صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    217

    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟




    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟ لطف بفرمایید شمرده شمرده بگین که در اسلام صحابه و مهاجرین و انصار چه کسانی بودند باتشکر



    کارشناس بحث : مقداد

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۴:۵۳

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط متطهرین نمایش پست ها
    انصار چه کسانی بودند؟
    سلام

    "انصار" جمع ناصر، از ریشه "نصر" به معنای یاوران است.
    در صدر اسلام به ساکنان مسلمان مدینه و اطراف آن، به ویژه افراد دو قبیله اوس و خزرج، انصار گفته می‌شد؛ چرا که آنان به یاری پیامبر اسلام (ص) و مسلمانان مهاجر مکی و نقاط دیگر پرداخته بودند و در نشر اسلام تأثیر زیادی داشتند.

    پیامبر اسلام با ورود به مدینه میان انصار و مهاجر پیمان برادری برقرار ساخت. اولین گروه انصار که در بیرون مکه (در عقبه منی) با پیامبر بیعت کردند شش یا هفت تن و از قبیله خزرج بودند. قرآن کریم انصار را ستوده و پیامبر و امامان معصوم نیز از آنان تمجید نموده‌اند.
    پس از رحلت پیامبر (ص)، برخی از انصار می‌گفتند: جانشین پیامبر باید از میان آنان برگزیده شود؛ اما رقابت میان روسای دو قبیله اوس و خزرج و طرفداری کم‌تأثیر بعضی از انصار از حق خلافت امام علی (ع) و ... سبب گردید که انصار رفته رفته عقب‌نشینی کنند و عاقبت تسلیم نظر شورای سقیفه بنی ساعده شوند.
    با قدرت یافتن اشراف قریش در زمان خلافت عثمان، نارضایتی انصار از مهاجرین بالا گرفت و در نتیجه، آنان رفته رفته مدینه را به قصد پیوستن به رزمندگان و مرزبانان اسلامی ترک کردند.
    برخی از انصار نیز به وضع موجود تن دادند و در دستگاه خلافت اموی به گرفتن مشاغل درجه دوم راضی شدند.
    البته در میان انصار همواره جمعی از دوستداران اهل بیت (ع) نیز وجود داشت.[1]


    [1] دائرة المعارف تشیع، المعارف والمعاریف.

    http://islamquest.net/fa/archive/question/fa7589

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ در ساعت ۱۹:۴۳
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط متطهرین نمایش پست ها
    مهاجرین چه کسانی بودند؟

    گروهي از مسلمانهاي صدر اسلام، مهاجرين اولين يا به تعبير قرآن ((سابقون الاولون)) ناميده مي شوند.
    مهاجرين اولين يعني كساني كه قبل از آنكه پيغمبر اكرم به مدينه تشريف ببرند مسلمان شده بودند و آن وقتي كه بنا شد پيغمبر اكرم خانه و ديار را، مكه رها كنند و بيايند به مدينه، اينها همه چيز خود را يعني زن و زندگي و مال و ثروت و خويشاوندان و اقارب خويش را يك جا رها كردند و به دنبال ايده و عقيده و ايمان خودشان رفتند.
    اين يك مسئله شوخي نيست. فرض كنيد براي ما چنين چيزي پيش بيايد و بخواهيم براي ايمان خودمان كار بكنيم. خودمان را در نظر بگيريم با كار و شغل و زن و بچه خود، با همين وضعي كه الان داريم. يك دفعه از طرف رهبر ديني و ايماني ما فرمان صادر مي شود كه همه يك جا بايد از اينجا حركت كنيم برويم در يك مملكت ديگر يا در يك شهر ديگر، آنجا را مركز قرار بدهيم.
    ناگهان بايد شغل و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و خلاصه زندگيمان را رها كنيم و راه بيفتيم. اين از كمال خلوص و از نهايت ايمان حكايت مي كند. قرآن اينها را مهاجرين اولين مي نامد.... اسلام در آثار شهيد مطهري (ره ) جلد اول

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط متطهرین نمایش پست ها
    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟ لطف بفرمایید شمرده شمرده بگین که در اسلام صحابه و مهاجرین و انصار چه کسانی بودند باتشکر



    کارشناس بحث : مقداد
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار
    در رابطه با تعریف اصطلاحات اصحاب،مهاجرین و انصار مطالبی خدمت شما عرض می کنم،امیدوارم مفید واقع گردد:
    صحابی:
    معنی لغوی
    اصحاب و صحابی از مشتقات صحب، یصحب می­باشند و مصدر آن صحبة است. صحابه به معنی اصحاب است[1] و به لحاظ استعمال در موارد گوناگون چون یار و یاور و همنشین و رفیق و پیرو و مطیع بکار می­رود. قیدی که در معنی لغوی این کلمه است، کثرت همنشینی است و به همین دلیل صرف دیدار و همنشینی به مصاحبت منجر نمی شود.

    معنای اصطلاحی
    در معنای اصطلاحی واژه صحابی ، بین علمای مذاهب اسلامی اختلاف نظر است . گروهی از علمای جامعه اهل سنت معتقدند : صحابی بر كسی اطلاق می‌شود كه پیامبر ( ص ) را در حال ایمان ملاقات كرده و در حال اسلام وفات نماید .
    ابن حجر عسقلانی در این باره می گوید: صحیحترین تعریفی که در این باره ارائه شده این است: صحابی کسی است که پیامبر(ص) را ملاقات کرده باشد در حالی که به او ایمان داشته و بر آیین اسلام بمیرد. قید اسلام برای اینکه ما شخصی را صحابی بدانیم لازم است و به همین دلیل کسی که مسلمان نباشد ولی با پیامبر(ص) مصاحبت داشته باشد به او صحابی اطلاق نمی­شود. این قید فارق بین معنی لغوی و اصطلاحی است؛ زیرا در معنی لغوی قید اسلام وجود ندارد.[2]
    با توجه به این تعریف باید بگوییم هر کسی از مسلمانان که به دیدن پیامبر(ص) موفق شده در نظر ابن حجر از صحابه است؛ چرا که فقط این گذاره در این تعریف مورد درک دیگران است و بقیه قیود این تعریف خارج از درک دیگران است. به همین دلیل نظر مشهور اهل سنت در تعریف صحابی فقط مسلمانی است که پیامبر(ص) را دیده باشد.[3] ابن حجر در ادامه براساس تعریفی که ارائه داده، می گوید: به این ترتیب صحابی بر هر کسی که پیامبر را ملاقات کند چه مجالستش طولانی باشد چه نباشد، چه از آن حضرت روایت نقل کند چه نقل نکند، چه با پیامبر(ص) به جنگ رفته باشد چه نباشد، چه اینکه فقط پیامبر(ص) را دیده باشد بدون اینکه با آن حضرت مجالست داشته باشد و یا حتی به خاطر عارضی مانند نابینائی آن حضرت را ندیده باشد، اطلاق می شود.[4] این تعریف که به گستردگی موضوع یعنی عموم صحابه می انجامد، مورد تأیید بخاری و احمد بن حنبل و تابعین آنها بوده است و به همین جهت از پایگاه قابل توجهی در اهل سنت برخوردار شده است بطوریکه ما می توانیم این نظر را به اهل سنت استناد دهیم.

    گروهی از علمای شیعه ـ از جمله شهید دوم در كتاب بدایه ـ معتقدند : صحابی بر كسی اطلاق می‌شود كه رسول خدا را در حال ایمان ملاقات كند و در حال ایمان و اسلام مرده باشد ، اگر چه بین زمان ایمان و اسلام مرتد شده باشد : « من لقی النبی مؤمناً به و مات علی‌الایمان و الاسلام و ان تخللت ردته بین كونه مؤمناً و بین كونه مسلماً علی الاظهر ».

    بعضی گفته‌اند صحابی به كسی گفته می‌شود كه یك یا دو سال با رسول خدا ( ص ) بوده و در یك یا دو جنگ علیه كفار با او شركت داشته است . در این زمینه از سعید بن المسیب ( فقیه بزرگ مدینه ) نقل شده كه گفت : « لایعد صحابیاً من اقام مع رسول‌الله سنه او سنتین و غزامعه غزوه اوغزوتین ».

    برخی گفته‌اند صحابی بر كسی اطلاق می‌شود كه رسول خدا را دیدار نموده باشد : « من رأی النبی فهو صحابی ». در این زمینه علامه محی‌الدین یحیی بن شرف معروف به نووی در كتاب التقریب می‌گوید :« … اختلف فی حدالصحابی فالمعروف عندالمحدثین انه كل مسلم رأی رسول الله ». و برخی دیگر صحابی را كسی می‌دانند كه مجالست و همنشینی او از راه پیروی با رسول خدا طولانی باشد : « من طالت مجالسته علی طریق التبع ».

    مهاجرین و انصار
    در منطق قرآن صحابه به دو دسته کلی مهاجر و انصار تقسیم می شوند و این تقسیم به دلیل کار ارزشی این صحابه است. مهاجرین به کسانی گفته می شود که پس از فرمان خداوند به هجرت، از مکه به مدینه هجرت کردند تا زمانی که فتح مکه واقع شد. انصار به اصحاب آن حضرت که اهل مدینه بودند گفته می شد که از دو قبیله اوس و خزرج تشکیل شده بودند. اما کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند نه از مهاجرین محسوب می شوند و نه از انصار. این مطلب را امیرالمومنین علی(ع) در رد پیشنهاد معاویه می گوید که خواستار انتخاب خلیفه از طرف شوری(شورای مهاجرین و انصار) شده بود در حالی که خودش را جز ایشان می پنداشت.[5]

    پی نوشتها:
    [1] - الأفريقي المصري، محمد بن مكرم بن منظور؛ لسان العرب، بيروت، دار صادر، بی­تا، ج1، ص519.
    [2] - عسقلانی، ابن حجر؛ الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، 1415، ج1، ص158
    [3] - فخرالدین، طریحی؛ مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375 ش، ج2، ص96
    [4] - عسقلانی، ابن حجر؛ پیشین، ج1، ص158
    [5] - آیه الله میلانی، سید علی؛ محاضرات فى الاعتقادات، ج‏2، ص 151.
    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    69
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    217



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    پیامبر اسلام با ورود به مدینه میان انصار و مهاجر پیمان برادری برقرار ساخت.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    اصحاب و صحابی از مشتقات صحب، یصحب می­باشند و مصدر آن صحبة است. صحابه به معنی اصحاب است[1] و به لحاظ استعمال در موارد گوناگون چون یار و یاور و همنشین و رفیق و پیرو و مطیع بکار می­رود. قیدی که در معنی لغوی این کلمه است، کثرت همنشینی است و به همین دلیل صرف دیدار و همنشینی به مصاحبت منجر نمی شود.
    با تشکر فراوان از متنتون که کاملا توجیه شدم حال سوال اینجاست رابطه ایشان با شیعیان و ایشان دردیدگاه ما چگونه صحابه ای هستند؟

    ولی جناب میقات امر به معروف ملزمم میکند که این نکته را ذکر کنم:

    خدای سبحان یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.
    « مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»
    مرحوم محمد کوهستانی نمیدانست پس از نام خدای سبحان یا الله(جل جلاله) باید "جل جلاله" گذاشت. درحالی که برای برای علی "علیه السلام" را میگذاشت؟
    بعد از نام خدا "جل جلاله"یا"سبحان" بگذارید.
    ویرایش توسط متطهرین : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ در ساعت ۱۰:۱۷

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط متطهرین نمایش پست ها
    با تشکر فراوان از متنتون که کاملا توجیه شدم حال سوال اینجاست رابطه ایشان با شیعیان و ایشان دردیدگاه ما چگونه صحابه ای هستند؟
    با عرض سلام و ادب

    اهل سنت تمامی صحابه را عادل می داند،ولی شیعیان چنین اعتقادی ند ارند،می توان نظر شیعه را در مورد صحابه این گونه خلاصه کرد که:

    در مکتب اهل بیت (ع) صحابه مانند دیگران هستند؛ یعنی در میان آنان عادل و غیر عادل وجود دارد.

    این طور نیست که همه کسانی که از صحابه اند عادل باشند، تا زمانی که سیره و رفتار پیامبر (ص) در سلوک و رفتار شخص تبلور نیافته باشد، صحابی بودن نقشی در عدالت او ندارد.

    پس معیار، رفتار و سلوک عملی است. هر کس که سیره اش مطابق با ملاک های اسلامی باشد عادل است و غیر از آن غیر عادل است. همان طور که گفتیم این نظر مطابق با قرآن مجید و سنت نبوی (ص) است.

    چگونه و با چه منطقی می توان بین صحابی بزرگوار، مالک بن نویره و بین کسی که او را ظالمانه به قتل رسانید و در همان شب با همسر او همبستر شد! تساوی قائل شد و گفت هر دو صحابی و عادل اند؟!

    هرگز صحیح نیست که از شارب الخمری مانند ولید بن عقبه فقط به دلیل صحابی بودنش جانبداری کنیم یا از انسانی دفاع کنیم که حکومت اسلامی را همانند یک قدرت جبار و دیکتاتوری قرار داده و صالحین امت را کشته و با امام و خلیفه شرعی (علی بن ابی طالب) به جنگ پرداخته است؟

    آیا صحیح است عمار یاسر و رئیس گروه سرکشان را به دلیل آن که هر دو صحابی اند مساوی بدانیم آن هم در وقتی که پیامبر (ص) فرمود: «عمار را گروه ظالم و سرکش می کشند»؟!

    آیا هیچ عاقلی چنین عمل می کند؟ بر فرض که چنین کنیم آیا از اسلام در این صورت جز دینی که سعی در توجیه اعمال زورمندان و ظالمان، به بهانه صحابی بودن دارد، می ماند؟!

    بنا بر این از نظر شیعه معیار عدالت، تمسک به سیره پیامبر اعظم (ص) و التزام به سنت ایشان در حیات و بعداز رحلت آن حضرت می باشد. هر کس که در این راه باشد به او احترام گذاشته، و از روش او پیروی کرده و برای او طلب رحمت کرده و خواستار علو درجاتش هستیم، اما کسانی را که در این مسیر نباشند عادل نمی دانیم. به طور مثال دو تن از صحابه به همراه یکی از همسران پیامبر (ص) لشکر آماده کرده و در بصره مقابل خلیفه شرعی پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (ع) در جنگ جمل به صف ایستادند و جنگی را شروع کردند که هزاران نفر از مسلمانان کشته شدند حال می پرسیم آیا خروج و ریختن این خون ها جایز است؟

    یا شخص دیگری که متصف به صحابی رسول الله (ص) است در جنگی به نام جنگ صفین خروج کرد، جنگی که تر و خشک را با هم سوزاند. ما می گوئیم این عمل مخالف شرع و تعدّی بر امام و خلیفه شرعی است.این گونه اعمال با توجیه صحابی بودن اشخاص قابل قبول نیست. این همان نقطه اختلاف اساسی بین نظریه شیعه و دیگران است.

    با مراجعه به قرآن کریم نیز متوجه خواهیم شد که هرگز اینگونه نیست که تمامی صحابه دارای صفت عدالت باشند،تقدیر خداوند از اصحاب پیامبر(ص)، مطلق و عام نیست و عده ای از آنان را (چه کسانی که از ابتدا جزء چند گروه مورد تقدیر بوده باشند یا نه) در مقاطعی دیگر به علت برخوردها و نیاتی که داشته اند، مورد تقبیح قرار داده است که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد:

    ۱٫ منافقین.[1]

    ۲٫ منافقینی که پنهان بودند و پیامبر (ص) آنان را نمی شناخت.[2]

    ۳٫ انسان های ضعیف الایمان و مریض القلب.[3]

    ۴٫ افرادى (سست و ضعیف) که به سخنان اهل فتنه کاملًا گوش فرامى‏دهند و … .[4]

    ۵٫ آنان که عمل صالح و فعل قبیح هر دو را به جای آوردند.[5]

    ۶٫ کسانی که مشرف بر ارتداد هستند.[6]

    ۷٫ فاسقانی که قولشان عمل شان را تأیید نمی کند.[7]

    ۸-کسانی که ایمان وارد قلوبشان نشده است.[8] و صفات مذموم دیگری برای بعضی از آنها ذکر شده است.

    علاوه بر این، در میان صحابه کسانی بودند که قصد ترور شخص رسول الله (ص) را در لیله (شب) عقبه داشتند. [9]


    پی نوشتها:

    [1]. آیات آغازین سوره منافقون.

    [2]. توبه، ۱۰۱٫

    [3]. احزاب، ۱۱٫

    [4]. توبه، ۴۵ – ۴۷٫

    [5]. توبه، ۱۰۲٫

    [6]. آل عمران، ۱۵۴٫

    [7]. حجرات، ۶؛ سجده ۱۸٫

    [8]. حجرات، ۱۴٫

    [9]. نک: الفصول المهمة، عبدالحسین شرف الدین، ص ۱۸۹٫
    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    چقدر کامل و مبرهن توضیح دادید. حال سه سوال کوتاه دارم:
    1 آیا شیعه فقط بعلت اینکه علی(ع) را خلیفه اول ندانستند آنها را گمراه میداند؟(زیرا شیعه با بیش از 90 درصد صحابه مخالفت دارد. چرا؟)
    2 عقبه چیست؟
    3 دیدگاه کلی شیعه به مهاجرین وانصار چیست؟

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    چقدر کامل و مبرهن توضیح دادید. حال سه سوال کوتاه دارم:
    1 آیا شیعه فقط بعلت اینکه علی(ع) را خلیفه اول ندانستند آنها را گمراه میداند؟(زیرا شیعه با بیش از 90 درصد صحابه مخالفت دارد. چرا؟)
    2 عقبه چیست؟
    3 دیدگاه کلی شیعه به مهاجرین وانصار چیست؟
    با سلام

    پاسخ سوال اول و سوم از مطالب گذشته روشن می شود.شاید بتوان یکی از مهمترین دلایل گمراه دانستن برخی صحابه را مخالفت با جانشینی و خلافت بر حق امام علی(ع) دانست،که این خود به دلیل مخالفت با دستورات الهی و پیامبر گرامی بوده است،ولی دلایل دیگری هم وجود داشت که در آیات قرآن کریم بدانها اشاره شد که در پست قبلی عرض کردم.

    از نظر شیعه معیار عدالت، تمسک به سیره پیامبر اعظم (ص) و التزام به سنت ایشان در حیات و بعداز رحلت آن حضرت می باشد. هر کس که در این راه باشد به او احترام گذاشته، و از روش او پیروی کرده و برای او طلب رحمت کرده و خواستار علو درجاتش هستیم، اما کسانی را که در این مسیر نباشند عادل نمی دانیم. به طور مثال دو تن از صحابه به همراه یکی از همسران پیامبر (ص) لشکر آماده کرده و در بصره مقابل خلیفه شرعی پیامبر (ص) علی بن ابی طالب (ع) در جنگ جمل به صف ایستادند و جنگی را شروع کردند که هزاران نفر از مسلمانان کشته شدند حال می پرسیم آیا خروج و ریختن این خون ها جایز است؟

    اما در پاسخ سوال دوم شما درباره عقبه باید عرض کنم:

    عقبه به معنای راهی است كه از آن به بالای كوه می­روند.نام دو بیعت مردم یثرب(مدینه) با رسول خدا صلّی ­الله ­علیه ­و سلم به نام بیعت عقبه است. چون که محل وقوع دو بیعت، گردنه­ ای است میان منی و مكه، كه فاصلۀ آن با مكه حدود پنج كیلومتر است.

    یکی دیگر از موارد که در تاریخ زندگانی پیامبر اسلام(ص) با این کلمه مواجه می شویم،مربوط می شود به نقشه ترور آن حضرت توسط تعدادی از منافقین هنگام عبور از عقبه بود که این توطئه ناکام ماند.

    پيرامون ترور پيامبر، در كتاب "مهار انحراف" صفحات 93-92 به نقل از الدر المنثور، ج3، ص260 و تاريخ مدينه دمشق، ج12، ص277 آمده است:

    "تعداد اين تروريست ها دوازده، چهارده يا پانزده نفر نقل شده است. در منابع رسمي تاريخ اهل سنت، نام اين افراد نيامده، ولي تأكيد تأمل برانگيزي بر غير قريشي بودن همه تروريست ها شده است... داستان ترور از متواترات تاريخ است كه قابل انكار نيست. ولي همين موضوع مهم، بسيار سطحي و گنگ مطرح شده است."

    داستان عقبه و نقشه قتل پیغمبر اسلام

    حلبى در كتاب سیره خود و واقدى در كتاب مغازى و دیگر از مورخین سنى و شیعه با مختصر اختلافى از حذیفة بن یمان و دیگران روایت كرده‏اند كه گروهى از منافقان توطئه كردند تا در مراجعت از تبوك پیغمبر اسلام را به قتل رسانده و ترور كنند، به این ترتیب كه در یكى از گردنه‏هایى كه سر راه است شتر آن حضرت را رم دهند تا رسول خدا(ص)را به دره افكند. در بسیارى از روایات است كه آنها دوازده نفر بودند هشت تن از قریش و چهار تن از مردم مدینه ولی خداى تعالى به وسیله جبرئیل جریان توطئه آنها را به اطلاع رسول خدا(ص)رسانید و پیغمبر اسلام چون به گردنه نخست رسید به لشكریان دستور داد هر كه مى‏خواهد از وسط بیابان عبور كند چون بیابان وسیع است،ولى خود آن حضرت مسیرش را از بالاى دره قرار داد و عمار بن یاسر را مأمور كرد تا مهار شتر را از جلو بكشد و به حذیفه نیز دستور داد از پشت سر شتر بیاید.

    شب هنگام بود و رسول خدا (ص) تا بالاى دره آمد بود، منافقانى كه قبلا خود را آماده كرده تا نقشه خود را عملى سازند جلوتر خود را به اطراف آن گردنه رسانده و براى آنكه شناخته نشوند سر و صورت خود را با پارچه‏اى بسته بودند، همین كه شتر به بالاى گردنه رسید چند تن از آنها از عقب خود را به شتر پیغمبر رساندند، رسول‏خدا(ص)به آنها نهیبى زد و به حذیفه فرمود: با عصایى كه در دست دارى به روى شتران ایشان بزن.

    حذیفه پیش رفت و عصاى خود را به روى شتران آنها زد و آنان كه پیش خود حدس زدند پیغمبر خدا از طریق وحى از توطئه آنها با خبر شده دچار وحشت و رعب شدند و درنگ را جایز ندانسته گریختند و در نقلى است كه رسول خدا(ص)بر آنها نهیب زد و آنها گریختند.

    و در سیره حلبیه است كه شتر آن حضرت را نیز رم دادند و شتر از جا پرید و قسمتى از بار خود را نیز انداخت، در این وقت رسول خدا خشمناك شده به حذیفه دستور داد با عصاى سركج خود كه از آهن بود مركبهاى آنها را از پیش رو بزند و آنها فرار كردند و بسرعت خود را به پایین كوه رسانده و در میان لشكریان خود را گم كردند و چون حذیفه بازگشت پیغمبر (ص) از او پرسید.

    آنها را شناختى؟ عرض كرد:

    ـ شترانشان را شناختم كه یكى از آنها شتر فلانى و آن دیگر شتر فلان كس بود ولى خود آنها سر و صورتشان بسته بود و در تاریكى شب گریختند و من آنها را نشناختم!

    فرمود: مى‏دانى چه كار داشتند و منظورشان چه بود؟

    عرض كرد: نه.

    فرمود:اینها نقشه كشیده بودند تا به دنبال من به بالاى گردنه بیایند و شتر مرا رم دهند و مرا به دره بیفكند! ولى خداوند مرا از توطئه آنها با خبر ساخت، حذیفه عرض كرد: اى رسول خدا! آیا دستور نمى‏دهى گردن آنها را بزنند؟

    فرمود: خوش ندارم كه مردم بگویند: محمد شمشیر در میان اصحاب و یاران خود نهاده است!

    و طبق روایت مرحوم طبرسى (ره) در اعلام الورى پیغمبر (ص) نام یك یك آنها را براى حذیفه و عمار ذكر فرمود و سپس به آن دو دستور داد آن را مكتوم بدارند و به دیگران نگویند.
    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    و طبق روایت مرحوم طبرسى (ره) در اعلام الورى پیغمبر (ص) نام یك یك آنها را براى حذیفه و عمار ذكر فرمود و سپس به آن دو دستور داد آن را مكتوم بدارند و به دیگران نگویند.
    یعنی تابحال این اسامی گنگ هستند؟

    جناب مقداد آیا ابوسفیان ومعایه نیز از صحابه بودند؟
    منظور از ولید بن عقبه کیست؟ آیا پدر خالد بن ولید نیست؟

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    یعنی تابحال این اسامی گنگ هستند؟
    با سلام

    در رابطه با شرکت کنندگان در ماجرای ترور پیامبر(ص) اینگونه نیست که نام آن افراد مشخص نشده باشد،بلکه بنابر دستور پیامبر(ص) از ذکر نام آنها بصورت علنی خودداری شده است،ولی با این حال در منابع تاریخی شیعه و سنی به نام این افراد اشاره شده است،هر چند بسیاری از نویسندگان بخاطر گرایشات خاص و تعصباتی که نسبت به برخی از به اصطلاح صحابه داشتند،سعی در کتمان نام این افراد داشته و فقط با ذکر فلان و فلان به بیان ماجرا پرداخته اند،با اینکه اصل این ماجرا قطعی و غیرقابل انکار است.

    ماجرای ترور پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در آیات شریفه با کنایه ذکر شده است، به این آیه شریفه عنایت بفرمایید؛

    يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ . (التوبه / 74 ).
    منافقان به نام خدا سوگند ياد مي‌كنند كه چيز بدى نگفتند (چنان نيست) آنان سخنان كفرآميز بر زبان آوردند و بعد از اسلام آوردن ، كافر شدند و تصميماتى اتخاذ كردند كه موفق به انجام آنها نشدند (سوء قصد بجان رسول خدا) آن ها به جاى آن كه در برابر نعمت و ثروتى كه به فضل و بخشش خدا و پيامبرش نصيب آنها شده ، سپاسگزار باشند ، در مقام كينه و دشمنى بر آمدند ، با اينحال اگر توبه كنند براى آنها بسيار بهتر است و اگر نافرمانى كنند ، خدا آنها را در دنيا و آخرت به عذابى بس دردناك مجازات خواهند كرد و در روى زمين هيچ دوست و ياورى براى آنان نخواهد بود.

    مفسرین شیعه و سنی بر وقوع این واقعه با توجه به مدارک تاریخی و آیه ی شریفه، اتفاق نظر دارند.

    بسياري از مفسرين اهل سنت در تفسير « وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » گفته‌اند كه مراد كساني هستند كه قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوك رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ترور نمايند؛ چنانچه سيوطي مفسر مشهور اهل سنت به تفصیل آن را نقل کرده است.(الدر المنثور، جلال الدين السيوطي، ج 3، ص 259).

    در برخی از منابع تاریخی اهل سنت نام برخی از این صحابه ذکر شده است،به عنوان مثال در کتاب المحلی چنین آمده است:

    «ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه وسلم وإلقاءه من العقبة في تبوك :
    ترجمه: ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) را داشتند و مي‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند. (المحلى، ابن حزم، ج 11، ص 224).

    پيرامون ترور پيامبر، در كتاب "مهار انحراف" صفحات 93-92 به نقل از الدر المنثور، ج3، ص260 و تاريخ مدينه دمشق، ج12، ص277 آمده است:

    "تعداد اين تروريست ها دوازده، چهارده يا پانزده نفر نقل شده است. در منابع رسمي تاريخ اهل سنت، نام اين افراد نيامده، ولي تأكيد تأمل برانگيزي بر غير قريشي بودن همه تروريست ها شده است... داستان ترور از متواترات تاريخ است كه قابل انكار نيست. ولي همين موضوع مهم، بسيار سطحي و گنگ مطرح شده است."

    صاحب كشف اليقين نقل كرده است كه:

    پس از نافرجام ماندن اين ترور، حُذَيفه كه به همراه پيامبر(ص) بود، پرسيد: اينان چه كساني بودند كه دست به چنين اقدامي زدند. پيامبر(ص) فرمود: نگاه كن. در اين هنگام برقي جهيد و حُذَيفه توانست چهره 12 نفر از آنان را ببيند و آن ها را بشناسد، كه عبارت بودند از: ابابكر، عمر، طلحه، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي وقاص، ابوعبيده جرّاح، معاويه، عمروبن عاص، كه اين ها از قريش بودند و ابوموسي اشعري، مغيرة بن شعبه، اوس بن حدثان بصري، ابوهريره، كه اين ها از غير قريش بودند.

    در كتاب "اسرار خاندان محمد رسول الله" صفحات 233-232 چنين آمده است:

    "سليم مي گويد: به ابوذر گفتم: ... برايم از آن دوازده نفر اصحاب عقبه كه مي خواستند شتر پيامبر را اذيت كنند تا برمد خبر بده . اي اباذر! آيا نام آن ها را به من مي گويي؟ اباذر گفت: پنج نفر اصحاب صحيفه و پنج نفر اصحاب شورا و عمروبن عاص و معاويه."

    منظور از اصحاب صحيفه، كساني هستند كه در حج وداع صحيفه اي نوشتند و پيمان بستند كه نگذارند علي(ع) پس از رحلت يا شهادت پيامبر(ص) به خلافت برسد؛ كه عبارت بودند از ابوبكر، عمر، ابوعبيده جرّاح، سالم مولي ابي حذيفه و معاذ بن جبل. و منظور از اصحاب شورا، عثمان، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبير و سعد بن ابي وقاص است كه عمر، آن ها را همراه اميرالمؤمنين علي(ع) براي تعيين خليفه پس از خود، انتخاب كرد. در ضمن بايد يادآور شد كه زمان نقل اين مطلب از ابوذر، در زمان خلافت عثمان و در واقع پس از تشكيل شوراي شش نفره است.

    در كتاب "اسرار غدير"، صفحه 78، آمده است:

    "حذيفه و عمار چهره هاي چهارده نفر را كه در اين سو و آن سوي سنگ ها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند... اين چهارده نفر عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده بن جراح، ابوموسي اشعري، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولي ابي حذيفه."

    اگر اين روايات را جمع بندي كنيم مشخص مي شود كه مشاركت 14 نفر يعني ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده بن جراح، ابوموسي اشعري، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل و سالم مولي ابي حذيفه در اين ترور قطعي است.
    مهاجرین وانصار چه کسانی بودند؟
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود