صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برتری شناخت شهودی و شناخت عقلی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    برتری شناخت شهودی و شناخت عقلی




    باسمه تعالی
    باسلام
    راه دل و کشف شهود از نظر شناخت حقایق بر راه عقل و برهان مقدم و برتر از آن است زیرا فیلسوف تنها از راه مفاهیم و لوازم وآثار به حقایق دست می یابد اما عارف از راه حضور و درک عینی حقایق را کشف می کند در این زمینه تمثیل زیبای جناب مولوی ما را به فهم مقصود نزدیکتر می سازد
    او حکایت دزدی را مطرح می کند که پس از وارد شدن به خانه ایی و با متوجه شدن صاحب خانه پا به فرار می گذارد صاحب خانه در پی او می شود و فریاد دزد دزد سر می دهد در حالیکه او را می دید و اندکی با او فاصله داشت یکی از پشت بانگ می زند که یافتم یافتم این فریاد صاحب خانه را که گمان کرده بود آن فرد دست کم دزدی از دزدان را گرفته است از پی گیری دزد منصرف می کند اما هنگامی که نزد آن شخص می رسد کفش دزد را در دست وی می بیند در حالیکه خطاب به صاحب خانه می گوید این کفش نشان آن است که دزد از این مسیر گذشته است مولانا صاحب خانه را تمثیلی از عارف وشخص در پی کفش را تمثیلی از فیلسوف ترسیم می کند فیلسوف هماره از راه آثار بر اشیا استدلال می کند و عارف از راه وجدان و حضور البته این بیان به معنای نفع عقلانیت نیست بلکه به این معناست که نباید در حد معرفت عقل باز ماند و بدان قانع بود بلکه باید به مراحل بالاتر معرفت دست یافت و از معرفت شهودی بر خوردار شدبه قول شیخ عطار:
    عقل گرچه در حق شناسی کامل است
    لیک کاملتر زوی جان و دل است
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ در ساعت ۲۳:۰۹

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    اصطلاح شهود درعرفان به طور خلاصه :

    مشاهده ی دیدار حق است به چشم دل وقلب پس از گذراندن مقامات ودرک کیفیات احوال ، ودر این باره سخن بسیار گفته اند .
    درطی حال مشاهده برای صوفی وعارف حالاتی پیش میاید که از آن به «اشراق» و «جذبه» و«بیخودی» و «فنا» تعبیر میکنند (تاریخ تصوف در اسلام / قاسم غنی /ص364 ) وهمچنین (مبانی عرفان وتصوف/دکتر سید ضیاءالدین سجادی/ص44)

    عارف با کسب مقامات ودریافت حالات ، وتزکیه ی نفس و تصفیه ی باطن چشمش به نور حق وپرتو انوار حقیقت معنوی ومخفی روشن می شود ودلش به واسطه ی ان نور تابناک میگردد .
    علی (ع) درجواب کسانی که پرسیدند آیا خدا را می بینی؟ گفت «لا اعبد ربّا"لم اراه » یعنی خدایی را که نبینم بندگی وعبادت نمیکنم .

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۰۰:۰۶

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    63
    حضور
    10 روز 9 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    376



    سلام علیکم

    شناخت شهودی یعنی شخصی از طریق دل و فطرت یقین کند ؟

    اگر بله ، پس چرا در قران امده استدر ایه 14 سوره نمل :
    وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوا، و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهكاران (و مفسدان) چگونه بود!

    یعنی یقین دارند ولی عملی در کار نیست .
    این یقین با ان یقین چه فرقی دارد ؟

  7. صلوات ها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست ها
    سلام علیکم

    شناخت شهودی یعنی شخصی از طریق دل و فطرت یقین کند ؟

    اگر بله ، پس چرا در قران امده استدر ایه 14 سوره نمل :
    وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوا، و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند! پس بنگر سرانجام تبهكاران (و مفسدان) چگونه بود!

    یعنی یقین دارند ولی عملی در کار نیست .
    این یقین با ان یقین چه فرقی دارد ؟
    باسمه تعالی
    در این آیه حق تعالی می خواهد بیان بفرماید که حقیقت ايمان واقعيتى غير از علم و يقين دارد، و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سر زند.

    و به تعبير ديگر حقيقت ايمان" تسليم در ظاهر و باطن" در برابر حق است، بنا بر اين اگر انسان به چيزى يقين دارد اما در باطن يا ظاهر تسليم در مقابل آن نيست ايمان ندارد، بلكه داراى كفر جحودى است‏(1)
    لذا در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم كه ضمن برشمردن اقسام پنجگانه كفر يكى از اقسام آن را" كفر جحود" مى‏شمرد، و يكى از شعبه‏هاى جحود را چنين بيان مى‏فرمايد:
    هو ان يجحد الجاحد و هو يعلم انه حق قد استقر عنده"
    :" آن عبارت از چيزى است كه انسان آن را انكار كند در حالى كه مى‏داند حق است و نزد او ثابت است" سپس به آيه مورد بحث استشهاد مى‏كند(2)
    پی نوشت:
    1-تفسیر نمونه ج15-ص412
    2-کافی ج2ص287
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۶:۳۱

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    63
    حضور
    10 روز 9 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    376



    ایا کسی میتواند از راه تصوف و عرفان و همین حالاتی که ذکر شد خداوند را برای خود اثبات نماید ؟
    این حالاتی که ••ostad••گرامی ذکر کردند برای من شبیه عشق های اتشین امروزی است و تنها تفاوتی که در ان میبینم معشوق جایش را با خداوند عوض کرده است .
    با این سوالم و جمله بعدی اش، این را میخواهم بگویم که شناخت شهودی که شما از ان نام بردید نمیتواند خدای یکتا را ثابت کند چون هر کسی میتواند عاشق هر چیزی و هر کسی باشد و همین حالات بر او عارض شود .مثلا من بنا به میل و فطرتم خواستار این هستم که کسی را عبادت و تسبیح و تقدیس کنم ،ان وقت میتوانم خورشید یا بت و یا هر نماد دیگری را بپذیرم و در عشق فراق ان مثل اتش بسوزم .این حالات اشراق و جذبه و بیخودی و فنا از حالات درونی من است که خودم در درون خودم ایجاد میکنم .

    ان وقت چطور شما فرمودید که برتر از شناخت عقلی است .

    QUOTE=سمیع;262429]باسمه تعالی
    در این آیه حق تعالی می خواهد بیان بفرماید که حقیقت ايمان واقعيتى غير از علم و يقين دارد، و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سر زند.

    و به تعبير ديگر حقيقت ايمان" تسليم در ظاهر و باطن" در برابر حق است، بنا بر اين اگر انسان به چيزى يقين دارد اما در باطن يا ظاهر تسليم در مقابل آن نيست ايمان ندارد، بلكه داراى كفر جحودى است‏(1)
    لذا در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم كه ضمن برشمردن اقسام پنجگانه كفر يكى از اقسام آن را" كفر جحود" مى‏شمرد، و يكى از شعبه‏هاى جحود را چنين بيان مى‏فرمايد:
    هو ان يجحد الجاحد و هو يعلم انه حق قد استقر عنده"
    :" آن عبارت از چيزى است كه انسان آن را انكار كند در حالى كه مى‏داند حق است و نزد او ثابت است" سپس به آيه مورد بحث استشهاد مى‏كند(2)
    پی نوشت:
    1-تفسیر نمونه ج15-ص412
    2-کافی ج2ص287[/QUOTE]در خصوص این متن :
    غیر ممکن است کسی یقین داشته باشد و یقینش را انکار کند مگر انکه شک در میان باشد .
    ایا با یقین شهودی کسی هم میتواند انکار یقین شهودی اش را بکند؟
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۸:۴۰

  11. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    185
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    668



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    باسلام
    راه دل و کشف شهود از نظر شناخت حقایق بر راه عقل و برهان مقدم و برتر از آن است زیرا فیلسوف تنها از راه مفاهیم و لوازم وآثار به حقایق دست می یابد اما عارف از راه حضور و درک عینی حقایق را کشف می کند در این زمینه تمثیل زیبای جناب مولوی ما را به فهم مقصود نزدیکتر می سازد
    او حکایت دزدی را مطرح می کند که پس از وارد شدن به خانه ایی و با متوجه شدن صاحب خانه پا به فرار می گذارد صاحب خانه در پی او می شود و فریاد دزد دزد سر می دهد در حالیکه او را می دید و اندکی با او فاصله داشت یکی از پشت بانگ می زند که یافتم یافتم این فریاد صاحب خانه را که گمان کرده بود آن فرد دست کم دزدی از دزدان را گرفته است از پی گیری دزد منصرف می کند اما هنگامی که نزد آن شخص می رسد کفش دزد را در دست وی می بیند در حالیکه خطاب به صاحب خانه می گوید این کفش نشان آن است که دزد از این مسیر گذشته است مولانا صاحب خانه را تمثیلی از عارف وشخص در پی کفش را تمثیلی از فیلسوف ترسیم می کند فیلسوف هماره از راه آثار بر اشیا استدلال می کند و عارف از راه وجدان و حضور البته این بیان به معنای نفع عقلانیت نیست بلکه به این معناست که نباید در حد معرفت عقل باز ماند و بدان قانع بود بلکه باید به مراحل بالاتر معرفت دست یافت و از معرفت شهودی بر خوردار شدبه قول شیخ عطار:
    عقل گرچه در حق شناسی کامل است
    لیک کاملتر زوی جان و دل است


    از دیدگاه جامعه گرا ، قطعا برتری شناخت شهودی بر شناخت عقلی سخنی باطل و گزاف است زیرا شناخت شهودی به فرض وجود و به فرض اصالت و صحت ، محصولی فردی است که به هیچ روی امکان انتقال آن به دیگری وجود ندارد در حالی که با فرض صحت آورده های ادیان ، هدف ارشاد و تربیت و انتقال معارف دینی به عامه ی مردم و نه فقط خواص بوده است .

    از این رو ، این دیدگاه که در صدد برتری بخشیدن چنین شناختی بر عقل است ، نتیجه اش جز نخبه پرستی و خاص پروری و بی توجهی به عامه نخواهد بود و در دراز مدت چنین مکاتبی محکوم به زوال و یا محدود شدن در دایره ی حلقه های ویژه است ( که همین اتفاق هم افتاده است )

  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-jOon نمایش پست ها
    ایا کسی میتواند از راه تصوف و عرفان و همین حالاتی که ذکر شد خداوند را برای خود اثبات نماید ؟ این حالاتی که ••ostad••گرامی ذکر کردند برای من شبیه عشق های اتشین امروزی است و تنها تفاوتی که در ان میبینم معشوق جایش را با خداوند عوض کرده است .
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    با تشکر از دوست گرامی zohree-jOon

    بنده تا کارشناس محترم پاسخ بدهند فقط در جواب سؤال شما فعلا" نظرتان را به یک جمله وتعمق درآن جلب میکنم تا کم کم ذهنیت دوستان به آنچه بنده عرض کردم نزدیک شود . و توضیح در باره ی آن مفید تر واقع شود .

    تفاوت عشق وهوس را درانسان از این راه میتوان شناخت.

    بوالهوسان آنچه را که زیبا می بینند دوست دارند. ودراولین فرصت این محبت به سوی معشوق زیباتر تمایل می یابد

    اما عاشقان آنچه ر ا که دوست دارند زیبا می بینند گرچه صد زیبایی برتر از آن را در کنار معشوق ببینند .

    به نظر شما تفاوت این دو درچیست ؟ نوع نگریستن ؟ یا نوع اندیشیدن ویا.....

    جق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۹:۲۳

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    63
    حضور
    10 روز 9 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    376



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    با تشکر از دوست گرامی zohree-joon:gol:
    تفاوت عشق وهوس را درانسان از این راه میتوان شناخت.
    :gol:
    سلام خدمت شما
    به نظرم در هر دو عشق هست منتها در اولی واقعی و در دومی با خودخواهی همراه وبه نوعی هنوز شخص با خودش درگیر است .
    در اولی ان حالاتی که شما نوشتید به چشم میخورد ولی دومی نتوانسته و هنوز در خود اسیر است
    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    بوالهوسان آنچه را که زیبا میبینند دوست دارند. ودراولین فرصت این محبت به سوی معشوق زیباتر تمایل می یابد

    اما عاشقان آنچه ر ا که دوست دارند زیبا می بینند گرچه صد زیبایی برتر از آن را در کنار معشوق ببینند .

    به نظر شما تفاوت این دو درچیست ؟ نوع نگریستن ؟ یا نوع اندیشیدن ویا.....
    جق یارتان :gol:
    هر دو عاشق اند اما با درجات متفاوت
    اینرا میگویم انسان میتواند عاشق هرکس و هرچیزی باشد و درجاتی از عشق را نشان دهد و هر کس به اندازه خواستنش ، معشوقه اش را بشناسد.
    و این حالات هیچ گدام دلیل بر این نیست که فرد معشوقه ای درست برگزیده است .
    پس شناخت شهودی هیچ برتری نسبت به شناخت عقلی ندارد و چه بسا جایگاهی ندارد
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۹:۲۴

  16. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست ها
    به نظرم در هر دو عشق هست منتها در اولی واقعی و در دومی با خودخواهی همراه وبه نوعی هنوز شخص با خودش درگیر است . در اولی ان حالاتی که شما نوشتید به چشم میخورد ولی دومی نتوانسته و هنوز در خود اسیر است
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    بزرگوار هر کلمه ای از لحاظ دستوری واز لحاظ معنایی ویژگی های خاص خود را دارد وتعریفی مخصوص به خود را دربر میگیرد
    "عشق" به معنای محبت شدید و علاقه خاص است. اما همین محبت وعلاقه ی خاص به دو شکل عشق مجازی وعشق حقیقی برای انسان عینیت پیدا میکند .

    پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: "با فضیلت ترین مردم کسی است که عاشق عبادت است و با عشق عبادت کند".[بحارالانوار، ج 67، ص 253، حدیث 10]
    علاّمه مجلسی بعد از ذکر حدیث می فرماید: عشق به معنای زیاده روی در دوست داشتن و محبت است. گاهی خیال می شود عشق، مخصوص علاقه داشتن به امور باطل است، به همین جهت در علاقه به خدا به کار نمی رود، اما این حدیث بر خلاف پندار مزبور است؟ آن چه در مورد مذمت و سرزنش است، ‌عشق جسمانی، حیوانی و شهوانی است و آن چه مورد مدح و ستایش قرار گرفته، عشق روحانی و انسانی می باشد. عشق نوع اوّل به مجرّد وصال و رسیدن به آن، فانی شده و از بین می رود و عشق از نوع دوم تا ابد باقی و پایدار است.[بحارالانوار، ج 67، ص 254]
    درباره رابطه عقل و عشق نیز باید گفت که وادی عقل با فضای عشق متفاوت است؛ در این باره سه نکته قابل ذکر است:
    1. عقل فقط راهنما است؛ مولا علی(ع) میفرمایند: «عقل هدایت بخش و نجات دهنده است...»، (میزان الحکمه، ج 6، ص 397، ر 13022، مکتب الاعلام الاسلامی، چ اوّل، سال 1362). و نیزمیفرمایند: العقل یصلح الرویة ؛ عقل رویه و منش را اصلاح میکند (همان، ص 396، ر 13019).
    2. عقل عشق آفرین است؛ امام علی(ع) میفرمایند: العقل رقی الی اعلی علیین ؛ عقل باعث ترقی انسان به اعلی علیین میباشد (همان، ر13016). وقتی انسان عقل خود را به کار گیرد، راه را از چاه میشناسد؛ سلوک سعادت را از سقوط شقاوت باز مییابد؛ خانه جانان را از کاشانه شیطان جدا میسازد و حتی عشق حقیقی را از عشق مجازی متمایز میکند. انسان در پرتو عقل، راه اعلی علیین را میجوید و لذّت تشخیص و ترسیم چنین راهی، کام تشنه را برای وصول به گوارایی آب تحریک میکند و با تکرار تصور ضرورت پیمودن راه عشق، دل را با خود همراه میسازد. از این رو میگوییم: عقل عشق آفرین است و قلب عشق پرور !

    عقل عشق را به دل وارد میکند واین دل است که عشق حقیقی را بر میگزیند وعشق مجازی را بعد از رفع نیاز وا پس میزند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست ها
    و این حالات هیچ گدام دلیل بر این نیست که فرد معشوقه ای درست برگزیده است . پس شناخت شهودی هیچ برتری نسبت به شناخت عقلی ندارد و چه بسا جایگاهی ندارد
    به نظرم پاسخ علامه مجلسی براین ایراد شما تا حدودی کامل باشد .
    عشق مجازی به محض وصول فانی شده وکم کم رو به سردی و روزمرگی میرسد اما عشق حقیقی که ریشه در قلب وباطن انسان دارد تازه در فرض وصول ریشه هایش در دل قوت میگیرند و هر روز از قبل شعله ور تر خواهد شد .تا جاییکه هر دوجهان را به یک لحظه در محضر معشوق بودن میبخشد

    آنکس که ترا شناخت جان را چه کند ؟
    اهل و عیال و خانمان را چه کند ؟
    دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی ؟
    دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند ؟

    حق یارتان
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ در ساعت ۲۱:۱۵

  17. صلوات


  18. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط zohree-joon نمایش پست ها
    ایا کسی میتواند از راه تصوف و عرفان و همین حالاتی که ذکر شد خداوند را برای خود اثبات نماید ؟
    این حالاتی که ••ostad••گرامی ذکر کردند برای من شبیه عشق های اتشین امروزی است و تنها تفاوتی که در ان میبینم معشوق جایش را با خداوند عوض کرده است .
    با این سوالم و جمله بعدی اش، این را میخواهم بگویم که شناخت شهودی که شما از ان نام بردید نمیتواند خدای یکتا را ثابت کند چون هر کسی میتواند عاشق هر چیزی و هر کسی باشد و همین حالات بر او عارض شود .مثلا من بنا به میل و فطرتم خواستار این هستم که کسی را عبادت و تسبیح و تقدیس کنم ،ان وقت میتوانم خورشید یا بت و یا هر نماد دیگری را بپذیرم و در عشق فراق ان مثل اتش بسوزم .این حالات اشراق و جذبه و بیخودی و فنا از حالات درونی من است که خودم در درون خودم ایجاد میکنم .

    ان وقت چطور شما فرمودید که برتر از شناخت عقلی است .

    Quote=سمیع;262429]باسمه تعالی
    در این آیه حق تعالی می خواهد بیان بفرماید که حقیقت ايمان واقعيتى غير از علم و يقين دارد، و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سر زند.

    و به تعبير ديگر حقيقت ايمان" تسليم در ظاهر و باطن" در برابر حق است، بنا بر اين اگر انسان به چيزى يقين دارد اما در باطن يا ظاهر تسليم در مقابل آن نيست ايمان ندارد، بلكه داراى كفر جحودى است‏(1)
    لذا در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم كه ضمن برشمردن اقسام پنجگانه كفر يكى از اقسام آن را" كفر جحود" مى‏شمرد، و يكى از شعبه‏هاى جحود را چنين بيان مى‏فرمايد:
    هو ان يجحد الجاحد و هو يعلم انه حق قد استقر عنده"
    :" آن عبارت از چيزى است كه انسان آن را انكار كند در حالى كه مى‏داند حق است و نزد او ثابت است" سپس به آيه مورد بحث استشهاد مى‏كند(2)
    پی نوشت:
    1-تفسیر نمونه ج15-ص412
    2-کافی ج2ص287
    در خصوص این متن :
    غیر ممکن است کسی یقین داشته باشد و یقینش را انکار کند مگر انکه شک در میان باشد .
    ایا با یقین شهودی کسی هم میتواند انکار یقین شهودی اش را بکند؟[/quote]
    باسمه تعالی
    باسلام:
    1- یقین و علم نه تنها عین ایمان نیست بلکه جزء آن هم نمی باشد . ایمان عبارت از حالت تسلیم و انقیاد است که مبتنی بر معرفت است . ( یقین شرط ایمان است نه جزء و عین آن؛ آنهم شرط لازم نه کافی ) شاهد این مطلب هم به گفته آیات و روایات افرادی هستند که معرفت داشتند اما تسلیم نبودند . قرآن کریم می فرماید «الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » (1)
    اگر شناخت عین ایمان بود ، این گروه باید مومن می بودند . و یا در آیه ای دیگر می فرماید «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ (2)

    و می فرماید « فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ » (3) .
    ارتداد ، نفاق و کفر با معرفت سازگار است .یعنی ممکن است کسی حقیقت را بداند اما با این حال کفر بورزند . شیطان خداوند را به عنوان رب می شناخت اما با این حال تسلیم نبود «َ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين‏»(4)
    2-درایه شریه صحبت از یقین شهودی نیست که برای شما سوال مطرح شدبا یقین شهودی کسی هم میتواند انکار یقین شهودی اش را بکند؟
    چون می دانید که اهل معرفت به برکت قرآن کریم سه نوع یقین درست کرده اند:
    الف:علم الیقین
    ب:عین الیقین
    ج:حق الیقین
    (کَلا لَو تَعلَمُونَ عِلمَ الیَقِینِ * لَتَرَوُنَّ الجَحِیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهُا عَینَ الیَقِینِ.(5)
    انَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الیَقِینِ(6).)
    مانند اينکه انسان مي‏داند، در نقطه‏اي از شهر آتش سوزي اتفاق افتاده و دود ناشي از سوختگي، فضاي شهر را پوشانده است در اين حال ترديدي ندارد که آتش‏سوزي اتفاق افتاده است، اما منشاء علم او، تنها دود متصاعد بر اثر آتش‏سوزي است.


    عين‏اليقين، مانند اين است که علاوه بر ديدن و مشاهده‏ي دود، خود آتش را نيز مي‏بيند و عينيت خارجي آن را تماشا مي‏کند.

    حق‏اليقين، مانند اينکه علاوه بر مرتبه‏ي فوق، يعني مشاهده‏ي دود و آتش خود را نيز، در محاصره‏ي آتش مي‏بيند وسوزش وحرارت آتش را احساس می کند
    در اين مراتب سه‏گانه، حق‏اليقين از عين‏اليقين برتر و عين‏اليقين از علم‏اليقين بالاتر است
    مثال دیگر آنکه علم الیقین مانند آن است که ما شخصی را که چندی قبل تشنه از اتاق خارج شده بود ببینیم که سیراب برگشته و ما را ز وجود آبی گوارا که در بیرون از اتاق است خبر می کند در این صورت ما با مشاهده ی سیراب شدن خودِ او علم و یقین به وجود آبی در بیرون از اتاق پیدا می کنیم.
    عین الیقین مثل آن است که ما به بیرون رفته و جرم آن آب گوارا را با چشم خود مشاهده کنیم. و حق الیقین آن است که ما دست دراز کرده و از آب بنوشیم و بچشیم
    پی بردن به مجهولی از راه عقلی وبرهان واستدلال همان علم الیقین است که مرتبه نازله این سه مرتبه است و کشف وشهود در مرحله عین الیقین است
    پس راز اینکه معرفت شهودی بالاتر از معرفت عقلی است در تفاوت مراتب یقین خوابیده است
    موفق باشید
    پی نوشت
    1-بقره ، 146
    2-نمل ، 14
    3-بقره ، 89
    4-حجر39
    5-تکاثر/6-
    6-واقعه/96)؛
    -
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۱/۰۶/۰۸ در ساعت ۰۱:۱۷

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود