صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ##*محیط خانواده بسیار فاسد و شهوت انگیز است بمانم یا بروم؟؟؟*##

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650

    ##*محیط خانواده بسیار فاسد و شهوت انگیز است بمانم یا بروم؟؟؟*##




    سلام
    یه سوالی برام پیش اومده
    پسری رو در نظر بگیرید که صاحب والدین تحصیل کرده ولی متاسفانه بی خدا و بی قید و
    محیط خانواده رو هم پر گناه کردن و دختر خاله این پسر رو هم اوردن پیش این پسره تا با اینا زندگی کنه

    دختر خاله هر روز دعوتش میکنه به گناه و زنا و...

    شرایط مالی این خانواده هم بسیار عالیه

    این پسر اگه پسر خوبی باشه و نمونه یه مسلمون و مومن کامل باشه باید چیکار کنه؟

    آیا تو این محیط باید بمونه و با نفسش مبارزه کنه و یا اینکه از این خونه پر فساد بزنه بیرون؟
    اگر بمونه یه پسر 17 ساله میتونه هر روز این دختر رو ببینه و هیچ وقت گمراه نشه؟

    با حساب احادیثی که میگن هیچ دختر و پسری با هم خلوت نمیکنن مگر اینکه سومیشونش شیطون باشه
    با این حساب که حضرت علی ع با اون عظمت به زنها و دخترای جوون حتی سلام هم نمیکردن که نکنه شیطان....
    با این حساب که نوجون تو اوج شرایط شهوانی و جنسی و...
    با این حساب که حضرت یوسف ع بعد اینکه یک بار دعوت به گناه شد دیگه اون محیط رو تحمل نکرد و زندان رو برای خودش بهتر و مناسب تر دید

    با این حساب اسلام به این نوجون مومن چی پیشنهاد میکنه؟


    کارشناس بحث : حامی

    ویرایش توسط تحریم : ۱۳۹۱/۰۶/۰۴ در ساعت ۰۶:۳۹

  2. صلوات ها 18


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650



    فقط دوستان دلیل اصلی من از زدن این پست اینه که بدونم نظر اسلام چیه

    اسلام میگه بمون و مبارزه کن یا اینکه از اون محیط جدا شو؟

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    10
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    35



    نقل قول نوشته اصلی توسط تحریم نمایش پست ها
    فقط دوستان دلیل اصلی من از زدن این پست اینه که بدونم نظر اسلام چیه اسلام میگه بمون و مبارزه کن یا اینکه از اون محیط جدا شو؟


    با سلام

    اسلام میگه گناه نکن حال با ماندن یا مهاجرت ،


    ضمنا اگر ایشان وخانوده شان مشکلی ندارد با ایشان ازدواج کن !

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650



    نقل قول نوشته اصلی توسط شیعه نمایش پست ها

    با سلام

    اسلام میگه گناه نکن حال با ماندن یا مهاجرت ،


    ضمنا اگر ایشان وخانوده شان مشکلی ندارد با ایشان ازدواج کن !
    دوستان این پسر 17 ساله من نیستم
    در ضمن دختر مورد نظر بی عفت میباشد و بدرد یه بچه مومن نمیخوره
    اصلا خانواده از قصد شرایطی فراهم کردن که این نوجون به گناه آلوده شه

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650



    نقل قول نوشته اصلی توسط شیعه نمایش پست ها



    اسلام میگه گناه نکن حال با ماندن یا مهاجرت ،

    یعنی میگی اسلام هیچ راهکاری نداده؟
    نگفته محیط آلوده رو ترک کن؟
    لوط (ع) قومش و حتی همسرش رو ول کرد و رفت!!!
    حضرت یوسف ع در مواجه با همون یه مورد طبق قران نگفت اگر خدا کمکم نمیکرد منم از غافلین بودم؟
    برید همه جای تاریخو بخونید تمام اسطوره های مبارزه با نفس که کار بزرگی در مقابل دعوت به حرام کردن یک مورد براشون پیش اومده و دیگه تو اون محیط قرار نگرفتن و محیط رو تغییر دادن

    مثل حضرت یوسف ع

    ولی این مورد اگر بمونه مجبوره با یه دختر روسپی که آتیش شهوت ازش میباره هم خونه شه و والدین این پسر هم چون شاغلن اکثر اوغات خونه نیستن
    یعنی روزها سر کارن

    کسی نمیدونه نظر اسلام چیه؟
    این همه کارشناس دینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    دین اسلام درمورد اینکه مسلمان مؤمن موظف است بر اینکه ایمان خود را محافظت نماید واعتقادات خود را به خطر نیندازد دستورالعمل های قاطع وروشن وبدون تردید دارد .

    حال اگر دراین میان به شرط بسیار نادر موردی به دلایلی که مباحث تخصصی را مطالبه میکند استثنایی وجود داشته باشد قطعا" باید مورد با بیان تخصصی نقد وبررسی شود وهرگز نباید به شکل عمومی برای سایر افراد تبلیغ شود .عموم خطاب دین وفقه وقران کریم و روایات مرسله بیان این مطلب را دارند که در مورد موضوع بحث ما ، باید شخص قبل از بروز خلل درایمانش محیط فاسد را ترک کند .مگر این که قدرت وسلطه ی تغییر درمحیط را به نفع قوت ایمان داشته باشد .

    تاثير معاشرت در تحليلهاى منطقى
    مى‏گويند: بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است; در موضوع مورد بحث، مشاهده نمونه‏هاى عينى كه معاشرت با بدان سرچشمه انواع انحرافات اخلاقى مى‏شود، و معاشرت با نيكان در پاكسازى روح و جان انسان اثر مى‏گذارد، بهترين دليل براى بحث مورد نظر است.
    اين تشبيه قديمى، كه اخلاق زشت و بد همانند بيماريهاى واگيردار است، كه بسرعت‏به نزديكان و همنشينان سرايت مى‏كند، تشبيه صحيح گويايى است، مخصوصا در مواردى كه بر اثر كمى سن و سال يا كمى معلومات و يا سستى ايمان و اعتقاد مذهبى، زمينه‏هاى روحى براى پذيرش اخلاق ديگران آماده است، معاشرت اين گونه افراد با افراد آلوده سم مهلك و كشنده‏اى است.
    بسيار ديده شده است كه سرنوشت افراد خوب و بد، بر اثر معاشرتها بكلى دگرگون شده، و مسير زندگانى آنها تغيير يافته است; و اين امر دلائل مختلفى از نظر روانى دارد:
    1- از جمله مسائلى كه روانكاوان در مطالعات خود به آن رسيده‏اند وجود روح محاكات در انسانها است; يعنى، افراد، آگاهانه يا ناآگاه، آنچه را در دوستان و نزديكان خود مى‏بينند، حكايت مى‏كنند; افراد شاد بطور ناآگاه شادى در اطرافيان خود مى‏پاشند و «افسرده دل افسرده كند انجمنى را».
    افراد مايوس، دوستان خود را مايوس، و افراد بدبين، همنشينان خود را بدبين بار مى‏آورند، و همين امر سبب مى‏شود كه دوستان با سرعت در يكديگر تاثير بگذارند.
    2- مشاهده بدى و زشتى و تكرار آن، از قبح آن مى‏كاهد و كم كم به صورت يك امر عادى در مى‏آيد; و مى‏دانيم يكى از عوامل‏مؤثر در ترك گناه و زشتيها، احساس قبح آن است.
    3- تاثير تلقين در انسانها غير قابل انكار است; و دوستان بد همنشينان خود را معمولا زير بمباران تلقينات مى‏گيرند و همين امر سبب مى‏شود كه گاه بدترين اعمال در نظر آنان، تزيين يابد و حس تشخيص را بكلى دگرگون سازد.
    4- معاشرت با بدان، حس بدبينى را در انسان، تشديد مى‏كند و سبب مى‏شود كه نسبت‏به همه كس بدبين باشد، و اين بدبينى يكى از عوامل سقوط در پرتگاه گناه و فساد اخلاق است. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‏خوانيم: «مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار; همنشينى با بدان موجب بدبينى به نيكان مى‏شود.»

    منبع:

    (اخلاق در قران / آیت الله مکارم شیزرازی/ جلد اول / ص149 )

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۰:۰۶

  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650



    نقل قول نوشته اصلی توسط طه نمایش پست ها
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    دین اسلام درمورد اینکه مسلمان مؤمن موظف است بر اینکه ایمان خود را محافظت نماید واعتقادات خود را به خطر نیندازد دستورالعمل های قاطع وروشن وبدون تردید دارد .

    حال اگر دراین میان به شرط بسیار نادر موردی به دلایلی که مباحث تخصصی را مطالبه میکند استثنایی وجود داشته باشد قطعا" باید مورد با بیان تخصصی نقد وبررسی شود وهرگز نباید به شکل عمومی برای سایر افراد تبلیغ شود .عموم خطاب دین وفقه وقران کریم و روایات مرسله بیان این مطلب را دارند که در مورد موضوع بحث ما ، باید شخص قبل از بروز خلل درایمانش محیط فاسد را ترک کند .مگر این که قدرت وسلطه ی تغییر درمحیط را به نفع قوت ایمان داشته باشد .

    تاثير معاشرت در تحليلهاى منطقى
    مى‏گويند: بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است; در موضوع مورد بحث، مشاهده نمونه‏هاى عينى كه معاشرت با بدان سرچشمه انواع انحرافات اخلاقى مى‏شود، و معاشرت با نيكان در پاكسازى روح و جان انسان اثر مى‏گذارد، بهترين دليل براى بحث مورد نظر است.
    اين تشبيه قديمى، كه اخلاق زشت و بد همانند بيماريهاى واگيردار است، كه بسرعت‏به نزديكان و همنشينان سرايت مى‏كند، تشبيه صحيح گويايى است، مخصوصا در مواردى كه بر اثر كمى سن و سال يا كمى معلومات و يا سستى ايمان و اعتقاد مذهبى، زمينه‏هاى روحى براى پذيرش اخلاق ديگران آماده است، معاشرت اين گونه افراد با افراد آلوده سم مهلك و كشنده‏اى است.
    بسيار ديده شده است كه سرنوشت افراد خوب و بد، بر اثر معاشرتها بكلى دگرگون شده، و مسير زندگانى آنها تغيير يافته است; و اين امر دلائل مختلفى از نظر روانى دارد:
    1- از جمله مسائلى كه روانكاوان در مطالعات خود به آن رسيده‏اند وجود روح محاكات در انسانها است; يعنى، افراد، آگاهانه يا ناآگاه، آنچه را در دوستان و نزديكان خود مى‏بينند، حكايت مى‏كنند; افراد شاد بطور ناآگاه شادى در اطرافيان خود مى‏پاشند و «افسرده دل افسرده كند انجمنى را».
    افراد مايوس، دوستان خود را مايوس، و افراد بدبين، همنشينان خود را بدبين بار مى‏آورند، و همين امر سبب مى‏شود كه دوستان با سرعت در يكديگر تاثير بگذارند.
    2- مشاهده بدى و زشتى و تكرار آن، از قبح آن مى‏كاهد و كم كم به صورت يك امر عادى در مى‏آيد; و مى‏دانيم يكى از عوامل‏مؤثر در ترك گناه و زشتيها، احساس قبح آن است.
    3- تاثير تلقين در انسانها غير قابل انكار است; و دوستان بد همنشينان خود را معمولا زير بمباران تلقينات مى‏گيرند و همين امر سبب مى‏شود كه گاه بدترين اعمال در نظر آنان، تزيين يابد و حس تشخيص را بكلى دگرگون سازد.
    4- معاشرت با بدان، حس بدبينى را در انسان، تشديد مى‏كند و سبب مى‏شود كه نسبت‏به همه كس بدبين باشد، و اين بدبينى يكى از عوامل سقوط در پرتگاه گناه و فساد اخلاق است. در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‏خوانيم: «مجالسة الاشرار تورث سوء الظن بالاخيار; همنشينى با بدان موجب بدبينى به نيكان مى‏شود.»

    منبع:

    (اخلاق در قران / آیت الله مکارم شیزرازی/ جلد اول / ص149 )

    حق یارتان :gol:
    سلام
    ممنون واقعا لذت بردم
    چنتا نکته جدید هم گیرم اومد
    قدری برام خوب بود که رفتم از کتابخونم اخلاق در قرآن اقای مکارم رو پیدا کردم تا ادامه این بحثو بخونم
    البته تو کتابی که من دارم صفحه 162 هستش

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    650



    اهان صفحه 149 آغاز این فصل هست که در مورد آمادگی های لازم برای پرورش فضائل اخلاقیه

    قسمت اول فصل در مورد نیاز به پاک بودن محیط توضیحات جالبی میده
    و فصل بعد همینکه شما فرمودید
    و فصلهای بعدم پیشنهاد میکنم کاربرانی که تو اون تاپیک نظر مخالف دادن بخونن

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    این نامه ها، در سال ۱۳۶۵ در مجله «زن روز» چاپ شده اند:
    نامه اول:
    « به نام خداوند بخشنده و مهربان
    خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پربار زن روز:
    سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو می کنم در تمام مراحل زندگیتان مؤمن و مؤید و سلامت باشید. قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر و قدردانی کنم و باور کنید بدون تعارف و تمجیدهای دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات مؤسسه کیهان است.
    اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند، مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته است. جریان را برایتان بازگو می کنم:
    من پسری ۱۷ ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم ، اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند و تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس که خسته و کوفته هستند، زود می روند می خوابند. اصلاً در طول روز از خود سؤال نمی کنند که: پسرمان(یعنی من) کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟
    اما خوشبختانه، به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیتها سوء استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم. البته این مشکل اصلی من نیست، چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام و از اینکه آنها اصلاً به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم، تعجب نمی کنم. بلکه مشکل اصلی من از حدود یکسال پیش شروع شد.
    پدر و مادر بدلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمناً وضع مادیشان هم خوب است، دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند به فرزندی که چه عرض کنم، به سرپرستی قبول کرده اند. ( البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام همسن خود من است.) از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمی کرد، تبدیل به زندگی پسری شد که سعی در دور کردن هوای نفس دارد با دختری که به مراتب از شیطان هم پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است. تنها ، کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:
    « در خواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره ! »
    می دانم شما منظور من را فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور که گفتم پدر و مادرم ۱۷ ساعت از روز را در بیرون از منزل به سر می برند. یعنی از ۶ صبح تا ۱۱ شب. من هم از ۷ صبح تا بعد از ظهر، مشغول تحصیل هستم. یعنی حدود ۱۰ ساعت از روز را با دخترخاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام یک لحظه من را تنها نمی گذارد ، دائماً در سرم فکر گناه می اندازد . بارها در طول روز از من در خواست گناه می کند . البته من پسری نیستم که تسلیم خواهش حرفهای او شوم، همیشه سعی می کنم او را از خودم دور کنم، ولی او مانند شیطانی است که سر راه هر انسانی ظاهر می شود، او را درون قعر جهنم پرتاب می کند و برای همین است که من از او احتراز می کنم. ولی او دست از سر من بر نمی دارد.
    تو را به خدا کمکم کنید! چطور جواب این حرفهای چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقتها فکر می کنم که او شیطانی است که از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود کند و سپس دوباره به آسمان برگردد.
    خواهران عزیز کمکم کنید! من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردارد، گوشش بدهکار نیست. هر چه به او می گویم شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی، اصلاً گوش نمی کند و می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد.
    دوست ندارم تسلیم او بشوم. باور کنید حتی بعضی وقتها من را تهدید می کند. فکر می کنم همه این بدبختیها بخاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم. فکر می کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتماً این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند درخواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد.
    دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین روی زمین بودم ولی گیر این دخترخاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد من قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا من تسلیم خواهش های او نشده ام ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند. چطور او را ارشاد کنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را هم اینهمه آزار ندهد؟ چطوری او را مانند یک دختر مسلمان بکنم؟ و چطوری می توانم رفتار و عقیده اش را تغییر دهم؟ ضمناً فکر نمی کنم در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده ای داشته باشد، چون آنها نه وقت و نه حوصله فکر کردن به این مسائل را دارند. تازه اگر هم داشته باشند هیچ عکس العملی نشان نمی دهند، چون رفتار آنها در بیرون خانه هم دست کمی از رفتار دختر خاله ام در خانه ندارد.
    امیدوارم که هر چه زودتر من را کمک کنید! خواهران گرامی جواب نامه ام را به آدرس، بصورت کتبی بدهید که قبلاً تشکر و سپاسگذاری می کنم.
    با تشکر مجدد، برادرتان امین
    ۶۵/۷/۲۰
    ۳/۵ بعد از ظهر»

    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    نامه دوم:
    « بسم رب الشهدا و الصدیقین
    تاریخ ۱/۱۰/۶۵
    خدمت خواهران عزیز و گرامی در مجله زن روز:
    سلام! سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم. مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم، جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته من مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد، ولی وقتی شما جواب بدهید امیدوارم که دیگر در این دنیای فانی نباشم.
    حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم که خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت : امین ! برو به داشگاه اصلی ، وقت را تلف نکن ! من تعبیر این خواب را از روحانی مسجدمان سؤال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود، خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم. البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد، این را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید.
    البته من نمی دانم حالا که نامه من را مطالعه می کنید، اصلاً یادتان هست در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده به شما، موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است. بهر شکل همانطور که در نامه قبلی هم نوشته بودم، پدر و مادر من آدمهای درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید فکر کرد من هم زود تسلیم می شوم. ولی او کور خوانده است. من مدتها با شیطان مبارزه کرده ام و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام. ولی فکر می کنید که من تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دخترنما مقاومت کنم؟ و برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد، خلاصی پیدا کنم.
    من می روم، اما بگذار این دختر فاسد بماند. من فقط خوشحالم حالا که عازم جبهه هستم، هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم.
    من می روم ولی بگذارید پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که بزودی از خواب غفلت بیدار شوند.
    من تا حالا جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است.
    پدر و مادرم هیچوقت برای من پدر و مادرهای درست و سالمی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیز بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشتم. هیچوقت من معنی محبت و پدر و مادر را احساس نکردم. چون اصلاً آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند که زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه کردند. با اینهمه همانطور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشویق می کرد، آلوده نشدم.
    ضمناً از طرف من خواهش می کنم که به روانشناس مجله بگویید که در نوشته هایتان، حتماً این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه را درست کنید و آنوقت به امید خدا آن را رها کنید، بلکه به آنها بگویید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند.
    امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایم می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا کس دیگری. بهر صورت خودتان این پیام من را به هرکسی که مناسب می دانید، برسانید تا او در مجله چاپ کند.
    قلبم با شنیدن کلمه شهادت تند تر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال ، در وجودم شعله می کشد.
    همانطور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر خدا ما را لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم، حتماً جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم، چون آنوقت همان آش و همان کاسه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم. برای من حتماً دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسانهای خفته- مخصوصاً پدر و مادر و خواهر خوانده ام- از خواب غفلت بیدار شوند و رو به سوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا!
    والسلام علی عباداله الصالحین
    برادرتان امین ۱/۱۰/۶۵»

    امین ، چهار روز پس از نگارش این نامه ، درعملیات کربلای ۴ به شهادت رسید .
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۱۲/۲۳, ۲۱:۱۴ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود