صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفا من را راهنمایی کنین--->آبروی ما در خطره!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62

    لطفا من را راهنمایی کنین--->آبروی ما در خطره!




    سلام به همه
    من پسری هستم 27 ساله
    از طریق یکی از دوستان با دختری آشنا شدم که دارای خانواده مذهبی هستن.این دوستی ما به مدت 2 ماه ادامه داشت و حتی مادر خانواده هم کاملآ در جریان بودن فقط پدر در جریان نبود....
    پدر خانواده به دختر شک می کنه و پرینت مکالمات رو میگیره که شماره من هم تو ریزمکالمات وجود داشت .... من به اون خانم گفتم چون پدرتون مذهبی هستن و با این موضوع مشکل دارن بهتر هست دوستی ما قطع بشه که قطع شد.دختر هم سیم کارت خودش رو به پدرش داده تا موضوع ادامه پیدا نکنه. به نظر شما لازم هست من با پدرشون صحبت کنم و اطمینان بدم همه چی تموم شده یا صحبت نکنم بهتر هست ؟ چون اون خانم گفتن که اصلآ صحبت نکنم وگرنه زندگیش بهم میریزه . خلاصه کلی میترسه که من بخوام با پدرشون صحبت کنم....به نظر شما ممکن هست کار به شکایت بکشه یا اینکه نه بزارم همه چیز خود به خود آروم بشه ؟ اون خانم میگن که پدر من اهل شکایت و اینجور حرف ها نیست فقط می خواسته با پرینت گرفتن مطمئین بشه و میگن که تلفن رو جواب نده اگه پدرشون زنگ زد یا اگه جواب دادی بده دست خواهرت که صدای دختر بشنوه.....
    من نگران از دست رفتن آبروی خودم و اون دختر خانم هستم، نیتم خیر بوده چون من بعد از کلی درس خوندن به این فکر افتادم کسی رو برای زندگیم پیدا کنم و بعد از مدتی ازشون خواستگاری کنم... اما نشد....
    نمیدونم چی کار کنم



    کارشناس بحث :حامی

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۶:۱۸

  2. صلوات ها 14


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    478
    حضور
    12 روز 16 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    3350



    سلام،

    از نظر من وقتی میگن زنگ نزنین، نزنین بهتره... چون باباشو میشناسه که میگه...

    اگرم واقعا برا ازدواج میخواینش و میدونین دختر خوبیه بعد یه مدت که اوضاع آرومتر شد پا پیش بذارین برا خواستگاری...
    هیچکس را تا به بلای کربلا نیازموده اند،
    از دنیا نخواهند برد...!

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62



    نقل قول نوشته اصلی توسط setsoko نمایش پست ها
    سلام،

    از نظر من وقتی میگن زنگ نزنین، نزنین بهتره... چون باباشو میشناسه که میگه...

    اگرم واقعا برا ازدواج میخواینش و میدونین دختر خوبیه بعد یه مدت که اوضاع آرومتر شد پا پیش بذارین برا خواستگاری...
    ببین من میدونم گناهکارم یک جورایی با اینکه مادرشون میدونستن . اما خب گناه من جزء این بوده که بهشون علاقه مند شدم و گفتم بزار یک مدت بگذره بعدش برم برای خواستگاری تا اینکه باباش این کارو کرد ، واقعا چرا

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    اگر دیوار بنای اولش کج باشه تا ثریا می رود دیوار کج!
    نگران نباشین پدر ایشون شکایت نمیکنن چون در این صورت آبروی دختر خودش هم میره. ولی منتظر یه گوشمالی باشین.
    من توی دانشگاه ترم آخر بود به یه پسره خیلی هم مصمم بود و حاضر بود بیاد و با خانوادم هم حرف بزنه اما میگفت همو بشناسیم .
    من جواب رد دادم چون بهش گفتم تو این جور روابط نمیشه همو شناخت احساسات غلبه میکنه و مسائل اساسی و اصلن نمیشه فهمید.
    اینکه من بدونم شما چه رنگی دوست داری و اینا که نشد شناخت.
    باید بر اساس یه سرس مسائل اصلی زندگی انتخاب کرد که اون هم با تحقیق و ظاهر افراد مشهود هست و لازم نیست باهاش رابطه داشته باشیم . و باید به خدا سپرد.
    چه این رابطه رو کل خانواده هم میفهمیدن این کار از اساس حرام هست و حرام خدا حلال نمیشه.دوستی دختر و پسر حرامه و هیچ جور حلال نمیشه.
    (مثلا یزید لعنت الله علیه که شراب میخورد قبلش بسم ...( نمیخوام اسم جلاله رو پیش این اسم کثیف بیارم) میگفت که حلالش کنه.)پس باید منتظر عواقبش باشین.
    در ضمن سلام دادن خالی هم حتی وابستگی میاره.
    امیدوارم بر اساس سنتون از این به بعد بیشتر دقت کنین!
    ویرایش توسط روزنه : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۴:۲۳

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    478
    حضور
    12 روز 16 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    3350



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید هانی نمایش پست ها
    ببین من میدونم گناهکارم یک جورایی با اینکه مادرشون میدونستن . اما خب گناه من جزء این بوده که بهشون علاقه مند شدم و گفتم بزار یک مدت بگذره بعدش برم برای خواستگاری تا اینکه باباش این کارو کرد ، واقعا چرا :ghamgin:

    بنده خدا کاری نکرد که... فکرکن دختر خودت یه همچین اتفاقی براش بیفته... نگرانش نمیشی؟؟؟ تازه الانم طوری نشده میتونی بری خواستگاری... البته اگه هنوزم خیلی بخوایش...
    هیچکس را تا به بلای کربلا نیازموده اند،
    از دنیا نخواهند برد...!

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62



    من کاملآ به پدرش حق میدم... دخترش هست و به قول شما کاری نکرده و می خواد دخترش تو این دنیایی که پر از گرگ هست در امان باشه و اینجوری تحت نظرش گرفته ....من میرم خواستگاری اما الان نه. برادر ایشون یکی از فرمانده هان بسیج هستن.پدرشون هم یکی از کارمند های سپاه هستن.( البته خودمم اسمم رو خیلی وقت هست دادم برای بسیج خاتم النبیا اما هنوز خبری نشده و باهام تماس نگرفتن ) .... حالا فکر کنین من برم الان خواستگاری ! راستش یک مدتی هم تو فکرم بود که با برادرشون صحبت کنم و براشون از اول توضیح بدم و بعدش بگم قصدم چی بود ... اما خب نمیدونم نتیجش چی میشه


    ویرایش توسط سید هانی : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۴:۳۶

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    478
    حضور
    12 روز 16 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    3350

    ...




    نقل قول نوشته اصلی توسط سید هانی نمایش پست ها
    من کاملآ به پدرش حق میدم... دخترش هست و به قول شما کاری نکرده و می خواد دخترش تو این دنیایی که پر از گرگ هست در امان باشه و اینجوری تحت نظرش گرفته ....من میرم خواستگاری اما الان نه. برادر ایشون یکی از فرمانده هان بسیج هستن.پدرشون هم یکی از کارمند های سپاه هستن.( البته خودمم اسمم رو خیلی وقت هست دادم برای بسیج خاتم النبیا اما هنوز خبری نشده و باهام تماس نگرفتن ) .... حالا فکر کنین من برم الان خواستگاری ! راستش یک مدتی هم تو فکرم بود که با برادرشون صحبت کنم و براشون از اول توضیح بدم و بعدش بگم قصدم چی بود ... اما خب نمیدونم نتیجش چی میشه

    :ghamgin:
    ای بابا برادر من شما که داری با دم شیر بازی میکنی... به داداششم بگین من فکر میکنم کشته شین.... زیاد ناراحت نباشین اگه این خانم قسمت شما باشه همه چی حل میشه... فقط هر دوی شما بعد این محتاطانه تر عمل کنید...
    ویرایش توسط setsoko : ۱۳۹۱/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۵:۳۸ دلیل: ...
    هیچکس را تا به بلای کربلا نیازموده اند،
    از دنیا نخواهند برد...!

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62



    نقل قول نوشته اصلی توسط setsoko نمایش پست ها
    ای بابا برادر من شما که داری با دم شیر بازی میکنی... به داداششم بگین من فکر میکنم کشته شین.... زیاد ناراحت نباشین اگه این خانم قسمت شما باشه همه چی حل میشه... فقط هر دوی شما بعد اینمحطاطانه تر عمل کنید...


    پس به نظر شما بیخیال صحبت کردن بشم ؟
    اگه اون ها بیخیال نشن که ....


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    478
    حضور
    12 روز 16 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    3350



    نقل قول نوشته اصلی توسط سید هانی نمایش پست ها
    پس به نظر شما بیخیال صحبت کردن بشم ؟
    اگه اون ها بیخیال نشن که ....
    :ghamgin:

    اون خانم نظرشون چیه؟؟ نظرشون راجع به خواستگاری؟؟ اونا دقیقا میدونن کسی که با دخترشون ارتباط داشت شمایی؟؟
    هیچکس را تا به بلای کربلا نیازموده اند،
    از دنیا نخواهند برد...!

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    8
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    62



    نقل قول نوشته اصلی توسط setsoko نمایش پست ها
    اون خانم نظرشون چیه؟؟ نظرشون راجع به خواستگاری؟؟ اونا دقیقا میدونن کسی که با دخترشون ارتباط داشت شمایی؟؟
    من دیگه باهاشون در تماس نیستم رابطمون تموم شده. نه نمیدونن من هستم اما شماره من تو ریزمکالمات بوده و خب فکر نکنم براشون کاری داشته بفهمن با توجه به پست هایی که دارن .



  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود