صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀




    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀



    فصل شکوفایی


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀




    صدای قدم هایی نرم، رخوت خیابان را بر هم می زند؛ قدم هایی که با گام های پاییز هم نوا شده است.


    طنین ضربان قلب هستی در گام های کوچک اما بلند کودکان، ضرب می گیرد.
    این ضرب آهنگ حیات متعالی بشریت است.
    این صدای بلند حیات فرهنگی است. این صدای زندگی است.

    این آوای زنگ بیداری است که تمام شهر را به پویشی تازه می خواند. دوباره عدالت، بخش می شود؛
    محبت، ضرب و عشق به توان می رسد. دوستی، جمع می شود و نفرت نه نفرتی وجود نخواهد داشت.


    صدای جیرجیر نیمکت ها چقدر خاطره انگیز است.

    ... صدای پای کسی می آید
    کسی عطش تشنگان دانش را فرو خواهد نشاند؛

    معلم را می گویم. برپا!


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    علی خالقی


    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۱/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۳:۰۳

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    نقطه آغاز سفر به ماه

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    مهر نقطه آغاز سفر به ماه است.

    مهرِ مدرسه که در دل ها خانه می کند، آن ها را آماده می کند برای سفر به ماه مهربانی، سفری پر جاذبه در باغ مدرسه. باغی که خاک مساعد و هوای تازه اش، کمک می کند تا درخت دانایی زودتر در آن قد بکشد و به آسمان برسد.

    ماه مهر، روز تولد همه آدم هاست؛ تولدی که خاطره اش برای همیشه می ماند. شیرین و دوست داشتنی. هر چند در هفت سالگی، با اشک های کودکانه، آذین شده باشد.

    کلاس اولی ها گریه می کنند؛
    می ترسند بی گدار به آب زده باشند ...، گریه اولین عکس العمل بچه هاست
    در برابر چیزهایی که واقعاً از آن ها می ترسند.

    مادرها، دست اولی ها را می کشند به طرف مدرسه، برای زودتر رسیدن و
    آن ها پا به زمین می کشند برای نرسیدن یا دیرتر رسیدن.
    پدر و مادرها، نهال وجود بچه ها را امانت می دهند به دستان باغبان های مدرسه، تا زودتر بزرگ شوند و یاد بگیرند بزرگ شدن با هم را، در کنار هم.

    معلم، نُه ماه سایه بان نهال ها می شود؛ هر روز دست هایش با برف گچ سفید می شود و سیاه های پر کلاغی، دانه دانه از روی سرش می پرد تا نهال خوب رشد کند.

    مدرسه یک فرصت است، یک فرصت چند ساله، برای هر کسی که بخواهد زودتر بزرگ شود، تا روزی او هم باغبان شود. بهترین دنیا، دنیایی است که باغبان های زیادی دارد. آن وقت هیچ جوانه ای، گرفتار علف های هرز نخواهد شد.

    ماه مهر با مهربانی، پرورش باغبان می دهد.
    باغبان هایی برای فردای زمین.


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912






    بوی مهربانی و لبخند


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    پشت پلک هایت شور بیدار شدن، آواز می خواند.
    خیابان ها مشتاق قدم های کوچک تو نشسته اند.
    کوچه ها، بی قرار هیجان های کودکانه شمایند.



    بوی مهر/ بوی مهربانی/ بوی لبخند / بوی درس و مدرسه / بوی شوق کودکانه پیاده روها / بوی نمره های بیست / بوی دفتر حساب / بوی مشق های ناتمام / بوی دوستی / مهربانی مدام / بوی... .



    پاییز با خود شور می آورد. قاصدک ها، خبر بازگشایی مدارس می دهند. درختان آماده می شوند تا با شوق، برگ های رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی، بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند، بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند تا آوازهای گرمشان را بدرقه راهشان کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح، بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوارها جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.



    دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است.

    کلاس ها، با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا مهمانان کوچک خود را در آغوش بکشند.



    تخته های سیاه، بی صبرانه منتظرند تا دست های صمیمی معلمی مهربان، لبریز واژه های دوستی شان کند تا عشق، با لبخندی ناگزیر، بر لب های کوچک دانش آموزان بنشیند.



    واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان، پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم کنند. چه شور و حالی دارد روزهای آغاز مدرسه. روزهایی سراسر دلهره و هیجان و شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابان ها سر خوشِ هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند. روزهایی که عشق، هر سحر عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب، به شوق مدرسه رفتن، هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود.

    روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق، به خواب می رود!

    یاد آن روزهای مهربان به خیر! چه حسی دارد دوباره کودکانه تا حیاط مدرسه دویدن!




    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    عباس محمدی




  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    به سوی یار مهربان

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    امروز همه راه های روشن، به مدرسه مهر ختم می شود و این، سرآغاز جدیدترین صدای همبستگی است.

    امروز، چشم های صفا و یکرنگی، در حضور ماه مهر می جوشد.
    شوق های دسته جمعی در محیطی گرد آمده اند تا بار دیگر، بوی «یار مهربان» را جشن بگیرند.


    کتاب ها دسته دسته می آیند و سلام دست ها را پاسخ می دهند؛ پاسخی گرم تر از تابستانی که بچه ها پشت سر گذاشته اند.
    ماه مهر هم آمده است تا در این هیاهوی شاد، یک حس قوی را تا آخر فصل، ذخیره کند.

    امروز، پیام جشنواره کیف ها، محبت است.
    بهار، چقدر از درک این روز پاییزی عاجز شده است!
    هیچ نقاش زبردستی نمی تواند شادترین جنب وجوش های حیاط را به تصویر بکشد.


    آفرین بر این احساس ها و ذوق های سرشار که مدرسه را از تنهایی و کسالت در آوردند و اینک، خلوت بی روح روزهای گذشته اش را غنچه غنچه خنده می زنند!

    تقویم به سادگی از این روز نقره فام نمی گذرد، توشه ها می گیرد و خوشه ها می چیند. دل های بچه ها را می بیند که هر کدامشان از صبح، روشن ترند. به راستی که هیچ روزی با این سپیدی، قابل قیاس نیست. دانش اندوزی، زیباترین و ماندگارترین اثر خویش را بر دقایق اکنون گذاشته است.

    تصنیف عاشقانه مهرورزی، هدیه امروز است که بچه ها برای معلمان و هم کلاسی های خود آورده اند.
    شادکامی در کلاس های دوستی موج می زند.

    تابستان، نگاه بچه ها را همچنان شاد، دوباره به مدرسه آورده است تا فصل پربار دانش
    از این وجد فراوان روحیه بگیرد.


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    محمدکاظم بدرالدین




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    هیاهوی مهر

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    روز هیاهوی دانش آموزان شاد، روز معلم های صبور و مهربان. روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی؛ روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار.

    روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند،
    به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند.
    آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی.

    از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم.

    پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید.

    کاش همیشه دانش آموز بمانیم! کاش هر سال، اول مهر که می شود، همین طور هیجان زده، منتظر صدای زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، در پوست خودمان نگنجیم.
    کاش قدر معلم های صمیمی را بیشتر بدانیم!


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    مصطفی پورنجاتی


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    دوباره خورشید طلوع کرده است...


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    باز اول مهر است؛ اول خورشید گرم مدرسه. من، با بویی از بابونه ها که کنار پنجره ام روییده اند، از خواب بیدار می شوم. ساعت قلبم تندتند می زند.



    کتاب هایم را که از پشت طلوع خورشید چشمک می زنند، برمی دارم و در کیفی از شادی کودکانه می گذارم. باز هم مادر برایم نان و روشنایی گذاشته تا سر زنگ تفریح، با جرعه ای از عسل شیرین الفبا بخورم. مادرم سفارش کرده تا مثل قبل، لحظه های شادی ام را در مدرسه جانگذارم و وقتی که برمی گردم، سرمشق زندگی ام را که فرشته ها برایم نوشته اند، درست بنویسیم.


    معلم، مثل همیشه با آن لب هایی که به آبشار خنده گشوده می شود، گفته است جمع و تفریق خوبی ها و بدی ها را تمرین کنم تا حساب زندگی، دستم بیاید.



    باز هم اول مهر است و من با بویی از بابونه ها که کنار پنجره تنهایی ام روییده است، از خواب بلند شده ام. سالیان درازی است که صبح روز اول مهر، با صدای چلچله ها از خواب می پرم و هراس دارم که نکند دیر برسم.



    هر سال اول مهر، من هفت ساله می شوم و انگار از خوابی هزارساله برمی خیزم، چشمانم را با دستان کودکی ام می بندم و دوباره باز می کنم. درست دیده ام؛ هم کلاسی هایم با میخک ها و نرگس ها می روند تا در مدرسه درس بخوانند و هزارساله شوند. باز هم می دوم تا به آنها برسم و کتاب زندگی ام را از آغاز بودنم بخوانم و بزرگ تر شوم.



    معلم مهربانم، باز هم کنار در کلاس ایستاده و با نگاهی سرشار از بوی روشنایی نگاهم می کند. من هم در صف آرزویم وارد کلاس می شوم. پشت نیمکت تاریخ می نشینم و به تخته سیاه مدرسه که از آن نور می ریزد، خیره می شوم.

    درس، آغاز می شود و موج شور و شادی از تکرار جدول ضرب خنده، کلاس را با خود می برد. با نرگس ها تمرین حساب داریم. گلی برای معلم، یک گل برای مادر و نرگسی برای پدر؛ روی هم می شود دسته گلی که در دست می گیرم و می گذارم روبه روی آینه تا پاییز بداند که در روز ورودش، بهار می آید و خورشید در حیاط مدرسه می شکفد؛ خورشیدی دوباره برای فردایی که نوید تعالی و شکفتن است.

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    نفیسه محمدی


    ویرایش توسط نیایش : ۱۳۹۱/۰۶/۳۰ در ساعت ۲۳:۱۸

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    خاطرات شیرین


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    دوباره آمده ام تا سر بگذارم بر شانه های دفترم و با درخت ها و گنجشک ها به خواب بروم.

    آمده ام تا دفترم را از هر چه که برای بزرگ بودن لازم است، پر کنم.
    چه ساعاتی که زنگ انشایم پر می شد از کلماتی به رنگ توصیف و استعاره های کودکانه!


    «مهر» دوباره با سبدی از تازه ها و تبسم ها آمده است تا دست های کودکانه ام را بگیرد
    و پله پله به بالاها، نزدیک کند.



    مهر، از کوچه های گرم تابستان خودش را کنده است و به مدرسه رسانده است تا زنگ شروع دانایی را به صدا درآورد و برگ های زرد درختان را روی جدول ها و کاشی ها بریزد و این خود، یکی از درس های ما شود.



    دوباره کتاب ها، سر بر شانه کیف ها می گذارند و کیف ها، از داستان ها و پندها و شعرها و معادله ها و جمع و تقسیم ها پر می شوند.

    صبح است و دست های گرم پدر، اشتیاق کودکانه ام را تا مدرسه بدرقه می کند و بوسه گرم مادر، در صورت خاطراتم گل می اندازد.



    پیچک های همیشه عاشق، از بازوان دیوار مدرسه بالا رفته اند تا از گوشه پنجره های کلاس، بر کلمات و واژه ها سرک بکشند.

    گچ های سفید و قرمز و سبز و آبی، بلند می شوند و بهار علم را با شکل گلستانی پر از گل های رنگارنگ نقاشی می کنند.



    دست هایم را می بویم؛ هنوز هم بوی دفتر کاهی مشق را می دهد. هنوز هم بوی لبخند معلمم را می دهد که در اولین روز مدرسه به کلاس پاشید و ما برداشتیم و در دفتر خاطرات مان گذاشتیم.


    زنگ مدرسه به صدا درمی آید و صدایی در من، مرا فریاد می زند که یک بار دیگر، هفت ساله شوم و دفتر و کتابم را بردارم و بروم سر کلاس بنشینم تا خاطرات شیرین گشایش مدرسه ها را دوباره مرور کنم.


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀



    ابراهیم قبله آرباطان



  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    آقا اجازه


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


    روز بازگشایی پنجره های آبی به سمت افق دریاهاست. روز شروع دیر رسیدن و اضطراب و تلاش برای به دست آوردن کارت های صدآفرین و مشق هایی که هر شب نوشته می شوند و هر روز خط می خورند.



    کسالت روزهای تابستان را در اتفاقی ساده فراموش می کنم؛ وقتی چشم هایی را می بینم که طراوت و شادی را در آغاز فصل مهر و مدرسه بشارت می دهند.

    تمام تخته سیاه های منتظر، سپید می شوند و دیوارهای بی اتفاق سفید، سیاه!



    شهر، با کوچه هایش از خواب برمی خیزد، خمیازه می کشد و حیاتی تازه در رگ هایش جاری می شود.
    ورق های کتاب ها، در حاشیه سپید خود، جایی برای حرف های نگفته دارند که با نقاشی ها، خاطره می شوند.



    زنگ های تفریح، در خاطراتم به صدا درمی آیند تا کودکی هایم را از انقباض سرد دقایق،
    به حیاط شلوغ مدرسه ببرند؛

    تا دوباره به گل ها لبخند بزنم و سعی کنم عطر معلم را در ریه هایم به خاطر بیاورم.


    آقا اجازه! باز هم مرا سر کلاست راه می دهی؟


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀
    میثم حمیدی



  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    4,747
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    41
    صلوات
    26912



    دعا/ نیایش

    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    بارالها! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامانْ بازار دنیا. به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو!

    اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست، از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم.
    یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی.

    یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست.
    کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد. بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم.

    در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش
    و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن.
    به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!


    ❀◕ ‿ ◕❀ فصل شکوفایی ❀◕ ‿ ◕❀

    منصوره نرگسی


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود