صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا انسان ها حیوان دیده می شوند؟!!

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623

    چرا انسان ها حیوان دیده می شوند؟!!




    سلام خدمت دوستان گرامی
    *********


    یک سوال دارم اونم اینکه

    -دلایل متفاوت بودن چهره های انسانها در چیست ،یعنی چرا عده ای به شکل حیوان دیده می شوند؟
    -آیا روح ،حیوان می گردد یا قالب مثالی شخص به حیوان مبدل میشود؟
    -چه گناهانی مترادف چه شمایلی در سیرت ما هستد؟(اگر ممکنه چند مورد را نام ببرید)
    -
    آیا این همان چهره آخرتی ماست یا نه اگر هم بمیریم بازم ما را با همان چهره می بینند؟

    و اینکه
    :
    -کسی که قدرت دیدن صورت برزخی افراد را دارد آیا لزوما مومن است و صاحب منزلت و مقام می باشد؟


    تشکر


    کارشناس بحث : کریم


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۲:۱۶

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام

    خب تا کارشناس محترم تحلیل علمی این مسئله را بیان کنند من یکی دوتا مورد و که تا حالا شنیدم و بگم

    مثلا من شنیده بودم که رزمنده هایی در دوره جنگ به ملاقات آقای حسن زاده
    رفتند و از ایشان پرسیدند که آنها را به چه شکلی می بینند؟
    که آقا گفتند (اگه اشتباه نکنم) :سگ _ خرس _ و الاغ!!

    یا مثلا خوندم
    آدمهای شهوت ران و بد اخلاق سگ دیده می شوند!
    آدم های بدون طهارت ، خوک دیده می شوند(این و البته دقیق مطمئن نیستم)
    کسانی که زیاد می خورند و حروم حلال نمی کنند هم روحشون خرس دیده میشه!(اینم شنیدم البته)
    ظالمین و جنایتکاران هم کفتار و گرگ هستند
    کسانی هم که الاغ هستن اونایی اند که حرف زیاد میزنند اما عملی برای گفته شون ندارن!
    مثلا مدرس حوزه علمیه ای نزد آقای بهجت رحمة الله علیه رفت و از ایشان خواست که چهره واقعی او را بهش بگن که آقای بهجت گفت :شما الاغ هستی!!!!
    اون بنده خدا خیلی ناراحت شد و چند روز تب کرد و بعد دوباره از آقای بهجت پرسید: واقعا
    من الاغ دیده میشم؟
    که آقا گفتند :درسته که من گفتم شما الاغ هستی ولی الاغی با چهره نورانی هستی!!(یعنی ف
    قط حدیث می گفت اما وقتی برای عمل به آن نداشت یا قوٌتش نمی رسید!)


    شما هم اگر مصادیقی مانند این شنیده اید یا خوندین که معتبر هستن می توانید بیان کنید

    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۱/۰۶/۱۹ در ساعت ۲۰:۵۳

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل تهذیب ورزش
    نوشته
    133
    حضور
    20 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    549



    درود بر شما برادر عزراییل.

    اینطور که من شنیدم انسان های بدخو در عالم قبر و برزخ همواره با سگ سفید یا سیاه و اژدهای معمولی یا آتشین بسته به شدت و نوع بدخویی همنشین هستند.

    و اینو نمیشه گفت که عذاب خداست و با طلب بخشش از طرف رفع میشه بلکه این همنشین ها جزویی از روح فرد هستند و ازش جدا نمیشند.

    برای همین هم امام رضا (ع) میفرمایند: چه همنشین بدی است بدخویی.

    دوستان هیچی بدتر از بدخویی نیست بخدا.چون گناهی هست که بخشیده نمیشه و از طرفی خداوند کافر خوش اخلاق رو بیشتر از مومن بد اخلاق دوست داره.
    حتی جایی شنیدم که خداوند در آخرت فردی رو که حتی خدارو نمیشناسه ولی با اهل خانه اش خوش اخلاق و خوش خلق و خو بوده رو به بهشت می فرسته!

    در جایی دیگه هم شنیدم فردی نزد یکی از علما میرفت(نمی دونم قاضی یا خیاط) در کوچه چهره ی زن زیبایی که از کوچه عبور میکرده توجه طرف رو به خودش جلب میکنه و بعد اون عالم ربانی به طرف می گه که چرا چهره ات شبیه زنان شده؟مگر به نامحرم نگاه کردی؟

    خدا به ما رحم کند ولی در جایی دیگر هم شنیدم که نشانه ی اینکه فرد در وجودش حیوانیت کشته شده آرامش و شادی درونی و البته خوش اخلاقی و خنده رویی هستش.
    .::یار دلارام دل برده از ما آرام و آرام الحمدالله::.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    بسم الله الرحمن الرحيم




    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان گرامی
    *********


    یک سوال دارم اونم اینکه

    -دلایل متفاوت بودن چهره های انسانها در چیست ،یعنی چرا عده ای به شکل حیوان دیده می شوند؟
    -آیا روح ،حیوان می گردد یا قالب مثالی شخص به حیوان مبدل میشود؟
    -چه گناهانی مترادف چه شمایلی در سیرت ما هستد؟(اگر ممکنه چند مورد را نام ببرید)
    -
    آیا این همان چهره آخرتی ماست یا نه اگر هم بمیریم بازم ما را با همان چهره می بینند؟

    و اینکه
    :
    -کسی که قدرت دیدن صورت برزخی افراد را دارد آیا لزوما مومن است و صاحب منزلت و مقام می باشد؟


    تشکر


    کارشناس بحث : کریم

    سلام عليكم جميعا و رحمه الله و بركاته

    قبل از اينكه كارشناس بحث به پاسخها بپردازند حقير اندك مطالبي كه مربوط به ابعاد سوالات شماست رو مطرح ميكنم اميدوارم كه خودم هم در اين پرسشها و پاسخها پاسخ سوالاتم را بگيرم.

    بزرگترين آزمايشي كه در طول خلقت موجودات صورت گرفته همين خلقت انسان و تبعيدش در زمين و امتحاني است كه از او گرفته ميشود و ان شاء الله كه همه ما عاقبت بخير شويم.

    آسمان بار امانت نتوانست كشيد _ قرعه فال بنام من ديوانه زدند

    اگر ميخواهيم بدانيم كجائيم و اين دنيا چه طور قالبي است براي روح ما
    بطور خلاصه ميتوان گفت عالم مادي اي كه در آن هستيم دون شان انسان است .

    عرفاء و حكماء نام آنرا بحق عالم حيوان گذاشته اند .
    دليل اين نام گذاري اين است كه انسان بدوا جاهل بر اين دنيا پاي ميگذارد.
    و غرايزي بر عقل و احساس او حكومت مينمايد كه همان غرايز را حيوانات نيز دارند.
    حال آنكه ماهيت انسان با غريزه حيواني ناسازگار است/ و با شهوات اغناء و پر نميشود.

    نتيجتا بدنبال اصل خود خواهد گشت تا اصل خويش را بيابد و از اين ذلت و شان پائين نجات يابد

    اين بازگشت به اصل نتيجه تحرك ماهيت فطرت اوست. فطرت انسان جايگاه صفاتي متعالي است و براي چنين صفاتي اين فطرت ساخته و پرداخته شده

    وقتي به فطرت خويش كه مينگرد مطابقت آنرا با پيام پيامبران الهي متوجه ميشود
    از طرفي
    اين انسان داراي نكته اي در ضمير ناخودآگاه خود است و آن عهدي است كه در روز الست با پروردگار خويش بسته
    لذا
    به محض اينكه در پيام انبياء نشانه عهد را ميبيند قلبش گواهي ميدهد كه آري او كلام و پيامي را از كسي آورده كه گمشده من و خداي من و خالق من است

    اين وضعيت ما در اين دنياست.
    چنين قفس نه سزاي چون من الحانيست
    - روم به روضه رضوان كه مرغ آن چمنم
    نهايتا
    انسان در مسير تكامل كسي است كه وحي و ماهيت خود را درك كرده و غريزه اش را در مسيري كه خداوند تعئين فرموده دفع مينمايد.

    ياحق

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۰۹:۱۱
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    54
    حضور
    1 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    100




    با سلام

    در عالم حیوانات هر حیوانی در یک صفت خاص بیش از سایر صفات برجسته است مثلا شیر وپلنگ و گرگ مظهر درندگی وبیرحمی و خرس وخوک مظهر شهوت و دیوثی و خروس مظهر وقت شناسی و غیرت و....

    بنابراین چون انسان مجموعه ای از همه حیوانات است بعضی انسانها هم در یک ویا چند صفت غالبند .

    نکته مهم دیگر انسان حتی میتواند شکل باطنی و سیرت خود را مشاهده کند ونیازی به مشاهده دیگران هم ندارد .

    یا ستار العیوب


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    این مطلب که شما مرقوم نمودید در قرآن کریم با عنوان مسخ به مراتبی مختلف عنوان شده .که انشاءالله بعد از بررسی چند آیه در این باب به علل آن میپردازیم واز نظر روانشناسی و اخلاقیات این مطلب را ریشه یابی خواهیم نمود .البته اگر از نظر کارشناس محترم اشکالی نباشد . وتحلیل مطلب را به بعد از اجازه ی کارشناس میسپارم .

    واکنون درچند پست آیات مرتبط با موضوع را مطالعه کنیم .

    مطلب مذكور در آيه 166 سوره اعراف و شبيه آن در آيه 60 سوره مائده بيان شده است اين سرگذشت چنانكه در روايات اسلامى به آن اشاره شده مربوط به جمعى از بنى‏اسرائيل است كه در ساحل يكى از درياها (درياى احمر در كنار سرزمين فلسطين در بندرى به نام ايله كه امروز به نام بندر ايلات معروف مى‏باشد) زندگى مى‏كردند و از طرف خداوند به عنوان آزمايش و امتحان به آنها دستور داده شد كه صيد ماهى را در آن روز تعطيل كنند اما آنها با اين دستور مخالفت كردند و گرفتار مجازات مسخ شدند، مسخ به معناى تغيير شكل انسانى است كه البته مسخ شدگان تا سه روز بيشتر زنده نمى‏مانده و مى‏مردند.

    ( براى اطلاع بيشر ر.ك: تفسير نمونه، ج 6، ص 417-427)

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۷:۳۵

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش


    مسخ يا به تعبير ديگر تغيير شكل انسانى به صورت حيوان مسلما موضوعى بر خلاف جريان عادى طبيعت است، البته موتاسيون و جهش و تغيير شكل حيوانات به صورت ديگر در موارد جزئى ديده شده است، و پايه‏هاى فرضيه تكامل در علوم طبيعى امروز بر همان بنا نهاده شده، ولى مواردى كه در آن موتاسيون و جهش ديده شده صفات جزئى حيوانات است، نه صفات كلى، يعنى هرگز ديده نشده است كه نوع حيوانى بر اثر موتاسيون تبديل به نوع ديگر شود، بلكه خصوصياتى از حيوان ممكن است دگرگون گردد، و تازه جهش در نسلهايى كه به وجود مى‏آيند ديده مى‏شود، نه اينكه حيوانى كه متولد شده است با جهش تغيير شكل دهد، بنا بر اين دگرگون شدن صورت انسان يا حيوانى به صورت نوع ديگر امرى است خارق العاده اما بارها گفته‏ايم مسائلى بر خلاف جريان عادى طبيعى وجود دارد، گاهى به صورت معجزات پيامبران و زمانى به صورت اعمال خارق‏العاده‏اى كه از پاره‏اى از انسانها سر مى‏زند، هر چند پيامبر نباشند (كه البته با معجزات متفاوت است) بنا بر اين پس از قبول امكان وقوع معجزات و خارق عادات، مسخ و دگرگون شدن صورت انسانى به انسان ديگر مانعى ندارد . .
    و همانطور كه در بحث اعجاز انبياء گفته‏ايم، وجود چنين خارق عاداتى نه استثناء در قانون عليت است نه بر خلاف عقل و خرد، بلكه تنها يك جريان عادى طبيعى در اينگونه موارد شكسته مى‏شود كه نظيرش را در انسانهاى استثنايى كرارا ديده‏ايم .».
    بنا بر اين هيچ مانعى ندارد كه مفهوم ظاهر كلمه مسخ را كه در آيه فوق و بعضى ديگر از آيات قرآن آمده است بپذيريم و بيشتر مفسران هم همين تفسير را پذيرفته‏اند ..
    ولى بعضى از مفسران كه در اقليت هستند معتقدند كه مسخ به معنى مسخ روحانى و دگرگونى صفات اخلاقى است، به اين معنى كه صفاتى همانند ميمون يا خوك در انسانهاى سركش و طغيانگر پيدا شد، رو آوردن به تقليد كوركورانه و توجه شديد به شكم‏پرستى و شهوت‏رانى كه از صفات بارز اين دو حيوان بود در آنها آشكار گشت . اين احتمال از يكى از قدماى مفسرين به نام مجاهد نقل شده است ..
    و اينكه بعضى ايراد كرده‏اند كه مسخ بر خلاف قانون تكامل و موجب بازگشت و عقب‏گرد در خلقت است، درست نيست، زيرا قانون تكامل مربوط به كسانى است كه در مسير تكاملند، نه آنها كه از مسير انحراف يافته و از محيط شرائط اين قانون به كنار رفته‏اند، فى المثل يك انسان سالم در سنين طفوليت مرتبا رشد و نمو مى‏كند اما اگر نقائصى در وجود او پيدا شود، ممكن است نه تنها رشد و نموش متوقف گردد بلكه رو به عقب برگردد، و نمو فكرى و جسمانى خود را تدريجا از دست بدهد.
    ولى در هر حال بايد توجه داشت كه مسخ و دگرگونى جسمانى متناسب با اعمالى است كه انجام داده‏اند، يعنى چون عده‏اى از جمعيت‏هاى گنهكار بر اثر انگيزه هواپرستى و شهوت‏رانى دست به طغيان و نافرمانى خدا مى‏زدند و جمعى با تقليد كوركورانه كردن از آنها، آلوده به گناه شدند، لذا به هنگام مسخ، هر گروه به شكلى كه متناسب با كيفيت اعمال او بوده ظاهر مى‏شده است.
    البته در آيات مورد بحث تنها سخن از قرده (ميمونها) به ميان آمده است و از خنازير (خوكها) سخنى نيست، ولى در آيه 60 سوره مائده گفتگو از جمعيتى به ميان آمده است كه به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق (بعضى قرده و بعضى خنازير) تغيير چهره دادند، كه به گفته بعضى از مفسران مانند ابن عباس، آن آيه نيز در باره همين اصحاب سبت است كه پير مردان سرجنبانان شكم‏پرست و شهوت‏پرستشان به خوك و جوانان مقلد چشم و گوش بسته كه اكثريت را تشكيل مى‏دادند به ميمون تغيير چهره دادند.
    ولى در هر حال، بايد توجه داشت كه طبق روايات، مسخ‏شدگان تنها چند روزى زنده مى‏ماندند و سپس از دنيا مى‏رفتند، و نسلى از آنها به وجود نمى‏آمد .
    (تفسير نمونه، ج‏6، ص: 425)

    حق یارتان .
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۷:۰۶

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش


    ميگن انسانها به علت گناهانشان، روحشون به شكل حيوانات در مياد، مي خواستم بدونم هر حيواني معادل چه گناهاني است مثل سگ يا سگ آبي و غيره ... .


    طبق آیات و روایات و همچنین مطابق با براهین حکما و عرفا ، صورت اخروی انسان ، متناسب با اعتقادات ، خلقیّات و نیّات و اعمال او خواهد بود. طبق بیان اهل معرفت ، نفس انسان دارای چهار قوّه ی اساسی است که هر کدام از آنها نیز دارای ظهورات فراوانی می باشند ؛ آن چهار قوّه عبارتند از : عقل ، وهم ، غضب (قوه دافعه ) و شهوت (میل و جاذبه).
    اگر در وجود کسی عقل حاکم باشد دیگر قوای او تحت فرمان عقل ، در صراط مستقیم قرار می گیرند و چنین کسی ، در آخرت با صورت انسانی محشور می شود. امّا اگر در وجود کسی وهم حاکم بود او به صورت یکی از شیاطین محشور می شود ؛ و اگر غضب در وجودش حکومت داشت به صورت یکی از حیوانات درنده یا گزنده و امثال آنها نمودار می شود ؛ و اگر شهوت بر جانش حاکمیّت داشت ، در قالب یکی از حیوانات شهوت ران (اعمّ از شهوت شکم و زیر شکم و شهوت شهرت و مقام و ... ) ظاهر می گردد. لذا صور اصلی اهل آخرت به طور کلّی بر چهار قسم است. امّا اینکه شخص به صورت کدام شیطان یا کدام حیوان ظهور خواهد داشت بستگی به این دارد که روح او با کدامیک سنخیّت داشته باشد. برای مثال ، سگ و گرگ و مار و تمساح و آتش همگی جزء موجودات غضب محورند ، ولی نوع غضب و خشونت آنها یکسان نیست ؛ به همین صورت افراد گرفتار غضب نیز اصناف گوناگونی دارند که هر کدام با یکی از این موجودات مناسبت دارد.
    مطلب دیگر اینکه اگر در وجود کسی هم وهم غالب بود هم غضب و هم شهوت ، او را صورتی مرکّب از سه صورت پیشین خواهد بود. همچنین اگر وهم با شهوت یا وهم با غضب یا غضب با شهوت در وجود کسی حاکمیّت داشت ، صورتی مرکّب از دو صورت مربوط به آن قوا را خواهد داشت ؛ که حاصل این صور کلّی ، هفت صورت حیوانی و شیطانی خواهد بود که به نظر اهل معرفت اینها همان ابواب هفتگانه ی جهنّم می باشند.
    امّا صور انسانی نیز اقسامی دارند ؛ آنکه تنها عقل در او غلبه دارد ، و دیگر قوا نمود چندانی ندارند ، انسان حکیم است ؛ و آن کس که قوّه ی واهمه اش تحت فرمان عقل نمود بارز دارد ، انسان عادل شود ؛ و آنکه شهوت عقلانی در او غالب است ، انسان عفیف خواهد بود ؛ و آنکه غضب عقلانی اش غالب باشد ، انسان شجاع خواهد بود ؛ و در آنکه ترکیبی از این قوا حاکم باشد ـ به شرط آنکه همه ی قوا تحت فرمان عقل باشند ـ ترکیبی از این انسانها خواهد شد و کاملترین آنها کسی است که انسان حکیم و عادل و عفیف و شجاع باشد. اگر این اقسام هم شماره شوند ، تعدادشان هشت صنف کلّی خواهد بود که اهل معرفت آنها را به عنوان درهای هشتگانه ی بهشت می شناسند.
    افزون بر مطالب پیش گفته ، طبق آیات قرآن کریم ، برخی از اهل جهنّم به کلّی پشت به خدا نموده اند و خدا نور آسمانها و زمین و بلکه نور کلّ نور است ؛ لذا آنها در قیامت ، با وجودهایی پشت به خدا محشور می شوند ، از اینرو چهرهاشان ، بر خلاف اهل بهشت که همگی رو سفیدند ، سیاه است ؛ و از همین روست که نامه اعمالشان را از پشت دریافت می کنند.

    (اداره ی مشاوره وپاسخ نهاد نمایندگی دفتر رهبری در دانشگاهها )

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۷:۲۷

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    از برخی از اهل جهنّم ، نه تنها پشت به خدا کرده بودند ، بلکه در مسیر عکس تلاش وافر داشته بر ضدّ خدا اقدام می نمودند. لذا وجودشان نه تنها پشت به خدا بلکه وارونه و منکوس نیز می باشد ، چون بر خلاف فطرت الهی اقدام می نمودند.
    و ...
    بر این اساس است که در آخرت گروهای فراوانی به صورتهای بسیار متنوّع محشور می شوند که شمار آنها را شاید بتوان بیش از اصناف شیاطین و حیوانات دانست. امّا اینکه صاحب هر گناهی به کدام صورت نمودار خواهد شد ، فهم آن حقیقتاً دشوار است ؛ چرا که اوّلاً ما اطّلاع دقیق از ویژگیهای حیوانات نداریم و ثانیاً نمی دانیم کدام خصلت با کدام موجود تناسب دارد. لذا بیان مصادیق این صور کلّی از عهده ی عقل خارج است و تنها خدا و معصومین (ع) می دانند که هر ملکه ای به صورت کدام موجود ظاهر خواهد شد ؛ و معصومین (ع) نیز تنها به چند مورد اشاره نموده اند ؛ که ذیلاً به برخی از موارد وارده از اهل بیت (ع) و قرآن کریم اشاره می شود.

    1ـ « مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ ـــ كسانى كه مكلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند، مانند الاغی هستند كه كتابهايى حمل مى‏كند، گروهى كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدى دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند.» (الجمعة:5)
    از این آیه ی شریفه می توان چنین استفاده نمود که صورت باطنی عالمان بی عمل یا عالمانی که تنها به ظواهر کتب آسمانی قناعت نموده و در آیات آن تفکّر نکرده و عملشان سطحی و جاهلانه است ؛ همچون الاغ می باشند. و آخرت نیز ظرف ظهور باطن هاست.
    2ـ « وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ ؛ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ــــــ و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم؛ ولى(سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد ؛ و اگر مى‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات بالا مى‏برديم؛ لکن او به زمین چسبید ، و از هواى نفس پيروى كرد. مثل او همچون سگ است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند؛ اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را(براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند!» (الأعراف: 175 ، 176)
    از این آیه ی شریفه نیز می توان استفاده نمود که صورت مثالی افرادی که حقیقت را فهمیده ولی باز از آن رویگردان می شوند مانند سگ می باشد.


    (اداره ی مشاوره وپاسخ نهاد نمایندگی دفتر رهبری در دانشگاهها )

    حق یارتان

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    نوع دیگری از مسخ و تناسخ وجود دارد که مورد قبول کثیری از فلاسفه و دانشمندان بزرگ اسلامی است و آن مسخ روحی و معنوی است.



    شهید مطهری در توضیح این نوع از مسخ می گوید:



    یك مطلب مسلم‏است و آن این است كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم ، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد .


    قرآن از " « بل هم اضل »" (سوره اعراف ، آیه . 179 )سخن می‏گوید ، یعنی از مردمی كه از چهارپا هم پست‏تر هستند .


    مگر می‏شود انسان واقعا از نظر روحی تبدیل به یك حیوان‏ شود ؟ بله ، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست .


    اگر خصائص اخلاقی و روانی یك انسان ، خصائص و اخلاقی یك درنده بود ، خصائص و اخلاقی یك بهیمه بود ، او واقعا مسخ شده است ، یعنی روحش‏ حقیقتا مسخ و تبدیل به یك حیوان شده است .


    جسم خوك با روح آن تناسب‏ دارد و انسان ممكن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوك باشد . اگر انسانی‏ اینگونه باشد ، از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و نزد چشم‏ حقیقت‏بین و در ملكوت ، واقعا یك خوك است و غیر از این چیزی نیست .


    پس انسان معیوب ، گاهی به مرحله انسان مسخ شده می‏رسد . ما اینها را كمتر می‏شنویم و شاید بعضی خیال كنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان‏ بیاید ، ولی حقیقت است .

    (انسان کامل / شهید مطهری)

    حق یارتان

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۵, ۰۶:۳۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود