِ من فرمود جانبازى كنم در راه عشق

    من وفا كردم به پيمانم مرا باور كنيد

    شرح با خونم نمودم آيه دشوار عشق

    زآن كه من تفسير قرآنم مرا باور كنيد

    گرچه مفقودالاثر شد نام و عنوانم ولى

    جارى اندر متن ايمانم مرا باور كنيد


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319



    شعری از"سید حامد رحمتی" فرزند جانباز شیمیایی دروصف داغهایی که از آتشفشان عشق می خیزد:

    آقا اجازه ؟ شعر من هست آب بابا


    یادش بخیر... من ، کودکی و تاب ، بابا...

    آقا اجازه ؟ درد دلهایم زیاد است

    مادر نشسته گوشه ای بیتاب ، بابا

    بر روی تختش ، خس خس سینه و دردی...

    من هم صدایش میزنم... با... ، باب... ، بابا...

    آقا اجازه ؟ درسها را خوب حفظم

    درسی که یادم هست از خوناب ، بابا

    آقا اجازه ؟ ((ش)) شبیه شیمیایی...

    راهی این جنت شد از این باب ، بابا

    آقا اجازه ؟ ((د)) شبیه یک دلاور

    چیزی که مانده از تنش یک قاب ، بابا...

    جانباز تمثال وفا داریست آقا

    بهر شهادت می شود بی خواب . بابا...

    زخم تنش در آسمان چون آفتاب است

    شب ها همیشه می شود مهتاب . بابا...

    زخمی ترین شعرم فدای تار مویش

    با هر دمش دریا شود گرداب . بابا...


    آقا اجازه دست هایم درد دارد

    از این جریمه های سخت آب بابا...

    ویرایش توسط افلاکیان : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۳:۲۱

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,183
    حضور
    26 روز 2 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    50
    آپلود
    1
    گالری
    1296
    صلوات
    9871



    در و ديوار خانه مي‌ديدند آتشي را كه شعله ور مي‌شد
    آتشي را كه آه در پي آه زاده سينه پدر مي‌شد

    زير كپسولهاي اكسيژن سرفه مي‌كرد زندگي در تو
    روزها همچنان ورق مي‌خورد باز زخم تو تازه‌تر مي‌شد

    روي يك تخت چوبي بدحال، چشمهايي كه گودتر مي‌رفت
    اشكهايي كه حلقه مي‌بستند، قرصهايي كه بي‌اثر مي‌شد

    و تو با افتخار مي‌گفتي: «عشق تنها اميد انسان است ...»
    همه روزها و شبهايت در همين واژه مختصر مي‌شد

    صبح يك روز سرد پاييزي آخرين سرفه در فضا پيچيد
    آخرين برگ از درخت افتاد ... پدر آماده سفر مي‌شد

    ویرایش توسط سیده رقیه : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۲۳:۲۶
    ز نام افتاد با نان کار ما را***مسلمانان مسلمانی! خدا را
    ز دشمن آشتی جستن پی نان*** زهی مردم فریب نامسلمان
    ز ایمان فلک فرسا بریدن***به زیر سایه‌ی دشمن خزیدن
    کدامین عزت است این غیر خواری؟***بجز این وعده‌ها دیگر چه داری؟
    به دست خود نهادن بند بر دست؟***چنین کاری پدرداری نکرده است
    به آمریکا سپردن سر، شما را***شما را زندگانی، مرگ ما را

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود