جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نا امیدی از خدا؟؟؟ هرگز!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    خسرو شکیبائی ، سهراب سپهری ، حمید فرخ نژاد ، علی کریمی
    نوشته
    438
    حضور
    17 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    72
    صلوات
    2940

    نا امیدی از خدا؟؟؟ هرگز!!!




    بسم الله الرحمن الرحیم...

    سلام

    لطفا در مورد متن زیر توضیح دهید :


    قال الله تعالى :



    "قل ياعبادي الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من

    رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعاً إنه هو الغفور الرحيم"


    تشکر...



    کارشناس بحث : اویس


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۷/۰۸ در ساعت ۰۰:۲۳



    تــــــــــــــــــــــــ ـــــــــو جّـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ه

    زود بـــاش


    کلیک کن یک غذا هم به روحتـــــ بده

    دـ ر س هائــــی دـ ر بابـــــــ معرفتـــــــــــــ نـفس



  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط اندیشه نمایش پست ها
    سلام لطفا در مورد متن زیر توضیح دهید : قال الله تعالى : "قل ياعبادي الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعاً إنه هو الغفور الرحيم" تشکر...

    دل نوشته ای به بهانه یک سوال

    سلامی به طراوت و پاکی نسیم سحری خدمت همه دوستان خوبم
    پاسی از سحرگاه گذشته است و این حقیر سراپاتقصیر که بیداریش نیز از صد خواب خوابزدگان خوابتر است مشغول به خواندن مطالب مفید دوستانم در جای جای این سفره آسمانی انجمن اخلاق و عرفان است. یکی از یکی شیرینتر و شایسته تحسین تر.
    حال، حال خواندن است و اندیشه کردن و فیض بردن و نه حال پاسخ دادن و نوشتن و افاضه کردن. اما ناگاه آیه ای در غالب یک سوال وجودم را به لرزه درآورد و ناخودآگاه مرا به یاد خاطره ای انداخت. دوست داشتم دوستان خوبم را نیز در این لذت سهیم کنم پس دست برداشتم و اینچنین نوشتم.
    لحظه ای شگفت و تامل برانگیزی است آنگاه که انسان قدم در قبرستانی می گذارد و به زیارت قبور جمعی نائل می شود تا که تا چندی پیش، چون من و تو، حیات مادی و جسمانی داشتند وچون ما می دیدند و می خوردند و می رفتند و برای خود آمال و آرزوها داشتند تا اینکه فرشته مرگ، در وقتی، ریسمان آن همه عادات و تعلقات را به یکباره در هم گسست و او را به عالمی کشاند که همه چیزش، اگر چه نشانی در دنیا داشت، اما به حق چنان دگرگونه و دهشت آور و حیرت انگیز بود که زبان از بیان وصفش عاجز است.
    ای کاش مردگان در قبرستانها که دیری نیست که به نعمت بیداری متنعم گشته اند زبان می گشودند و از آنچه در آن عوالم می بینند و می شنوند برای ما اسیران عادات سخیف حدیثی می گفتند و از دریای بیکران حقایق آن عوالم نمی به لب خشکیده ی عقلِ دور اندیش ما می دادند. ای کاش رخصتی بود تا به ما خاکیان دور از افلاک، از عذاب حسرت از دست دادن سرمایه عمری می گفتند که تور شکار سعادت ابدشان بود و آن را به ارزانی بلکه به رایگان وانهادند و نصیبی از دنیایشان برای اخرتشان نبردند. ای کاش دُرج دهان می گشودند و از لذت هم نشینی با اولیایی سراسر نور می گفتند که نه ایشان طالب بهشت، بلکه «بهشت» طالب وجودشان و خواهان ارج یافتن به یمن قدم نهادن ایشان بود. و ای کاش گوشی بود که نه آن صدای رخصت ناداده مردگان را، بلکه صدای «تعالوا» و «بیدار باش» دائمی رسولان و امامانی که در همیشه تاریخ زنده و جاویدانند و خواهان تعالی روحی و سعادت ابدی انسانند، می شنید و اینچنین گوهر نایاب عمر را به هیچ به حراج بطالت نمی نهاد و ای کاش ...
    ...می گفت روزی در قبرستانی در اندیشه بودم که اگر بخواهم از آنچه در دنیا نصیب من است به این واماندگان در دیواره های سنگی خاک بهره ای رسانم و ایشان را تحفه ای عطا کنم کدامین بهتر است؛ گُلی در سنگ مزارشان نهم یا ظرف خرمایی برایشان خیرات کنم، به شستن قبورِ خاک گرفته شان دل غمزده شان را شاد کنم یا با نماز و دعا و قرائت فاتحه ای از عذاب اخرویشان بکاهم.
    ناگاه به یاد مصحف عزیز، قرآن کریم افتادم. به خاطرم آمد که چه خوب است نیتی خالصانه کنم و صفحه ای از قرآن کریم را بگشایم و هر آیه ای از قرآن کریم، که در آن صفحه، اول به چشمم آمد نثار همه اهل قبور نمایم و بگویم سخن خدای نیکیها به شما پایان یافتگان غافله عمر و منتظران رحمت بیکران الهی این است.
    ترس همه وجودم را فرا گرفته بود که خداوند با کدامین آیه قرار است این اسیران در خاک را که من نیز به زودی بدانها ملحقم مورد خطاب و عطاب خویش قرار دهد؟ و با کدامین اسمای جلالیش قرار است ما را به عذاب حسرت یک عمر غفلت خود فراموشیمان نهیب زند؟ پس با ترسی غیر قابل وصف چشم بستم. نیت کردم و فاتحه ای خواندم وبه آرامی صفحه ای از مصحف عزیز، قرآن کریم را گشودم. اول آیه ای از آن صفحه که به چشمم آمد این آیه بود:
    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم (زمر: 53)
    یعنی اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است‏..
    چه بگویم از چشم بارانی و لذت و سرور و بهجت و نور امیدی که پس از این آیه وجودم را فرا گرفت که زبان از گفتش ناتوان است...
    خدایا دوستت دارم...


    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۹:۴۴


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    روزی در درک میزان محبت خدا بر بنده اش مانده بودم و نمیدانستم این میزان چقدر است و چگونه میتوان آنرا فهمید تا اینکه

    روایتی از حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و آله علیه السلام شنیدم که در پاسخ همین پرسش از یوحنای بزرگوار مطلبی با این مضمون فرموده بود
    که
    هرگاه بنده ای خطائی میکند و بدلیل ارتکاب آن گناه ( بواسطه نفس لوامه اش ) سرزنش میشود آنگاه خداوند بسیار به او نزدیک است

    یوحنا پرسید چگونه است که چنین حالتی خداوند به بنده گناهکارش نزدیک تر است
    فرمود
    چون خداوند میداند که بنده او بغیر او کسی را ندارد لذا او را تنها نمیگذارد
    و لذا آن زمان بهترین زمان است برای توبه

    ناخودآگاه آنرا با محبت مادری که شهره ترین محبت در جهان است
    قیاس کردم
    دیدم اگر کودک دلبند مادرنادانسته ظرفی از ظروف مورد توجه مادر را بشکند و به آن دلیل ناراحت شده و خودش را سرزنش نماید
    آنگاه مادر
    به ندامت کودکش وقعی نمینهد و بخاطر شکستن آن ظرف کودکش را تنبیه خواهد کرد.
    براستی کدام مادر در چنین وقتی متوجه حال کودک خود میشود ؟

    آن وقت بود که فهمیدم عاشق او هستم.

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    علت ناامیدی از رحمت خدا چی هست !!!
    به غیر از این هست که بنده خدا هرچقدر سعی و تلاش میکنه دیگران رو موفق تر . شاد تر . با شعورتر . از خودش میبینه ...

    لطفا دوستان علت اینکه انسان ها از رحمت الهی تا امید میشن رو هم بررسی کنن !!!

    امیدش رو هر بار میده به خدا ... سعی و تلاش میکنه ... میره جلو ... وباز و باز و باز شکست میخوره ...

    خدایا با بنده هات این کارا رو نکن ... گناه دارن ...
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    امام زمان (عج)
    نوشته
    79
    حضور
    3 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    352



    با سلام
    هرکه در این دهر مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند
    هرچه در این دهر نشانت دهند گر نستانی به از آنت دهند
    اگر انسان بدونه در پس سختی ها خداوند چه رحمت و نعمتی قرار داده هیچوقت از خداوند نا امید نمیشه
    بیشتره ناامیدهای ما به خاطر اعتقاده ضعیفمون هست به زبون توکل داریم و در عمل سست اراده ایم
    بیاییم خودمون را باور کنیم زیرا «من عرف نفس فقد عرف ربه» انسان از خود شناسی به خدا شناسی میرسد ووقتی خدا را شناخت دیگه ناامیدی براش معنایی نداره
    دوستان خدا با ماست

    مهدیا هرطرفی در طلبت رو کردیم
    هرچه گل بود به عشق رخ تو بو کردیم
    آفتابا بر سر شیعه ی دل خسته بتاب
    تا نگویند که بیهوده هیاهو کردیم
    اللهم عجل لولیک الفرج...


  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozane نمایش پست ها
    « من عرف نفس فقد عرف ربه»
    روزنه گرامی به مطلبی اشاره کردند که ذکرو شرح بیشترش در این تاپیک لازم مینماید.

    اگر کسی از خدا نا امید شد.

    بداند دلیلش این است که هم در شناخت خودش شکست خورده وهم در شناخت خدایش.
    اول خودمان و نیازهای حقیقی امان را بشناسیم و بعد اگر توانستیم از خدا قطع امید کنیم.

    چراکه خداوند چیزی را که به ضرر بنده اش باشد هرگز به او نخواهد داد همانطوریکه مادر به فرزندش سم نمیخوراند.

    و همانطوریکه مادر به فرزندش توجه دارد و به تغذیه و معاش او حساس است
    صد چندان آن برای خداوند رحمان در برابر تک تک بندگانش قابل ذکر است.

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    راهیان نور،مسجد،هیئت،شهدا،زیارت
    نوشته
    221
    حضور
    4 روز 8 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1100



    من از رحمت خدا ناامید نیستم... من از خودم ناامیدم!
    یه صدایی توم داد می زنه که : تو خدات و نادیده گرفتی و یاغی گری کردی... خدات قطعاً تو را خواهد بخشید... اما تو خود هرگز خودت را نبخش!
    واسه همین زبونم نمی چرخه واسه خودم دعا کنم... یا از خداوندگارم چیزی مطالبه کنم... چون از درون می شنوم که : روت و کم کن... گذشته ات هرگز از یادت نره!
    نمی بینی خدات حاجاتت رو برآورده نمی کنه؟؟؟
    دلیلش اینه که درسته تو رو بخشیده... ولی از تو کنده!

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927

    جمع بندی




    سوال:
    لطفا در مورد آیه کریمه «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم» عباراتی بفرمایید.

    پاسخ:
    لحظه ای شگفت و تامل برانگیزی است آنگاه که انسان قدم در قبرستانی می گذارد و به زیارت قبور جمعی نائل می شود تا که تا چندی پیش، چون من و تو، حیات مادی و جسمانی داشتند و چون ما می دیدند و می خوردند و می رفتند و برای خود آمال و آرزوها داشتند تا اینکه فرشته مرگ، در وقتی، ریسمان آن همه عادات و تعلقات را به یکباره در هم گسست و او را به عالمی کشاند که همه چیزش، اگر چه نشانی در دنیا داشت، اما به حق چنان دگرگونه و دهشت آور و حیرت انگیز بود که زبان از بیان وصفش عاجز است.

    ای کاش مردگان در قبرستانها که دیری نیست که به نعمت بیداری متنعم گشته اند زبان می گشودند و از آنچه در آن عوالم می بینند و می شنوند برای ما اسیران عادات سخیف حدیثی می گفتند و از دریای بیکران حقایق آن عوالم نمی به لب خشکیده ی عقلِ دور اندیش ما می دادند. ای کاش رخصتی بود تا به ما خاکیان دور از افلاک، از عذاب حسرت از دست دادن سرمایه عمری می گفتند که تور شکار سعادت ابدشان بود و آن را به ارزانی بلکه به رایگان وانهادند و نصیبی از دنیایشان برای اخرتشان نبردند. ای کاش دُرج دهان می گشودند و از لذت هم نشینی با اولیایی سراسر نور می گفتند که نه ایشان طالب بهشت، بلکه «بهشت» طالب وجودشان و خواهان ارج یافتن به یمن قدم نهادن ایشان بود. و ای کاش گوشی بود که نه آن صدای رخصت ناداده مردگان را، بلکه صدای «تعالوا» و «بیدار باش» دائمی رسولان و امامانی که در همیشه تاریخ زنده و جاویدانند و خواهان تعالی روحی و سعادت ابدی انسانند، می شنید و این چنین گوهر نایاب عمر را به هیچ به حراج بطالت نمی نهاد و ای کاش ...

    ...می گفت روزی در قبرستانی در اندیشه بودم که اگر بخواهم از آنچه در دنیا نصیب من است به این واماندگان در دیواره های سنگی خاک بهره ای رسانم و ایشان را تحفه ای عطا کنم کدامین بهتر است؛ گُلی در سنگ مزارشان نهم یا ظرف خرمایی برایشان خیرات کنم، به شستن قبورِ خاک گرفته شان دل غمزده شان را شاد کنم یا با نماز و دعا و قرائت فاتحه ای از عذاب اخرویشان بکاهم.
    ناگاه به یاد مصحف عزیز، قرآن کریم افتادم. به خاطرم آمد که چه خوب است نیتی خالصانه کنم و صفحه ای از قرآن کریم را بگشایم و هر آیه ای از قرآن کریم، که در آن صفحه، اول به چشمم آمد نثار همه اهل قبور نمایم و بگویم سخن خدای نیکیها به شما پایان یافتگان غافله عمر و منتظران رحمت بیکران الهی این است.

    ترس همه وجودم را فرا گرفته بود که خداوند با کدامین آیه قرار است این اسیران در خاک را که من نیز به زودی بدانها ملحقم مورد خطاب و عطاب خویش قرار دهد؟ و با کدامین اسمای جلالیش قرار است ما را به عذاب حسرت یک عمر غفلت خود فراموشیمان نهیب زند؟ پس با ترسی غیر قابل وصف چشم بستم. نیت کردم و فاتحه ای خواندم وبه آرامی صفحه ای از مصحف عزیز، قرآن کریم را گشودم. اول آیه ای از آن صفحه که به چشمم آمد این آیه بود:
    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم
    یعنی اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است‏..
    چه بگویم از چشم بارانی و لذت و سرور و بهجت و نور امیدی که پس از این آیه وجودم را فرا گرفت که زبان از گفتش ناتوان است...
    خدایا دوستت دارم...


    پینوشت:
    1- زمر/53

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۶/۰۳/۳۰ در ساعت ۱۵:۰۴


  17. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود