جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پناهگاه...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    4,004
    حضور
    44 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1227
    صلوات
    32319

    مطلب پناهگاه...




    پناهگاه...

    آب جوش را داخل فلاکس می ریزد. صدای زنش در گوشش می پیچد :
    -زود برگردی شیرین گرسنه اس . بچه یکسره ونگ می زند . پیر ه زنی می گوید: بچه را زیر هواکش ببر اونجا هواتازه تره .در فلاکس را می بندد. صدای آژیر قرمز، میگ های عراقی و انفجار در هم می پیچد. خانه می لرزد . هراسان به طرف پناهگاه می رود. پناه گاه به تلی از خاک تبدیل شده است. مامورهای امداد می گویند: موشک درست وسط هواکش خورده .
    با گریه می گوید: من آب جوش آورده ام !



  2. صلوات ها 4


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود