صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدالت خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    درس ، موسیقی ، شعر ( سهراب )
    نوشته
    70
    حضور
    4 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    400

    عدالت خدا




    سلام.
    آيا عمر كوتاه و بلند انسان ها مغاير عدالت خدا نيست ؟ مثلا يه فردي كه در جواني و در اوج گناه از دنيا ميره شايد اگه فرصت بيشتري داشت ، پشيمون مي شد و توبه مي كرد ... وقتي يكي 80 سال عمر ميكنه قطعا فرصت بيشتري داره براي جبران اشتباهاتي كه در جواني انجام داده ولي وقتي يه جوان از دنيا ميره ... چرا خدا به همه فرصت برابر نمي ده ؟؟؟ اين عدالت نيست !!!


    کارشناس بحث : شعیب

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۳۱ در ساعت ۱۳:۲۵
    زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

    سهراب

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام

    انسان از هنگامی که به سن تکلیف می رسد و موظف به رعایت دستورات الهی می شود مورد امتحان قرار می گیرد تا هنگامی که از این جهان به سرای باقی می شتابد و تمامی کارهای او از کوچک وبزرگ خرد و کلان نوشته شده و مورد محاسبه قرار خواهد گرفت.

    از طرفی مرگ انسان که وابسته به عواملی طبیعی و معنوی است برای انسان نا معلوم بوده انسان مکلف هر لحظه باید امکان این را بدهد که بر اثر عاملی مادی مثل تصادف یا ماوراء الطبیعه مثل رسیدن اجل حتمی حیات دنیایی او پایان یافته و دار تکلیف به دار محاسبه تبدیل شود. و خدای تبارک و تعالی به کسی تضمین نداده که مثلا شما به سن 80 سالگی یا بیشتر برسید. د همین هم باعث می شود که انسان در عمل به وظایف دینی خود تعلل نکرده و اعمال خود را به تعویق نیاندازند.این حکمت خداست که در انسان ها را در انجام تکالیف خود الزام نماید تا انسان ها به سعادت راه یافته و به کمال برسند.

    از طرفی همان طور که اشاره شد مرگ انسان دارای عواملی است که برخی با دست خود اجل خویش را پیش انداخته و باعث مرگ خویش می شوند .مثلا کسی که در رانندگی احتیاط نکرده و خود را در معرض سقوط به دره قرار داده دچار مرگ اخترامی (غیر طبیعی ) شده و می میرد. چه در حضیض گناه وچه دراوج عرفان هر که چنین کند می میرد چه جوان چه پیر .

    خدا خواسته که انسان در دنیا با اسباب و علل زندگی کند و اگر کسی قرار باش در حالت طبیعی 80 سال عمر کند ولی در سن 20سالگی با دست خود خواسته یا ناخواسته ماده سمی را بنوشد بمیرد چرا که مرگ علتی دارد و آن خراب شدن دستگاه های بدن است که با خوردن سم حاصل شده است.
    و گاهی این علل و اسباب معنوی است مثلا گناه عمر انسان را کوتاه می کند یا داریم بی احترامی به پدر و مادر یا قطع رحم عمر را کم می کند

    امام صادق علیه السلام می فرمایند: «من یموت بالذّنوبِ أکثر ممّن یموت بالآجال و من یعیش بالإحسانِ أکثر ممّن یعیشُ بالأعمارِ؛کسانی که به‌واسطه گناهان می میرند، بیشتر از کسانی هستند که با مرگ طبیعی از دنیا می روند و کسانی که به‌واسطه احسان و نیکوکاری زنده می مانند و زندگی می کنند، بیشتر از کسانی هستند که با عمر طبیعی زنده می‌مانند»(1)

    از طرفی گاهی انسان در در جوانی اهل گناه و معصیت است و هر روز که از عمرش می گذرد پرده عصمت را بیشتر دریده و بیشتر در گناه غرق می شود و عمرش مرتع شیطان می شود و هر وز بر بار گناه خویش می افزاید این فرد هر چه زود تر عمرش تمام شود به نفع اوست. چرا که گناه نکردن آسان تر از توبه کردن است و شاید این لطف خدا بوده که رشته حیات او را قطع مبی کند که حد اقل کمتر گناه کرده و کمتر سقوط کند

    از کجا معلوم که فردی که در جوانی گناه کار باشد بتواند در پایان عمر توبه کند . ما بر عکس این تصور را زیاد مشاهده کرده ایم که چه بسیار افرادی که در جوانی و میانسالی افراد صالحی بوده ولی به یکباره در اثر یک غفلت تمامی قافیه را باخته اند نمونه اش برصیصای عابد!
    امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق خویش می فرماید:
    عَمِّرْنِی مَا کَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِکَ فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْک‏ و قبل ان یسبق مقتک الى او یستحکم غضبک على.
    امام (ع) از پیشگاه الهى درخواست می کند: بار الها! تا زمانى که عمرم در اطاعت تو مصروف مى ‏گردد مرا از نعمت طول عمر برخوردار فرما و هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود به آن پایان ده و روحم را قطع کن پیش از آنکه دشمنى شخص تو متوجه من شود یا خشمت بر من استوار گردد. (2)


    نتیجه:اجل انسان به دو قسم مسمی و معلق تقسیم می شود که در اجل معلق عواملی مادی و معنوی دخیل است که اکثر آنها در دست انسان و به اراده اوست و آنجا که به اراده او نیست تحت قوانین عالم ماده مندرج است.

    انسان دائما باید منتظر مرگ باشد و خدا به کسی تضمین نداده که فلان مقدار عمر کند.
    گاهی زیاد عمر کردن باعث بیشتر گناه کردن است و باز تضمینی برای کسی نیست که اگر بیشتر عمر کند حتما توبه خواهد کرد
    گاهی خدا به برخی از گناهکاران که اصرار در گناه دارند وقت می دهد تا در کناه کاری خود بمانند که در ادبیات دینی به آن امهال گویند "فمهل الکافرین امهلم رویدا"(3)
    پس مهلت دادن خدا و یا مهلت ندادن خدا به گروهی عین عدالت خدا و از لطف او و در راستای حکمت اوست.


    منابع

    1.بحار الانوار ج 5 ص140
    2.صحیفه سجادیه دعای مکارم الاخلاق
    3.طارق 17

    برای مطالعه بیشتر حتما بخوانید: عدل الهی شهید مطهری

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲ در ساعت ۱۰:۲۹

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    اولا:
    انسانهایی که عمر زیادتر می کنند به همان میزان که گناه بیشتری انجام می دهد توفیق تقوا در بعضی از گناهان را نیز بیشتر می یابند و زمینه انجام کار خوب هم برای شان بیشتر فراهم می شود. اینطور نیست که زمینه هریک از گناه و ثواب، برای جوان و پیر متفاوت باشد!
    ثانیا:
    چیزی که ابدیت در دوزخ و بهشت را در پی دارد، نه کارهای خوب و بد است بلکه تمایل به این کارهاست. چه بسا انسانها بخاطر تفاوتهایی که در بستر زندگی اشان دارند توانهای متفاوتی در انجام بعضی از کارهای خوب و یا بد داشته باشند. لذا اگر توامندیها ملاک قضاوت خداوند باشد یقینا عدالت رعایت نشده است. بلکه مهم تلاشی است که هر فردی برای رسیدن با امیال مثبت و منفی خود می کند. این که آیا موفق می شود همه امیال خود را محقق سازد یا نه نقشی در قضاوت نهایی که در باره او می شود ندارد. أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ (نجم: 39)
    ثالثا:
    اگر برای انسانی فرصت کافی جهت آزمونش فراهم نشود، به تعبیر قرآن «مستضعف» نام می گیرد و خداوند برای مستضعفین در روز قیامت زمینه آزمون را آنطور که در دنیا بوده اند آماده می سازد. إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً (نساء: 98)


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    پس مهلت دادن خدا و یا مهلت ندادن خدا به گروهی عین عدالت خدا و از لطف او و در راستای حکمت اوست.
    با سلام خدمت آقای شعیب؛
    امکان دارد بگویید چگونه از صحبت های بالا این حکم قطعی را نتیجه گرفتید. سرتاسر صحبت هایتان از واژه های تقریبی ( گاهی - زیاد - برخی ) پر است. حتی اگر یک نفر هم پیدا شود که مشمول صحبت های بالا قرار نگیرد عدل الهی زیر سوال می رود. اصلا اصل مسئله همین است که چرا خداوند به برخی انسانها مهلت می دهد تا بیشتر گناه کنند تا بیشتر عذاب ببینند و برخی را مهلت نمی دهد که یا مثلا توبه کنند یا بیشتر گناه کنند؟
    مگر خودتان نمی گویید آن کسی که در جوانی اجلش فرا می رسد از کجا معلوم که در ادامه زندگی اش بیشتر گناه نکند و اگر خداوند جانش را بگیرد در واقع به او لطف کرده که بیشتر در گناه غرق نشود تا در آن دنیا بیشتر عذاب نبیند؟
    خوب این حرف با حرف آخرتان در مورد امهال و مهلت دادن خداوند به برخی افراد که خودش می داند هر چه بیشتر عمر کنند بیشتر گناه می کنند تناقض دارد. یعنی خداوند در یک جا به یک نفر لطف می کند و جانش را می گیرد که بیشتر گناه نکند و به نفر دیگر این لطف را نمی کند تا بیشتر گناه کند. این مسئله با عدل الهی چگونه قابل جمع است ؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    این درست است که بنده خدا باید بداند که هر لحظه امکان مرگش هست و باید همیشه در راه درست قدم بردارد تا در آن دنیا عذاب نبیند.
    ولی خداوند که علم غیب دارد و می داند که این بنده اش چنان در گناهان غرق شده که اگر بیشتر عمر کند برایش فایده ای ندارد پس چرا به او مهلت می دهد؟ چرا مثل آن جوان فرصت گناه کردن بیشتر را از او نمی گیرد تا بیشتر گناه نکند؟ مگر خداوند بنده اش را دوست ندارد؟ چرا به برخی اجازه می دهد که گناه کنند و برخی این اجازه را نمی دهد؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    درس ، موسیقی ، شعر ( سهراب )
    نوشته
    70
    حضور
    4 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    400



    منم همین سوال رو دارم ... یعنی یه جورایی شک دارم...
    یعنی هر کس که در جوانی از دنیا میرود قطعا آدم بدی است ؟؟؟ یعنی خدا امیدی به توبه کردن او نداشته که به او مهلت نداده ؟؟؟
    زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

    سهراب

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ورزش،مطالعه،تفریح،فیلم
    نوشته
    394
    حضور
    13 روز 21 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    2303



    زمانی که ابتدا و انتهای یک چیز را نمی دانم نمی توانیم نظر قطع راجب عدالت خداوند بدیم

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    درس ، موسیقی ، شعر ( سهراب )
    نوشته
    70
    حضور
    4 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    400



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسافر زمان نمایش پست ها
    زمانی که ابتدا و انتهای یک چیز را نمی دانم نمی توانیم نظر قطع راجب عدالت خداوند بدیم

    سلام. میشه منظورتون رو واضح تر بیان کنید ... متوجه منظورتون نشدم...
    زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری تا شقایق هست زندگی باید کرد...

    سهراب

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ورزش،مطالعه،تفریح،فیلم
    نوشته
    394
    حضور
    13 روز 21 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    2303



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره بي فروغ نمایش پست ها
    سلام. میشه منظورتون رو واضح تر بیان کنید ... متوجه منظورتون نشدم...
    ببینید ما از چند عالم گذشتیم تا به این جا رسیدیم و مطمعنا و بدون شک هم این دنیا هم از بین می رود و ما وارد عوالم بعد می شویم
    زمانی می توان راجب یک چیز صحبت کرد که از لحظه افرینش تا اخر رو بدونیم که اقا اینکه این فرد زود رفت اون دنیاش چی می شه
    حتی این مورد واسه افرادی که معلولیت خاصی هم دارن می شه
    یا دختر و پسرانی که همه چیزو تو زیبایی و قشنگی می بینن هم می شه
    مثلا
    شما بیماری دیابت رو می شناسید مطمعنا می دونیم اگر بین 60تا 110 باشه عالی هست
    خوب ما می تونیم راجب این بیماری دیابت حرف بزنیم چون استانداردش رو می دونیم می دونیم کمترین و بیشترینش چقدره ولی انسانی که نه چیز زیادی از گذشته اش می دونیم نه از اینده چطور می خوایم راجبش قضاوت کنیم؟منظورم مثلا کور مادرزاد یا معلول ذهنی یا کسانی که زود از دنیا می رن ووووو
    اگر تونستیم یه روز کل گذشته رو بدونیم و اینده رو هم بدونیم اونوقت می تونیم استاندارد رو مشخص کنیم و به قضاوت بشینیم
    عدالت خداوند که جای خود را دارد

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسافر زمان نمایش پست ها
    ببینید ما از چند عالم گذشتیم تا به این جا رسیدیم و مطمعنا و بدون شک هم این دنیا هم از بین می رود و ما وارد عوالم بعد می شویم زمانی می توان راجب یک چیز صحبت کرد که از لحظه افرینش تا اخر رو بدونیم که اقا اینکه این فرد زود رفت اون دنیاش چی می شه حتی این مورد واسه افرادی که معلولیت خاصی هم دارن می شه یا دختر و پسرانی که همه چیزو تو زیبایی و قشنگی می بینن هم می شه مثلا شما بیماری دیابت رو می شناسید مطمعنا می دونیم اگر بین 60تا 110 باشه عالی هست خوب ما می تونیم راجب این بیماری دیابت حرف بزنیم چون استانداردش رو می دونیم می دونیم کمترین و بیشترینش چقدره ولی انسانی که نه چیز زیادی از گذشته اش می دونیم نه از اینده چطور می خوایم راجبش قضاوت کنیم؟منظورم مثلا کور مادرزاد یا معلول ذهنی یا کسانی که زود از دنیا می رن ووووو اگر تونستیم یه روز کل گذشته رو بدونیم و اینده رو هم بدونیم اونوقت می تونیم استاندارد رو مشخص کنیم و به قضاوت بشینیم عدالت خداوند که جای خود را دارد
    سلام خدمت مسافر زمان عزیز.
    بسیار حرف شما متین. بنده با آن کاملا موافقم. پس شما هم قبول دارید که دین نتوانسته به خوبی جواب همه سوالات بشر را بدهد و به شکیات آنها پاسخ گوید. یعنی درواقع این به عهده خود انسان و علم گذاشته شده که برود و پاسخ های خود را پیدا کند. البته ریشه این قضیه ( عدالت الهی ) به عدم شناخت کافی بشر نسبت به ماهیت خداوند بر می گردد. در واقع می توان گفت دین در عرصه خداشناسی هم به طور کامل و تام نتوانسته مسئله را تشریح کند.

  21. صلوات


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود