صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نام های مردم در قرآن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    نام های مردم در قرآن




    نام های مردم در قرآن 1
    1.زيد؛ وي پسرخوانده رسول خدا بود كه در جنگ موته به شهادت رسيد. نام وي در سوره احزاب آيه 37 آمده است.
    2. عمران؛ اين كلمه سه بار در قرآن آمده است (سوره آل عمران، آيه33و35 و سوره تحريم،‌ آيه12) كه مراد پدر حضرت مريم است. نام پدر حضرت موسي هم عمران است كه در قرآن كريم ذكر نشده است. برخي احتمال داده¬اند كه وي پيامبر بوده است.
    3. تُبّع؛ اين كلمه در دو آيه آمده است. (دخان، آيه37 و ق، آيه14) وي پيش از اسلام مي زيسته است. از برخي كلمات استفاده مي شود كه وي از شاهان قبيله حمير بوده كه در يمن پادشاهي مي كرده است و به جهت كثرت پيروانش او را «تُبّع» گفته اند؛ ولي ظاهراً واژه تبع لقب پادشاهاني بوده كه در دوران جاهليت در يمن حكومت مي كردند.
    4. لقمان؛ اين كلمه دو بار در قرآن كريم در سوره لقمان آمده است. وي مردي حكيم، عالم و عابد بود كه خداي متعال به او عنايت داشته، توفيقاتي را نصيبش كرده بود؛ ولي پيامبر نبود.
    5. جالوت؛ اين كلمه 3 بار در قرآن كريم (بقره، آيه250، 251 و252) آمده و غير منصرف است. وي يكي از پادشاهان ستمگر ميان بني اسرائيل است كه در جنگي كه به فرماندهي طالوت با صورت گرفت به دست داود كشته شد.
    6. طالوت؛ اين كلمه 2 بار در قرآن كريم (بقره، آيه248 و250) آمده و غير منصرف است. وي به دست پيامبري پس از حضرت موسي، به فرماندهي براي مبارزه با سپاه جالوت برگزيده شد و در نبرد پيروز شد. داستان طالوت و جالوت در سوره بقره آيه247-252 آمده است.
    7. قارون؛ اين كلمه غير عربي و غير منصرف است و در چهار آيه قرآن كريم(قصص، آيه76، 79؛ عنكبوت، آيه39؛ غافر، آيه24) آمده است. از قرآن كريم استفاده مي شود كه وي از قوم حضرت موسي و داراي ثروت هنگفتي بوده است به گونه اي ضرب المثل براي ثروتمندي شده است. وي طغيان كرد و خداي متعال او را با ثروتش در زمين فروبرد.

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط گمنام : ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ در ساعت ۲۳:۱۵

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247




    8. آزر؛ اين كلمه غير عربي و غير منصرف است و يك بار در قرآن كريم (انعام، آيه74) آمده است. در مورد اين كه آيا آزر پدر حضرت ابراهيم بوده يا نه اختلاف نظر است. قرآن كريم كلمه ابيه را به كار برده است. و با توجه به آيات ديگر معلوم مي شود كه وي پدر واقعي ابراهيم نبوده است؛ بلكه يا عموي او بوده و يا پدر خوانده او بوده است. آن آيات چنين است. «أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَإِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» در اين آيه به اسماعيل كه عموي يعقوب است عنوان اب گفته شده است.
    «إِذْ قالَ لأَِبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاًيا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لأََرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا
    قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا» از اين آيات استفاده مي شود كه آزر بت پرست بوده و گفت وگوي ابراهيم با آزر در دوره جواني و پيش از شكستن بت ها بوده است.
    «وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَِبِيهِ إِلاَّ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ للهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لأََوَّاهٌ حَلِيمٌ» در همان دوره جواني هنگامي كه ابراهيم فهميد كه آزر دشمن خداست از او بي زاري جست.
    « رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ» در دوره پيري و هنگامي كه خداي متعال اسماعيل و اسحاق را به او هديه كرد و به كمك اسماعيل كعبه را ساخت از خداي رحمان مي خواهد پدرش و مؤمنان را بيامرزد. از اين آيات نتيجه مي گيريم كه آزر پدر ابراهيم نبوده است.
    9. هامان؛ اين كلمه معرب «هومان» عبري و به معناي ستوده و غير منصرف مي باشد و در قرآن كريم 6 بار تكرار شده است. از قرآن كريم استفاده مي شود كه وي مقام بلندي نزد فرعون داشته و به گفته برخي وزير فرعون بوده است.
    10. مريم؛ اين كلمه معرب «ميريوم» عبري يا «ماريه» يوناني است و غير منصرف مي باشد و 34 بار در قرآن كريم تكرار شده است. وي مادر حضرت عيسي مي باشد و از زنان والا مقام و برتر جهان است.


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    با سلام
    چرا نام امام علی و دیگر امامان شیعه در قرآن به صراحت نیامد تا دست کم حجت بر همگان چه گذشتگان و چه آیندگان تمام شود؟
    فقط خواهش می کنم مطالب کپی پیست شده ارائه نشود.
    با تشکر
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    سلام
    کسی که دنبال جواب باشد فرقی برایش نمیکند که پاسخش کپی پیست باشد یا شخصی از خود بگوید مهم این است که به پاسخ سوالش برسد در غیر این صورت هدف از سوال اگر غرایض دیگری باشد که بحث دیگری است ........


    اینم پاسخ سوال شما دوست عزیز

    روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد. رسول‌خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه می‌فرماید:
    و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون.(1) و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند.
    در آیه یادشده دقت کنید، می‌فرماید: «تبیّن» و نمی‌گوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند.
    بنابراین انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اینک برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:
    1. معرفی به نام
    گاهی شرایط ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کنند، چنانکه می‌فرماید: و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد(2)، (عیسی می‌گوید): من به شما مژده پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است.
    در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.
    2. معرفی با عدد
    و گاهی شرایط ایجاد می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنانکه می‌فرماید: و لقد أخذ الله میثاق بنی‌اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً ... .(3) و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.
    3. معرفی با صفت
    بعضی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.
    الذین یتّبعون الرسول النّبیّ الأمّیّ الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم... .(4)
    کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...
    با توجه به این روش، انتظار اینکه اسامی دوازده‌ امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، یک انتظار بی‌جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.
    مسائل زیادی وجود دارد که قرن‌ها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشه‌کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
    ـ صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
    ـ حقیقت صفات خبری مانند استواری بر عرش چیست؟
    ـ کلام خدا قدیم یا حادث است؟
    ـ خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
    این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکّر و دقت در مفاد آیات دعوت می‌کند، بیان قاطع همه مسائل، به گونه‌ای که همه مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.
    معرفی به نام، برطرف کننده اختلاف نیست
    پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیّت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.
    بنی‌اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمان‌روایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب‌شده خود را باز ستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
    إذ قالوا لنبیّ لهم ابعث لنا ملکاً نقاتل فی سبیل‌الله.(5) آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمان‌روایی معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...
    پیامبر آنان به امر الهی فرمان‌روا را به نام معرفی کرده، گفت: إنّ الله قد بعث لکم طالوت ملکاً...(6) به راستی که خدا طالوت را به فرمان‌روایی شما برگزیده است.
    با وجودی که نام فرمان‌روا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:
    أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یؤت سعةً من المال...(7) از کجا می‌تواند فرمان‌روای ما باشد، حال آنکه ما به فرمان‌روایی از او شایسته‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...
    این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایی باشد. چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد و به قول معروف:
    صد هزاران طفل سر ببریده شد / تا کلیم‌الله موسی زنده شد
    درباره حضرت مهدی(عج) هم که اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانه حضرت عسکری(ع) مدت‌ها تحت‌نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
    در پایان یادآور می‌شویم: همان‌طوری که گفته شد، قرآن بسان قانون اساسی می‌باشد و انتظار اینکه همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بی‌مورد است. نماز و روزه و زکات نیز که از عالی‌ترین فرائض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنّت پیامبر(ص) گرفته شده است.
    پی‌نوشت‌ها:
    ٭ برگرفته از: افق حوزه، 3/5/1386.
    1. سورة نحل (16)، آیة 44.
    2. سورة صف (61)، آیة 6.
    3. سورة مائده (5)، آیة 11.
    4. سورة اعراف (7)، آیة 157.
    5. سورة بقره (2)، آیة 246.
    6. سورة بقره (2)، آیة 247.
    7. همان.
    منبع: ماهنامه موعود شماره 80

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    چرا نام امامان در قرآن نیامده است؟
    عدم تصریح قرآن به اسامی مطهر اهل بیت (ع) و امامان شیعه (ع) سبب دل مشغولی من شده است . وقتی امامت از ارکان اساسی ساختمان فکر و رفتار دینی و الاهی است، چرا نام دوازده پیشوای شیعه در قرآن ذکر نشد تا موجب تقویت یقین مؤمنان باشد و حجت را بر مخالفان تمام گرداند؟
    شیوا یزدانی، دانشجوی پزشکی
    به این پرسش ارزنده، پاسخ های متعدد داده شده است که با توجه به حوصله نوشتار به دو مورد اشاره می شود .
    1 . «تبیین » قرآن توسط پیامبر (ص) ;
    عدم تصریح به خصوصیت و تعداد و نام امامان موضوعی استثنایی نیست . قرآن خود متکفل بیان تمام مصادیق و جزئیات فروع معارف و دستورالعمل ها نیست تا عدم تصریح به نام امامان مورد نظر شیعه امری خلاف انتظار و غیر موافق با سبک ویژه قرآن باشد . نماز نمونه خوبی از این دست است . شاید در بین احکام و دستورهای شریعت مطلبی به اهمیت و محوریت نماز وجود نداشته باشد; تعابیری نظیر ستون خیمه دین، مرز میان کفر و ایمان، عامل تقرب هر پرهیزکار و نخستین پرسش و اساسی ترین عامل پذیرش دیگر اعمال نشان دهنده اهمیت این تکلیف الاهی است; اما به راستی آیا در آیات قرآن نشانی از تعداد رکعات و خصوصیات این فریضه وجود دارد؟ !
    قرآن به وجوب نماز و اقامه آن در اوقات خاص و طهارت هنگام نماز و چند مورد از این دست اشاره کرده، بیان خصوصیات دیگر این مهم را به «سنت » واگذاشته است . قرآن درباره زکات واجب و حج و خمس و سایر دستورهای شریعت مقدس نیز از همین نظام تبعیت کرده است; یعنی فشار اصلی را بر تثبیت این واجبات گذارده و بیان خصوصیات را به دستگاه دیگر (سنت) واگذار کرده است .
    همین دغدغه و پاسخش بر زبان ابوبصیر و امام صادق (ع) نیز جاری شده است: ابو بصیر که از شاگردان تیزبین امام ششم (ع) است، پیرامون آیه 59 سوره نساء - «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » - که مردم را به اطاعت از خدا و رسول و اولیای امور فرا می خواند، به طرح پرسش می پردازد . طبیعی است که در خدا و رسول به دلیل انحصارشان در «الله » و ذات مقدس حضرت محمد (ص)، تردید راه نمی یابد; اما ذکر واژه «اولیای امور» و اجمالی که در آن نهفته، وی را بر آن داشت تا بپرسید: چرا قرآن نام آنان را نبرده است . اگر واقعا حق با شیعه است و مراد از «اولیای امور» امام علی (ع) و اهل بیت اند، چرا آنان را به نام معرفی نفرمود; «ما باله لم یسم علیا و اهل بیته » ؟
    امام صادق (ع) در پاسخ به سبک خاص قرآن اشاره کرد و فرمود: وقتی برای پیامبر آیه نماز نازل شد، خدا در آن سه رکعت و چهار رکعت را نام نبرد تا آن که رسول خدا (ص) آن را شرح داد . آیه زکات نازل شد، خدا نام نبرد که باید از چهل درهم یک درهم داد تا رسول خدا (ص) آن را شرح داد و آیه حج نازل شد و نفرمود به مردم که هفت دور طواف کنید تا آن که رسول خدا (ص) آن را برای مردم توضیح داد . «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » درباره علی و حسن و حسین - علیهم السلام - نازل شد و رسول خدا (ص) درباره علی فرمود: «هر که من مولا و آقای اویم، علی (ع) مولا و آقای او است; و فرمود من به شما وصیت می کنم درباره کتاب خدا و خاندانم; زیرا من از خدای - عزوجل - خواسته ام میانشان جدایی نیفکند تا آن ها را کنار حوض به من رساند . خدا این خواست مرا برآورد . . . .» ()
    از این روایت در می یابیم وظیفه بیان مصداق ها و موارد و نیز تبیین جزئیات بردوش پیامبر (ص) است . همین جهت شیعه را بر آن داشت تا بر سنت پیامبر (ص) تاکید ورزد; بر عدم امکان اکتفا به قرآن در تشخیص امور پای فشارد و تلاش خلفای سده نخستین هجری در ممنوعیت نگارش سنت رسول الله (ص) را اشتباه فاحش بخواند . چنان که می دانیم این ممنوعیت سرانجام در اواخر دوران بنی امیه برطرف شد و تدوین کتب روایت نزد تمام فرقه های مسلمان مورد توجه قرار گرفت . قرطبی، از مفسران به نام اهل سنت، در مقدمه تفسیرش چنین روایت می کند: عمران بن حصین به مردی که گمان می کرد کتاب الله به سنت نیاز ندارد، گفت: «تو احمقی، آیا حکم نماز ظهر را که باید چهار رکعت خواند و حمد و سوره اش را آشکار نخواند، در قرآن یافته ای؟ و به همین گونه به نماز و زکات و مثل آن ها اشاره کرد و گفت: آیا این [امور] را در قرآن روشن شده یافته ای؟ همانا کتاب خدا این امور را مبهم بیان کرد . و سنت آن را تفسیر می کند .» ()
    در همان تفسیر از «مکحول » ، یکی از علمای بنام و مورد قبول اهل سنت، چنین نقل می کند: «القرآن احوج الی السنة من السنة الی القران » . قرآن به سنت از سنت به قرآن نیازمندتر است .
    البته این تعبیر افراط گونه مور تایید شیعه نیست . بر اساس باورهای شیعه سنت، مشروعیت و حتی صحت مندرجات و محتویات خود را از موافقت با قرآن و اصول حاکم بر آن به دست می آورد . سند حجیت و اعتبار سنت، قرآن است; ولی به هر حال فهم صحیح معارف و وظایف دینی بی عنایت به سنت نبوی (ص) و روایات اهل بیت (ع) ممکن نیست .
    در این جا، پرسشی دیگر رخ می نماید: رسول اکرم (ص) این معارف و احکام جزئی و تفسیری را از کجا به دست می آورد؟ از آیات قرآن استفاده می شود که جمع و قرائت آیات قرآن و نیز بیان مراد و مقاصد و شرح و تبیین آیات از ناحیه خدای متعال است: «ان علینا جمعه و قرآنه × فاذا قراناه فاتبع قرآنه× ثم ان علینا بیانه () ; جمع قرآن - کلمات در آیات، آیات در سوره ها و - . . . و قرائت قرآن بر عهده ما است و هنگامی که بر تو قرآن را خواندیم، تو [پیامبر (ص]) هم پیروی کن و قرآن را همین گونه بخوان - . مرحله بعد «بیان » قرآن است که آن هم وظیفه ما است » .
    بنابراین، بیان و تشریح مقاصد آیات هم از ناحیه خدا است و به وسیله وحی دیگری جز وحی قرآنی در اختیار پیامبراکرم (ص) قرار می گیرد . پس ما با دو وحی روبه رو هستیم: «وحی قرآنی » و «وحی تبیینی » . در وحی قرآنی لفظ و معنا هر دو از ناحیه خدا است; اما در وحی تبیینی معنا از خدا و لفظ از سوی رسول خدا (ص) است . آیات 43 و 44 سوره نحل به این دو گونه وحی اشاره می کند: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون; ما بر تو «ذکر» را نازل کردیم تا قرآنی را که برای مردم نازل شده تبیین و تفسیر کنی و زمینه تفکر آن ها را فراهم سازی » . این ذکر همان «وحی تبیینی » است که درست تجلی یافته است و تمام سخنان پیامبر (ص) در زمینه معارف و دستورالعمل های دینی را شامل می شود .
    این مقدمات نشان می دهد عدم ذکر مصداق ها به نام ائمه اطهار (ع) اختصاص ندارد و غالب معارف و احکام الاهی را شامل می شود . بنابراین، برای شناخت نام امامان معصوم (ع) باید سراغ سنت نبوی (ص) رفت; همان گونه که در تفسیر و تبیین معارف و دیگر فرائض دینی به «سنت » نیاز مندیم .
    2 . تاکید بر روش توصیفی;
    از روش های جالب توجه قرآن تاکید بر صفات و ویژگی ها و عدم اصرار بر ذکر نام اشخاص است . شاید حکمت این روش توجه دادن امت به صفات و ویژگی های خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذکر شده به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمیت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلی یافته در آنان بسنجند .
    روش بیان «توصیفی » ، به قرآن شادابی و تازگی و دوام می بخشد; زیرا در هر قطعه ای از زمان زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصه های ذکر شده در قرآن فراهم می شود و امکان دستیابی به داوری قرآن در مسائل نو و فتنه های فردی و اجتماعی تامین می گردد . قرآن «کلام فصل » است - «انه لقول فصل » 4- و بین حق و باطل تمییز می دهد و راهنمای انسان در فتنه ها است; چنان که پیامبر (ص) فرمود: «هنگامی که فتنه ها چون پاره های شب تاریک شما را فرا گرفت، به قرآن روی آورید» از سوی دیگر، کومت شایستگان نیاز همیشگی جوامع دینی است و به بخشی از امت اسلامی و یا قطعه ای خاص از تاریخ، اختصاص ندارد .
    برای راهنما و فصل الخطاب شدن در گستره ای چنین پهناور، بیان شاخصه ها و شایستگی ها و ویژگی های صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترین راه شمرده می شود . بدین سبب، قرآن جز در موارد ضروری از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مترفان و . . . صرف نظر کرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ویژگی ها و نه نام ها توجه کنند و امکان بهره گیری های نو از قرآن فراهم شود .
    بنابراین، شیعه معتقد است مسلمانان در آیات بسیاری به ائمه اطهار (ع) رهنمون شده اند و وظیفه دارند با تطبیق ویژگی های یاد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نیازهای دینی، اجتماعی و سیاسی خود را از درگاه آنان جویا شوند . بر اساس همین نکته مهم، امام باقر (ع) می فرماید: «من لم یعرف امرنا من القران لم یتنکب الفتن » . هر کس امر ولایت ما را از قرآن به دست نیاورد; نمی تواند از فتنه ها مصون ماند .»
    در این روایت دو نکته قابل تامل می نماید:
    1 . امر ولایت اهل بیت (ع) در قرآن وجود دارد و توصیفات موجود در قرآن ما را به امامان معصوم رهنمون می شود . اگر به راستی از سر تحقیق و بدون هیچ گونه اعوجاج و کج فهمی سراغ آیات رویم، نشانه ها و صفات و ویژگی هایی که برای امامان بیان شده ما را به دوازده معصوم (ع) هدایت خواهد کرد .
    پس امر ولایت امامان شیعه را می توان از قرآن استخراج کرد . البته همان گونه که پروردگار در تمام آفریده ها تجلی کرده است و تنها شایستگان از توان مشاهده برخوردارند، شناخت امر ولایت اهل بیت (ع) از آیات نیز به خواست و طلب و ذوق و سلامت نیازمند است .
    2 . شیعیان ممکن است از راه های گوناگون به امر ولایت امامان دست یابند، اما با توجه به اهمیت و مرجعیت قرآن کسانی از فتنه ها و شبهه ها و افراط و تفریطها رهایی می یابند که معرفت به ولایت و شؤون آن را از قرآن گرفته باشند . در غیر این صورت، در فتنه های ناشی از افراط و تفریط سقوط خواهند کرد .
    به همین جهت مفسران و علمای بزرگ شیعه بخش عمده ای از تلاش عالمانه خود را به اثبات ولایت و شؤون آن معطوف داشته اند و ولایت امامان شیعه (ع) را به آیات الاهی مستند ساخته اند . تلاش و تالیف های آنان ذیل آیاتی چون «اولی الامر» ، «ذوی القربی » «ولایت » ، «اکمال دین » ، و . . . فراوان به چشم می خورد . این بحث را با حدیثی از امام صادق (ع) پایان می دهیم: «اگر قرآن آن گونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه های ارائه شده اش خواهید یافت .» ()
    بنابراین، باید با نگاه جست وجوگر در آیاتی که صفات و ویژگی های رهبران و اولیای امور را بیان می کند، نام های اهل بیت (ع) را استخراج کرد . شیعه افتخار دارد که رهبرانش را با استناد به اصول قرآنی برگزیده است .
    پی نوشت ها:
    1 . «ان رسول الله نزلت علیه الصلوة و لم یسم لهم ثلاثا و لا اربعا حتی کان رسول الله هو الذی فسر لهم ذلک و نزلت علیه . الزکاة و لم یسم لهم من کل اربعین درهما درهم، حتی کان رسول الله (ص) هو الذی فسر ذلک لهم و نزل الحج فلم یقل لهم طوفوا اسبوعا حتی کان رسول الله (ص) هو الذی فسر ذلک لهم و نزلت «اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » و نزلت فی علی والحسن و الحسین، فقال رسول الله (ص) فی علی: من کنت مولاه; و قال (ع) اوصیکم بکتاب الله و اهل بیتی فانی سالت الله عزوجل ان لا یفرق بینهما حتی یوردهما علی الحوض فاعطانی ذلک . . .» ; اصول کافی، ج 2، ص 71 .
    2 . «انک رجل احمق! اتجد الظهر فی کتاب الله اربعا لایجهر فیها بالقراءة!؟ - ثم عدد علیه الصلاة و الزکاة و نحو هذا ثم قال: - اتجد هذا فی کتاب الله مفسرا! ان کتاب الله تعالی ابهم هذا و ان السنة تفسر هذا» ; التفسیر و المفسران، استاد معرفت، ج 1، ص 182 .
    3 . قیامت (75): 17- 19 .
    4 . طارق (86): 14 .
    5 . تفسیر عیاشی، ج 1، ص 13 .

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    سلام
    کسی که دنبال جواب باشد فرقی برایش نمیکند که پاسخش کپی پیست باشد یا شخصی از خود بگوید مهم این است که به پاسخ سوالش برسد در غیر این صورت هدف از سوال اگر غرایض دیگری باشد که بحث دیگری است ........
    فرقش در این است که من دارم با یک متن کپی پیست شده بحث می کنم نه با یک انسان با فکر و خرد. و این انسان اصرار دارد که سرقت ادبی از اینجا و آنجا را موجه و قانونی جلوه دهد. همچنین این فرد اصرار زیادی دارد که فکر کند مطالبی را که از این جا و آنجا کپی پیست می کند فقط خودش دیده و خوانده! است و دیگران بر چنین کاری توانایی ندارند. اصلا به مخیله این انسان خطور نمی کند که ممکن است این پاسخ ها نارسا باشند و نتوانسته اند از عهده جوابگویی برآمده باشند. حال به عوض این که چنین فکر کند فکر می کند به یمن کپی پیست هایش لابد و حتما باید مخاطب قانع شود و اگر نشد حتما غرض و مرضی در کار است
    عجبا

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد.بنابراین انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود
    طبق قطعه بالا دعو قرآن چنین است که کلیات گفته شود ولی به جزییات پرداخته نشود. بسیار خوب به قرآن رجوع می کنیم که آیا واقعا چنین است؟
    آیا ذولقرنین کلیات است یا جزییات؟
    آیا این که شمار اصحاب کهف شش تن بودند یا هفت تن یا هشت تن کلیات است یا جزییات؟
    آیا این که سگشان دستهایش را باز گذاشته بود یا بسته بود کلیات است یا جزییات؟
    آیا شرح نوبت های همخوابگی پیامبر با زنانش کلیات است یا جزییات؟
    آیا یاجوج و ماجوج کلیات است یا جزییات؟
    و مهمتر از همه این که ذکر نام یاجوج و ماجوج مهمتر بود یا نام امام علی؟؟؟؟؟؟
    همانگونه که ملاحظه کردید دلیل ذکر شده در بالا خیال و توهمی بیش نیست. در قرآن آنقدر جزییات بی اهمیت هست ( دست کم در مقایسه با مسئله امامت که به زعم شیعیان اصل و اساس و مغز و لب اسلام است ) که دلیل فوق مضحکه ای بیش نخواهد بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیّت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.
    به فرض که ذکر نام در جایی موجب اختلاف شد آیا همه جا چنین خواهد بود؟؟ اختلاف از اختلاف کنونی که یک میلیارد سنی در مقابل چند ده میلیون شیعه قرار دارند بیشتر می بود؟
    ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایی باشد. چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند.
    این تصوری است که شیعیان هنگامی که نام پیشوایانشان را در قرآن ندیده اند در خیال خویش آورده اند. حجت باید بر مردم تمام می شد. این سخنان ارزشی ندارند. اگر چنین است پس حجت بر مردم آن زمان و مهمتر از همه بر مردم زمانهای بعد تمام نشده است.
    این چه بسا چه بسا ها توجیهات پسینی است.
    مهمتر از این ما سوره زنبور داریم. سوره ماده گاو داریم. سوره عنکبوت داریم. چرا نباید سوره ای تحت عنوان امامت داشته باشیم که در آن به تشریح شوون امامت و جایگاه زمینی و آسمانی آن بپردازد؟؟؟ چرا؟؟
    مگر نه اینست که در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان آمده است: " بکم یمسک السما ان تقع علی الارض"
    مگر نه این است که در این زیارت می گوییم اقرار به یگانگی خداوند هم از جانب شماست: " من وحّده قبل عنکم"
    پس چگونه شد که درباب ابولهب و زنش در قرآن مطلب داریم اما درباره این امامان حتی بدون ذکر نام هم سوره نداریم؟؟
    چگونه است که چندین و چند آیه در باب کشورگشاییهای ذوالقرنین در قرآن مطلب آمده است اما به فرض نگفته است امام کسی است که: خزّان العلم حفظه السر الله و کذا و کذا؟؟
    چگونه است که یک سوره تام و تمام به یوسف بنی اسراییل اختصاص یافته است اما ذکری وتوصیفی از مقام امامت بصورت روشن و شفاف نظیر زیارت جامعه در قرآن نیامده است؟؟؟
    هنوز هم بگویم یا کافی است؟؟؟
    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۰۰:۴۸
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها

    عدم تصریح به خصوصیت و تعداد و نام امامان موضوعی استثنایی نیست . قرآن خود متکفل بیان تمام مصادیق و جزئیات فروع معارف و دستورالعمل ها نیست تا عدم تصریح به نام امامان مورد نظر شیعه امری خلاف انتظار و غیر موافق با سبک ویژه قرآن باشد . نماز نمونه خوبی از این دست است . شاید در بین احکام و دستورهای شریعت مطلبی به اهمیت و محوریت نماز وجود نداشته باشد; تعابیری نظیر ستون خیمه دین، مرز میان کفر و ایمان، عامل تقرب هر پرهیزکار و نخستین پرسش و اساسی ترین عامل پذیرش دیگر اعمال نشان دهنده اهمیت این تکلیف الاهی است; اما به راستی آیا در آیات قرآن نشانی از تعداد رکعات و خصوصیات این فریضه وجود دارد؟ !
    .
    در مورد دلیل نمای فوق در پست قبل نوشتم و گوشه ای از جزییات بی اهمیت قرآن را در قیاس با امامت نمونه آوردم. از این رو بهتر است این دلیل نما برای همیشه در آرشیو بایگانی شود و از گردونه خارج شود.
    نماز را مثال آورده اند برای نشان دادن کلی گویی قران و احتراز از پرداختن به جزییات.
    سوال: آیا به زعم شیعه نماز خواندن اهل سنت هر چند با اخلاص باشد اجر و قربی دارد؟
    پاسخ واضح است: خیر
    چرا؟
    به دلیل عدم اعتقد به امامت!!
    پس امامت رکن رکین و مغز و لب اسلام است به زعم تشیع. بنابراین نباید نماز را که از فروع دین است با امامت که از اصول مذهب است با یکدیگر مقایسه کرد. این خیمه دین که در قطعه فوق آمده است و کنایه از نماز است بدلیل عدم وجود ستون امامت بر سر سنی بخت برگشته ویران می شود. چنین است یا خیر؟
    پس ستون مهمتر است. پس باید به تفصیل درباب آن در قرآن مطلب می آمد نه این به شرح کشورگشایی های ذولقرنین می پرداخت!
    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها

    از روش های جالب توجه قرآن تاکید بر صفات و ویژگی ها و عدم اصرار بر ذکر نام اشخاص است . شاید حکمت این روش توجه دادن امت به صفات و ویژگی های خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذکر شده به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمیت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلی یافته در آنان بسنجند .
    روش بیان «توصیفی » ، به قرآن شادابی و تازگی و دوام می بخشد; زیرا در هر قطعه ای از زمان زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصه های ذکر شده در قرآن فراهم می شود و امکان دستیابی به داوری قرآن در مسائل نو و فتنه های فردی و اجتماعی تامین می گردد .
    .
    این دلیل نیز فاقد ارزش است زیرا اگر ارزشمند بود چنین شکاف و بلکه گسل عظیمی ایجاد نمی شد و نزدیک به یک میلیارد مسلمان منحرف!! نمی گشتند. اگر معلمی ازمونی بگیرد و بیش از نود درصد دانش آموزان نمره ی ردی بگیرند سه حالت متصور است:
    1- آزمون بسیار سخت طراحی شده است و متناسب با سطح علمی دانش آموزان نبوده است.
    2- مطالب تدریس شده در طول سال یا نیمسال تناسبی با مطالب مطرح شده در آزمون نداشته است.
    3- معلم درس خود را بسیار بد تدریس کرده است.
    در مورد این گسل عظیم در اسلام کدام حالت متصور است؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    برای راهنما و فصل الخطاب شدن در گستره ای چنین پهناور، بیان شاخصه ها و شایستگی ها و ویژگی های صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترین راه شمرده می شود . بدین سبب، قرآن جز در موارد ضروری از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مترفان و . . . صرف نظر کرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ویژگی ها و نه نام ها توجه کنند و امکان بهره گیری های نو از قرآن فراهم شود .
    .
    زمانی که عظمت مقام امامت را خصوصا در زیارت جامعه از نگاه شیعه درک کردید متوجه می شوید که دلیل فوق لطیفه ای بیش نیست.
    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    پس امر ولایت امامان شیعه را می توان از قرآن استخراج کرد .
    .
    این نظر شیعه است و اهل سنت قرآن را به گونه ای دیگر می فهمند. هر کسی از قرآن صید مصداق می کند. اگر چنین شفاف و واضح چنین استخراجی صورت می گرفت چنین گسل عظیمی در اسلام ایجاد نمی شد.
    بنابراین دلایلی نظیر عدم ذکر جزییات و احتمال به خطر افتادن جان امامان و از این دست دلایل نخ نمایی هستند که حتی ارزش بحث کردن را هم ندارند.
    و هرگز این سوال را فراموش نکنید که:
    آیا ذکر نام یاجوج و ماجوج در قرآن مهمتر بود یا ذکر نام امام علی؟؟!!
    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۰۰:۵۳
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    فرقش در این است که من دارم با یک متن کپی پیست شده بحث می کنم نه با یک انسان با فکر و خرد. و این انسان اصرار دارد که سرقت ادبی از اینجا و آنجا را موجه و قانونی جلوه دهد. همچنین این فرد اصرار زیادی دارد که فکر کند مطالبی را که از این جا و آنجا کپی پیست می کند فقط خودش دیده و خوانده! است و دیگران بر چنین کاری توانایی ندارند. اصلا به مخیله این انسان خطور نمی کند که ممکن است این پاسخ ها نارسا باشند و نتوانسته اند از عهده جوابگویی برآمده باشند. حال به عوض این که چنین فکر کند فکر می کند به یمن کپی پیست هایش لابد و حتما باید مخاطب قانع شود و اگر نشد حتما غرض و مرضی در کار است عجبا
    دوست خوبم بهتره منطقی باشی و بر اعصابت مسلط متن کپی شده هم اگه باشد اونم نوشته یک امسانه پس اگر منطقیه باید پذیرفتش خیلی جالبه جواب نداری چرا مباحث ر وعوض میکنی هر چقدر هم توهین کنی من جوابی به بی ادبی شما نخواهم داد چون خداوند می فرماید فی قلوبهم مرضا فزادهم الله مرضا و لهم عذاب الیم بازم هر چقدر دوست دارید توهین کنید اگه واقعا غرض و مرضی نداشتید هر گز توهین نمیکردید و سعی در انحراف بحث نمیکردید
    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    طبق قطعه بالا دعو قرآن چنین است که کلیات گفته شود ولی به جزییات پرداخته نشود. بسیار خوب به قرآن رجوع می کنیم که آیا واقعا چنین است؟ آیا ذولقرنین کلیات است یا جزییات؟ آیا این که شمار اصحاب کهف شش تن بودند یا هفت تن یا هشت تن کلیات است یا جزییات؟ آیا این که سگشان دستهایش را باز گذاشته بود یا بسته بود کلیات است یا جزییات؟ آیا شرح نوبت های همخوابگی پیامبر با زنانش کلیات است یا جزییات؟ آیا یاجوج و ماجوج کلیات است یا جزییات؟ و مهمتر از همه این که ذکر نام یاجوج و ماجوج مهمتر بود یا نام امام علی؟؟؟؟؟؟ همانگونه که ملاحظه کردید دلیل ذکر شده در بالا خیال و توهمی بیش نیست. در قرآن آنقدر جزییات بی اهمیت هست ( دست کم در مقایسه با مسئله امامت که به زعم شیعیان اصل و اساس و مغز و لب اسلام است ) که دلیل فوق مضحکه ای بیش نخواهد بود.
    باز که تند رفتی و توهین کردی دوست عزیز پست شماره 4 همین تاپیک ر واگه درست مطالعه میکردید دلیل اینکه چرا برخی مسائل جزئیات آن در قرآن بیان شد هاس تامده است بهتون پیشنهاد میکنم دنبال حقیقت باشید نه دنبال توهین چون روش توهین روشی غیر عاقلان است

    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    به فرض که ذکر نام در جایی موجب اختلاف شد آیا همه جا چنین خواهد بود؟؟ اختلاف از اختلاف کنونی که یک میلیارد سنی در مقابل چند ده میلیون شیعه قرار دارند بیشتر می بود؟
    اینجا لازمه فرض ر وبهتون توضیح بدهم فرق قضیه یعنی اینکه احتما ل صدق و کذب آن وجود ندارد کسی در احتمالات ایراد نمیگیرد این سوال نه تنها غیر منطقی و غیر عقلیه بلکه بازم شامل مصداق به خواب زدن خود میشود
    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده ی بیدار نمایش پست ها
    این تصوری است که شیعیان هنگامی که نام پیشوایانشان را در قرآن ندیده اند در خیال خویش آورده اند. حجت باید بر مردم تمام می شد. این سخنان ارزشی ندارند. اگر چنین است پس حجت بر مردم آن زمان و مهمتر از همه بر مردم زمانهای بعد تمام نشده است. این چه بسا چه بسا ها توجیهات پسینی است. مهمتر از این ما سوره زنبور داریم. سوره ماده گاو داریم. سوره عنکبوت داریم. چرا نباید سوره ای تحت عنوان امامت داشته باشیم که در آن به تشریح شوون امامت و جایگاه زمینی و آسمانی آن بپردازد؟؟؟ چرا؟؟ مگر نه اینست که در زیارت جامعه کبیره خطاب به امامان آمده است: " بکم یمسک السما ان تقع علی الارض" مگر نه این است که در این زیارت می گوییم اقرار به یگانگی خداوند هم از جانب شماست: " من وحّده قبل عنکم" پس چگونه شد که درباب ابولهب و زنش در قرآن مطلب داریم اما درباره این امامان حتی بدون ذکر نام هم سوره نداریم؟؟ چگونه است که چندین و چند آیه در باب کشورگشاییهای ذوالقرنین در قرآن مطلب آمده است اما به فرض نگفته است امام کسی است که: خزّان العلم حفظه السر الله و کذا و کذا؟؟ چگونه است که یک سوره تام و تمام به یوسف بنی اسراییل اختصاص یافته است اما ذکری وتوصیفی از مقام امامت بصورت روشن و شفاف نظیر زیارت جامعه در قرآن نیامده است؟؟؟ هنوز هم بگویم یا کافی است؟؟؟
    درباره این موضوع هم در پست 5 همین تاپیک ادله عقلی و نقلی بیان شده است و هر عقل سلیمی این موضوع ر امیفهمد!!!

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    76
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147



    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    دوست خوبم بهتره منطقی باشی و بر اعصابت مسلط متن کپی شده هم اگه باشد اونم نوشته یک امسانه پس اگر منطقیه باید پذیرفتش خیلی جالبه جواب نداری چرا مباحث ر وعوض میکنی هر چقدر هم توهین کنی من جوابی به بی ادبی شما نخواهم داد چون خداوند می فرماید فی قلوبهم مرضا فزادهم الله مرضا و لهم عذاب الیم بازم هر چقدر دوست دارید توهین کنید اگه واقعا غرض و مرضی نداشتید هر گز توهین نمیکردید و سعی در انحراف بحث نمیکردید
    کسی به شما توهینی نکرد. سخن در این است که من با یک متن کپی پیست شده که بصورت سرقت ادبی در اینجا گذاشته شده است روبرو هستم. این مقاله عقل و خرد و زبان ندارد که بر ایرادهایی که بر آن وارد کردم پاسخ دهد. کجای این مطلب توهین به شماست؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    باز که تند رفتی و توهین کردی دوست عزیز پست شماره 4 همین تاپیک ر واگه درست مطالعه میکردید دلیل اینکه چرا برخی مسائل جزئیات آن در قرآن بیان شد هاس تامده است بهتون پیشنهاد میکنم دنبال حقیقت باشید نه دنبال توهین چون روش توهین روشی غیر عاقلان است
    پاسخ دلیل کلی گویی و نه جزیی گویی!! گویی قرآن داده شد. اگر حرفی و سخنی و انتقادی دارید بگویید تا پاسخ دهم. ضمنا بحث را به حاشیه های اخلاقی نکشانید. شفاف و صریح اشکالات نقد مرا بنویسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گمنام نمایش پست ها
    اینجا لازمه فرض ر وبهتون توضیح بدهم فرق قضیه یعنی اینکه احتما ل صدق و کذب آن وجود ندارد کسی در احتمالات ایراد نمیگیرد این سوال نه تنها غیر منطقی و غیر عقلیه بلکه بازم شامل مصداق به خواب زدن خود میشود
    جالب اینجاست که پاسخ های مقاله کپی پیست شده صرفا مبنی بر احتمالات است:
    اگر نام امامان در قرآن می آمد احتمال خطر جانی بر آنان می رفت.
    اگر نام امامان در قرآن می آمد امکان تحریف قرآن می رفت ( در پاسخ دیگران)
    اگر نام امامان در قرآن می آمد احتمال نزاع و درگیری بالا می گرفت.
    حال جالب اینجاست که این ایراد را به من می گیرید.
    و سوال طلایی:
    آیا ذکر نام یاجوج و ماجوج در قرآن مهمتر بود یا ذکر نام امام علی؟؟!![/quote]
    ویرایش توسط زنده ی بیدار : ۱۳۸۸/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۵:۰۸
    ادعا های بزرگ، به شواهد و مدارک بزرگ نیاز دارند.
    کارل ساگان

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    بسیار خوب من بی احترامی هاتون ر ونادیده گرفتم واما پاسختون یاجوج و ماجوج که فرمودید نام آنها در قرآن امده است چون قبل از نزول قران بوده اند و از لحاظ تاریخی اگر نامی از امامام در قران ذکر میشد قران 100 درصد تحریف میشد


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود