جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پناهگاه...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش ...
    نوشته
    3,994
    حضور
    44 روز 10 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    58
    آپلود
    15
    گالری
    1234
    صلوات
    32295

    مطلب پناهگاه...




    پناهگاه...

    آب جوش را داخل فلاکس می ریزد. صدای زنش در گوشش می پیچد :
    -زود برگردی شیرین گرسنه اس . بچه یکسره ونگ می زند . پیر ه زنی می گوید: بچه را زیر هواکش ببر اونجا هواتازه تره .در فلاکس را می بندد. صدای آژیر قرمز، میگ های عراقی و انفجار در هم می پیچد. خانه می لرزد . هراسان به طرف پناهگاه می رود. پناه گاه به تلی از خاک تبدیل شده است. مامورهای امداد می گویند: موشک درست وسط هواکش خورده .
    با گریه می گوید: من آب جوش آورده ام !



  2. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود