صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اذن پدر برای چیست؟ آیا می توانم تهدید کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    دین . خدا . ایران
    نوشته
    43
    صلوات
    245
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اذن پدر برای چیست؟ آیا می توانم تهدید کنم؟




    آیا من به زور میتوانم پدرم را مجبور کنم که به ازدواج من تن دهد؟

    مثل تهدید به خودکشی یا فرار؟ یا اینکه هیچوقت ازدواج نکنم؟

    آیا این همان اذنی است که خدا میخواهد؟


    کارشناس بحث : سینا

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : 1391/06/04 در ساعت 15:59
    الیس الله بکاف عبده ؟


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,186
    صلوات
    15075
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مسئله اطاعت واذن از پدر، موضوع بزرگ و با اهميتی در دين اسلام است
    احاديث متعددي نیزوجود دارد که معصومين علیهم السلام تاکيد مي کنند که خوشنودي خدا در گرو رضايت پدر و مادر است.البته از نظر شرعی پسر در ازدواجش نیاز ندارد که از پدر و مادرش اجازه بگیرد و رضایت آن هارا به دست آورد. گرچه بهتر است که رضایت آن ها را جلب کند و با هماهنگی آن ها اقدام به ازدواج نماید.اما رضایت پدر برای ازدواج دختر شرط است.اما چنانچه پدر از ازدواج دختر رضایت نداشت لازم است دلایل مخالفت ایشان به طور کامل بررسی شود چرا که ممکن است دلایل پدر در عدم موافقت، از روی منطق باشد.مشاوره در اسلام یک اصل مهم است که در مسئله ی ازدواج بیشتر نمود پیدا می کند وچه بهتر، که انسان در این مسئله از پدر ومادر خویش مشورت بگیرد چرا که هم تجربیات آنها فراتر است وهم به دلیل ارتباط عاطفی که والدین با فرزند دارنددلسوزی آنها بالطبع بیشتر از دیگران است پس در مرحله ی اول باید به دلایل پدر برای مخالفت توجه کرد که چنانچه این دلایل منطقی باشد بهتر است از این ازدواج صرف نظر شود اما اگر دلایل پدر برای مخالفت بدون منطق وبی پایه واساس باشد وصرفا بدون دلیل منطقی وتنها از روی حب وبغض های شخصی ،مخالفت صورت بگیرد در این شرایط بهتر است از راه حلهای معقول تری استفاده شود واز طریق واسطه قرار دادن دیگران (بزرگترهای فامیل یا کسی که می توانند در تصمیم پدر ومادر تاثیرگذار باشند)آنها را راضی نمود بنابراین چنین تهدیدهایی از نظر اخلاقی نه تنها زیبا نیست بلکه راهگشا نیز نخواهد بود.این را هم بدانیم که اگر رضایت پدر نباشد توفیقات الهی از انسان سلب می شود.
    اگر دليل موجهي براي مخالفت نديديد ، سعي کنيد به گونه اي با زبان عاطفه ، احساسات ، منطق و يا استفاده از روش های ديگر رضایت آنها را بدست آورید.




  4. #3

    عضویت
    جنسیت شهریور 1391
    نوشته
    116
    صلوات
    649
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حتی اگر دلیل پدرتون قانع کننده هم نباشه این راهش نیست.
    بهر حال شما میخواید با ازدواج خود سرانه و عدم ارتباط یه زندگی رو شروع کنید
    زمدگی که والدین شما توش جایگاهی ندارن و احتمالا خانواده طرف چرا
    پس هی سرکوفت میخورید و اذیت میشید
    بشینید و منطقی بحث کنید
    تازه باید دید سن شما چقدره و ملاکهاتون واسه ازدواج چیه
    بدون شک دوست داشتن و عاشق بودن دلیل خوبی نیست


  5. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد 1390
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,738
    صلوات
    11090
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست ها
    چنانچه پدر از ازدواج دختر رضایت نداشت لازم است دلایل مخالفت ایشان به طور کامل بررسی شود چرا که ممکن است دلایل پدر در عدم موافقت، از روی منطق باشد
    اگر منطقی نبود چی ؟
    بره از پدرش شکایت کنه و از دادگاه اجازه بگیره؟

    اون وقت اذن پدر نمیخواد؟
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم


  6. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد 1390
    علاقه
    سیاست .مذهب .شغلم .هنر
    نوشته
    1,738
    صلوات
    11090
    حضور
    19 ساعت 51 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده خانوم نمایش پست ها
    مثل تهدید به خودکشی یا فرار؟ یا اینکه هیچوقت ازدواج نکنم؟ آیا این همان اذنی است که خدا میخواهد؟
    نکنی از این کارا دختر!!!!!!

    یکی از فامیلهامون همین کارو کرد و به قیمت سکته قلبی پدرش و گریه های شبونه مادرش رضایت گرفت.
    الان هنو یه سال هم نشده که ازدواج کردن .
    هر دوشون دانشجو هستن و خرجشونو خانواده ها میدن .
    اما زندگی اون ینبود که انها میخواستن .
    و الان هر دو پشیمونن.

    به نظر من
    اگه فکر میکنی پدرت آدم عاقلیه ،
    هیچ وقت
    هیچ وقت
    بدون رضایت قلبیش ازدواج نکن.
    بگذار آدمها تا میتوانند سنگ باشند. من و تو از تبار چشمه ایم


  7. #6

    عضویت
    جنسیت شهریور 1390
    علاقه
    زیارت ، اقتصاد
    نوشته
    1,467
    صلوات
    12730
    حضور
    17 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    58



    لا حول و لا قوة الا بالله

    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده خانوم نمایش پست ها
    با تشکر

    مساله اینجاست دلایل پدر من منطقی است .
    چون بین وضعیت مالی خانواده من و ایشون اختلاف خیلی زیادی وجود داره .
    و ما تو شهر زندگی میکنیم ولی اونها در روستا.
    و پدرم معتقد هستن که من نمیتونم سختی رو تحمل کنم.
    در ثانی خانواده من ترجیح میدن که با کسی ازدواج کنم که مثل خودم سید باشه.
    این تو خانواده ما رسمه که البته به نظر من منطقی نیست.(ولی میخوام بگم که وساطت فامیل هم فایده نداره چون با پدرم هم عقیده هستند )

    مساله بعدی وضعیت اعتیاد پدر ایشون هست که باز هم به نظر من ربطی به ایشون نداره ولی ....
    و مساله بعدی هم که ایشون که طلبه هستن و درامدی ندارن.

    اختلاف سنی ما هم یک سال و نیم هست.
    من 20 سالمه


    و چند مساله دیگه از این دست.
    خواهر من شما كه داريد ميگيد حق با پدرتونه ديگه مشكل چيه
    اولاً كه داريد ميگيد وضع ماليتون خيلي با هم فرق ميكنه ، مطمئن باشيد اين براي شما ميتونه مشكلات زيادي بوجود بياره حالا اگر وضع مالي شما پايين تر بود ميشد يك سري تبصره قائل شد ولي اينكه از يك شرايط خوب به يك شرايط بد بريد براي خانم سختتر هست
    حالا بحث ازدواج با غير سيد رو ميشه با صحبت حل كرد
    مساله اعتياد پدرشون هم گرچه هيچ ربقطي به ايشون نداره ولي مطمئناً زندگي ايشون با زندگي يك فرد عادي خيلي تفاوت داشته ، بازم ميگم هيچ ربطي به اين آقا نداره ولي ميتونه تاثير گذار باشه
    مساله بعدي طلبه بودن ايشون هست و اينكه فعلاً درآمد آنچناني شايد حتي براي فراهم كردن يك زندگي ساده رو هم نداشته باشن و اينكه روي كمك خانواده خودشون هم نميشه خيلي حساب باز كرد
    فكر بكنيد ببينيد ميتونيد با اين وضعيت زندگي كنيد يا خير
    و اينكه ايشون با اين سن تقريباً كم ميتونن از پس اداره يك زندگي بر بيان يا خير
    شرايط طوري شده كه الآن اين سن براي ازدواج پسر كمي زود هست گرچه خيلي ها رو هم ديدم كه سنشون هم كمتر بوده ولي زندگي خوبي هم دارن
    بقيه مشكلات رو هم نفرموديد
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده خانوم نمایش پست ها
    من به هیچ وجه نمیخوام پدر و مادرمو اذیت کنم .
    دوسشون دارم و بهشون احترام میذارم. حاضرم از خودم بگذرم تا اونا ازم راضی باشن .
    اما از طرفی هم نمیتونم کسی رو که دوسش دارم و مسئولش هستم رها کنم .
    اين دو جملتون با هم در تناقض هست
    بالاخره كدوم يكي ؟
    در ضمن اين قسمت رو هم متوجه نشدم ، يعني چي مسئولش هستم

    یادم میاد قرار روز اولم باهات ، مگه قرارمون نبود بشم منم فدات
    آقا دارن میرن دونه دونه کبوترا ، توی دمشق و کاظمین و شهر سامرا
    دلم پر از شکایته امام مهربون ، چه جور دلت میاد بهم بگی بازم بمون
    به جون حضرت جواد و جون مادرت ، ی کاری کن که پرپرت بشه کبوترت



  8. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد 1391
    نوشته
    199
    صلوات
    839
    حضور
    1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    ببین خانومی 90 درصد پدرا بد بچه اشون مخصوصا دخترشونو نمی خوان من خودم این چیزایی که میگی رو تجربه کردم اگه به زور و تهدید هم این کارو انجام بدی باز آخر می فهمی که بنده خدا لابد حق داشته یه چیزی توی اون فرد دیده که می گفته نه که بعدها بهش میرسی !
    * اللهم عجل لولیک الفرج


  9. #8

    عضویت
    جنسیت شهریور 1391
    نوشته
    116
    صلوات
    649
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده خانوم نمایش پست ها
    با تشکر


    مساله اینجاست دلایل پدر من منطقی است .

    چون بین وضعیت مالی خانواده من و ایشون اختلاف خیلی زیادی وجود داره .

    و ما تو شهر زندگی میکنیم ولی اونها در روستا.

    و پدرم معتقد هستن که من نمیتونم سختی رو تحمل کنم.

    در ثانی خانواده من ترجیح میدن که با کسی ازدواج کنم که مثل خودم سید باشه.

    این تو خانواده ما رسمه که البته به نظر من منطقی نیست.(ولی میخوام بگم که وساطت فامیل هم فایده نداره چون با پدرم هم عقیده هستند )

    مساله بعدی وضعیت اعتیاد پدر ایشون هست که باز هم به نظر من ربطی به ایشون نداره ولی ....
    و مساله بعدی هم که ایشون که طلبه هستن و درامدی ندارن.

    اختلاف سنی ما هم یک سال و نیم هست.
    من 20 سالمه


    و چند مساله دیگه از این دست.
    سلام
    الحمدلله مشخص شد که پدر مهربان و دلسوزی دارین
    البته نه به این معنی که ازدواج شما با این مورد به یقین غلطه نه
    باید همه جوانب رو در نظر گرفت
    باید دید حد تحمل و قناعت شما چقدره
    باید دید این که شما گفتید از خونه فرار کنیم رو ایشونم راضی هست یا نه؟
    چون اگه طلبه باشه و قبول کنه که از خونه فرار کنید و بدون رضایت پدر ازدواج کنید و..
    کلا قضیه بودار میشه

    به نظر من اول ببینید واقعا تحملش رو دارین یا نه
    چونکه زندگی اوایلش به این شدت عاشقانه و فداکارانس
    کمی که بگذره و از عطش عشق کم شه کم کم میبینید که تحمل سختی ها رو شاید نداشتین و...

       

    خب اینکه دوست دارن دامادشون سید باشه هم همچین بی منطقی نیست.
    حالا جدای مستحبات و...
    ما یه بحثی در مورد شبیه بودن مزاج ها بهم داریم که میگه افراد سردسیری با هم و گرمسیری هم با هم ازدواج کنن و به قول شاعر کبوتر با کبوتر باز با باز...
    سادات مثلا عموما مزاجشون گرمه و اینکه طرف مقابل هم سید باشه میتونه انتخاب مناسبی باشه
    البته تو این مورد اکثر ایرانیا ماشالله گرم هستن و مشکلی نیست


    همین یه پستتون منبع خوبیه تا کارشناسا بهتر بتونن راهنماییتون کنن
    فقط قبلش واسه راحت تر کردن اونا پیشنهاد میکنم ذکر بفرمایید که حد تحملتون چقدره
    حد آشناییتون با این اقا و خانوادشون چقدره؟
    از ریز اخلاقشون چقدر با خبرید
    اگر ایشونش ما رو با خودش ببره تو روستا تو منزل پدرش میتونید زندگی کنید؟

    اینا بحث تحمل

    در مورد بحث سید بودنم با توضیح منطقی و زیرکانه میتونید قضیه رو براشون حل کنید
    مثلا موارد زیادی داریم که یه طلبه معمولی که از سادانم نبوده به چنان جاهایی رسیده که خیلی از سادات آرزوی رسیدن بشه رو دارن و..
    ان اکرمکم عندلله اتقوکم و..

    اعتیاد پدرشونم مطمئن شید که تاثیری تو خانواده و فرزندانشون نداشته.

    خدا نگهدار


  10. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد 1391
    نوشته
    53
    صلوات
    322
    حضور
    2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما اول به حرفای پدرت بیشتر فکر کن بعد اگر دیدی واقعا پسره رو دوست داری و میتونی با این شرایط کنار بیای برو با مادرت صحبت کن تا پدرت رو راضی کنه،از عمو،و چنتا بزرگتر هم میتونید کمک بگیرید.
    دردا که دوش طاعت سی سال خویش را / دادم به می فروش و به یک جرعه برنداشت...



  11. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد 1391
    علاقه
    سفالگری
    نوشته
    128
    صلوات
    390
    حضور
    5 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر میتونی تمام مشکلاتی رو که دوستان گفتند تحمل کنی خب پدرتو راضی کن

    اما زندگی چهره ی واقعی شو بعد از ازدواج نشون میده ها!

    واسه اینکه بفهمی بعد از ازدواج چه بلاهایی ممکنه سرت بیاد حتما یک نفر رو که شرایط مشابه تو رو داشته و ازدواج کرده پیدا کن و از تجربیاتش استفاده کن!

    عاقلانه تصمیم بگیر و عاشقانه زندگی کن!
    چون اگر تصمیم اشتباه بگیری بعد از ازدواج هیچ عشقی باقی نمیمونه!

    در دنیا زدم دنیا علی بود
    به عقبی سر زدم عقبی علی بود
    به مسجد رفتم از بهر عبادت
    بنا و بانی و بننا علی بود


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود