جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صحابه صیغه زاده

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    21
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    67

    صحابه صیغه زاده




    کدام صحابه و با کدام استناد به خود منابع صحیح اهل سنت صیغه زاده بودند؟


    کارشناس بحث : صدرا

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۲:۰۴

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    54
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100




    سلام

    صیغه که خوبه ، اعراب جاهلی انواعی از نکاح داشتند حدود 7 نوع مثل سفاح وشغار و زنا و استبضاع وضربدری و مقت ....که اکثر فرزندانشان اصل و نسب کثیفی داشتند بجز پیامبر (ص) و علی (ع) که دارای ارحام پاک و صلبی مشروع وحنیف بودند .

    أن عبدالله بن الزبیر عَیِّر عبدالله بن عباس بتحلیله المتعه فقال له : سل أُمّک کیف سطعت المجامر بینها وبین أبیک ؟ فسألها ، فقالت : ما ولدتک إلاّ فی المتعه.عبد الله بن زبیر از عبد الله بن عباس ایراد می گیرد که چرا متعه زنان(_صیغه) را حلال می داند.عبد الله بن عباس می گوید: از مادرت بپرس که چگونه بر پدرت حلال شده است و تو را به دنیا آورده!!او از مادرش پرسید و أسماء به فرزندش می گوید: من تو را از طریق صیغه به دنیا آورده ام. محاظرات الادبا ج3ص214

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620

    جمع‌بندی




    سؤال: کدام یک از صحابه و با استناد به کدام یک از منابع معتبر اهل سنت، صیغه‌زاده بودند؟

    پاسخ: نکاح متعه در سنت به دو صورت تبیین شده است:

    الف) نکاح متعه، یا همان ازدواج موقت.
    ب) حج تمتع: (حج تمتع حجی است که همراه عمره ی تمتع و اعمال حج می باشد. در این حج که وظیفه ی افراد دور از مکه است حجاج در یکی از میقات‌ها محرم شده و با بستن احرام 25 امر بر آنان حرام می‌شود؛
    [1] که یکی از آن‌ها هر گونه لذت بردن از همسر است، که این امر با انجام تقصیر در عمره ی تمتع بر حاجی حلال می‌گردد. که در این جا حاجی هم می‌تواند روابط زناشویی با همسر خود داشته باشد و هم می‌تواند ازدواج موقت انجام دهد تا زمانی که محرم به احرام حج نشده است، که مشروعیت این دو نکاح در روایات نقل شده از طریق اهل سنت آمده است).

    ابن حجر در کتاب «الاصابة فی تمییز الصحابة»، در ترجمه ی «سلمة بن امیه» می‌ نویسد: سلمة بن امية بن خلف جمحى، سلمى كنيز آزاد شده حكيم بن امية بن اوقص اسلمى را متعه كرد، و سلمى برايش فرزندى آورد، ولى او منكر فرزند خود شد. جريان به گوش عمر رسيد، و او از عمل متعه نهى كرد.
    [2]

    مسلم در صحیح خود از مسلم القرى روايت می‌کند كه وی گفت: من از ابن عباس مساله ی متعه را پرسيدم، گفت هيچ اشكالى ندارد، و عبد اللَّه ین زبير از آن نهى مى‌‏كرد، ابن عباس براى تاييد فتواى خود مى‏‌گفت اين مادر عبد اللَّه بن زبير زنده است، و شهادت مى‏‌دهد بر اين كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) متعه را اجازه داد، برويد از او بپرسيد، مسلم القرى مى‏ گويد: ما به خانه او ـ يعنى مادر عبد اللَّه زبير و دختر ابى بكر ـ رفتيم، و زنى تنومند و نابينا ديديم، در جواب ما گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل متعه را تجويز كرد.
    [3]

    ابن قیم جوزی در کتاب «زادالمعاد» نقل می‌کند: عروه به ابن عباس گفت: آيا از خدا نمى ‏ترسى، كه حكم جواز در مورد متعه صادر مى‏‌كنى؟ ابن عباس گفت: اى عروه ی كوچولو، برو از مادرت‏ بپرس، عروه گفت اما ابو بكر و عمر متعه نمى‏‌كردند، ابن عباس گفت: به خدا سوگند من خيال نمى‏‌كنم دست از اين كارهايتان ـ منظور خليفه‏‌تراشى و امثال آن است ـ برداريد، تا آن كه خدا عذابتان كند، من دارم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى شما حديث مى‏‌گويم، و شما رفتار ابى بكر و عمر را عليه من دليل مى‌‏آوريد؟!!
    [4]

    در محاضرات راغب نیز آمده است كه عبد اللَّه بن زبير، عبد اللَّه بن عباس را ملامت مى‏‌كرد كه تو چرا متعه را حلال مى‏‌دانى، او در پاسخ مى‏‌گفت برو از مادرت بپرس، كه ازدواج تو با پدرم چگونه بود ـ چگونه مجمر عروسى تو و پدرم را دود كردند ـ عبد اللَّه بن زبير از مادرش پرسيد او گفت من تو را جز در عقد متعه نزائيدم‏.

    در نقل دیگری آمده است: عبد الله بن عبّاس به مردم دستور مى‏‌داد كه عمره تمتّع به جا آورند و عبد اللّه بن زبير از اين كار نهى مى‏‌كرد
    [5] و به مردم مى ‏گفت حج را تنها و بدون عمره به جا آوريد و سخن اين مرد كور را رها سازيد. [6] عبد الله بن عبّاس در جوابش گفت: آن را كه خدا چشمش را كور كرده، تويى! چرا اين مسأله را از مادرت‏ نمى‌‏پرسى!

    بدنبال این امر ابن زبير كسى را نزد مادرش فرستاد و از او سؤال كرد؛ مادرش جواب داد و گفت: ابن عبّاس راست گفته است. ما با پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حج آمديم و در ابتدا عمره ی مفرده انجام داديم. سپس از احرام بيرون آمده از همه ی محرّمات كه براى محرم است، آزاد شديم، حتّى ممنوعيت هم‏بسترى بين زن و شوهر
    [7]، و اين چنين ادامه داشت تا روز احرام براى حج تمتّع.

    توضیح: مادر عروه اسما دختر ابى بكر بود، كه متعه زبير بن عوام شد، و عبد اللَّه بن زبير از اين ازدواج به دنيا آمد؛ بنابراین دختر خلیفۀ اول خود اهل نکاح متعه بوده است و عبدالله زبیر نیز ثمره ی این نکاح بوده است.

    پی نوشت:

    1. محرمات احرام عبارتند از: 1. آميزش. 2. بوسيدن. 3. لمس كردن. 4. نگاه با شهوت. 5. عقد كردن. 6. استمناء. 7. پوشاندن سر. 8. پوشيدن لباس دوخته. 9. پوشاندن تمام روى پا. 10. پوشاندن صورت. 11. استعمال عطريات.12. زينت. 13. نگاه كردن به آينه. 14. روغن ماليدن. 15. ناخن گرفتن. 16. ازاله مو. 17. سايه قرار دادن. 18. فسوق. 19. جدال. 20. خون درآوردن از بدن خود. 21. كندن دندان. 22. كشتن حشرات بدن. 23. حمل سلاح. 24. كندن گياهان و درختان حرم. 25. شكار.

    2. الاصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر، ترجمۀ: 3365. «و استمتع سلمة بن أمية من سلمى مولاة حكيم بن أمية بن الأوقص الأسلمي فولدت له فجحد ولدها قلت و ذكر ذلك بن الكلبی و زاد فبلغ ذلك عمر فنهى عن المتعة و روى أيضا أن سلمة استمتع بامرأة فبلغ عمر فتوعده».

    3. صحیح مسلم،بَابٌ فِي مُتْعَةِ الْحَجِّ،ح:1238، دار إحياء التراث العربي - بيروت: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَاتِمٍ حَدَّثَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ مُسْلِمٍ الْقُرِّىِّ قَالَ سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ (رضى الله عنهما) عَنْ مُتْعَةِ الْحَجِّ فَرَخَّصَ فِيهَا وَ كَانَ ابْنُ الزُّبَيْرِ يَنْهَى عَنْهَا فَقَالَ هَذِهِ أُمُّ ابْنِ الزُّبَيْرِ تُحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) رَخَّصَ فِيهَا فَادْخُلُوا عَلَيْهَا فَاسْأَلُوهَا قَالَ: فَدَخَلْنَا عَلَيْهَا فَإِذَا امْرَأَةٌ ضَخْمَةٌ عَمْيَاءُ فَقَالَتْ قَدْ رَخَّصَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فِيهَا».

    4. زاد المعاد، ابن قیم الجوزیه، ج 2، ص 206، مؤسسة الرسالة: «و قال عبد الرزاق: حدثنا مَعمر، عن أيوب، قال: قال عُروة لابن عباس: ألا تتَّقى الله تُرَخِّصُ فى المُتعة؟، فقال ابنُ عباس: سل أُمَّك يا عُرَيَّةُ. فقال عُروة: أمَّا أبو بكر وعمر، فلم يفعلا، فقال ابنُ عباس: واللهِ ما أراكم مُنتهين حتى يُعَذِّبَكُمُ الله، أُحدِّثُكم عن رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آله) و تُحدِّثُونا عن أبى بكر وعمر؟ فقال عُروة: لَهُما أعلمُ بِسُّنَّةِ رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و آله)، و أتبعُ لها منك.

    5. صحيح مسلم، بَابُ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ، وَبَيَانِ أَنَّهُ أُبِيحَ، ثُمَّ نُسِخَ، ثُمَّ أُبِيحَ، ثُمَّ نُسِخَ، وَاسْتَقَرَّ تَحْرِيمُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، ح:1406، دار إحياء التراث العربي - بيروت:« وحَدَّثَنِي حَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى، أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ، أَخْبَرَنِي يُونُسُ، قَالَ ابْنُ شِهَابٍ: أَخْبَرَنِي عُرْوَةُ بْنُ الزُّبَيْرِ، أَنَّ عَبْدَ اللهِ بْنَ الزُّبَيْرِ، قَامَ بِمَكَّةَ، فَقَالَ: «إِنَّ نَاسًا أَعْمَى اللهُ قُلُوبَهُمْ، كَمَا أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ، يُفْتُونَ بِالْمُتْعَةِ»، يُعَرِّضُ بِرَجُلٍ، فَنَادَاهُ، فَقَالَ: إِنَّكَ لَجِلْفٌ جَافٍ، فَلَعَمْرِي، لَقَدْ كَانَتِ الْمُتْعَةُ تُفْعَلُ عَلَى عَهْدِ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ - يُرِيدُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فَقَالَ لَهُ ابْنُ الزُّبَيْرِ: «فَجَرِّبْ بِنَفْسِكَ، فَوَاللهِ، لَئِنْ فَعَلْتَهَا لَأَرْجُمَنَّكَ بِأَحْجَارِكَ».

    6. ابن زبير، ابن عبّاس را به كورى وصف كرد، زيرا او در آخر عمر نابينا شده بود.

    7. زاد المعاد ،ابن قیم، ج 2، ص 183:«وقال ابنُ أبى شيبة: حدَّثنا ابنُ فضيل، عن يزيد، عن مجاهد، قال: قال عبدُ اللهِ بنُ الزبير: أفرِدُوا الحَجَّ، و دَعُوا قولَ أعماكُم هَذَا. فقال عبدُ اللهِ ابنُ عباس: إن الَّذى أعمى الله قلبَه لأنتَ، ألا تسألُ أُمَّك عَنْ هذا؟ فأرسلَ إليها، فقالَتْ: صَدَقَ ابْنُ عَبَّاس، جِئنا مَعَ رسول اللهِ (صلَّى الله عليه وآله و آله) حُجَّاجاً، فجعلناها عُمْرَةً، فحللنا الإحلالَ كُلَّه، حتَّى سَطَعَتِ المَجَامِرُ بَيْنَ الرِّجَالِ و النِّساء».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۵:۵۷
    صحابه صیغه زاده
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود