صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مصاحبه با فرشتگان بزرگ ( جبرییل ، میکاییل ، عزراییل ، اسرافیل )

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742

    مطلب مصاحبه با فرشتگان بزرگ ( جبرییل ، میکاییل ، عزراییل ، اسرافیل )





    مؤلف: اصغر بهمنی
    ناشر: انتشارات سعید نوین

    پیشگفتار

    از زمانی که اولین فعالیت خود را برای جمع آوری این مجموعه آغاز کردم، چندین سال می گذرد.هر تابستان مقداری از کار پیش می رفت تا اینکه سال 1381 کار به اتمام رسید هر چند چاپ و نشر آن تا کنون به تعویق افتاده است.

    هدف از تنظیم این مجموعه در ابتداد نشان دادن عظمت خداوند می باشد و پس از آن با ایجاد ارتباط بین فرشتگان و معصومین(علیهم السلام) مقام و منزلت آن چراغهای هدایت را بیش از پیش نمایان سازیم.

    مجموع روایات، آیات و نکاتی که برای تنظیم این کتاب یادداشت شده است به تفکیک موضوعات به قرار زیر است.

    شناخت ملائکه:39 مورد
    جبرییل:155 مورد
    میکاییل:50 مورد
    عزراییل:76 مورد
    اسرافیل: 39 مورد.

    هر چند در مجموع 359 مورد، قابل استفاده بود اما نزدیک به دو برابر این عدد، از احادیث و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

    در پایان باید متذکر شوم که اینجانب معتقد به شیوه های جدید و جذاب برای انتقال مفاهیم تربیتی و دینی هستم که بر این مبنا شیوه خبرنگاری(پرسش و پاسخ) را بر گزیدم و اگر توفیق الهی یار باشد که تاکنون بوده، به این روش برای موضوعات دیگر ادامه خواهم داد.

    اصغر بهمنی-پاییز 1383

    ‏****

    بعنوان مقدمه: شناختی از ملائکه(فرشته ها)

    خلقت فرشتگان:
    در کنار مخلوقات خداوند همچون جمادات،نباتات، حیوانات،نسناس،اجنه و انسان به موجودات عجیب و شگفت انگیزی بر می خوریم که چشم ما از دیدن و درک آنها محروم است، آنها را ملائکه(در عربی) یا فرشتگان می نامند.
    آنها از نور خلق شده اند و جایگاهشان آسمانهای هفتگانه است. آنها شنوا و بینا و دارای تیزی عقل و سرعت فهم فوق العاده ای هستند در یک تصویر کلی باید گفت که آنها در شکلهای گوناگه و به صورت بالدار خلق شده اند چناچه جبرئیل که از بزرگان این موجودات است، 600 بال برای او معرفی کرده اند بگونه ای که آسمانها و زمین از وجودش پر می شود اما بهتر است که متذکر شویم که پر و بال به معنی مادی آن نیست بلکه کنایه از قدرت و تحرک است.

    در مورد عظمت ظاهری آنها باید به فرمایش امیرالمؤمنین توجه کنیم که فرمود: برخی از آنها قدم هایشان در زیر زمین گردنشان از آسمانها گذشته است و اعضایشان از جهان بیرون رفته و دوشهاشان موافق پایه های عرش الهی است.



    به نظر من که مطالب جالبی هست از دست ندهید
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    احوال فرشتگان:
    عده ای که جن را مبدأ شر و بدبختی و فرشته را باعث خیر و خوشی می دانستند، به امید اینکه خیرات زیادی را به سوی خود سرازیر کنند، به پرستش فرشتگان روی آوردند همچون مجوسیان.
    اما روز قیامت وقتی از فرشتگان سؤال می شود که آیا شما راضی به پرستیده شدن بودید یا خیر؟
    در جواب گویند:هرگز.
    در این حال گروهی هم از مشرکان، ملائکه را دختران خدا می دانستند ملائکه از عذاب خدا ترسی ندارند چرا که اهل گناه نیستند اما از خود خدا می ترسند. زیرا وقتی مقام خدا را می بینند، ضعف و کوچکی خود را احساس می کنند این در حالی است که گروهی از آنها فقط در حال سجده و گروهی در رکوع و گروهی در صف ایستاده و برخی دیگر تسبیح گوی خداوند هستند آنها اهل خوردن و آشامیدن و نکاح و زاد و ولد نیستند و تنها به نسیم عرش الهی و همراه با امید به رحمت و ترس از خدا، زندگی می کنند با اینکه در میان آنها کوچیکترین تعارض، کینه و دشمنی وجود ندارد اما نسبت به دشمنان خدا دشمنی سخت دارند که نمونه آن حضور ملائکه در جنگهای بدر، احزاب، حنین و بسیاری از درگیریهای زمان رسول خدا(ص) می باشد و قبل از آن نابودی اعجاب برانگیز قوم لوط است که توسط فرشتگان صورت گرفت.

    تعداد فرشتگان:

    ملائکه بسیارند اما برای درک این زیادت بهتر است ببینیم عالم آل محمد(ص) چه می فرماید.
    امام صادق (ع) می فرماید:تعداد آنها از ذرات خاکهای زمین بیشتر است و جایی در آسمانها نیست که با فرشته پر نشده باشد، آنها مشغول تسبیح خداوند هستند و اگر به حدیث دیگری از همان بزرگوار توجه کنیم که فرمود:هر شبانه روز هفتاد هزار فرشته به زمین آمده و پیرامون کعبه طواف کرده آنگاه نزد من(امام وقت) می آیند و به آسمانها میروند و هرگز بر نمی گردند بسیاری آنها روشنتر می گردد.

    با این حال در قرآن تنها نام چند فرشته آمده است یعنی جبرئیل، میکاییل ، هاروت و ماروت.
    و برخی را با ذکر صفت یاد کرده است مانند: ملک الموت، کرام الکاتبین، رقیب، عتید و ...

    اما با نگاهی به احادیث معصومین( علیهم السلام) به نامهای دیگری از ملائکه برخورد می کنیم از جمله: رضوان، اسماعیل، دردائیل، کوکیائیل ، کروبیل و ...

    ادامه دارد....
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    درجات و وظایف:

    فرشتگان دارای اقسام و مراتب گوناگونی هستند به طوری که برخی رتبه بالا و برخی پایین تر داشته و دستورات الهی را بهم ابلاغ می کنند.
    چهار فرشته به عنوان نزدیکان درگاه الهی و رؤسای فرشتگان و شناخته شده اند یعنی:جبرییل، میکاییل و اسرافیل و عزراییل . و جبرییل از بقیه برتر است. جبرییل و میکاییل و اسرافیل از یک تسبیح خلق شده اند.

    در یک نگاه کلی وظیفه ملائکه به عنوان واسطه هایی بین خدا و عالم مشهود، تدبیر و چرخش امور عالم است آن هم فقط به دستور خداوند، لذا روز قیامت که اسبابی در کار نیست آنها نزد خدا بر می گردند و در عرش الهی به صف می ایستند به طور کلی اصناف ملائکه و وظایف آنها را می توان چنین بیان داشت:
    1‏.گروهی حامل عرش هستند که 8 نفرند.(حاقه 17)

    ‏2. گروهی مبلغ وحی و پیام الهی هستند.(نحل 2)

    ‏3.گروهی مراقب اعمال بشرند.(انفطار 10 تا 13)

    ‏4.گروهی گیرندگان روح از بدن هستند.(اعراف 37)

    ‏5.گروهی حافظان انسان از خطرات و حوادثند.(انعام 61)

    ‏6.گروهی مأمور عذاب و مجازات انسانهای سرکش اند.(هود 77)

    ‏7.گروهی مؤمنان را در جنگ یاری می کنند.(احزاب 9)

    ‏8.گروهی همراه نزولات آسمانی فرود می آیند.(صحفیه سجادیه دعای سوم)

    ‏9.گروهی ابرها را جابجا می کنند.(صحفیه سجادیه دعای سوم)

    ‏10.گروهی بر کوهها مستقرند تا از هم نپاشند.(صحفیه سجادیه دعای سوم)

    ‏11.گروهی پرسش قبر می کنند.(نکیر و منکر و رومان)

    ‏12.گروهی مالک دوزخند.(مدثر 30)(19 فرشته یا 19 گروه از فرشتگان)

    ‏13.گروهی کلید دار بهشت هستند.(رضوان رئیس آنهاست)(صحفیه سجادیه دعای سوم)

    ‏14.گروهی در هوا، زمین و آب مأمور وظایف خود هستند.(صحفیه سجادیه دعای سوم)

    مقام فرشتگان:

    در مقام و منزلت آنها همین بس که ایمان به فرشتگان در ردیف ایمان به خدا و نبوت و کتب آسمانی قرار گرفته و بعید نیست که در قیامت بتوانند در زمره شفاعت کنندگان قرار گیرند. آنها بندگان گرامی شده خدا هستند و هرگز مرتکب گناه نمی شوند خداوند در چند جای قرآن[ صافات1_ مرسلات1 تا 6_ نازعات 1 تا 5] به فرشتگان سوگند یاد کرده است.
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    ارتباط فرشتگان:

    شک نیست که واقعیت ملائکه از درک بشر خارج است اما آنها می توانند به شکل بشر در آیند که آشکارترین نمونه های آن عبارت است از: زمانی که فرشتگان عذاب به صورت جوان زیبایی بر مریم آشکار شد. زمانی که فرشتگان عذاب به صورت انسانی به میهمانی لوط و ابراهیم رفتند و یا روزگاری که دو فرشته الهی یعنی هاروت و ماروت به شکل آدمی به تعلیم مردم بابل پرداختند. پیامبران از مصاحبت با فرشتگان برخوردار بودند اما انسانهای معمولی پس از مرگ توانایی دیدن آنها را پیدا می کنند.

    علی(ع) می فرماید:وقتی رسول خدا جان داد،ملائکه مرا در غسل آن حضرت یاری می کردند،گروهی بالا می رفتند و گروهی پایین می آمدند و زمزمه نمازشان را می شنیدم.

    اما توجه ملائکه به مردم قابل ملاحظه است چرا که آنها برای مومنین طلب استغفار می کنند به این صورت که از خدا می خواهند که برای اهل زمین دینی بفرستد تا مردم دیندار شوند و در سایه احکام نورانی دین، آمرزیده شوند و این همان سعادت بشر است.

    ‏****
    جبرییل

    خدمت خوانندگان محترم پس از سلام عرض می کنم که همینک در خدمت رئیس ملائکه جناب حضرت جبرئیل هستیم تا مصاحبه ای با آن حضرت داشته باشیم.

    ‏****
    ‏-با تشکر از اینکه وقت گرانبهای خودتان را در اختیار ما قرار دادید، لطفا خودتان را برای خوانندگان ما کاملا معرفی کنید.

    ‏-من جبرئیل یا جبرائیل هستم به معنی عبدالله یا عبدالرحمن یا عبدالعزیز که سه بار در قرآن این نام آمده است(بقره ۹۸و ۹۷_تحریم ۴۰) دیگر اسمها و لقبهایی که برای من بیان شده عبارتنداز:<<روح القدس>> که در آیه ۱۰۲ نحل آمده، <<روح الامین>> که در آیه ۱۹۱ شعرا آمده است و همچنین<<امین الوحی>>، <<ناموس اکبر>>و<<شدید القوی>>.خداوند پنج صفت را برای من بیان داشته:ذی قوه(صاحب قدرت)،کریم(با ارزش)،مکین(صاحب بزرگی)،مطاع(اطاعت شونده)و امین(امانتدار در ابلاغ وحی الهی).اگر تعریف از خود نباشد ا فضل ملائکه می باشم با این حال من و میکائیل و اسرافیل از یک تسبیح آفریده شده ایم.
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    -چون خوانندگان ما انسان هستند دوست دارند شما به گونه ای خود را معرفی کنید که قابل درک برای آنها باشد،اگر ممکن است این درخواست را قبول فرمایید.
    ‏-همانطور که می دانید من فرشته ام و خلقت من با بشر کاملا متفاوت است اما می توانم رمزهایی بیان کنم که برای شما خسته کننده نباشد و نوعی عظمت من را هم نشان دهد.اول: اینکه قد و اندازه من در میان فرشتگان متوسط به نظر می رسد.
    دوم:24 بال سبز و مشبک اصلی دارم که به در و یاقوت آراسته است و در مجموع 600بال دارم که حاکی از قدرت و فعالیت من است.
    سوم:بین دو شانه من 500سال راه است.
    چهارم:طعامم تسبیح و نوشیدنی ام تهلیل است.
    پنجم:لباسیایم رحمت و کرامت الهی است.
    ششم:نور من در میان ملائکه مانند نور روز در شب است.
    ‏-از وظیفه خود برایمان بگویید.
    ‏-کار اصلی من پیام رساندن به پیامبران است،یعنی وحی،خصوصا پیامبر خاتم حضرت محمد(ص)و البته نسبت به پیامبران،سمت کمک رسانی و مشاوره هم داشتم چنانچه به آدم، زراعت و هجی کردن حروف و نحوه استفاده از آهن و مناسک حج را آموختم و به حضرت نوح کشتی سازی و به داود صنعت زره سازی یاد دادم.ابراهیم را از آتش نجات دادم و حضرت موسی را در مبارزه با فرعون کمک کردم،همین طور فرعون و سربازانش را در دریا غرق کردم.به ذکریا بشارت یحیی دادم و با دمیدن به مریم،عیسی را به او عطا کردم که همه اینها مو به مو فرمان الهی بود و من فقط واسطه بودم.
    ‏-برای رساندی وحی چگونه با پیامبران ارتباط برقرار می کردید؟
    ‏-رسولان الهی هنگام وحی وجود من را لمس و درک می کردند اما دیگر پیامبران در خواب،پیام خدا را از من دریافت می کردند.لازم می دانم بگویم پر افتخارترین مرحله وظیفه من نازل کردن قرآن بر قلب پیامبر اسلام بود که ابتدا از خود پیامبر اجازه می گرفتم و برای وحی قرآن همواره چهار فرشته همراه من بودند که آیات الهی را حفظ کنند.
    ‏-صحبت از پیامبران شدند،لطفا از رابطه خود با پیامبران برایمان بگویید.
    ‏-در مورد پیامبر اسلام که رابطه بی نظیری با هم داشتیم باید بگویم که دوستانه ترین رابطه را داشتیم چنانچه آن حضرت بارها جلو مردم مرا دوست خود خوانده است.مهمترین دلیل رابطه من با پیامبران رساندن وحی الهی به آنها بود اما این تمام کار نبود.
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    -من وظایف دیگری داشتم که باعث رابطه با آن بزرگواران می شد،مثلا در مورد حضرت آدم، به دلیل ناله زمین من نتوانستم طینت او را از زمین جدا کنم و سرانجام برادرم عزرائیل این کار را کرد.
    زراعت و الفبای حروف و مناسک حج را به او آموختم و اصولا مراسم حج را پس از آن که خدا اراده فرمود توبه آدم را بپذیرد به او آموزش دادم،لذا مرا فرستاد تا یک یک اعمال حج را به او بیاموزم;حتی در مراسم حج سر او را خودم تراشیدم هر گاه غم وغصه دار می شد او را دلداری می دادم در ازدواج او با حوا، من عقد آنها را خواندم وقتی هم آن حضرت مرد،نحوه غسل کردن و کفن کردن و دفن کردن را به فرزندش حضرت شیث یاد دادم و ملائکه بر او نماز خواندند.خبر پیامبری اشموئیل را من دادم. حضرت ابراهیم را به فرمان الهی از آتش نجات دادم و از جانب خدا به او پسرش اسماعیل دستور حج را رساندم و اعمال حج را آموختم;فراموش نشد که من ابراهیم و هاجر را به سرزمین مکه راهنمایی کردم و بعدها چشمه آب را از زیر پای اسماعیل جاری ساختم.وقتی قوم حضرت موسی به خاطر نافرمانی شان به دستور خدا همدیگر را می کشتند،دستور بخشش خداوند را به موسی رساندم تا یکدیگر را نکشند.عصای موسی را بنده از بهشت آوردم و به او تقدیم کردم همانطور هم که قبلا گفتم آن حضرت را در مبارزه با فرعون و غرق کردن دشمنانش یاری کردم.یک وقتی هم پیش یوسف بودم و به او تذکر دادم که زیبایی بی مثال تو از آن خداست و او هم خدا را سپاس کرد و او خبر دادم که نبوت از نسل او ادامه نخواهد یافت.
    هنگامی که آن حضرت زندان بود به او گفتم خدا را به حق محمد و اهل بیتش قسم بده تا آزاد شوی و او هم از این امر استقبال کرد. زره سازی را به داود آموختم و بشارت یحیی را به زکریا دادم و به امر حق تعالی در مریم دمیدم تا حضرت عیسی را حامل گردید. در مورد حضرت عیسی نیز بگویم که یکبار ابلیس به صورت پیرمردی در برابر او آشکار شد و قصد آزار او را داشت که با بال خود او را تنبیه کرده و از آنجا راندم.در هر حال من ماجراهای بسیاری با پیامبران داشته ام.
    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    -سخن از حضرت مریم شد.قضیه شما با آن بانوی پاک چه بود که در قرآن هم از آن یاد شده؟
    -داستان به آنجا بر می گردد که مریم روزی برای شستشوی خود به کناری رفته و پرده ای زده بود در این هنگام من به صورت جوان زیبایی بر او ظاهر شدم،آن خانم از دیدن من بسیار تعجب کرد و از من به خدا پناه برد،بلافاصله به او گفتم من فرستاده پروردگار تو هستم و آمده ام که فرزند پاکیزه ای به تو عطا کنم.او گفت:کسی با من در ارتباط نبوده حالا چگونه می توانم بچه دار شوم.گفتم:این کار برای پروردگار آسان است و خداوند می خواهد فرزند تو را نشانه اعجاز و رحمت خداوند قرار دهد.سرانجام به فرمان خداوند در او دمیدم و مدتی بعد او حضرت عیسی علیه السلام را به دنیا آورد و من آن فرزند پاک و زیبا را در بال خود خود پیچیدم و به آسمان بردم و سپس به مادرش برگرداندم.
    -خوب حالا فرصتی است که از ارتباط خود با پیامبر خاتم محمد مصطفی(ص) سخن بگویید.
    -من با همه پیامبران در ارتباط بوده ام اما به محمد(ص) و اهل بیتش افتخار می کنم به خصوص که آن حضرت مرا از خودش می خواند.با آن حضرت دوستانه ترین رابطه را داشتم چنانچه بارها جلو مردم مرا دوست خود خوانده بود و اصلا ما برادر هم بودیم هر چند او از من برتر بود؛البته این رابطه به قدری عمیق بود که قبل از نبوتش هم در خواب او می رفتم و با هم صحبت می کردیم. وقتی آن حضرت بدنیا آمد،میکائیل آب می ریخت من او را می شستم،سپس ملائکه هفت آسمان برای عرض سلام،گروه گروه حاضر شدند و من مواظب بودم ابلیس وارد آن محدوده نشود.شب میلاد آن حضرت به دستور خداوند چهار علم را از بهشت اوردم که روی هر یک جملاتی از یگانگی خدا و شهادت به بعثت محمد(ص) نقش بسته بود و آن ها را روی چهار نقطه زمین یعنی کوه قاف،کوه ابی قیس،سطح بیت الله الحرام(در مسجد الحرام )و بیت المقدس نصب کردم؛آن شب به اهل آسمان و زمین مژده میلاد دادم.
    و اما هنگام ازدواج ان حضرت با خدیجه،اینجانب با دیگر فرشتگان مقرب الهی حضور داشتیم.برخورد رسمی و جدی من با او در آغاز بعثت در غار حرا بود که با لوحی از قرآن بر او ظاهر شدم و گفتم:بخوان،فرمود:نمی توانم؛او را فشردم و گفتم بخوان،باز فرمود نمی توانم،تا سه بار او را سخت فشرذم تا اینکه خواندن آموخت و توانست بخواند آنگاه به او گفتم:ای محمد!تو رسول خدایی و من پیک او،جبرائیل هستم پس از نبوت آن حضرت،افتخار داشتم که آیات الهی را بر قلب او نازل کنم و در این کار ارز او اجازه می گرفتم.البته گاهی هم وحی مستقیما از جانب خدا بر آن حضرت نازل میشد که بخاطر سنگینی و عظمت این امر،باعث میشد که به آن حضرت حالت غشوه و لرزه دست دهد.
    -از حضورتان هنگام وفات رسئل گرامی اسلام بفرمایید.
    -هنگام احتضار آن رسول خدا(ص) ،ان حضرت منتظر من بود،وقتی پیش آن حضرت آمده ام فرمود:چرا در این لحظات مرا تنها گذاشتی؟ و من گفتم که همه می میرند و آنگاه مرا نزد خود فراخواند و برادرم عزرائیل ،جان عزیز آن حضرت را گرفت؛حنوط آن حضرت را از بهشت آوردم و در حالیکه علی علیه السلام آب می ریخت من بدن رسول الله را می چرخاندم و البته سیل جمعیت فرشتگان در حال رفت و آمد و نماز بودند سپس به عنوان اولین کس،بر آن حضرت نماز خواندم.در هر صورت دوستی ما زبان اهل آسمانها بود و سعی می کردم به هر مناسبتی خدمت او شرفیاب شوم،مثلا وقتی فرزندش ابراهیم بدنیا آمد خدمتش رسیدم و تبریک عرض کردم.در مواقع خطر نیز مواظب او بودم چنانچه در عقبه 14 نفر را لو دادم که در کمیت آن حضرت نشسته بودند تا با رم دادن شتر سواری آن حضرت،او را به قتل برسانند.

    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    _در قرآن از معراج پیامبر یاد شده است.ظاهرا شما یار و یاور اصلی آن حضرت بودید؛در این مورد اگر توضیحی هست بفرمایید.
    _صعود پیامبر اسلام به آسمانها به نام معراج از مسائلی است که درک آن برای بشری که محدود است مشکل است اما واقعیتی است که قابل انکار نیست.پیامبر اسلام قبل از هجرت به مدینه به آسمانها عروج کرد که من به طور کلی به آن اشاره می کنم.شبی به اتفاق اسرافیل و میکائیل مرکبی بنام براق((گویا حیوانی بود سفید و دراز،بزرگتر از قاطر که هر گامش به اندازه ای بود که چشم می دید)) را آماده کردیم و از آن حضرت خواستیم سوار آن شود تا از مکه به بیت المقدس برویم.من وآن حضرت به بیت المقدس رسیدیم.در آنجا ارواح همه انبیا با او ملاقات و پشت سرش به نماز ایستادند؛نماز تمام شد وما می بایستی به آسمانهای هفتگانه می رفتیم تا نشانه ها و قدرت اعجاز برانگیز خداوند را ببیند.به اسمان دنیا(اول) رفتیم و ملائکه بی شماری خدمت آن حضرت رسیده و سلام کردند.به آسمان دوم رفتیم و حضرت عیسی را ملاقات کرد و در آسمان سوم یوسف را و در آسمان چهارم ادریس پیامبر را و در آسمان پنجم هارون را و در آسمان ششم موسی را و در آسمان هفتم،ابراهیم را ملاقات کرد سپس در آسمان هفتم وارد بیت المعمور((بیت المعمور مسجدی در اسمان،در موازات کعبه که احترام آن درآسمان،همانند احترام کعبه روی زمین است و هر روز هفتاد هزار ملک در آن نماز می خوانند.برخی روایات بیت المعمور را در آسمان چهارم مستقر می دانند.)) شدیم و حضرت نماز خواند.از آسمان هفتم هم گذشتیم تا به اعلی علیین و درخت سدرة المنتهی رسیدیم و از این به بعد من نمی توانستم بالاتر بروم اما به آن حضرت گفتم که تو به راهت ادامه ده چرا که نزد خدا مقربتر هستی،آن حضرت بقدری بالا رفت که با خداوند مکالمه کرد و پس از آن به مکه بازگشت.تمام این وقایع در یک شب اتفاق افتاد و حضرت در اینسفر،بهشت و دوزخ و اوضاع و احوال مردمان و بسیاری از عجایب خلقت را مشاهده کرد.
    _فرمودید نام مرکب پیامبر در ابتدای معراج ((براق)) بود،اصولا شما هم صاحب مرکبی هستید؟
    _بله،نام آن ((حیزوم))است اما به معنی مرکبی نیست که شما تصور می کنید.
    _اگر موافقید برگردیم به مسائل وحی؛مراحلی که یک وحی باید طی کند تا به پیامبران ابلاغ شود چیست؟
    _تمام خواسته های الهی به ((قلم)) منتقل می شود و قلم آنها بر(( لوح)) جاری می کند . ((اسرافیل)) با توجه به آن لوح،پیامها را به ((میکائیل)) رسانده و او هم به من و من هم به پیامبران ابلاغ می کنم و در این مسیر اگر بگویید کوچکترین انحراف و اشتباهی رخ می دهد،نمی دهد.
    _از وحی آیات قرآن که بگذریم،مسلما شما پیامها و وظایف دیگری را به پیامبر اسلام(ص) رسانده اید،این طور نیست؟
    _بله.
    _لطف بفرمایید در خصوص این پیامها و نکته ها توضیحی ارائه بفرمایید.
    _البته ابلاغ این پیاهما برای همه پیامبران بوده اما در مورد پیامبر اسلام(ص) از ویژگی مخصوص برخوردار است.مثلا دستور مسواک زدن را من بهیامبر رساندم،وقتی یک یهودی بر ضد پیامبر،سحر و جادو کرد به آن حضرت خبر دادمو حضرت هم علی علیه السلام را فرستاد و نشانه های جادو را از مکان آورد و باطل ساخت و بعد از همین قضیه بود که سوره های فلق و ناس نازل شد.یک سری از دعاها و ذکرها را به حضرت آموختم از آن جمله است پنج کلمه پر محتوا که عبارتند از:یا رب الاولین و الاخرین_یا ذوالقوۀ المتین_یا راحم المساکین_یا ارحم الراحمین. وضو و نماز را به ایشان یاد دادم از بهشت میوه ای آوردم تا حضرت بخورد و مقدمات تولد فاطمه(س)فراهم شود وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد خبر آن را در همان لحظه به حضرت دادم چنانکه به ایشان خبر دادم که مردم پس از تو به علی علیه السلام جفا می کنند و خدا هم برای آنها عذابی در نظر گرفته است.پس از نازل شدن سوره برائت،به پیامبر گوشزد کردم که ایت آیات را یا خودت یا مردی از خودت به مکه ببرد و تلاوت کند وقتی یک یهودی از قوم بنی نضیر می خواست با پرتاب سنگ از بالا او را بکشد،حضرت را با خبر کردم.شمشیر ذوالفقار علی را من از آسمان به زمین آورده و به پیامبر دادم که به علی علیه السلام بدهد همچنین خبر قتل امام حسین علیه السلام را که در آینده توسط امتش اتفاق می افتاد به حضرت دادم که ناراحت شد اما وقتی گفتم امامت از نسل حسین غلیه السلام ادامه خواهد یافت راضی شد.این را هم اضافه کنم که شب اول ماه مبارک من و شش فرشته بزرگ خداوند پیام رحمت خداوند را برای روزه داران می آوریم.این نکته مهم را هم فراموش نکنم که یک روز وقتی پیامبر دو رکعت نماز ظهرش را خوانده بود،بازوهایش را گرفتم و از قبله قبلی یعنی ((بیت المقدس))،رویش را به طرف((مکه))چرخاندم و از آن به بعد کعبه در مکه،قبله مسلمانان شد.

    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  17. صلوات ها 11


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    _از ارتباط صمیمی خود با پیامبر خاتم و دیگر پیامبران صحبت فرمودید؛اگر ممکن است بفرمایید با امامان معصوم علیهم السلام چه نوع رابطه ای داشته اید؟
    _زمانی بود که من و برادرم اسرافیل،به طور دوستانه خود را برتر از دیگری می دانستیم تا اینکه خداوند وحی کرد که محمد ئ اهل بیتش افضل وبرترند و در اینجا بود که آرزو کردم خدمت گذار این خاندان باشم و شدم البته قبل از این نیز نور این خاندان را در عرش الهی دیده بودم و چنین تقاضایی کرده بودم علاقه من به این خاندان بر کسی پوشیده نیست چنانکه وقتی پیامبر و علی و فاطمه و حسن وحسین علیهم السلام زیر عبای پیامبر قرار گرفتند،من هم اجازه ی ورود خواستم و پیامبر رحمت،به من هم اجازه دادند جز آنها باشم.
    حقیقتا من با اینکه پیام آور همه ی انبیا بوده ام اما افتخار می کنم به رابطه ای که با این خاندان دارم.بر اساس همین علاقه بود که پس از وفات پیامبر اسلام بر خود لازم دیدم،اها بیت پیامبر را دلداری دهم هر چند نامحرمان به این امر آگاه نبودند.
    ذر مورد علی علیه السلام باید بگویم اولین بار من به او لقب ((امیر المومنین)) دادم؛وقتی پیامبر(ص)این حرف را از من شنید فرمود:از کجا این لقب را آوردی؟ گفتم:هنگام جنگ بدر خداوند به من فرمود که به تو بگویم که به امیر امومنین چنین و چنان دستور دهی و از آن به بعد،اهل آسمان علی را امیر المومنین می گویند.
    در جنگ احد وقتی نیز آن همه دلاوری و وفاداری را ار آن حضرت دیدم فریاد زدم:لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی.در همین جنگ بود که پیامبر هم از این همه وفاداری علی علیه السلام به وجد آمده بود و خطاب به من فرمود:علی از من است. بنده هم آن را تکمیل کردم و گفتم:من هم از شما دو نفر هستم.در جنگ خیبر هم به یاری آن حضرت شتافتم.
    ولایت علی علیه السلام را از جانب خدا در منی به پیامبر ابلاغ کردم.هنگام ازدواج آن حضرت با فاطمه(س) من و میکائیل در آسمانها،شاهد بر این ازدواج شدیم،اما لحظات سخت این ارتباط زمانی بود که حضرت در مسجد کوفه ضربت خورد و من در آن سحرگاه فریاد زدم:تهدمت والله ارکان الهدی و انطسمت والله نجوم السما و اعلام التقی؛و در تشییع جنازه ی آن حضرت شرکت کردم؛حتما شنیده اید جلو تابوت،خودش حرکت می کرد، آری من و میکائیل جلودار تابوت بودییم.
    _آیا از نزدیک هم با هم ملاقات داشته اید.
    _ملاقاتهای بوده اما در زمان پیامبر اسلام وقتبپی با ایشان ملاقات می کردم،غالبا مرا نمی شناختند چنانچه دعای روز شنبه را من به ایشان یاد دادم و بعدا پیامبر به حضرت علی علیه السلام گفته بود که یاد دهنده این دعا جبرئیل بوده است.البته شده بود که ایشان صدای مرا بشنوند اما مرا نبینند اما در زمان امامت آن حضرت،رابطه ما نزدیکتر بود،یادم می آید روزی در مسجد وقتی حضرت فرمود:من به راههای آسمان آشناتر از راههای زمین ام،من به صورت ناشناس گفتم:پس گو الان جبرئیل کجاست؟ و او پس از توجه ای به اطراف به من گفت:تو هستی.
    _رابطه شما با آن حضرت به قدری است که صحبت را به درازا می کشاند؛اگر عنایت فرمایید به سراغ بقیه معصومین علیهم السلام برویم.
    _بله البته،هر سال در شب قدر من به اتفاق فرشته های بسیار زیادی به زمین می آییم و با خود رحمت و مغفرت و سلام الهی را برای مومنین به همراه می آوریم،ما آن شب مهمان حجت خدا بر روی زمین هستیم،زمان حیات پیامبر خدا خدمت ایشان بودیم و پس از آن نیز در زمان هر یک از امامان،خدمت آنها رسیده ایم و گرد آنها طواف کرده ایم اما لازم است در خصوص چند تن از معصومین علیهم السلام تذکرهایی را داشته باشم.
    _بفرمایید استفاده می کنیم.
    _پس از وفات رسول خدا وقتی که فاطمه(س) محزون بود خدمت ایشان می رسیدم و اخبار آینده را به او می دادم لذا او را ((محدثه))هم می گویند،یعنی کسی که با فرشتگان صحبت کرده است.البته ما فرشتگان در برخی کارهای خانه مثل چرخاندن آسیاب و تکان دادن گهواره، آن حضرت را یاری می کردیم.
    نام امام حسین را من از جانب حق آوردم که ابتدا((شبر)) بود که عربی آن حسین می شود.هنگام قیام آن حضرت خواستیم یاری اش کنم اما اما اجازه نداد و هنگام شهادتش در کربلا فریاد عزاداری سر دادم در حالیکه مردم مرا به شکل ناشناس می دیدند،آن لحظه پیامبر را هم نالان دیدم.
    علاقه ما به آن حضرت به قدری است که من و میکائیل هر شب به زیارتش می رویم و حتی زیارت کنندگان آن حضرت را هم تا منزلشان مشایعت می کنیم.
    اما در مورد امام زمان(عج) هم نکته ای را بگویم:قبلا گفتم شبهای قدر،ما میهمان حجت خدا بر روی زمین هستیم،و امروز که مهدی موعود حجت خداست، من به اتفاق خیل عظیم ملائک،خدمت آن حضرت می رسیم و این از افتخارات ما محسوب می شود.اما اگر بخواهیم نگاهی هم به زمان ظهورش داشته باشیم باید بگویم به فرمان الهی در ((خسف بیدا))هنگام ظهورش، وظایفی دارم که انجام خواهم داد من اولین کس هستم که با آن حضرت بیعت خواهم کرد و سپس بقیه ی ملائکه بیعت خواهند کرد.آنگاه من از جلو و اسرافیل از پشت سر حضرت حرکت خواهیم کرد برای حمایت از آن حضرت.حتما شنیده ای در زمان ظهور آن حضرت،در ماه مبارک رمضان صیحه ای آسمانی شنیده می شود،که این فریاد رسا و بلند را من بوجود خواهم آورد.

    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    نوزاد و مرگ....
    نوشته
    385
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1742



    حالا توجهی می کنیم به مومنین.رابطه و علاقه شما نسبت به بندگان خدا چقدر است؟
    _اصولا من وامثال من به دلهای پاک توجه بیشتری داریم،برای جواب دادن به سوال شما من باید به چند نمونه اشاره کنم و بس.قبلا گفته بودم در شبهای قدر من و گروه بسیاری از فرشتگان به زمین فرود می اییم و برای مومنین درود و سلام الهی را به همراه داریم یه اضافه شب اول ماه مبارک که بنده به اتفاق شش فرشنه دیگر پیام رحمت و مغفرت الهی را برای روزه داران مژده می آوریم.
    اما از اینها که بگذریم،حساسترین مرحله ای که من می توانم به درد مومنین بخورم وقت احتظار و مرگ است که من حضور دارم و گاهی میکائیل نیز با من است و کمک می کنیم که آن شخص به راحتی دل از خانواده اش ببرد و مرگ را بپذیرد تا کمتر زجر بکشد.
    یکی هم هنگام خارج شدن از قبر است در قیامت که بسیار هولناک است و من به مومنین واقعی کمک می کنم که ترس کمتری را تحمل کنند.این مطلب را هم ناگفته نگذارم که هنگام غربت هاجر و اسماعیل،من به صورت ناشناس به آنجا سر می زدم و به آنها دلداری و کمک می کردم.
    _حال که صحبت از رابطه هاست اکر می شود بفرمایید با کدام یک از فرشتگان رابطه ی نزدیکتر و بهتری دارید.
    _من بیشتر به میکائیل افتخار می کنم و رابطه من با او در میان ملائکه مانند رابطه سلمان و مقداد است در میان اصحاب پیامبر(ص) اصولا چون فرشتگان در خطی هستند که خدا خواسته،هیچ تعارضی با هم ندارند لذا کینه و دشمنی میان آنها نیست.

    شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
    خودمانی بگویم ؛
    به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی …



  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا نگوییم عالم علت ندارد؟
    توسط velayat در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 674
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۹, ۰۹:۰۹
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۲۰:۰۰
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۲۸, ۱۴:۰۷
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۲/۱۷, ۱۲:۴۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود