صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح سفرهای امیرالمونین به یمن در منابع اهل سنت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259

    پرسش شرح سفرهای امیرالمونین به یمن در منابع اهل سنت؟




    لطفا تعداد و زمان سفرهای امیر المونین علی علیه السلام رو به یمن و مواردی که به عنوان شکایت سپاهیان و مردم یمن از ایشون به پیامبر مطرح میشه رو از منابع معتبر و مورد وثوق اهل سنت بیان کنید!


    کارشناس بحث : عماد



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت سابق : ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ در ساعت ۱۱:۵۴
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    بسم الله الرحمن الرحيم

    در طول تاریخ ، معاندان و حق گریزان ، بعد از عجز و ناتوانی در پنهان ساختن اصل و اصالت حقایق الهی دست به دامن تحریف حقایق شده و بدین سبیل سعی در بی ارزش جلوه دادن و یا منحرف نشان دادن امور الهی داشته اند .
    همانند مخالفان دین مبین اسلام که بعد از شکست در مقابل ادله قوی این دین الهی ، اوج نادانی خود را نمایان ساخته و شبهه کردند که همانا قران مجید کلام بهروز ایرانی می باشد و محمد مصطفی – صلی الله علیه و آله وسلم – آن را از یک ایرانی گرفته است و قص علی هذا !
    و از آنجا که شیطان در راهنمایی و کمک به این افراد مخالف حقیقت ، از هیچ سعی و تلاشی فرو گذار نکرده است ، این بار در راه مخالفت با اسلام و تبلور آن – یعنی مذهب حقه شیعه – از راهی دیگر وارد میدان شده و شبهه پراکنی می کند .
    این بار مخالفان اسلام جای خود را به مخالفان تشیع داده و در مورد واقعه ای قطعی الصدور – که مخالف و موافق به وقوع آن شهادت داده اند – یعنی واقعه غدیر خم تشکیک کرده اند ولی نه از باب اصالت بلکه از باب دلالت .
    اسلاف اهل تسنن و به تبع ایشان وهابیت امروز شبهاتی مطرح در باب عدم دلالت مفاد حدیث غدیر در باب امامت بلکه منشاء وقوع این امر را قضیه شکوای لشکریان یمن از امیرالمومنین علیه السلام می دانند و اینکه تنها دلیل اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمدند و در آن گرمای سرزمین حجاز ، مردم را جمع کرده و فرمودند : من کنتب مولاه فعلی مولاه ؛ همانا رد شبهه شکوا کنندگان از لشکر یمن می باشد که :
    " هان ای مردم بدانید ! هر کس مرا دوست دارد ، پس علی – علیه السلام – را نیز دوست بدارد "
    در این نوشتار برآنیم که ضمن رعایت اختصار ، شبهه مذکور را با استناد به منابع تاریخی اهل تسنن و روایات صحیح ایشان پاسخ دهیم.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    شبهه جیش یمن
    بر اساس آنچه که از کتب اهل تسنن بر می آید ، اولین کسانی که شبهه جیش یمن را بیان کرده و حدیث غدیر را تالی آن می دانستند به ترتیب : بیهقی در " الاعتقاد " ص 354 ؛ ابن کثیر در " البدایه و النهایه " ج 5 ص 122 و 227 ؛ ابن حجر مکی در " الصواعق المحرقه " ج 1 ص 109 .
    بعد از این علما نیز دیگر اعاظم اهل تسنن نیز این مطلب را بیان کرده اند همانند : دهلوی در " تحفه اثنی عشریه " و ناصر القفاری در " اصول مذهب الشیعه " .
    ما حصل شبهه ای که این علمای سنی مطرح کرده اند این است که :
    بُريْده، يکي از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از يمن آمد نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و شکايت حضرت علي عليه السلام را مطرح کرد. سخن صحابه را براي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بازگو کرد و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم فرمود: من کنت مولاه فعلي مولاه.
    آنچه که بعد از تتبع در روایات و اخبار اهل تسنن به دست می آید این است که امیرالمومنین علیه السلام مجموعا 3 مرتبه به یمن رفته اند .
    مرتبه اول : برای تبلیغ اسلام در یمن . ایشان فرمانده لشکر بودند و با برخی از قبایل یمن نیز جنگ کرده و مثلا قبایلی همچون همدان نیز به اسلام گرویدند . در این جنگ بود که بریده ( به فرمان خالد بن ولید ) به مدینه رفته و از امیرالمومنین علیه السلام در مسجد مدینه ، شکایت کرد ( صحیح البخاری ج 3 ص 98 ح 4256 کتاب المغازی و غیره )

    مرتبه دوم : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، امیرالمومنین علیه السلام را برای انجام قضاوت در میان ایشان ( که تازه به اسلام گرویده بودند ) فرستادند و در این مرتبه اصلا شکایتی انجام نشده است ( مسند احمد ج 1 ص 544 و غیره )

    مرتبه سوم : امیرالمومنین علیه السلام برای جمع آوری اموال و زکات به یمن رفتند و در این سفر بود که ایشان بر دیگر صحابه ، امیر و فرمانده بودند . در این سفر بود که امیرالمومنین علیه السلام برای انجام فریضه حج به نزد پیامبر رفتند و البته برخی از اصحاب نیز از امیرالمومنین علیه السلام در مکه شکایت کردند ( سیره ابن هشام ج 4 ص 1021 و تاریخ الطبری ج 2 ص 401 و غیره )

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۰۱:۵۱
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    حال بد نیست که به بررسی مختصر روایات در این موارد بپردازیم .
    *** در مورد مرتبه اول و قضیه رفتن امیرالمومنین علیه السلام برای دعوت به اسلام ، مربوط می شود به سال 8 هجری و اصلا ارتباطی به سال 10 هجری و واقعه حجه الوداع ندارد .
    زینی دحلان – مفتی شافعی مکه مکرمه – در کتاب " السبره النبویه " ج 2 ص 381 چنین می گوید :
    " فی التاریخ سنه عشر وهم لان بعث علی الی همدان لم یکن سنه عشر ، انما کان سنه عشر بعثه الی بنی مذحج ، و اما بعثه الی همدان فکان سنه ثمان بعد فتح مکه "
    ( رفتن امیرالمومنین علیه السلام به همدان در سال 10 هجری وهم است و در آن سال نبوده است . در سال 10 هجری پیامبر اکرم ، امیرالمومنین را به بنی مذحج فرستادند و اما زمان فرستادن ایشان به همدان برای سال 8 هجری و بعد فتح مکه می باشد . )
    گذشته از آن ، روایات اهل تسنن در اینمورد نیز متضمن آن است که این شکایتها نیز در مسجد مدینه انجام شده و اصلا ارتباطی به مکه و حجه الوداع ندارد .
    طبرانی در " معجم الاوسط " ج 6 ص 163 از قول بریده چنین می گوید :
    " و دخلت المسجد و رسول الله في منزله و ناس من اصحابه علي بابه، فقالوا: ما الخبر يا بريده؟ قلت: خير فتح الله علي المسلمين، فقالوا: ما اقدمک؟ قال: جاريه أخذها علي من الخمس، فجئت لأخبر النبي. قالوا: فأخبره، فانه يسقطه من عين رسول الله. "
    ( وقتي آمده بودم از علي شکايت کنم و شکايت سپاه يمن را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عرض کنم، داخل مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شدم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم در داخل خانه اش بوده و تعدادي از صحابه هم درب مسجد ايستاده بودند. صحابه گفتند: از يمن چه خبر؟ گفتم: خدا پيروزي را نصيب مسلمانان کرد. گفتند: چرا زود آمدي؟ گفتم: علي يكي از كنيزها را براي خودش برداشته و آمده ام به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خبر بدهم. صحابه گفتند: برو از علي، پيش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شکايت کن تا علي را از چشم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بياندازي.)
    صرف نظر از اینکه این روایت و روایات مشابه آن نشان می دهد که این شکایتها در مسجد نبوی یعنی در مدینه انجام شده و اصلا ارتباطی به واقعه غدیر ندارد ، از اهل تسنن و وهابیت این سوال می شود که : مگر امیرالمومنین علیه السلام چه گناهی کرده اند که باید گروهی از صحابه بیایند و از ایشان یعنی خلیفه چهارم شما شکایت نمایند ؟؟


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    مگر نه آن است که هر کس به صحابه توهین و جسارت نماید ؛ فهو زندیق ؛ می باشد ولی در اینجا بریده و دیگر صحابه ای به نیت اینکه امیرالمومنین علیه السلام را از چشم پیامبر بیندازند به مدینه می آیند و از ایشان شکایت می کنند ؟؟ و در عین حال بر اساس تئوری موهوم " عدالت صحابه " عادل هستند !!!



    ذهبی در " تاریخ الاسلام " ج 3 ص 630 چنین می گوید :

    " فتعاقد اربعه من اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم "

    ( چهار تن از اصحاب رسول الله صلی الله علیه – وآله – وسلم هم پیمان شدند تا به نزد پیامبر رفته و به او خبر بدهند ... )

    حال برای ما مشخص نیست که نام این چهار نفر از صحابه ای که قصد شکایت از امیرالمومنین علیه السلام را داشنتند کیستند ؟؟ چرا نام ایشان مخفی می باشد ؟

    اگر این مطلب را در مورد یکی از خلفای ثلاثه ( ابی بکر و عمر و عثمان ) بیان می کردند ، اهل تسنن چه موضعی در مورد این چهار صحابه و معتقدان به آن می گرفتند ؟؟

    جالب این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز با این عملکرد صحابه بسیار مخالفت کرده و حتی خشمگین شده و چنین فرمودند :
    " ما بال أقوام ينتقصون عليا؟ من تنقص عليا فقد تنقصني، من فارق عليا فقد فارقني. "
    ( پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حال غضب از اتاق بيرون آمدند و فرمودند: چرا عده اي از علي بد گويي مي کنند؟ هر کس از علي بدگويي کند، از من بدگويي کرده و از علي جدا شدن، مساوي است با از من جدا شدن )
    معجم الاوسط للطبراني، ج6، ص162 - مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص128
    در روايت ديگر، در مسند احمد، ج5، ص356 و ابن ابي شيبه در مصنف، ج7، ص504 از بريده نقل مي کند:
    " فرايت الغضب في وجه رسول الله "
    ( آثار خشم و غضبت در سيماي پيغمبر را مشاهده نمودم )
    از اهل تسنن سوال مي کنيم كه به غضب آوردن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) يعني چه؟
    آيا اين عمل، ايذاء پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هست يا نه؟
    پس عمل به اين آيه چه مي‌شود؟
    إن الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخرة و أعد لهم عذابا مهينا (سوره احزاب/آيه57)
    از همه اينها بالاتر اينكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد بيرون و فرمود:
    " ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ انه وليکم من بعدي."
    ( از جان علي چه مي خواهيد؟ از جان علي چه مي خواهيد؟ ، او ولي شما بعد از من است.)
    كلمه «ولي» مثل «مولا» که نيست که بياييم بگوييم «مولا» هفتاد معني دارد. کلمه «ولي» و مخصوصا واژه «من بعدي» تمام احتمالات را کنار مي زند. نمي گويد كه علي، دوست شماست، علي، دوست همه هست، واژه «من بعدي» يعني ولي امر شماست بعد از من.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    پس علمایی که می گویند : سپاه يمن از علي شکايت کردند و اين انگيزِه حديث غدير بوده و مسأله بريده را مطرح کردند ؛ عملا بیان می کنند که به تاریخ خودشان نیز واقف نیستند .
    *** در باب مرتبه دوم سفر امیرالمومنین علیه السلام نیز بیان کردیم که شکایتی در آن سفر انجام نشد .
    *** و آنچه در باب مرتبه سوم سفر امیرالمومنین علیه السلام به یمن نیز بیان می گردد این است که برخی از صحابه از امیرالمومنین علیه السلام به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکایت کردند .
    واکنش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز این چنین بود :

    " فقام فينا خطيبا فسمعته يقول : ایها الناس لا تشكوا عليا فو الله إنه لأخشن في ذات الله و في سبيل الله "
    ( پیامبر برای ما خطبه کردند و شنیدم که می فرمودند : ای مردم ! از علی علیه السلام شکایت نکنید ، به خدا قسم او هر کاري انجام داده است، به خاطر رعايت موازين شرعيه است و او در مسائل شرعي هيچ ملاحظه اي ندارد. )
    مسند احمد، ج3، ص86 - مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص134
    بعد از اينکه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شکوائيه بعضي از افراد را شنيد، خطبه خواندند و بعد از خطبه :
    " ثم مضى رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم على حجه فأرى الناس مناسكهم و اعلمهم سنن حجهم "
    ( بعد از خطبه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حرکت کرد براي حج - يعني براي عرفات و منی - و به مردم مناسکشان را نشان داد و سنن و مناسک حج را به مردم يادآور شد و آموزش داد )
    تاريخ الطبري، ج2، ص402 - السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج4، ص1022
    كه اين روایات باز هم باز ارتباطي به غدير ندارد. اگر چنانچه واقعا حديث غدير، با قضيه شکايت سپاه يمن، پيوندي داشت حداقل بايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در اين خطبه اشاره اي مي کردند يا کنايه اي مي زدند و مي گفتند : مردم! آنهايي که از علي شکايت کرده اند، حرفشان درست نيست. آي مردم! آنهايي که کينه علي در دلشان هست، کارشان درست نيست، آنهايي که از علي رنجيده اند، کار درستي نکردند.و لذا من کنت مولاه فعلی مولاه !!!!
    ولی تمامی منابع روایی و تاریخی اهل تسنن اعتراف می کنند که هرگز در خطبه غدیر ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کوچکترین اشاره ای به شکایات صحابه از امیرالمومنین علیه السلام نشده است .
    همین بررسی اندک نشان می دهد که علمای اهل تسنن بعد از عجز و ناتوانی از توجیه دلالت حدیث غدیر از باب محبت و یاور و غیره ، این بار دلالت این روایت متواتره را منوط به شکایت گروهی از صحابه کرده اند . که این امر نیز ، گذشته از عدم تطابق تاریخی ، سبب می شود که وجهه دشمنان امیرالمومنین علیه السلام در میان صحابه بیشتر روشن شود و اینکه همین شکوا کنندگان نیز با اینکه از جانب پیامبر مردود شناخته شده و سبب خشم ایشان شدند ، همچنان در نزد اهل تسنن ( که مدعی پیروی از پیامبر هستند ) عادل باشند !!!!!

    العبد الاحقر – مقداد العلوی

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ انه وليکم من بعدي.
    اعتبار این حدیث بین اهل سنت چقدره؟
    برای این میپرسم که حدیث خیلی واضحی است و به نظرم هیچ جای ایرادی نداره!و تنها راه فرار ازش انکار اونه!

    ویرایش توسط hoorshid : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۰:۲۷
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    اعتبار این حدیث بین اهل سنت چقدره؟
    برای این میپرسم که حدیث خیلی واضحی است و به نظرم هیچ جای ایرادی نداره!و تنها راه فرار ازش انکار اونه!

    سلام

    جناب آقاي نَسائي - که مولف يکي از صحاح سته است - در سنن کبري، ج5، ص133 مي گويد:
    وقتي که آمديم در مسجد و از علي بدگويي کرديم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صداي ما را از داخل منزل شنيد.
    فخرج مغضبا، فقال: ما بال أقوام ينتقصون عليا؟ من تنقص عليا فقد تنقصني، من فارق عليا فقد فارقني.
    پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حال غضب از اتاق بيرون آمد و فرمود: چرا يک عده اي از علي بد گويي مي کنند؟ هر کس از علي بدگويي کند، از من بدگويي کرده و از علي جدا شدن، مساوي است با از من جدا شدن.
    معجم الاوسط للطبراني، ج6، ص162 - مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص128
    در روايت ديگر، در مسند احمد، ج5، ص356 و ابن ابي شيبه در مصنف، ج7، ص504 از بريده نقل مي کند:
    فرايت الغضب في وجه رسول الله
    آثار خشم و غضبت در سيماي پيغمبر را مشاهده نمودم .
    از آقايان اهل سنت سوال مي کنيم كه به غضب آوردن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) يعني چه؟
    آيا اين عمل، ايذاء پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هست يا نه؟
    پس عمل به اين آيه چه مي‌شود؟
    إن الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخرة و أعد لهم عذابا مهينا (سوره احزاب/آيه57)
    از همه اينها بالاتر اينكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد بيرون و فرمود:
    ماذا تريدون من علي؟ ماذا تريدون من علي؟ انه وليکم من بعدي.
    از جان علي چه مي خواهيد؟ از جان علي چه مي خواهيد؟ ، او ولي شما بعد از من است.
    كلمه «ولي» مثل «مولا» که نيست که بياييم بگوييم «مولا» هفتاد معني دارد. کلمه «ولي» و مخصوصا واژه «من بعدي» تمام احتمالات را کنار مي زند. نمي گويد كه علي، دوست شماست، علي، دوست همه هست، واژه «من بعدي» يعني ولي امر شماست بعد از من.
    پس اين آقايان که آمده اند گفته اند: سپاه يمن از علي شکايت کردند و اين انگيزِه حديث غدير بوده و مسأله بريده را مطرح کردند، اين نشان مي دهد که آقايان از تاريخ خودشان هم بي خبرند. از آنچه که در کتاب هاي خودشان هم نوشته، اطلاعي ندارند.
    گناه ما چيست كه بيائيم تاوان جهل آقايان به کتاب هاي خودشان را بپردازيم؟ آنها بايد جواب بدهند.
    اميرالمؤمنين (عليه السلام)، سه مرتبه به يمن رفتند. يک مرتبه در سال هشتم هجرت بود، بعد از فتح مکه و اين قضيه بريده، مربوط به همان است. يک دفعه هم براي قضاوت رفته بود. يک سفر هم در ماه رمضان سال دهم هجرت است كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) به دستور نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رفتند به يمن و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواست حرکت کند به سمت مکه و نامه نوشت به اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه از يمن بيائيد و در حجة الوداع به من بپيونديد. در آنجا هم يک بحث هايي نسبت به تصرف صحابه در اموال بيت المال شده که جاي بحث مفصلي دارد و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ظاهرا در روز چهارم ذي الحجه:
    فقام خطيبا فينا و قال لا تشكوا عليا فإنه أشد و أخشن في ذات الله
    کسي حق شکايت از علي را ندارد، او هر کاري انجام داده است، به خاطر رعايت موازين شرعيه است و او در مسائل شرعي هيچ ملاحظه اي ندارد.
    مسند احمد، ج3، ص86 - مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص134
    در آنجا بود که بعد از اينکه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شکوائيه بعضي از افراد را شنيد، خطبه خواند و بعد از خطبه:
    ثم مضى رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم على حجه فأرى الناس مناسكهم و اعلمهم سنن حجهم.
    بعد از خطبه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حرکت کرد براي حج، يعني براي عرفات و منا و به مردم مناسکشان را نشان داد و سنن و مناسک حج را به مردم يادآور شد و آموزش داد.
    تاريخ الطبري، ج2، ص402 - السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج4، ص1022
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۱/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۶:۲۶
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,902
    حضور
    84 روز 14 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40515
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,140
    حضور
    45 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10540



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    مرتبه اول : برای تبلیغ اسلام در یمن . ایشان فرمانده لشکر بودند و با برخی از قبایل یمن نیز جنگ کرده و مثلا قبایلی همچون همدان نیز به اسلام گرویدند . در این جنگ بود که بریده ( به فرمان خالد بن ولید ) به مدینه رفته و از امیرالمومنین علیه السلام در مسجد مدینه ، شکایت کرد ( صحیح البخاری ج 3 ص 98 ح 4256 کتاب المغازی و غیره )
    سلام علیکم
    سفر اول که آقا رضا فرمودنددر ماه مبارک رمضان سال دهم هجری بود. پیامبرصلی الله علیه وآله حضرت علی علیه السلام را ه ماموریت یمن فرستاد. پیامبرصلی الله علیه وآله شش ماه قبل، خالدبن ولید، فرمانده نظامی قریش - که تازه مسلمان بود.- را به نقاط مرزی یمن فرستاده بود تا زمینه نفوذ اسلام در آن جا رافراهم سازد. اما خالد ناکام مانده بود. (1) رسول خداصلی الله علیه وآله تصمیم گرفت حضرت علی علیه السلام را جانشین خالد نماید. ماموریت حضرت علی علیه السلام عبارت بود از:
    1 - تبلیغ اسلام در یمن.
    2 - سفر به منطقه مسیح نشین نجران(واقع در شمال شرقی یمن) و اخذ مطالبات وجزیه (×) از آن ها.
    امیرالمؤمنین علیه السلام به دستور پیامبرصلی الله علیه وآله همراه 300 نفر از مسلمانان آماده حرکت شد. (2)
    رسول خداصلی الله علیه وآله به بدرقه آن ها آمد.پیامبرصلی الله علیه وآله با دست های مبارک خود پرچمی درست کرد و به امیرالمؤمنین علیه السلام داد. سپس حضرت محمدصلی الله علیه وآله بیرقی مخصوص آماده نمود و به حضرت علی علیه السلام داد.
    پیامبرصلی الله علیه وآله به سر حضرت علی علیه السلام عمامه بست و به او فرمود: «برو و به این سو و آن سوتوجه نکن. (مستقیم رهسپار سرزمین یمن شو.) و چون به آن جا رسیدی، قبل از جنگ،با هرکس که برخورد نمودی، این گونه بگو: آیامایلید لااله الاالله بگویید؟ اگر قبول کردند،بگو: آیا نماز می گذارید؟ اگر قبول کردند، بگو:آیا اجازه می دهید از اموالتان مقداری به عنوان صدقه برای فقرایتان جدا کنم؟ اگرپذیرفتند، پس چیزدیگری از آن ها نخواه (3) به خدا قسم! اگر خداوند به دست تو یک نفر راهدایت بکند، بهتر است از هر آنچه خورشیدبرآن ها طلوع و غروب می کند.» (4)
    درضمن پیامبرصلی الله علیه وآله بدو سفارش نمود که در نماز رعایت حال ضعفا را بنماید. (5) ونسبت به مسیحیان نجران هم امر به ملاطفت فرمود. و آنگاه نامه ای را که خطاب به اهل یمن نوشته بود، به او داد که با خواندن آن یمنی ها را به اسلام دعوت کند.
    امیرالمؤمنین علیه السلام در ماه رمضان رهسپاراین سفر تبلیغی شد و بعد از طی مسیری طولانی دربیابانهای حجاز، سرانجام قبل ازماه شوال یا در اوائل آن ماه به کوهستانهای حاصلخیز یمن رسید; سرزمینی که در حجازتنها نقطه ای بود که دارای فرهنگ و تمدن بود.
    سپاه تبلیغی اسلام به محل سکونت قبیله بزرگ همدان رسید. سپاه خسته از سفری طولانی بود. بدین خاطر آن روز را پذیرای دامان گرم قبیله پرمهر همدان شد و شب رانیز در آغوش طبیعت زیبای جنوب حجازبیاسود. سحرگاهان روز بعد،امیرالمؤمنین علیه السلام شروع به مرتب نمودن صفوف لشکریان نمود و نماز صبح را به جماعت و در اوج شکوه و عظمت به پا داشت.همدانیان مات و مبهوت نیایش سحرخیزان تازه وارد بودند. خورشید آرام از پشت کوه هابالا آمد. امیرالمؤمنین علیه السلام قبیله همدان رافراخواند. همدانیان گردآمدند. حضرت علی علیه السلام به حمد و ثنای الهی پرداخت. سپس نامه پیامبرصلی الله علیه وآله را قرائت کرد. سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله بر قلب های قبیله همدان نشست وهمدانیان اسلام آوردند. (6) اسلام آوردن سریع قبیله بزرگ و مهم همدان، آن چنان شادی آفرین بود که امیرالمؤمنین علیه السلام بلافاصله این خبر مسرت بخش را در نامه ای به پیامبرصلی الله علیه وآله نوشت و با پیکی به مدینه فرستاد. پیامبرصلی الله علیه وآله پس از دریافت نامه، آن چنان شادمان گردید که بلافاصله سجده شکرنمود و خداوند را سپاس گفت و فرمود: «درود وسلام بر همدان.» (7)
    سپاه تبلیغی اسلام به سوی مناطق دیگریمن رفت. اسلام به سرعت در یمن گسترش یافت. امیرالمؤمنین علیه السلام در مدت کوتاهی(کم تر از یک ماه) توانست به نشر اسلام دریمن بپردازد. قضاوت های حضرت علی علیه السلام دریمن که بعدا مورد تایید رسول خداصلی الله علیه وآله قرارگرفت، (8) جزو کارنامه درخشان فضائل آن حضرت است.
    سپاه اسلام وارد سرزمین نجران شد.برخورد بسیار مهربانانه حضرت علی علیه السلام بامسیحیان نجران با آغوش باز آن ها همراه شد. مسیحیان به تمام تعهدات (مالی) خودوفا نمودند و بدین گونه پیوند خود را بامسلمانان مستحکم و همیشگی نمودند;پیوندی که برای اولین بار بین مسلمانان واهل کتاب به صورتی مسالمت آمیز برقرارشده بود. در این زمان نامه ای از رسول خداصلی الله علیه وآله رسید. در آن نوشته شده بود: «پیامبرصلی الله علیه وآله عازم حج است.» پیامبرصلی الله علیه وآله ازحضرت علی علیه السلام خواسته بود که برگردد تا دراین حج او را همراهی کند. (9)
    1- ارشاد، مفید، ص 31.
    × - مالیات و حقوقی که اهل کتاب ساکن سرزمین های اسلامی باید به دولت اسلامی بپردازند.مسیحیان نجران بعد از جریان مباهله با پیامبر(ص)،متعهد پرداخت آن شده بودند.
    2 - السیرة الحلبیة، ج 2، ص 345.
    3- المغازی، واقدی، ج 3، ص 1079.
    4- بحارالانوار، ج 21، ص 361.
    5- وسائل الشیعه، کتاب الصلاة، باب صلاة الجماعة.
    6 و 7- بحارالانوار، ج 21، ص 363.
    8- تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان، ج 1،ص 632.
    9 - بحارالانوار، ج 21، ص 384.


  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود