جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ساحت عقل و عشق!!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    112
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1036

    ساحت عقل و عشق!!!!




    با سلام و عرض ادب محضر اساتید گرامی

    در باب عقل و عشق سخنها بسیار گفته اند،در تعاریف آنها نیز بیانهای متفاوتی آمده است،تا جائی که گاهی آنها را در تعارض با یکدیگر و گاهی همسو دانسته اند.
    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی/عشق داند که در این دایره سرگردانند.
    سوال من اینست که اولا تعریف کاملی از این دو مفهوم ارائه فرموده و بعد بیان کنید که آیا واقعا ساحت این دو از هم جداست یا در طول یکدیگرند؟
    در واقع راه رسیدن به عشق حتما از عقل می گذرد یا لزومی در این باره نیست؟



    کارشناس بحث : سمیع
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۰۲:۰۵
    در پس آینه طوطی صفتم داشته اند/آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط ذکر یونسیه نمایش پست ها
    با سلام و عرض ادب محضر اساتید گرامی

    در باب عقل و عشق سخنها بسیار گفته اند،در تعاریف آنها نیز بیانهای متفاوتی آمده است،تا جائی که گاهی آنها را در تعارض با یکدیگر و گاهی همسو دانسته اند.
    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی/عشق داند که در این دایره سرگردانند.
    سوال من اینست که اولا تعریف کاملی از این دو مفهوم ارائه فرموده و بعد بیان کنید که آیا واقعا ساحت این دو از هم جداست یا در طول یکدیگرند؟
    در واقع راه رسیدن به عشق حتما از عقل می گذرد یا لزومی در این باره نیست؟:gol:


    کارشناس بحث : سمیع
    باسمه تعالی
    باسلام
    حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست
    احرام طواف کعبه دل بی وضو ببست(1)
    عشق مرتبه عالی محبت است و عشق از عشقه به معنای میل مفرط است (2)
    وبه تعبیر علامه جعفری عشق قابل تعریف علمی نیست زیرا نه محسوس است ونه معقول در حالیکه در دو قلمرو حس و عقل تاثیر دارد(3)
    و خواجه عبدالله انصاری در رساله محبت نامه می نویسد :این شراب را آشامیدن باید نه شنیدن ،بدین مقام رسیدن باشد نه پرسیدن(4)
    پرسی زتو من که عاشقی چیست؟
    روزی که چو من شوی بدانی(5)

    اما عقل:پی بردن به مجهولات از راه برهان واستدلال است
    درباره رابطه عقل و عشق نیز باید گفت که وادی عقل با فضای عشق متفاوت است؛ در این باره سه نکته قابل ذکر است:
    1. عقل فقط راهنما است؛ مولا علی(ع) میفرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (6)و نیزمیفرمایند: العقل یصلح الرویة ؛ عقل رویه و منش را اصلاح میکند (7)
    2. عقل عشق آفرین است؛ امام علی(ع) میفرمایند: العقل رقی الی اعلی علیین ؛ عقل باعث ترقی انسان به اعلی علیین میباشد (8). وقتی انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه میشناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مییابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا میسازد و حتی عشق حقیقی را از عشق مجازی متمایز میکند. انسان در پرتو عقل، راه اعلی علیین را میجوید و لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهی، کام تشنه را برای وصول به گوارایی آب تحریک میکند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه میسازد. از این رو میگوییم: عقل عشق آفرین است.
    3. مرکب وصول و معرفت قلبی عشق است نه عقل؛ عقل چون پلیس، فقط راهنمای خوبی است و گرنه هرگز پای پیمودن راه وصال را ندارد. وقتی با جرقه‏های راه بخش عقل، عشق در دل زبانه کشید؛ دل عاشق گام‏های نخستین راه معرفت را بر میدارد و کم کم به حالاتی بلند میرسد که از عقل نشانی نمیماند.
    جناب عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است
    کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد ( 9)
    در آن حالات بلند، عقل محو میشود؛ گرچه آن حالات بعد از سال‏ها ریاضت، لحظاتی بیش نیست. پس عقل در دو مرحله اوّل، نه تنها زایل کننده عشق نیست؛ بلکه میتواند راه عشق حقیقی را بنمایاند و در مرحله سوم هم در بعضی از حالات بلند عرفانی و عشق حقیقی،اصلاً جایی برای عقل و توجّه به آن نمیماند. به لحاظ این مرتبه بالا، میتوان گفت: عقل خود حجاب عشق است.
    به عبارت دیگر عقل و عشق را اگر به خوبی بشناسیم با هم تقابل ندارند . عقل انسان را تا مرحله ای راهنمایی می کند و برای سیربالاتر باید از نردبان عشق بهره گرفت . در عین حال عقل می تواند مراقبت کند که انسان در مسیر عشق به بیراهه نیفتد.
    پس می تواند در کمال انسان با هم مشارکت داشته باشند ، بی آنکه یکی را بگیریم و دیگری را طرد کنیم.
    پی نوشت:
    1-حافظ
    2-لسان العرب ج9 ص224

    3-نقد و تحلیل مثنوی ج3 ص 147
    4-رسائل خواجه عبدالله انصاری ص 111
    5- عطار
    6- (میزان الحکمه، ج 6، ص 397، ر 13022، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اوّل، سال 1362).
    7-همان، ص 396، ر 13019).
    8-(همان، ر13016
    9-حافظ

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۴:۲۳

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282

    سریان عشق در عالم هستی از نظر عرفا




    بسمه تعالی

    فلاسفه ذات و جوهر و عرض انسان را همان عقل او می‏دانند، غیر عقل هر چه هست، آن را خارج از ذات انسان و در حکم وسائل و ابزار می‏دانند. " من " انسان یعنی همان قوه فکر کردن انسان، قوه تفکر منطقی‏ انسان.
    عرفا " من " انسان را عقل و فکر انسان نمی‏دانند، بلکه عقل و فکر را به منزله یک ابزار آن هم نه ابزار خیلی معتبر می‏دانند و " من " حقیقی هر کس را آن چیزی می‏دانند که از آن به " دل " تعبیر می‏کنند. حکیم و فیلسوف، " من " را آن چیزی می‏داند که از آن به عقل تعبیر می‏کند و عارف من واقعی انسان را آن‏ چیزی می‏داند که از آن به دل تعبیر می‏کند.
    البته شک نیست که مقصود عارف از دل، این دل گوشتی‏ ای که در طرف چپ بدن انسان است، نیست، نمی ‏خواهد بگوید من انسان همان دل گوشتی‏ ای است که پروفسور برنارد آن را عمل جراحی می‏کند یا پیوند می‏زند. (همچنانکه) عقل یعنی مرکز اندیشه و تفکر و حسابگری، دل یعنی آن مرکز احساس و مرکز " خواست " در انسان، عقل یک کانون است و دل کانون و مرکز دیگری است.
    عارف برای احساس و برای عشق به طور کلی که قویترین احساسها در انسان است ارزش و اهمیت‏ زیادی قائل است. هر چه که حکیم و فیلسوف برای فکر کردن و برای استدلال‏ و دلیل منطقی آوردن ارزش قائل است، عارف برای عشق ارزش قائل است، البته عشقی که عارف می‏گوید، با عشقهای روزنامه ‏ای ما فوق ‏العاده متفاوت‏ است، عشق های روزنامه ‏ای، عشق های جنسی است.
    عشق عارف، عشقی است که‏ اولا در انسان اوج می‏گیرد تا به خدا (می‏رسد) و معشوق حقیقی عارف، فقط خداست و بس. ثانیا عشقی که عارف می‏گوید، منحصر به انسان نیست، عارف معتقد است که عشق در همه موجودات سریان دارد، در کتب عرفانی و بعضی کتب فلسفی متمایل به عرفان مثل اسفار، بابی تحت عنوان " فی سریان‏ العشق فی جمیع الموجودات " وجود دارد، یعنی معتقدند عشق یک حقیقتی‏ است که در تمام ذرات وجود، جریان و سریان دارد.
    در این هوا هم عشق‏ هست، در آن سنگ هم عشق هست، در آن ذرات اتمی هم عشق هست و اصلا حقیقت، عشق است و آنچه غیر از عشق می‏بینی، مجازی است بر روی این حقیقت. مولوی می‏گوید:

    عشق بحری، آسمان بر وی کفی *** چون زلیخا در هوای یوسف

    عشق یک دریاست، همه آسمانها و زمین و همه عالم طبیعت از نظر عارف‏ به منزله کفی است بر روی یک دریا که آن دریا " عشق " است. حافظ می‏گوید:

    ما بدین درنه پی حشمت و جاه آمده‏ ایم *** از بد حادثه اینجا به پناه‏ آمده ‏ایم

    رهرو منزل عشقیم و زسرحد عدم *** تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ‏ایم

    ببینید چقدر عالی می‏گوید! این بیت حافظ، ترجمه جمله‏ای از اولین دعای‏ امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه است، بعد از اینکه خدا را حمد و ثنا می‏گوید، می‏فرماید: «ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا، و اخترعهم علی مشیته‏ اختراعا، ثم سلک بهم طریق عبادته، و بعثهم فی سبیل محبته؛ خدا ابتدا عالم را از عدم آفرید، عالم را ابداع کرد (ابداع یعنی انجام‏ کاری که از روی نمونه‏ای دیگر نبوده است)، بعد آنها را از راه محبت‏ خود برانگیخت. حافظ هم همین را می‏گوید:

    رهرو منزل عشقیم و زسرحد عدم *** تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ‏ایم


    برگرفته از
    انسان کامل،شهید مطهری، صفحه 146-148
    ویرایش توسط استاد : ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ در ساعت ۲۰:۲۳
    ساحت عقل و عشق!!!!
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود