صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    قرآن و اهل بیت
    نوشته
    125
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    140

    تعجب شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)




    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کارشناسان ازشما درخواست میکنم این تاپیک را ارجاع ندهید چون وقت شما را زیاد نمیگیرد و هدف جواب "کوتاه" و مطلق و دندانشکن به نواصب است اینکه اصرار برکوتاهی آن دارم جواب سریع و مسلمی را میخواهم داشته باشم باتشکر.

    فقط یک سوال در رابطه شهادت بانو(س) دارم:
    آیا علی(ع) مطمین بود ازینکه قتل بدست خود عمر بوده یا اینکه فقط میدانستند قتل بدستور عمر بوده یا اینکه میدانستند دستور عمر هتک حرمت بوده و نه قتل که این اتفاق رخ داده است.


    کارشناس بحث : مقداد

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۷/۱۱ در ساعت ۱۱:۴۱

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشتاق فاطمه(س) نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت کارشناسان ازشما درخواست میکنم این تاپیک را ارجاع ندهید چون وقت شما را زیاد نمیگیرد و هدف جواب "کوتاه" و مطلق و دندانشکن به نواصب است اینکه اصرار برکوتاهی آن دارم جواب سریع و مسلمی را میخواهم داشته باشم باتشکر.

    فقط یک سوال در رابطه شهادت بانو(س) دارم:
    آیا علی(ع) مطمین بود ازینکه قتل بدست خود عمر بوده یا اینکه فقط میدانستند قتل بدستور عمر بوده یا اینکه میدانستند دستور عمر هتک حرمت بوده و نه قتل که این اتفاق رخ داده است.


    کارشناس بحث : مقداد
    با عرض سلام خدمت شما دوست بزرگوار

    ماجرای شهادت حضرت زهرا(س) براثر جراحت وارد شده بر ایشان در هنگام هجوم عمربن خطاب و نیروهایش به منزل آن حضرت،از موضوعاتی است که قابل انکار نمی باشد و در منابع متعدد اهل سنت نیز به این موضوع تصریح شده است.هر چند بسیاری از نویسندگان اهل سنت سعی زیادی کردند تا این لکه ننگ دامنگیر خلفا نشود.

    سوال شما کمی ابهام دارد،بنده متوجه منظور شما از اینکه آیا امام علی(ع) این اتفاقات را می دانستند یا خیر نشده ام.

    اما آنچه از نقل منابع تاریخی استفاده می شود این است که عمر بن خطاب به قصد هتک حرمت و یا کشتن حضرت زهرا(س) به منزل آن حضرت هجوم نبده بود،هدف آنها بردن امام علی(ع) به مسجد برای بیعت با ابوبکر بوده است،اما نکته مهم این است که آنها در این راه از اینکه به یگانه دختر پیامبر(ص) هرگونه جسارتی بکنند دریغ نمی کردند،آنهم دختری که بنا بر نقل معتبرترین منابع اهل سنت پیامبر(ص) بارها فرموده بودند:«انما فاطمة بضعة منی یوذینی ما آذاها»{1}؛ به درستی فاطمه پاره تن من است. آنچه او را بیازارد مرا آزرده است.

    خلاصه این واقعه به نقل از کتب تاریخی این گونه است.
    گروهی از طرف خلیفه اول به خانه حضرت زهرا آمدند تا علی(ع)، کسانی را که در منزل او بودند خارج کنند. در این موقع حضرت زهرا به احتجاج و ناله و توجه به قبر پدر باعث شد که آنان نتوانند علی(ع) را با خود ببرند. پس از بازگشت آن گروه و اطلاع خلیفه اول از این اتفاق ابوبکر برای تهییج آنان شروع به گریه نمود و آنان را تشویق کرد که علی و همراهان او را برای بیعت بیاورند.
    «و بعث الیهم ابوبکر عمر بن الخطاب و قال لهم فان ابو افقاتلهم و اقبل عمر بقبس من نار علی ان یضرم علیهم الدار فلقیه فاطمه فقالت یابن الخطاب اجئت لتحرق دارنا قال نعم او تدخلوا فیها دخل فیه الامته»؛ ابوبکر عمر را به سوی کسانی که در خانه زهرا بودند فرستاد و به عمر و همراهانش گفت اگر تحصن کنندگان خانه علی از آمدن و بیعت کردن سرباز زدند با آنها بجنگید و عمر نیم سوز و پاره‏ای آتش برداشت و با خود به طرف خانه زهرا برد تا خانه را با ساکنان آن آتش بزند. حضرت زهرا خطاب به عمر فرمود:ای پسر خطاب آیا آمده‏ای تا خانه را بر ما آتش بزنی؟عمر جواب داد:آری و یا این که بیعت کنید.
    این عبارت در کتابهای فراوان از منابع اهل سنت نقل شده است{2}.

    کتابهای دیگری چون تاریخ طبری، امامت و سیاست و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آن را این گونه نقل کرده ‏اند:«دعا بالحطب و قال و اللَّه لتحرقن علیکم او لتخرجن ای البیعة فیقال الرجل ان فیها فاطمه فیقول و ان»{3}؛ عمر بن خطاب گفت:هیزم بیاورید - خطاب به اهل خانه - به خدا قسم خانه را بر شما آتش می‏زنم یا آن که خارج شوید و بیعت کنید. مردی به عمر گفت که در آن خانه فاطمه حضور دارد و او در جواب گفت او را هم -آتش می‏زنم -.

    این نقل تاریخی که اتفاقاً در منابع اهل سنت آمده است،به وضوح این واقعیت را بیان می کند که عمر بن خطاب از انجام هیچگونه اقدامی بر علیه خاندان پیامبر(ص) حتی پاره تن رسول الله ابایی نداشته است.

    علاوه بر واقعه حمله به خانه آن حضرت و آتش زدن آن برخی دیگر از تاریخ نویسان عامه واقعه سقط جنین آن حضرت را نقل کرده ‏اند، به عنوان مثال کتاب الوافی بالوفیات، ج 6، ص 17 و نیز کتک زدن آن حضرت توسط خلیفه دوم در کتابهای آنان نقل شده است. کتاب لسان المیزان نوشته ابن حجر عسقلانی می‏نویسد:«ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن»{4}؛ عمر فاطمه را زد آن‏گونه که او جنینش را به نام محسن سقط کرد.
    بخشهای مختلف این واقعه در کتابهای مختلف اهل سنت نقل شده است که می‏توان از میان آنها به افحام الاعداء و الحضرم نوشته ابن ابی شیبه، مغنی نوشته قاضی عبدالجبار و کتاب قرة العین نوشته ولی الله دهلوی اشاره کرد{5}.


    پی نوشتها:
    [1]. صحیح مسلم، شرح امام نووی، ح 6258، باب فضائل فاطمه بنت نبی علیها السلام.
    [2]. مختصر فی اخب البشر معروف به تاریخ ابن الغدا، ج 1، بحث ابی‏بکر صدیق و خلافت؛ تراجم اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام عمر رضا کاله، ج 4، باب فاطمه بنت محمد و عقد الفرید، ج 2، ص 25.
    [3]. تاریخ طبری، ج 3، ص 198؛ امامت و سیاست، ابن قتیبه دیزری، ج 1، ص 13 و شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص 134.
    [4]. لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج 1، ص 406.
    [5]. برای اطلاع بیشتر ر.ک:مأساة الزهرا (سوگنامه حضرت زهرا(س)، جعفر مرتضی عاملی؛ فاطمه زهرا از گهواره تا گور، سید محمد کاظم قزوینی؛ ظلمات فاطمة الزهرا فی السنة و آلاراء، شیخ عبدالکریم عقیلی؛ احراق بیت فاطمه فی الکتب المعتبره عنه اهل السنت ؛ شیخ حسین غیب غلامی و آتش به خانه وحی.
    شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    باتشکر ازشما
    آیا ضربات و جراحات وارده توسط خود عمر بوده یا توسط همراهانش وبدستور او؟
    پس چرا امام علی(ع) پس از سقط محسن به انتقام علیه خلیفه دست بکار نشد؟

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    باتشکر ازشما
    آیا ضربات و جراحات وارده توسط خود عمر بوده یا توسط همراهانش وبدستور او؟
    پس چرا امام علی(ع) پس از سقط محسن به انتقام علیه خلیفه دست بکار نشد؟

    شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)

    با عرض سلام و ادب

    آنچه از منابع مختلف تاریخی استفاده می شود هم شخص عمر بن خطاب جراحاتی را بر بدن مطهر حضرت فاطمه زهرا(س) وارد کردند،هم برخی از یاران او به دستور او چنین جسارتی را بخرج داده و ضرباتی را بر آن پاره تن رسول الله وارد کردند که به برخی از این موارد اشاره می کنم:

    - کتک زدن آن حضرت توسط خلیفه دوم در کتابهای اهل سنت نیز نقل شده است. ابن حجر عسقلانی می‏نویسد:«ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن»(1)؛ عمر فاطمه را زد آن‏گونه که او جنینش را به نام محسن سقط کرد.

    - عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»(2)

    - صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»(3)

    - ابابصیر از امام صادق علیه‏ السلام نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)(4)


    - مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»(5)

    - امام حسن (علیه السلام) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
    تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.(6)


    پی نوشتها:

    (1). لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج 1، ص 406.

    (2). الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

    (3). الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص29.

    (4). بحار الانوار، ج43، ص170.

    (5). الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

    (6). احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۹:۰۷
    شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    باتشکر ازشما
    آیا ضربات و جراحات وارده توسط خود عمر بوده یا توسط همراهانش وبدستور او؟
    پس چرا امام علی(ع) پس از سقط محسن به انتقام علیه خلیفه دست بکار نشد؟
    با عرض سلام

    در رابطه با این موضوع که چرا امام علی(ع) در قبال این جسارت هیچ عکس العملی نشان نداده و یا به دنبال انتقام گرفتن نبوده اند باید عرض کنم:

    اولا: امام علي (علیه السلام) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
    عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (علیه السلام) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.(1)


    ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.

    ثالثاً: وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ، عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .

    رابعاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله و لرسوله في الحياة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا و آخرت بودند، پيامبر گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .(2)

    خامساً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (علیه السلام) نيز از سنت پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيروي كرد .


    شاید مهمترین دلیل را از همان فرمایش مشهور امام علی(ع) در بیان علت سکوت 25 ساله اش بیان فرموده اند را دلیل عدم عکس العمل و انتقام گیری دانست،حضرت، در خطبه سوم نهج البلاغه، موسوم به شقشقیه نيز حقانيت خود را براى جانشينى پيامبر اين گونه بيان مى ‏فرمايد:
    آگاه باشيد به خدا سوگند كه فلانى (ابن ابى قحافه، خليفه اول ابابكر )جامه خلافت را بر تن كرد، در حالى كه مى‏دانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسياب است به سنگ آسياب كه دور آن حركت مى‏ كند. او مى ‏دانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جارى است . مرغان دور پرواز انديشه ‏ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز كرد. پس من رداى خلافت را رها كرده، دامن جمع نمودم و از خلافت كناره‏ گيرى كردم . همواره در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخيزم؟ يا در اين محيط خفقان‏زا و تاريكى كه به وجود آورده‏ اند، صبر پيشه سازم؟ محيطى كه پيران را فرسوده، جوانان را پير، مردان با ايمان را تا قيام قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مى ‏دارد! پس از ارزيابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانه ‏تر ديدم. پس صبر كردم در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود و با ديدگان خود مى ‏نگريستم كه ميراث مرا به غارت مى ‏برند.(3)



    پی نوشتها:

    (1). تفسير آلوسي،ج3ص124 .

    (2). تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.

    (3). نهج ‏البلاغه، ترجمه محمد دشتى، خطبه 6.
    شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    ضمن تمامی فرمایشات قابل تامل شما بزرگوار باید بگم کشته شدن یک فرد حضرت محسن وبتبع آن سیده النسا العالمین چیزی نیست که علی(ع) آن را انتقام نگرید و عمر را رسوا نسازد. آیا این سکوت توجیح پذیر است؟

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    "آیا این سکوت توجیه پذیر است؟ "

    سلام
    در قرآن به صراحت آمده است که بخشش اولیای دم برای آنها بهتر از قصاص است و امام علی (ع) نیز جزء عاملین به دستورهای قرآن هستند.
    ویرایش توسط aminj : ۱۳۹۱/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۱:۰۸
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط قدس شریف نمایش پست ها
    ضمن تمامی فرمایشات قابل تامل شما بزرگوار باید بگم کشته شدن یک فرد حضرت محسن وبتبع آن سیده النسا العالمین چیزی نیست که علی(ع) آن را انتقام نگرید و عمر را رسوا نسازد. آیا این سکوت توجیح پذیر است؟
    با عرض سلام و ادب

    ایکاش نکات قابل تأمل سخنان بنده را بیان می کردید،تا به رفع آن می پرداختیم.

    همانگونه که مشاهده کرده اید حمله به منزل حضرت زهرا(س) و وارد کردن جراح بر ایشان که منجر به سقط فرزندنشان و سرانجام شهادت پاره تن رسول الله گردید،خود منابع متعدد اهل سنت بدان تصریح کرده اند. اما در مورد دلیل عدم انتقام گیری از عاملان این جنایت،لازم است به شرایط و موقعیت امام علی(ع) در آن زمان توجه داشته باشیم،بنده فرمایش سوزناک آن حضرت را در رابطه با دلیل سکوت و خانه نشینی عرض کردم،وقتی آنحضرت برای حفظ اصل و اساس دین همچون انسانی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد،از حق الهی خود یعنی جانشینی پیامبر(ص) چشم می پوشد،برای همین هدف از مبارزه و انتقام گیری عاملان قتل همسر و فرزندش نیز چشم می پوشد.

    متأسفانه حوادث مربوط به پس از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س) بگونه ای مطرح شده است که گویا در این مدت امام علی(ع) هیچگونه اقدامی برای دفاع از حق مسلّم خود و همسرش انجام نداده است؛حال آنکه اینگونه نبوده و آن حضرت تمام تلاش خود را برای بدست آوردن حق خود انجام داده اند،منتهی تا آنجای یپیش رفتند که خطری متوجه اصل دین مبین اسلام نشود،و زمانی که احساس کردند ادامه دادن به طلب حقی که پیامبراکرم(ص) بارها در طول حیات خود به آن تصریح کرده بود و خود همان کسانی که اکنون آن را غصب کرده بودن شاهد آن بودند،ممکن است باعث ریشه کن شدن اسلام ناب شود،اینجا بود که سکوت کردند.

    خطرهایی که حضرت علی (ع) به خاطر آنان سکوت کرد را می توان بدین ترتیب دسته بندی كرد:

    1ـ اگر حضرت با توسل به قدرت و قیام مسلحانه در صدد قبضة حكومت و خلافت و انتقام از دشمنان بر می آمد، بسیاری از عزیزان خود را كه از جان و دل به امامت و رهبری او معتقد بودند،‌ از دست می داد،‌ علاوه بر این ها گروه بسیاری از صحابه پیامبر(ص) كه به خلافت امام راضی نبودند، كشته می شدند. و این امر سبب تضعیف مسلمانان و دو دستگی آنان می شد.

    امام هنگامی كه برای سركوبی پیمان شكنان (طلحه و زبیر) عازم بصره بود، خطبه ای ایراد كرد و در آن انگشت روی این موضوع حساس گذاشت و فرمود: "هنگامی كه خداوند پیامبر خود را قبض روح كرد،‌ قریش با خود كامگی، خود را بر ما مقدم شمرده ما را كه به رهبری امت از همه شایسته تر بودیم، از حق خود باز داشت،‌ ولی من دیدم كه صبر و بردباری بر این كار، بهتر از ایجاد تفرقه میان مسلمانان و ریخته شدن خون آنان است؛ زیرا مردم، به تازگی اسلام را پذیرفته بودند و دین مانند مشكی مملوّ از شیر بود كه كف كرده باشد و كوچك ترین سستی و غفلت آن را فاسد می سازد، و كوچك ترین فرد آن را وارونه می‌كند".[1]

    2ـ از آن جاكه بسیاری از گروه ها و قبایلی كه در سال های آخر عمر پیامبر(ص) مسلمان شده بودند،‌هنوز آموزش های لازم اسلامی را ندیده بودند و نور ایمان كاملاً در دل آنان نفوذ نكرده بود. هنگامی كه خبر در گذشت پیامبر اسلام(ص) در میان آنان منتشر گردیده گروهی از آنان پرچم "ارتداد" و بازگشت به بت پرستی را برافراشتند و عملاً با حكومت اسلامی در مدینه مخالفت نمودند

    و گروهی نیز فرصت پیش آمده را مجالی برای عرض اندام خود می دانستند تا مالیات های اسلامی به دست آن ها باشد.

    یا اینکه به دلیل ماجرای غدیر و ... حکومت مدینه را به رسمیت نمی شناختند. بنابراین جریان هایی علیه حکومت مرکزی مدینه شکل می گیرد.

    به همین جهت نخستین كاری كه حكومت جدید انجام داد این بود كه گروهی از مسلمانان را برای نبرد با "مرتدان" و سركوبی شورش آنان بسیج كرد و سرانجام آتش شورش آنان با تلاش مسلمانان خاموش گردید. در چنین موقعیتی كه دشمنان ارتجاعی اسلام، پرچم ارتداد را برافراشته و حكومت اسلامی را تهدید می كردند، ‌هرگز صحیح نبود كه امام پرچم دیگری به دست بگیرد و قیام كند.
    حضرت در یكی از نامه های خود كه به مردم مصر نوشته است به این نكته اشاره می‌كند و می‌فرماید: "به خدا سوگند هرگز فكر نمی كردم و به خاطرم خطور نمی كرد كه عرب بعد از پیامبر(ص) امر امامت و رهبری را از اهل بیت او بگیرند و (در جای دیگر قرار دهند) خلافت را از من دور سازند!‌ تنها چیزی كه مرا ناراحت كرد،‌ اجتماع مردم در اطراف فلانی (ابوبكر) بود كه با او بیعت كنند. (وقتی كه چنین وضعی پیش آمد) دست نگه داشتم تا این كه با چشم خود دیدم گروهی از اسلام بازگشته و می خواهند دین محمد(ص) را نابود سازند. (در این جا بود) كه ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یاری نكنم باید شاهد نابودی و شكاف در اسلام باشم كه مصیبت آن برای من از محروم شدن از خلافت و حكومت بر شما بزرگ تر بود،‌چرا كه این بهرة دوران چند روزة دنیا است كه زایل و تمام می شود، همان طور كه "سراب" تمام می‌شود و یا ابرها از هم می پاشد. ".[2]

    این مطلب در خطبه ای دیگر نیز بیان شده است.[3]

    حضور منافقان در میان مسلمانان و كسانی كه به ظاهر اظهار اسلام كردند،‌ ولی همیشه منتظر بودند كه در یك فرصت مناسب به اسلام ضربه بزنند، یكی از عوامل اصلی عدم اعتراض مسلحانه حضرت علی(ع) بود. آن حضرت در مقابل درخواست ابوسفیان برای قیام و مبارزه با ابوبكر -‌كه وعده یاری به او داده بودند - و به دست گرفتن حكومت توسط آن حضرت، به ماهیت این منافقان و علت اساسی چنین پیشنهادی كه ضربه زدن به اسلام نوپا بود،‌ اشاره می‌كند.

    3ـ علاوه بر خطر مرتدین،‌ مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند "مسیلمه كذاب"، "طلیحه" و "سجاح" نیز در صحنه ظاهر شده و هر كدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند كه با همكاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شكست خوردند.

    4ـ خطر حمله احتمالی رومیان نیز می توانست مایة نگرانی دیگری برای جبهة مسلمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو درگیر شده بودند، و رومیان مسلمانان را خطری جدی تلقی می كردند و در پی فرصتی بودند كه به مركز اسلام حمله كنند. اگر علی(ع) دست به قیام مسلحانه می زد،‌ با تضعیف جبهة داخلی مسلمانان، بهترین فرصت به دست رومی ها می افتاد كه از این ضعف استفاده كنند.

    با در نظر گرفتن نكات مذكور، به خوبی روشن می‌شود كه چرا امام(ع) بعد از آن كه مكرر حق خود را مطالبه نمود و شدیداً بر غاصبان حقش اعتراض كرد،‌ صبر را بر قیام ترجیح داد و چگونه با صبر و تحمّل و تدبیر و دور اندیشی، جامعة اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد،‌و اگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دودستگی نمی ترسید،‌ هرگز اجازه نمی داد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران افتد.[4]

    بنابراین حفظ اصل و اساس دین نوپای اسلام از خطر نابودی دلیل اصلی سکوت و تحمل همه این مصائب از سوی امیرمومنان علی بن ابیطالب (ع) بوده است.

    پی نوشتها:

    [1]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 308.
    [2]. نهج البلاغه (فیض الاسلام) ص 1039، نامة ‌42.
    [3]. تاریخ طبری، ج 2، ص 449.
    [4]. آیت الله جعفر سبحانی،‌ فروغ ولایت،‌ ص 151 - 173 و مهدی پیشوایی، سیرة پیشوایان، ‌ص 63 - 71.
    شبهه اهل سنت در مورد شهادت سیدة النساء العالمین(س)
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام
    نوشته
    453
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    1033



    عزیز بزرگوار نمیدانید چقدر از شبهات من حقیر را دررابطه با اهل بیت عصمت رفع کردید. خدای شبحان اجراتان را دهد. منظورم از قابل تامل برای خودم بود. مستندات شما عیبی ندارند. قسم که هروقت خطبه های امام درباره غاصبان را میخوانم تنم میلرزد. بهرحال سوال اصلی من این نبود که امام(ع) عزم بر قصاص شخصی کند منظور این بود که چرا عمر را رسوا نساخت و نگفت که وی اینگونه با خانه ی وحی رفتار کرده و مردم را آگاه نساخت؟

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    آنهم دختری که بنا بر نقل معتبرترین منابع اهل سنت پیامبر(ص) بارها فرموده بودند:«انما
    فاطمة بضعة منی یوذینی ما آذاها»؛ به درستی فاطمه پاره تن من است. آنچه او را بیازارد مرا آزرده است.
    صحیح مسلم، شرح امام نووی، ح 6258، باب فضائل فاطمه بنت نبی علیها السلام.
    جالب است!!!
    از کتب ما حدیث می آورید و بعد بر علیه ما استفاده می کنید، بی آنکه بگوئید این حدیث خطاب به امیرالمومنین علی رض است!!!
    شما ظاهرا آنجا را که دوست داشته اید چیده ایدو اشاره ای به شان حدیث ندارید.
    پیامبر خطاب به حضرت علی فرمودند تا با گرفتن همسر دوم باعث آزار فاطمه رض نشوند، آنوقت به جعل می گویید که فلان است و فلان...
    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    «دعا بالحطب و قال و اللَّه لتحرقن علیکم او لتخرجن ای البیعة فیقال الرجل ان فیها فاطمه فیقول و ان»{3}؛ عمر بن خطاب گفت:هیزم بیاورید - خطاب به اهل خانه - به خدا قسم خانه را بر شما آتش می‏زنم یا آن که خارج شوید و بیعت کنید. مردی به عمر گفت که در آن خانه فاطمه حضور دارد و او در جواب گفت او را هم -آتش می‏زنم -.
    جالب است برای ادعای خود 3 منبع آورده اید که یکی از یکی دیگر غیر قابل قبول تر!!!
    می گویید تاریخ طبری: در حالی که اولا در تاریخ طبری فقط اشاره به تهدید زبانی دارد و اصلا نگفته که این کار را انجام داده است!
    دوما در مقایسه با روایت و حدیث صحیح کتب تاریخی اصلا جایگاهی ندارد که شما بخواهید به آن استناد کنید.

    منبع دوم شما کتاب الامامة و سیاستة است!!!
    بارها و بارها در پست های مختلف کذب بودن این کتاب را ثابت کردیم و دوستان را کیش و مات کردیم، اما باز هم اصرار دارند که این کتاب واقعی است!!!

    منبع سوم شما هم دلیلی برای توضیح نمی خواهد، از خودتان است و از او توقعی نداریم...
    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    کتاب لسان المیزان نوشته ابن حجر عسقلانی می‏نویسد:«ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن»{4}؛ عمر فاطمه را زد آن‏گونه که او جنینش را به نام محسن سقط کرد.
    برادر من
    شما در آخرت و در درگاه الله مسئول گفته های خود خواهید بود، بی شک در آنجا الله از شما سوال خواهد کرد که چرا وقتی موضوعی را مطرح می کردید و روایتی را آوردید آن را کامل نیاوردید؟ چرا چشم خود را بر روی واقعیت بستید؟؟؟
    برادر من، اگر با همین روایتی ناقصی که شما آوردید شخصی گمراه شد، گناهش بر گردن کیست؟
    متن کامل روایت چنین است:
    لسان المیزان ص 610

    759 - أحمد بن محمد بن السري بن يحيى بن أبي دارم المحدث أبو بكر الكوفي الرافضي الكذاب.
    مات في أول سنة اثنتين وخمسين وثلاث مِئَة وقيل: إنه لحق إبراهيم القصار.
    حدث عن أحمد بن موسى الحمار وموسى بن هارون وعدة.
    روى عنه الحاكم وقال: رافضي غير ثقة.
    وقال محمد بن أحمد بن حماد الكوفي الحافظ بعد أن أرخ موته: كان مستقيم الأمر عامة دهره ثم في آخر أيامه كان أكثر ما يقرأ عليه المثالب حضرته ورجل يقرأ عليه: أن عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

    حالا شما بگویید این روایت جایگاهش چیست؟؟؟
    چرا حقیقت را کتمان می کنید برادر من؟؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    آیا امام علی(ع) مطمین بود از اینکه قتل حضرت زهرا(س)بدست خود عمر بوده یا اینکه فقط میدانستند قتل بدستور عمر بوده یا اینکه میدانستند دستور عمر هتک حرمت بوده و نه قتل که این اتفاق رخ داده است؟
    بنده چند سوال برایم پیش آمده که فقط به صورت شخصی و نه مذهبی مطرح می کنم:
    1- چگونه طفل درون رحم که هنوز جنسیت او مشخص نیست را محسن نامگذاری کرده اند؟
    2- اگر بگوییم ایشان علم غیب داشته و از وجود طفل پسر درون رحم دختر فاطمه ص آگاه بوده است، پس چرا حضرت علی با علم غیب خود نتوانست بفهمد که عمر و دارو دسته اش باعث مرگ جنین و همسرش می شوند؟
    چرا با استفاده از علم غیب خود از این حادثه جلوگیری نکردند تا اهل اسلام از وجود پر فیض دختر نبی محروم نشوند؟؟؟

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود