صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بمیر پیش از آنکه بمیرانندت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927

    بمیر پیش از آنکه بمیرانندت




    در روایت شریفی از امیر مومنان است که فرمودند:
    موتوا قبل ان تموتوا یعنی بمیرید پیس از آنکه شما را بمیرانند.
    در این روایت موت ارادی، در مقابل موت غیر ارادی به عنوان یکی از فضائل نفس انسانی شمرده شده است برای موت ارادی که غرض اصلی از این دستور العمل انسان ساز، خروج از عادات و مشاهده حقایق عالم است راهکارهای متعددی وجود دارد اما بی شک یکی از بهترین راههای حصول آن، تفکر در شئون خلقت خویشتن و جهان پیرامونمان است.
    در این باره مطالبی به قلم آمده است که به نظر میرسد بحث و تبادل نظر پیرامون آنها و رد یا تایید آنها میتواند برای خوانندگان محترم مفید واقع شود لذا همه دوستان خوب و وبزرگوارم را برای ادامه این بحث مفید و چکش کاری آن به این ادرس زیر دعوت میکنم.
    http://www.askdin.com/thread21314.html
    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۰۶:۴۷


  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    388
    حضور
    149 روز 18 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    2815



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    در روایت شریفی از امیر مومنان است که فرمودند:
    موتوا قبل ان تموتوا یعنی بمیرید پیس از آنکه شما را بمیرانند.
    در این روایت موت ارادی، در مقابل موت غیر ارادی به عنوان یکی از فضائل نفس انسانی شمرده شده است برای موت ارادی که غرض اصلی از این دستور العمل انسان ساز، خروج از عادات و مشاهده حقایق عالم است راهکارهای متعددی وجود دارد اما بی شک یکی از بهترین راههای حصول آن، تفکر در شئون خلقت خویشتن و جهان پیرامونمان است.
    در این باره مطالبی به قلم آمده است که به نظر میرسد بحث و تبادل نظر پیرامون آنها و رد یا تایید آنها میتواند برای خوانندگان محترم مفید واقع شود لذا همه دوستان خوب و وبزرگوارم را برای ادامه این بحث مفید و چکش کاری آن به این ادرس زیر دعوت میکنم.
    http://www.askdin.com/thread21314.html
    سلام علیکم

    با تشکر از استاد اویس بزرگوار

    پیشنهاد میدم به این تاپیک هم مراجعه بفرمایید .

    که البته این تاپیک خلاصه شده هست .

    http://www.askdin.com/thread11027-9.html


  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل تهذیب ورزش
    نوشته
    133
    حضور
    20 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    549



    با تشکر بابت این دو موضوع ارزشمند از کارشناس محترم جناب اویس.

    منظور امام علی (ع) از بمیرید کنار زدن پرده ی عادت بوسیله ی تفکر و تعقل در نفس و جهان پیرامون هستش یا آن چهار مرگ سرخ و سیاه و سفید و زرد؟

    مگه با تفکر و تعقل در جهان و نفس آدم می میره؟
    .::یار دلارام دل برده از ما آرام و آرام الحمدالله::.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    421
    حضور
    2 روز 8 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    914



    به نام خدا

    سلام

    نکته ای در عالم هست و آن این است که کسی که اجلش نیامده باشد به هیچ وجه نخواهد مرد. بنابراین هر چقدر به این حدیث جدی تر عمل شود اثر آن جدی تر خواهد بود. البته قبل از هر اقدامی از خدا و خود آقا امیر المومنین و دیگر معصومین بایستی یاری خواست. از جمله آثار عمل به این حدیث آگاهی نسبی از حساب و کتاب اعمال، به دست آوردن چشمی تیزبین (طبق آیه "فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید")، تعلق گرفتن آیه "کل نفس ذائقه الموت" بر انسان و رسیدن به آثار چشیدن مرگ است.
    مجموعا: بدون اجازه حجت خدا بر زمین در زمان حاضر (حضرت صاحب الزمان) بهتر است به گونه ای نرم با قضیه برخورد شود (قطع خواسته های دنیایی و حسابرسی اعمال قبلی و مراقبت اعمال فعلی) و الا ممکن است آثار غیر قابل کنترل پدید آید.
    مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرینَ

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    78
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    327



    بسم الله

    بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
    در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
    بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
    کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
    بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
    که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
    یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
    چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
    بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
    بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
    بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
    چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
    خموشید خموشید خموشی دم مرگست
    هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

    این هم غزلی از مولانا بود مربوط به این موضوع

    ویرایش توسط MohammadAli : ۱۳۹۱/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۹:۴۳
    وقتـی تو نیســتی
    نه هســت های ما
    چـونانـکه بایــدند
    نه بایـــدها...
    هر روز بــی تــــو
    روز مبـــاداســت!

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام عليكم
    استاد اويس گرامي بعد از تفكر چه كاري نياز است انجام دهيم آيا ابن سينا براي بعد تفكر توصيفاتي دارد /

    ياحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط MeHraNZO313 نمایش پست ها
    منظور امام علی (ع) از بمیرید کنار زدن پرده ی عادت بوسیله ی تفکر و تعقل در نفس و جهان پیرامون هستش یا آن چهار مرگ سرخ و سیاه و سفید و زرد؟ مگه با تفکر و تعقل در جهان و نفس آدم می میره؟
    با عرض سلام خدمت همه دوستان و سروران گرامی
    در پاسخ به سوال دوست خوبمان جناب MeHraNZO313 باید بگویم مراد از موت اقسام موتی را که اشاره نمودید منظور نبوده است جهت اطلاع خوانندگان عزیز از معنای اقسام موتی که اشاره شد باید بگویم:
    موت احمر که همان مرگ سرخ است عبارت از جهاد و شهادت در راه خدا میباشد که البته برخی نیز از آن به نام«موت الجامع» یاد کرده اند و گفته اند مراد از آن جهاد اکبر و جنگیدن با خصلت‌های منفی است.
    موت ابیض یا مرگ سفید نیز گرسنگی کشیدن برای خاموش کردن هواهای نفسانی است.
    مراد از موت اخضر یا مرگ سبز نیز پوشیدن لباس ساده و حتی وصله‌دار است، که توصیه شده لباسهای فاخر و گران قیمت نپوشیم.
    موت اسود یا مرگ سیاه که سخت ترین و جانکاه ترین اقسام موت است تحمل اذیت‌ها و آزارها و ابرو دادن در راه نزدیکی به خداوند متعال است.
    اگر چه روایت شریف موتوا قبل ان تموتوا میتواند اشاره به هریک از اقسام موت بالا داشته باشد اما معنایی از موت که میتواند جامعیت داشته باشد و غیر از اقسام بالا، معانی دیگری را نیز شامل شود معنای «موت ارادی» است. کلمه «موت ارادی» آنچنان جامعیت دارد که نه تنها اقسام چهارگانه فوق را در بر میگیرد بلکه هرنحوه ریاضت و مجاهده نفسانی را که انسان را به سرحد قطع تعلق از دنیا و هواهای مادی و طبیعی آن قرار دهد نیز شامل می شود. و یکی از بهترین راهها برای خروج از عادتها و تعلقات این سوئی که مارا به غایت خلقتمان بسیار نزدیک میکند تفکر است. و غرض ما نیز در این نوشتار بیان ارزش و مکانت همین راهکار تفکر است.
    بدیهی است با تفکر و تعقل در خلقت عالم و آدم، آنچنان که جناب MeHraNZO313 پنداشته اند، موت طبیعی حاصل نمیشود، بلکه اساسا سخن از موتی ارادی است که قرار است قبل از موت طبیعی حاصل شود و تفکر کردن یکی از بهترین راهها برای رسیدن به موت ارادی است که افقی دیگر از عالم و آدم در پیش روی انسان قرار داده و موجب جلوه گری تازه ای از موجودات، غیر از آنچه که تا کنون بوده اند، برای ما میشود.



  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    سلام عليكم
    استاد اويس گرامي بعد از تفكر چه كاري نياز است انجام دهيم آيا ابن سينا براي بعد تفكر توصيفاتي دارد /
    دوستان خوبم!
    تفکر به معنای حقیقی و واقعی آن اگر بصورت یک برنامه روزانه ما در آید و ما ساعتی از شبانه روز را (که بهتر است آن ساعت در خلوت شب باشد)، اختصاص دهیم، برکات شگفت آوری را برایمان به ارمغان خواهد داشت که یکی از مهمترین آن برکات این است که در خواب و بیداری می بینیم و می شنویم که از ماورای عوالم ملکوت و جبروت بر اساس جدول وجودی و ظرفیت نفسانی ما به ما دستور العمل می دهند و مثلا میگویند چه ذکری را بگوئیم یا چه نمازی را بخوانیم یا با چه دعایی محشور باشیم که زودتر و قویتر به مراد نهایی خود برسیم.
    دستور العمی که جناب شیخ الرئیس بوعلی سینا و همه حکما و عرفای الهی بعد از دستور العمل تفکر دارند دستور العمل تحصیل علوم و معارف حقه الهیه است که همه آنها نیز با معرفت نفس تامین میشود، ولی برای رسیدن به بالاترین معارج انسانی و مدارج قرآنی ضروری است که در کنار تفکر و تحصیل علوم و معارف حقیقی دینی نفسانی، به انجام واجبات و ترک محترمات و تهذیب نفس و تقوا و آراستگی به اخلاق نیکو اهتمام داشته باشیم که به لطف و عنایت الهی در همین دنیا به موت ارادی رسیده و همه آنچه که قرار است پس از موت طبیعی آنها را مشاهده کنیم در همین دنیا به صورت نقد (و نه به صورت نسیه) مشاهده کنیم و ببینیم که بهشت و جهنم همین جاست و ما از همین الان با علم و عمل خود در بهشت و جهنم خویشیم ...



  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام عليكم

    مطلبي را اينجا در مورد ابن سيناعرض ميكنم و آن اينكه بين امثال ابن سينا و روش روشن شدن قلب او به نور ايمان و ديگر عرفاء تفاوتي وجود دارد و آن هم در معيارهاي باور اوست.
    همه ما شاهد اين بوديم كه در زندگي ما كسي هست كه بنوعي ما را حمايت يا بخاطر كارهاي بدمان شماتت مينمايد.
    اگر متوجه مقدرات و حكمت الهي در زندگي شده باشيم همانطوريكه ابن سينا متوجه آن شد اين دانستن تا پذيرفتن و از پذيرفتن تا باور براي ابن سينا فاصله اي كوتاه است چراكه اين راه را با تفكر توصيف مي نمايد در حاليكه اين فاصله براي ما هرگز به كوتاهي راه او نيست

    وصفي براي حالات كسي كه قبل از اينكه جسمش بميرد او به قدرت الهي ميميرد و از نو زنده ميشود :


    مردن و زنده شدن در كلام عرفاء توصيفي است بجا از يك تغئير بزرگ در تمام وجود انسان.

    ماهيت انسان در اين مرحله بطور كل تغئير پيدا ميكند و پندار كردار و گفتار انسان تبديل به پندار گفتار و كردار يك شخصيت ديگر حتي غذا خوردن و برق چشمانش صداي او و... حكايت از شخصيتي ديگر را دارد.

    نوري از جنس عشق در قلب انسان پديد مي ايد و چهره دنيا در برابرش دگرگون شده استدلالاتش سراسر در خواب و بيداري از خدا نشات ميگيرد و به خدا ختم ميشود.

    براي اين شخص
    از آب خوردن تا سفر كردن او معنائي عاشقانه و عارفانه دارد و پرهيز از آنچه كه معشوق نميخواهد براي رضايتش و وصال هرچه بيشتر امري واجب تر از زندگي و حيات اوست.

    بشكلي عجيب تمام اتفاقات اطرافش در ذهني كه تا ديروز همه چيز رافراموش ميكرد ثبت ميگردد
    و علوم مختلف بر سينه او نازل ميشود و علماء و عقلاء انگشت حيرت بر دهان ميگزند از كلامش . كلامي كه متعلق به او نيست و او همچون ني محل عبور آن عبارات است.
    و...
    مرده بدم زنده شدم ....

    اينها توصيفاتي كوتاه از شخصي است كه قبل از مرگ جسمي به خواست الهي مرده و با ماهيت ديگري زنده شده است

    همچنين مولانا در اين باره ميگويد

    و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها __ ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
    نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد __ نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
    چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر __ تو ببین كاین دم یزدان به کجاهات رساند
    به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او __ نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند


    اما اولين شرط را عطار در هفت شهر عشق طلب ميداند
    و نام آن وادي را طلب ميخواند.

    طلب ميسر نميشود مگر اين كه شخص در درجه اول اهميت صادق باشد.
    كسي كه به خودش وديگران دروغ ميگويد و حقيقت را همواره در زندگي خود تعئين كننده نميداند راه تعالي را هرگز نخواهد چشيد / والله اعلم

    دردرجه دوم خواهشش براي وصول به خدا و قرب به خداوند خواهشي حقيقي گردد.

    خواهش حقيقي چيست ؟

    نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود بد بنده ‏ايست بنده ‏اى كه از خدا آمرزش مى‏طلبد ولى گناه ميكند،
    اميدوار نجات است ولى كارى براى نجاتش نميكند
    از عذاب خدا ميترسد ولى خود را نميترساند
    و شتاب در گناه ميكند ولى توبه را بتأخير مى‏اندازد
    و با نداشتن كردار نيك از خدا آرزوهاى بيجا مى‏نمايد پس واى بر او، واى بر او از آن روزى كه او را در پيشگاه خدا بياورند.
    ارشاد القلوب-ترجمه رضايى، ج‏1، ص: 168

    تا زماني كه اين مشكلات وجود دارد طلب وجود ندارد
    و تا زماني كه در دنيا به حشره اي دلبستگي و وابستگي دارد
    و اين وابستگي اش باعث شده كه به دنيا بچسبد و دنيا را تغئيري دهد بخاطر او
    وبه آن بيشتر از نياز و ميلش به قرب الهي دارد اين داستان و اين معني ميسر نميگردد.

    و
    فرمود: بعضى از صفات دوستان خدا اعتماد بخداست در هر چيزى و بى‏نياز شدن بسبب خدا از هر چيزى و نيازمند بخدا در جميع شئون زندگانى.
    ارشاد القلوب-ترجمه رضايى،ج‏1، ص: 49

    ياحق

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۱/۰۶/۲۵ در ساعت ۰۰:۵۱
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل تهذیب ورزش
    نوشته
    133
    حضور
    20 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    549



    با تشکر از پاسخگویی کارشناس محترم.

    بنده راجع به اون چهار مرگ اینطور شنیدم:

    مرگ قرمز : تحمل سختی ها و آزار دیگران و بعبارتی نرنجیدن و نرنجاندن( که بدلیل قرمز شدن فرد هنگام فرو خوردن خشم این رنگ بهش تعلق گرفته)

    مرگ زرد : که همون جوع و گشنگی هست ( بدلیل زرد شدن چهره پس از گشنگی این رنگ بهش تعلق گرفته)

    مرگ سیاه : مخالفت با خواهش های نفسانی.

    مرگ سفید : عزلت و گوشه نشینی (عدم معاشرت با طبیعت گراها).


    آیا بهتر نیست جای تفکر در نفس چند کتاب از عرفا و اولیا راجع به معرفت نفس مطالعه کنیم؟چرا؟

    با تفکر در آیات قرآن مشکلی ندارم ولی بنظرم بهتره جای روش تفکر در نفس ابوعلی سینا کتاب بخونیم یا سخنرانی گوش بدیم.

    اگر اشتباه میکنم کارشناس محترم راهنمایی فرمایند.متشکرم.

    .::یار دلارام دل برده از ما آرام و آرام الحمدالله::.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود