صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623

    با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟







    با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟*به نام خدا*با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟


    سلام خدمت دوستان گرامی
    *************************
    من این تاپیک و به توصیه یکی از اساتید محترم ایجاد کردم تا از نظرات شما دوستان که تجربه ای در رفع این معضل داشتین استفاده کنم بلکه شد ما هم موفق شدیم رفتیم خواستگاری!



    با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟ تشکر
    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۱/۰۶/۱۴ در ساعت ۲۰:۱۹

  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    سلام!
    این دقیقا مشکل من بود!
    و خداوکیلی شانسم گرفت که چند تا اتفاق برام اقتاد وگرنه خودمم واقعا نمیدونستم باید با این مشکل چیکار کنم!
    اولین شانسم این بود که همون خواستگاری اول عروسی شکل گرفت!
    دومین شانسم این بود که میخواستم برم خواستگاری خواهر دامادمون! دامادمون کاملا خبر داشت که من
    چقدر خجالتی ام! بنابراین به باباش و داداشاش گفته بود نرید تو جلسه خواستگاری و خوشبختانه همین طور هم شد و زمانی که من رفتم خواستگاری فقط با یک نفر مامانش روبه رو شدم و خود عروس!
    یعنی من بودم و مامانم! عروس بود و مامانش ! همین! خونه هم کاملا خالی بود و کسه دیگه ای نبود!
    یعنی اگر دامادمون این شرایط رو محیا نمیکرد عمرا اگر من میرفتم! و این شرایط واقعا اصلا از نظر من خجالت نداشت! من بیشتر از سوال وجواب هایی که تو جلسه ی خواستگاری از داماد میپرسن و جلوی 20تا چشم باید جواب بدی خجالت میکشیدم و این راهکار خوبیه برای افرادی که مثل من هستن!
    اما ممکنه یک نفر از صحبت با عروس خجالت بکشه که باید منتظر باشیم ببینیم چه راهکارهایی پیشنهاد میشه!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  5. صلوات ها 15


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام

    خب تا اینجا یک راهکار عملی و تست شده پیدا شد و اونم اینکه :

    به خواستگاری دختری برویم که فقط مادر داشته باشه و پدر و داداش مخصوصا نداشته باشه که!!
    ولی منم خیلی خجالت میکشم چیا می پرسن ...من میمیرم!!
    با کم رویی خواستگاری رفتن چکار کنیم؟
    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ در ساعت ۰۴:۲۲

  7. صلوات ها 16


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    سلام خب تا اینجا یک راهکار عملی و تست شده پیدا شد و اونم اینکه : به خواستگاری دختری برویم که فقط مادر داشته باشه و پدر و داداش مخصوصا نداشته باشه که منم خیلی خجالت میکشم شاید بمیرم


    نه اشتباه برداشت کردی!
    به خواستگاری یک آشنا برو که شرایطت رو برای خانواده عروس شرح بدن و کمکت کنن تا این مساله حل بشه!
    مثل من! که اگر دامادمون این کارو نمیکرد بدبخت بودم!
    در ضمن همون مامانشم حتی یک سوال هم ازم نپرسید (به سفارش دامادمون)
    ویرایش توسط asad : ۱۳۹۱/۰۶/۱۴ در ساعت ۲۰:۱۷
    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  9. صلوات ها 14


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    649
    حضور
    5 روز 7 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2877



    این حدیث رو 72 بار هر روز بعد نماز صبح با خشوع و تمرکز بخونید برای افزایش قدرت اراده خوبه
    لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

    برای خجالت هم این دستور خوبه
    صبح و عصر باید انجام بشه
    7 بار صلوات
    یا قوی یا شدید یا لطیف 70 بار
    در آخر هم 7 بار صلوات

    ویرایش توسط اویس قرنی : ۱۳۹۱/۰۶/۱۴ در ساعت ۲۰:۲۹

  11. صلوات ها 16


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    591
    حضور
    35 روز 8 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3832



    نقل قول نوشته اصلی توسط asad نمایش پست ها
    اما ممکنه یک نفر از صحبت با عروس خجالت بکشه که باید منتظر باشیم ببینیم چه راهکارهایی پیشنهاد میشه!
    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    ولی منم خیلی خجالت میکشم چیا می پرسن ...من میمیرم!!
    آره خيلي خجالت و ترس داره....مراقب باشيد اونجا يه وقت شما رو نخورن!!!


    من چه گـویم؟

    چون تـو می دانی نهان ...


  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی/سفر/حقوق
    نوشته
    1,374
    حضور
    27 روز 3 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    5770



    چه تایپیک باحالی
    کلی خندیدم

    اصلا فکرشو نمیکردم پسر جماعت تو این جور مراسم خجالت بکشه.....فک میکردم همشون پرو پا میشن میان....

    ولی یه پیشنهاد

    اگه اینجور نیستید (پرو) اداشو در بیارید..بی ادبی نه ها...اما یه جور انگار از دماغ فیل افتادید
    آخه خجالتیا اگه این فیلمو بازی کنن تازه به حالت عادی میرسن.....ببخشیداااا
    ولی جدی میگم پرو و با اعتماد به نفس بیاین بشینین....کنار مامانتونم نشینین...چون میگن مامانیه به مامانش پناه برده مثلا روی یه مبل تک نفره بشینین
    با حیا باشین ولی با صدای بلند حرف بزنید و سر و زبون داشته باشید
    من خودم کمی خجالتی بودم از بس پرو بازی دراوردم الان شدم یه آدم رک!نه بی محابام نه خجالتی


    ولی جدی نترسید ....چون طرفتون بیشتر خجالت میکشه اونوقت شما هم خجالت بکشید چی میشه>>؟

    بعدم ترسش واسه یه باره......بعدش دیگه راحتین!

  15. صلوات ها 13


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام

    اصلا فکرشو نمیکردم پسر جماعت تو این جور مراسم خجالت بکشه.....فک میکردم همشون پرو پا میشن میان


    پروووو!!؟...من!؟؟
    از بعیدات هست...من اینقدر ساده هستم که یه دختر همینطوری بیاد بهم متلکی چیزی بگه (که نمیگن)
    اولش من باور میکنم !!!( آخه ما شهری نیستیم )

    ولی سوای این بازم نمی تونم ،آخه من تا حالا پرو نبودم همشم ساکتم و مودب ...به قول دوستام از سنگ حرف در میاد از من نه!!!!

    تازه شم اگه بخوام شروع کنم تا یکمی « پرو » بشم دیگه از الان باید بروم سراغ دخترای کلاس اولی تا نامزدم و نشون کنم چون تا بخوام من پرو بشم همشون تموم میشن، دیگه کسی نیستش که !!

    میگم نمیشه یه دعایی خوند یه خونواده ای خودشون خواب ببینن فرداش بزور بیان تو خونمون خواستگاری؟!
    البته خرج و محارجم همراه خودشون بیارن که هنوز بهترترترتره!!

    ویرایش توسط پرنس کوچولو : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵ در ساعت ۰۴:۲۱

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    (بحث دینی)
    نوشته
    1,294
    حضور
    18 روز 1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4082



    نقل قول نوشته اصلی توسط elaheh نمایش پست ها
    اصلا فکرشو نمیکردم پسر جماعت تو این جور مراسم خجالت بکشه.....فک میکردم همشون پرو پا میشن میان
    مگه شما فیلمای ایرانی رو نمیبینید؟ نمیبینید چقدر پسرا خجالت میکشن تو فیلما؟ چطور اینجوری فکر میکردید! پسرا مظلومن از گل نازک تر بهشون بگی میپکن

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hedye نمایش پست ها
    آره خيلي خجالت و ترس داره....مراقب باشيد اونجا يه وقت شما رو نخورن!!!

    هی!! تو امروز برای امام زمان چیکار کردی؟


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    با سلام
    گذشته از شوخی من هم یه نظری دارم:
    هر احساسی که به شکل یک سیگنال عاطفی مانند خشم -ترس-نفرت-کینه-شادی-امید-عشق و.... در انسان ظاهر میشه یه دلیلی داره. یعنی بطور خاص خجالت یا همون استرس در مجلس خواستگاری هم حتماً دلیلی داره که به نظر من:
    هنوز اون جوون آمادگیشو نداره ولی خودش فک میکنه که از وقتش هم گذشته و این خودش یه سنگ محکه برای اینکه نشون بده کی آماده ازدواجه.
    توضیح : امیدوارم به کسی برنخوره ولی ازدواج چند تا شرط میخواد مثلاً عشق-وسع مالی-هم کفو بودن - شهوت-تحصیلات-آمادگی کلی و.......
    حالا اگه بخش عمده ای از اینها مهیا نباشه بدون اینکه خود انسان متوجه بشه ضمیر ناخوداگاه میخواد از ازدواج منعت کنه و بخشهای دیگر انسان میخواد هلش بده و اون منعیت ضمیرناخوداگاه به شکل خجالت و استرس ظاهر میشه.
    یه مثال میزنم:بعضیا برای کنکور خیلی میخونن ولی میرن و خراب میکنن و بدجوری سر جلسه هول میشن و استرس پیدا میکنن برای خود من پیش اومده ولی وقتی ریشه یابی کردم دیدم درسته که خیلی وقت گذاشتم ولی مثلا تست کم زده بودم یا مثلا برنامه ریزیم و دوره مطالب طوری بوده که یه سری مطالب رو فراموش کرده ام و این در حالی بوده که ضمیر آگاه من با خبر نبوده ولی ضمیرناخوداگاه اشتباه نمیکنه.و این به شکل استرس سر آزمون ظاهر میشه.این مثال در بیشتر موارد صادقه مثلاً در ورزش-ارتباط با جنس مخالف-ارائه سخنرانی در جمع - و.....البته باید بگم که کمی استرس در حد معقول طبیعیه ولی اگه زیاد از حد باشه یا به دلائلی که مطرح کردم و یا به یه نوع بیماری تبدبل شده که باید با مشاور مطرح بشه.
    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. تو میایی ای پسر فاطمه
    توسط safareeshghe در انجمن مهدویت و آخرالزمان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۰, ۱۹:۴۷
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود